سلام مهمان عزیز، اگر این پیغام رو می بینی، به این معنی هست که هنوز ثبت نام نکردی. برای ثبت نام اینجا کلیک کن تا بتونی از تمام امکانات انجمن استفاده کنی.
اگر قبلا ثبت نام کردی، از اینجا وارد شو.
جهت ارتباط با مدیران
کلیک کنید

اگر اين نخستين بازديد شماست نام نويسي کنيد ، چرا نام نويسي ؟

شرکت در مسابقات فردی و گروهی ویژه ترک
بحث و گفتگو در رابطه با موضوعات انجمن
دسترسي به بخش هاي ويژه مخصوص کاربران سايت

امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تجربیات شغلی من (سرپرست: پارادایس)
#16
سلام

درباره قواعد و اداب رد و بدل کردن سفته :

الف) برای اینکه دستتون بیاد معمولا در اون کاری که پیش رو دارید سفته رد و بدل می شه یا نه؟ و اگر می شه چقدر حتما هم تو نت سرچ بزنین هم پرس و جو کنین

ب) برای خرید سفته باید به بانک ملی مراجعه کنین

ج) پشت سفته رو امضا و اثر انگشت نزنین مگر اینکه پشت نویسی داشته باشه چون شما امضا و اثر انگشت رو بزنین بعد ها ریستون می تونه یه چیزی بنویسه بگه این رو شما تایید کردید

د) برای نسخه های قرار داد کارآموزی دو نسخه و قرار دادهای کاری چهار نسخه وجود داره که شماره ی هر چهار تا توی هر چهار تا نوشته می شه و تو همه ش شماره های سفته (ها) نوشته می شه و حتما قید می شه جهت حسن نجام کار یا جهت حفظ فلان مال و ... . از اون چهار نسخه یکیش مال شما و یکیش مال رییس شما یکیش مال اداره کار و یکیش هم فکر می کنم مال اداره مالیاته

ر) در قرار داد حتما ذکر بشه که سفته چه زمانی به شما برگردانده می شود؟ مثلا حداکثر یک هفته پس از اتمام مدت قرار داد

س) حتما وقتی سفته رو می دین به رییستون (و نه حتی یک ساعت بعدش ) همون لحظه رسیدی برای سفته دریافت می کنید که رییس بنویسه با توجه به قرار داد ... ، سفته(ها) با شماره ی .... جهت .... از جناب ... به شماره ملی ... دریافت شد

ط) اگر رییس شما دائم می گه سفته ارزش حقوقی نداره و فقط محض اطمینان می گیرم ؛ بهش شک کنین چون سفته ارزش حقوقی داره و می تونن نقدش کنن

ن) شاید بد نباشه که اول شرایط کاری رو تعیین کنین و بعدش یک هفته یا ده روز آزمایشی اونجا کار کنید که ببینید می پسندید اونجا کار کنید یا نه اما اگر این مدت بیشتر شد و رییس شما از نوشتن قرار داد سر باز زد و (به ویژه وقتی سفته قراره رد و بدل بشه) مخترمانه بگید اجازه بدید من فعلا نیام تا روزی که قرار داد بنویسیم و امضا کنیم دوباره برگردم سر کار

ه) شکاک نباشید ولی محتاط باشید

ی) آخرین و مهم ترین نکته بی تعارف حرفتون رو بزنید و قاطع باشید همیشه جنگ اول بهتر از جنگ بعدا هست چون کارفرما چیزی از دست نمی ده اونی که زیاده کارجو اما شما حداقل عمر و وقتتو از دست می دی
[تصویر:  nasimhayat.png]

[تصویر:  5.gif]
[تصویر:  1415304c4vy2s364e.gif]
[تصویر:  36.png]
پاسخ
 سپاس شده توسط شازده کوچولو ، chika ، یوسف ، موری ، امیرحسین خان ، سالِک ، آرمین ، دیوار ، عطر رهایی
#17
[تصویر:  Shaghel.jpg]

دو سال پیش بود که این رو نوشتم.
کار من رو کلافه کرده بود.
به قدری درمانده و عصبی بودم از کارم که به نوشتن پناه آوره بودم.

هر کس در شرایط سخت به چیزی رو می کنه تا آروم بگیره.
عده ای رو به سیگار می کنن؛ عده ای مواد؛ عده ای ارتباط های پنهانی؛ عده ای موسیقی؛ عده ای ...
و اون زمان من جزء عده ای بودم که با نوشتن خودم رو تخلیه می کردم.

یادمه ساعت از 11 گذشته بود و مادرم اومد تو اتاق و گفت آرمین داری چه می کنی؟ ساعت رو نگاه کردی؟ فردا هم کله سحر باید پاشی.
و من مطابق معمول: الان تموم میشه. کار مهمی دارم.

واقعا هم مهم بود.
این که آدم یک ربع نیم ساعت روانش رو آروم کنه و بعد بخوابه قطعا مهم تر از این هست که در اون پریشون احوالی خودت رو به خواب بسپاری.  53258zu2qvp1d9v

اون زمان حقوقم شاید یک ششم حقوق فعلی هم نبود. (تا حدی که به گمانم حقوق پایه کارگر ساده هم بیشتر از من بود)
با این حال، معنای جمله ی بالا رو با جان و دل حس می کردم.

برای خودم می نوشتم و در ذهن تثبیت می کردم. به خودم دلداری می دادم که آرمین ادامه بده:
بدترین روزهای آدم شاغل،
بهتر از بهترین روزهای آدم بیکار است.

این روزها هم که وضع مالی بهتری دارم باز هم با جان و دل این جمله رو می فهمم.

اگر مجبور باشم 14 ساعت در روز یه کار دوست نداشتنی و اعصاب خردکن انجام بدم و 300 کیلومتر هم در راه باشم و شب هم 4 ساعت بیشتر فرصت خواب نداشته باشم و حقوق خاصی هم از این قبل نصیبم نشه، باز هم به نظرم قابل قیاس نیست با وضعیتی که بی کار باشم.

ممکنه بگی آرمین 14 ساعت کار اعصاب خردکن + خستگی جسمی رفت و آمد با 300 کیلومتر مسیر + 4 ساعت خواب شب عمر آدم رو کم میکنه. باز هم به نظرت چنین کاری عاقلانه به نظر میرسه؟
و من هم در جواب میگم هر بلایی که در این وادی به سر آدم بیاد قطعا ارجحیت داره به بیکار نشستن تو خونه و افسرده شدن در پی اون.

اگر این سبک کاری 10 سال از عمر رو کم کنه،
شک نکن که بیکار نشستن تو خونه حداقل چیزی معادل 20 سال از عمر تو رو به باد میده.

نشنیدم تا به حال کسی از کار زیاد مجنون یا دیوانه شده باشه
اما هر روز می بینم انسان های فراوانی که از بیکاری زندگی شون بر فنا و نابودی رفته؛ مجنون و دیوانه شدن جای خود.

اگر عرضه داشتی و کاری بهتر از این شرایط سخت پیدا کردی فبها؛
اگر نه به همین کار دوست نداشتنی بچسب تا شرایط بهتر شه.
کمی بیشتر تلاش کنی و عرضه به خرج بدی؛ با آدم های بیشتری نشست و برخاست کنی؛ فرصت های مختلفی که اطرافت هست و تو هیچ وقت نمی بینی رو اگه ببینی؛ چند جای جدید رفت و آمد کنی؛ چند نوشته از آدم های بزرگ این طرف و اون طرف بخونی؛ چند کلاس این طرف و اون شرکت کنی؛
بالاخره دیری نمی پاید که شرایط هم تغییر می کنه.

باید شروع کرد.
از هر جایی که میشه.

شروع کردن دوست نداشتنی به مراتب بهتر از قدم در راه نذاشتن همیشگیه.

قاعدتا ما تو 13 سالگی باید کم کم وارد بازار کار میشدیم.
هر دو سال تو یه شاخه مجزا و متفاوت فعالیت می کردیم.
19 ساله که میشدیم و آماده ورود به دانشگاه، سه تا فن یا هنر بلد بودیم.
حالا انتخاب می کردیم که در دوران دانشگاه، مرتبط با تحصیل مون کار کنیم، یا یکی از 3 تا فنی که به دنبالش رفته بودیم.

23 ساله مون که میشد آدمی بودیم تحصیل کرده با چند فن مختلف.
یا نون تحصیل مون رو می تونستیم بخوریم یا نون فن مون.
می دیدیم چی بازار بهتری داره و چی استعداد واقعی ماست، سراغ همون می رفتیم. اگه تو یکی به بن بست می خوردیم، می رفتیم سراغ دیگری. شاید هم اصلا دو تا به موازات هم.

الان چی شده؟
جوان ما کلاً از ابتدا تا انتها به چه کنم چه کنم عمر می گذرونه. بالاخره درسی و کلاسی و استادی و این آموزشگاه و اون آموزشگاه.
آخرش هم هنوز نمی دونه از این دنیا چی می خواد.
35 سال و 40 سالش که میشه به جای اینکه کم کم بعد از 20 سال کار به فکر بازنشستگی باشه، هنوز هم به این فکر می کنه که ادامه تحصیل بدم و فوق دکترا بخونم یا برم سر کار؟ سر کار بخوام برم، چه کاری؟  53258zu2qvp1d9v

حالا میگی آرمین. از سن من که گذشت. من که نه مشاور درست و حسابی دور و برم بود؛ نه چند تا آدم حسابی که راه شناس باشن.
 این چیزهایی که میگی خیلی خوبه. اما نه برای من. من چه کنم؟

باز هم همون رو میگم.
باید شروع کنی.
از هر جایی که میشه.

باید از 13 تا 19 سالگی آزمون و خطا می کردی؛ نکردی.
الان شروع کن آزمون و خطات رو.

40 سالگی هم شروع کنی آزمون و خطا کنی و در نهایت تو 46 سالگی به چیزی که می خوای برسی و اون رو تا 70 سالگی ادامه بدی؛
بهتر از اینه که کاسه ی چه کنم چه کنم رو تا خود 70 سالگی به دست بگیری و آخرش هم نفهمی برای چی به دنیا اومده بودی.  53258zu2qvp1d9v

این رو هم از من نشنیده بگیر. اما به تو در گوشی میگم:
مثل همه چیزهای دیگه؛ مثل همه جاهای دیگه؛ مثل هر اتفاق خوب دیگه؛
توی این حساب کتاب ها نیافت. گاهی خدا راه ها رو سریع تر از چیزی که فکر می کنی نشون میده.
بهش اعتماد کن.
اما فقط شروع کن. 1
با باورهای آدم های اطراف مون نمیشه موفق شد...
این ماییم که باید باور کنیم می تونیم... 128fs318181

[تصویر:  05_blue.png]
پاسخ
 سپاس شده توسط سالِک ، آقای اراده ، طاهر ، مهر آسا ، می توانم ، aliunknown ، دیوار ، Queen ، عطر رهایی ، دکتر آرش.
#18
پست عاشق رو اینجا دیدم گفتم راجب بهش یکم بنویسم...

یه مدتی تو کارش بودم.... البته یچیزایی هم دیدم که.... بیخیال... ( رو تبلت بچه ۱۰ ساله یچیزایی نصب بود که .... چی میشه گفت ... )
یه جمله معروف داریم  4chsmu1
با یه برچسب اپل میتونی کلییی پول در بیاری.
یه اپل آیدی میسازی بعد میفروشی به ۱۰ هزار تومن :/
البته شنیدم تو تهران قیمتا نجومی تر از این حرفاست و با یه سری آپشن هایی که وجود خارجی نداره میفروشن ۱۰۰ هزار تومن  Hanghead 
یا برا طرف یه تلگرام یا هر برنامه ی دیگه ای نصب میکنی. واسه نصب هر برنامه رو آیفون یا آیپدش ۱۰۰۰ تومن میگیری.
یا آپدیت ios ... و...
هزینهههه بر ترین بخشش ( از لحاظ نرم افزاری البته ) باز کردن قفل آی کلاود هست. طرف اپل ایدیشو یادش میره ریست فکتوری هم میکنه و گوشی تو راه اندازی قفل میکنه و میگه تا اپل ایدی قبلی رو وارد نکنی نمیتونی ازش استفاده کنی :)
۸۰۰ هزار تومن واسه باز کردنش میگیرن.
تعمیر آیفون اما خیلی پیچیدست.
ال سی دی و تاچ و ایناش بحث آن چنانی نداره  4chsmu1 
اما برای تعمیر تاچ آیدی ( همون دکمه هوم که حسگر اثر انگشت داره ) باید کلی بدبختی بکشی. چون تاچ آیدی با بورد گوشی مچ میشه و اگه تاچ آیدی یه گوشی دیگه رو بندازی روش میفهمه که دستکاری شده و دیگه کار نمیکنه. البته از اونجایی که ما ایرانیا همیشه یه راهی واسه دور زدن پیدا میکنیم این مشکل هم حل کردیم  Khansariha (13) 
تو گوشی های اندرویدی هم تعمیرات نرم افزاری خیلی داغه
طرف گوشی میاره که بوت لودرش خراب شده یا بالا نمیاد و از اینطور چیزا.
براش فلش میزنی و پول خوبی در ازاش میگیری....
چیز آن چنانی هم نداره. با ۱ سال وقت گذاشتن تمام فوت و فن هاش رو یاد میگیرین.... از ریییز تا درشتتتت
باز کردن frp lock هم این روزا مد شده . مخصوصا بین گوشی های سامسونگ.
و تو بخش تعمیرات سخت افزاری .... هوآوی خیلی کارنامه درخشانی داره. انقدر که هارد میسوزونه....
53
پاسخ
 سپاس شده توسط دیوار ، Queen ، رامین. ، می توانم ، عاشق فاطمه زهرا ، آرمین ، دکتر آرش.
#19
سلام
امیدوارم همه خوب باشین
این مدت چند تا تجربه گرفتم دوست دارم بگم بعد اگر غلطه شما بهم بگید یا تصحیح کنین

به عنوان تجربه شغلی می خوام اینو بگم که کلا سیستم کاری اینه که هر چی تعداد افراد یه شرکت یا تعداد افراد بخش شما بیشتر باشن اصطکاک بیشتر می شه باید یادتون باشه در عین اینکه هر کسی بد اون یکیو گفت تایید نکنین باید حواستون باشه که رد هم نکنین باز در عین حال که رو رفتارتون با اون شخص ثالث اثر نکنه ولی باید به شدت هوای خودتونم داشته باشین

باز دیگه اینکه من خیلی احساساتی هستم و همیشه حرفمو زودی می گم شما مثل من نباشید هر حرفو کلی روش فکر کنین و مشکلات و سختی ها رو تا واقعا فشار نیاورده نگید بلکه صبر کنین تا ببینید چقدر توانایی دارد و خودتونو می تونین نشون بدید

بعد اینکه سعی کنین خودتونو نشون بدید به اون بالایی ها بدون اینکه لج پایینی ها رو در بیاره و حواستون باشه تمام مدتی که شما یه جا نشستین و اسیر عادات غلط خودتون هستین یه کسی داره تند و تند کار و تلاش می کنه تا از شما جلو بزنه

Swear1 
در آخر اینکه : می توانم خدا نکشتت بجنب! بکوش! پیروز شو!
[تصویر:  nasimhayat.png]

[تصویر:  5.gif]
[تصویر:  1415304c4vy2s364e.gif]
[تصویر:  36.png]
پاسخ
 سپاس شده توسط Queen ، عاشق فاطمه زهرا ، آرمین ، aliunknown


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  گفت و شنود شغلی (سرپرست: پارادایس) آرمین 36 7,104 1397 آذر 23، 17:03
آخرین ارسال: آرمین
  کارآفرینی (سرپرست: پارادایس) آرمین 32 8,215 1397 شهريور 4، 15:07
آخرین ارسال: vojdan bidar



کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

در ۷فروردین ۱۳۸۷ کانون ترک، از وبلاگ شخصی به نام آقای منهدم گام در دنیای مجازی نهاد،
با هدفی خدایی و آسمانی، برای رهایی همه ی بندگان گرفتار به گناهی بزرگ به نام «خودارضایی»، برای پاکی نهایی و ابدی…پاکی جسم ،روح و ذهن….
اینجا سرزمین نیست، آسمـــــــــــان است.