دوست خوبم به کانون ترک خودارضایی خوش اومدی. اگر این پیغام رو می بینی، به این خاطر هست که هنوز ثبت نام نکردی. برای ثبت نام اینجا کلیک کن تا به ما ملحق شی و از تمام امکانات سایت استفاده ببری.
اگر قبلا ثبت نام کردی، می تونی از اینجا وارد شی.
مهمان عزیز : .::.:. فعالیت دسته جمعی شماره 3 .:.::.

مهمان عزیز : .::.:. سرپرست های برتر شهریور ماه .:.::.

مهمان عزیز : .::.:. مصاحبه با آقا اراده رو از دست ندید .:.::.

مهمان عزیز : .::.:. قدم سوم: مراقبت از زبان .:.::.


امتیاز موضوع:
  • 12 رأی - میانگین امتیازات: 4.5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

انجمن شبانه روزی

سلام
داداش مجاهد راستش من از افکار آدما خبر ندارم و رفتار رو میبینم،وقتی یه نفر با من راجع به مشکلاتش صحبت نمیکنه طبیعتا به این معنیه که نمی خواد من در مورد زندگیش اظهار نظر کنم،پس در این مواقع صبر میکنم تا حرکت اول رو اون انجام بده و حرکت های بعدی رو تا جایی که اون شخص اجازه بده براش انجام بدم.
در واقع معتقدم صبر و سکوت بهترین مقدمه ایه که میشه در رابطه با این مسئله و شاید هر مسئله ی دیگه ای چید.
مردمجاهد جان من هم نظرم رو می گم ...

توی این شرایطی که گفتی به نظر من بهترین کار اینه که شما توی خلوتی با اون دوستت بحث رو بکشونی به این سمت.
مثلا یه همچین دیالوگی


نقل قول: + من فیلم های فلان کارگردان رو خیلی دوست دارم.
+ فیلم هاش خوبن، صحنه هم اصلا ندارن.
+ می دونی که من اصلا فیلم های صحنه دار نمی بینم
- چرا خب؟
+ چون این فیلم ها تاثیر منفی می ذارن توی روابط من و همسرم، چون این فیلم ها دارن خصوصی ترین چیز رو عمومی می کنن، چون این فیلم ها از لحاظ شرعی حرامن، چون نگاه حرام مثل تیری توی قلب آدم می شینه و اثرش رو بعد ها می ذاره، چون این صحنه ها ذهنم رو درگیر می کنه و نمی ذاره خوب کار کنم، چون این صحنه ها خیلی توش اغراقه، چون این صحنه ها آدم رو تنوع طلب می کنه، چون این صحنه ها اصلا با فرهنگ و سنت ما نمی خونه و ....


یکی دو تا دلیل منطقی کافیه، نه این که بشینی یک ساعت طرف رو موعضه کنی. بر اساس شناختی که از دوستت داری مثلا همون دلیل اول کافیه ...

معمولا انسان ها دلیل منطقی رو روش فکر می کنن. حتی اگر قبول نکنن، روش فکر می کنن و اگر واقعا دلیل منطقی باشه، توی مغزشون می شینه و یه روزی اون رو می پذیرن.
وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ

برای یک نبرد سهمگین آماده ای؟
تا آخرین قطره ی خون آماده ایم

[تصویر:  05_blue.png]


نقل قول: همسر عزیزم، پدرم، خواهرم، برادرم، بقیه دوستانم!
اگر شهید شدم یک کلام حاج‌آقا مجتبی به نقل از علی علیه‌السلام می‌گفتند:
منتهی فضل الهی تقوی است، شهادت خوب است اما تقوی بهتر است تقوایی که در قلب است و در رفتار بروز پیدا می‌کند.
فکر نکنم مال یک روز باشد شاید یک روزه هم باشد ولی حاج‌آقا می‌گفت پی ساختمان فونداسیون آهن است.

قسمتی از وصیت نامه شهید روح الله قربانی

من قبل از اظهار نظرم گفتم ک ب ندرت نزدیک چنین شخص هایی میرم ک درگیرن..میگم ک من خودم و ب زور دارم جمع میکنم و عاجزم از اینکه ببینم دوستم یا ی آشنا درگیره و من شاهد این اتفاقم و واقعا اگر این اتفاق بیوفته ب نظرم ی شکست بزرگ دیگه ای انگار بدای من اتفاق افتاده.
اما در مورد ب رو آوردن و این مسائل...میگم ک انقدر این موضوع محرمانس ک هیچوقت با کسی حتی نزدیکترین و خلاف ترین (اونایی ک جنبه شون ته نداره و همه چ رو میفهمن و میدونن و تجربشو دارن) دوستان هم درمیون نزاشتمش.
شادن بانو خیلی خوشحال شدم از مشارکتتون  303 یاد ی روزی از گذشته افتادم ک یکی از دوستام با خنده اومد و تو جمع خودمون ک ۴ نفر بودیم از خ ا حرف زدو همه جذب حرف هاش شده بودن و من از خودم حالم ب هم میخورد ک کاملا میدونستم چ میگه و کلا جمع و ترک کردم...حرف زدن درباره خ ا با ی شخص واقعی و رودرو از سخت ترین و ترسناک ترین اتفاق هاست و تا کسی دو نبینم ک واقعا پشیمونه از خ ا و طالب کمک هست طرفش نمیرم.
چرخ گردون چه بخندد چه 

نخندد تو بخند 
مشکلی گر سر راه تو ببندد تو بخند 
غصه ها فانی و باقی همه زنجیر به هم 
گر دلت از ستم و غصه برنجد تو بخند

[تصویر:  55fa_16793981-3266-l_320x280.jpg]
میرالمومنین علیه السلام فرمودند:
صلوات فرستادن بر پیامبر صلى الله علیه وآله گناهان را از بین مى برد، بهتر از نابود کردن آب آتش را. سلام کردن بر پیامبر صلى الله علیه و آله برتر از آزاد کردن چند برده است.


دوست داشتن رسول خدا صلى الله علیه و آله برتر از فدا کردن جانهاست . یا فرمودند: برتر از شمشیر زدن در راه خداست.
ثواب الاعمال ، ص ۳۳۱

پیامبر اسلام(ص) فرمود :
در قیامت نزدیک ترین مردم به من کسی است که بیشتر بر من صلوات بفرستد
کنز العمال، ج ۱، ص ۴۸۹
 پ
یامبر اسلام(ص) فرمود :
بر من بسیار صلوات بفرستید که صلوات بر من نوری در قبر، نوری در پل صراط و نوری در بهشت خواهد بود
بحار الانوار، ج ۷۹، ص ۶۴

پیامبر اسلام(ص) فرمود 
صلوات فرستادن، فقر را برطرف می نماید.
جلاء الافهام، ص ۲۵۲

حالا که قانع شدید چقدر صلوات فرستادن خوبه نفری از طرف من 100صلوات بفرستین Khansariha (56)
209نفر 100بفرستن رضوانه هم 50 تا تموم میشه Khansariha (56)[img=280x0]https://www.beytoote.com/images/stories/fun/an61.jpg[/img]
53 53 53
(1398 مرداد 31، 13:00)زینبی نوشته است: میرالمومنین علیه السلام فرمودند:
صلوات فرستادن بر پیامبر صلى الله علیه وآله گناهان را از بین مى برد، بهتر از نابود کردن آب آتش را. سلام کردن بر پیامبر صلى الله علیه و آله برتر از آزاد کردن چند برده است.


دوست داشتن رسول خدا صلى الله علیه و آله برتر از فدا کردن جانهاست . یا فرمودند: برتر از شمشیر زدن در راه خداست.
ثواب الاعمال ، ص ۳۳۱

پیامبر اسلام(ص) فرمود :
در قیامت نزدیک ترین مردم به من کسی است که بیشتر بر من صلوات بفرستد
کنز العمال، ج ۱، ص ۴۸۹
 پ
یامبر اسلام(ص) فرمود :
بر من بسیار صلوات بفرستید که صلوات بر من نوری در قبر، نوری در پل صراط و نوری در بهشت خواهد بود
بحار الانوار، ج ۷۹، ص ۶۴

پیامبر اسلام(ص) فرمود 
صلوات فرستادن، فقر را برطرف می نماید.
جلاء الافهام، ص ۲۵۲

حالا که قانع شدید چقدر صلوات فرستادن خوبه نفری از طرف من 100صلوات بفرستین Khansariha (56)
209نفر 100بفرستن رضوانه هم 50 تا تموم میشه Khansariha (56)[img=280x0]https://www.beytoote.com/images/stories/fun/an61.jpg[/img]

17 1744337bve7cd1t81 17 wacko2
چرخ گردون چه بخندد چه 

نخندد تو بخند 
مشکلی گر سر راه تو ببندد تو بخند 
غصه ها فانی و باقی همه زنجیر به هم 
گر دلت از ستم و غصه برنجد تو بخند

[تصویر:  55fa_16793981-3266-l_320x280.jpg]
نقل قول: شايد اونا مثه من به استيصال نرسيدن

سلام؛
این حرفتون منو یاد این جمله انداخت:
تا وقتی که به نقطه یأس نرسیدیم، تا زمانی که واقعاً خواستیم متوقف شویم اما نتوانستیم، خود را در اختیار این برنامه بهبودی قرار ندادیم.
این برنامه برای کسانی است که می دانند هیچ انتخاب دیگری به جزء متوقف شدن ندارند و آگاهی درونی شان باید این را به آن ها گفته باشد.
سلام قهرمونا
سلام مهربونا
سلام دلاورا .. نام آورا .. به حق یزدان پاک باشید ..

بچه ها وووووواقعاننن ممنون از حرفای خوبی که اینجا به هم میزنید .. من وقتی میخونمشون انگار کلی تو زندگی میرم جلو
انگار که به جای چند نفر در چند تا موقعیت جالب و منحصر به فرد حضور داشتم ..
زاویه های دید مختلفی که هر یک از ما داریم باعث میشه فکرامون توسعه پیدا کنه
و در نتیجه بتونیم مث یه آدم سرد و گرم چشیده، یک مساله رو از چند زاویه ببینیم و خودمون رو جای آدمای مختلف حاضر در اون موقعیت بذاریم ..

چقدرررررررررر خوووووووووبیییم ماااااااااااااا 2uge4p4 


با اجازه من از هر کدوم از پستها، یه جملاتی رو بردارم و گلچین کنم 302


نقل قول: به احتمال زیاد خودشون نمی دونند ولی حرفشون برام خیلی حس خوبی داشت و باعث شد همون جا بمونم و ادامه بدم.
این چه اتفاق عجیبیه تو این عالم .. تو داری زندگی خودت رو میکنی، یه کاری میکنی، یه حرفی میزنی، بدون اینکه بدونی یکی متحول میشه و راه قشنگ خودش رو می آغازه ..


نقل قول: اين تجربه بهم نشون داد به آدما فضا بدم بي پرده باهام حرف بزنن
شايد اونا مثه من به استيصال نرسيدن
ما اگر خودمون رو ورق بزنیم و خودمون رو یادمون باشه چقدر میتونه وسعت رفتارمون با دیگران عوض بشه ..
با این حساب چقدر چیز خوبیه استیصال تو این عالم .. وقتی به استیصال میرسی، نهایتا خدا کمکت میکنه .. مثلا این اتفاق برات میفته:
نقل قول: احساس كردم بالاخره آزاد شدم حالا ميتونم از دردم با ادماي همدردم حرف بزنم و باقي ماجراها


نقل قول: من نمی تونستم به اون دوستم تذکری بدم، ببین من به نظرم اگر کسی رابطه ی اعتیاد آمیز پیدا نکنه میتونه یه فیلمی که حالا صحنه های زیادی هم داره ببینه ولی من شاید نتونم اون فیلمو ببینم چون باهاش یه رابطه ی اعتیاد آمیز برقرار می کنم.  شاید یه فیلمی خیلی ساده تر از اون با صحنه های کم برای من هم قابل تحمل باشه ولی کسی دیگه رو به هم بریزه.
درک درست داشتن از موقعیت و از وضعیت دوستی که میخوای کمکش کنی، خیلی مهمه .. اینکه اصلا نیاز به کمک داره؟ به چه کمکی؟ آیا پذیرش کمک داره و با کمک کردن تو بهتر میشه؟ آیا زاویه دیدتون با هم یکیه؟ اگر نیست، آیا اشتراکی با هم داره که بتونه شما رو به هم متصل کنه؟

نقل قول: داداش مجاهد راستش من از افکار آدما خبر ندارم و رفتار رو میبینم ..
اگر رفتار اشتباهی در یک نفر دیدم، اگر خواستم درباره اش تحلیلی داشته باشم، به اندازه مشاهده ام تحلیل داشته باشم .. میتونم بگم رفتارش غلطه .. اما لزوما نمیتونم مشاهده ام رو به فکرش و درونش تعمیم بدم .. شاید واقعا و بدون شکسته نفسی، خیلی خیلی آدم بهتری از من باشه ..

نقل قول: توی این شرایطی که گفتی به نظر من بهترین کار اینه که شما توی خلوتی با اون دوستت بحث رو بکشونی به این سمت.

مثلا یه همچین دیالوگی ...

حتی اگر قبول نکنن، روش فکر می کنن و اگر واقعا دلیل منطقی باشه، توی مغزشون می شینه و یه روزی اون رو می پذیرن.
چه ایده جالبی .. به نظر میتونه محترمانه باشه ..
چقدررر اون تکه آخر رو که بولد کردم دوست داشتم ..
میدونین؟ آدم اصلا اگر نگاهش به حرفها و کاراش چه برای خودش چه دیگران این باشه، خیلی رنجشهاش منتفی میشه ..
من فلان کار رو کردم چرا کسی ندید؟ چرا تلاشهام به نتیجه نمیرسه؟ چرا ..؟ چه فایده ای داره باهاش حرف بزنم؟ قبول نمیکنه که؟ تازه ممکنه بهم پرخاش هم بکنه ..
خیلی کارها و حرفها هستن که مثل بذرن .. یه زمانی اثرشون معلوم میشه ..
خیلی کارها و حرفها هم هستن مثل زهرن .. یه زمانی ضررشون معلوم میشه ..


نقل قول: .. از اینکه ببینم دوستم یا ی آشنا درگیره و من شاهد این اتفاقم و واقعا اگر این اتفاق بیوفته ب نظرم ی شکست بزرگ دیگه ای انگار بدای من اتفاق افتاده.
نگاه انسانی و دلسوزانه تون چه قابل تحسینه .. اینکه از گرفتاری و مبتلا شدن یک آشنا انقدری ناراحت بشی که انگار خودت مبتلایی ..
اینکه ما انسانها تا این حد میتونیم همذات پندار باشیم هم نکته عجیبیه تو این عالم ..

کلا نکته عجیب تو این عالم زیاده .. 53258zu2qvp1d9v
[تصویر:  maxrejghkjdfkjdgfsdefault.jpg]
آقا واقعا آشپزخانه تعطیله؟
انصافا این بود آرمانهای ما؟

همون کتلتا رو بدین، برداریم بریزیم تو ماستا ..  Gigglesmile
[تصویر:  maxrejghkjdfkjdgfsdefault.jpg]
(1398 مرداد 31، 18:39)مرد مجاهد نوشته است: آقا واقعا آشپزخانه تعطیله؟
انصافا این بود آرمانهای ما؟

همون کتلتا رو بدین، برداریم بریزیم تو ماستا ..  Gigglesmile

این و از مدیر کل باید پرسید ک چرا آشپزخونه وسایل نداره؟؟؟
باید پول بدین بودجه ای اختصاص بدین ک من و آقای اراده بریم خرید برا آشپزخونه 4chsmu1 4chsmu1 
کتکلت هم تموم شده 53258zu2qvp1d9v
چرخ گردون چه بخندد چه 

نخندد تو بخند 
مشکلی گر سر راه تو ببندد تو بخند 
غصه ها فانی و باقی همه زنجیر به هم 
گر دلت از ستم و غصه برنجد تو بخند

[تصویر:  55fa_16793981-3266-l_320x280.jpg]
الان باید با همین شرایط سر کنید
هههههی اومدین اسراف کردین  
بریزو بپاش الکی کردین  
مدیرکل بودجه آشپزخونه رو مشخص کرده بود ولی درست مدیریت نشد
آخرش شد این
باید گرسنگی بکشیم
خلاصه این که فعلا آتریسا و آقای اراده باید از جیب خرج کنند

Khansariha (69)
انتقامم رو گرفتم 4fvfcja
Khansariha (84)
سلام

دوست دارید رمز و رازهای پنهانی مدیر کل انجمن آرمین سبز رنگ رو بخونید؟

خانم کورن رز اولین بار این موضوع رو مطرح کردن.
با تبلیغات تلگرام‌گونه میشه کاربران رو به تاپیک ها و پست‌های مدنظر دعوت کرد.

من هم گفتم حالا که قراره رمز و رازهای پنهانیم برملا بشه، چرا خودم منتشرشون نکنم؟

فکر کنم بزرگ‌ترین رمز و رازهای پنهانی آدم ها باورهای اون هاست.
من پنهانی‌ترین باورهام رو باهاتون به اشتراک میذارم. 1

قبلش دوست دارم تشکر کنم از دوستانی که به سوالم جواب داده بودن.
سوال اینجا بود.

متوجه فعالیت ها و جدیت های دوستان شدم.
ممنونم از دوستانی که تو این ده روز تغییر رویه دادن و فضای امیدبخش تری رو تو کانون رقم زدن.
و ممنون ترم از دوستانی که این رویه رو داشتن و به اون استحکام و امتداد بخشیدن.

امیدوارم هر تلاشی می کنید چندین برابرش رو خدای مهربان براتون جبران کنه.  53
برش اول:

هیچ کدوم از ما همین جور الکی الکی تصمیم به ترک خودارضایی نگرفتیم.
یهو صبح از خواب پا شده باشیم و «هیجانی» تصمیم به ترک خودارضایی گرفته باشیم.

عده ای هم هستن که هیجانی تصمیم به ترک خودارضایی می گیرن؛
اون ها همونایی هستن که نیومده، میرن.

ما این جوری نیستیم.
مایی که اینجا برای ترک خودارضایی جمع شدیم؛ حتی اگه صد بار هم لغزش داشتیم، باز هم جا نزدیم و برگشتیم به مسیرمون.
این یعنی اینکه برای ترک خودارضایی «فلسفه» داریم.

این فلسفه رو باید همه داشته باشن.
هر کسی که می خواد خودارضایی رو ترک کنه، باید فلسفه ای برای این موضوع داشته باشه.
این فلسفه با «ارزش ها»، «هدف ها»، «چرایی ها» و «علت ها» آمیخته میشه.

[تصویر:  1.jpg]

فلسفه ی یکی اینه که جوش های صورتش از بین بره.
فلسفه ی یکی، غلبه بر ضعف و سستی و لاغریشه.
فلسفه ی یکی، جدایی از افسردگی هست.
فلسفه ی یکی هم، گناه بودن خودارضایی.

فلسفه های ما با هم فرق داره.
اما در هر حال، همه فلسفه داریم.
برش دوم:

آیا همه اون ها که فلسفه ای برای ترک خودارضایی دارن، موفق به ترک خودارضایی میشن؟
نه.

دلیلش ساده است.
چون ارضای جنسی ماهیتاً لذت بخشه. یه نیاز جسمیه که تو وجود همه مونه.
اینکه بخوایم جلوی این ارضای جنسی رو بگیریم، کار سختیه.
خیلی اراده می خواد. خیلی همت می خواد. پشتکار، صبر، استقامت، کم نیاوردن و ادامه دادن.

می دونی کیا از این سختی، سربلند بیرون میان؟
کیا این اراده آهنین رو پیدا می کنن؟
اونایی که فلسفه ی ترک خودارضایی شون، «فلسفه ی زندگی شون» رو قلقلک میده.
فلسفه زندگی که باز هم با «ارزش ها»، «هدف ها»، «چرایی ها» و «علت ها» آمیخته میشه.

[تصویر:  2.jpg]

اگه کل فلسفه ی زندگی من اینه که تو زندگی بهم خوش بگذره و حال کنم و موقعی که از دنیا میرم در حین «لذت بردن» از دنیا برم؛
حالا اگه فلسفه ی ترک من، از بین رفتن جوش های صورتم باشه، این فلسفه ی ترک هیچ جای فلسفه زندگی من رو قلقلک نداده.
به خودم میگم چرا این همه سختی رو تحمل کنم؟ با چند تا جوش صورتم کنار میام اما عوضش خودارضایی می کنم و لذت می برم.

اشخاصی که چنین فلسفه هایی دارن دسته اول هستن.
اما دسته دومی هم وجود داره.

فرض کنید فلسفه ی زندگی من این باشه که: «اون جوری زندگی کنم که خدا دوست داره من زندگی کنم.»
و فلسفه ی ترک من این باشه که: «خودارضایی گناهه و خدا دوست نداره من اون رو مرتکب بشم.»

یا
فرض کنید فلسفه ی زندگی من این باشه که: «از استعدادهایی که خدا بهم بخشیده تا پایان عمر به بهترین شکل استفاده کنم.»
و فلسفه ی ترک من این باشه که: «خودارضایی باعث میشه دچار رکود بشم و استعدادهای بالفعلم رو نتونم تبدیل به استعدادهای بالقوه کنم.»

یا
فرض کنید فلسفه ی زندگی من این باشه که: «وقتی از دنیا میرم، احساس کنم زندگی ارزشمندی رو گذروندم و از عمرم به بهترین شکل استفاده کردم.»
و فلسفه ی ترک من این باشه که: «خودارضایی باعث میشه عمرم رو به بطالت و بیهودگی بگذرونم.»

اگه من جزء آدم های دسته دوم باشم،
عجیبه که یه سختی هایی رو حاضر باشم بپذیرم که اون آدم های دسته اول حاضر نیستن؟  
عجیبه که اراده من با اراده اون آدم های دسته اول متفاوت باشه؟

تو این حالت، فلسفه ی ترک خودارضایی، به شدت فلسفه ی زندگیم رو قلقلک میده.
من اگه خودارضایی رو ترک نکنم، تو «ترک خودارضایی» شکست نمی خورم، تو «زندگیم» شکست می خورم.
و
از اون جایی که دوست ندارم «بازنده ی زندگیم» باشم، هر کاری که شده انجام میدم تا «بازنده ی ترک خودارضایی» نباشم.

طبیعیه که تو چنین شرایطی، روحیه جنگاوری من با همه آدم های دسته اول متفاوت باشه.

فلسفه ی ترک من با فلسفه زندگی من درگیر شده.
من هر جایی که بخوام از ترک خودارضایی دست بکشم، در واقع باید از زندگیم دست بکشم.
و به همین خاطر نمی تونم که دست بکشم.
فلسفه من حس خجالت و عدم اعتماد بنفسی هست که بعدش بهم دست میده. حالم ازون حس به هم میخوره. حس سستی و بی ارادگی.
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
 دایما یکسان نباشد حال دوران غم مخور 
برش سوم:

اینکه فلسفه ترک ما فلسفه زندگی ما رو قلقلک بده کافیه؟
باز هم نه.

مشکل اصلی ما داشتن «شهوت جنسی» و «نیروی جنسی» نیست.
همه آدم ها نیروی جنسی دارن. 
مشکل ما چیز دیگه است.

مشکل اصلی، پشت نیروی جنسی پنهان شده و ما غالباً به اون توجه نداریم.
این مشکل برای یکی استرسه. یکی خشمه. یکی غم و ناراحتی. یکی تنهایی. یکی بی هدفی و بی ارزشی. یکی بی برنامگی. یکی افسردگی.
و البته هستند کسانی که چندین و چند مشکل رو با همدیگه دارن.

[تصویر:  3.jpg]

تو این سال ها می دونید چقدر آدم بوده که کانون اومده و فکر می کرده که چون آدم بی اراده ای هست نمی تونه خودارضایی رو ترک کنه؟
- در صورتی که اون آدم مشکل خانوادگی داشت و نمی تونست خودارضایی رو ترک کنه.
- در صورتی که بیکار بود و حس نارضایتی از بی کار بودن بود که به خودارضایی می رسوندش.
- در صورتی که تفریح کردن بلد نبود و رخوت و سستی بود که به خودارضایی می رسوندش.
اما جالب اینه که همه شون دچار توهم بودن. فکر می کردن آدم های بی اراده ای هستن. 1

مغز ما به مرور زمان یاد گرفته که هر موقع با مشکل مواجه شد، برای رهایی موقت و آزادسازی ذهن از مشکل، به خودارضایی روی بیاره.
آرمین هر موقع عصبی شدی، با خودارضایی چند دقیقه ای حالت رو خوب کن.
آرمین هر موقع از چیزی ناراحت بودی، با خودارضایی چند دقیقه ای حال و هوات رو عوض کن.
آرمین هر موقع احساس بی ارزشی کردی، با خودارضایی حواست رو پرت کن.

مغز ما به مرور زمان یاد گرفته که هر موقع حالش بد شد، به خودارضایی روی بیاره.

اینکه ما فلسفه خوب برای ترک داشته باشیم لازمه؛
اما
تا زمانی که فکری به حال مشکلات مون نکرده باشیم، این فلسفه هیچ کمکی به ما نمی کنه.  53258zu2qvp1d9v


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان