امتیاز موضوع:
  • 3 رأی - میانگین امتیازات: 3.67
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

در محضر حافظ ...

#1
.

« به نام خدایی که نیکی سرشت          که حافظ به عشقش غزل ها نوشت ... »




با عرض درود و تقدیم احترام خدمت همه ی دوستداران شعر و غزل و عرفان ...


فرارسیدن 20 مهرماه روز بزرگداشت گوهر یکدانه دریای ادب و عرفان، بزرگترین غزلسرای عرفانی و باغبان بوستان عشق و معرفت، حضرت لسان الغیب شمس الدین محمد حافظ شیرازی، را به همه ی شما سروران گرامی و دوستداران حضرتش تبریک و تهنیت عرض می کنم.

به همین مناسبت و به فرخندگی این روز گرانقدر، با افتخار، آغاز به کار تاپیک "در محضر حافظ ..."  رو به اطلاع همه ی شما دوستان عزیز می رسونم. 

توی این تاپیک قرار هست بعضی از شب ها کنار هم جمع بشیم و به محضر مبارک حضرت حافظ بریم و از دریای الطاف و اشارت های عرفانی و بشارت های نورانی حضرت حافظ قدحی به قدر ظرفیت، برکشیم و به جان ها بریزیم تا راه، مردانه تر پوییم و مقصد، عاشقانه تر جوییم.

سابقاً برادر بزگوارمون جناب آقای Amirhossein18 و بعد از ایشون سرکار خانم بارونی.... زحمت می کشیدن و گاهی اوقات در جمع بچه ها تفاُّلی به دیوان حافظ می زدند و غزلی می خوندند.

این تاپیک رو بنا کردیم تا این رسم پسندیده، منظم تر و متمرکز تر و پویا تر از قبل دنبال بشه.
امیدوارم مورد توجه شما دوستان قرار بگیره و بتونیم بهره ی کافی رو ببریم.


 « شعر حافظ، همه بیت الغزل معرفتست          آفرین بر نفس دلکش و لطف سخنش ... »



فقط روند برنامه رو به اطلاعتون می رسونم:

1. این برنامه، در تمام روزهای تعطیل رسمی کشور، به جز در ایام شهادت خاندان عصمت و طهارت (علیهم السلام) برگزار میشه. 

2. برگزاری برنامه از یکی دو روز قبل، من باب یادآوری به اطلاع همه می رسه.

3. برنامه رأس ساعت 11 شب شروع میشه.

4. برگزاری جلسه و اداره اون و تفاّل به دیوان حافظ، با اجازه ی دوستان، تنها توسط مدیر تالار ادبی و در صورت نبودن مدیر، توسط سرپرست تاپیک مشاعره انجام میشه. 

5. در آغاز برنامه، ابتدا فاتحه ای همراه با صلوات نثار روح بلند مرتبه ی حضرت حافظ می کنیم.

6. بعد از اون، همه ی دوستان با هم نیت کرده، و مدیر جلسه به نیابت از همه ی شما بزرگواران تفألی به دیوان حافظ می زنه. 

7. پس از چند دقیقه، متن اصلی غزل همراه با شرح اون به تحریر دکتر خلیل خطیب رهبر گذاشته میشه.

8. و در نهایت اگر دوستان راجع به غزل و یا هر چیز دیگه ای که دلشون خواست دربارش صحبت کنن، صحبت می کنیم.


* نکته ی مهم اینه که اینجا ما قصد طالع بینی و رمّالی و کف بینی و هر چیز دیگه ای که متأسفانه امروزه توی جامعه رواج پیدا کرده و میگن مثلاً نمیدونم خبر خوشی می شنوی، شوهر گیرت میاد!، مسافرت در پیش داری، کلی پول گیرت میاد، شکست عشقی خوردی! و ... و از این دست اراجیفی که از خرد و خردورزی و معرفت به دور هست، ندارییییییم! 

فقط قراره بشینیم پای سخن حضرت حافظ که خودش گویای همه چیز هست ...




 « گویند ذکر خیرش در خیل عشقبازان          هر جا که نام حافظ در انجمن برآید ... »




ارادتمندیم ...




53





پایداری، تا رستگاری ...




[تصویر:  05_blue.png]
 سپاس شده توسط
#2
.

به نام خدا ... 


با سلام و شب بخیر خدمت همه ی حاضرین عزیز 

ضمن خوش آمد گویی به تمام دوستان، مجدداً روز بزرگداشت حافظ رو به همه ی شما عزیزان تبریک میگم.

جلسه رو از این لحظه به یاری خدا شروع می کنیم.

خب طبق برنامه از همه خواهش می کنم فاتحه ای همراه با صلوت نثار روح والا مقام حضرت حافظ بکنن. 

.
.


و بعد از اون، همه با چند لحظه ای تأمل در ژرفنای دلتون، نیت کنین. 

.
.
.

تا سه دقیقه ی دیگه ، حقیر، تفال خواهم زد ...


عشق هایتان متعالی ...


535353

.

دوستان، تفال زده شد ... 

و چه غزلی ... 

در شگفتم از این حافظ ...

تا چند دقیقه ی دیگه می بینید چی اومده ... 


53





پایداری، تا رستگاری ...




[تصویر:  05_blue.png]
 سپاس شده توسط
#3
.

 سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد               وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد 
 
 گوهری کز صدف کون و مکان بیرونست               طلب از گم شدگانِ لب دریا می کرد 
 
 مشکلِ خویش برِ پیرِ مغان بردم دوش                  کو به تأییدِ نظر حلِّ معما می کرد

 دیدمش خرم و خندان، قدحِ باده به دست             واندر آن آینه صد گونه تماشا می کرد 

 گفتم این جامِ جهان بین به تو کِی داد حکیم؟         گفت: آنروز که این گنبدِ مینا می کرد 

 بیدلی در همه احوال خدا با او بود                        او نمی دیدش و از دور خدا را می کرد 

 این همه شعبده ی خویش که می کرد اینجا        سامری پیشِ عصا و یدِ بیضا می کرد 

 گفت: آن یار کزو گشت سرِ دار بلند                       جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد 

 فیضِ روح القدس ار باز مدد فرماید                        دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می کرد

 گفتمش: سلسله ی زلف بتان از پیِ چیست؟        گفت: حافظ گله ای از دل شیدا می کرد ... 



535353


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


شرح در پی می آید ...





پایداری، تا رستگاری ...




[تصویر:  05_blue.png]
 سپاس شده توسط
#4
درووووووووووود


آقا دمت گرم
تایپیک های زیادی تو کانون هس ولی با این یکی خیلی حال کردمcheshmak
از پرچم داران این نهضت نهایت قدردانی رو دارمKhansariha (8)


این غزل هم آخرشه ا317
اونجا که می گه:
بیدلی در همه احوال خدا با او بود

ایول
ایول
ایول303
[تصویر:  05_blue.png]
 سپاس شده توسط
#5
سلام
به به انشاالله تاپیک عالی بشه
خیلی دوست داشتم شعرای حافظ رو حفظ کنم
داداش تنها ترین سردار عزیز ممنون
خدا خیرت بده53
#6
اقای همای رحمت هم گاهی فال میگرفتن واسمون ها

پس برنامه ساعت11 این بود؟
:d

[تصویر:  nasimhayat.png]
#7
سلام

ممنونم اقای تنهاترین سردار واقعا جای همچین تاپیکی خالی بودKhansariha (8)Khansariha (48)
پس از این ب بعد جمعه شبا همه اینجا جمعیم4fvfcja
تو چ روزی هم بازگشایی شد
من ک بسیاااااااااااار لذت بردم
مرسیییییییییییKhansariha (8)

راستی این پستم اگر اسپمه حذفش کنید42
نا امید شدی؟!!!


[تصویر:  97496937818841963171.jpg]
#8
.

(1392 مهر 19، 23:50)تنها ترین سردار نوشته است: .

 سال ها دل طلب جام جم* از ما می کرد              وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد 
 
 گوهری کز صدف کون و مکان بیرونست               طلب از گم شدگانِ لب دریا می کرد 
 
 مشکلِ خویش برِ پیرِ مغان* بردم دوش                 کو به تأییدِ نظر حلِّ معما می کرد

 دیدمش خرم و خندان، قدحِ باده به دست             واندر آن آینه صد گونه تماشا می کرد 

 گفتم این جامِ جهان بین به تو کِی داد حکیم؟         گفت: آنروز که این گنبدِ مینا می کرد 

 بیدلی در همه احوال خدا با او بود                        او نمی دیدش و از دور خدا را* می کرد 

 این همه شعبده ی خویش که می کرد اینجا         سامری پیشِ عصا و یدِ بیضا می کرد 

 گفت: آن یار کزو گشت سرِ دار بلند                      جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد 

 فیضِ روح القدس* ار باز مدد فرماید                     دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می کرد

 گفتمش: سلسله ی زلف بتان از پیِ چیست؟        گفت: حافظ گله ای از دل شیدا می کرد ... 



535353


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


شرح در پی می آید ...


با عرض پوزش، به دلیل پاره ای از مشکلات خیلی دیر شد، ببخشید.


شرح :

جام جم: به استعاره، دل و ضمیر مرد حق و عارف کامل، که گاه از آن به "دل" تعبیر می شود 

معنی بیت اول و دوم:
سال ها دل جام گیتی نما را که راز های عالم هستی در آن آشکار بود از ما طلب می کرد و چیزی که خود داشت از نا آشنایان به آرزو می خواست و آن مروارید را که در صدف جهان هستی و مکان نتوان یافت از مدعیان معرفت که بر کرانه ی دریای اسرار وجود چون گم گشتگان سرگردان مانده اند، باز می جست.

پیر مغان: کنایه از روحانی و مرشد و خضر طریق

معنی بیت سوم و چهارم: 
دیشب مسأله ی دشوار خود را بر پیر میخانه ی معرفت، مرشد کامل عرضه کردم که با نیروی بینش و قدرت بصیرت از مسائل پیچیده و پوشیده بر می گرفت و گره مشکل ها را می گشود. وی (پیر مغان) را شاد و متبسم ساغر می (باده ی حقیقت) بر کف یافتم که در آینه ی جام همچنان گرم کشف و شهود بود.

حکیم: دانای استوار کار و صاحب حکمت، یکی از نام های خداوند 

معنی بیت پنجم:
از پیر مغان پرسیدم که حکیم مطلق، خداوند این جام گیتی نما را چه زمان به تو بخشید؟ پیر به پاسخ گفت: همانگاه که خدا این قبّه ی لاجوردی را آفرید.

خدا را: برای خدا 

معنی بیت ششم: 
یکی از دلباختگان عشق الهی که همواره خدا با وی همراه بود ولی او خداوند را به دیده ی دل نزدیک نمی یافت و از دوری می نالید، می گفت: برای رضای خدا کعبه ی مقصود را به من نشان بدهید.

معنی بیت هفتم: 
این همه سحر و جادو که خِرَدِ مصلحت جو در برابر عشق چاره سوز -که لطیفه الهی و مؤیّد به نیروی حق است می نمود-، با فسونگری سامری در مقابل ید بیضا (دست درخشان) معجز موسی شباهت دارد.

معنی بیت هشتم:
پیر مغان یا گوینده ای از غیب ندا در داد که آن یار جانباز (حسین بن منصور حلّاج) که دار از بر کشیدنش بر بالای خود سرافرازی یافت، گناهش این بود که راز حق را فاش کرد و «انّی انا الله» (همانا من خدای یگانه ام) گفت.

روح القدس: جان پاک و مقصود روح الامین یا جبرئیل

معنی بیت نهم: 
اگر روح الامین به فرمان خداوند باز یاری فرماید، دیگران هم مانند حضرت مسیح عیسی بن مریم مرده زنده توانند کرد.

معنی بیت دهم:
از پیر پرسیدم زنجیر گیسوی زیبایان به چه کار آید؟ پاسخ داد: چون حافظ از دل دیوانه ی خود شکوه داشت و شیدای آشفته حال را از زنجیر گریزی نباشد ... 


موفق و مؤید باشید.


53





پایداری، تا رستگاری ...




[تصویر:  05_blue.png]
#9
.

بچه ها چندتا نکته هست خواستم در پایان جلسه خدمتتون عرض کنم:

1. از همه ی دوستان عزیز که تشریف آوردن صمیمانه تشکر می کنم.Khansariha (8)

2. خواستم معذرت خواهی کنم ازتون که انقدر شرحش طول کشید، شرمنده 1276746pa51mbeg8j. اینجا یه مشکلی پیش اومده بود تا اومدم رفع کنم و شرحو بنویسم دیر شد. ببخشید.

3. اینکه چون این جلسه اولین جلسه و اولین تجربه در برگزاری همچین برنامه ای بود مسلماً با نواقص و کاستی ها  ی فراوانی بود. خواستم ازتون بخوام همه کوتاهی ها و قصورها و کاستی ها رو به بزرگواری خودتون به این حقیر ببخشین. إنشاالله در برنامه های آینده جبران می کنیم.

4. این جلسه چون جلسه ی اول بود استثنائاً با مقداری تأخیر شروع شد. مسلماً جلسه ی آینده حتماً حتماً حتماً رأس ساعت 11 شروع میشه. که تا میام شرحو بنویسم و یا کمی دربارش صحبت کنیم و اینا، دیر وقت نشه.

5. به احتمال زیاد جلسه ی آینده مقادیری افزودنی های مجاز! هم به برنامه اضافه می کنیم، همراه با موسیقی و پذیرایی و اینا 22

6. رند عزیز، خواهش می کنم، قربونت. خوشحالم که دوست داشتی.

7. حسام جان، خیلی ممنون. تا اونجایی که میتونی حفظ کن. حتی شبی دو سه بیتم که شده میتونی حفظ کنی. موفق باشی 

8. می توانم خانم، بله برنامه ی ساعت 11 این بود 22 البته دیر رسیدین، بچه ها ته دیگشم خوردن رفت ...

9. مانا خانم، خواهش می کنم، لطف دارین. نه تنها جمعه شبا که در بقیه ی ایام تعطیل رسمی کشور هم برنامه هست، إنشاالله ...   پس چی فک کردین، خیال کردین براچی این همه این پا اون پا کردم؟ 20 مهر روز حافظ هست. خوشحالم که مورد توجهتون قرار گرفت. 

10. دوستان به احتمال 99 درصد برنامه ی بعدی، چهارشنبه ی همین هفته 24مهر ماه روز عید سعید قربان ساعت 11 شب خواهد بود، إنشاالله...  اون یه درصدشم برا اینکه آدم از فردای خودش که خبر نداره که! 

11. از تشریف فرمایی همه سروران عزیز سپاسگزاریم. ضمناً سرویس های برگشت هم به تمام نقاط کشور براتون در نظر گرفتیم که هم اکنون جلوی درب اصلی تالار آماده حرکت هستند. 22

تا دیداری دیگر، همه ی شما رو به خداوند منان می سپاریم. شب خوش ...


53





پایداری، تا رستگاری ...




[تصویر:  05_blue.png]
#10
.

به نام خدایی که نیکی سرشت          که حافظ به عشقش غزل ها نوشت 


با عرض سلام و شب بخیر خدمت همه ی دوستان عزیز و همراهان گرامی 

قبل از هر چیز، ضمن خوشامدگویی، قرار گرفتن در روزهای پربرکت این ماه و همینطور اعیاد بزرگ قربان و غدیر رو خدمت همه ی شما تبریک عرض می کنم.

با استعانت از خدا، از این لحظه دومین جلسه از برنامه ی "در محضر حافظ ... " رو شروع می کنیم. 

طبق برنامه، از همه ی حاضرین عزیز تقاضا می کنم فاتحه ای همراه با صلوات تقدیم روح بلند مرتبه ی حضرت حافظ بکنین. 

.
.
.

و بعد از اون همه ی دوستان، با گستردگی دل و جان، نیت کنین. 

.
.
.

تا 6 دقیقه دیگه، حقیر تفأل خواهم زد.


53

.

دوستان، تفأل زده شد ... 

و باز هم این حافظ، دست روی دلمان گذاشته است ...

تا چند لحظه ی دیگه متن اصلی غزل رو میذارم ... 


53





پایداری، تا رستگاری ...




[تصویر:  05_blue.png]
#11
.

توی این فاصله بفرمایین دهنتونو شیرین کنین ... 

همراه با چای قند پهلو که فک کنم توی این هوا می چسبه ... 


[تصویر:  38015988883544687013.jpg]


[تصویر:  61569820345701100102.jpg]


و این هم برای دوستانی که اسپرسو دوست دارن: 

[تصویر:  espresso-2-400.jpg]


بفرمایید ... 

[تصویر:  cale_34_20091104_1440011999.jpg]

[تصویر:  173158211101547101252152382162178010217753.jpg]

[تصویر:  2080233707.jpg]


نوش جان


53

.


 چو بر شکست صبا زلفِ عنبر افشانش               به هر شکسته که پیوست، تازه شد جانش

 کجاست همنفسی تا به شرح عرضه دهم          که دل چه می کشد از روزگارِ هجرانش؟ 

 زمانه از ورقِ گل مثالِ رویِ تو بست                    ولی ز شرمِ تو در غنچه کرد پنهانش 

 تو خفته ای و نشد عشق را کرانه پدید               تبارک الله ازین ره که نیست پایانش 

 جمالِ کعبه مگر عذرِ رهروان خواهد                    که جانِ زنده دلان سوخت در بیابانش 

 بدین شکسته ی بیت الحزن که می آرد              نشانِ یوسفِ دل از چَهِ زنخدانش؟

 بگیرم آن سرِ زلف و به دستِ خواجه دهم           که سوخت حافظ بیدل ز مکر و دستانش ...



ــــــــــــــــــــــــــــــــــ


شرح در پی می آید ...


53





پایداری، تا رستگاری ...




[تصویر:  05_blue.png]
#12
سلاااااام

مررررررررررسی آقای تنهاترین سردار بابت پذیرایی و زحمتی که می کشیدclapping

و بابت این غزل زیبا خیلی خیلی ممنونKhansariha (8)
#13
.

دوستان برای این مدتی که شرح رو میام بذارم، یه قطعه ی زیبا براتون میذارم، که خیلی قشنگه ... 

یه تکنوازی سنتور هست

 قطعه ی "رقص آشفته" از آلبوم رقص آشفته ی زنده یاد ایرج بسطامی

یه چهارمضراب خیلی قشنگ ... 

امیدوارم لذت ببرین ... 


 رقص آشفته ... 




53





پایداری، تا رستگاری ...




[تصویر:  05_blue.png]
#14
.
(1392 مهر 26، 23:43)تنها ترین سردار نوشته است:

 چو بر شکست صبا زلفِ عنبر افشانش               به هر شکسته که پیوست، تازه شد جانش

 کجاست همنفسی تا به شرح عرضه دهم           که دل چه می کشد از روزگارِ هجرانش؟ 

 زمانه از ورقِ گل مثالِ رویِ تو بست                    ولی ز شرمِ تو در غنچه کرد پنهانش 

 تو خفته ای و نشد عشق را کرانه پدید               تبارک الله ازین ره که نیست پایانش 

 جمالِ کعبه مگر عذرِ رهروان خواهد                    که جانِ زنده دلان سوخت در بیابانش 

 بدین شکسته ی بیت الحزن که می آرد              نشانِ یوسفِ دل از چَهِ زنخدانش؟

 بگیرم آن سرِ زلف و به دستِ خواجه دهم           که سوخت حافظ بیدل ز مکر و دستانش ...



ــــــــــــــــــــــــــــــــــ


شرح در پی می آید ...


53


شرح غزل: 


معنی بیت اول و دوم: 
چون نسیم بهاری، گیسوی مشک ریز یار را چین و شکن داد و پریشان کرد و رفت، آنگاه به هر شکسته دلی که رسید، از بوی زلف دوست بوی جانی تازه بخشید.

معنی بیت سوم:
روزگار از برگ گل همانند چهره ی تو را آراست و نقش بندی کرد ولی از شرمساری، ورق های گل را در غنچه پنهان کرد، چه دریافت که گل با همه ی زیبایی، نمودار چهره ی تو نتواند بود.

تبارک الله: به معنی پاک و منزه است خدا، اما در سیاق فارسی از اصوات است برای تعجب، یعنی "شگفتا" 

معنی بیت چهارم:
طریق عشق را بسیار پیمودیم و به نهایت آن نرسیدیم، شگفتا از این راه که پایانی و کرانه ای ندارد.

معنی بیت پنجم:
همانا زیبایی دیدار کعبه عذرخواه سالکان می شود و بلاها و رنج هایی که در راه رسیدن به او کشیده اند، تلافی می کند، چه جان روشن ضمیران در صحرایش از آتش بلا و مصیبت های سفر گداخت.

بیت الحَزَن: خانه ی اندو و غم 

یوسف دل: تشبیه "دل" به "یوسف". همچنین است "چاه زنخدان"، و تلمیح به داستان حضرت یعقوب و یوسف

معنی بیت ششم:
کیست که از یوسف دل که در چاه ذقن یار افتاده است به من که در غمخانه ی فراق گرفتارم اثری و نشانی بیاورد؟

دَستان: فریب و نیرنگ

معنی بیت هفتم:
بر آن سرم که سر گیسوی وی را به چنگ آورم و برای داد خواهی به کف خواجه ( شاید منظور خواجه جلال الدین تورانشاه وزیر شاه شجاع باشد که دوست صمیم حافظ بوده است ) بسپارم، چه حافظ دل از دست داده از فریب و نیرنگش در آتش بیداد بسوخت ...


53





پایداری، تا رستگاری ...




[تصویر:  05_blue.png]
#15
داداش تنهاترین سردار واقعا دست درد نکنه 53

غزلت و معنیش عالی بود 53

پذیراییت حرف نداشت 53

قطعه رقص آشفته هم دیگه نگو، مارو برد یه عالمه دیگه 53

شب خوبی بود، از زحماتتون ممنونKhansariha (8)
[img=0x0]http://www.ktark.com/05_blue.png[/img]


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان