امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

اگر می خوای بخندی بیا تو این تاپیک!!!!

#1
سلام به همگی303

قطعا برای هر کدوممون پیش اومده که گاهی اوقات دلمون گرفته یا حال نداریم یا ناراحتیم53258zu2qvp1d9vبه نظرم اومد که جای یه تاپیک که برو بچه ها بیان توش و یه خورده حال و هواشون عوض بشه خالیهSmiley-face-thumbبه همین دلیل گفتم بیام این تاپیک رو بزنم ، در ضمن اگر بعضی مواقع شیطون تو جلدتون رفته بود و تحریک شده بودین به نظرم بیاین به این تاپیک سر بزنین حالتون عوض میشهMuscular

در این تاپیک  هر مطلبی که نویسنده احساس میکند میتواند خواننده را بخنداند یا حداقل او را از حالت عادی شنگول تر کند قرار میگیرد،مانند:متن های طنز آمیز،لطیفه و ........

نکته:در انتخاب متن خیلی دقت کنین در صورت مشاهده کلمات یا مطالب نا مناسب پست شما ویرایش خواهد شد.Khansariha (8)

استفاده از عکس همراه با متن در صورت فیلتر نبودن و مناسب بودن مشکلی ندارد..4fvfcja

مرسییییییییییییییی که تلاش میکنین دوستتاتون رو شاد کنین317clapping

متشکرمKhansariha (8)

الون53
#2
سلام ،اولین مطلب رو خودم میذارم،ایشالله بچه ها همکاری کنند تا کمی حال و هوامون تو این تاپیک عوض بشهvarzesh
مطلب زیر مطلب خنده داریه،جدا بهتون پیشنهاد میکنم بخونیدشKhansariha (56)

روشهای مبارزه با بحران بی شوهری

در راستاي اينکه بحران بي شوهري در جامعه امروز بوجود آمده کليه خانمهاي محترم مي تونن از روش هاي زير استفاده کنن و البته مراقب باشن که سوءاستفاده نکنن (مخصوصا برای یکی از خانوم های این انجمن به نظرم خیلی میتونه مفید باشه4fvfcja).



روش کوزه ايي : همان روش قرن هاي قديم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه مي رفت پسر به کوزه مي خوره کوزه بشکست و بعد چنين گفته اند که : اگر با من نبودش هيچ ميلي چرا ظرف مرا بشکست ليلي

نتيجه گيري : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشي شدن آبه .

روش عرفاني : چهل شبانه روز جلوي خونه رو آب و جارو ميکني و ده تا شمع روشن ميکني شکلات بين مردم تقسيم ميکني تا مرد آرزوهات بياد.

نتيجه گيري : در صورت کمبود شمع ميتونين فانوس هم روشن کنين .

روش سوسکي : بخاطر ترس از يه سوسک که حتي ميتوني خودت اون رو تو خونه يا کوچه کار بزاري همچين محکم ميپري تو بغلش و بهش مي چسبي که هيچ جور نتونه تو رو از خودش جدا کنه .

نتيجه گيري : با تشکر از کليه سوسک هاي محترم مقيم مرکز و حومه .

روش تيپ : انواع تيپ هاي مختلف روي خودت پياده ميکني بيست و دو کيلو لوازم آرايش روي خودت خالي ميکني و سعي ميکني تا آنجا که ممکن است لباس ها مورد توجه باشند طوري که هرکس که تو خيابونه مجبور بشه حتما يک بار شما را نگاه کنه بعد گوشه خيابون مي ايستي تا شوهر مناسب سوارت کنه .

نتيجه گيري : خطر احتمال از بين رفتن آبروي چندين و چند ساله تان وجود دارد اما چون به خاطر ازدواج است مسئله نيست اين دفه !

روش خر خوني : تو کلاس و مدرسه و دانشگاه نمره بيست کلاس ميشي بلاخره تو کل سال هاي مدرسه يه خر خون ديگه پيدا ميشه که بياد سراغت و باعث بشه که نترشي .
نتيجه گيري : اگه شوهر پيدا نشد تا مقطع دکترا ادامه بدين و بعد ترک تحصيل کنين.

روش مايه داري : با دوستان توي انواع پارتي هاي شبانه و پيست هاي اسکي و باشگاه هاي بيليارد و بولينگ هر کوفت و زهر مار ديگري که ميتوني شرکت ميکني و حواست فقط به يه شوهر مناسب هست تا چيز هاي ديگه .

نتيجه گيري : سعي کنين هميشه چند ميليون در کيف خود داشته باشين.

روش مذهبي : توي انواع مجالس مختلف مذهبي شرکت ميکني توي هيچ چيز کم نمي آري جايي نيست که مراسمي باشه و تو اونجا نباشي تا بلاخره يه شوهر گيرت بياد .

نتيجه گيري : التماس دعا خواهر .

روش فاميلي : يه کاغذ بر ميداري و اسم تمام پسرهاي فاميل از سن پنج تا پنجاه ساله رو که ازدواج نکردنن رو روش مي نويسي بعد شروع به بررسي و تفکيک ميکني و اونهايي که شرايط را دارن رو انتخاب ميکني و يه برنامه ريزي براي عمليات تاکتيکي که بلاخره يه کدوم رو خفت کني .

نتيجه گيري : مي تونين روي يه بچه پنج ساله براي بيست سال آينده برنامه بريزين

روش نامردي : جلوي يکي از اين ماشين هاي پليس يه دفعه مي پري پسره رو ميگيري تو بغلت و دستت رو ميکني تو دستش و ازش... (سانسور ) ميگيري تا بعد از تعهد توي کلانتري مجبور بشه که باهات ازدواج کنه . البته اين روش براي اونهايي است که از کليه روش هاي بالا نا اميد شده اند.

نتيجه گيري : در تعهد نامه کلانتري حتما مقدار مهريه را ذکر کنين

منبع
Smile 
#3
این سه قسمت پایین هر سه مال یک لطیفه است و باید هر سه قسمت رو بخونین تا ماجرا دستتون بیاد317

روزی يک مريض به دكتر مراجعه کرد و از كمر درد شديد شكايت داشت...

دكتربعد از معاينه ازش پرسید: خب، بگو ببينم واسه چي كمرت درد می کنه ؟!
مريض گفت : محض اطلاعتون بايد بگم كه من براي يك كلوپ شبانه كار مي كنم، امروز صبح زودتر به خونم رفتم و وقتي وارد آپارتمانم شدم، يه صداهايي از اتاق خواب شنيدم!
وقتي وارد اتاق شدم، فهميدم كه يكي با همسرم بوده ، در بالكن هم باز بود، من سريع دويدم طرف بالكن، ولي كسي را اونجا نديدم!
وقتي پايين را نگاه كردم، يه مرد را ديدم كه مي‌دويد و در همان حال داشت لباس مي‌پوشيد!!!
من هم يخچال را كه روي بالكن بود بلند کردم و پرتاب كردم به طرف اون!
فکر کنم دليل كمر دردم هم همين بلند كردن يخچال باشه...

--------------------------------------------------------------------------------

مريض بعدي، به نظر مي رسيد كه تصادف بدي با يك ماشين داشته!
دكتر بهش گفت : مريض قبليِ من بد حال به نظر مي رسيد، ولي مثل اينكه حال شما خيلي بدتره! بگو ببينم چه اتفاقي برات افتاده؟!
مريض پاسخ داد : بايد بدونيد كه من تا حالا بيكار بودم و امروز اولين روز كار جديدم بود...
ولي من فراموش كرده بودم كه ساعت را كوك كنم و براي همين هم نزديك بود دير كنم، من
سريع از خونه زدم بيرون و در همون حال هم داشتم لباس‌هایم را مي‌پوشيدم، شما باور نمي‌كنيد؛ ولي يهو يه يخچال از بالا افتاد روي سر من!!!

--------------------------------------------------------------------------------

وقتي مريض سوم وارد شد به نظر مي رسید كه حالش حتی از دو مريض قبلي هم وخيم‌تره !
دكتر در حالي كه شوكه شده بوده پرسید: تو دیگه از كدوم جهنمي فرار كردي.....!!!
و بیمار جواب داد : خب، راستش من بالاي يک يخچال نشسته بودم كه يهو يک نفر اون را از طبقهء سوم پرتاب كرد پايين...!!!
Muscular317317varzesh41Khansariha (48)
#4
ويرايش توسط ادمين :

دوست عزيز با سلام لطفا از اين پس از درج تصاوير و يا مطلب سياسي جدا خودداري فرماييد (چه طنز چه جدي !).

قانون شماره 9 سايت : هر گونه بحث و گفتگو در مورد مسائل سیاسی ممنوع می‌باشد .
عكس مورد نظر حذف شد

---------------------------------

[تصویر:  2q21sh3.jpg]
[تصویر:  19mmpi.jpg]
[تصویر:  otkk90.jpg]
من از عهد آدم تو را دوست دارم ---------از آغاز عالم تو را دوست دارم
چه شبها من و آسمان تا دم صبح--------سروديم نم نم: تو را دوست دارم
نه خطي، نه خالي! نه خواب و خيالي!-- من اي حس مبهم تو را دوست دارم
سلامي صميمي تر از غم نديدم ---------به اندازه ي غم تو را دوست دارم
بيا تا صدا از دل سنگ خيزد --------------بگوييم با هم: تو را دوست دارم
جهان يك دهان شد هماواز با ما: ---------تو را دوست دارم، تو را دوست دارم
[تصویر:  hosein.jpg]
#5
[تصویر:  15zmt80.jpg]

منبع : داخل عكس درج شده !

قوانين جديد و مهم براي كانون ترك تدوين شده
و ضمن احترام نسبت به اعضاء محترم اين كار
به منظور جلوگيري از وقوع مشكلات احتمالي
انجام گرفته است  

براي ديدن قوانين كليك كنيد
Brick 
#6
تمام اين مطلب به نقل از : Narimangoon2@yahoo.com درج مي شود و تماماً جنبه طنز دارد . اميدوارم كه مورد پسند واقع شود . varzesh

اون دوستانی که دختر هستند فرض کنند با داشتن تمامی شرایط یعنی تحصیل کرده بودن و داشتن بابای پولدار ، توی این وانفسای بی شوهری موفق می شن پسر محبوبشون را با انجام عملیات مختلف (که خود خانوما بهتر در جریان چند و چون کار هستند!) به دام بندازند و بکشونند به مجلس خواستگاری.

اون دوستانی هم که پسر هستند فرض کنند با داشتن تمامی شرایط یعنی کار خوب، خونه ،ماشین ، کارت پایان خدمت ، یک قلب عاشق و .... و بعد از شنیدن جملاتی نظیر: نخیر پسر جان تو هنوز خیلی بچه ای ، ببین بایرام جان اگر یه بار دیگه اسم این دختره رو بیاری شیرمو حلالت نمی کنم ببم جان! ، پسرم مادرت راست میگه ، این کار خیلی خطرناکه ......ای بابا چند بار بگم خطرناکه مال یه ایمیل دیگه ست! ..... ، من دختر خاله ت رو واست در نظر گرفتم و ... و پس از اینکه شما نیز جملات زیر را بیان کردید:
یا جیران یا هیچکی ،
اگه واسم این دختره رو خواستگاری نکنید خودمو میکشم،
بابا من می خوام خودم آینده مو بسازم ،
هیشکی منو دوست نداره ،
ببخشید آقا این مرگ موش ها چنده
و ...
موفق میشید مامان و باباتون رو به خواستگاری دختر مورد علاقه تون بکشونید.

سعی داریم به مرور اتفاقات و گفته هایی بپردازیم که در طی دوران خواستگاری و نامزدی و عقد الی آخر بین طرفین رد و بدل میگردد:

یک ساعت پس از خواستگاری


در خانه دختر:

مادر دختر که به شدت خوشحاله و از اینکه برای دخترش یه خواستگار دهن پر کن و شاخ اومده توی پست خودش نمیگنجه ، منتظره تا فردا زنگ بزنه به مهسا و مینا و ژینا تا حسابی بهشون فخر بفروشه و به دخترش این جملات رو میگه:« وای دخترم خیلی خوشحالم که بالاخره یه مرد خوب گیرت اومد.الهی خوشبخت بشی!» و در ادامه میگه : « فردا باید زنگ بزنم به خاله مینا و خاله مهسا تا بهشون بگم برن لباس بخرند! »
دختر خانواده: «نه مامان هنوز که هیچی معلوم نیست!»
پدر خانواده که تا الان کلی داشت ذوق میکرد و یه لبخند حاکی از پیروزی گوشه لبش نقش بسته بوده با شنیدن این حرف دختر خانوم خنده روی لباش خشک میشه و می خواد که دخترشو بلا نسبت مثل یه کاغذ تیکه و پاره کنه .ولی به سرعت به خودش مسلط میشه و میگه: « بله خانوم.جیران درست میگه.باید اول تحقیق کنیم در باره این خانواده .تو هم نمی خواد بری همه شهر رو پر کنی که چی شده.بذار یه کم بگذره »


در خانه پسر:

مادر پسر در حالیکه توی دلش خیلی خوشحاله و کلی به خاطر بر و روی عروسش ذوق کرده ولی سعی میکنه قیافه سردی به خودش بگیره به پسرش میگه:« این دختره چی داشت آخه؟ دختر خاله ت ، سایه خیلی بهتر بود » و در ادامه توی دل خودش میگه :مرده شور این خواهرمو ببره با اون دختر فیس و افاده ایش!
شاه داماد قصه ما که خبر نداره در دل مادرش چی می گذره ، وقتی این حرف مادرش رو می شنوه در حالیکه به شدت عصبانی شده تمام عقده هایی که توی این مدت از دختر خاله اش یعنی سایه خانوم رو در دلش انباشته کرده یک دفعه بیرون میریزه و میگه:« آخه اون دختر افاده ای با اون دماغ عملی مزخرفش به درد زندگی مشترک نمی خوره و تازه آمارشو دارم و می دونم با چند تا پسر دوسته و چی کارا میکنه و ...» خلاصه یه سری از این حرف ها و دروغها که خود پسره هم نمیدونه از کجاش در میاره.
بابای خانواده هم که تا حالا نظاره گر بوده یک دفعه میاد وسط حرفشون و میگه: « خانم چیزی واسه خوردن نداریم؟!»



در دوران نامزدی:


[تصویر:  eaph52.jpg]

در خانه دختر:

مادر دختر :« ببین دخترم تو متولد هزار و سیصد و شصت و دو هستی.که اگر در دو ضرب کنیم و به علاوه عدد جهارده بکنیم میشه ده هزار تا سکه! که چون من مامانتم و 46 سالمه باید ده هزار رو به علاوه 1460 بکنیم که میشه پونزده هزار تا و روندش که بکنیم سر راست میشه بیست هزار سکه ناقابل!یه وقت کوتاه نیای مامان ها! میگیم بیست هزار تا که به هیجده هزار تا راضی بشن!»
دختر در حالیکه به شدت نگران پریدن خواستگار ها و پشیمون شدنشونه میگه:« نه مامان.من اصلاً مهریه نمی خوام»
مادر دختر که از شنیدن این حرف نزدیک است منفجر شود در حالیکه به 14000 سکه مهریه دختر مینا و 15000 سکه دختر مهسا فکر میکنه می گوید « نخیر! من یه دختر که بیشتر ندارم که.یعنی من به عنوان یه مادر که تمام جوونیمو پای دخترم ریختم حق ندارم خوشبختی دخترمو ببینم ؟»
پدر خانواده هم در چنین مواقعی سعی می کنه اون دور و ور آفتابی نشه!

در خانه پسر

مادر پسر : « ببین پسرم تو جوونی ،خامی ،تجربه نداری.اگه گفتن صد تا سکه مهریه باشه یه وقت نگی باشه ها! داداش بزرگترت همش 5 سکه واسه زنش مهریه زد تو هم 5 سکه میزنی!»
پسر در حالیکه می خواد هم مامانشو ناراحت نکنه هم توجیحش کنه میگه:« آخه مامان جون داداش کمبوجیه دوازده سال پیش عروسی کرد.الان تورمه، گرونیه ، تازه یارانه ها رو هم دارند حذف میکنند .اگه بگیم 5 تا سکه مهر میدیم که جا میزنند و دخترشون رو بمون نمی دند! بابا تو یه چیزی بهش بگو»
مادر پسر :« ای بابا تو چقدر ساده ای بایرام! الان پسر خوب و درست و حسابی پیدا نمیشه.از خداشون هم باشه که دخترشون رو بدند به پسر من.همون 5 تا سکه!»
پدر خانواده هم در چنین مواردی با گفتن جمله« مامانت راست میگه پسرم » سعی میکنه غائله رو ختم به خیر کنه.

پس از این جدال و کشمکشی سخت بین دو خانواده آغاز میشه و عروس و داماد که شخصیت های اصلی داستان هستند مثل هویج و سیب زمینی تنها شاهد بکش بکش و جنگ خونین پدر و مادر هاشون هستند! در نهایت دو تیم بر سر تاریخ تولد عروس خانوم به عنوان تعداد سکه های مهریه به توافق میرسند!

ادامه دارد ...

منبع : Narimangoon2@yahoo.com
نقل از : مارشال مدرن
#7
ادامه ماجرا :

مراسم عقد


[تصویر:  1tvgb9.jpg]

خانه دختر

بر اساس توافقی که بین خانواده ها گرفته می شه برگزاری مراسم عقد به عهده خانواده عروس و برگزار مراسم عروسی به عهده خانواده داماد می باشد.
مادر دختر که عقد دختر مینا و دختر مهسا یادشه تمام تلاششو میکنه تا عقد دخترش تک باشه و حسابی پوز مهسا و مینا رو بزنه.
مادر دختر:« دخترم امروز هر کاری داری عقب بنداز چون قراره بریم پیش مادام ژودا تا یه لباس خوشگل واسه عقدت بدوزه»
دختر میدونه چندرغاز حقوق کارمندی باباش نمیتونه از پس خرید یه لباس 3 میلیون تومنی مادام ژودا بربیاد ولی از طرفی هم خودش بدش نمیاد جلوی شبنم و تبسم (دوستای دوران دانشگاهش) حسابی پز مراسم عقدش رو بده و چشاشون کور بشه برای همین با لحنی که مامانش پشیمون نشه میگه: « وای مامان چرا آخه اینقدر خودتو تو زحمت میندازی و خرج میکنی.من لباس عقد خودتو که مامان بزرگ واست دوخت رو هم میتونستم بپوشم.» و بعدش زورتمه کنان میره به سمت مامانش و بوسش میکنه و میگه:«تو بهترین مامان دنیایی!»
فقط یه نفر این وسط دهنش صاف میشه و جرئت اعتراض هم نداره و اون هم قاسم آقا پدر بدبخت عروسه!

خانه پسر

اوضاع عادیه و خانواده داماد همه سرشون به کار خودشون گرمه و مشغول خریدن لباس مراسم هستند.



مراسم عروسی
Muscular

پدر داماد که در مرحله قبل فشار وارد آمده بر پدر عروس رو مشاهده کرد در این قسمت ابتدا دو هفته قبل از عروسی خانواده عروس دعوت می کنه خونشون و میگه: « به سلامتی و میمنت هدف ما رسیدن این دو تا جوون به هم بود که محقق شد. خود این دو تا هم الان بیشتر به فکر این هستند که هر چی زودتر برن سر خونه و زندگیشون.منم فکر کنم نیازی نباشه الکی بریز و بپاش بکنیم و یه عروسی آنچنانی بگیریم که 4 روز بعدش هم همه مهمونا فراموش میکنند.یه مراسم ساده میگیریم و فامیل های نزدیک رو دعوت میکنیم و اینشالله پولی رو که می خوایم خرج عروسی کنیم توی زندگی به این دو تا جوون کمک می کنیم .نظر شما چیه قاسم خان؟»
پدر عروس هم که همه جوره خلع سلاح شده میگه:«بله خوب منم باهاتون موافقم»و زیر چشمی مادر عروس رو نگاه میکنه که سوزن که هیچی میخ هم بزنی خونش در نمیاد!

خلاصه در نهایت هم مراسم عروسی برگزار میشه و عروس و دامادی که در هیچ کدوم از مراحل قبل از ازدواج تصمیم گیرنده نبودند به میمنت و خوشی میرن سر خونه و زندگیشون
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
بیست و پنج سال بعد:

ــــ بابا بایرام .مامان جیران من زن میخوام!
ــــ چی؟ غلط کردی .تو هنوز بچه ای. تازه زنتم خودم انتخاب میکنم.من از وقتی کوچیک بودی با آبجی شهینم سر تو و شیلا قرار مدار گذاشتیم! 1744337bve7cd1t81
ــــ مامانت راست میگه پسرم!

---------------------------
ميتونيد نظرات خودتون رو برای نويسنده بفرستید:
Narimangoon2@yahoo.com
#8
به غضنفر ميگن تو که روزه نمي گيري، چرا سحري مي خوري؟ مي گه نماز که نخونم،... روزه که نگيرم... سحري هم نخورم؟ بابا مگه من کافرم؟
**************
سالروز اغفال حاج یونس فتوحی گرامی باد.یادش گرامی و راهش پایدار
**************
مناجات یک روزه خور باخدا : خدايا ماه رمضان را مانند المپيک هر 4 سال يک بار آن هم در يک کشور برگزار کن
**************
به غضنفرميگن پاشو سحره. ميگه بزار بخوابم.خودم فردا بهش زنگ ميزنم
**************
غضنفر ماه رمضون ميره خونه دوستش مي خوابه دوستش بهش ميگه سحر صدات كنم؟؟ تركه مي گه نه همون غضنفر صدام كني بهتره
**************
به دليل استقبال بي نظير شما روزه داران عزيز, ماه رمضان تا پايان مهرماه تمديد گرديد
اینجا سیم دلت به آسمان وصل میشود درنگ نکن

 وعده گاه ما : تاپیک قرار عاشقی


[تصویر:  nasimhayat.png]

مطلب زیر تقدیم به برادران کانونی ام

http://www.ktark.com/showthread.php?tid=...#pid254780

اللهم مولای کم من قبیح سترته

و کم من فادح من البلا اقلته

و کم من عثار وقیته

وکم من مکروه دفعته

و کم من ثنا جمیل لست اهلا له نشرته
 

#9
سلام

ببخشيد اگر لطيفه ها كمي بي مزه است. به گمانم، به خاطر مودبانه بودنشان هست! 4fvfcja

لطيفه اول
خانم اولی: من خیلی از پیری می ترسم.
خانم دومی: آخه چرا؟
خانم اولی: چون آدم همه چیزهای خوبی که داره از دست می ده، مثل زیبایی، ...
خانم دومی: ولی من اصلاً نگران پیری ام نیستم.
خانم اولی: خوب معلومه، چون تو چیزی نداری که از دست بدی!!!

لطيفه دوم
آقاهه می ره اصفهان کارخانه لیوان و بشقاب یک بار مصرف می زنه، بعد از شش ماه ورشکست می شه!

لطيفه سوم
دختر و پسری مشغول چت در اینترنت هستند.
پسر: تو احتمالاً خیلی زیبا هستی!
دختر: به چه دلیلی این طور فکر می کنی؟
پسر: خوب، طبیعت حتماً این خنگی تو را به نحوی باید تلافی کرده باشد!!!

لطيفه چهارم
معلم: حمید بگو ببینم آفریقا کجاست؟
حمید با گریه: آقا! چرا هر چی گم می شه از من سراغشو می گیرید؟

لطيفه پنجم
حیف نون می ره یه طوطی می خره، روز بعد می ره مغازه به مغازه دار می گه: این طوطیه حرف نمی زنه!
مغازه داره می گه: توی قفسش آینه هست؟ چون طوطیها عاشق آینه هستن، خودشونو توش می بینن شروع می کنن به حرف زدن.
حیف نون یه آینه می خره و می ره.
روز بعد حیف نون میاد توی مغازه میگه: هنوز طوطیه حرف نمی زنه.
مغازه داره میگه: توی قفسش تاب داره؟ چون طوطیها عاشق تاب هستند.
حیف نون یک تاب می خره و می ره.
روز بعد حیف نون میاد توی مغازه ناراحت و غم زده می گه: طوطیه مرد.
صاحب مغازه می گه: یعنی اون حتی یک کلمه هم حرف نزد؟
حیف نون می گه: چرا، درست قبل از مردنش با صدای ضعیفی گفت: توی اون مغازه غذای طوطی نمی فروختند!؟

لطيفه ششم
مرد پیری به یک جادوگر مراجعه می کنه و ازش می خواد تا طلسمی رو که 40 سال با پیرمرد بوده از بین ببره. جادوگر می گه: ممکنه بتونم این کار رو انجام بدم، ولی قبلش باید بدونم دقیقا با چه کلماتی این طلسم ایجاد شده.
پیرمرد می گه: "بدین وسیله شما رو رسما زن و شوهر اعلام می کنم."
(جمله ای که کشیش موقع عقد مسیحیان بیان می کنه.)
#10
رشته های مخصوص اقایون::s:
1-مخ زدن دختر سمج در 10 ثانیه 2- تحمل 10 دختر سمج در 60 ثانیه 3 -دوی استقامت در حیاط مدرسه دخترانه 4- رقابت با دخترها در رشته چونه زدن و پر حرفی پشت موبایل و تلفن(سنگین ترین رشته که اغلب اقایون انصراف می دن) 5- ناز کشی دختر( می دونم خیلی سخت)
رشته های مخصوص خانوم ها:53258zu2qvp1d9v
۱-پیچوندن دوست پسر در کمتر از یک چشم به هم زدن 2 -گریه و زاری به مدت سه روز 3- مخ نشدن در کمتر از 10 ثانیه (خیلی سخته می دونم)- 4( برای یک بار هم که شده ناز نکردن ( این قسمت رو هم بانوان انصراف می دن ) 5- تجمل یک پسر سمج در 1 ثانیه (چون پسرا خیلی سمج ترن تخفیف دادیم تا مشتری شوید)Smiley-face-cool-2
---------------------------------------------------------------------
غضنفره به ننش میگه...ننه اگه تو به دنیا نمی یومدی...من بی ننه میشدماااcheshmak
---------------------------------------------------------------------------------
حیف که فقط تو یکی رو دارم ........
اگه از تو یه عالمه داشتم ....
تا حالا یه گاوداری زده بودم ...Khansariha (48)
---------------------------------------------------------------------------------
میدونی رمز موفقیت من توی زندگی چیه ؟
ببین میگم بهت ولی قول بده به کسی نگیا ...
.
.
قول ؟
.
.
.
.
.
.
اینم رمز:
232897873082308896402389658cheshmak
---------------------------------------------------------------------------------
خداوند هيچ موقع از توسوال نمي كنه چه نو ع ماشيني روندي؟ اما حتما از تو خواهد چند نفر پياده را به مقصد رساندي.......
قابل توجه دخترها که هر چي بوق ميزني ناز ميکنن...... نميدونن هدف پسرها الهيهMuscular
--------------------------------------------------------------------------------
مجموعه نوشته هاي پشت تريلي هاي جاده:
1-به حرمت اشك مادر توبه كردم --2 -داني كه چرا راز نهان با تو نگفتم / طوطي صفتي طاقت اسرار نداري --3 -بوق نزن شاگردم خوابه --4 -بي تو هرگز............باتو؟؟؟؟عمرا-- 5 -از عشق تو ليلي...........رفتم زير تريلي(واسه گريسكاري) --6 -اگه مي توني اين تابلو رو بخوني يعني فاصلت خيلي كمه فاصله رو رعايت كن -7-- دنبالم نيا اسيرم مي شي-- 8 -گشتم نبود ............نگرد نيست-- 9 -سر پاييني برنده سر بالايي شرمنده
--------------------------------------------------------------------------------
به ترکه ميگن نظرت در مورد گل چيه؟ ميگه : خيلي خوبه... خوش بو... قشنگه... همانظور که خدا در قرآن مي فرمايد : گل هوالله احد
--------------------------------------------------------------------------------
فيلسوف کودن :دايره زندگي مثل مستطيل 3 ضلع دارد : عشق و محبت
--------------------------------------------------------------------------------
اي همه وجود من . اي كسي كه پا گذاشتي رو قلب من . اي كسي كه درو بستي به روي من. درو باز كن دستم مونده لاي در Tears
#11
تا حالا فکر کردین اگه با این بی برقی زنده بمونین و خبر 50 ساله دیگه رو از ایران گوش بدین چیا میشنوید!؟

• 50 سال پیش در چنین روزی این پست در کانون ترک خودارضایی توسط مرحوم احسان( یادش گرامی!!!)زده شد وادمین به قصد ویرایش آن را خواند.

•با تصویب مجلس سقف سرعت اینترنت برای مشترکان خانگی به 56 کیلو بیت رسید.:smiley-yell:

• راديو بي بي سي ديشب در تحليل خبري خود گفت : در حالي که 20 سال است که از تجزيه وفروپاشي آمريکا مي گذرد معلوم نيست که مردم ايران چراهنوز مرگ بر آمريکا مي گويند !!!

• قيمت هر سکه طلا امروز در بازار 60 ميليون تومان کاهش داشت و از يک ميلياردو دويست ميليون تومان به يک ميليارد وصدو چهل ميليون تومان رسيد.Khansariha (134)

• به علت اتمام ذخاير نفت وگاز دولت در اطلاعيه اي از مردم عزيز ايرا ن خواست امسال در مصرف ذغال جداً صرفه جويي نمايند .!!!

• يکي از نمايندگان مجلس خواهان کاهش سن ازدواج شد وي گفت دولت با تدابير صحيح واصولي سعي دارد متوسط سن ازدواج دختران را از 50 سال به 45 تا 40 سال کاهش دهد.42

• رئيس سازمان حمايت از حقوق مردان خواهان نقش ومشارکت بيشتر از سوي مردان در فعاليتهاي اجتماعي شد وي گفت در نظام طبيعت اصولا مرد نيز مانند زن حق مشارکت در فعاليتهاي اجتماعي و سياسي را دارد .varzesh

• نيروي انتظامي کرج چند سارق را که به سرقت ديش هاي ماهواره مردم اقدام مي کردند دستگير کرد وديش هاي مسروقه را به صاحبانشان بر گرداند .!!!!!!!

• با م س دود شدن سايت ق.ر.آ؛ن دات کام تعداد سايتهايي که هنوز ف ي ل ت ر نشده اند به سه عدد رسيد .13

• ايران براي اولين بار به دور دوم مسابقات جام جهاني راه يافت.41

• علي دايي: هنوز قصدي ندارم که از مربیگری تیم ملی خدا حافظي کنم.Smiley-talk002

• کنفرانس "بررسي علل عدم محو اسرائيل از صفحه روزگار " با حضور انديشمندان به زودي بر گزار مي گردد .!!!!!!!!!

• قيمت هر کيلو مرغ به هفت ميليون تومان رسيد جالب است بدانيد در 50 سال قبل مردم با هفت ميليون مي توانستند يک اتومبيل بخرند .!!!!

• رئيس جمهور گفت: هشتاد سال است که از انقلاب اسلامي مي گذرد وحالا وقت آنست که فکري به حال مشکلات ازدواج ومسکن جوانان بکنيم .!!!

• سازمان هواشناسي اعلام کرد به علت شهاب باران آسمان مسير زمين - مريخ وبر عکس از امشب به مدت 24 ساعت مسدود مي باشد.!!!

• روءساي جمهوري اسلامي انگليس و جمهوري اسلامي آلمان1744337bve7cd1t81 از عمل نشدن وعدم اجراي صحيح اسلام در ايران ابراز نگراني کردند.

• آگهي استخدام شرکت دام وطيور: به چند نظافتچي فني با مدرک کارشناسي ارشد نيازمنديم {کساني که داراي مدرک دکترايند در اولويت مي باشند} .!!!!

• از اين به بعد صدا وسيما براي انتخاب مجريان زن مسابقه ملکه زيبايي بر گزار مي کند.Khansariha (48)

• يک میلیون و شصت وسومين قطعنامه شوراي امنيت در مورد فعاليتهاي هسته اي ايران به تصويب رسيد در عين حال رئيس آژانس هسته اي اعلام کرد عليرغم هشتصد هزار و سي ودومين گزارش ايران در مورد فعاليتهاي هسته اي هنوز ابهاماتي در اين زمينه وجود دارد که اميدواريم به زودي بر طرف شود !

• نيروگاه اتمي بوشهر به زودي به بهره بر داري مي رسد317
Tongue 
#12
سه نفرژاپني و سه نفر ايراني با همديگر براي شرکت در يک کنفرانس مي رفتند. در ايستگاه قطار سه ژاپني هر کدام يک بليط خريدند، اما در کمال تعجب ديدند که ايراني ها سه نفرشان يک بليط خريده اند.1744337bve7cd1t81 يکي از ژاپني ها گفت: چطور است که شما سه نفري با يک بليط مسافرت مي کنيد؟ يکي از ايراني ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهيم.cheshmak

همه سوار قطار شدند. ژاپني ها روي صندلي هاي تعيين شده نشستند، اما ايراني ها سه نفري رفتند توي يک توالت و در را روي خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بليط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بليط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لاي در يک بليط آمد بيرون، مامور قطار آن بليط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد.317 ژاپني ها که اين را ديدند، به اين نتيجه رسيدند که چقدر ابتکار هوشمندانه اي بوده است.

بعد از کنفرانس ژاپنيها تصميم گرفتند در بازگشت همان کار ايراني ها را انجام دهند تا از اين طريق مقداري پول هم براي خودشان پس انداز کنند. وقتي به ايستگاه رسيدند، سه نفر ژاپني يک بليط خريدند، اما در کمال تعجب ديدند که آن سه ايراني هيچ بليطي نخريدند. يکي از ژاپنيها پرسيد: چطور مي خواهيد بدون بليط سفر کنيد؟ يکي از ايراني ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم. cheshmak

سه ژاپني و سه ايراني سوار قطار شدند، سه ژاپني رفتند توي يک توالت و سه ايراني هم رفتند توي توالت بغلي ژاپني ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار يکي از ايراني ها از توالت بيرون آمد و رفت جلوي توالت ژاپني ها و گفت: بليط ، لطفا !!!Khansariha (134)4fvfcja4fvfcja4fvfcja
خدايــــا...
دوستت دارم! به خاطر آن كه، آنقدر بزرگي كه من كوچك را نيز دوست داري[تصویر:  N_aggressive%20(39).gif]
#13
[تصویر:  2d17k1x.jpg]
من از عهد آدم تو را دوست دارم ---------از آغاز عالم تو را دوست دارم
چه شبها من و آسمان تا دم صبح--------سروديم نم نم: تو را دوست دارم
نه خطي، نه خالي! نه خواب و خيالي!-- من اي حس مبهم تو را دوست دارم
سلامي صميمي تر از غم نديدم ---------به اندازه ي غم تو را دوست دارم
بيا تا صدا از دل سنگ خيزد --------------بگوييم با هم: تو را دوست دارم
جهان يك دهان شد هماواز با ما: ---------تو را دوست دارم، تو را دوست دارم
[تصویر:  hosein.jpg]
#14
28دلیل برای اینکه به زن بودنتان افتخار کنید:

1- نام هر گل و زیبایی در طبیعت است را روی شما می گذارند 53258zu2qvp1d9v

2- هنگامی که رنگ پریده یا بیمار هستید با کمی وسایل آرایش می توانید خود را زیباتر کنید و هیچ کس هم از شما ایراد نمی گیرد 1276746pa51mbeg8j

3- تمام شاعران ایران زمین در وصف گل روی شما هزاران شعر گفته و خط و خال و چشم و ابروی شما را ستوده اند

4- مجبور نیستید سر کار بروید و پول یک ماه کار و تلاشتان را برنج و گوشت و لوبیا بخرید

5- به راحتی و با اعتماد به نفس هر وقت لازم بود گریه می کنید غم و غصه هایتان را در دل جمع نمی کنید تا سکته کنید

6- عمرتان بسیار طولانی است

7- آنقدر حرف برای گفتن دارید که هرگز کم نمی آورید

8- همیشه یک عالمه دوست و رفیق ناب دارید و کمتر گرفتار دوستهای ناباب می شوید

9- هرگز در حمام خودتان را گربه شور نمی کنید

10 - بزرگ شده اید و کمتر برای طرفداری از تیم قرمز و آبی یا این حزب و آن حزب جلز و ولز کرده و کرکری می خوانید

11- ریش و سبیل ندارید که موقع آب خوردن قبل از خودتان سبیلتان آب بنوشد

12- عشق و هنر ابداع شماست

13- همیشه جوانتر از سنتان هستید و هیچ کس نمی داند شما چند ساله اید

14 - از سن 9 سالگی به بلوغ عقلی و جسمی می رسید و حالا حالا ها باید بروند تا به پای شما برسند .

15 - بهشت زیر پای شماست Khansariha (48)
16 - اگر موهایتان مرتب نبود یا وقت برای مرتب کردنشان نداشتید با سر کردن یک روسری مسئله حل است

17- همیشه در کیفتان آینه دارید و موقعی که در سلف سرویس دانشگاه قرمه سبزی می خورید یک دانه لوبیا لابه لای سبیلتان جا خوش نمی کند . 4fvfcja

18 - همیشه تمیز و نظیف وخوشبو هستید Smiley-face-thumb

19 - به وزنتان اهمیت می دهید و شکمتان جلوتر از خودتان وارد اتاق نمی شود

20 - همیشه یک مقدار پول برای روز مبادا دارید که جز خودتان هیچ بشری از جای آن خبر ندارد cheshmak

21- مجبور نیستید از این خانه به آن خانه بروید و خواستگاری کنید مثل خانمها در خانه می نشینید تا دیگران با کلی منت و خواهش و التماس و هدیه و گریه از شما اجازه حضور بگیرند 42

22- شما می توانید موهایتان را کوتاه یا بلند کنید و هر نوع لباسی که دوست داشتید بپوشیداز شلوار تا دامن و... هر نوع کفشی را بپسندید به پا کنید از اسپرت تا پاشنه سه سانتی و برو بالاتر

23- مجبور نیستید بارهای سنگین را جابه جا کنید یا تن به مشاغل سخت و درجه پایین بدهید چون شما یک خانم هستید 13

24- حق تقدم با شماست

25- مردان از دامن شما به معراج می روند

26- هرگز از فرط خشم نعره نمی کشید و از فرط حسادت کبود نشده و خون راه نمی اندازید

27- ضعف کش نیستید و دق ودلی رئیستان را در خانه خالی نمی کنید

28- نیم بیشتر صندلی های دانشگاه را شما پر کرده ایدKhansariha (56)
khandehbazar.blogfa.com
اینجا سیم دلت به آسمان وصل میشود درنگ نکن

 وعده گاه ما : تاپیک قرار عاشقی


[تصویر:  nasimhayat.png]

مطلب زیر تقدیم به برادران کانونی ام

http://www.ktark.com/showthread.php?tid=...#pid254780

اللهم مولای کم من قبیح سترته

و کم من فادح من البلا اقلته

و کم من عثار وقیته

وکم من مکروه دفعته

و کم من ثنا جمیل لست اهلا له نشرته
 

#15
[تصویر:  2qvxro2.jpg]

[تصویر:  fp7ebl.jpg]

[تصویر:  64qk1v.jpg]
اینا مال جام جهانی قبلی که رفتیم گند زدیمه! با این که قدیمیه ولی بازم خنده دارن.
من از عهد آدم تو را دوست دارم ---------از آغاز عالم تو را دوست دارم
چه شبها من و آسمان تا دم صبح--------سروديم نم نم: تو را دوست دارم
نه خطي، نه خالي! نه خواب و خيالي!-- من اي حس مبهم تو را دوست دارم
سلامي صميمي تر از غم نديدم ---------به اندازه ي غم تو را دوست دارم
بيا تا صدا از دل سنگ خيزد --------------بگوييم با هم: تو را دوست دارم
جهان يك دهان شد هماواز با ما: ---------تو را دوست دارم، تو را دوست دارم
[تصویر:  hosein.jpg]


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان