امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

روش هاي غلبه بر وسوسه هاي شيطاني ( سرپرست: bahar2)

#1
روشهای غلبه بر وسوسه های شیطانی

شیطان و وسوسه هایش همواره بر سر راه هر فرد با ایمانی سبز شده و خودنمایی می کنند. او هر حیله و نیرنگی را سوار می کند تا معتقدین واقعی از راه راست دور شده و نتوانند فرمانبردار خالص و حقیقی باقی بمانند. هیچ کس در برابر وسوسه های شیطان در امان نیست و نمی توان گفت که همه در رویارویی با آنها صد در صد پیروز از میدان خارج می شوند.

اما برخی افراد آنچنان با این وسوسه ها مقابله می کنند که شیطان در مقابل آنها سر فرود می آورد و کمتر اتفاق می افتد که بر آنها استیلا یابد.
در عوض دسته دیگری نیز هستند که به راحتی در مقابل این وسوسه ها اغوا شده و هیچ امیدی به رهایی و نجات آنها وجود ندارد. یک چنین شرایط ناخوشایندی نشئت گرفته از حس نومیدی است. شخص دید وسیع خود را نسبت به تمام مسائل، از دست میدهد و دیگر قادر نیست قدرتی را که خداوند به او عطا کرده، ببیند.

اولین چیزی که این افراد باید به خاطر داشته باشند، این است که خداوند هیچ گاه آنها را به سمت ارتکاب گناه هدایت نمی کند. خداوند قصد دارد تا بندگانش را مورد آزمایش قرار دهد و این مراحل همه و همه برای پاک سازی و تقویت نیروی ایمان آنها طراحی شده. گناه درست زمانیکه اصلا انتظار آنرا ندارید به وقوع می پیوندد و هیچ کس مسئول آن نیست جز شخصی که مرتکب آن می شود.


اگر می خواهید مورد عفو و بخشش الهی قرار بگیرید، باید خود را سرزنش کرده و توبه نمایید. اما متاسفانه ما در عصری زندگی می کنیم که مردم چنین کارهایی را به دست فراموشی سپرده اند و معمولا گناه خود را به گردن جامعه، فشار روحی و یا هر موجود بی نام و نشان دیگری می اندازند. اگر کسی می خواهد که آمرزیده شود باید پیش از هر چیز قبول کند که "من مرتکب گناه شدم." تا زمانیکه به دنبال کسی یا چیزی دیگر باشد که گناه خود را به گردن آن بیندازد، در مقابل فریب ها و وسوسه های شیطانی خلع صلاح خواهد بود.

انسان ها باید به نقش پندهای آسمانی در زمینه فایق آمدن به وسوسه های شیطانی گوش فرا دهند. یک از آموزه های مقدس در این را به این قرار است: "من در قلب خود جهان را جای داده ام و موظفم که در برابر آن مرتکب گناهی نشوم" زمانی که دنیای خداوند به صورت جزء جدا نشدنی قلب شخص با ایمان در می آید، این امر سبب می شود تا سنگرهای فرد در مقابل وسوسه و فریب مستحکم تر گردیده و او برای مقابله با آنها آمادگی بیشتری پیدا کند.


در عبارت بالا شاهد قدرت جهانی در مقایسه با قدرت وسوسه های شیطانی هستیم؛ مطالعه هدفمند و مقدس دست نوشته های مذهبی نیز این امر را ثابت می کند که این عامل از مهمترین پیش نیازهای مقابله با وسوسه و فریب است. قدرت جهانی نه تنها نسبت به تکنیک های مختلف شیطان به ما هشدار می دهد، ما را در مقابله با آنها نیز نیرومند می سازد.


یکی دیگر از راههای کامیابی و غلبه بر وسوسه ها این است که اصلا تا جایی که میتوانیم از آنها اجتناب کنیم. در جاهای مختلف دیده شده که پیامبران متفاوت پیروان خود را از خطر وسوسه آگاه ساخته و از آنها خواسته اند که در گودال چنین نیرنگ ها و فریب هایی نیفتند.

برخی افراد با ایمان واقعی بالاخره به این نتیجه دست پیدا می کنند که وسوسه با گناه فرق دارد، و تنها در این صورت است که شخص قادر می شود بدون متحمل شدن هیچ گونه ضرر و زیانی، وسوسه های شیطانی را به دام انداخته و با آنها به مبارزه برخیزد. رفته رفته این کار به یک سرگرمی آشکار برایش تبدیل می شود؛

هر چه وسوسه ها بیشتر او را غلغلک می دهند او راحت تر آنها را به دام خواهد انداخت. یکی از عبارات حیاتی در این باب به شرح زیر می باشد: "هیچ وسوسه ای به اندازه فریب های رایجی که همه روزه برای تمام افراد بشر اتفاق می افتد، خطرناک نیست؛ خداوند عادل است و هیچ گاه شما را در وسوسه هایی که کنار آمدن با آنها در حد و اندازه هایتان نیست، درگیر نمی کند، راه نجات و رهایی هر یک از وسوسه ها کاملا مشخص است، فقط کافی است که در برابر آن طاقت بیاورید تا راه مناسب را بیاید."

این آیه به این معناست که خداوند هیچ گاه به شیطان آنقدر قدرت نمی دهد که بیش از اندازه عرض اندام کند. میزان وسوسه و راه فرار، به طور انحصاری مربوط به فردی است که در برابر آن قرار می گیرد و چیزی نیست که خارج از حد و اندازه های طبیعی او باشد.

این مطلب که راه فراری وجود دارد و از سوی دیگر نحوه استفاده از آن راه دو مقوله کاملا متفاوت را تشکیل می دهند. اگر کسی از دنیای خدا خارج شود دیگر قادر به مشاهده و تشخیص راه فرار نخواهد بود و به هیچ وجه راههای غیبی بر او آشکار نخواهند شد. اما فرد چه از این راهها استفاده کند، چه نکند، هیچ گاه نمی تواند ادعا کند که وسوسه آنقدر شدید بوده که به راحتی توانسته من را از پای در آورد.

نکته دیگر این است که هیچ دو نفری تحت تاثیر یک وسوسه مشابه قرار نمی گیرند. در حالیکه هیچ دو نفری شبیه به هم آفریده نشده اند، وسوسه ای که هر یک با آن مواجه می شوند، با دیگری متفاوت است. حتی پیامبران نیز در برابر وسوسه های بسیار شدید تری نسبت به ما قرار می گرفتند، اما نیروی ایمان آنها آنقدر قوی بود که با سربلندی هر چه تمام تر آنها را یکی پس از دیگر پشت سر می نهادند.

از سوی دیگر تمام وسوسه ها در هدایت فرد به سمت گناه با یکدیگر مشترک هستند، به همین دلیل می توان از فرمان های مذهبی در این زمینه بهره گرفت. به عنوان مثال اگر بدانیم یکی از افراد هم آیین ما توانسته بر حرص و طمع خود غلبه کند، شاید کسی دیگر نیز به این نتیجه برسد که خودش نیز به راحتی می تواند در زندگی بر آن غلبه کند و وقت آن رسیده که خود را آزمایش کند. انسان ها موضف هستند که به هم نوعان خود برای پیروزی در این راه کمک کنند، این امر صرفا به منزله پاداشی برای خود این افراد محسوب می شود.

برای کسانیکه از گمراهان هستند، هیچ تضمینی وجود ندارد که در مقابل وسوسه ها مورد حمایت قرار بگیرند؛ مگر اینکه از راهی که رفته اند توبه کنند و خداوند را به عنوان یگانه خالق هستی بپذیرند.

اما در مقابل کسانیکه نجات پیدا کنند، نیروی آگاهی جهان به آنها اختصاص داده می شود و از نعمات بی شمار پروردگار برخوردار خواهند شد. بالطبع پیروزی در مقابل وسوسه های شیطانی از آن آنها خواهد شد، حتی در برابر ماهرانه ترین و هوس بر انگز ترین وسوسه ها
______________________________________________________
ويرايش شده توسط ساحل به درخواست سرپرست محترم تاپيك bahar2
_______________________________________________-
#2

دو دشمن انسان ها:
براستي كه انسان براي راهيابي به سعادت و نجات از شقاوت ابدي راهي سخت در پيش رو دارد. اما دشمن انسان تنها ابليس و فرزندان او نيست بلكه خواطر نفساني فيزيكي ديگر از اعداء وجود بشرند. با اين تفاوت كه نفس تنها از يك راه وارد مي شود و شيطان از راههاي مختلف بر انسان غلبه مي كند. از يك راه نشد از راه ديگر. هواي نفساني بعد از گناهي كه انسان مرتكب مي شود به وجود مي آيد. عادت به گناه مي كند نفس لوامه تضعيف مي شود و وسوسه هاي شيطاني قبل از گناه وارد شده و معمولا شروع كننده گناه شيطان است. شيطان كارش را گاهي به صورت تدريجي شروع مي كند و اگر از ابتداء جلو پيشروي او گرفته نشود به گامهاي بعدي مي رسد.

بايد اين را هميشه به ياد داشت كه او قسم ياد كرد كه انسان را اغوا كند همه نوع بشر را جز مخلصين كه شيطان بر آنان تسلطي ندارد. چنانچه پيامبر فرمودند: من شيطانم را مسلم و مطيع و منقاد خود كرده ام. و يا حضرت سليمان شياطين را در قصر به كارهاي سخت مثل نظافت- غواصي- بنايي و غيره واداشت.


نامهاي شيطان و فرزندان او
به طور كلي مي توان شش نام براي شيطان گفت: اول: شيطان- دوم: ابليس- سوم :حارث يا حرث- چهارم: خناس- پنجم: ابامره- ششم: عزازيل (اين نام قبل از طرد شدن و رانده شدن از درگاه احديت جل و علا متعلق به او بوده است.)

فرزندان شيطان كه هر يك نامي دارند و هر يك گروه هاي خود را براي گمراهي نوع بشر هدايت و راهنمايي مي كنند به ترتيب زير هستند.
اول: زوال- براي شركت در نكاح و آميزش حرام
- قفندر: هر كس چهل روز در خانه اش طنبور نوازد و غيرت را از آن خانه ببرد.
- رها: مانع بيدار شدن براي نماز شب
- متكون: به صورتهاي مختلف ظاهر مي شود براي فريب انسانها
- مذهب: به هر شكلي در مي آيد جز پيامبران و امامان عليهم السلام
- ولهان: وسواس هنگام وضو برمي انگيزد
- اعوذ: صاحب زنا
- مبسوط: صاحب دروغ
- خناس: وعده مي دهد و آرزومند مي كند و استغفار را از ياد مي برد.
و خودابليس كه اعمال زشت انسان را در نظرش زيبا جلوه مي دهد.



اندرزهاي شيطان
در روايات آمده كه شيطان تا زمان حضرت يحيي بن زكريا عليهم السلام بر پيامبران وارد مي شده و با آنان سخن مي گفته است و بعد از آن نيامد. بعد از طوفان نوح و نفرين حضرت نوح علي نبينا و آله و عليه السلام كه درخواست كرد هيچ دياري از ستمگران در روي زمين باقي نماند،

شيطان به نزد نوح آمد گفت نوح تو حقي به گردن من داري كه در ازاي آن حق ترا نصيحتي مي كنم، نوح فرمود به خدا پناه مي برم كه حقي بر تو داشته باشم. شيطان گفت، براي مدتي كه اين مومنين فرزنداني بياورند من به استراحت مي پردازم.زيرا آنان مخلصين هستند و اكنون همه كفار هم از دنيا رفته اند. نوح فرمود نصيحتت چيست؟
شيطان گفت: مرا در سه جا ياد كن و بدان در اين سه جا من حتما حضور دارم.
اول: هنگامي كه مرد بيگانه اي با زني بيگانه با هم خلوت كرده اند من سومين آنها هستم.
دوم: هنگام خشم
سوم: به هنگام قضاوت
حضرت موسي علي نبينا و آله و عليه السلام به شيطان فرمود: مرا آگاه كن از گناهي كه چون آدميزاد مرتكب شود بر او مسلط شوي
شيطان گفت: هنگامي كه او از خودش خوشش بيايد و عملش را زياد شمارد و گناهش در نظرش كوچك افتد.

در داستانهايي كه در مورد اغواي شيطان و ياران او آمده است مي بينيم كه شيطان به هيچ عنوان از هلاكت انسان دست نمي كشد و خيلي مواقع بزرگان عابدي مانند برصيصاي عابد كه از راه شهوت و زن او را گمراه كرد. قارون عابد بني اسرائيل كه او را از راه توجه به دنيا و جمع مال گمراه نمود و سامري كه از راه شهرت و توجه مردم به خود، به ضلالت كشاند، و يا عابد بني اسراييل از راه توبه و تقرب بيشتر به حق تعالي او را از راه حق منحرف كرد همه نمايانگر اين مطلب است كه هميشه شيطانها راههايي را انتخاب مي كنند كه ضعف انسان در آن است.



كارهاي شيطان:
- وسوسه: فوسوس اليه الشيطان قال يا آدم هل ادلك علي شجره الخلد (طه 120) بعد از اخراج حضرت آدم از باغ بهشت خداوند از او سؤال مي كند چرا گول شيطان را خوردي آدم عرض مي كند چون او قسم به خدا ياد كرد گمان نمي كردم كسي به خدا قسم ياد كند و دروغ بگويد.
- زينت دادن گناه: لازينن لهم في الارض و لاغوينهم اجمعين (حجر 39)
- دزدي ايمان و خراب كردن عمل- نزغ و فسادانگيزي
- وعده دادن به انسان: «ما كان لي عليكم من سلطان الا ان دعوتكم فاستجبتم لي» (ابراهيم- 22)
- مشاركت در اموال و اولاد: «و مشاركهم في الاموال و الاولاد» (اسراء 65)
- نجواي شيطان كه حواس انسان را به سوي خود جلب مي كند «انما النجوي من الشيطان ليحزن الذين آمنوا (مجادله- 10)
- امر به فحشاء و منكر: دشمني بين مردم با قمار و شراب- هجوم در وقت احتضار

دامهاي شيطان:
شهوات نفساني- لذات دنيوي- عبادت، هواپرستي- زنان (جنسیت و جذابیت های زن ؛ نه خود وجود زن)- دام براي قضا كردن نماز- لذيذ نشان دادن خواب تا نماز فوت شود- تفرقه



گامهاي شيطان

گام اول
: معاشرت و دوستي با آلودگان
گام دوم: شركت در مجالس آنان
گام سوم: فكر گناه
گام چهارم: ارتكاب مصاديق مشكوك و شبهات
گام پنجم: انجام گناهان كوچك
گام ششم: مراحل ارتكاب كبائر و...
مي بينيم كه شيطان گام به گام و مرحله به مرحله پيش مي آيد تا جايي كه به قول حضرت امام محمد باقر عليه السلام هيچ نقطه سفيدي در لوح دل انسان باقي نماند.



راههاي مبارزه
- نماز و صبر: اي كساني كه ايمان داريد به وسيله صبر و نماز كمك بجوييد.
- توبه : مگر كسي كه توبه كند و ايمان آورد و عمل صالح به جاي آورد پس خدا بديهاي آنان را به نيكي تبديل كند كه خداوند آمرزنده مهربان است. (فرقان/ 7)
- انجام عمل نيك : بدرستي كه نيكي ها بديها را از بين مي برد.
- ذكر و ياد خدا «فاذكرواني اذكركم واشكروالي ولاتكفرون»
- توسلات: كه چه كسي مي تواند دستگير انسان شود جز همان هايي كه خداوند براي هدايت بشر و مبارزه با شيطان برايمان فرستاده آن گروه مخلص كه شياطين وجودشان را به تسخير خود درآورده اند.
- تفكر و تعقل: گروه هايي كه به دام شيطان افتاده اند همگي كساني بودند كه از قواي ادراكي خويش و عقل خداداد خود استفاده نكرده اند. «لهم آذان لايسمعون بها و لهم اعين لايبصرون بها و لهم قلوب لايفقهون بها»
در آخر از خداي مي خواهيم كه ما را از شر هواهاي نفساني و نواجس شيطاني در پناه خود ايمن دارد و دست ما را از توسل به ريسمان محكم ولايت، محبت اهل بيت جدا نكند و همواره ما را به ياد خود و با عنايت حضرتش از زمره ابرار و نيكان قرار داده، عاقبت ما را نيكو گرداند و در گروه صالحان و محبان حضرات معصومين عليهم السلام محشور گرداند.
راه بی پایان است گر تو آغاز شوی
#3
سلام یه تاپیک فدیمی پیدا کردم ببینم میتونم راش بندازم یا نه؟

هنگامي كه نوح بر قوم خود نفرين كرد و عذاب الهي فرا رسيد و همه انسانها وموجودات ( جز انها كه در كشتي بودند ) غرق و هلاك شدند ، ابليس نزد نوح امد و گفت : اي نوح تو بر گردن من حق

داري و من مي خواهم به عنوان تشكر از تو، به خاطر خدمتي كه به من كردي كاري انجام دهم . بگو

چگونه جبران كنم ؟ حضرت نوح فرمود: براي من چه ناگوار و بد است كه بر گردن تو حقي داشته

باشم و بخواهي از من تشكر كني . بگو بدانم ان حق چيست ؟ ابليس گفت : تو قوم خود را نفرين

كردي و خداوند همه انها را غرق كرد . اكنون من راحت شدم ، زيرا تا چندين سال ديگر كسي وجود ندارد تا به زحمت بيافتم و او را گمراه كنم .
حضرت نوح گفت : اكنون بگو بدانم كه تو مي خواهي چگونه جبران كني ؟ ابليس گفت :

تا مي تواني مرا در سه مورد ياد كن . در اين سه مورد من به انسان نزديك ميشوم و مي توانم او را

گمراه كنم : 1- هنگام خشم 2- هنگام داوري بين دو نفر 3- هنگامي كه با نا محرمي همكلام

شده اي و شخص ديگري در انجا نيست .
در اين سه مورد اگر لحظه اي از نفوذ من غافل بشوي ، گمراه خواهي شد .



Read more: http://loghman.info/forum/viewtopic.php?...z1Lx4YDtTx
Khansariha (121) آثار هنری به دو دلیل ارزشمندند، اول اینکه توسط استادان به وجود آمده اند. دوم اینکه تعدادشان کم است .شما گنج پر ارزشی هستید، زیرا توسط بزرگترین استاد خلق شده اید و فقط یکی هستید. Khansariha (121)


#4
نمیدونم چرا تاپیک به این مهمی خالیه؟


برای مقابله با وسوسه های شیطانی،
ابتدا باید دشمن را مهار کرد و سپس او را به عقب راند و در گام‏های نهایی او را به اسارت کشید.
در این جهت سیاست‏های اصولی در مبارزه با وسوسه های شیطانی عبارتند از:

1- نگهبانی و مراقبت:

شیطان با جان ما سر و کار دارد. از این رو باید از آن حراست کنیم. راه مراقبت عبارتند از

الف) تقوا پیشگی: قرآن مجید تقوا را لباسی بر اندام جان آدمی می داند که آن را به خوبی می پوشاند و حفظ می کند:
"لباس التّقوی ذلک خیر؛ بهترین جامه تقوا است".(1) امام علی(ع) تقوا را دژی نفوذ ناپذیر می داند که رخنه‏ای در آن ممکن نیست.(2)

ب) کنترل ورود و خروج: زبان، چشم، گوش، فکر و همه اعضا و جوارح، درهای ورودی به قلب اند. پس باید این‏ها را کنترل کرد.

ج) محاسبه: بعد از کنترل نوبت به محاسبه می رسد، یعنی برای جبران ضعف‏ها و برنامه ریزی برای آینده ارزیابی لازم است.



2- واکنش مناسب:
در برابر هر وسوسه‏ای باید واکنش مناسب صورت گیرد.

پیامبر اکرم(ص) می فرماید: "دشمنان تو از جن، ابلیس و سپاهیان او است.

پساگر نزد تو آمد و گفت: فرزند مُرد، به خود بگو: زندگان برای مردن آفریده شده‏اند.
اگر آمد و گفت: مال تو از دست رفت، بگو: ستایش خدای را که می دهد و می گیرد و زکات را از من برد.
اگر آمد و گفت: مردم به تو ستم می کنند، ولی تو ستم نمی کنی بگو: روز قیامت آنان که ستم کردند گرفتارند.
اگر آمد و گفت چه قدر نیکی می کنی، بگو: گناهان من بیش از نیکی‏های من است.
اگر آمد و گفت: چه قدر نماز می گزاری بگو: غفلت من از نمازهایم بیشتر است. ا
گر آمد و گفت: چه قدر بخشش می کنی، بگو آن قدر که می گیرم از آن چه می بخشم زیادتر است.
اگر گفت: چه قدر به تو ستم می کنند بگو: من بیشتر ستم کرده‏ام.
اگر گفت: چه قدر برای خدا کار می کنی، بگو: چه بسیار معصیت‏ها کرده‏ام".(3)


3- استعاذه:

در برابر هجوم وسوسه‏های شیطان، لازم است به پناهگاهی مطمئن پناه ببرید و آن توجه به خدا و یاد او است.
قرآن مجید می فرماید: "اگر از شیطان وسوسه‏ای به تو رسد، به خدا پناه ببر که او شنوای دانا است".(4)


4- مجهز شدن به تجهیزات:

در برابر تهاجم وسیع شیطان، باید در میدان کارزار، همواره مسلح باشیم. برخی از تجهیزات در حدیث پیامبر اکرم(ص) مطرح شده است.
حضرت می فرماید: "آیا شما را آگاه کنم بر کاری که اگر انجام دادید، شیطان از شما فاصله می گیرد، به اندازه فاصله مشرق تا مغرب؟ گفتند: آری.
فرمود: روزه صورت شیطان را سیاه می کند و صدقه، کمرش را می شکند. دوستی برای خدا و کمک برای عمل صالح، پشت او را قطع می کند
و استغفار، بند دلش را می برد".(5)



5- آشنایی با دام‏های شیطان:

برای رهایی از وسوسه های شیطانی باید مواظب دام‏های او بود. یکی از دام‏های خطرناک شیطانی، محبت به دنیا است.
امام علی(ع) می فرماید: "از دنیا حذر کن، زیرا دام شیطان و جایگاه فساد ایمان است".(6)

دام دیگر که از مهم‏ترین ابزار کار شیطان به شمار می رود، هواپرستی است، زیرا تا پایگاهی درون انسان وجود نداشته باشد،

شیطان قدرت بر وسوسه گری ندارد. شیطان خواسته‏های نفسانی انسان را تأیید می کند.
قرآن مجید می فرماید: "تو هرگز بر بندگان من تسلط نخواهی یافت مگر گمراهانی که از تو پیروی می کنند".(7)
بنده خدا تابع هوا و هوس نیست و خواست خدا را مقدّمی دارد.

یکی دیگر از دام‏های شیطان، زنان و غضب است. امام علی(ع) می فرماید: "برای شیطان کمندی بزرگ‏تر از خشم و زنان نیست".(8)

منظور از این سخن، زیر سؤال بردن شخصیت زن نیست، بلکه منظور آن است که از طریق اختلاط با زن و ارتباط نامشروع با وی، و جذابیتی که جنس مخالف دارد،
شیطان مردم را می فریبد، همان گونه که از طریق مال و زینت دنیا که ذاتاً بد نیستند، وارد می شود.



برخی از امور دیگر نیز در مخالفت با وسوسه‏های شیطان مؤثر است:

1- انجام یک سری مستحبات مثلاً همیشه با وضو بودن و زبان را به ذکر مخصوصاً "لا حول و لا قوة الاّ باللَّه العلی العظیم" عادت دادن.

نیز خواندن قرآن در اوقات مختلف.

2- خود را از بیکاری، تنهایی و عوامل وسوسه‏انگیز دور داشتن.

3- ذهن را همواره به امور شریف متوجه ساختن و عادت دادن.

4- مطالعه و تفکر پیوسته پیرامون خدا و قیامت.

5- به طور منظم مثلاً هفتگی به زیارت اهل قبور رفتن و نسبت به عاقبت خود و احوال پس از مرگ اندیشیدن.

6- شرکت کردن در مراسم دینی و فعالیت جدی در مسائل فرهنگی اجتماعی و نماز را با توجه و حال و عاشقانه و با حضور قلب خواندن.





----------------------------------
پی نوشت‏ها:

1. اعراف (7) آیه 26.

2. نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه 157.

3. سفینة البحار، ج 1، ص 100.

4. اعراف (7) آیه 200.

5. سفینة البحار، ج 2، ص 64.

6. غرر الحکم، ج 1، ص 156.

7. حجر ( ) آیه 42.
Khansariha (121) آثار هنری به دو دلیل ارزشمندند، اول اینکه توسط استادان به وجود آمده اند. دوم اینکه تعدادشان کم است .شما گنج پر ارزشی هستید، زیرا توسط بزرگترین استاد خلق شده اید و فقط یکی هستید. Khansariha (121)


#5
ستیز و مجاهده با شیطان كارى مستمر و دایمى است و تا انسان در این عالم زنده است و زندگى مى كند ادامه دارد. و دام هاى شیطان براى انسان هاى با تقوا و داراى كمال و شناخت بیشتر، ظریفتر و پیچیده تر و مخفى تر است. نخستین گام در مبارزه با شیطان این است كه اطاعت از او را به تدریج كم نموده و به آهستگى از شبكه هاى دام او خارج شویم هر چند در این مبارزه ممكن است پاى انسان بلغزد و در مورادى فریب او را بخورد. هر چقدر ارتباط انسان با خداى متعال و معرفت نسبت به او عمیق تر و گسترده تر باشد، تسلط شیطان بر او كمتر است. چنانچه خداى متعال در این مورد مى فرماید: انه لیس له سلطان على الذین آمنوا و على ربهم یتوكلون شیطان تسلطى بر كسانى كه مؤمن بوده و بر پروردگارشان توكل مى كنند ندارد(1) و نیز مى فرماید: ان عبادى لیس لك علیهم سلطان تو (شیطان) بر بندگان خاص من تسلط و نفوذى ندارى(2)
به طور كلى كار شیطان وسوسه كردن است و با پناه بردن دائمى به خداوند و ارتباط پیوسته با او و توسل و ربط با اولیاى الهى (ع) مى توان از این وسوسه ها رها شد و یا آن را به حداقل رسانید و شیطان را تسلیم نمود، چنانچه در روایت داریم كه پیامبر بزرگ اسلام (ص) فرمودند: شیطان من به دست من مؤمن و رام گردید. پس بهترین راه حل، توجه كامل و دایمى به خداوند متعال و اولیائش و خود را در قلعه استوار و نفوذ ناپذیر او و اولیاى پاك او درآوردن و رعایت كامل تقواى الهى كردن است.
براى مبارزه با گناه و هواهاى نفسانى رعایت چند نكته لازم است و از آنجا كه افراد از نظر روحیه و فكر متفاوت هستند برخى از نكات براى بعضى از اشخاص كاربردى تر مى باشد و تشخیص این مطلب با خود شما است.
1 (. كوچك نشمردن هیچ گناهى هرچند به نظر صغیره باشد.
2 (. عزم جدى و آهنین بر ترك معصیت و مراقبت جدى و دائمى نسبت به تمام افعال خود.
3 (. شرط نمودن با خدا مبنى بر ترك معصیت و هم چنین از او استعانت جستن.
4 (. هر گاه فكر گناه و وسوسه آن به ذهن آمد بلافاصله آن را از لوح ذهن خارج كردن و توجه خود رابه خدا و امور شریفه مشغول داشتن.
جدیت و موفقیت در این امر پیروزى بزرگى است و در واقع دفع دشمن شیطان نفس از همان خاكریز اول است.
قرآن مجید در وصف پارسایان مى فرماید: «ان الذین اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذكروا فاذاهم مبصرون؛ پرهیزگاران چون گرفتار وسوسه شیطان شوند هماندم متذكر (یاد خدا) شده و بصیرت یابند»(3)
5 (. مطالعه و تفكر پیرامون عواقب سوئ و وخیم گناه. (در این رابطه مطالعه كتب پیرامون معاد بسیار نافع و لازم است)
6 (. خود را همواره در محضر حق تعالى دانستن و او را به یقین در همه حال مراقب و بیناى به افعال خود نگریستن.
7 (. استمداد از خداوند و دعا و نیایش كه فرمود: «اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود هیچ كدام به فضیلت و تزكیه روى نمى آوردید» (و لو لا فضل الله علیكم و رحمته ما زكى منكم من احد ابدا و لكن الله یزكى من یشاء)(4)
8 (. جایگزین سازى اعمال و عادات نیكو؛ مانند شركت دائمى در نماز جماعت، نماز شب، زیارت اهل قبور و دعا. «ان الحسنات یذهبن السیئات»(5)؛ خوبى ها سرانجام میدان را بر بدى ها تنگ خواهد كرد و آنها را از بین خواهد برد.
9 (. توجه به چهره كریه و زشتى واقعى گناهان.
10 (. براى ترك معاصى لازم است در بسیارى از موارد انسان از مكروهات و چه بسا از برخى مباحات نیز چشم پوشد تا او را به انجام زشتى ها نزدیك نسازند.
11 (. در حد ممكن دورى جستن از مكان ها و شرایطى كه آدمى را به گناه ترغیب مى نماید.
12 (. تقویت اراده از راههاى معقول و مشروع نظیر روزه دارى در ایام خاص (دوشنبه یا پنجشنبه هر هفته).
13 (. محاسبه نفس همه روزه و در صورت رخداد خطا خود را محاكمه و توبیخ نمودن و بلافاصله استغفار كردن.
14 (. مطالعه پیرامون زندگى پارسایان و زاهدان و مطالعه كتب اخلاقى و.
15 (. ذكر و یاد خدا.
عصاره آنچه تا حال مطرح شد ذكر و یاد خداوند است.
ذكر خدا آثار مثبت فراوانى دارد. «ذكر» از آن جهت كه با ذاكر اتحاد
وجودى مى یابد و ذكر خدا با حضور او همراه است، پس ذاكر خود را در مشهد و محضر خدا حاضر مى بیند و از كمال قرب بهره مند مى شود. در نتیجه بر محور حیااز بسیارى از افكار پلید و اخلاق زشت و اعمال نكوهیده احتراز مى كند.
این كه انسان «حیا» را سرلوحه افكار و اعمال خود قرار دهد از مهمترین اهداف تربیتى اسلام شمرده مى شود. خداوند در اولین آیات نازل شده بر پیامبر- صلى الله علیه و آله- روى این اصل تربیتى تاكید بسیار نموده، آنجا كه مى فرماید: آیا انسان نمى داند (و حیا نمى كند) از این كه خدا او را مى بیند؟ (الم یعلم بأن الله یرى)(6)
مومن با این ویژگى در مصاف با اهریمن درون و بیرون كه او را به هوى فرا مى خواند و بساط هوس را را به روى او مى گشاید، (بر آنها) پیروز مى شود به طورى كه براى دفع هر خطر آلودگى به گناه محفوظ مى ماند یا براى رفع گناه مرتكب شده، تائبانه كوشش مى كند. از سوى دیگر شیطان كه عامل نسیان و غفلت از حق است با ذكر خدا رانده مى شود. پس ذكر و یاد خدا یكى از دو اثر مثبت را خواهد داشت: یكى آن كه مانع غفلت است و به اصطلاح جنبه دفع خطر دارد و دیگر آنكه نسیان پدید آمده را به توجه تبدیل مى كند و به تعبیرى جنبه رفع خطر دارد.
نكته مهمى كه درباره ذكر خدا باید مراعات شود استمرار آن است. شیطان هرگز از تعدى نسبت به انسان صرف نظر نمى كند، بنابراین باید عامل دفع یا رفع آن نیز استمرار داشته باشد. از این رو به «ذكر كثیر» امر شده است. «یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا»(7)
یكى از مهمترین نمونه هاى ذكر، تلاوت قرآن است. سعى كنید از هر فرصتى براى این منظور استفاده كرده، آیات قرآن را با توجه به معانى و مفاهیم آن قرائت نمائید. مخصوصا شبها سوره واقعه را بخوانید. در باره فضیلت تلاوت این سوره از پیامبر عظیم الشأن اسلام نقل شده كه فرمود: كسى كه سوره واقعه را بخواند، نوشته مى شود كه این فرد از غافلان نیست.(8)
به قول حافظ (علیه الرحمه):
زاهد ار رندى حافظ نكند فهم چه باك دیو بگریزد از آن قوم كه قرآن خوانند
مطالعه كنید: شهید دستغیب، قیامت و قرآن (تفسیر سوره طور)
پى‏نوشت‏
(1)) نحل، آیه 99)
(2)) اسراء، آیه 65).
(3)) اعراف، آیه 201)
(4)) نور، آیه 21)
(5)) هود، آیه 114)
(6)) علق، آیه 14)
(7)) احزاب، آیه 41)
(8)) تفسیر مجمع البیان، ج 9 ص 212، به نقل از تفسیر نمونه، ج 23 ص 491)
Khansariha (121) آثار هنری به دو دلیل ارزشمندند، اول اینکه توسط استادان به وجود آمده اند. دوم اینکه تعدادشان کم است .شما گنج پر ارزشی هستید، زیرا توسط بزرگترین استاد خلق شده اید و فقط یکی هستید. Khansariha (121)


#6
سلام317

شیطان توی جلد وسواسی


اشاره:

نوشتار پیش رو، به صورت گزینشی به شرح احادیث شیعی می پردازد، بیشتر احادیث این مجموعه توسط مراجع عظام تقلید، آقا مجتبی تهرانی(سخنرانی معظم له در مسجد بازار تهران)، آیت الله مکارم شیرازی و آیت الله مظاهری شرح و بسط یافته اند.

قال الصادق علیه السلام:

مَا مِنْ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَ لِقَلْبِهِ أُذُنَانِ فِی جَوْفِهِ أُذُنٌ یَنْفُثُ فِیهَا الْوَسْوَاسُ الْخَنَّاسُ وَ أُذُنٌ یَنْفُثُ فِیهَا الْمَلَكُ فَیُؤَیِّدُ اللَّهُ الْمُؤْمِنَ بِالْمَلَكِ فَذَلِكَ قَوْلُهُ: «وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْه»1

امام صادق علیه السلام چنین فرمایش کردند:

«هیچ مؤمنی نیست مگر آن كه قلبش دارای دو گوش است: یك گوش كه وسواس خنّاس در آن می‌دمد و گوش دیگر كه فرشته در آن می‌دمد. پس خداوند، مؤمن را با آن فرشته یاری می‌كند و این معنای فرموده‌ی خداوند است: «و آنان را با روحی از جانب خویش یاریشان كرد.»



وسواسی؛ خنّاس خودش

وسواسی، «خنّاسِ» خودش است و مشکل اصلی همین جاست. در میان شیاطین، شیطانی به نام «خنّاس» وجود دارد که کارش فریب دادن انسان به طور غیر مستقیم است؛ یعنی مستقیماً توصیه به گناه نمی‌کند. به عبارت ساده‌تر، زهر را درون کپسول می‌ریزد و آن را به عنوان دارو به خورد انسان می‌دهد. مثلاً به نام تجدّد، به خانم می‌گوید: بی‌حجابی نوعی تمدّن است و حجاب، ارتجاع و تحجّر می‌باشد. و تو باید متمدّن باشی. این روش در مورد افراد وسواسی نیز صدق می‌کند؛ یعنی به نام دین، او را از دین بیرون می‌برد.

این خنّاس انسان را از بیرون، وسوسه می‌کند؛ مانند رفیق بد که آن هم خنّاس انسی است و انصافاً از هر شیطانی بدتر است. این مواد مخدّری که امروزه همه را بدبخت کرده است، معمولاً در اثر رفیق بد است.

خنّاس خارجی، گاهی انسی و گاهی جنّی است. امّا یک خنّاس بدتر از این خنّاس انسی و جنّی وجود دارد و آن خود انسان است که برای خودش شیطان می‌شود. یک مثالی در میان عوام مشهور است که می‌گویند: شیطان توی پوستش رفته است. این مثال مناسبی در مورد انسان وسواسی است که گویا شیطان در پوست او رفته و در وجود او جای گرفته است. خنّاس درونی به جای این که از بیرون به او بگوید: پاک نشد، خودش همان را به خود تلقین می‌کند. و این خیلی زشت است که کسی در باره‌ی دین خودش، خنّاس خود شود.

قرآن کریم در مورد این خنّاس خطاب خیلی تندی دارد. دو سوره‌ی آخر قرآن به «معوذتین» معروف است. سوره‌ی اوّل سوره‌ی فلق است که پروردگار عالم یک مرتبه به ما دستور پناه بردن به خدا داده است، اما در موارد پناه جستن از خداوند چهار مطلب خیلی مهم بیان می‌فرماید:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ وَ مِنْ شَرِّ غاسِقٍ إِذا وَقَبَ وَ مِنْ شَرِّ النَّفَّاثاتِ فِی الْعُقَدِ وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَد

به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان. بگو: «پناه مى‏برم به پروردگار سپیده‌ی صبح، از شرّ تمام آن چه آفریده است؛ و از شرّ هر موجود شرور هنگامى كه شبانه وارد مى‏شود؛ و از شرّ آنها كه با افسون در گره‏ها مى‏دمند و هر تصمیمى را سست مى‏كنند؛ و از شرّ هر حسودى هنگامى كه حسد مى‏ورزد.

امام صادق علیه السلام چنین فرمایش کردند: «هیچ مؤمنی نیست مگر آن كه قلبش دارای دو گوش است: یك گوش كه وسواس خنّاس در آن می‌دمد و گوش دیگر كه فرشته در آن می‌دمد. پس خداوند، مؤمن را با آن فرشته یاری می‌كند و این معنای فرموده‌ی خداوند است: «و آنان را با روحی از جانب خویش یاریشان كرد»

در این سوره‌ یک مرتبه به خداوند پناه می‌بریم، اما از چهار چیز خیلی مهم. امّا در سوره‌ی ناس؛ سه مرتبه به خدا از یک چیز پناه می‌بریم. خداوند می‌فرماید: سه مرتبه پناه ببر از شرّ یک چیز و آن هم چیزی جز خنّاس نیست:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ مَلِكِ النَّاسِ إِلهِ النَّاسِ مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ الَّذی یُوَسْوِسُ فی‏ صُدُورِ النَّاسِ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاس‏

به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان. بگو: «پناه مى‏برم به پروردگار مردم، به مالك و حاكم مردم، به خدا و معبود مردم، از شرّ وسوسه‏گر پنهان‌كار، كه در درون سینه‌ی انسان‌ها وسوسه مى‏كند، خواه از جنّ باشد یا از انسان.

گاهی آن خنّاس انسی یا جنّی، خود انسان است که وسوسه‌گر خود می‌شود و وسواسی این طور است؛ شیطان در پوستش رفته است و از راه عبادت او را بدبخت می‌کند. یک ساعت طول می‌کشد تا یک غسل انجام دهد، در آخر هم آن غسل را قابل قبول نمی‌داند و می‌گوید: نشد. این گونه رفتار او حرام است. یک غسل حداکثر باید پنج دقیقه طول بکشد. وضویی که باید در عرض نیم دقیقه یا یک دقیقه انجام شود، نیم ساعت به طول می‌انجامد. این شیوه‌ای غلط است. هیچ اسلامی، هیچ مرجع تقلیدی نگفته است که ما باید این طور وضو بگیریم.

مرحوم آیة الله مرعشی نجفی! برای این که طریقه‌ی صحیح وضو گرفتن را به دیگران یاد بدهد، گاهی در جلسه وضو می‌گرفت؛ یک قمقمه‌ی آب همراه ایشان بود. آن را بر می‌داشت و یک مشت آب به صورت می‌زد، یک مشت به دست راست و یک مشت هم به دست چپ و مسح سر و پاها را انجام می‌داد و راه می‌افتاد برای نماز. مرجع تقلیدی که هشتاد سال در زمینه‌ی اسلام کار کرده، این طور وضو می‌گیرد.

مابقی بزرگان و مراجع نیز این گونه عمل می‌کردند. گاهی دو سه روز باران می‌آمد. در اینصورت، وسواسی‌ها دیگر یقین پیدا می‌کردند که همه‌ی عالم نجس شده است. استاد بزرگوار ما حضرت آیة الله العظمی بروجردی ! با وجود گِل‌های داخل کوی و برزن که به عبای ایشان می‌چسبید، مقیّد بودند با همان وضعیت نماز بخوانند.

یکی از اساتید بنده بسیار مرد بزرگی بود، امّا وسواسی بود. گاهی در جلساتی که با ایشان داشتم می‌فرمود: شما فقها باید یکی از این دو کار را انجام دهید: یا بگویید تمام عالم نجس است یا بگویید متنجّس چیزی را نجس نمی‌کند.

اما آیة الله بروجردی! مقیّد بودند با همان گِل‌ها نماز بخوانند تا به دیگران بفهمانند در عباداتشان چگونه باشند.

همچنین حضرت امام خمینی! مقیّد بودند با همان عبای گلی به مدرسه‌ی فیضیه بیایند و نماز بخوانند. بزرگان دین - مراجع و غیر مراجع- چنین سیره‌ای داشتند. روش ما هم باید روش عرف متشرّعه مانند روش اهل علم و روش مراجع تقلید باشد، وگر‌نه، باید بدانیم که شیطان در پوستمان رفته است. وسواسی باید بداند که خودش، خنّاس خودش است و این دو سوره‌ی معوذتین را باید مرتّب بخواند. به آیه‌ی مربوط به وسوسه که رسید، بگوید: خدایا، من خودم خنّاس خودم هستم، تو به من رحم کن. البته تنها دعا فایده ندارد،‌ همّت می‌خواهد. باید بی اعتنایی کند و آن چه را که خدا می‌خواهد و مراجع تقلید بیان کرده‌اند، انجام دهد، نه آن چه شیطان درونش می‌گوید.



شکوری - گروه دین و اندیشه تبیان


..................
یا واهب
Khansariha (121) آثار هنری به دو دلیل ارزشمندند، اول اینکه توسط استادان به وجود آمده اند. دوم اینکه تعدادشان کم است .شما گنج پر ارزشی هستید، زیرا توسط بزرگترین استاد خلق شده اید و فقط یکی هستید. Khansariha (121)


#7
بسمه تعالی

سلام


راه غلبه بر شیطان
باید بدانیم که شیطان ، قسم خورده تا همه انسانها را گمراه کند و خداى متعال در قرآن مجید این مطلب را تذکر داده )) (لاغوینهم اجمعین الاعبادک المخلصین((شیطان به خداوند گفت ) به عزت و ذاتت قسم که حتما همه بندگان را گمراه و رسوا مى گردانم مگر بندگان مخلص تو را

و براى غلبه بر شیطان رجیم باید این نکات را بکار بریم:.اول : ذکر خدا را فراموش نکنیم ، خداى متعال مى فرماید: ((و من یعش عن ذکر الرحمن نقیض له شیطانا فهو له قرین )) [sup](59)[/sup](( و هر کسى از یاد خدا روى برگرداند شیطان را برانگیزد تا یار و همنشین وى گردد)).
باز خداوند مى فرماید: ((استحوذ علیهم الشیطان فانسیهم ذکر الله ))
شیطان سخت بر آنان احاطه غلبه کرد پس از ذکر خدا به کلى غافل شدند.
ذکرى که باید خوانده شود:(( لااله الاالله و لاحول و لاقوة الا بالله العلى العظیم )) و صلوات و تسبیح است.

دوم : به خدا پناه بردن است ، خداى متعال در قرآن مجید مى فرماید ((و قل رب اعوذ بک من همزات الشیاطین و اعوذ بک رب ان یحضرون))
اى رسول خدا بگو پروردگار ابتو پناه مى برم از فریب و وسوسه هاى شیاطین و به تو پناه مى برم پروردگارا از اینکه شیاطین (انس و جن ) به مجلسم حاضر شوند.(( قل اعوذ برب الفلق )) اى رسول خدا بگو پناه مى برم به پروردگار شکافنده سپیده روشن .و در جاى دیگر مى فرماید: (( قل اعوذ برب الناس )) : اى رسول خدا بگو پناه مى برم به پروردگار مردم .
پیامبر اکرم (ص ) مى فرماید:((لاتسبو الشیطان و تعوذوا بالله من شرة :)) به شیطان فحش و ناسزا نگوئید بلکه از شر او به خدا پناه ببرید.
حضرت على علیه السلام مى فرماید: هر گاه یکى از شما را شیطان وسوسه کرد، پس باید به خدا پناه ببرد و بگوید: (( امنت بالله و برسوله مخلصاله الدین )) بخدا و رسولش ایمان آوردم و دین را براى خدا خالص نمودم.

سوم : صدقه دادن است که در روایت است که شیطان را اره کرده و مى برد.

چهارم : مبارزه با نفس اماره است ، خداوند متعال مى فرماید: ((و اما من خاف مقام ربه و نهى النفس عن الهوى فان الجنة هى المارى))
و هر کس از مقام ربوبى بترسد و نفس خود را از هوا و هوس باز دارد جایگاه او بهشت است حضرت على علیه السلام مى فرماید((من خالف نفسه فقد غلب الشیطان )) کسى که با نفس خود مبارزه کند بر شیطان غلبه کرده است .
و نیز آن حضرت مى فرماید ((من اتهم نفسه امن خدع الشیطان )) کسى که نفس خود را متهم و مقصر دانست از مکر شیطان آسوده گشت .

پنجم : دنبال علم و عالم رفتن است زیرا نیروى علم مدافع عالم است از شر شیطان .

ششم : خلوت نکردن با زنان نامحرم است ، و به عکس خلوت کردن با زنان نامحرم یکى از بهترین راههاى غلبه شیطان است بر انسان چنانکه شیطان به حضرت نوح و حضرت موسى گفت .

هفتم : نگهداشتن زبان از غیبت ، تهمت ، دروغ ، فحاشى ، ناسزاگویى و...

هشتم : توبه و استغفار.

نهم : تداوم محافظت بر استغفار.

آنکس که زقعر مرگ آگاه بود
حرص و املش زسینه کوتاه بود

توبه نکنى که عمر: بسیار است

رو توبه بکن که مرگ ناگاه بود


دهم : شناخت کار و گفتار شیطان .

یازدهم : دشمن ابلیس لعین و شیطان رجیم بودن .

دوازدهم : دورى از کارهاى شیطان و از شیطان پرستان ، مجالس که شیطان در آن راه دارد نرفتن ، دورى از ویدئو کلوپهاى داراى مفاسد اجتماعى و دورى از مجالس رقص و عرق و ورق و غیره .

سیزدهم : حرص و حسد و کبر را در خود راه ندادن .

چهاردهم : دورى از هر گونه گناه [sup](64)[/sup] نام کتاب : گنجینه جواهر یا کشکول ممتاز
مؤ لف : حاج شیخ مرتضى احمدیان
.....................
یا تواب
Khansariha (121) آثار هنری به دو دلیل ارزشمندند، اول اینکه توسط استادان به وجود آمده اند. دوم اینکه تعدادشان کم است .شما گنج پر ارزشی هستید، زیرا توسط بزرگترین استاد خلق شده اید و فقط یکی هستید. Khansariha (121)


#8
سلام من یک سوال دارم شاید خش ایند شما باشه شاید هم نباشه .اما ایا شیطان به معنای انچه که در ذهن ما هستش وجود خارجی داره یا نه . و ایا فرقی بین شیطان و هوس هست یا نه . منتظر پاسخم و سپاسگذارم که جواب بدید .
#9
سلام303

نصر جان لحظه ای به وجود شیطان شک نکن

شیطان 3 تا برنامه داره

یکیش اینه که به همه تلقین کنه که وجود خارجی نداره پس به همه تلقین میشه که کتب آسمانی همه استغفرلله دروغ هست

در صورتی که شیطان وجود خارجی داره و نفس هم وجود داره

در قران بارها به طور صریح گفته شده در مورد شیطان

بازم اگه سوالی بود در خدمتم

..................
یا ظاهر
Khansariha (121) آثار هنری به دو دلیل ارزشمندند، اول اینکه توسط استادان به وجود آمده اند. دوم اینکه تعدادشان کم است .شما گنج پر ارزشی هستید، زیرا توسط بزرگترین استاد خلق شده اید و فقط یکی هستید. Khansariha (121)


#10
علیرضا جان .منظور من اینه که ایا شیطان که باعث رانده شدن ادم وهوا و خودش از بهشت شد . ایا به جز این کار ماموریتی دیگه هم داشته . بعدش هم چه رابطه ای بین نفس وشیطان وجودداره و همچنین چرا خداوند شیطان رو از بین نبرد که بشر بتونه راحت تر زندگی بکنه و اصلاً شیطان چه خاصیتی داشته که گویا جلوتر بشر هم خلق شده
#11

بله شیطان از جنیان بود از سالها قبل از آدم وجود داشت و 6000 سال خدارو پرستش کرد

و یه جورایی قاطی فرشته ها شده بود

تا اینکه خدا مارو آفرید و به همه گفت که آدم رو سجده کنین همه سجده کردن الا شیطان که ابا و کرد و تکبر کرد

خدا دلیلش رو پرسید و گفت که من از آدم برترم من از آتشمو و انسان از گل بدبو

خدا هم گفت از درگاه من رانده شدی و بیرون برو شیطان به خدا گفت که خدایا انسان باعث امتحان من شد بذار منم باعث امتحانش بشم

به من وقت بده تا روز قیامت خدا که عادل هست گفت باشه بهت مهلت میدم ولی تا وقت معلوم(نه روز قیامت که خیلیها میگن وقت معلوم ظهور امام زمان (عج) هستش)

تا قضیه فریب دادن انسان پیش اومد

بله شیطان و نفس اماره کمک یکدیگرن

پس خدا شیطانو برای آزمایش ما نگه داشته (این برداشت منه)

لا حول و لا قوه الا به الله العلی العظیم

............................
یا دلیل
Khansariha (121) آثار هنری به دو دلیل ارزشمندند، اول اینکه توسط استادان به وجود آمده اند. دوم اینکه تعدادشان کم است .شما گنج پر ارزشی هستید، زیرا توسط بزرگترین استاد خلق شده اید و فقط یکی هستید. Khansariha (121)


#12
سلام
به نظر من وقتی شیطون به آدم گفت اگر این میوه رو بخوری جاودانه میشی. راست گفت
چون اگه انسان روی زمین نمیومد شاید فرصت جاودان موندن و به مراتب بالاتر رسیدن در بهشت رو نداشت!!!
در کل به نظر من خدا همین طوری چیزی رو به آدم نمیده و همیشه دنبال یه بهانه میگرده
شاید بخاطر اینه که آدم چیزی رو که به سختی بدست میاره قدرش رو میدونه و ازش لذت بیشتری میبره
[تصویر:  jangjooyan.png]
[تصویر:  jzcy5kzj9bllv0f34qf.jpg]
آموخته ام كه ...
باخت در يك جنگ كوچك را به قصد برد در يك جنگ بزرگ بپذيرم!
#13
نگاه کنین آقا قدر

انسان در بهشت داشت برای ملائکه اسماء خدارو یاد میداد ما اشرف مخلوقات هستیم

این شیطانو آزار میداد

این حرف که شیطان درست میگه کاملان غلط هست خود آدم هم اون لحظه فهمید که شیطان داره دروغ میگه

چون خداوند متعال به آدم گفت که شیطان دشمن آشکار تو هست سمت اون درخت هم نرو

اون درخت فقط بهونه بود برای آزمایش آدم

شیطان به آدم برای فریب دادنش گفت که من از در دوستی اومدم میدونم که سر قضیه آفرینش از دستم ناراحتی

خدا بهت گفت که نزدیک این درخت نیا نگفت که نخور آدم گفت اولان من تو میشناسم تو دشمن آشکار من هستی

ثانیا برای خوردن باید نزدیک شد پس جواب منفیه

شیطان دید که نمیشه رو به نامردی کرد و گفت که جلال و جبروت خدا قسم که اگه بخوری چیزیت نمیشه

تو قران گفته شده که آدم تا اون لحظه قسم دروغ نشنیده بود ندانستن باعث لغزشش شد

خدا بهش گفت مگه من نگفتم که اون دشمن آشکارته گفتم از اون درخت نخور

ما موقع آفرینش تازه تو نقطه صفر بودیم خدا برامون برنامه ها داشت که سوتی دادیم

الانم ما باید تمام سعیمونو بکنیم تا تو این دنیا به نقطه صفر برسیم

.......................
یا جبار
Khansariha (121) آثار هنری به دو دلیل ارزشمندند، اول اینکه توسط استادان به وجود آمده اند. دوم اینکه تعدادشان کم است .شما گنج پر ارزشی هستید، زیرا توسط بزرگترین استاد خلق شده اید و فقط یکی هستید. Khansariha (121)


#14
توضیحات قشنگی دادی
تاحدی موافقم
اما برداشت من اینه که شما میگید انسان اومده تو این جهان که فقط تاوان کارش رو انجام بده و شما این جهان رو جزو مرحله کمال نمیبینید و میگی هدف از به این دنیا اومدن بازگشت به نقطه صفره
تازه مگه ما سوتی دادیم که حالا بیایم جبران کنیم و برگردیم به نقطه ی اول؟؟؟؟
[تصویر:  jangjooyan.png]
[تصویر:  jzcy5kzj9bllv0f34qf.jpg]
آموخته ام كه ...
باخت در يك جنگ كوچك را به قصد برد در يك جنگ بزرگ بپذيرم!
#15
خیر من چنین چیزی نگفتم گفتم که انسان به واسطه نافرمانی از درگاه خدا رانده شد

چون هدف ما از آفرینش پرستش خدا بود

خدا هم به واسطه کلماتی که به آدم آموخت روش توبه و استغفار رو یاد گرفت و از خدا طلب مغفرت کرد.

خدا هم برای آزمودن آدم وآدمیزاد اونا رو به زمین فرستاد

این دنیا فقط پر است از آزمایش برای ما انسان تا سابت کنین لیاقت بهشت رو داریم یا نه

اگه این جهان جزء مرحله کمال نبود که خدا این همه آیه و نشانهی قدرت خودشو توش نمیذاشت

......................
یا منان
Khansariha (121) آثار هنری به دو دلیل ارزشمندند، اول اینکه توسط استادان به وجود آمده اند. دوم اینکه تعدادشان کم است .شما گنج پر ارزشی هستید، زیرا توسط بزرگترین استاد خلق شده اید و فقط یکی هستید. Khansariha (121)




کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان