عزیز : .:.::. جشن قهرمان‌های پاکی؛ آقایان یا مهدی (عج) و فرید و آقای اراده و Molana ا .::.:.


امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
موضوع بسته شده است 
#1
به نام خدا
سلام
در این تاپیک، نکات مهم پیرامون نحوه‌ی صحیح مطالعه‌ی درسی و غیر درسی، ارائه می‌شود.
يادمان نرود گاهی با گناه به اندازه‌ی یک لايک فاصله داريم...
يادمان نرود فضای مجازی هم «محضر خداست» نکند که شرمنده باشيم؛ امان از لحظه‌ی غفلت که فقط خدا شاهد است و بس...
روی مانيتور بچسبانيم:«ورود شيطان ممنوع»
مراقب دستی که کليک می کند، چشمی که می بيند و گوشی که می شنود باشيم... و بدانيم و آگاه باشيم که خدا يک کاربر «هميشه آنلاين» است...
[تصویر:  05_blue.png]
#2
برنامه ریزی تحصیلی به سبک رتبه های برتر!



.این برنامه، نسبت به برنامه های دیگه به شدت متفاوته و بر مبنای خصوصیات فردی هر کس تنظیم میشه.
.یکی از خوبی های اون اینه که نه فقط دانش‌آموزان و داوطلبان کنکوری بلکه حتی دانشجویان و شاغلین هم میتونن ازش بهره ببرن و نتایج مفیدی رو کسب کنن.
.این برنامه رو مؤسسه قلمچی برای ارتقا بخشید به داوطلبان کنکور به کار میبره و واقعاً نتایج جالب و رضایت بخشی رو ازش گرفتن.
.ابتدا 5 ویژگی اصلی این روش برنامه ریزی رو توضیح میدم و تفاوت های اون رو با روش های متداول دیگر تبیین میکنم.


ویژگی اول: اعداد و ارقامی که ما در جداول برنامه ریزی خود ثبت خواهیم کرد، عمدتاً مربوط به فعالیت های گذشته ماست.
اما چرا باید به گذشته توجه کنیم؟!
ابتدا باید امکانت خودمونو بشناسیم. بدون شناخت دقیق توانایی ها، نمیتونیم برنامه ای واقع بینانه تدوین کنیم و برای شناخت توانایی ها باید به گذشته و عملکرد گذشته توجه کرد.
شاید تا به حال برنامه هایی تنظیم کرده باشیم. اگر اینطوره، بیایید به این سؤال جواب بدیم؛ برنامه ای رو که نوشتیم چند روز اجرا کردیم؟!
یک روز؟! دو روز؟! یک هفته یا بیشتر؟!
باید بگم که تنها 4 یا 5 درصد افرادی که برای خودشون برنامه نوشتن تونستن اونو تا بیشتر از دو هفته ادامه بدن!
گاهی این برنامه ها با کمک اولیا یا مشاورین هم صورت میگیره اما باز هم برای طولانی مدت اجرا نمیشن!
پس واقعاً اشکال کار کجاست؟!
جواب سؤال اینه که این برنامه ها همگی یه اشکال اساسی دارن؛ اونها بر مبنای توانایی ها و امکانات واقعی ما استوار نشدن. این برنامه ها خوش‌بینانه و بلندپروازانه تنظیم میشن.
مثلاً خیلی اوقات وقتی اینجور برنامه‌ها تنظیم میشن، احتمالاً زمان شروع مطالعه، ساعت 6 صبح قرار داده میشه! درحالی که احتمالاً با آموزش مجازی و یا برای داوطلبان کنکوری که فارغ‌التحصیل شدن و دیگه مدرسه نمیرن زودتر از ساعت 8 از خواب بیدار نمیشن.
بعد از اونم توی برنامه نوشته میشه که از ساعت 6 تا 8 ریاضیات، از ساعت 8 تا 10 صبح فیزیک، از 10 تا 12.5 زیست؛ فقط نیم ساعت برای ناهار! بلافاصله درس شروع میشه و...
اما وقتی این برنامه رو با واقعیت مقایسه میکنیم، زمین تا آسمون با هم فاصله دارن.
اشکال برنامه‌های از پیش طرح شده اینه که بر اساس امکانات و توانایی ها تنظیم نشدن. ما نمیتونیم برنامه مطالعه و زندگی خودمون رو فقط بر اساس آرزوها و تمایلات تنظیم کنیم.
ضمناً توجه به گذشته و ثبت ساعات مطالعه در روزهای قبل دو فایده دیگه هم داره:
اول اینکه وقتی ساعات مطالعه خودمونو مینویسیم، ناخودآگاه ترغیب میشیم که در روزهای بعد بهتر کار کنیم و ضعف های خودمون رو جبران کنیم.
دوم با ثبت عملکرد قبلی خود، بازده(راندمان) خودمون رو به دست میاریم و مثلاً متوجه میشیم در یک ساعت مطالعه چند صفحه یا چند تست یا چند مسئله حل کردیم. این کار به ما کمک میکنه برآورد واقعی بر اساس توانایی خودمون از خودمون داشته باشیم.
پس توجه به گذشته سه مزیت داره:
1. آگاهی از توان مطالعاتی(روزی چند ساعت درس میخونیم)
2. افزایش انگیزه، برای بهبود عملکرد بعدی(یعنی سعی میکنیم در هفته بعد بیشتر یا عميق‌تر مطالعه کنیم)
3. تشخص بازده عملکرد مطالعاتی(یعنی در هر ساعت مطالعه چقدر بازده داریم)


ویژگی دوم: برنامه هر شخص با دیگری متفاوته و مخصوص خودشه
انسان ها به دلایل مختلف با هم متفاوتند؛ از جمله هر کس در زمینه های بهره هوشی، پایه درسی، نقاط ضعف و قوت، اهداف آموزشی، عادات و روشهای مطالعه، محیط و شرایط زندگی و تحصیل، میزان اعتماد به نفس و خودباوری با دیگران متفاوته. بنابراین هر کس باید برنامه‌ای مختص خودش داشته باشه.


ویژگی سوم: واحد زمانی برنامه ریزی ما #یک_هفته است.
یکی از عوامل اجرا نشدن برنامه‌هایی که دانش‌آموزان‌ و داوطلبان کنکور برای خودشون تنظیم میکنن اینه که برنامه‌ رو ساعت به ساعت و روز به روز تنظیم میکنن. یعنی واحد زمانی برنامه‌ریزی رو یک ساعت یا یک روز در نظر میگیرن. توی زندگی واقعی ما، استثناهای زیادی وجود دارن که سبب میشن ما نتونیم هر روز در یک ساعت معین همون کاری رو که میخواییم انجام بدیم؛ این استثناها برای دانش‌آموزان به مراتب بیشتر از فارغ‌التحصیلان هستن. وقتی که برنامه به دلیل همین استثناها اجرا نشه، برای همیشه روی کاغذ میمونه. ممکنه ما به دلیلی نتونیم در یک روز تمام کارای مورد نظرمون رو انجام بدیم و شاید اصلاً به دلایلی نتونیم در اون روز درس بخونیم؛ ولی میتونیم این ضعف رو در روزهای بعد جبران کنیم.
البته دلایل دیگه ای برای انتخاب واحد زمانی یک هفته هم وجود داره.
اگه ما رفتار خودمونو در طول یک هفته بررسی کنیم، بهتر میتونیم به عدم تعادل هایی که در کارهای خودمون وجود داره پی ببریم و افراط و تفریط ها رو در کار خود بشناسیم.
وقتی ساعات مطالعه دروس مختلف رو در طول هفته جمع میکنیم، تازه متوجه میشیم که آیا درسی رو بیش از اندازه لازم مطالعه کردیم یا نه؟!
هر کسی اگه به حال خودش رها بشه، کاری رو انجام میده که به اون علاقه داره و موقع درس خوندن عملاً به مطالعه درسی میپردازه که در اون موفق‌تر و در اون نمره بهتری کسب کرده.
اما واضحه کاری که ما بهش علاقه بیشتری داریم، لزوماً همون کاری نیست که برای اهداف آموزشی ما مناسب‌تره.
زمانی که کار خودمون رو روز به روز بررسی می‌کنیم متوجه یک جانبه نگری ها و و اشکالات کلی کارمون نمیشیم.
علت اینکه ساعات مطالعه روزانه خودمون رو بیشتر از مقدار واقعی اون حدس میزنیم اینه که توی ذهنمون فقط به روزایی که خوب درس خوندیم توجه میکنیم و در نظر نمیگیریم که در بعضی روزا یا اصلاً درس نخوندیم یا خیلی کم درس خوندیم.
وقتی ساعات مطالعه روزای مختلف رو با هم جمع کنیم و اونا رو بر عدد هفت تقسیم کنیم، متوسط ساعاتی که در روز مطالعه کردیم به دست میاد. در این صورت متوجه میشیم که این عدد با اون چیزی که ابتدا تصور میکردیم تفاوت زیادی داره و این یعنی واقعیت امر.
پس مقیاس زمانی یک هفته سه مزیت داره:
1. امکان ارزیابی واقعی از کار خودمون رو به دست میاریم.
2. تعادل ها و عدم تعادل های کار خودمون رو میشناسیم.
3. با تقسیم مجموع ساعات مطالعه هفتگی بر عدد 7، میانگین واقعی ساعات مطالعه روزانه خودمون رو تشخیص میدیم.


ویژگی چهارم: در این روش برنامه ریزی، اصلی ترین نقش رو خود شخص دانش‌آموز یا داوطلب کنکور یا دانشجو داره.
برنامه ریزی خودمون رو خودمون باید انجام بدیم.
به این دو نکته دقت کنید:
اولاً هیچکس به اندازه ما دلسوز و نگران سرنوشت ما نیست.
دوماً هیچکس به اندازه ما از جزئیات کارمون آگاه نیست.
بنابراین هیچ کس نمیتونه به خوبی و دقت خودِ ما برامون برنامه‌ریزی کنه.


ویژگی پنجم: ما باید با خودمون رقابت کنیم.
رقیب اصلی ما واقعاً کیه؟!
درسته که صدها هزار نفر در کنکور شرکت میکنن، چندین نفر توی مدرسه یا ناحیه یا شهر و استان هستن که دارن تلاش میکنن نفر اول بشن؛ اما رقیب ما دیگران نیستن، رقیب اصلی ما خودمون هستیم. ما در طول سال جاری باید با خودمون مسابقه بدیم. هر روز و هر هفته ما باید از روز و هفته قبل بهتر و موفق‌تر باشه. 
بیایید به این سؤال خیلی خوب فکر کنیم:
در سال گذشته از چند درصد ظرفیت و تواناییمون استفاده کردیم؟!
ده درصد؟ بیست درصد؟ پنجاه درصد؟ یا نود درصد؟
متأسفانه بخش قابل توجهی از توانایی‌های ما به هدر میره و ما بدون اینکه به این موضوع توجه کنیم، در پی رقابت و مسابقه با دیگران هستیم.
باید به خودمون تأکید کنیم که سالمترین، صریح‌ترین و مؤثرترین نوع رقابت، رقابت انسان با خود اوست. باید دائماً تلاش کنیم، قابلیت‌ها و توانایی‌های خود را بیشتر و بیشتر کنیم.
این روش برنامه ریزی به گونه ای هستش که به ما امکان میده دائماً با خودمون رقابت کنیم و رکوردهایی رو که در مسابقه با خودمون به دست میاریم ثبت کنیم. اگه ما بدونیم این هفته چند ساعت مطالعه کردیم، حتماً در هفته آینده تلاش خواهیم کرد ساعات بیشتری درس بخونیم یا اینکه عميق‌تر و مؤثرتر مطالعه کنیم.
پس یادمون باشه:
اصلی‌ترین و سالم‌ترین مسابقه و مؤثرترین نوع رقابت، رقابت با خود است.
#3
آشنایی با جدول برنامه ریزی

[تصویر:  20210126_163752.jpg]

جدول مطالعات روزانه تعدادی ستون عمودی و تعدادی ردیف افقی داره. ستون‌های عمودی جدول مربوط به روزهای هفته هستند. هر جدول 13 ستون داره.
توی خونه های ستون اول نام درس ها نوشته میشه و از ستون دوم به بعد هر کدوم مربوط به یکی از این امور میشن: ساعات پیشبینی شده، روزهای هفته، جمع تفکیکی، جمع کل، ساعات معلم و کلاس و تراز آزمون( این قسمت برای داوطلبان کنکوری که توی آزمون ها شرکت میکنن در نظر گرفته شده) برای هر درس و یکی از ردیف های مربوط به دروس مختلف رشته مربوطه هست.
همچنین ابتدائاً چهار ردیف برای دروس عمومی گذاشته شده و ردیف های بعد برای دروس اختصاصی در نظر گرفته شدن. در انتهای این ردیف ها، ردیف جمع کل اومده و بعد از اون ردیف ساعت خواب در شبانه روز و سپس ردیف تلویزیون و ردیف فوق برنامه قرار گرفتن.

فعالیتهای فوق برنامه: اگه ما فعالیت فوق‌برنامه ای رو علاوه بر مطالعه درسی و کنکور اجرا میکنیم، مثلاً کلاس زبان میریم یا اینکه یه فعالیت ورزشی یا هنری رو به صورت مستمر یا حرفه ای دنبال میکنیم، بهتره توی این ردیف قرار بگیرن.
توصیه میشه که بچه‌های کنکوری که در حال آماده سازی خودشون برای کنکور هستن، فعالیت های فوق برنامه رو به حداقل برسونن. مثلاً میتونن کلاس زبان رو به روزای بعد از کنکور موکول کنن یا اگه به صورت حرفه ای فعالیت هنری رو دنبال میکنن یا ورزش میکنن، سعی کنن این فعاليت‌هاي خودشون رو کاهش بدن و به چهار یا پنج ساعت در طول هفته اکتفا کنن. 

تلویزیون: بهتره که علاوه بر کاهش ساعات فعالیت های فوق برنامه، ساعات تماشای تلویزیون رو هم به شدت کم کنیم.
خوبه در طول هفته حداکثر سه برنامه انتخاب کنیم و فقط به تماشای این سه برنامه بپردازیم.
متأسفانه خیلیا هستن که در برابر تلویزیون اراده خودشون رو از دست میدن و مثل کسایی که هیپنوتیزم شده باشن، گاهی اوقات ساعتها روبروی صفحه تلویزیون میخ کوب میشن و حتی تماشای برنامه های باغبونی و آشپزی و راز بقا و سریال های تکراری رو هم از دست نمیدن.
علاوه بر این، گوش دادن به اخبار هم خیلی توصیه نمیشه چون باعث مشوش شدن ذهن آدم میشه.
فکرشو بکنید یه نوجوون یا یه جوون با یه ذهن پرسشگر، خودشو در دریای متلاطمی از اخبار اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و اجتماعی غرق کنه؛ چطوری میخواد ذهن صافی داشته باشه و روی درسش تمرکز کنه؟!

خواب: ساعات متعادل برای خواب روزی 6 تا 8 ساعته. دلیلی نداره ساعات خواب خودمون رو از 6 ساعت کمتر کنیم. خیلی از افراد بدون اینکه از اوقات بیداری به خوبی استفاده کنن، فکر میکنن برای کسب نتیجه مطلوب باید از ساعات خواب خودشون بکاهند.
ضمناً، خوابیدن بیش از 8 ساعت هم توصیه نمیشه.
اگه ظهرها خسته هستیم و یه استراحت کوتاه مدت داشته باشیم و بخوابیم اشکالی نداره؛ مشروط به اینکه زودتر باید بیدار بشیم و خواب کوتاه مدت به یک خواب زمستونی تبدیل نشه.
حداکثر نیم ساعت تا سه ربع خواب نیمروزی مناسبه. 
البته پر کردن این ردیف اختیاریه و اگه کسی دوست داشت که روی برنامه خوابش هم کار کنه میتونه اینجا ساعات خوابش رو بنویسه.
 سپاس شده توسط
#4
شروع و پایان هفته: 

شروع هر هفته رو روز شنبه در نظر می‌گیریم و پایان هفته رو روز جمعه. حالا این سؤال پیش میاد که هفته اول رو از چه روزی شروع کنیم؟! شنبه هفته بعد؟!
جواب منفیه
تکمیل جدول رو باید از همین امروز شروع کنیم. حتی یک روز رو هم نباید از دست بدیم. اگه امروز سه‌شنبه ست،پس هفته اول برنامه ریزی ما چهار روز داره. سه‌شنبه، چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه.
هیچوقت نباید شروع کار رو به تعویق بندازیم.
بارها تجربه کردیم که اگه کاری رو به عقب انداختیم تا بعداً سر فرصت و وقتی که خوب آماده شدیم اون رو انجام بدیم، این آمادگی کامل هیچوقت فرا نرسیده. بنابراین تکمیل جدول رو از همین امروز شروع میکنیم، خواه امروز شنبه باشه یا پنجشنبه.
برای بچه‌های کنکوری، ترتیب نوشتن دروس ستون اول رو به صورت زیر برای گروه های مختلف در نظر میگیریم. 


#رشته_ریاضی
. ادبیات
. عربی
. قرآن و معارف
. زبان انگلیسی
. حساب دیفرانسیل*1
. ریاضیات گسسته*2
. تحلیلی و جبر خطی
. فیزیک
. شیمی
. هندسه دو
*1. ساعات مطالعه درس حسابان رو هم در همین ردیف بنویسید.
*2. ساعت مطالعه جبر و احتمال رو هم در همین ردیف بنویسید.


#رشته_تجربی
. ادبیات
. عربی
‌. قرآن و معارف
. زبان انگلیسی
. ریاضیات
. فیزیک
. شیمی
. زیست شناسی
. زمین شناسی


#رشته_انسانی
. ادبیات *1
. عربی*1
. قرآن و معارف
. زبان انگلیسی
. ریاضیات*2
. اقتصاد
. فلسفه و منطق
. روانشناسی 
. علوم اجتماعی و فرهنگ
. تاریخ و جغرافیا
*1. در رشته انسانی منظور از عربی و ادبیات، کتاب های عمومی و اختصاصی این درسه.
2*. منظور از ریاضیات، کتاب های ریاضی 1 تا 4 و ریاضیات پایه ست.
 سپاس شده توسط
#5
چطوری جدول رو تکمیل کنیم؟


باید توجه کنیم که توی این جدول، کارهایی که قراره بعداً انجام بدیم رو نباید بنویسیم، بلکه ساعت مطالعه مون رو بعد از اینکه مطالعه تمام شد، بنویسیم.
فرض کنید امروز سه‌شنبه ست و ما میخواییم ستون مربوط به روز سه‌شنبه رو تکمیل کنیم. باز هم فرض کنیم امروز ما نیم ساعت ادبیات، یک ساعت فیزیک و دو ساعت زمین شناسی مطالعه کردیم؛ همین اعداد رو در خانه های مربوط به این دروس توی ستون روز سه‌شنبه مینویسیم.

[تصویر:  20210126_185146.jpg]



. جمع ساعات مطالعه هر روز رو حتماً باید در پایان همون روز محاسبه و در انتهای ستون بنویسیم.
اگه این جمع رو در همون روز ننویسیم، ارزش کارمون از بین میره. ما هر روز حتماً باید بدونیم روز قبل چند ساعت مطالعه کردیم، تا در روز بعد تلاش کنیم کیفیت و کمیت کارمون بهتر بشه.
نوشتن تعداد ساعات مطالعه بدون اینکه جمع روزانه اونها معلوم باشه انگیزه ایجاد نمیکنه. باید بدونیم روز قبل مجموعاً چند ساعت درس خوندیم تا روز بعد انگیزه بیشتری برای افزایش ساعات مطالعه داشته باشیم.


. لازم نیست تمام خانه های مربوط به دروس مختلف در هر روز پر بشه؛ چون به احتمال خیلی زیاد ما نتونیم همه دروس رو در یک روز مطالعه کنیم.


. ساعات شروع یا پایان مطالعه رو لازم نیست بنویسیم
مهم نیست که درس شیمی رو صبح خوندیم یا بعد از ظهر یا نیمه شب؛ اطلاعات باید خلاصه و گویا باشه و با یک نگاه به جدول بشه تمام نکاتی رو که لازمه تشخیص داد.


. حداکثر میزان دقت و تقریب در محاسبه ساعات هر درس یک ربع است.
به جای 2 ساعت و 27 دقیقه باید بنویسیم 2.5(دو ساعت و نیم) و به جای یک ساعت و هفده دقیقه بنویسیم  1/4 1(یک و یک چهارم ساعت)


. مقصود از ساعات مطالعه، ساعاتی هستند که خودمون به تنهایی مطالعه میکنیم.
ساعاتی رو که به کلاس میریم یا احیاناً معلم خصوصی داریم نباید جزء ساعات مطالعه خودمون به حساب بیاریم، اما اگه با دوستمون بعضی دروس مثل ریاضی یا فیزیک رو مشترکاً میخونیم، این ساعات رو جزء ساعات مطالعه خودمون محسوب میکنیم.


. ساعات معلم و کلاس
ساعاتی رو که در هفته برای هر درس به کلاس کنکور رفتیم یا معلم خصوصی داشتیم، در ستون آخر ثبت میکنیم. این کار رو هر بار و در پایان هفته انجام میدیم. اما اگه دانش آموز یا دانشجو هستیم، ساعاتی رو که به مدرسه یا دانشگاه میریم در هیچ یک از خانه های جدول یادداشت نمی‌کنیم. فقط در ابتدای سال یا ترم ساعات شروع و پایان کلاس های مدرسه یا دانشگاه رو در یک برگه مینویسیم و اگر در اواسط سال یا ترم تغییری در زمان شروع و پایان کلاس ها ایجاد شد، اون رو هم در یک برگه ذکر میکنیم.


. زمان مطالعه رو چطوری محاسبه کنیم؟!
زمان مطالعه هر درس از لحظه ای شروع میشه که ما کتاب رو باز میکنیم و زمانی تموم میشه که کتاب رو میبندیم. اگه اواسط مطالعه تلفن زنگ زد یا برای خرید نون رفتیم بیرون و هر کار دیگه ای غیر از مطالعه انجام دادیم، این زمان رو از ساعت مطالعه مون کم کنیم، اما اگه در حین مطالعه متوجه شدیم که در عالم رویا به سر می‌بریم و حواسمون پرت شده دیگه نمیتونیم دوره حواس پرتی و پرش ذهن رو از زمان مطالعه کم کنیم چرا که این مدت به طور دقیق قابل محاسبه نیست. پس منظور از مطالعه تعداد ساعاتیه که کتاب رو باز کردیم و در حال مطالعه هستیم، خواه تمرکز حواس داشته باشیم و خواه نداشته باشیم.
البته برای حل مشکل خیالپردازی موقع مطالعه این راهکار رو میشه به کار برد:
به ازای هر 45 دقیقه تا یک ساعت باید به خودمون یک استراحت 10 تا 15 دقیقه ای بدیم و در طول این استراحت آزادیم هر چقدر که دلمون میخواد خیالپردازی کنیم، این کمکمون میکنه موقع مطالعه میزان خیالپردازی رو کمتر کنیم و مطالعه مفیدتری داشته باشیم.


. اگه روزی درس نخوندیم تکلیفمون با جدول چیه؟!
یه خودکار قرمز برمیداریم و در خانه جمع همون روزی که درس نخوندیم، یه صفر بزرگ مینویسیم و در دو طرف اون دوتا خط تیره میکشیم؛ اینجوری(-0-)! اگه فردا هم درس نخوندیم باز یه صفر بزرگ دیگه به رنگ قرمز میکشیم. اگه روز بعد هم درس نخوندنمون تکرار شد باز هم همین صفر رو مینویسیم.
این صفر های بزرگ و قرمز باید وقتی بعد از یک ماه که این جدول ها رو ورق بزنیم مثل پتک روی سرمون بیفتن!
البته این نکته خیلی مهمه که این صفرها برای کمک کردن به ما، برای مواجهه با واقعیت هستند؛ وقتی کلی صفر قرمز میبینیم طبیعتاً این حس درونمون به وجود میاد که باید یه کاری کنیم؛ البته هستند کسایی که وقتی با این صحنه مواجه میشن سعی میکنن بیخیال مطالعه بشن، اما آیا این درسته؟ اگه واقعاً درس خون نیستیم و از پیشرفت ناامیدیم، به جای معدوم کردن این جدول ها بهتره گام اول رو برداریم. از روزی یک ساعت شروع کنیم؛ میگید برای شروع زیاده؟! خب از نیم ساعت شروع کنید! چه فرقی داره از چه تایم مطالعه ای شروع کنیم وقتی میدونیم که این تایم قراره به کمک برنامه ای که خودمون برای خودمون بچینیم چندین برابر بشه؟! درسته، ما قراره به حداکثر تایم مطالعه برسیم تا در مدرسه یا کنکوری یا دانشگاه یا شغلمون موفق باشیم و بهترین نتیجه رو کسب کنیم.
#6
. در پایان هفته


در پایان هفته جمع ساعات مطالعه هر درس رو در ردیف مربوط به همون درس در ستون جمع کل مینویسیم. به این ترتیب معلوم میشه که در طول هفته چند ساعت ادبیات، چند ساعت عربی و چند ساعت دروس دیگه رو مطالعه کردیم. سپس اعداد همین ستون رو با هم جمع میکنیم و در خانه تقاطع دو جمع کل، عدد جمع کل رو مینویسیم. جمع ساعات مختلف مشخص میکنه که ما در طول هفته چند ساعت درس خوندیم. البته اگه میتونیم ساعت مطالعه روزای هفته از شنبه تا جمعه رو با هم جمع بکنیم باز هم به همین عدد خواهیم رسید.

[تصویر:  20210126_184542.jpg]


جمع ساعات مطالعه هفته قبل عددیه که هر هفته باید به خاطر داشته باشیم تا هفته بعد بهتر کار کنیم. ابتدا میانگین ساعات مطالعه هفته رو بدست میاریم. برای این کار باید مجموع ساعات مطالعه هر هفته رو بر عدد هفت یعنی تعداد روزای هفته تقسیم میکنیم.
در پایان صفحه هم سه تا نمودار دایره ای رو میبینیم. اولین دایره سمت راست مربوط به درصد مطالعه دروس عمومی، دایره دوم درصد کارکرد تشریحی و دایره سوم درصد کلاس و معلم هستش که باید اونا رو در پایان هفته با توجه به مسائل گفته شده، هاشور بزنیم، این کار کمکمون میکنه تا آخر هفته، با یه نگاه کمیت و کیفیت کارمون رو متوجه بشیم.


خط نقطه چین، ساعات مطالعه تشریحی و تستی رو تفکیک میکنه.
این خط برای دروس عمومی و اختصاصی مفهوم متفاوتی داره.
ردیف مقابل هر درس با یه خط نقطه چین به دو قسمت تقسیم شده تا به این ترتیب تشخیص بدیم که چه زمانی رو صرف کار پایه ای و مفهومی و چیه زمانی رو صرف کار تستی میکنیم و به نوعی زمانهایی رو که صرف مراحل پنجگانه مطالعه(یعنی ادراک، تثبیت، تسلط، ارزیابی و جمعبندی) میکنیم از هم تفکیک کنیم. یکی از عواملی که سبب میشه خیلی از افراد از مطالعه خودشون نتیجه مطلوبی نگیرن اینه که این مراحل پنجگانه رو به خوبی اجرا نمیکنن و یه سری یا به کار تشریحی یا کار تستی می‌پردازند. البته بدیهیه که ما نمیتونیم هر ردیف رو به پنج قسمت تقسیم کنیم ولی همین حد مشخص خواهد کرد که آیا شیوه تقسیم وقت ما در مطالعه هر درس صحیحه یا خیر؟.


خط نقطه چین در دروس اختصاصی: در قسمت بالای خط نقطه چین باید ساعات مطالعه درس و حل تمرینها و مسائل تشریحی رو بنویسیم و در قسمت پایین این خط زمان هایی رو که صرف تست زدن کردیم یادداشت کنیم.

مثال: درس ریاضیات_ ساعاتی رو که صرف حل مسائل تشریحی کردیم و ساعاتی رو که صرف مطالعه مفهومی کتاب درسی کردیم در بالای خط نقطه چین یادداشت میکنیم. در پایین خط فقط زمان تست زدن را یادداشت میکنیم.
به عبارتی بالای خط نقطه چین زمان کار تشریحی مینویسیم و در پایین خط نقطه چین زمان کار تستی.



خط نقطه چین در دروس عمومی: در قسمت بالای این خط ساعات مطالعه درس رو مینویسیم و در قسمت پایین خط زمانهایی رو که صرف تمرین و تست کردیم یادداشت میکنیم. البته باید گفت که دروس عمومی مسئله تشریحی ندارن و ضمناً حل تمرین های کتاب درسی یا کتاب کمک آموزشی رو هم میتونیم از نوع تمرین تست در نظر بگیریم.

مثال: درس ادبیات_ در بالای خط، زمان مطالعه درس رو از روی کتاب درسی یا جزوه یا کتب کمک آموزشی مینویسیم و در پایین خط زمان پاسخ به تمرینهای کتاب یا زمان تست زدن رو یادداشت میکنیم. در اینجا بین تمرین تستی و غیر تستی فرقی نمیذاریم.


جمع تفکیکی
در پایان هفته مجموع ساعات مطالعه تشریحی و تستی خودمون رو به طور جداگونه در هر درس جمع میزنیم و در ستون جمع تفکیکی مینویسیم. در بالای خط نقطه چین مجموع ساعات تشریحی رو برای هر درس مینویسیم و در پایین خط مجموع ساعات مطالعه تستی رو مینویسیم.
هدف از تفکیک ساعات مطالعه تشریحی و تستی اینه که ما به طور متعادل مطالعه خودمون رو تنظیم کنیم و به طور بی رویه و یکجانبه فقط به صورت تستی یا فقط یه صورت تشریحی کار نکنیم. البته این نکته هم مهمه که اولویت با مطالعه مفهومی و تشریحیه.


نمودارهای دایره ای
خیلیا هستن که درس میخونن، زیاد هم میخونن ولی روش مطالعه شون صحیح نیست. آیا میدونید روش مطالعه کدومه و چطوری میشه تشخیص داد که شخص با روش درست یا نادرست مطالعه میکنه؟! یکی از مهم‌ترین شاخص هایی که نشون میده ما با روش صحیح مطالعه کردیم یا خیر، رعایت تعادل در مطالعه ست. خط های نقطه چین کمک میکنه تا تعادل و عدم تعادل خودمون رو در مطالعه تشریحی و تستی تشخصی بدیم اما نمودارها بهتر از مقایسه عددی واقعیت رو در ذهنمون مجسم میکنن.
بنابراین سه نمودار دایره ای رو در پایین جدول میبینیم.

. نمودار دایره‌ای اول: توی این دایره مشخص میکنیم که چند درصد از زمان مطالعه خودمون رو صرف کلاس و معلم کردیم. در واقع می‌بایست ما زمان قابل قبولی رو برای مطالعه فردی خودمون ذخیره کنیم.

مجموع ساعات معلم و کلاس
__________________________
مجموع ساعات مطالعه

. نمودار دایره ای دوم: در دایره دوم فقط درصد ساعات مطالعه تشریحی رو مشخص میکنیم. این نسبت رو بعد از جمع زدن ساعاتی که در بالای خط نقطه چین نوشتیم و به کمک تقسیم زیر به دست میاریم.

ساعات مطالعه تشریحی
____________________
مجموع ساعات مطالعه


. نمودار دایره ای سوم: در دایره سوم درصد ساعاتی رو که صرف مطالعه دروس عمومی کردیم رو مشخص میکنیم. همیشه باید تعادل بین ساعات مطالعه دروس عمومی و اختصاصی رو بررسی کنیم. به ویژه داوطلبان رشته ریاضی که معمولاً به دروس عمومی بی اعتنایی میکنن و از همین بابت هم توی کنکور لطمه میخورن. درصد ساعات مطالعه دروس عمومی رو هم از رابطه زیر بدست میاریم.

ساعات مطالعه دروس عمومی
_________________________
مجموع ساعات مطالعه


مثال: ساعات مطالعه یه داوطلب رشته تجربی در پایان هفته به شرح زیره:

ادبیات= 6 ساعت / عربی= 9 ساعت
قرآن و معارف= 3 ساعت/ زبان انگلیسی= 4 ساعت
_________________________________________
مجموع ساعات مطالعه دروس عمومی= 22 ساعت



ریاضیات= 8 ساعت/ فیزیک= 4 ساعت
زیست شناسی= 10 ساعت
شیمی= 4 ساعات/ زمین شناسی= 2 ساعت
______________________________________
مجموع ساعات دروس اختصاصی=28 ساعت
مجموع ساعات مطالعه  50=22+28


                             ساعات مطالعه دروس عمومی
%44= 22/50=  ________________________
                                مجموع ساعات مطالعه 


بنابراین، نمودار دایره ای رو از بازه 0% تا فاصله بین بازه 40% و 45%(که این خودش بین 40 و 50 به صورت یه خط کوچیک قرار گرفته) هاشور زده میشه.




فایل PDF جدول برنامه ریزی


میتونید این فایل رو دانلود و چاپش کنید و راحت اطلاعات رو روی برگه ثبت کنید 53
 سپاس شده توسط
#7
صفحه ارزیابی و تصمیم


در صفحه دوم جدول، صفحه ارزیابی و تصمیم رو میبینیم. این صفحه شامل یه قسمته.
1. در بالای صفحه: جدول تصمیمات کوتاه مدت رو تکمیل میکنیم.
2. در وسط صفحه: نکات مثبت و منفی کار خودمون رو مینویسیم.
3. در پایین صفحه: تصمیمات اساسی و راهبردی رو یادداشت میکنیم.


1. جدول تصمیمات کوتاه مدت
این جدول رو فقط وقتی که در حال شروع مطالعه هستیم تکمیل میکنیم، مثلاً هیچگاه هنگام صبح تصمیماتی رو که برای بعد از ناهار یا بعد از شام میگیریم رو نمینویسیم. اگه تصمیمات پا کوتاه مدت باشه اولاً به احتمال زیاد تصمیمات خودمونو اجرا خواهیم کرد و به ترتیب گام به گام اراده مون هم تقویت میشه؛ علاوه بر این نوشتن تصمیمات کوتاه مدت، پرش ذهن و حواس پرتی و فرو رفتن در عالم رویا رو کاهش میده چون میدونیم که زمان مطالعه و برنامه ما محدود و موقتیه و بعد از اون فرصت کافی نخواهیم داشت.
کسایی که دانش آموز هستن و از صبح تا ظهر تو مدرسه یا سر کلاس مجازی هستن، لازم نیست در قسمت اول جدول چیزی بنویسن؛ در عوض میتونن قسمت های "از ناهار تا شام" و "بعد از شام" رو تکمیل کنن. البته در روزهای تعطیل و جمعه اگه تو خونه باشن و خواستن مطالعه کنن میتونن قسمت "از صبح تا ناهار" رو هم پر کنن.

سه نکته مهم:
همینجا خوبه سه تا روش مهم رو در مورد تصمیمات کوتاه مدت با هم بررسی کنیم.
1. باید درس هر روز رو همون روز بخونیم. معمولاً اکثر افراد در هر روز درس های فرداشون رو میخونن، این کار راندمان ما رو به شدت پایین میاره؛ چون در فاصله بین دو کلاس خیلی از مطالبی رو که فهمیدیم رو فراموش میکنیم. منتها انجام این کار به یه اراده محکم نیاز داره. اگه بتونیم این روش رو اجرا کنیم، بازده مطالعه ما به شدت افزایش پیدا میکنه.
2. قبل از شروع هر درس نیت کنیم. مثلاً بگیم: میخوام دو ساعت زیست شناسی بخونم از صفحه 40 تا 55 رو میخونم یا اینکه نیمی از فصل دوم کتاب رو میخونم و یا دو ساعت ریاضیات میخونم و ده مسئله ریاضی رو حل میکنم. این کار هم سبب افزایش تمرکز ما موقع مطالعه میشه و جلوی پرش ذهن و پراکندگی حواس را میگیره. اگه کارمون رو زودتر تموم کردیم میتونیم به خودمون پاداش بدیم و مثلاً یه ربع استراحت کنیم.
3. در بالای صفحات هر کتاب زمان مطالعه رو بنویسیم، تا معلوم بشه، مثلاً یک درس زبان انگلیسی رو در چه زمانی مطالعه میکنیم. اگه این کار رو در طول سال ادامه بدیم بعداً که میخواییم کتاب ها رو دوره کنیم میتونیم زمان های نوشته شده رو جمع کنیم و متوجه بشیم که یک بار دوره کردن کتاب به چه زمانی نیاز داره.
متاسفانه خیلی از افراد در پایان سال و موقع دوره کردن آشفته میشن، چون نمیدونن که هر بار دوره کردن به چه زمانی نیاز داره در صورتیکه اگه از آغاز سال یا ترم، ما زمانهای مطالعه رو بنویسیم یک معیار تقریبی برای مطالعه و دوره مجدد خواهیم داشت.


نکات مثبت و نکات منفی
در وسط صفحه ارزیابی و تصمیم، باید به نکات مثبت کارمون بیشتر از موانع و ضعف‌های خودمون اهمیت بدیم. بهترین راه برای از بین بردن ضعف ها، تقویت نقاط مثبت است. در پایان هفته وقتی کارهای گذشته خودمون رو ارزیابی میکنیم، جنبه های مثبت کار خودمون رو بنویسیم؛ مثلاً بنویسیم این هفته تونستم کمتر از گوشی استفاده کردم، این هفته درس عربی رو که قبلاً نخوندم رو خوب مطالعه کردم، این هفته با تمرکز بیشتری مطالعه کردم، این هفته سر کلاس بیشتر به درس ها گوش کردم، این هفته از اوقات مرده بهتر استفاده کردم، این هفته فیزیک رو مفهومی تر کار کردم، در ریاضیات حد رو خوب فهمیدم، تونستم از اتلاف وقتم بکاهم، تونستم بعضی از تصمیم هام رو اجرا کنم و...


تصمیمات راهبردی
در طول هفته وقتی که فکرمون آزاده، به کارهامون فکر کنین و علل پیشرفت یا درجا زدن خودمون رو در بعضی درس ها مورد توجه قرار بدیم. به ویژه بعد از اینکه امتحان دادیم یا کارنامه آزمون نیمه اومد، نتیجه رو به دقت بررسی کنیم،علت اشتباه هامون رو تحلیل کنیم و نقاط مثبت و منفی کارمون رو ریشه یابی کنیم و بعد از اون برای خودمون راه حل‌هایی مطرح کنیم. ممکنه در این زمینه با یه مشاور یا معلم یا یکی از اعضای خونواده یا دوستان کانونی یا غیر کانونی هم گفتگو کنیم، اگه این گفتگوها به نتیجه یا تصمیم منجر شد، این تصمیم رو هم بنویسیم. مثلاً بنویسیم از این به بعد روزی نیم ساعت زبان کار میکنم، توی درس فیزیک باید مسائل کتاب رو حل کنم و بیشتر مفهومی کار کنم، باید در کلاس بهتر به درس معلم گوش بدم و...
ممکنه تصمیمات ما درست یا اشتباه باشه ولی همینقدر که به طور جدی فکر کنیم و تصمیم بگیریم و تصمیمات خودمون رو بنویسیم، سبب موفقیت ما خواهد شد چون عادت میکنیم که کارامون رو با اندیشه و فکر قبلی انجام بدیم.



فایل PDF صفحه ارزیابی و تصمیم


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان