سلام مهمان عزیز، اگر این پیغام را مشاهده نموده ای به معنی آن است که شما هنوز ثبت نام نکردی. برای ثبت نام اینجا کلیک کن و از تمام امکانات انجمن ما استفاده کن و لذت ببر.
اگر قبلا ثبت نام کرده اید، وارد شوید.
جهت ارتباط با مدیران
کلیک کنید

اگر اين نخستين بازديد شماست نام نويسي کنيد ، چرا نام نويسي ؟

شرکت در مسابقات فردی و گروهی ویژه ترک
بحث و گفتگو در رابطه با موضوعات انجمن
دسترسي به بخش هاي ويژه مخصوص کاربران سايت


امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اگه می خوای اجتماعی بشی بیا اینجا
من میخوام امروز در مورد شعور حرف بزنم
شعور از چی میاد از شعر و یا حس و احساس
که میتونه با دهنن انسان همخوانی داشته باشه
همخوانی نیمکره راست و چپ مغز
و این هماهنگیه که عقل و احساس باید باهم مچ و هماهنگ عمل کنه تا بتونه که حالتی از حس رو بوجود بیاره
این همون درک متقابله حالا جالب اینجاست با داشتن اون احساس بچه بودن کاملا رفع میشه
و فرد از رفتاری روتین تبدیل به شخصی میشه که برای زندگی خودش تصمیمگیری میکنه و راهبردی حتی شروع به حل مسائل و ارائه راه حل میده 53
پس شعور اجتماعی یک نوع مقولست که حتما باید در روابط اجتماعی برای درک متقابل بکار برده بشه
پاسخ
 سپاس شده توسط MeHreKhODaa ، طاهر ، Queen ، Mobina ، پر پرواز ، دریا جون
20 راهکار غلبه بر کمرویی و خجالت
نوشته شده توسط محمود امانی

تاریخ ایجاد در جمعه, 09 خرداد 1393 19:41
کمرویی از بزرگترین موانع ارتباطی هر انسان در زندگی محسوب می شود.من در برهه ای از زندگی خودم  از کمروئی و خجالت رنج می بردم و سپس تصمیم گرفتم برای همیشه با کمروئی خداحافظی کنم. پس از این که این تصمیم را اجرایی کردم اتفاقات مثبت زیادی را در زندگی تجربه کردم.20 قانون طلایی و راهکار درمانی کمروئی را در این قسمت برای خوانندگان و علاقمندان منتشر می کنم که امیدوارم مفید باشه. شاد و تندرست باشید.



1.     شناسایی دلیل و یا دلایل کمرویی
چرا خجالت می کشید؟ برای درمان کمرویی در ابتدایی ترین قدم بر روی دلیل و یا دلایل کمروییتان فکر کنید و در قدم های بعدی واقعی یا توهمی بودنشان را بررسی کنید. به چه دلیل خودتان را از دیگران کمتر و ضعیف تر می بینید؟ دلیل احترام و انزوای مفرط شما چیست؟ من افراد زیادی را می شناسم که پس از فقط و فقط طرح و پاسخ به این سوال برای همیشه با کمروئی خداحافظی کردند.

2.     داوران در کمین را فراموش کنید
یکی از مهمترین دلایل کمرویی و خجالتی بودن افراد این است که دائماً فکر می کنند اطرافیان و همه جهان رفتار و صحبتهایشان را زیر نظر و ذره بین دارند در حالیکه اینگونه نیستند. شما اشتباه می کنید! تنها کسی نیستید که در زمین زندگی می کند. تصمیم بگیرید که دیگر به این مساله فکر نکنید که دیگران در مورد شما چه می گویند یا چگونه فکر خواهند کرد. مردم گرفتاری های خودشان را دارند!

3.     نقاط قوت خود را بیابید
همه مردم جهان مثل هم نیستند که اگر اینگونه بود جهان خسته کننده ای داشتیم. شما هم همانند بسیاری از انسان های روی زمین نقاط قوت و برجسته ای دارید که حتی در کمتر کس دیگری شاید بتوان یافت بنابراین برای رفع کمروئی در خود بجای اینکه دائماً به فکر نقاط ضعف و برجسته کردن ذهنی و عینی آنها باشید ، از همین امروز فهرستی از توانمندیها و استعدادهای مثبت و برجسته خودتان را تهیه کنید و برای سرمایه گذاری بر روی آنها تلاش و برنامه ریزی کنید.





4.     یاد بگیرید که خودتان را دوست داشته باشید.
شما فکر می کنید که انسان بدی هستید و در بسیاری از اوقات از خودتان راضی نیستید. همه انسان های دیگر را خوشبخت و بی نقص و خودتان را انسانی می پندارید که دوست داشتنی نیست و اصلاً از خودتان راضی نیستید. این تفکر را کنار بگذارید و از امروز خودتان را برای خوبی هایتان دوست داشته باشید. اگر خودتان را دوست نداشته باشید و از خودتان بیزار باشید دیگران هم همانگونه با شما رفتار می کنند!

5.     میانه روی
تلاش برای سازگاری با همه بسیار سخت و ملال آور است. ما نمی توانیم همه را از خودمان راضی نگه داریم . ما با بقیه فرق داریم و این بد نیست .لازم نیست همه زندگی ما جلب رضایت دیگران باشد برای همین در زندگی لازم است همواره میانه روی را انتخاب کنیم و در دوری و نزدیکی به انسانها اعتدال داشته و واقع بین باشیم.اگر این تصور را از خودمان داشته باشیم که همواره در برخورد با سایرین به عنوان محبوب ترین افراد روی زمین رفتار کنیم ،در اینصورت در پایان روز اگر اینگونه نبوده باشیم  دچار افسرگی و ضربه روحی خواهیم شد. زیاد سخت نگیرید همه قرار نیست مادر ترزا باشند!

6.     تمرکز بر روی دیگران
به جای تمرکز بیش از حد بر رفتار خودتان بر روی رفتار دیگران تمرکز کنید و با نظارت بر رفتار آنان، بهترین ها را از دیگران بیاموزید. همواره از خودتان بپرسید اشخاصی را که دوست دارید چه نکات مثبتی در رفتارهایشان دارند؟ اگر می توانید تلاش کنید از رفتارهای خوب آنها الگوبرداری کنید بجای اینکه دایما به اشتباهات رفتاری احتمالی خودتان فکر کنید.

7.     غلبه بر اضطراب
نگرانی بی مورد از برخورد با دیگران یکی از مهمترین دلایل کمرویی و ضعف اعتماد به نفس در افراد است. کم تحرکی و عدم تخلیه انرژی می تواند اضطراب و نگرانی بی مورد را در افراد گسترش دهد برای همین توصیه می کنیم تلاش کنید با استفاده از روشهای مختلف مثل نفس عمیق کشیدن، پیاده روی،شنا، بازی، حضور در اماکن شاد،یوگا، ورزش کردن و البته نوشیدن آب به نگرانی های بی مورد در خود خاتمه دهید.

8.     تصویرسازی
تصور کنید در زندگی انسانی با توانمندیهای زیاد، شاد و  پر انرژی و با اعتماد به نفس هستید که دیگران از ارتباط با وی لذت می برند. هر روز در جایی که احساس راحتی دارید بنشینید و یا دراز بکشید، به موسیقی آرامبخش گوش بدهید و در این لحظات فقط و فقط در تصویرسازیهای ذهنیتان خودتان را انسان قدرتمند، محبوب، شاد و  دوست داشتنی تصور کنید و حواس خود را از ضعف و اشتباهات گذشته کاملا دور کنید.

9.     تحلیل وضعیت ناراحت کننده
قرار گرفتن در موقعیتهایی که برای ما استرس آور و آزاردهنده است می تواند در تقویت کمرویی در ما تاثیر بسزایی داشته باشد. راه حل مبارزه با این مکان ها و موقعیتها ترک کردن محل و موقعیت نیست بلکه ما باید به عنوان یک ناظر و داور رفتار از خودمان بپرسیم دلیل رفتارمان در آن موقعیت چیست؟چرا و چه چیزی سبب می شود ما در موقعیتهای این چنینی دچار کمرویی و خجالت بشویم؟آیا نمی توانیم به گونه دیگری رفتار کنیم؟بنابراین بجای ترک محل که موجب تشدید و تقویت کمروئی در افراد می شود تلاش کنید باید تلاش کنیم در موقعیت های آزاردهنده که سبب بروز خجالت و کمروئی در ما می شود با موقعیت روبرو شویم، آن را تحلیل و ارزیابی کنیم و رفتارهای جایگزین و مناسب را جایگزین رفتارهای نامناسب توام با خجالت قبلی نماییم.

قرار گرفتن در موقعیتهای ترس آور سبب می شود به مرور زمان از استرس شما کاسته شود ، اعتماد به نفس در شما افزایش یابد و حالت ناخوشایندی که قبلاً داشتید بعداً به لذت و لبخند و آرامش تبدیل شود.

10.         قدرت نه گفتن
قدرت نه گفتن را در خودتان تقویت کنید. طی فرآیند یادگیری می آموزید که بدون خجالت و قرار گرفتن در موقعیت تنش زا به دیگران نه بگوئید و این همان چیزی است که افراد خجالتی از آن بی بهره اند.

11.         کنارگذاشتن توقعات بی جا
خودتان را با دیگران مقایسه نکنید. انتظارت بیش از حد از خودتان نداشته باشید. چنانچه خودتان را با محبوب ترین و برترین افراد جامعه مقایسه کنید بدون اینکه به واقعیتهای زندگی خودتان توجه داشته باشید در این حالت تنش و استرس و نگرانی در شما ایجاد می شود و شما خودتان را نکوهش می کنید که چرا نمی توانید مثل آنها باشید. توقعات بی جا از خودتان را کاهش دهید و با نگاه واقع بینانه به خودتان و دیگران نگاه کنید. اجازه بدهید زندگی تان مسیر طبیعی خود را طی کند.

12.         برچسب زدن به خودتان را متوقف کنید
زدن برچسب آدم خجالتی به خودتان را متوقف کنید. چه لزومی دارد مدام به خودتان بگوئید من خجالتی هستم. شما خجالتی هستید چون خودتان به خودتان گفتید: من خجالتی هستم ،در حالی که از همین الان می توانید این باور را تغییر دهید و بگوئید: من خجالتی نیستم. از امروز بگوئید: من انسان شاد، زیبا، محبوب، مقتدر، خوشبخت و خلاق و منحصر بفرد هستم.

13.         مهارت های اجتماعی را تمرین کنید
بخشی از کمروئی ما می تواند نتیجه عدم شناخت و یا فقدان تسلط کافی بر مهارت های اجتماعی باشد. از امروز تصمیم بگیرید مهارت های اجتماعی را در کلاس های آموزشی و یا به صورت غیر مستقیم از دیگران بیاموزید.

14.         شاد باشید
افسردگی در کمروئی تاثیر فراوانی دارد. چرا شما نباید در مجالس عروسی برقصید.چرا فکر می کنید شادی مخصوص انسانهای جلف و بی شخصیت است. چرا فکر می کنید شادی با نجابت تناقض دارد؟ از امروز تصمیم بگیرید به مکانهای شاد بروید و شادی کنید و از زندگی لذت ببرید.

15.         پیش به سوی موفقیت
از امروز بیشتر به موفقیت هایتان فکر کنید. مجلات موفقیت بخوانید. با آدم های موفق بیشتر معاشرت داشته باشید. موفقیت هایتان را ثبت کنید و برای رسیدن به موفقیت در زندگی خود و دیگران تلاش کنید.

16.         روابط اجتماعی خود را توسعه دهید
بهترین و کارآمدترین روش درمان خجالت، توسعه روابط اجتماعی است. تصمیم بگیرید معاشرت خودتان را توسعه دهید. از برخورد با افراد دیگر نترسید و به دنبال این باشید که از ارتباط با دیگران لذت ببرید.

17.         برای زندگی خود برنامه ریزی کنید
ارزشهای اساسی زندگی خود را بنویسید و از این به بعد به آن پایبند باشید.برای زندگیتان هدف داشته باشید و برای رسیدن به اهداف زندگی ارزشمندتان برنامه ریزی و برای اجرای برنامه های زندگی تان تلاش کنید.

18.         مثبت اندیش باشید
منفی بافی ، ناامیدی و پوچی شما را آزار می دهد.با همه این موارد خداحافظی کنید و از امروز تصمیم بگیرید زیبایی های دنیا را بیشتر ببینید.

19.         انجمن های خیریه و گروه های عام المنفعه
در انجمن های خیریه و گروه های عام المنفعه عضو شوید. حس زیبایی از مشارکت در این گروه ها به شما دست میدهد. کمک به دیگران اعتماد به نفس را در شما تا حد زیادی تقویت می کند.

20.         مطالعه
مطالعه خودتان را توسعه دهید. از امروز بیشتر مطالعه کنید و در بحث های علمی بیشتر مشارکت کنید. مردم در همه جوامع برای انسان های اهل مطالعه احترام زیادی قایل هستند و البته با افزایش مطالعه بعد از مدت کوتاهی افزایش بی نظیری را در اعتماد به نفس و سعادت در زندگی خودتان احساس می کنید. من هنوز هم در زندگی ام از این روش استفاده می کنم و از مطالعاتم بهره های زیادی برده ام.
پاسخ
 سپاس شده توسط می توانم ، یوسف
روان شناسی کم رویی و روش های درمان چاپ فرستادن به ایمیل
چهارشنبه, 28 اردیبهشت 1390 ساعت 07:17
روان شناسی کم رویی و روش های درمان
دکتر غلام علی افروز

خلاصه كتاب : مولف: دکتر غلام علی افروز- چاپ و نشر: تهران. دفتر نشر فرهنگ اسلامی- حروفچینی:واحد کامپیوتر دفتر نشر فرهنگ اسلامی-چاپ چهارم:1379- پیش گفتار: کم رویی یک ناتوانی و معلولیت فراگیر اجتماعی است .در بسیاری از مواقع کم رویی اصلی ترین مانع شکوفایی قابلیت ها، خلاقیت ها و ایفای مسوولیت ها است . پدیده کم رویی به عنوان یکی ازاساسی ترین آفات رشد متعادل درخانواده ها و جامعه می باشد. بدون تردید اختلال کم رویی قابل پیش گیری و درمان است .

انسان، مهارت های اجتماعی و کم رویی
انسان اصالتاَ موجودی اجتماعی است و نیازمند برقراری ارتباط با دیگران .بسیاری از نیازهای انسان و شکوفا شدن استعدادها و خلاقیت هایش فقط از طریق تعامل بین فردی و ارتباطات اجتماعی می تواند انجام شود.
درهرجامعه درصد قابل توجی از کودکان، نوجوانان و بزگسالان بدون آن که تمایلی داشته باشند، ناخواسته خودشان را در حصاری از کم رویی محبوس می کنند و شخصیت واقعی و قابلیت های ارزشمندشان در پس توده ای از ابرهای تیره ی کم رویی ناشناخته می ماند.
پرداختن به پدیده ی کم رویی و بررسی مبانی روان شناختی آن از این رواهمیت دارد که تقریباَ همه ما به گونه ای تجربه ای از کم رویی را در موقعیت های مختلف داشته ایم .
روند تحولات اجتماعی گویای این حقیقت است که مساله ی کم رویی غالباَ با گذشت زمان، فشردگی و پیچیدگی روابط بین فردی و تشدید فشارهای اجتماعی، رقابت ها، گوشه گیری ها و تک روی ها گسترده تر و شدیدترمی شود و درصد بیشتری از جوانان و بزرگسالان را فرا می گیرد.
مگراین که بتوانیم با تشخیص سریع واستفاده از روش های تربیتی و درمانی مناسب از گسترش و تشدید کم رویی پیشگیری کنیم .

کم رویی چیست ؟
به کلام ساده کم رویی یعنی "خودتوجهی "فوق العاده و ترس از مواجه شدن با دیگران. زیرا کم رویی نوعی ترس یا اضطراب اجتماعی است که در آن فرد از مواجه شدن با افراد ناآشنا و ارتباطات اجتماعی گریز دارد.
کم رویی از دیدگاه بین فرهنگی
کم رویی یک پدیده ی گسترده و متنوعی است که در نزد افراد، خانواده ها، جوامع و فرهنگ های مختلف معنایی متفاوت دارد. کودک یا نوجوانی ممکن است از نظر روانشناسی اجتماعی فردی کم روباشد، اما از نظر خانواده یا مدرسه یک کودک یا نوجوان مودب و متین تلقی گردد. برخی دیگر کم رویی را مترادف با حیا وعفت می دانند و آن را تایید و تشویق می کنند. پدیده ی کم رویی در کشورهای مختلف و از دیدگاه مطالعات بین فرهنگی، حاکمیت نظام های ارزشی وغالب بودن برخی اهداف خاص تربیتی بسیار مهم و قابل توجه است .
انتظار این است که در جوامع اسلامی با توجه به ارزش های والای قرآنی و وظایف و تکالیف شرعی فردی و گروهی کودکان، نوجوانان و بزگسالان به دور از افراط و تفریط در تربیت اجتماعی رشدی متعال و متوازن داشته باشند. بدون تردید مسلمان کم رو نمی تواند درانجام بعضی از وظایف و مسوولیت های اجتماعی خود مانند امر به معروف و نهی از منکر موفق باشند.


کم رویی اضطراب اجتماعی
بسیاری از مححقان و متخصصان ریشه ی اصلی کم رویی را در ترس یا اضطراب اجتماعی می دانند.
اضطراب
اضطراب از نظر روان شناسی یعنی "نا آرامی، هراس و ترس ناخوشایند و فراگیر با احساس خطر قریب الوقوع که منبع آن قابل شناخت نیست ".به سخن دیگر اضطراب یک پاسخ طبیعی در مقابل هر نوع تهدید و یا فرایندی آگاه کننده و اخطاری به فرد درباره ی یک خطر یا موقعیت ضربه آمیز است .
اضطراب ریشه اش درونی و روانی است و در مراحل رشد شخصیت پدیدار می شود. همان گونه که ذکر شد پاسخی برای تهدید پی ناشناخته و نامشخص و دارای جنبه ی تعارضی و غالباً مزمن است .
در تعدیل اضطراب عوامل بسیاری از جمله نحوه ی نگرش یا بازخورد فرد، باورهای قلبی، ارزش ها و اعتقادات دینی و تربیت خانوادگی و اجتماعی تاثیر دارد.



اضطراب اجتماعی
اضطراب اجتماعی نتیجه ای است از احتمال وقوع یا وقوع نوعی ارزیابی شخصی در موقعیت های مختلف اجتماعی. شخصی که دچار اضطراب اجتماعی است، تصور می کند در هر موقعیت یا شرایط اجتماعی فرد یا افرادی به محض مواجه شدن با او رفتار و شخصیتش را مورد نقادی و ارزیابی قرار خواهند داد و یا ممکن است طوری رفتار کند که مورد تحقیر دیگران واقع شود و در فشار و مخمصه قرار گیرد.
افرادی که به طور غیر عادی دچار ترس یا اضطراب اجتماعی هستند ، کمترین تمایلی برای حضور در موقعیت های اجتماعی و ارتباط با دیگران ندارند ، چرا که همه موقعیت های اجتماعی و تعامل بین فردی را صحنه های ارزیابی و انتقاد تلقی می کنند .

اضطراب اجتماعی درشرایط زیر مشاهده می شود:
1 – ترس از عدم تایید یا انتقاد توسط دیگران .
2 – ترس از قرار گرفتن در موقعیتی که می بایست مصمم و قاطع جواب داد و یا اظهار نظر کرد.
3 – ترس از مقابله کردن با شرایط خاص اجتماعی ، عصبانیت ها و پرخاشگری ها.
4 – ترس از مواجه شدن وهم کلامی با جنس مخالف .
5 – ترس از ناتوانی در برقراری وحفظ روابط صمیمی بین فردی .
6 – ترس از بروز جدی تعارض و دوگانگی احساس در خانواده و طرد شدن توسط والدین .
7 – ترس از طرد شدن واز دست دادن روابط بین فردی .

کم رویی و احساس تنهایی

تنهایی یک واکنش هیجانی است .فردی که قادر به برقراری ارتباط با دیگران نیست، احساس می کند که از دوستان و نزدیکان جدا است و به طورقابل ملاحظه ای کمتر از دیگران از روابط اجتماعی بهره می برد. کم رویی نوعی ناتوانی اجتماعی است و هر کدام از ما در یک موقعیت یا شرایط خاص ممکن است احساس کنیم که تنها هستیم .کم رویی ناتوانی و معلولیت فرد در برقراری ارتباط است و" تنهایی "مشکل انسان در اثر فقر ارتباطی است .
باید توجه داشت که صرف احساس تنهایی به معنای کم رویی یا ناتوانی و معلولیت اجتماعی نمی تواند باشد.
بنابراین احساس تنهایی ممکن است کاملاَ گذرا و موقتی باشد و فرد دوباره نشاط زندگی و تمایل به فعالیت اجتماعی را بازیابد. اما هرگاه چنین احساسی به علل گوناگون از جمله ناکامی های مکرر، نگرانی و اضطراب شدید، فشارهای خانوادگی و اجتماعی، برخورد منفی نسبت به رفتار ناخوشایند و واکنش های منفی اطرافیان و قطع امید از پیوندهای عاطفی عزیزان، تقویت گردد و فرد مبتلا عمیقاَ احساس تنهایی کند، نه تنها دچارمعلولیت اجتماعی می شود، بلکه اضطراب و احساس تنهایی زمینه ی افسردگی جدی را در وی به وجود می آورد.


شیوع کم رویی
کم رویی درنزدکودکان ونوجوانان به مراتب بیش ترازبزرگسالان است .بررسی های انجام شده حاکی ازآن است که تمامی افرادکم رودرهمه ی موقعیت هاوشرایط اجتماعی یکسان، واکنش و رفتار مشابهی از خود نشان نمی دهند و میزان و درجات احساس کم رویی ایشان کاملاَ متفاوت است .

درصدفراوانی کم رویی افراددرموقعیت هاوشرایط مختلف درصدفراوانی
1. حضوردرجمع بزرگی ازافرادغریبه ومقتدروملزم بودن به صحبت وپاسخ دادن به سوال های جمع
2. حضوردرجمع بزرگی ازافرادغریبه
3. مواجه شدن ( هم صحبت شدن )باجنس مخالف
4. حضوردرمیان جمعی که نسبت به فردکم رو،موقعیت تحصیلی واجتماعی برتری دارند
5. حضوردرموقعیت های اجتماعی جدید
6. به طوکلی حضوردرموقعیت های معمولی اجتماعی جدید
7. حضوردرهرموقعیتی که بایدمصممانه وقاطعانه نظرداد(جمع دوستان درمدرسه ،محل کار،.....)
8. حضوردرموقعیتی که فردموردارزیابی وقضاوت دیگران واقع شود
9. حضوردرجمع های کوچکی که فردموردتوجه دیگران است
10. حضوردرجمع گروه های کوچک اجتماعی
11. حضوردرموقعیت هایی که فدکم روبه کمک احتیاج دارد
12. حضوردربین گروه های شغلی وکاری
13. گفت وگوی دونفره باهم جنس
14. حضوردرجمع نزدیکان ودوستان صمیمی
15. حضوردرخانواده ومحشورشدن بامخاطبان خردسال آشناوصمیمی


تاثیر کم رویی بر تحول شناختی ،رشد شخصیت و سازش یافتگی اجتماعی
پدیده ی کم رویی به عنوان یک معلولیت اجتماعی ، چنان چه به موقع تشخیص داده نشود و درمان نگردد ممکن است آثار نامطلوبی به همراه داشته باشد.

بعدشناختی
در بسیاری ازمواقع هوش و استعدادی سرشار در پس ابرهای تیره ی کم رویی پنهان می ماند. کم رویی موجب افزایش فوق العاده ی خود توجهی و اشتغال ذهنی فرد کم رو نسبت به واکنش های خویش می شود، به گونه ای که شخص از هرگونه تفکر مولد و خلاق و ارتباط برتر باز می ماند؛ چرا که خلاقیت متضمن برخورداری از شخصیتی سالم ، پویا و فعال است .بنابراین کم رویی قدرت تفکرخلاق وخلاقیت فرد را محدود می کند.

بعدعاطفی – روانی – اجتماعی
افراد کم رو غالباَ دچار اضطراب ، افسردگی و احساس تنهایی بوده ، در برقراری و حفظ پیوندهای عاطفی با مشکل جدی مواجه هستند. کم رویی مانع اصلی رشد مطلوب عاطفی و روانی فرد است .
معمولاَ افراد کم رو نسبت به خود همان قضاوتی را ندارند که دیگران نسبت به آنها دارند. چون خود ارزش یابی نشانی از سازگاری اجتماعی است ، بنابراین خودپنداری ضعیف، بیانگر رشد معیوب شخصیت و پدیدآیی عقده ی حقارت است.

علل کم رویی
در این جا به طور خلاصه به اصلی ترین زمینه های کم رویی اشاره می شود.
کم رویی ناشی ازترس
کم رویی ناشی از ترس عموماَ از سال اول زندگی در نوزاد مشاهده می شود. در اواسط سال اول زندگی(غالباَ در 6 ماهگی) کمرویی به عنوان یک پدیده ی همگانی در همه ی نوزادان و نسبت به غریبه ها دیده می شود به عبارت دیگر در این شرایط اضطراب از بیگانه ها وجود کودک را فرا می گیرد. بعد از 6 ماهگی همراه با افزایش دامنه ی ارتباطات کودک با دیگران ، کم کم بر تجارب خوشایندوی افزوده می شود و از هم نشینی با دیگران ، بخصوص آشنایان لذت برده و ترسش فرو می ریزد و این حالت مقدمه ی لازم و مطلوبی برای اجتماعی تر شدن کودک است .


خانواده و فرزندان کم رو
محیط خانواده و تجارب اولیه ی کودک به خصوص در سنین پیش دبستانی و سال های آغازین مدرسه اصلی ترین نقش را درشکل گیری شخصیت کودک دارد. در این دوران الگوهای رفتاری بزرگسالان ، برنامه های تلویزیون، نحوه و میزان ارتباطات عاطفی ، کلامی و اجتماعی خردسالان با والدین و بزگسالان خانواده بیشترین تاثیر را در رشد مطلوب اجتماعی و یا پدیدآیی اضطراب و کم رویی کودکان می تواند داشته باشد.

تک فرزندها و فرزندان اول خانواده
کم رویی در میان فرزندان اول و تک فرزندها بیشتراز سایرفرزندان خانواده دیده می شود؛ به خصوص زمانی که والدین قادر نباشند زمینه ی تربیت و رشد اجتماعی مطلوب و هماهنگ ایشان را مطابق با نیازهای عاطفی و اجتماعی آنان فراهم آورند.
والدین انتظارات و توقعات متنوعی از تنها فرزند و یا فرزند اول خود دارند و به دلیل همین انتظارات فوق العاده ، اعمال فشارهای روانی از طرف والدین و آرمان خواهی های فراوان ایشان و احساس ناتوانی این قبیل فرزندان در تحقق بخشیدن به خواسته های والدین،به تدریج احساس بی کفایتی می شوندو زمینه ی اضطراب فراگیر و کم رویی در شخصیت آنها نمایان می شود.
مدرسه ، تقویت کم رویی یا رشد اجتماعی
مدرسه ، به عنوان اولین جایگاه رسمی تجربه ی اجتماعی کودکان ، می تواند نقش تعیین کننده ای در تقویت کم رویی یا پرورش مهارت های اجتماعی آنان ایفاکند. درغالب موارد، رفتار انفعالی و آرام و سکوت مضطربانه ی کودک کم رو و ناتوان به عنوان یک صفت پسندیده و ویژگی رفتاری مطلوب تلقی نموده، و با تایید وتشویق های خود، به طورمستقیم و غیرمستقیم سعی می کنند آن را تقویت نمایند. و جای بسی تاسف و تعجب دارد که در بسیاری از مدارس گاهی بالاترین نمره ی انضباط از آن معلولین اجتماعی، یعنی دانش آموزان کم روست .

فشارهای اجتماعی وکم رویی
علاوه بر خانه و مدرسه، عواملی هم چون محرومیت ها و آسیب های اجتماعی، ناسازگاری های شغلی ، سلطه ها و فشارهای گروهی ، مقایسه ها و برتری طلبی های قومی و نژادی ، تقویت شخصیت انفعالی، ترویج فرهنگ خصومت و خشونت و لجام گسیختگی نفسانی در جامعه از دیگر عوامل زمینه ساز اضطراب، تشدید کم رویی و رفتارهای گوشه گیرانه می تواند باشد.

روش های درمان کم رویی
اساس درمان کم رویی تغییر درحوزه ی شناختی (شناخت درمانی) و تحول در رویه ی زندگی و حیات اجتماعی فرد است ، تغییر در شیوه ی تفکر، یافتن نگرش تازه نسبت به خود و محیط اطراف، برخورداری از قدرت انجام واکنش های نو در برابر اطرافیان و تعامل بین فردی، تغییر در باورها و نظام ارزش هایی که کم رویی را تقویت می کند و سرانجام دستیابی به کانون اصلی اضطراب در فرد کم رو، تقویت انگیزه و افزایش مهارت های اجتماعی و توانایی های تحصیلی، شغلی و حرفه ای، اصلی ترین روش درمان کم رویی است.

تقویت خودپنداری مثبت و خودباوری دوباره
از مهم ترین روش های درمان کم رویی ، توجه دادن فرد کم رو به قدرت تفکر، نحوه ی نگرش و بازخورد وی نسبت به پدیده های مختلف و ایجاد آمادگی لازم درونی برای ایجاد تغییرات مثبت در حوزه ی شناختی اش می باشد. کم رویی یک رفتاراست، رفتاری نامطلوب. هررفتاری قابل تغییراست، اما باید توجه داشت که هرروشی، به وسیله ی هر کسی و در هر شرایطی ممکن است موثر واقع نشود.

خانواده وتربیت اجتماعی
در تربیت اجتماعی و پرورش مهارت های ارتباطی کودکان و نوجوانان، پیشگیری از معلولیت اجتماعی آنها و درمان کم رویی ، بیشترین مسئولیت ها برعهده ی الگوهای رفتاری بزرگسال است .بنابراین پدران و مادران و نزدیکان کودکان و نوجوانا، به مثابه محبوب ترین و موثرترین الگوهای رفتاری در تعلیم و تقویت مهارت های اجتماعی و یا پدیدآیی کم رویی در آنها به طورجدی سهیم هستند؛ چرا که بچه ها به طورمستقیم از الگوهای رفتاری بزرگسال در موقعیت های مختلف خانوادگی و نقش آفرینی های اجتماعی یاد می گیرند و با آنها همانندسازی می کنند.
توجه ویژه به فرزندان بزرگ خانواده و تکریم شخصیت آنها درگفت و شنودها، اظهارنظرها و تصمیم گیری های خانوادگی بسیارحایز اهمیت است .
هنردرمانی
مشاهده ی برخی از برنامه های نمایشی (برنامه های سینمایی و تلویزیونی، تاتر، نمایش عروسکی و...) که در آن کودک یا نوجوان کم رو نقش اصلی را عهده دار است و با تغییرنگرش، برانگیختگی روانی و تقویت اراده و خودباوری، به تدریج در گروه ها و عرصه های مختلف اجتماعی، مشارکتی فعال پیدا می کند.
هم چنین تشویق کودک یا نوجوان کم رو برای مشارکت در برنامه های نمایشی در مراکز پیش دبستانی و مدارس و ایفای نقش های موثر به گونه ای که فشارروانی چندانی متوجه او نباشد، روش مناسبی برای کاهش اضطراب اجتماعی و درمان کم رویی خواهد بود.
فعالیت های اجتماعی و بازی های گروهی
ترغیب کودکان و نوجوانان کم رو برای مشارکت در فعالیت های مختلف دسته جمعی و بازی های گروهی می تواند تاثیر بسیار زیادی درکاهش اضطراب و افزایش مهارت اجتماعی یشان داشته باشد. واضح است که ترغیب و تشویق کودکان کم رو برای شرکت فعال در برنامه های گروهی نظیر تهیه ی کاردستی مشترک، آماده کردن پوستر یا روزنامه ی دیواری، مطالعه و مسابقه علمی، قصه گویی و داستان سرایی، اجرای برنامه ی نمایشی، شرکت در گروه سرود، ورزش ها و بازی های چند نفره، فعالیت های عمرانی، فرهنگی و....توجه به نقطه ی قوت و ویژگی مثبت و قابل تایید و تشویق و سوق دادن وی به طرف فعالیت های جمعی، به نحوی که کودک یا نوجوان قادر می شود در اولین تجارب گروهی خود از ویژگی مثبت و مهارت برتر خود بهره گیرد و با تاثیر توفیق نسبی در گروه و جلب تایید ایشان، احساس خودپنداری و خودارزش مندی تقویت می شود.

افزایش خودآگاهی ، تقویت خودپنداری مثبت و کاهش کم رویی
بدون شک شما می توانید خود را تغییردهید به شرط آن که بر این باور باشید که توان انجام این کار را دارید. شما باید تصور و برداشت مثبتی از خود داشته باشید و ماهیت کم رویی خودتان را مورد ارزیابی و تحلیل و تفسیر قراردهید و با تقویت خودپنداری مثبت، نه تنها خودتان را تغییر دهید و کمرویی تان را برطرف کنید، بلکه در درمان کم رویی افراد دیگر نیز نقش مهمی راعهده دار شوید و به آن ها کمک کنید که خودشان را تغییردهند و برکم رویی غالب شوند.
موثرترین گام های عملی در تقویت اعتماد به نفس و غلبه بر کم رویی
کمرویی رفتاری آموختنی است و همه کودکان، نوجوانان و بزرگسالانی که از کمرویی رنج برده یا اینکه از نظر دیگران کمرویی قابل توجهی دارند، اعم از زن و مرد، در هر موقعیت و شرایط روانی و اجتماعی و اقتصادی که باشند، می‏توانند با توکل به خداوند علیم و حکیم و قدیر و نیز اعتماد به نفس و اراده قوی بر کم رویی خود غالب آیند.
برای غلبه بر کمرویی و زدودن نگرانی و اضطراب اجتماعی باید«کاری»انجام داد، فردا و فرداها دیر است. از همین امروز می‏بایست با برنامه‏ای جامع و معین کار درمانگری را شروع کرد. مایه این کار توکل و جدیت و اراده و خودباوری است. در انجام این مهم بزرگترهای خانواده به کوچکترهای کمرو کمک خواهند نمود و بزرگترهای کمرو ضمن برخورداری از بعضی مساعدتها و حمایتهای روانی دیگران، بیشترین مسؤولیت را خودشان عهده‏دار بوده و بدون اینکه منتظر قطره شفابخش، یا درمان فوری و ناگهانی از جایی باشند، با جدیت و قاطعیت و پشتکار امر درمانگری کارآمد را آغاز می‏کنند:

1- با دقت تمام و به طور واقع‏بینانه و منصفانه نقاط قوت و ضعف خود را بازشناسی نموده و اهداف معقولی برای زندگی پرتحرک و پویا و مولد خود در نظر بگیرید.

2- براساس نقاط مثبت ویژگیهای شخصیتی و ارزشی که برای خود و هدفها و خواسته‏های خود قائلید تصمیم بگیرد، و برنامه خود را از همان جا شروع کنید.

-3 مروری بر زندگی گذشته خود بنمایید و وضعیت گذشته خود را کاملا مشخص کنید.ابتدا سعی کنید ذهنتان را از تجارب و خاطرات ناخوشایند در روابط شخصی و ناکامیهای ارتباطات اجتماعی پاک نمایید و در عوض تلاش کنید تا تجارب موفق خود را در خانه و مدرسه، کوچه و خیابان و محل کار و در برخورد با دیگران مجددا با خودتان مرور کرده و آنها را به خاطر بسپارید.

4 -احساسات آزاردهنده و بازدارنده را از خودتان دور کنید، احساس خجالت، احساس شرمندگی، احساس عجز، احساس حقارت، احساس بی‏کفایتی، احساس اجتماع‏گریزی، احساس تعارض، احساس ستیز و خصومت و...آفات رشد مطلوب عاطفی و تعالی شخصیت هستند.

-5جنبه‏های مختلف شخصیت و مجموعه رفتار خود را از نظر زیستی (جسمانی)، ذهنی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مورد بررسی قرار دهید.مطمئن باشید که شما دچار نقیصه شخصیتی نیستید.بر سلامتی کامل شخصیت خود اطمینان حاصل نمایید.

-6به خاطر بیاورید و مطمئن باشید که همیشه برای غلبه بر یک مشکل یا حالت و احساس ناخوشایند راههای متعددی وجود دارد.هرگز در اینکه می‏توانید بر کمرویی خود غلبه کنید تردیدی نداشته باشید و همچنان به روشها و راه‏حلهای مؤثر بیندیشید و تحمل کنید.

-7هرگز خود را مورد سرزنش و شماتت قرار ندهید و هیچ‏گونه احساس و نگرش منفی نسبت به شخصیت خود نداشته باشید.زیرا که وجود احساسات منفی و مزاحم مانع اضطراب‏زدایی و تقویت اعتماد به نفس و غلبه بر حالت کمرویی خواهد بود.

-8اجازه ندهید که دیگران از کمرویی شما سوء استفاده کرده با جسارت زیاد و احساس خودبرتری از شما انتقاد بیجا کنند، بدیهی است همیشه نظرات دلسوزانه و انتقادهای منطقی و سازنده دیگران را پذیرا خواهید بود.

-9به خاطر داشته باشید که بعضی اوقات شکست‏ها و ناکامیها خود برکت بوده و انسان با کوله‏باری از تجارب حاصله اهداف و برنامه‏های زندگی خود را مورد بازنگری قرار می‏دهد و با انتخاب روّیه نوین و حرکت تازه توفیقات بیشتری را کسب می‏نماید.

-10سعی کنید در برابر افراد، شرایط و موقعیت‏هایی که شما را با فشار روانی مواجه می‏کنند و مستقیم یا غیر مستقیم احساس بی‏کفایتی را به شما القاء می‏نمایند ایستادگی و مقابله نمایید.اگر می‏توانید با اراده‏ای قوی باید در بازخوردها و نگرشهای افراد نقّاد، با شرایط و موقعیت تنش‏زدایی که در آن قرار می‏گیرید با قدرت کلام و رفتار مطمئن و مطلوب اجتماعی تغییراتی ایجاد نمایید، یا به روش فعال دیگری بیندیشید و راه‏حلّ تازه‏ای را انتخاب کنید.

-11بخشی از اوقات خود را برای استراحت و تفکر و تنش‏زدایی و تمرین آرامش روانی -عضلانی اختصاص دهید.رهایی از نگرانی ها و تنش‏های روانی برای شما امری لازم و ضروری است.

-12سعی کنید در برقراری ارتباط با دیگران ابتکار عمل را به دست بگیرید. چیزی بدهید یا مطالعه کنید(مثلا شیرینی و میوه تعارف کنید و قلمی و تقویمی هدیه کنید، سؤالی بپرسید یا کتاب و مجله‏ای را به امانت بخواهید و....

-13کوشش کنید که بیش از حد گرفتار آداب و رسوم و تعارف و تکلف نباشید. به عبارت دیگر خیلی مراقب نهاد خود نباشید، خیلی راحت و ساده و بی‏ تکلف با دیگران ارتباط برقرار کنید. ضمن حفظ نظافت و سادگی و آراستگی، چندان در پی مد و لباس و پوشش فوق العاده و ظاهرآرایی و استفاده از لغات و کلمات و جملات ویژه در ارتباطات اجتماعی نباشید.

-14برای برخورداری از یک زندگی پربرکت و پویا اهداف کوتاه مدت و دراز مدتی را برای خود تعیین نمایید.با مشورت اهل خانه و صاحب‏نظران، روشهای واقع بینانه‏ای را برای نیل به اهداف خود انتخاب کنید.

-15یادتان باشد که خالق متعال شما را با شخصیتی کاملا منحصر به فرد آفریده است .ارزش وجودی شما با همه انسانها برابر است ، همه تجارب تاریخ حیات انسانها هدیه شما شده است. شما شی‏ء نیستید، گل نیستید که زود پژمرده شوید و آسیب ببینید. والاترین ارزشها و قابلیتها در نهاد شما به ودیعه گذاشته شده است.به خود آیید، بیندیشید و برخیزید و زندگی تازه‏ای را آغاز نمایید. سعی کنید از همین امروز با ابتکار عمل و برای اولین بار با دیگران صحبت کنید. این بار خودتان آغازگر صحبت باشید، انجام این کار خیلی سخت نیست، لااقل می‏توانید:

الف.به اطلاعات«118»تلفن زده و شماره تلفن دوست یا طبیبی را بپرسید.
ب.به اداره شهرداری، فروشگاه، رستوران، یا مدرسه‏ای زنگ زده و ساعات کار آنها را جویا شوید.به فرودگاه زنگ زده و ساعت پرواز هواپیما را به شهر مورد نظر سؤال کنید.
ج.به روابط عمومی صدا و سیما زنگ زده و نظرتان را نسبت به یکی از برنامه‏های رادیویی یا تلویزیونی بگویید.
د.به کتابخانه عمومی شهر یا یکی از ناشران معروف کتاب زنگ زده و سراغ کتابی را بگیرید.
ه.سعی کنید همیشه با ظاهری ساده و آراسته تقّدم در سلام داشته باشید و با افراد غریبه در مسجد، اتوبوس، قطار، هواپیما، اتاق انتظار دکتر، مغازه، بانک، کتابخانه و پارک صحبت کنید و در برقراری ارتباط و شروع صحبت با دیگران، با ادب و کلمات و رفتار مطلوب اجتماعی پیش‏قدم باشید.
و.با اشخاص مختلف، کوچک و بزرگ، آشنا و غریبه، وقت ملاقات بگذارید و نشستی داشته باشید.سعی کنید برای هر ملاقات و جلسه چیزی برای گفتن یا نشان دادن داشته باشید، مثلا می‏توانید برای این کار:

-1کتاب جدید و مجله بخوانید و اطلاعات خود را بیشتر کنید.
-2در امور سیاسی و اقتصادی جامعه، معلومات بیشتری کسب نمایید.
-3خاطرات و تجارب جالب خود را مرور نموده و برای بازگویی آماده داشته باشید.
-4از دوران کمرویی و تجاربی که با آن مواجه بوده‏اید سخن بگویید.

ز.بعضی اوقات قرار گرفتن فرد کمرو در یک موقعیت اجتماعی ویژه، به گونه‏ای که افراد دیگر حرف تازه‏ای نداشته و فرصت چندانی برای مطرح شدن نداشته باشند و فرد کمرو با برخورداری از قابلیت ممتاز و اطلاعات بیشتر و حرفهای جدید برای گفتن، مرکز اصلی توجه باشد، با انگیزه بیشتر سخن می‏گوید و اعتماد به نفس بیشتری می‏یابد. به صحبت‏های وی گوش کنید. عند اللزوم سؤال کنید، پیرامون صحبت‏ها و اظهارات‏ گوینده اظهارنظر کرده و توضیح بیشتری بخواهید.
ط.سعی کنید در تمام کردن جلسه یا نشست و مذاکره و گفتگوی فی‏مابین نقش فعالی داشته و در خداحافظی هم پیش‏قدم باشید.
ی.بالاخره اینک که به یاری حق توانسته‏اید بر اضطراب اجتماعی و کمرویی خود غالب آیید و از زندگی نسبتا فعال و رضایتبخشی برخوردار شوید، سعی کنید به سایر افراد کمرو، بخصوص اعضای محترم خانواده و اهل فامیل و دوستان بیشتر کمک نمایید.
پاسخ
 سپاس شده توسط می توانم
سلام ..

اصلی ترین راز موفقیت را بدانید !

در قلب هر پيشرفت و موفقيت دشواري از رسيدن به خط پايان در مسابقه ماراتن تا دستيابي به بالاترين رده شغلي تا رسيدن به تناسب‌اندام و حفظ آن يك فرايند مغزي دخيل است كه به آن مي‌گويند؛ شهامت.


برترین ها:  در قلب هر پيشرفت و موفقيت دشواري از رسيدن به خط پايان در مسابقه ماراتن تا دستيابي به بالاترين رده شغلي تا رسيدن به تناسب‌اندام و حفظ آن يك فرايند مغزي دخيل است كه به آن مي‌گويند؛ شهامت. ما در اينجا با بررسي تحقيقات مختلف و درج نظر متخصصان به شما مي‌گوييم كه چطور توانايي خود را براي موفق‌شدن افزايش داده و به هر آنچه در زندگي آرزو داريد، دست يابيد.

يك داستان واقعي

ميشا بردن 30 ساله، وقتي يك دختر دبيرستاني بود، شناگر خيلي سريعي نبود. هماهنگي دست و پايش هم موقع شناكردن خيلي‌خوب نبود اما او هميشه دلش مي‌خواست يك شناگر حرفه‌اي شود. او به‌دلايلي 2 سال تحصيل در دانشگاه را كنار گذاشت. در همين مدت از لحاظ فيزيكي نيز تناسب‌اندام خود را از دست داده بود. در حال تمركز تحقيقات روي چيزي است كه قبلا به آن توجه زيادي نمي‌شد. در حال حاضر مشخص شده كه توان ذهني تاثيري بسيار مهم روي موفقيت دارد.شهامت آن چيزي است كه باعث مي‌شود خانمي بعد از به دنيا آوردن 4 بچه بتواند كمربند مشكي تكواندو بگيرد يا اينكه آقايي 50 ساله با 40 كيلوگرم اضافه وزن بتواند بعد از 15 ماه وزن اضافي را كم كرده و 2ماه بعد در مسابقات همگاني دوي ماراتن از خط پايان عبور كند البته اين به معني نيست كه افراد باهوش لزوما ورزشكاران بهتر و مستعدتري هستند. اين افراد توانايي بهتري براي حركت در اين زمينه داشته و مي‌توانند براي رسيدن به اهداف بلندمدت، انگيزه بيشتري داشته باشند.

باوم مي‌گويد: «ميشا‌ بردن نمونه زنده اين است كه اتفاقات بزرگ زماني براي شما رخ مي‌دهد كه روياهاي بزرگ داشته باشيد و آن‌ها را دنبال كنيد. آتشي درون ميشا روشن بود كه باعث مي‌شد او بهترين عملكرد را داشته باشد. او هر روز با همين شرايط زندگي مي‌كرد. به اين مي‌گويند شهامت. وقتي شرايط ناگواري پيش بيايد توانايي قهرماني از بين مي‌رود ولي شهامت خير.»

هوش كافي نيست

تا همين اواخر موفقيت برمبناي هوش بالا و استعداد ذاتي سنجيده مي‌شد. فرمول آن هم وجود دارد و از قرن 91 ميلادي به بعد مي‌توان QI را سنجيد و به آن نمره داد. بر اين مبنا اينشتين و موتزارت 2 نابغه بي‌بديل هستند اما بوده‌اند افرادي كه با همين ضريب هوشي هرگز نتوانستند موفقيت خاصي به‌دست آورند. تحقيقات پردامنه پروفسور دكتر لوييس ترمن روي كودكان با ضريب هوشي بالاتر از حد عادي و بعد بررسي آن‌ها در سنين بزرگسالي نشان داد، تنها تفاوت بين موفق‌ترين و ناكام‌ترين آن‌ها در دستيابي به موفقيت پشتكار و استقامت در رسيدن به هدف بوده است. همچنان تحقيقات علمي نشان مي‌دهد هوش به تنهايي براي رسيدن به موفقيت كافي نيست.

در سال 2002 دكتر آنجلا داكورث، استاد دانشگاه پنسيلوانيا و همكارانش با افراد موفق در زمينه‌هاي گوناگون مصاحبه كرده و دريافتند همه آنها در يك ويژگي مشترك هستند: شهامت. تعريفش مي‌شود: «پشتكار پايدار و شور و شوق براي رسيدن به اهداف بلندمدت.» همين شهامت است كه باعث مي‌شود در يك كمپ تمريني وقتي همه روي زمين ولو شده‌اند يك نفر با جديت كماكان شنا مي‌رود. دكتر داكورث مي‌گويد: «‌شهامت مستلزم كار جدي و مواجهه با چالش‌هاي گوناگون و حفظ اين روند به‌رغم شكست، بدبياري و نرسيدن به‌موقع به نتيجه است.» درحالي‌كه برخي از مردم وقتي با روزمرگي يا نااميدي مواجه مي‌شوند، تسليم مي‌شوند اما افراد با شهامت همچنان به حركت ادامه مي‌دهند.

در مقاله‌اي كه در سال 7002 در ژورنال شخصيت و روان‌شناسي اجتماعي به چاپ رسيد، داكورث يافته‌هاي خود در زمينه ارزيابي مقدار شهامت و استقامت افراد مختلف را ارائه كرد. او 931 دانشجوي دانشگاه پنسيلوانيا را براساس ميزان شهامت آنها رده‌بندي كرد و متوجه شد‌ افرادي كه در رده بالايي در اين فهرست قرار گرفتند درنهايت موفق شدند‌ بورس‌هاي تحصيلي بهتر و موقعيت شغلي بالاتري به‌دست آورند. در مطالعه ديگري همين نتيجه درباره دانش‌آموزان دبيرستاني به‌دست آمد. نتيجه اينكه شهامت براي دستيابي به موفقيت مولفه‌اي ضروري است.

شهامت اكتسابي

درحالي‌كه تحقيق در زمينه تاثير شهامت در موفقيت هنوز ابتداي راه است، مي‌توان با قاطعيت گفت شهامت در موفقيت ما در تمام جنبه‌هاي زندگي اثرگذار است. مثلا در تحقيق ديگري دكتر داكورث متوجه شد، افرادي كه ازدواج مي‌كنند، نسبت به افرادي كه ازدواج نمي‌كنند شهامت بيشتري دارند و احتمال موفقيت آنها در زندگي بيشتر است. داستان اين است كه ازدواج برخلاف مثلا شركت در مسابقه دو ماراتن، جنبه‌هاي بسيار زيادتري دارد و مقابله با تلخكامي و فراز و نشيب آن اراده و شهامت بالايي را   مي‌طلبد. برخي از ما شهامت و پايمردي را به ارث برده‌ايم اما ديگران بايد آن را در خود ايجاد كنند. دكتر داكورث مي‌گويد: «به‌نظر مي‌رسد شهامت در برخي از افراد ذاتي و نهادينه است اما خوشبختانه مي‌توان آن را هم ايجاد كرد.» بنابراين اگر شما ذاتا آدم تنبلي هستيد، براي اينكه آدم باشهامت و فعالي باشيد هنوز دير نشده است.دكتر دين كيث، استاد روان‌شناسي دانشگاه كاليفرنيا مي‌گويد‌: « ابتدا بايد يك هدف بلندمدت براي خودتان تعريف كنيد كه مي‌دانيد براي رسيدن به آن حاضر هستيد سخت كار كنيد حتي اگر به قيمت جنگيدن براي غلبه بر موانع باشد. هدف‌تان بايد خاص باشد. مثلا اينكه من مي‌خواهم امسال يك كتاب بنويسم نه اينكه هدفم صرفا نوشتن باشد. بعد معلوم كنيد كه دقيقا چطور مي‌خواهيد به اين هدف برسيد. رسيدن به هدف به‌واسطه تمرين و تلاش به‌دست مي‌آيد.»

تصوير‌سازي‌ موفقيت

تصوير‌سازي‌ موفقيت، راه بسيار رايجي براي تقويت اراده، شور و شوق است. مثلا تصور خودتان درحالي‌كه مدرك فارغ‌التحصيلي خود را دريافت كرده‌ايد يا در دفتر كار خصوصي خودتان نشسته‌ايد يا از خط پايان عبور كرده‌ايد، هدف نهايي را براي‌ شما واقعي‌تر، قابل دسترس‌تر و زيبا‌تر مي‌سازد و كمك مي‌كند تا اراده شما براي ادامه‌دادن و كنارنكشيدن تقويت شود.البته اگر هدف قهرماني يا موفقيت ورزشي باشد، تحمل فشارهاي فيزيكي مي‌تواند هر كسي را از ادامه مسير منصرف كند. باوم پيشنهاد مي‌كند دائم با خودتان تكرار كنيد، درد موقتي است اما موفقيت دائمي. او مي‌گويد: «درد فقط يك حس است مثل گرما يا سرما. هرچه بيشتر خود را تحت فشار بگذاريد، بيشتر مي‌توانيد آن را تحمل كنيد. هميشه به‌خودم مي‌گويم پاهاي من مثل پيستون است و ريه‌هايم مثل دمنده كوره آهنگري؛ اين جمله به من امكان تمركز روي مكانيك حركت را مي‌دهد و حواسم را از درد پرت مي‌كند.»

شور زندگي

دكتر دين كيث مي‌گويد: «شما براي اينكه صبح زود از خواب بيدار شده و سركار برويد، نياز به شور و شوق داريد كه خود عامل مهم براي رسيدن به هدف محسوب مي‌شود. يعني شما كاري را انجام مي‌دهيد كه مي‌دانيد به‌رغم سخت‌بودن شما را به هدف مي‌رساند. به همين دليل است كه برخي از افراد مي‌توانند بعد از زمين‌خوردن دوباره از جاي خود بلند شوند. اين ميل براي تداوم در حركت به‌سوي هدف ضروري است.» اينكه شما بخواهيد در مسابقات 3‌گانه برنده شويد يا اينكه بتوانيد در عرض 6 ماه يك زبان خارجي ياد بگيريد يا هر هدف ديگري، بايد واقعا به هدف خود اهميت دهيد تا بتوانيد شهامت واقعي را درون خود ايجاد كنيد. وقتي درحال دويدن در مسابقه ماراتون هستيد و ديگر نمي‌توانيد حتي يك قدم برداريد، چيزي كه شما را به پيش مي‌برد ديگر نيروي عضلاني نيست بلكه فقط و فقط اراده و شور رسيدن به خط پايان است كه اندام‌هاي شما را وادار به حركت مي‌كند. در واقع تصور رسيدن به هدف نهايي همان حس موفقيت را در شما ايجاد مي‌كند.

كمال‌گرايي

براي اينكه بتوانيد از ابتدا محكم حركت كنيد، بايد كمال‌گرا باشيد. ميشا بردن هر روز به‌خودش مي‌گفت اين مسابقه را مي‌برم. دكتر داكورث مي‌گويد: «‌‌شما براي اينكه شهامت داشته باشيد، بايد كمال‌گرا باشيد. بايد باور كنيد هر چقدر به شما فشار بيايد، هر چقدر در شرايط دشوار قرار بگيريد و هر چقدر كه مجبور باشيد در شرايط ناخوشايند فعاليت كنيد، مي‌توانيد برنده شويد.» در واقع دكتر داكورث متوجه شد، افراد كمال‌گرا شهامت بيشتري دارند. او مي‌گويد: «شهامت يعني؛ رها نكردن هدف و بسياري از مردم در بسياري مواقع درست و حسابي به هدف خود نمي‌چسبند چون توضيحاتي بدبينانه‌اي براي اتفاقات منفي دارند.» به عبارت ديگر يك فرد كمال‌گرا اگر در باشگاه نتواند برنامه تمريني‌اش را به‌طور كامل اجرا كند مي‌گويد: «چون شب خوب نخوابيدم الان نمي‌توانم درست ورزش كنم. فردا حتما بهتر خواهد شد.» ولي يك فرد بدبين مي‌گويد: «حالم از اين وضعيت بهم مي‌خورد، ديگر نمي‌توانم ادامه بدهم. ديگر نمي‌خواهم ريخت باشگاه را ببينم.»دكتر دين كيث مي‌گويد: «مي‌توانيد خود را طوري تعليم دهيد كه اتفاق‌ها را به‌صورتي مثبت‌تر ببينيد. اين چالشي در باورهاي شماست. به‌جاي اينكه فكر كنيد هميشه همه‌چيز خراب مي‌شود، ياد زماني بيفتيد كه كارها خوب پيش رفت و فكر كنيد شما چه‌كار كرديد كه اين اتفاق افتاد.»ثبت موفقيت‌ها به‌صورت منظم به شما كمك مي‌كند تا مثبت فكر كنيد. داكورث مي‌گويد: «وقتي پسرفت مي‌كنيد، آن‌وقت مي‌توانيد با رجوع به همين اطلاعات به‌خودتان يادآوري كنيد كه توانايي پشت‌سر گذاشتن اين مرحله سخت را داريد.»اين كار شما را از زير سوال بردن هدف‌تان منع مي‌كند. داكورث مي‌گويد: «اگر من زماني كه مقاله‌هايم رد مي‌شد مي‌نشستم و فكر مي‌كردم، آيا اصلا من بايد استاد دانشگاه بشوم؟ احساسات من هدف مرا زير سوال مي‌بردند.»البته منظور اين نيست كه نبايد هدف خود را مورد ارزيابي مجدد قرار دهيد بلكه بررسي هدف با اين مبنا كه آيا بهتر است آن را كنار بگذارم؟ نبايد در دستور كارتان باشد. يك راه‌حل خوب مي‌تواند اين باشد: هر 3 ماه يك‌بار در يك روز خاص 10 دقيقه بنشينيد و مسيري را كه در 3 ماه گذشته طي كرده‌ايد، نقد كنيد اما يادتان باشد روزهاي ديگر نبايد خودتان را مورد سوال قرار دهيد.
حضرت علي (علیه السلام ) 
 نفس متجاوز و سرکش خويش را با ترک عادات ناپسند خوار نمائيد و با انجام اوامر الهي وادارش سازيد و بار غرامتهاي تخلفش را بر وي تحميل نمائيد ، با ارتکاب مکارم اخلاق زينتش کنيد و از پليديهاي گناه مصونش داريد.

اپیلکشن ترک گناه
پاسخ
 سپاس شده توسط رند ، قاصدک ، صادقین
چگونه مهارتهای کاریزماتیک را بدست آوریم؟؟


* آهسته، نرم وبا هدف حرکت کنید.
*یک هفته حرکاتتان را آگاهانه زیر نظر یگیرید عادات شتاب دار را بررسی نمایید. مثل ضربات سریع انگشت روی میز، حرکات سریع پاو... را شناسایی وآن ها را حذف کنید.
* نحوه صحیح داشتن تماس چشمی با افراد را وقتی مشغول صحبت هستید تمرین کنید 50 درصد وقتی خودتان حرف میزنید و 100درصد وقتی دیگری صحبت می کند، تماس چشمی داشته باشید.
* لبخند زدن را تمرین کنید. لبخندبزنید ونشان دهید آرام هستید وتحت کنترل خودتان هستید. با دیگران دست بدهید تا ایده ای را به طرف مقابل القاء نمایید." مثلا از آشنایی با شما خوشحالم".
* با دستهایتان حرف بزنید.
* به صورتی بنشینید که بیشترین فضا را اشغال کنید .
* آگاهانه آرام باشید و زبان بدنتان هم باید نشان از ارامش درونی شما داشته باشند.
* سرتان را بالا نگه دارید. فکر کنید تاجی روی سر دارید که باید تعادلش را حفظ کنید.
* یک کلاس رزمی مثل هنرهای رزمی، آیروبیک و... بروید تا ماهیچه ها یتان را تقویت شود. این ورزشها باعث می شوند، کنترل بدنتان را بدست گیرید وشاداب شوید.

كانال اموزش فن بيان با فرزانه معصومیان
الهی...
دردهایی هست که با هیچ گوشی نمیتوان گفت...
گفتنی هایی هست که هیچ قلبی محرم آن نیست...

الهی...
تلاشهایی هست که جز به مدد تو ثمر نمی بخشد...
دعاهایی هست که جز به آمین تو اجابت نمی شود...

الهی...
قدم های گم شده ای دارم که تنها هدایت گرش تویی...
افکار آشفته ای دارم که تنها سامان دهنده اش تویی...

الهی...
 
مرا تو دعا کن...
برای من تو دعا کن...
دعای مرا تو دعا کن..
.

گروه فروغ امید: کویین 53 مژگان 53 دختر خورشید 53 نازی 53 زینبی
پاسخ
 سپاس شده توسط همـت ، قاصدک ، davoodgt ، دریا جون ، یوسف
هفت تمرين براي افزايش اعتماد به نفس :


1ـ هميشه در رديف هاي جلو بنشينيد.
2ـ نگاه كردن به چشمان ديگران را تمرين كنيد.
عدم نگاه به ديگران 2معنا دارد:
الف: احساس گناه در برابر او
ب:احساس ضعف و ناتواني در برابر او
3ـ سرعت راه رفتنتان را 25%تندتر كنيد. حركات بدن نتيجه واكنش ذهن است. آدمهاي با اعتماد به نفس راه رفتنشان كمي شبيه به دويدن است. انگار به جاي مهمي مي روند و يا كار مهمي دارند. اين تكنيك را بكار ببريد تا نگرش محيط خارجي نسبت به شما تغيير كند.
4 ـ با قدرت و جدي حرف بزنيد.
5ـ هنگام دست دادن جدي باشيد.
6ـ در جمع نظر بدهيد.
7ـ خندان باشيد.لبخند شما بهترين دارو براي كمبود اعتماد به نفس است.
توصيه هاي ديگر:
- سعي كنيد هميشه بهترين لباسها را بپوشيد.
- در هر مكالمه تلفني خود را معرفي كنيد.
- در برابر هر كاري كه برايتان انجام مي دهند لفظ متشكرم را بكار ببريد.
- مقتدرانه، افراشته و با گامهاي بلند و تند راه برويد.
5ـ هيچگاه خود را با ديگران مقايسه نكنيد.
6ـ هميشه با زبان مثبت با ديگران هم صحبت شوید.

كانال اموزش فن بيان با فرزانه معصومیان
الهی...
دردهایی هست که با هیچ گوشی نمیتوان گفت...
گفتنی هایی هست که هیچ قلبی محرم آن نیست...

الهی...
تلاشهایی هست که جز به مدد تو ثمر نمی بخشد...
دعاهایی هست که جز به آمین تو اجابت نمی شود...

الهی...
قدم های گم شده ای دارم که تنها هدایت گرش تویی...
افکار آشفته ای دارم که تنها سامان دهنده اش تویی...

الهی...
 
مرا تو دعا کن...
برای من تو دعا کن...
دعای مرا تو دعا کن..
.

گروه فروغ امید: کویین 53 مژگان 53 دختر خورشید 53 نازی 53 زینبی
پاسخ
 سپاس شده توسط davoodgt ، آرمین ، یوسف
شش کار که هنگام حرف زدن نبايد انجام دهيم

در اينجا به ٦حرکت کُشنده که انجام آن باعث مي شود مستمعين نسبت به گفته هاي ‌شما بي اهميت شده و تحت تاثير قرار نگيرند اشاره مي‌کنيم. سعي نماييد از انجام آنها اجتناب کنيد، آنگاه با يک چنين کار کوچکي تغييرات ‌چشمگيري در زندگي شما به وجود خواهد آمد.‌

١- نگاه به زمين به جاي مخاطبان : اين کار يعني اينکه شما دچار کمبود اعتماد به نفس هستيد، براي سخنراني آماده نيستيد و به همين دلـيـل عـصبي و ‌دستپاچه شده ايد.‌ در طول سخنراني در حدود ?? درصد از کل زمان را به چشم هاي حضار نگاه کنيد. بسياري از افراد بيشتر وقت ‌خود را صرف نگاه کردن به زمين، پرده اسلايد و يا ميزي که پيش روي آنها قرار دارد، مي کنند. رهبران و مديران موفق در حين ‌صحبت کردن مستقيما به چشم هاي شنوندگان خود نگاه مي کنند.‌

٢- خميدگي : باداشتن چنين حالتي يعني شما فاقد قدرت هستيد و اعتماد به نفس خود را ازدست داده ايد.‌ اگر قرار است در طول مدت سخنراني در جايي ثابت بايستيد، بهتر است پاهاي خود را به عرض شانه باز کنيد ‌و اندکي به سمت جلو گرايش داشته باشيد. در اين حالت شانه ها نيز بايد اندکي به سمت جلو متمايل شوند. در اين ‌وضعيت شما اندکي مردانه تر جلوه مي کنيد. توجه داشته باشيد که سر و ستون فقرات بايد راست باشد. سعي کنيد از ‌تريبون و يا سکويي که در جلوي شما قرار دارد به عنوان دستاويزي براي تکيه دادن استفاده نکنيد.‌

٣- تکان خوردن، جنبيدن و پيچ و تاب خوردن : اگر شما مدام تکان بخوريد مفهومش اين است که شما عصبي، دستپاچه و نا آرام بوده و از آمادگي لازم برخوردار نيستيد.‌ از تکان خوردن، دست بکشيد. تکان هاي بي جا و بي مورد هيچ هدفي را در بر ندارند. اين کارها کمبود صلاحيت و شايستگي و عدم توانايي ‌کنترل امور را بيان مي کند.

٤- بي حرکت ايستادن : اين روش هم نشان مي‌دهد شما انعطاف پذير نبوده و فرد کسل کننده، بي انرژي و خسته کننده اي هستيد. سعي کنيد راه برويد، حرکت کنيد. بيشتر افرادي که براي آموزش آداب سخنراني مراجعه مي‌کنند، داراي ‌اين تصور غلط هستند که يک سخنران خوب بايد سفت و سخت بر سر جاي خود ميخکوب شود. روشي که به آنها توصيه مي‌شود اين است که نه تنها راه رفتن قابل قبول است، بلکه خوشايند نيز مي‌باشد. بسياري از تجار بزرگ به ميان مردم مي روند و ‌دائما در حال حرکت هستند؛ البته حرکت هدفمند! شايد يک سخنران پويا و پر انرژي براي هدف خاصي از يک سمت اتاق به ‌طرف ديگر آن حرکت کند، اما اگر هيچ کسي درآن قسمت از اتاق حضور نداشته باشد بالطبع اين حرکت او بي مورد ‌است و جزء موارد هدفمند به شمارنمي آيد. علت اينکه من به متقاضيان خود پيشنهاد مي کنم که قسمت کوتاهي از ‌سخنراني هايشان را ضبط کنند نيز اين است که مي خواهم بدانم آيا حرکات خارج از محدوده انجام مي دهند يا خير؟‌

٥- قرار دادن دست‌ها در داخل جيب : چنين حالتي به اين مفهوم است که شما علاقه خاصي به مطلب مورد بحث نداريد و غير متعهد و نا آرام هستيد.‌در اين قسمت راه حل ساده اي براي شما داريم؛ دست هاي خود را از جيبتان در آوريد. تجار بزرگ هيچ گاه در ‌حين سخنراني هردو دست خود را درون جيب هايشان قرار نمي دهند. قرار دادن يکي از دست ها در داخل جيب، در زماني ‌که با دست ديگر در حال ژست و فيگور گرفتن هستيد، قابل قبول مي باشد.‌

٦- استفاده از ژست هاي ساختگي : خيلي خوب است که بتوانيد ژست هاي متفاوتي به خود بگيريد، فقط بايد توجه داشته باشيد که اين کار را به ‌حد افراطي انجام ندهيد. پژوهش ها ثـابت کرده اند ژست هايي که افراد به خود مي گيرند منعکس کننده افکار بسيار ‌پيچيده اي است و همين ژست ها هستند که صلاحيت و شايستگي شما را به شنوندگان نشان مي دهند. اما زماني‌که از ‌ايما و اشاره هاي ساختگي استفاده مي کنيد، درست مثل انسان هاي متزور و ريا کار جلوه خواهيد کرد.‌ به عنوان مثال آقاي بوش هميشه در سخنراني هاي خود از ژست هايي استفاده مي کرد که هيچ ارتباطي با گفته هاي او ‌نداشت. شايد او بيش از اندازه تحت آموزش قرار گرفته بود. درست مثل زماني که صدا يک چيز باشد و تصوير چيز ديگر.
الهی...
دردهایی هست که با هیچ گوشی نمیتوان گفت...
گفتنی هایی هست که هیچ قلبی محرم آن نیست...

الهی...
تلاشهایی هست که جز به مدد تو ثمر نمی بخشد...
دعاهایی هست که جز به آمین تو اجابت نمی شود...

الهی...
قدم های گم شده ای دارم که تنها هدایت گرش تویی...
افکار آشفته ای دارم که تنها سامان دهنده اش تویی...

الهی...
 
مرا تو دعا کن...
برای من تو دعا کن...
دعای مرا تو دعا کن..
.

گروه فروغ امید: کویین 53 مژگان 53 دختر خورشید 53 نازی 53 زینبی
پاسخ
 سپاس شده توسط دریا جون ، یوسف ، مرد مجاهد
مشکل دارم دراین زمینه *_*
پاسخ




کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

در ۷فروردین ۱۳۸۷ کانون ترک، از وبلاگ شخصی به نام آقای منهدم گام در دنیای مجازی نهاد،
با هدفی خدایی و آسمانی، برای رهایی همه ی بندگان گرفتار به گناهی بزرگ به نام «خودارضایی»، برای پاکی نهایی و ابدی…پاکی جسم ،روح و ذهن….
اینجا سرزمین نیست، آسمـــــــــــان است.