سلام مهمان عزیز، اگر این پیغام رو می بینی، به این معنی هست که هنوز ثبت نام نکردی. برای ثبت نام اینجا کلیک کن تا بتونی از تمام امکانات انجمن استفاده کنی.
اگر قبلا ثبت نام کردی، از اینجا وارد شو.
جهت ارتباط با مدیران
کلیک کنید

اگر اين نخستين بازديد شماست نام نويسي کنيد ، چرا نام نويسي ؟

شرکت در مسابقات فردی و گروهی ویژه ترک
بحث و گفتگو در رابطه با موضوعات انجمن
دسترسي به بخش هاي ويژه مخصوص کاربران سايت



امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اولیای الهی و عارفان بزرگ ( معرفی ، زندگی نامه ، حکایات و ....)
ادعونی استجب لکم ...


روزی یکی از کودکانم وقتی خیلی کـوچک بود، از یکی از دوستانم
تقاضای پول کرد. 
من بـی انـدازه از این قـصـه نـاراحـت شـدم؛ و بـا خـودم گـفتـم که
چرا این کودک با وجود من، نظر به غیر من کرده است؟ 
همانجا، از طرف خداوند نیز هـمین حالت را احـساس کردم، کـه او
دوسـت نـدارد بـنـده اش بـا وجـود او ، نــظـر بـه غـیـر او بـیـانـدازد؛ 
و لذا می گوید: ای بنده ی من ، ادعونی استجب لکم ...


کربلایی احمد میرزا حسینعلی تهرانی، کتاب تندیس عشق 53
[تصویر:  468X60-1.gif]

تنها با شهرت نیست که میتوان جاودانه شد ... این است راز جاودانگی...

اينک خسته تر از پروانه ، سالهاست گرد روياهاي سرخ باغچه خويش پر مي زنم و هنوز غربت تلخ هميشه را مزه مزه مي کنم . من خسته ام و حاجتي به تائيد هيچ پروانه اي نيست ...
خسته ام و به انتظار فردایی که شاید هرگز نباشد و نیاید نشسته ام .
غمگین و تنها ...
از غم نفس هایی که به شماره افتاده است و چهرهء مادری که خسته است ... و کودک اش را می بیند که هر چند دیگر کوچک نیست اما ناتوان تر از دیروز های دور در گوشه ای افتاده است و نفس های آخر را می کشد.
و  آیا به راستی تو با خود می اندیشی کسی پیدا می شود که مرهم دردهای من باشد؟
که خدا را بداند و درد را بشناسد؟
که رفتنی ست و خواهان ماندن است؟

53بیا ما هم جاودانه شویم . ما می توانیم 53

به اینجا سر بزن : اهدای زندگیKhansariha (8)
پاسخ
 سپاس شده توسط vojdan bidar ، صادقین
مهمترین کار انسان خودسازی است


سرمايه ی همه سعادت ها و اهمّ واجبات ؛ معرفت نفس ؛ يعنی خود شناسی است،
و آن كه خود را نشناخت عاطل و باطل زيست و گوهر ذاتش را تباه كرد و برای هميشه بی بهره ماند ...



انسان كاری مهم تر از خود سازی ندارد و آن مبتنی بر خود شناسی است

و انسان را علم و عمل است که می سازد.



امّا نفس رهزن است و باید مراقب بود.
حکیمان گفته اند که اگر نفس را مشغول نداری، او تو را مشغول می کند.

باید از وساوس او در حذر بود و در تربیتش به صفات الهی و اخلاق ربوبی کوشید که : 


انسان بیدار همواره کشیک نفس می کشد و پاسبان حرم دل است
و واردات و صادرات دهان خود را می پاید
و دار هستی را کارخانه ای بزرگ می یابد که با عمّال بیشمار «وَ مَا یَعلَمُ جُنُودَ رَبِّکَ إِلاَّ هُو»(سوره ی مدّثّر،آیه 32)، دست هم گرفته

و در کارند تا انسان بسازند و از عالمی تحویل عالم دیگر دهند.



 آری عالم کارخانه ی آدم سازی است، مروّت و شرط انصاف نباشد که کفران شود و جبران نشود و خسران شود.



( کتاب شریف نامه ها برنامه ها / علاّمه حسن زاده ی آملی / ص156و158تا160) 53

[تصویر:  468X60-1.gif]

تنها با شهرت نیست که میتوان جاودانه شد ... این است راز جاودانگی...

اينک خسته تر از پروانه ، سالهاست گرد روياهاي سرخ باغچه خويش پر مي زنم و هنوز غربت تلخ هميشه را مزه مزه مي کنم . من خسته ام و حاجتي به تائيد هيچ پروانه اي نيست ...
خسته ام و به انتظار فردایی که شاید هرگز نباشد و نیاید نشسته ام .
غمگین و تنها ...
از غم نفس هایی که به شماره افتاده است و چهرهء مادری که خسته است ... و کودک اش را می بیند که هر چند دیگر کوچک نیست اما ناتوان تر از دیروز های دور در گوشه ای افتاده است و نفس های آخر را می کشد.
و  آیا به راستی تو با خود می اندیشی کسی پیدا می شود که مرهم دردهای من باشد؟
که خدا را بداند و درد را بشناسد؟
که رفتنی ست و خواهان ماندن است؟

53بیا ما هم جاودانه شویم . ما می توانیم 53

به اینجا سر بزن : اهدای زندگیKhansariha (8)
پاسخ
 سپاس شده توسط vojdan bidar ، صادقین
علامه ، سيد محمد حسين طباطبايى (ره ) درباره توبه مى فرمايد:



توبه در لغت به معناى بازگشت است ،
و توبه از بنده ، برگشت اوست به سوى پروردگارش با پشيمانى و بازگشت از سرپيچى ،

و از جانب خداوند نيز توفيق وى به توبه يا آمرزش گناه او،

مكرر گفته شد كه هر توبه از بنده به سوى خدا، مساوى با دو برگشت خداوند به سوى بنده مى باشد - به حسب بيان قرآن - زيرا توبه يك عمل پسنديده اى است كه محتاج به نيروست و نيرو دهنده هم خداست .

پس توفيق كار خير را اول خداوند عنايت مى كند تا بنده قادر به توبه مى شود و از گناه خود بر مى گردد، و سپس وقتى موفق به توبه شد، محتاج تطهير از آلودگى گناهان و آمرزش ‍ است ؛آنجا كه نيز بار ديگر مشمول عنايت و رحمت و آمرزش خدا قرار مى گيرد.
اين دو عنايت برگشت خدا، همان دو توبه اى هستند كه توبه بنده را در ميان گرفته اند.
قرآن مى فرمايد: ثم تاب عليهم ليتوبوا و اين نيز توبه دومى است ، و در ميان اين دو، توبه بنده قرار مى گيرد.



(پندهاي حکيمانه – حضرت علاّمه حسن زاده آملي حفظه الله)
[تصویر:  468X60-1.gif]

تنها با شهرت نیست که میتوان جاودانه شد ... این است راز جاودانگی...

اينک خسته تر از پروانه ، سالهاست گرد روياهاي سرخ باغچه خويش پر مي زنم و هنوز غربت تلخ هميشه را مزه مزه مي کنم . من خسته ام و حاجتي به تائيد هيچ پروانه اي نيست ...
خسته ام و به انتظار فردایی که شاید هرگز نباشد و نیاید نشسته ام .
غمگین و تنها ...
از غم نفس هایی که به شماره افتاده است و چهرهء مادری که خسته است ... و کودک اش را می بیند که هر چند دیگر کوچک نیست اما ناتوان تر از دیروز های دور در گوشه ای افتاده است و نفس های آخر را می کشد.
و  آیا به راستی تو با خود می اندیشی کسی پیدا می شود که مرهم دردهای من باشد؟
که خدا را بداند و درد را بشناسد؟
که رفتنی ست و خواهان ماندن است؟

53بیا ما هم جاودانه شویم . ما می توانیم 53

به اینجا سر بزن : اهدای زندگیKhansariha (8)
پاسخ
 سپاس شده توسط vojdan bidar ، صادقین
به نقل از آیت الله مجتهدی تهرانی
پاسخ بیمار به پزشکی که گفت چرا قرآن را که عربی است می‌خوانی؟

یک وقتی مرحوم استاد ما آقا شیخ اکبر برهان شصت و چهار، پنج سال پیش این را فرموده‌اند، من یادم هست، فرمودند: یکی از شیعه‌ها مریض بود در بیمارستان شوروی‌ها، آنوقت‌ها نظر ایشان هم این بود که این خارجی‌ها که در ایران بیمارستان درست می‌کنند، این دارالتبلیغ است. نه اینکه واقعا نظری دارند که خدمت ‌کنند به جامعه ... بیمارستان شورگال که الآن اسم دیگری دارد. هر مملکتی در ایران برای خودش بیمارستان داشت.

یک نفر آنجا بستری بوده، دکتر که می‌آید می‌بیند این دارد قرآن می‌خواند. به او می‌گوید این قرآن عربی است تو که نمی‌فهمی چه می‌گوید، برای چه می‌خوانی؟ این هم می‌گوید: آقای دکتر شما این نسخه‌هایی که می‌نویسید مگر ما می‌دانیم چیست؟ نه، نمی‌دانیم اما چون شما می‌گویید بخوریم خوب می‌شویم ما هم می‌خوریم. دین ما هم گفته قرآن را ولو اگر عربی نمی‌فهمید بخوانید. البته، اگر عربی بفهمید بهتر است.

خوب جوابی داده است. اینها را حفظ کنید و بنویسید در کتاب‌هایتان. شصت و چند سال پیش ایشان فرموده‌اند. من الآن یادم هست، مثل این‌که دو روز پیش بود. گفت آقای دکتر شما دوا که به ما می‌دهید ما می‌فهمیم که چیست؟ اما چون به شما اطمینان داریم که نظر خیر دارید و برای معالجه ما به ما نسخه می‌دهید ما هم ساکتیم و هیچ اعتراضی به شما نمی‌کنیم. نمی‌گوییم چرا نسخه انگلیسی است؟ چرا این داروها را دادید؟ هیچ چیز نمی‌گوییم، تسلیم محضیم. دین ما هم به ما گفته است قرآن را ولو نفهمید بخوانید، محکومش کرده بود، دکتر ساکت شده بود.

منبع: سایت نور خدا
[تصویر:  sms-rooz-pedar.jpg]
پاسخ
 سپاس شده توسط Queen ، مرد مجاهد ، vojdan bidar ، صادقین
امام حسن عسگری(ع):

خداوند متعال خطاب به بندگانش می فرماید: ای بندگان من همه شما گناهکار هستید مگر کسانی را که من از گناه باز دارم. پس هر کس معتقد باشد که من می توانم او را ببخشم و با این حُسن ظَن به من، از من طلب مغفرت نماید هر آینه او را می بخشم و برایم گناهان او هر چند زیاد باشد مهم نیست چه. اگر همه مخلوقاتم از اول و آخر زنده و مرده و تر و خشک همه جمع شوند و از رحمت من مسئلت نمایند تمام حاجات ایشان را می دهم و از رحمت وسیع من چیزی کم نمی شود.

 کلیات حدیث قدسی صفحه 341
[تصویر:  nasimhayat.png]

[تصویر:  pichak.net-37.gif]




سلام مجدد

دوستون دارم

ما پیروزیم


[تصویر:  5.gif]


[تصویر:  Bee_done_2.gif]


[تصویر:  171.gif]


[تصویر:  pichak.net-72.gif]
[تصویر:  36.png]
پاسخ
 سپاس شده توسط زینبی ، vojdan bidar ، صادقین
ضمانت آهو
    امام باقر(علیه السلام) فرمود: من و گروهی در حضور پدرم امام سجاد(علیه السلام) بودیم ، ناگهان آهوئی از صحرا آمد و در چند قدمی پدرم ایستاد و ناله كرد. حاضران به پدرم گفتند چه می گوید؟ پدرم فرمود: می گوید: بچه ام را فلانی صید كرده ، از روز گذشته تا حال شیر نخورده ، خواهش می كنم آن را از او گرفته و نزد من بیاور تا به او شیر بدهم . امام سجاد(علیه السلام) شخصی را نزد صیاد فرستاد و به او پیام داد آهو بچه را بیاور، آهو بچه را آورد، آهوی مادر تا بچه اش را دید چند بار دستهایش را به زمین كوبید و آه جانكاه و غم انگیزی كشید و بچه اش را شیر داد. سپس امام سجاد(علیه السلام) از صیاد خواهش كرد كه بچه آهو را آزاد كند، صیاد قبول كرد، امام آهو بچه رااز او گرفت و به مادرش بخشید، آهو با همهمه خود سخنی گفت و همراه بچه اش به سوی صحرا رفتند. حاضران به امام سجاد(علیه السلام) گفتند :آهو چه گفت ؟ امام فرمود: برای شما در پیشگاه خدا دعا كرد و پاداش نیك از برای شما طلبید.
حضرت علي (علیه السلام ) 
 نفس متجاوز و سرکش خويش را با ترک عادات ناپسند خوار نمائيد و با انجام اوامر الهي وادارش سازيد و بار غرامتهاي تخلفش را بر وي تحميل نمائيد ، با ارتکاب مکارم اخلاق زينتش کنيد و از پليديهاي گناه مصونش داريد.

پاسخ
 سپاس شده توسط vojdan bidar ، صادقین
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيم
یكی از علماء از كربلا و نجف برمی گشت ولی در راه برگشت در اطراف كرمانشاه و همدان گرفتار دزدان شده و هر چه او و رفقایش داشتند، همه را سارقین غارت نمودند.
آن عالم می گوید : من كتابی داشتم كه سالها با زحمت و مشقّت زیادی آن را نوشته بودم و چون خیلی مورد علاقه ام بود در سفر و حضر با من همراه بود، اتفاقاً كتاب یاد شده نیز به سرقت رفت، به ناچار به یكی از سارقین گفتم من كتابی در میان اموالم داشتم كه شما آن را به غارت برده اید و اگر ممكن است آن را به من برگردانید زیرا بدرد شما نمی خورد
آن شخص گفت: ما بدون اجازه رئیس نمی توانیم كتاب شما را پس بدهیم و اصلاً حق نداریم دست به اموال بزنیم
لذا من به همراهی آن دزد به نزد رئیسشان رفتیم، وقتی وارد شدیم دیدم كه رئیس دزدها نماز می خواند. موقعی كه از نماز فارغ شد آن دزد به رئیس خود گفت:
این عالم یك كتابی بین اموال دارد و آن را می خواهد و ما بدون اجازه‎ی شما نخواستیم بدهیم
من به رئیس دزدها گفتم: اگر شما رئیس راهزنان هستید، پس این نماز خواندن چرا؟ نماز كجا؟ دزدی كجا؟ 
گفت:  درست است كه من رئیس راهزنان هستم ولی چیزی كه هست، انسان نباید رابطه‎ی خود را با خدا به كلّی قطع كند و از خدا تماماً روی گردان شود، بلكه باید یك راه آشتی را باقی گذارد. حالا كه شما عالمید به احترام شما اموال را برمی گردانیم 
و دستور داد همین كار را كردند و ما هم خوشحال با اموالمان به راهمان ادامه دادیم.
پس از مدّتی كه به كربلا و نجف برگشتم، روزی در حرم امام حسین - علیه السّلام - همان مرد را دیدم كه با حال خضوع و خشوع گریه و دعا می كرد. وقتی كه مرا دید شناخت و گفت:مرا می شناسی؟
گفتم: آری!
گفت: چون نماز را ترك نكردم و رابطه ام با خدا ادامه داشت، خدا هم توفیق توبه داده و از دزدی دست برداشتم و هر چه از اموال مردم نزد من بود، به صاحبانشان برگرداندم و هر كه را نمی شناختم از طرف آنها صدقه دادم و اكنون توفیق توبه و زیارت پیدا كرده‌ام. 
پاسخ
 سپاس شده توسط Queen ، زینبی ، صادقین
#پاداش_نیکی/ از امام رضا (علیه السلام) روایت شده است که در بنی اسرائیل قحطی شدید پی در پی اتفاق افتاد. زنی بیش از یک لقمه نان نداشت، آنرا در دهان گذاشت تا بخورد، فقیری فریاد زد ای کنیز خدا، وای از گرسنگی. زن گفت در چنین زمان سختی، صدقه دادن روا است. لقمه را از دهان بیرون آورد و به فقیر داد. زن، فرزندی کوچک داشت که در صحرا هیزم جمع می‌کرد، گرگی رسید و طفل صغیر را با خود برداشت و برد، مادر به دنبال گرگ دوید. خداوند جبرئیل را مأمور نجات طفل فرمود. جبرئیل پسربچه را از دهان گرگ گرفت و به سوی مادرش انداخت و به مادر گفت ای کنیز خدا، از نجات فرزندت راضی شدی، لقمه ای در برابر لقمه ای. (منبع: ثواب الاعمال.)
                                                         [تصویر:  15.png]
                                                        [تصویر:  gyi_quote_1535815247699_286x320.jpg]
پاسخ
 سپاس شده توسط rezvaneh ، صادقین
این داستان (عالم برزخ )♧ خبر دادن عزراییل از عالم برزخ! مرحوم شیخ جواد عرب که مرجع تقلید گروهی ازشیعیان عراق بود درخواب حضرت عزرائیل رامی بیند. پس ازسلام از او می پرسد:از کجا می آیی؟ فرمود:ازشیراز،روح میرزا ابراهیم محلاتی را قبض کردم پرسید:روح او در عالم برزخ در چه حالی است؟ عزراییل فرمود: در بهترین حالت و در بهترین باغ های برزخ وخداوند هزار ملک موکل او کرده است که فرمان او می برند. گفت:برای چه عملی ازاعمال به چنین مقامی رسیده است؟ عزرائیل فرمود:برای مداومت بر خواندن زیارت عاشورا... سیمای فرزانگان جلد۳ص۱۸۷
                                                         [تصویر:  15.png]
                                                        [تصویر:  gyi_quote_1535815247699_286x320.jpg]
پاسخ
 سپاس شده توسط rezvaneh ، صادقین
تمرین پیشنهادی علامه طباطبایی برای «کنترل ذهن»
برای کنترل ذهن، باید تمرین کنی؛ منتظر معجزه نباش!

برای کنترل ذهن، باید تمرین کنی؛ منتظر یک معجزه از آسمان نباش! علامه طباطبایی(ره) برای کنترل ذهن، یک ورزش یا تمرین را توصیه کرده است. همان‌طور که با ورزش، بازوی خودت را قوی می‌کنی، می‌توانی برای رسیدن به قدرت روحی، این تمرین را انجام دهی. 

علامه در «رسالة الولایة» می‌فرماید: «مکان خلوتی را انتخاب کن که هیچ مشغول‌کننده‌ای از قبیل نور و صدا و غیره در آنجا نباشد. سپس طوری بنشین که مشغول به کاری نشوی و حواست پرت نشود و چشمانت را بسته نگه دار. آنگاه صورتی را-مثلاً صورت الف- یا یکی از اسماء الله را در خیال خود مجسّم کن که کاملاً توجّه‌ات به آن معطوف شود و هشیار باش که هیچ صورت خیالی‌ای وارد محوّطۀ صورتِ الف نشود. در این هنگام که ابتدای کار است در می‌یابی که صورت‌های خیالی دیگر مزاحم تو شده و می‌خواهند ذهن تو را تاریک و مشوّش نمایند... اگر چند روزی به تخلیه و پاکسازی این خیالاتِ مزاحم اقدام نمایی(و آنها را کنار بزنی) بعد از مدتی مشاهده می‌کنی آن خیالات و خواطر رو به کاهش گذاشته و هر روز کم می‌شود... تا اینکه هیچ صورتی با صورت الف باقی نمی‌ماند.»
 وقتی میبینی کسی محافظ داره میفهمی که آدم مهمیه

من و تو هم برا خدا مهم و باارزشیم!

 « إِنْ كُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌ »
" (قسم به اینان) که هیچ شخصی نیست جز آنکه او را البته (از طرف خدا) مراقب و نگهبانی هست "

|آیه 4 سوره طارق|
[تصویر:  shrk.gif]
[تصویر:  y5m2_rishoo.jpg]
پاسخ
 سپاس شده توسط rezvaneh ، مرد مجاهد ، صادقین ، aliunknown ، pirooz97




کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

در ۷فروردین ۱۳۸۷ کانون ترک، از وبلاگ شخصی به نام آقای منهدم گام در دنیای مجازی نهاد،
با هدفی خدایی و آسمانی، برای رهایی همه ی بندگان گرفتار به گناهی بزرگ به نام «خودارضایی»، برای پاکی نهایی و ابدی…پاکی جسم ،روح و ذهن….
اینجا سرزمین نیست، آسمـــــــــــان است.