دوست خوبم به کانون ترک خودارضایی خوش اومدی. اگر این پیغام رو می بینی، به این خاطر هست که هنوز ثبت نام نکردی. برای ثبت نام اینجا کلیک کن تا به ما ملحق شی و از تمام امکانات سایت استفاده ببری.
اگر قبلا ثبت نام کردی، می تونی از اینجا وارد شی.

امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

آرامش حقیقی و مبارزه با یاس

#31
فطرت يا منِ برتر
]وقتي‌كه انسان به «خود»ش رجوع كرد احساس مي‌كند كه داراي يك «منِ» برتر است؛ حال اگر جواب نيازهاي آن «من» برتر را بدهد به ثمر مي‌رسد و گرنه با فعاليت‌هاي زيادي هم که انجام دهد در نهايت احساس بي‌ثمري مي‌کند و متلاشي مي‌شود. همة پيام بحث فطرت، همين است! که بايد پيام فطرت را شناخت و از آن تبعيت کرد تا انسان خود را در زندگي شکست‌خورده نيابد. فطرت انسان، خداپرست است و با خدا آرامش مي‌يابد و كسي كه جواب فطرتش را ندهد همواره در زندگي متزلزل است. به عبارت ديگر خداخواهي نياز روحي و روحاني هر فردي است.

كل دنيا براي انسان يك وسيله و ابزار است، مانند يك عصا براي اوست؛ خوب و يا بدبودن دنيا هم بستگي به نحوة استفاده ما از آن دارد.[/]-] يک نفر از عصا به عنوان تکيه‌گاه استفاده مي‌کند تا خود را به خانه برساند، نفر ديگر هم ممکن است از عصا به‌عنوان يک چوب محکم استفاده کند و بر سر مظلومي بزند. خانه و مدرك و زمين و به‌طور كلي دنيا همانند عصاست و خود به خود حقيقتي ندارند كه داشتن يا نداشتن آن‌ها مهم باشد يا بتواند در آرامش انسان تأثير بگذارد. مثلاً برق كه توسط اديسون اختراع شد مورد استفاده همه انسان‌ها قرار مي‌گيرد؛ از متدينين گرفته تا جنايتكاران، و چه بسا جنايتكاران، استفاده بيشتري از آن بكنند. داشتن يا نداشتن دنيا هم مثل همين برق است، نمي‌توان گفت كسي كه دنياي بيشتري دارد به مقصد نزديك‌تر شده است.

در حالي‌که شما تجربه کرده‌ايد كساني كه از مقصد حقيقي دورترند بيشتر اسير دنيا هستند. تنوع‌طلبيِ افراطي اهل دنيا که به هيچ‌ وجه از دنيا قانع نمي‌شوند، نشانة همين حقيقت است. چون از طريق دنيا به آرامش حقيقي دست نيافته‌اند، خودشان را با آرامش‌هاي خيالي مشغول كرده‌اند و لذا هر از چندگاهي با يك امر خيالي به طور موقت آرام مي‌شوند و زود هم آن را از دست مي‌دهند و به سراغ چيز ديگري مي‌روند تا به خيال ديگري مشغول شوند.[/]
كسي كه اهل دنياست و خانه ندارد، در ابتدا به داشتن يك خانه بسيار كوچك هم راضي مي‌شود، اما وقتي آن را به‌دست آورد و مدتي با خيال آن خوش بود، چيزي نمي‌گذرد که به خيال داشتن خانة بزرگ‌تري مي‌افتد. خانه‌اش را هم كه بزرگ كرد به خيال تغيير دكوراسيون آن مي‌افتد، حتي موقعي كه پير مي‌شود و بايد آمادة مرگ و ابديت باشد همچنان در پي آن است که وامي بگيرد و خانه‌اش را خراب کند و از نو بسازد، زيرا کسي که اهل دنيا است از هيچ چيز راضي نمي‌شود و به آرامش دست نمي‌يابد. اما در زندگي ديني چون فطرت انسان به آنچه مي‌خواهد مي‌رسد ديگر در زندگي او آن نوع تنوع‌طلبيِ افراطي مطرح نيست، زيرا هرچه انسان بيشتر به سوي خدا برود و بيشتر به او نزديك شود بيشتر احساس مي‌کند به مقصدش رسيده است و لذا هرگز آن را تغيير نمي‌دهد.
آن كه در خانه‌اش صنم دارد[/
گر نيايد برون چه غم دارد[/
53  تا حالا مهمترین تجربه ام این بوده که  که هیچ روشی توی ترک گناهان  مثل همنشینی با دوستان خدا جواب سریع و قطعی و موندگار  نمیده !53
#32
من احساس میکنم که جای من در قعر جهنم است و هر چی خوبی کنم بی فایده است و اصلآ نمیتونم بخشیده بشم Tears

همش احساس گناه و عذاب وجدان دارم

از تاریکی به شدت میترسم - چون عذاب قبر جلوی چشمم میاد


با اینکه پسری 22 ساله هستم - ولی از تنهایی خوابیدن میترسم Tears
#33
سلام303

سحرگاه اتفاقان منم 22 سالمه و از تنهایی و تاریکی میترسم1276746pa51mbeg8j

و احساس گناه هم تا یه جایی خوبه ازونجا به بعد جلوی پیشرفتو میگره

و زندگی در گذشته خوب نیست چون حال و اینده تو خراب میکنه

سعی کن خاطرات گذشته تو بذاری یه کوچه دهنت و بقیه ذهنتو برای حال و اینده در نظر بگیری

تازه اول جوونی هستیcheshmak

...................
یا کریم
Khansariha (121) آثار هنری به دو دلیل ارزشمندند، اول اینکه توسط استادان به وجود آمده اند. دوم اینکه تعدادشان کم است .شما گنج پر ارزشی هستید، زیرا توسط بزرگترین استاد خلق شده اید و فقط یکی هستید. Khansariha (121)


#34
به خدا در خانه به من میگن پیر مرد

آخه عروسی و مهمانی اصلآ نمیرم

هیچ دوستی ندارم

اصلآ اهل تفریح نیستم

تازه اهل هیچ خلافی هم نیستم

در ضمن یه ضره رفتارم دخترانه هم هست 1276746pa51mbeg8j

همچنین در لباس و قیافه اصلآ به فکر خودم نیستم و

کلآ اوضاعم خرابه


دلم به کار و درس و ... هم نمیره - پیش خودم میگم : من که آخرش میمیرم . این برای چی من است

حتی دیگه از ازدواج هم دلسرد شدم

چون از مرگ خیلی خیلی خیلی وحشت دارم


شما نمیدانید چیکار کنم که این وحشت از بین بره ؟؟؟
 سپاس شده توسط
#35
سحرگاه جان وقتی میبینمت یاد خودم میوفتم [تصویر:  e.gif]

منم اهل تفریح نیستم

اهل خلاف نیستم (این که عالیه)[تصویر:  i.gif]

منم به فکر سر وضعم نیستم

ولی دارم رو خودم کار میکنم [تصویر:  i.gif]

ولی با همه این تفاسیر ناامید نیستم

به ازدواج امید دارم

و از مرگ خیلی ها میترسن[تصویر:  p.gif]

ولی خیلیها نه

هرکی برا آخرتشو خوب و محکم و درست ببنده از هیچ چیز باکی نداره[تصویر:  d.gif]

مرگ فقط متوفی شدن روح هست روحمون که حقیقت ما هست به طور کامل از بدن جدا میشه


و به سوی جاهایی که باید بره میره

مثل خواب چون خواب رو برادر مرگ میدونن

وقتی که میمیریم برای هرکس همنشینی هست تو اون دنیا که عمل اون فرد

اگه عملش تو این دنیا خوب باشه خوشا به سعادت و از مرگ ترسی نداره

من یه جا خوندم وقتی انسان تو قبرش هست

نماز سمت راستش و زکات سمت چپش مراقبشن و صبر بالا سرشونه که وقتی این دو نتونستن از مراقب لازمو انجام بدن دست یه کار بشه

حالا همه چی دسته خودتو که آخرتتو چجوری بسازی و برای اون دنیا چی بفرستی[تصویر:  i.gif]

ناامیدی ؟

گناه؟

یا ثواب [تصویر:  h.gif]

..................
یا رحیم
Khansariha (121) آثار هنری به دو دلیل ارزشمندند، اول اینکه توسط استادان به وجود آمده اند. دوم اینکه تعدادشان کم است .شما گنج پر ارزشی هستید، زیرا توسط بزرگترین استاد خلق شده اید و فقط یکی هستید. Khansariha (121)


 سپاس شده توسط
#36
سحرگاه عزیز من هم تا حدودی به چیزهایی که شما میگید شبیهم :s:

اینکه خیلی خوبه که اهل خلاف نیستید Shy
خوب ما دوستاتون هستیم دیگه 4fvfcja

خودت علت مشکلاتت رو ترس زیاد از مرگ عنوان میکنی .
میدونی فلسفه ترس از مرگ , خمودگی , ناامیدی و افسردگی نیست - بلکه بر خلاف عقیده بسیاری از به اصطلاح روشنفکران غربی (که به ما مسلمانها میگن چرا اینقدر یاد مرگ هستید؟ مرگ باعث ترس انسانه و انسان برای پیشرفت باید دارای روحیه شاد باشه) یاد مرگ باعث ایجاد روحیه شادی نه غم و اندوهه .
یاد مرگ انسان را به فکر فرو می برد که به زندگیش سر و سامان دهد .
یاد مرگ انسان را به فکر فرو می برد که ای انسان خودت رو دست کم نگیر , خودت رو به دنیا محدود نکن , تو نامحدودی , این جهان لیاقت تو را ندارد .
یاد مرگ انسان را به فکر فرو می برد که مدت زندگانی محدود است , پس تلاش کن تا خود را جاودانه سازی .

اینم لینک برای مطالعه بیشتر : رابطه یاد مرگ و عشق به زندگی

فقط و فقط و فقط      نماز


[تصویر:  05_blue.png] 
 سپاس شده توسط
#37
(1390 مهر 29، 22:15)سحرگاه نوشته است: به خدا در خانه به من میگن پیر مرد

آخه عروسی و مهمانی اصلآ نمیرم

هیچ دوستی ندارم

اصلآ اهل تفریح نیستم

تازه اهل هیچ خلافی هم نیستم

در ضمن یه ضره رفتارم دخترانه هم هست 1276746pa51mbeg8j

همچنین در لباس و قیافه اصلآ به فکر خودم نیستم و

کلآ اوضاعم خرابه


دلم به کار و درس و ... هم نمیره - پیش خودم میگم : من که آخرش میمیرم . این برای چی من است

حتی دیگه از ازدواج هم دلسرد شدم

چون از مرگ خیلی خیلی خیلی وحشت دارم


شما نمیدانید چیکار کنم که این وحشت از بین بره ؟؟؟
سلام همسفر
این حالت برای من هم پیش اومده بود
دید خوبی نسبت به این مساله داشته باش و این را جزئی از مراحلی که برای رشد طی کنی بدون
پرسش هایی که باید جواب قانع کننده ای برای اون پیدا کنی. این سوالها مربوط میشه به اعتقادات ریشه ای ما که تمام فعالیتهای دیگه زندگی ما را جهت میده و باید خیلی به اونها توجه کرد. پیشنهاد می کنم در این مورد مطالعه داشته باشی
و در مورد پیرمرد بودنت و ....، کم کم تو خونه عوض شو، با خانواده شوخ باش و بخند و بیشتر تو جمع باش و در انتخاب دوستانت هم خیلی دقت کن ، دوست خوب واقعا در زندگی تاثیر گذار هست
به خودت هم برس ، همیشه شیک بگرد و به خودت سخت نگیر
زندگی متعادل ،واقعا لذت بخش هست، خیلی خوبه که سعی کنیم در همه ابعاد زندگی نمره خوبی داشته باشیم. 53
گل نیلوفر در مرداب می روید، تا همه بدانند
در سختی ها باید زیبایی آفرید

مراحل نه گانه ترک اعتیاد خود ارضایی

 سپاس شده توسط
#38
ممنون مجتبی خیلی عالی بود53
#39
هیچ کس یاسی نداره که بخواد رفعش کنه؟
خوشا باران و وصف بی مثالش
#40
چرا من دارررممممم...............تا دلت بخواد1276746pa51mbeg8j

[تصویر:  nasimhayat.png]
#41
پیشنهاد میکنم مطالب اینجا رو بخونی..اگه حس کردی برطرف نشد مطرحش کن شاید بتویم کمک کنیم 1
خوشا باران و وصف بی مثالش
 سپاس شده توسط
#42
چشم...

جالبه.من تا حالا ندیده بودم این تاپیکو1276746pa51mbeg8j

[تصویر:  nasimhayat.png]
#43
هیچ حسی به زندگی ندارم ناامید  خسته و بی هدف..این ناامیدی داره منو میکشه...حال منو ابرای بارونی یه جورن...هیچ کس نمیتونه به من کمک کنه...از دنیا بریدم
#44
"هرگز برای عاشق شدن،
به دنبال باران و بهار و بابونه نباش.
گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس
به غنچه ای می رسی
که زندگیت را روشن می کند..."

خورخه لوئیس بورخس


[تصویر:  nasimhayat.png]
 سپاس شده توسط
#45
سلام

البته از تاریخ این پستها خیلی گذشته ولی این مطلب زیر برا همگی کسایی که حس بالا رو دارند خوبه (لااقل من فکر می کنم خوبه!!!)


قانون های ذهنی می گن خوشبختی یعنی رضایت.مهم نیست ...چی داشته باشی یا چقدر، مهم اینه که از همونی که داری راضی هستی یا نه؟!چون یه وقتهایی آدم خیلی چیزها داره اما باز هم احساس خوشبختی نداره! و بر عکسش...پس یه قانون وجود داره، که می گه:
 
[b]میزان خوشبختی = میزان رضایت[/b]
حالا این سوال مهم پیش می یاد که چه طوری میشه در کل زندگی احساس رضایت کرد؟

زندگی مجموعه ای از لحظه هاست! چون پشت این لحظه، لحظه ی بعدیه و پشت اون لحظه ی بعدی و بعدی و ...پس، اگه می خوای در کلیت بزرگ زندگی راضی باشی اول باید تمرین کنی تا در لحظه راضی باشی .
استاد می گفت:

"اگه کسی تصمیم بگیره فقط توی لحظه ی اکنون راضی باشه، بعد ، به لحظه ی بعدی ، که رسید، باز در لحظه ی اکنون راضی باشه و بعد به لحظه ی بعدی که رسید باز ..... می‌دونی چی می شه؟

اون فقط برای راضی و شاد بودن در یک لحظه تلاش کرده، اما یک دفعه می‌بینه پنج ساله که راضی و خشنوده! اگه کسی از لحظه ی اکنونش ناراضی باشه، بعد، از لحظه ی بعد هم ناراضی باشه ، بعد... یکهو به خودش می یاد و می بینه پنجاه سالشه و همه ی این پنجاه سال رو ناراضی بوده!



به همین دلیل دانشمندان ذهنی به لحظه ی اکنون می گن: لحظه ی ابدی اکنون.شرط رضایت اینه که در لحظه ی ابدی اکنون راضی و شاد باشی .

اصلا" مهم نیست داری در لحظه ی اکنون چی کار می‌کنی، فقط تصمیم بگیر مراقبه کنی که از هر کاری که داری در لحظه انجام میدی احساس رضایت و شادی کنی.  به این کار می‌گن مراقبه ی لحظه ی ابدی اکنون. این کار، اتفاقا" بر خلاف تصور، کار خیلی راحتی نیست. دانشمندان ذهنی معتقدند در هر عمل و کاری که انجام میشه یه مقداری انرژی نهفته است و ما فقط در صورتی که روی اون کار مراقبه داشته باشیم میتونیم اون انرژی رو دریافت کنیم.

ببینین، مثلا" من از صبح شروع می کنم. از خواب بیدار می شیم، می‌ریم مسواک می زنیم و در همون حال به صد تا چیز فکر می‌کنیم غیر از مسواک زدن. بعد می‌ریم صبحونه می‌خوریم در حالی که فکرمون هزار جای دیگه است غیر از صبحانه خوردن. بعد... در واقع هر کاری که داریم انجام می دیم به همه چیز فکر می کنیم غیر از همون کار. این باعث می شه انرژی پنهان کارها رو دریافت که نمی کنیم، هیچ! کلی هم انرژی ذخیره شده مان را الکی خرج می کنیم!

شاید از مراسم چای در چین یا ژاپن شنیده باشین . اون در واقع یه جور مراقبه در لحظه ی ابدی اکنونه.

تمرین هایی برای درک و لذت بردن در لحظه ی ابدی اکنون:

تمرین 1 : برای خودتون یه استکان چای بریزین . با دقت سعی کنید فقط به کاری که دارین می کنین ، فکر کنین . بعد در یه جای آروم بنشینید و با آرامش چای رو میل کنید. به این فکر کنید که با هر جرعه ی چای، همه ی انرژی موجود در آن را دریافت می‌کنید و لذت می‌برید. به لحظه لحظه ی خوردن چای دقت کنید. (اگه فکر دیگه‌ای اومد توی ذهنتون، خودتون رو شماتت نکنید. فقط آروم سعی کنید دوباره به خوردن چای برگردید.) بعد از اتمام، حتما" در دفتر مراقبه از خودتون تشکر کنید.

تمرین 2: مراقبه کنید در زمان مسواک زدن فقط به مسواک زدنتون فکر کنین. سعی کنید از این کار لذت ببرید.
 
تمرین 3: مراقبه کنید زمان خوردن غذا فقط به خوردن غذا فکر کنید. مجسم کنید با هر لقمه، انرژی موجود در غذا به همه ی سلول های بدنتون میرسه.از هر لقمه ی اون لذت ببرید.

نکته: غذایی که با مراقبه خورده میشه هرگز باعث چاقی های موضعی نمیشه. (در واقع وقتی ما غذا می خوریم در حالی که به صد چیز غیر از خوردن غذا فکر می کنیم، باعث انباشته شدن اون در جاهای نامناسب می شیم. بر عکسش هم صادقه. یعنی کسانی که هر چیزی که می خورن، چاق نمی شن، اگه روی غذا خوردن آگاهانه، مراقبه کنن، همه ی انرژی موجود در غذا رو دریافت می کنن. حتی می‌تونین مجسم کنین که دوست دارین غذا در چه قسمتی از بدن شما باعث چاقی بشه! وقتی دارین غذا می خورین توی دلتون با لقمه هاتون حرف بزنید! از لقمه ی نون و پنیر صبحتون بخواهید که همه ی نیروش رو به شما انتقال بده. (نخندین! جدی می گم! این یکی از مراقبه های هندوهاست!)


به تدریج خودتون رو عادت بدید که هر کاری که دارین انجام میدین، فقط به اون فکر کنید و تصور کنید.با این کار همه ی انرژی نهفته در اون کار رو دارین دریافت می کنین.
خیلی سخته، اما شدنیه! شاید باورتون نشه اما به تدریج حتی از کارهایی که دوست نداشتید، به شدت لذت می برید.
این قانون رو به یاد بسپارین: بر هر چیز که تمرکز کنیم، انرژی اون رو دریافت می کنیم.
خوب و حالا تمرین آخر:
 
یک بار دیگه این پست رو بخون و تصمیم بگیر همه ی انرژی موجود در کلمات اون رو دریافت کنی. لبخند بر لب داشته باش. حالا آماده باش تا در لحظه ی ابدی اکنون، شاد و راضی باشی. از همین حالا شروع کن! چون امروز اولین روز از روز های باقیمانده ی عمر توست!
 سپاس شده توسط


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان