مهمان عزیز : ..: اعلام وضعیت هفته اول مسابقه گروهی :..

مهمان عزیز : ..:: فراخوان نماز شب بامداد جمعه ::..

مهمان عزیز : ҉ یاران مهدی، بسم الله.. ҉


امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

آسمانی های زمین

#1
سلام [تصویر:  3.gif]
خیلی وقت بود که تصمیم داشتیم یه تغییرات کوچیکی بدیم به این تاپیک
تا اینکه امروز سالگرد شهادت یکی از بهترین بنده های خدا شد بهانه ای برای شروع این تغییرات
ان شاء الله از امروز هر هفته زندگی و خاطرات یکی از این ادم های بزرگ رو با هم مرور میکنیم
پست گذاشتن برای همه ازاده
فقط یکی دو تا نکته رو رعایت کنید لطفا
1- فقط در مورد همون کسی که داره معرفی میشه پست بذارید
2- پست های طولانی نذارید(بیشتر از 5 خط ممنوعه[تصویر:  e.gif])
ضمنا اگر دوس دارین شخص خاصی اینجا معرفی بشه لطفا قبلش به بنده خبر بدین تا یک هفته مطلب گذاشتن اینجا به شما واگذار بشه

ممنونم
[تصویر:  3.gif]










سلام

میخواستم بهتون خبر بدم که ثبت نام اردو جنوب توی دانشگاه ها در جریانه (و بعضا آخراشه).


اگه میخواید بشتابید سریعتر بشتابید.

نمیدونم تا حالا جنوب رفتین یانه. اصلا می پسندید یا نه. نمیدونم چقدر با خاکای رمل فکه محشور بودین. اصلا قصه اونجا رو می دونین یا نه.
از دوکوهه بگم؟ جایی که همه سربازا و فرمانده های جنگ مدتی اونجا بودن-تقریبا بلااستثنا. از غروبش بگم؟ زیباترین- زیباترین غروبی که توی تمام عمرم دیدم؟

...مسجد خرمشهر که هنوز جای زخم ترکش خمپاره ها روشه... منطقه پاکسازی نشده چزابه که الان وسط همون مناطق مشکوک به مین، کلی گلای وحشی روییده.

... یا از شوخی های همراها؟ از جانبازایی که سخنرانی هاشون بدجوری به دل می شینه. چون ازدل براومده.
------

امسال اگه خدا بخواهد حداقل من و تنها خانم توی اردو جنوب شرکت می کنیم.

دوستانی که مایلن مطالب مرتبط با این موضوع رو اینجا بنویسن.
با خدا، تا خدا

ترک من
 سپاس شده توسط
#2
با صبا در چمن لاله سحر می گفتیم
که شهیدان که اند؟ این همه خونین کفنان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟Tears
من که فکر نکنم اگه اون موقع جنگ بود می رفتم!
شهیدا آدمای قدرتمندی بودن
یه خاطره بگم؟
خجالت می کشم
آخه ممکنه قداست شهیدا رو لکه دار کنه!
#3
سلام
البته نمیدونم اینارو اینجا بگم یا نه
اگه کسی دید خوب نیستن هر کجاشو خواست پاک کنه
من پارسال رفتم اونجا
کلی از برنامه هامو بیخیال شدم (که بعدش کلی سرزنش شدم) و رفتم,آخه دیگه شاید فرصتش پیش نمیومد
راستش نمیخوام اینجا دکلمه اجرا کنم یا کلیشه ای حرف بزنم
میتونم بگم که حداقل واسه ی من دو تا مزیت داشت
یکی اینکه یکم فرصت شد تا با خودم خلوت کنم
و اون یکی اینکه بنظرم اومد شهیدا هم مثله همین گروه هایی بودن که الآن میرن!
همین شوخیا,همین برخوردا,همین سادگی
تو گروه ما همه جور آدمی پیدا میشد
یه گروه بودن که از کارای بدشون پشیمون شده بودن و میخواستن درس شن و البته همچنان گه گاه شیطنت داشتن!cheshmak
واسم جالب بود که توی گروهمون یه لبنانی هم بود و اومده بود اونجا رو ببینه!
راستش سفری که ما رفتیم خیلی خیلی پر حادثه بود, حتی تا یک قدمی مرگ هم رفتیم!
و البته به خود من خییییلی سخت گذشت و به شدت مریض شدم ولی میارزید دیدنش
وای حتی فکر کردن به اون رملا,به اون نیزار ها....
نماز خوندن روی رمل,روی تپه ها
خیلی ساده میشد با خدا حرف زد
و البته به برگذار کننده هاش که خیلی گله دارم!از نحوه ی برگزاری و بازی با سلامت و جان شرکت کننده ها تا بلوف ها و ندیده گرفتن نقش نهاد های اصلی دفاع!
منظورم از بلوقف رو توضیح نمیدم ولی اینی که الآن میگم واقعیه
یه رزمنده بود که میگفت واقعا وقتی که دسته خالی و بدون اسلحه (به خاطر کمبود تجهیزات)دفاع میکردن رو دیده!!و فقط واسه فیلما نیس!
در کل اگه نرفتین رفتنش میرزه ولی مراقب خودتون باشین!
اینم بگم دید من به شهید شاید با خیلیا فرق کنه!
مثلا یکیش اینکه من میگم میشه زنده بود و زندگی کرد ولی به شهادت رسید!!!!!!
و یا اونجوری که بعضیا افراطی تقدس قائل میشن, من قبولش ندارم!
اگه کسی با نهادی که این اردوها رو برگذار میکنه مشکل داره ازش خواهش میکنم که در این مورد ندید بگیره!cheshmak
اینم بگم من خودم با نحوه ی جنگ خیلی مشکل دارم
و حیف این همه لاله که به خاطر عده ای ... فدا شده!

در پناه حق
4fvfcja
سال ها دل طلب جام جم از ما میکرد
آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد
#4
(1388 اسفند 6، 1:46)barande نوشته است: یه رزمنده بود که میگفت واقعا وقتی که دسته خالی و بدون اسلحه (به خاطر کمبود تجهیزات)دفاع میکردن رو دیده!!و فقط واسه فیلما نیس!
به خاطر اینکه فرمانده کل قوا (بنی صدر- که بعدا جاسوس رسمی از آب دراومد) هیچ امکاناتی نمی داده. ارتش حق کوچکترین کمکی به بسیج مردم نداشت. تعداد اسلحه ها کمتر از آدما بود. کسی که خیلی بهش اطمینان دارم می گفت یکی از دوستای ما خمپاره از ارتش می دزدید تا بتونیم دفاع کنیم چون هیچ راهی نداشتیم.

(1388 اسفند 6، 1:46)barande نوشته است: و یا اونجوری که بعضیا افراطی تقدس قائل میشن, من قبولش ندارم!
موافقم. اتفاقا نکته ش این بوده که اونا آدمای عادی بودن. مثل من و تو. اما به تعبیر بعضیا یه آرمانشهر کوچیک درست کرده بودن درست وسط درگیری نظامی. کاری که ما توی عصر ارتباطات با داشتن اینترنت پر سرعت و پردازنده چند گیگاهرتزی و موبایل و ... نمی تونیم انجام بدیم.
با خدا، تا خدا

ترک من
#5
(1388 اسفند 6، 2:17)سلام نوشته است:
(1388 اسفند 6، 1:46)barande نوشته است: یه رزمنده بود که میگفت واقعا وقتی که دسته خالی و بدون اسلحه (به خاطر کمبود تجهیزات)دفاع میکردن رو دیده!!و فقط واسه فیلما نیس!
به خاطر اینکه فرمانده کل قوا (بنی صدر- که بعدا جاسوس رسمی از آب دراومد) هیچ امکاناتی نمی داده. ارتش حق کوچکترین کمکی به بسیج مردم نداشت. تعداد اسلحه ها کمتر از آدما بود. کسی که خیلی بهش اطمینان دارم می گفت یکی از دوستای ما خمپاره از ارتش می دزدید تا بتونیم دفاع کنیم چون هیچ راهی نداشتیم.

(1388 اسفند 6، 1:46)barande نوشته است: و یا اونجوری که بعضیا افراطی تقدس قائل میشن, من قبولش ندارم!
موافقم. اتفاقا نکته ش این بوده که اونا آدمای عادی بودن. مثل من و تو. اما به تعبیر بعضیا یه آرمانشهر کوچیک درست کرده بودن درست وسط درگیری نظامی. کاری که ما توی عصر ارتباطات با داشتن اینترنت پر سرعت و پردازنده چند گیگاهرتزی و موبایل و ... نمی تونیم انجام بدیم.
به نظر من اونا واسه این تونسته بودن آرمان شهر درس کنن که رفته بودن برای رفتن!!
یعنی دل کنده بودن از همه چیز برای رضای حق
اونا حاضر شده بودن خودشون رو برای خدا ذبح کنن!

ما هم میتونیم شهید شیم و نباید حتما جنگی باشه و با گلوله یا شمشیر بمیریم!
شاید امروز بدس آوردن همون بقول شما دوست خوبم تکنولوژی اینترنت پرسرعت و پردازنده چن گیگا هرتزی و موبایل(و نه فقط تکنیک استفاده از اونا) یک گام به سمت شهادت باشه!!!!!!!!!!!Khansariha (134)
به جای اینکه دنبال تکنولوژی هایی باشیم که اصلا دردی از ما دوا نمیکنه و تازه پوز اینو بدیم که فقط تعداد محدودی کشور اینارو دارن!
نمیگیم که نیاز نداشتن:smiley-yell:
بحث و منحرف نمیکنم
فقط میخوام بگم راه های شهادت یکی نیستن
همه از یه اوتوبان میگذره ولی لاینا متفاوته
سال ها دل طلب جام جم از ما میکرد
آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد
#6
(1388 اسفند 6، 1:06)سلام نوشته است: سلام

میخواستم بهتون خبر بدم که ثبت نام اردو جنوب توی دانشگاه ها در جریانه (و بعضا آخراشه).

تو دانشگاه ما هم در جریانه و (بعضا آخرشه!4fvfcja) Smiley-talk038
#7
واقعا نیاز به تاپیک جدا بود
مردن پايان تو نيست، آغازی دگر بايد تو را
#8
فکر کنم منظور از این شهادتی که برنده می گه همون ازخود گذشتن یا مستی که عرفا می گن یا نیستی یا بیخودی یا مردن در زندگی یا شراب خوردن که باز عرفا می گن باشه
مولانا می گه :
آزمودم ،هم مرگ من در زندگی است
چون رهم زین زندگی پایندگی است
مولانا می گه ما همه گی مردیم! چون اصل وجودمون یعنی خوبی و زیبایی و دانایی مون مرده. یعنی انسان چون انسانه باید خوب رفتار کنه و زیبا باشه و زیبایی خلق بکنه و علم و دانایی خودش رو زیاد بکنه
همون چیزی که می گن آدم باید مثل خدا بشه و صفات خدا رو داشته باشه و خوب و مهربون و ........باشه
پس من مردم چون خوب نیستم و زنده می شم اگه خوب بشم
باز من زندم چون بدی ها در من زندس و می میرم اگه بدی هام بمیرن
برای اونایی که علاقه مندن
یک مقاله از دکتر سروش در همین موضوع
اگه می خواین مثل من اینجوری بشین171717 و فیل.... شکن دارین!
آن نفسی که بیخودی....
#9
عشقا!تویی سلطان من از بهر من داری بزن
روشن ندارد خانه را قندیل نا آویخته


من دو سال پیش با مدرسه رفتم

اولش شاید چیزی نمی فهمیدم
ولی بعدا توی فکه احساس کردم اینجا نزدیک ترین مکان به خداست

خیلی حس عجیبی بود
بی اختیار گریه میکردمTears
یعنی همه گریه میکردن

خیلی دوس دارم بازم برم ولی...
حیف که مثل اون موقع ها دیگه پاک نیستمTears
:s:
waiting for the end...
#10
سلام

من توي دانشگاهمون براي راهيان نور ثبت نام كردم ...
وَ احـــفَــظـنِــی بِــرَحـــمَـــتِـــکَ یــا الله
#11
خب میخوام یه خاطره از جنگ (مناطق جنگی!)واستون تعریف کنمSmiley-face-cool-2

یکی از شبای اردو واسه خواب و استراحت مارو بردن داخل یه سوله ی بزرگ
جمعیت خیلی زیاد بود
خب اون شب خوابیدیم و وقتی صب واسه نماز بیدار شدم,دیدم سرپرست گروهمون صدام کرد!
منه غافل از همه چیز هم رفتم پیشش
تازه متوجه شدم که بله, روی پیشونیم واکسی شده!!!!!!!!Khansariha (134)
نگو که شب قبلش یه نفر شیطنتش گرفته و صورت خیلی از بچه هارو وقتی خواب بودن واکسی کرده!!
که بعد از کلی تحقیق اون نفر توسط فردی که بهش برای همکاری پیشنهاد داده بود و اون قبول نکرده بود لو رفت و تلافیش سرش در اومدcheshmak
4fvfcja
سال ها دل طلب جام جم از ما میکرد
آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد
#12
من احتمالا میرم مشهد با بچه های دانشگاه
دانشگاه شیراز هرسال عید اردو مشهد داره
#13
(1388 اسفند 6، 14:24)anti_j نوشته است: فکر کنم منظور از این شهادتی که برنده می گه همون ازخود گذشتن یا مستی که عرفا می گن یا نیستی یا بیخودی یا مردن در زندگی یا شراب خوردن که باز عرفا می گن باشه
مولانا می گه :
آزمودم ،هم مرگ من در زندگی است
چون رهم زین زندگی پایندگی است
مولانا می گه ما همه گی مردیم! چون اصل وجودمون یعنی خوبی و زیبایی و دانایی مون مرده. یعنی انسان چون انسانه باید خوب رفتار کنه و زیبا باشه و زیبایی خلق بکنه و علم و دانایی خودش رو زیاد بکنه
همون چیزی که می گن آدم باید مثل خدا بشه و صفات خدا رو داشته باشه و خوب و مهربون و ........باشه
پس من مردم چون خوب نیستم و زنده می شم اگه خوب بشم
باز من زندم چون بدی ها در من زندس و می میرم اگه بدی هام بمیرن
برای اونایی که علاقه مندن
یک مقاله از دکتر سروش در همین موضوع
اگه می خواین مثل من اینجوری بشین171717 و فیل.... شکن دارین!
آن نفسی که بیخودی....

4fvfcja

یه جورایی حرف های برنده رو درباره شهادت قبول دارم ،
پیامبر میگه " موتو قبل ان تموتو "

بمیرید قبل از انکه بمیرید ،

کسی هم که با جونش بازی میکنه ، یعنی از همه دلبستگی های این دنیا بریده و نسبت بشون مرده ،.
.............................

نقل اون داستان طوطی بازرگان مولویه ، شعرش رو یادم نیست ، ولی خودش رو به مردن زد بازرگان فکر کرد مرده ولی بعد آزاد شد ، این کارو وقتی یاد گرفت که یه طوطی دیگه بش یاد داد ، بش گفت بمیر تا آزاد بشی ....

فکرش رو بکن امام حسین دستش آب معرفت و ایمان و حیات بود ، و ما تشنگان بی خبر ، خودش رو کشت و با جونش بازی کرد تا جرعه ای از این آب بما برسه ، وقتی مرد(شهید شد ) فهمیدیم ... Tears این گریه نداره ؟
53  تا حالا مهمترین تجربه ام این بوده که  که هیچ روشی توی ترک گناهان  مثل همنشینی با دوستان خدا جواب سریع و قطعی و موندگار  نمیده !53
#14
سلام

از آنتی جی و مجتبی خیلی ممنونم که حرفم رو گسترش دادن
راستش تو حرفای هر کدومتون یه جمله ای بود که من خیلی ازشون خوشم میآد

آزمودم ،هم مرگ من در زندگی است
چون رهم زین زندگی پایندگی است
و

موتو قبل ان تموتو

اینم از خودم اضافه میکنم

ای مردمان بیایید در تابوب ایستیم
تا به خود آییم از که,بهر چیستیم

به نظر من راهه همه ی معصومین و اولیائ الله به شهادت ختم شده
اما ماها چون آدمای ظاهر بینی هستیم فقط امام حسین(ع) رو میبینیم
در صورتی که ما فقط همین یه معصوم رو نداریم!
اگه همه ی معصومین رو در نظر بگیریم میبینیم که در هر زمانی راهه شهود خدا و شهادت(لطفا به معنی شهادت توجه کنین) از یه مسیری عبور میکنه

در پناه حق
4fvfcja
سال ها دل طلب جام جم از ما میکرد
آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد
#15
4fvfcja

بله همه معصومان از یه نور واحدند ،

ولی امام حسین به طور خاص "مصباح الهدی و سفینة النجاة هست "

به این خاطر که جلو های " حماسی " شهادت امام حسین بی نظیر بود ، برای همین "جلوه" ها مردم علاقه مند تر و جذبشون و هدایتگری از طریق این کشتی نجاة بیشتر و وسیع تر بوده و هست .

یکیم این که امام حسین و یارانش نور محض بودن و جبهه مقابل هم باطل محض (غیر از ظالّینی که بی خبر توی اون صف بودن ) جنبه های هدایت گری این صف خالصتر سلام بشون روشن تر ، و لعن و فریاد به ستمگراشون بلند و و اضح تر

الان هم کسایی که با امام حسین شهید شدن ، همون هایی هستن که امام زمان "منتظر" اومدنشون هست ، کسایی که وقتی قرآن میخونن :
"اگر این قران را بر کوه نازل میکردیم میدیدی که کوه از ترس خدا خاشع ،ذلیل و متلاشی میشد ، "خاشعا متصدعا من خشیة الله "

کی از ما اینطوریه ، یا امام صادق میگه اگه به عدد انگشت دست من از این یاران داشتم قیام میکردم ،

یکی از جنبه هدایتگری و پیروزی امام زمان بر جهان هم همین میشه ، نور محض برای حمایت پشت سر امام قرار میگیره
..............................................................
البته منظورم از حماسه ، قیام جنگی نیست ها (همه زمینه ها ، علمی و .. )! هر کودوم از امام ها از این جلوه ها داشتن اما شهادت امام حسین بیشترین جلو رو داشته (این جلوه ها هم فقط قیام رزمی یا "ادب " نبوده بلکه خداشناسی و جلوه های زیبای حماسی "عرفانی" هم بوده ) ،

یا مثلن امام سجاد ، یه چیزی که من خیلی خوشم اومد این بود ، که امام سجاد وقتی میره شام یزید بش میگه تو کی هستی ، چنان جملات اهنگین و تاثیر گذاری رو میگه ، که همه مردم شام که اونجا جمع شده بودن تکون میخورن و ..
و جشنشون به گریه تبدیل میشه ، چون این کلمات براشون آشنا بود و توی قرآن خوندنشون دیده بودن ...
انا ابن مکة و منی (من فرزند مکه و منی هستم )
اناابن زمزم و صفی (من فرزند زمزم و صفا هستم )
..انا ابن من حمل علی البراق فی الهواء (من فرزند کسی هستم سوار بر براق اورا در آسمان بردند )
...انا بن من بلغ به جبریل الی سدرة المنتهی (من فرزند کسی هستم که جبریل او را تا سدرة المنتهس پیش برد )
انا بن من ادنی فتدلی
فکان قاب قوسین او ادنی
...انا ابن محمد مصطفی
انا ابن علی المرتضی
انا ابن فاطمة الزهرا سیدةالنساء
..
.................................................................................................................................
اینکه چرا به امام های دیگه کمتر میگرییم :

امام ها میگن اگه خواستیم به مصیبت ما بگرین به مصیبت امام حسین گریه کنین ، .

امام صادق علیه السلام :
شیعیان ما از ما هستند، چرا که از سرشت ما خلق شده و به نور ولایت ما آمیخته، و به امامت ما دل خوش داشته و ما نیز به پیروی و دوستی آنان راضی هستیم.مصیبت های ما به آنان سرایت می کند و رنج و گرفتاری ما آنان را می گریاند و اندوه ما آنان را اندوهگین می سازد و نیز شادمانی و سرور ما آنان را شادمان می کند، ما نیز از حال آنان با خیر و با آنان هستیم و رنج و پریشانی آنان ما را رنجیده خاطر می سازد. آنان از ما جدا نمی شوند و ما نیز از آنان.

مصیبت امام زمان هم مصیبت امام حسینه ، که صبح و شی به عشقش گریه میکنه ، و..
..............................................
مصیبت اماما خیلی بزرگه :
امام صادق علیه السلام :اگر شیعیان ما عظمت مصیبت ما را می فهمیدند از فرط غصه جان می دادند و ما نمی گذاریم که مصائب ما برای شیعیان ما روشن شود.

بالاترین و بزرگترین مصیبت "مصیبت" امام حسینه ، هر مصیبتیم عجز و شکستگی مقابل خداست ، خودش بالاترین و بهترین رحمته ، و "عطا" داره ، بزرگترین مصیبت بزرگترین عطا رو داره ،
و مصیبت های دیگه در کنارش فراموش میشن و غم های دیگه تویه غمش حل میشن :

اَسْئَلُ اللَّهِ بِحَقِّكُمْ وَ بِالشَّأْنِ الَّذى لَكُمْ عِنْدَهُ اَنْ یُعْطِیَنى بِمُصابى بِكُمْ اَفْضَلَ ما یُعْطى مُصاباً بِمُصیبَتِه مُصیبَةً ما اَعْظَمَها وَ اَعْظَمَ رَزِیَّتَها فِى الْاِسْلامِ وَ فى جَمیعِ السَّمواتِ وَالْاَرْضِ .

از خدا به حق شما و به شان و مرتبه ای که نزدش دارید میخواهم که به من ، به این مصیبت شما ، عطا کند ، بهترین عطای مصیبتی که به هر مصیبت زده ای میدهد و چقدراین مصیبت بزرگ است وبزرگترین رزیت در اسلام و در تمام آسمان ها و زمین است.

.................................................
53  تا حالا مهمترین تجربه ام این بوده که  که هیچ روشی توی ترک گناهان  مثل همنشینی با دوستان خدا جواب سریع و قطعی و موندگار  نمیده !53


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان