سلام مهمان عزیز، اگر این پیغام رو می بینی، به این معنی هست که هنوز ثبت نام نکردی. برای ثبت نام اینجا کلیک کن تا بتونی از تمام امکانات انجمن استفاده کنی.
اگر قبلا ثبت نام کردی، از اینجا وارد شو.
جهت ارتباط با مدیران
کلیک کنید

اگر اين نخستين بازديد شماست نام نويسي کنيد ، چرا نام نويسي ؟

شرکت در مسابقات فردی و گروهی ویژه ترک
بحث و گفتگو در رابطه با موضوعات انجمن
دسترسي به بخش هاي ويژه مخصوص کاربران سايت


امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تالار شهرت--Hall Of Fame
#61
دوباره سلام 
در این روزهای بهاری، به سراغ مرد پر کار کانون رفتیم: rezaKy عزیز  Khansariha (18)
در کمتر از یک سال فعالیت کانونیش 1500 پست داشته و حسابی تو کانون گرد و خاک به راه انداخته.  4chsmu1 

این شما و این مصاحبه خبرنگار کانون با ایشون:

1)     چهره ماندگار بودن کانون چه حسی داره؟ 
سلام خدمت شما و همه کانونیای گل. چهره ی ماندگار بودن، لغت واقعا سنگینی حساب میشه. ینی تا وقتی کانون، سر پا هست و داره به رسالتش عمل میکنه، اسم اون چهره توی تاریخچه ش ثبت میشه. ینی اون چهره، میشه یه الگو. و من الان نمیدونم چطوری توصیف کنم خودمو. چون هم خوشحالم هم نگران. خوشحالم تا آسمونِ هفتم و نگران از این بابت که آیا میتونم الگو بمونم؟ یا نه

2)     رضا از خودش کم اثر نذاشته. اما به نظر خودت کدوم اثر از رضا بوده که بچه های کانون رو این قدر جذب خودش کرده؟
والا سوال سختیه که بیشتر خود بچه ها باید بگن. ولی من اگه رضا رو بخام از بیرون تماشا کنم، میگم آدمیه که سعی میکنه انرژی بده به بقیه. امیدوارم رضا بتونه کارخونه ی تولید شادی باشه.

3)     ما کانون میایم تا به خودمون کمک کنیم یا اینجاییم تا کمک حال بقیه باشیم؟
ما (همه ی اعضا) اینجاییم تا در درجه اول به خودمون کمک کنیم. چون هیچ کسی رو نمیتونی پیدا کنی که بغل دستیشو از خودش بیشتر دوس داشته باشه. وقتی کسی که میاد ترک کنه، اول به خودش کمک میکنه. بعد وقتی به بقیه امید میده، همدردی میکنه و راهکار میده، اونجاس که هم به خودش کمک میکنه هم به دوستش. درواقع کانون، یه زنجیر دایره اییه. چون به هر کسی نگاه کنی، با یه دست، بغلیشو نگه داشته و دست دیگه ش توی دست دیگری.

4)     برای کانون چی کار کنیم که همیشه حالش خوب بمونه؟
کانون که همیشه حالش خوب میمونه مهم نیس چقدر خلوت یا چقدر شلوغ باشه. مهم اینه که (حتی شده یه جوان رو) از باتلاق خ.ا نجات بده.
این که همه ی مدیراش میگن کانون شلوغ تر بشه قطعا برای اینه که انسان ذاتا هرچیو داشته باشه سیر نمیشه. ینی این حامیا حرصِ نجاتِ آدمای بیشتر میزنن (خودمو نمیگما کلا همه حامیا [تصویر:  4chsmu1.gif] ) که در واقع کاش همه آدما یه همچین حرص و آزی داشته باشن.


5)     چیزی از سال جدید نگذشته. تو زندگی شخصی، چقدر برای امسال نقشه کشیدی و به چگونه سپری کردنش فکر کردی؟
امسال سالیه که احتمالا اگه اسفند، برگردم به فروردینش فک کنم، میگم عهه کی باورش میشد من اینجا باشم. نقشه هایی کشیدم تا آینده مو یه جای دیگه بسازم. میخام بیشتر بدونم، بخونم، بهتر زندگی کنم، بیشتر به خدا نزدیک شم و میخام از 97 لذت ببرم. 

6)     این همه فعال بودن تو داخل کانون از کجا میاد؟ به خیلی از تاپیک ها با پشتکار سر زدی و سر می زنی. فکر می کنی به همین اندازه ثمره هم داره؟
همونجور که توی سوال3 گفتم، همه اینجاییم که به خودمون اول کمک کنیم. خیلی وقتا به بچه ها هم میگم، ترک کانون کمکی به ترک نمیکنه. در واقع به اکثر تاپیکا سر میزنم تا بیشتر توی این نقطه ی امن باشم. چون وقتی توی کانونم، هوس دستش اینقدر دراز نیست که بتونه منو بگیره. بالاخره اینجا آسمان است و هوس اهلِ زمین :)

7)     تو یک سال هم نیست که عضو کانون شدی. دوست دارم بدونم بهترین هدیه و دریافت و روزی که نصیب تو از این یک سال کانونی بودن شده چیه؟
بیشترین چیزی که به برکت کانون گرفتم، هدیه معنویش بود. امید به آینده م شدیدا زیاد شده و حس میکنم بزرگتر شدم و اینو مدیون تلاشی میدونم که برای ترک داشتم. توی دنیایی که الان داریم زندگی میکنیم، کسی صحبت از معنویت کنه، فکر میکنن (ببخشید) اُمله یا نمیفهمه. فکر میکنن همه چی علمه. اگه علم نمیتونه خدا رو توضیح بده و حسِ درونی خوب رو نمیتونه بیان کنه، بخاطر اینه که عقل کامل نیست. از یه جا به بالاتر با عقل نمیشه رفت و باید گیرنده های معنوی رو روشن کنیم. خداروشکر و با وجود کانون، من شروع کردم به توجه به بُعد روحانی. امیدوارم راه درست رو پیدا کنم.

8)     برای کانون تو سال 97 چه پیش بینی داری؟
برای کانون توی 97 یه فکرایی دارم که نیازمند همفکری با مدیرای عزیزه. یکیش توجه به اورژانسِ کانون که حتما Notification دار بشه. این بخش همونطور که میدونین خیلی مهمه.
برای هدایت گرفتارای خ.ا به سایت، امیدوارم امسال، پیشنهاداتی که داده بودم، دوباره بررسی بشه و انشالله مدیرای عزیز به بی ضرر بودنش واقف هستن. برنامه بزرگ من برای کانون، راهنمایی آدمای بیشتر به اینجاس. اونایی که نیاز به جامعه همدرد رو حس میکنن ولی هیچکسی رو ندارن تا بهشون بگن: " باباجان من معتاد خ.ا هستم و میخام ترک کنم. کمک کن بهم"

9)     به عنوان کسی که منتخب کانونی ها به حساب میاد، چه صحبتی برای دوستانت داری؟
چیزی که میخام بگم، یه تشکر از تهِ قلب هست. در واقع در قالب کلمه، زیاد نمیتونم عمقِ صمیمیتمو بیان کنم. دیگه اینکه بگم خودمون انتخاب میکنیم که چی باشیم. اگه غمگینیم،افسرده ایم، مضطربیم، برای اینه که خودمون انتخاب کردیم. اگه شادیم، زندگی رو دوس داریم، بپر بپر میکنیم و حال روحانیمون خوبه، برای اینه که بازم انتخاب کردیم که این باشیم.
انگیزه، هدیه اییه که خدا میده و به کسی میده که دستشو دراز کنه و بخادش. امیدوارم همیشه نیمه پُر داستانو ببینین.


10)  حرف آخر...
خیلی حرف زدم خسته شدن بچه ها. حرف آخر اینکه " اَ لیسَ الله بکافٍ عبده"
دست خدا با هممون


عالی باشی همیشه  [تصویر:  khansariha%20(46).gif]
با باورهای آدم های اطراف مون نمیشه موفق شد...
این ماییم که باید باور کنیم می تونیم... 128fs318181

[تصویر:  05_blue.png]
 سپاس شده توسط می توانم ، rezaKy ، Queen ، عاشق فاطمه زهرا ، مرد مجاهد ، خاله شادن ، بسوی موفقیت ، omid 24 ، حوا هستم ، شازده کوچولو ، sadaf1 ، قاصدک ، سها ، rezvaneh ، aliunknown
#62
سلام
این بار به سراغ دیگر چهره ماندگار سال 96 کانون رفتیم: خانم می توانم  Khansariha (46)
مصاحبه با همراهِ همدلِ همیشه ایستاده در صحنه ی کانون حتما خوندنیه:

1)     از اینکه چهره ماندگار سال 96 کانون شدید چه حسی دارید؟
واقعا نمی خواستم چهره ماندگار بشم، اگر سالهای قبل چهره ماندگار می شدم یه چیزی اما امسال نه. اون زمانهایی که یه عالمه فعالیت داشتم جا داشت چهره ماندگار شم اما حالا این اتفاق برام مایه شرمندگی شد! شرمندگی اینکه فعالیت نکردم اینکه خیلی کم کاری کردم. اینکه اون همه وقتی که دوستانم برام گذاشتن خیلی ها که نمی شه اسم برد از بس زیادن که باهم حرف زدن شده یک بار هم که شده کمتر اون کار رو انجام بدم اما من هنوز هم معتادم ! 

و اینکه من فعالیتم رو کم و کمتر کردم حتی نزدیک به صفر . یه سری انتقادها هم به کم کاری من به طور غیر مستقیم شد که بیشتر شرمنده شدم. 



2)     فکر می کنید چه خصوصیت ویژه ای در شما بوده که دوستان شما رو به عنوان فرد منتخب سال انتخاب کردن؟
نمی دونم واقعا. من خودم به این می توانم الآن هیچ جوره رای نمی دادم. خیلی لطف و محبت می خواسته رای دادن بهم.


3)     بهترین اتفاق کانون تو سال 96 چی بود؟
 ارائه مانیفست کانون فکر می کنم چیز خیلی خوبیه. پاکیه طولانی مدت تواب هم خوشحالم کرد به نظرم اتفاق خوبی بود و امیدوارم بازم تکرار شه و بر ای هر کی می خواد هم اتفاق بیفته .


4)     چه چیزی تو سال گذشته شما رو ناراحت کرد؟ 
خیلی چیزها. یه سری بحثهای تکراری که که هی اتفاق می افتاد اعصابمو خرد می کرد. اینکه هی بشینیم و بگیم کانون مثل سابق خوب نیست هی بشینیم بگیم چرا اعضا فعال نیستن و این جور غرغرها! 

به نظرم هر کسی خودش باید یک قدم برداره وقتی باید بریم اورژانس خودمون بریم؛اگر لازم داریم خودمون بریم تو مسابقات شرکت کنیم ؛ اگر دیدیم چند روزه پاکن به تازه واردا اعتبار بدیم(نه همین جوری وسط حرف زدن و بحثای مسخره به قیمت از بین بردن ارزشِ اعتبار ). اون لحظه هایی که وسوسه می شیم که فیلم یا عکس سرچ کنیم به جاش بریم و تو مسابقه ده روزه پست بچه ها رو بخونیم و لایک کنیم


اینا کاریه که هر کسی خودش باید بکنه بعد اگر یکی بود که همه این کارا رو کرد اون وقت حق داره به بقیه بگه چرا نشستین پا شین ! 
بر عکسش حوصله من رو سر می بره . می شه بحث دائمی و تکراری و البته دل سرد کننده .

یه چیز دیگه هم کنار کشیدن آدمایی مثل خودم ، رامین. و ... است .احتمال نا امیدی نگران و وحشت زده م می کنه .


5)     به نظرتون اینکه آدم این همه دغدغه داشته باشه در طول سال، مدام به کانون سر بزنه، روحیه بده به دوست هاش و حمایت کنه در حالی که خودش به حمایت نیاز داره و ته تهش هم این باشه که آخر سال یه جشن براش بگیرن و ازش تشکر کنن، واقعاً می ارزه؟ (تازه اون جشن و تشکر هم معلوم نیست اصلاً باشه یا نباشه. اصلاً اون همه اومد و رفت دیده شده باشه یا نه.)  
نه. اگر انگیزه این باشه که بشیم آدم معروف یا تشکر کنن اصلا نمی ارزه . احتمالشم به قول شما کمه .
 اما اگه کمک به بقیه باشه وقتی حالشون مساعد نیست یا تشویق بقیه باشه وقتی پیشرفت کردن یا فعالیت و سرگرمی بقیه باشه واسه دور کردنشون از فکر و خیال باید بگم این یه حلقه می شه تو کانون مثل انعکاس نور! آخرش این نور وقت درستش به خودمون می تابه .


یه وقتی ما تشویق می شیم و انرژی می گیریم واسه مقاومت ! ما حمایت می شیم تا اراده مون تقویت شه و ترسمون بریزه از نیازها و دغدغه ها . اون وقت ارزشش رو داره . اینکه هر کاری دلمون می خواد یکی برای ما بکنه ما هر موقع انرژی داشتیم و حسش بود واسه بقیه انجام بدیم . (قدم بعدیش اینه که خودمونو مجبور کنیم خوب باشیم تا حال بقیه رو هم خوب کنیم)


6)     هنوز اوایل سال جدید هستیم. چقدر به سال 97 فکر کردید؟ احیاناً هدف گذاری یا برنامه ریزی شخصی داشتید؟
راستش فکر کردم ولی نتونستم تصمیم بگیرم .دروغ چرا هیچ آینده ای رو متصور نیستم . چندین سال از بهترین سالهای عمرم رو داغون کردم و دیگه چیز چندانی از اعتماد به نفس و غرور و شخصیتم نمونده ... ولی هیچ راهی ندارم به جز اینکه راه درست رو برم ، امسال یه حرکتی بزنم و یه قدمی بردارم .


7)     حال کانون چطوره؟ برای بهتر شدن حالش چی کار باید کرد؟
خوبه ! کانونه و بچه هاش ! هر چی ما حالمون بهتر شه کانونم حالش بهتره . برای بهتر شدنش من باید ترک کنم ؛ من باید قوی باشم؛ من باید بتونم . همین .


8)     شما منتخب کانونی ها هستید. از همراهان کانونی چه درخواستی دارید؟
می خوام از هم بیشتر حمایت کنن ؛ همین . 
دلم می خواد مسابقات رونق بگیره یعنی هر کی هر مسابقه ای به نظرش براش مفیده خودش بره و قوانین و پستای قبلی رو بخونه به سرپرست بگه و استارت رو بزنه .



9)     حرف آخر...
یه مدته به شدت احساس می کنم ... در واقع از احساس گذشته کاملا واضح و مبرهنه که یه عده از بچه ها از دستم شاکی هستن . خب عیب نداره شاید واقعا حق داشتن . پس من معذرت می خوام . لطفا یه کمی بهِم مثبت تر نگاه کنید . 

ما از خواهر و برادر به هم نزدیک تریم چون هیچ کی به عزیزترین آدم دنیای واقعیش نمی گه چه کاره است ولی اینجا به غریبه های دنیای مجازی می گه . ما اینجا از هر خواهر و هر برادری برای هم دلسوز تر و نگران تریم . پس بیاین مثبت نگر تر باشیم و اشتباهات هم رو ببخشیم .


از همه ممنونم که مصاحبه من رو تا اینجا خوندن امیدارم لیاقتش رو نشون بدم که همچین رای هایی بهم داده شده 53
با باورهای آدم های اطراف مون نمیشه موفق شد...
این ماییم که باید باور کنیم می تونیم... 128fs318181

[تصویر:  05_blue.png]
 سپاس شده توسط می توانم ، Queen ، خاله شادن ، chika ، شازده کوچولو ، APFL ، .:Negin:. ، آقای اراده ، عاشق فاطمه زهرا ، حوا هستم ، rezaKy ، Mojтaba ρiloт ، hamedhamed ، قاصدک ، pirooz97 ، سها ، یوسف ، rezvaneh ، aliunknown
#63
سلام
خبرنگار کانون همچنان در حال مصاحبه با چهره های ماندگار سال 96 کانون هست.  2uge4p4
این بار کسی نیست جز مدیر دوست داشتنی، زحمت کش، متین و باوقار تالار مسابقات: شازده کوچولو عزیز  Khansariha (46)

1)     شازده کوچولو از اینکه چهره ماندگار سال 96 کانون شده، چه حسی داره؟
یه مقدار احساس خجالت دارم و شاید ترجیح میدادم که نشم، ولی خوب خوشحال هم هستم که خداروشکر دوستان از حضورم در کانون احساس بدی نداشتن. ان شاءالله که در حد خودم مفید هم بوده باشم.

2)     فکر می کنی کسی که چهره ماندگار میشه و دوستان انتخابش می کنن، چه فرقی با بقیه داره؟ به خودت فکر کن و بقیه چهرهای ماندگار کانون.
 به نظرم افرادی که انتخاب شدن هر کدوم ممکنه دلایل مختلفی داشته باشه، در مورد خودم فکر میکنم اول لطف دوستان بوده بعد هم این که شاید فعالیت‌هام مدلی بوده که بیش‌تر در دید بوده. 

3)     کاربرهای قدیمی تر سایت چه کاری می تونن انجام بدن که کانون پرشور باقی بمونه و البته این شور و هیجان به نتیجه گیری بهتر در راستای هدف کانون منجر بشه؟
اول این که خودشون روحیه و حضورشون رو حفظ کنن، و اینکه با توجه به تجربه‌هایی که دارن سعی داشته باشن کانون رو از حاشیه‌هایی که از هدفش دورش میکنه محافظت کنن. 

4)     به کاربرهای جدیدتر کانون چه پیشنهادی داری؟ چطور از کانون استفاده کنن که بهترین بهره رو برده باشن؟
 استمرار داشته باشن و امید، توی کانون افرادی هستن که خیلی موفق بودن در ترک، از راهنمایی گرفتن از اونا و همچنین امکانات کانون برای ترک خودشون رو محروم نکنن. 

5)     تلاش برای پاکی و ترک خ.ا تا کجا باید ادامه داشته باشه؟ با توجه به چیزهایی که تو این سال ها تو کانون دیدی، مهم ترین دلیلی که فکر میکنی مانع ترک بچه ها میشه چیه؟
مسلماً این تلاش باید ادامه دار باشه، البته عاملی مثل ازدواج  میتونه شرایط رو راحت‌تر کنه. مهم‌ترین عامل به نظرم نداشتن انگیزه‌ی مستحکم در ذهن فرد هست و نداشتن فعالیت و مشغله مناسب.

6)     به عنوان یه دلسوز فداکار کانونی دوست دارم این رو بدونم که فعالیت کردن برای کانون چه مزه ای داره؟ این مزه شیرینه همیشه؟ یا تلخ و شور و تند هم میشه؟
نمیدونم تا چه حد حسم مطابق واقعیت باشه ولی فعالیت کانون بهم حس مفید بودن میده و معلومه که طعم دل پذیری داره. البته چیزای دل پذیر لزوماً شیرین نیستن.

7)     برای سال جدیدی که هنوز ماه اولش هم به پایان نرسیده، برنامه ریزی کردی؟ هدف گذاری و این که بدونیم به کجا دوست داریم برسیم، چه تاثیری بر تلاش های ما داره؟ اصلا به این چیزها اعتقاد داری؟
برنامه ریزی کلی تقریباً داشتم ولی خوب اونجور که باید و شاید نه. طبیعتاً خیلی میتونه کمک کنه، آدمو از سردرگمی دور میکنه و متمرکز میشی روی اهداف.

8)     اگه از خدا بخوای یه آرزوی دست یافتنی کنی برای کانون و بدونی که مستجاب میشه، این آرزو چیه؟
آرزو میکنم افرادی که کانون براشون میتونه اثر خوب داشته باشه، بتونن کانونو پیدا کنن. از اون طرف هم کانون بتونه اثرات خیرش رو هر روز بیش‌تر کنه.

9)     بچه های کانون تو رو منتخب خودشون دونستن. چه درخواستی از همراهان کانونی داری و دوست داری از این تریبون برای رسوندن پیامت به اون ها استفاده کنی؟
برای همشون آرزوی عاقبت به خیر و سلامتی و خیر دارم، همین که ما در جبهه‌ای به اسم کانون هستیم، یعنی اینکه در طرف مقابل نیستیم و به نظرم این خودش خیلی ارزش داره.

10)  هر چه می خواهد دل تنگت بگو.
باز هم از همه‌ی کانونی ها تشکر میکنم. برای همدیگه دعا کنیم.
با باورهای آدم های اطراف مون نمیشه موفق شد...
این ماییم که باید باور کنیم می تونیم... 128fs318181

[تصویر:  05_blue.png]
 سپاس شده توسط زینبی ، خاله شادن ، رامین. ، یوسف ، شازده کوچولو ، rezvaneh ، انیس ، می توانم ، rezaKy ، sadaf1 ، قاصدک ، Queen ، عطر رهایی ، عاشق فاطمه زهرا ، حوا هستم ، aliunknown




کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

در ۷فروردین ۱۳۸۷ کانون ترک، از وبلاگ شخصی به نام آقای منهدم گام در دنیای مجازی نهاد،
با هدفی خدایی و آسمانی، برای رهایی همه ی بندگان گرفتار به گناهی بزرگ به نام «خودارضایی»، برای پاکی نهایی و ابدی…پاکی جسم ،روح و ذهن….
اینجا سرزمین نیست، آسمـــــــــــان است.