امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

غریزه جنسی اعتدال، افراط یا تفریط ؟؟ (راه های کنترل غریزه جنسی)

#31
غریزه جنسی اعتدال ، افراط و یا تفریط ؟(بخش دوم)


2-دیدگاه افراطی (آزادی جنسی)
.
نقطه مقابل دیدگاه تفریطی است با تبلیغات فراوان طرح این دیدگاه زیگموند فروید روانشناس و روان کاو مشهور اتریشی بود .اینان ریشه همه مشکلات اخلاقی و ناهنجاری های اجتماعی را در سر کوبی غریزه جنسی می دانند . دین و مذهب را معلول و محصول امیال سرکوب شده جنسی می دانند .

خلاصه دیدگاه افراطی این است که :
میل جنسی در انسان نسبت به سایر امیال شدیدتر است و مختص بزرگسالی و بلوغ نیست بلکه در طفولیت هم وجود دارد و مذهب و علایق دینی هم به خاطر سرکوب امیال جنسی است که به وجود آمده است و اگر این امیال وجود نداشت یا به نحوی نامناسب سرکوب نمی شد از دین هم خبری نبود . خلاصه همه فعالیت های بشر اعم از مثبت یا منفی ریشه در امیال جنسی دارد
پیروان دیدگاه افراطی توصیه می کنند که عفت را از میان بردارید تا دل ها آرام گیرند و نظم اجتماعی برقرار گردد و آزادی مطلق را اعلام کنید تا بیماری های روانی رخت بر بندد .
فروید و پیروان او سرچشمه بسیاری از بیماری های عصبی و روانی و منشأ بسیاری از نابسامانی های اجتماعی و فرهنگی را در سرکوب غرایز، به ویژه غریزه جنسی دانستند و به زعم خود با استدلال های روان شناسانه و معاینات روانکاوانه نشان دادند که محرومیت های ناشی از سرکوب غریزه جنسی موجب عقده های روانی و عقده های روانی نیز عامل اصلی بروز رذایل اخلاقی است. رذایلی مانند حسادت، ظلم، سوء ظن، گوشه گیری، دروغ، فریبکاری و امثال آن، همگی ریشه در محرومیت های غریزه جنسی دارند

منبع : کتاب ایین زندگی ، اخلاق کاربردی
#32
غریزه جنسی اعتدال ، افراط و یا تفریط ؟(بخش سوم)


به طور کلی، طرفداران این دیدگاه (دیدگاه افراطی) سه استدلال عمده برای اثبات نظریه خود ارائه داده اند:

.
استدلال نخست:
ریشه همه بیماری های روحی و اجتماعی بشر در سرکوب غریزه جنسی و ایجاد محدودیت برای ارضای آن است. در مقابل، را وصول به سعادت و نجات از بیماری های روحی و روانی، ارضای آزادانه غریزه جنسی است؛ بنابراین، باید هر قید و شرطی را از سر راه ارضای غریزه جنسی برداشت.
در پاسخ به این استدلال می توان گفت: اولاً این ادعا که ریشه همه بیماری های روحی و روانی بشر، ایجاد محدودیت های جنسی است، ادعایی بی دلیل است؛ ثانیاً آزادی همه جانبه در ارضای غرایز جنسی نه تنها موجب دستیابی به سعادت و نجات از بیماری های روانی نخواهد شد، که آشفتگی های روحی و روانی شدیدتری را در پی خواهد داشت و رشد این گونه بیماری ها را می توان به وضوح در افراد و جوامعی که در ارضای غریزه جنسی محدودیتی ندارند یا محدودیت های کمتری دارند مشاهده کرد.

.
استدلال دوم:
تجربه نشان داده است که انسان نسبت به چیزی که منع شود، حریص تر می شود؛ بنابراین، ممانعت از ارضای این غریزه، نتیجه ای جز شعله ورتر شدن آتش آن نخواهد داشت. اگر می خواهیم بشر، برای همیشه از وسوسه ها و دغدغه های جنسی رهایی باید، باید او را در ارضای غریزه جنسی اش، کاملاً آزاد گذارده و هرگونه قید و بندی را از پیش روی او برداریم.
.
در پاسخ باید گفت: اولاً پذیرش این اصل که «هرگونه ممنوعیتی حرص آور است و نتیجه عکس می دهد» مستلزم آن است که بسیاری از قوانین و مقررات اجتماعی، از جمله مقررات راهنمایی و رانندگی، که محدودیت ها و محرومیت هایی را برای رفت و آمد وضع می کنند، برچیده شوند؛ زیرا حرص آورند و نتیجه عکس می دهند!
ثانیاً در همان جوامعی که آزادی جنسی وجود دارد، هر چند ممکن است از حیث نگاه به جنس مخالف، ارضا شده و تحت فشار روحی قرار نداشته باشند، اما آمار نشان می دهد که بیشتر جوانان، در همان جوامع، برای ارتباط جنسی، خود را تحت فشار می بینند. نباید از روحیه تنوع طلبی بشر غافل بود. مگر جز این است که در جوامع غربی آمار انحرافات و ناهنجاری های جنسی روز به روز افزایش می یابد.
به تعبیر شهید مطهری اینان میان اشباع غریزه و سرکوب نکردن آن از یک طرف، و آزادی جنسی و رها کردن بی قید و شرط آن از طرف دیگر، خلط کردند. حقیقت آن است که اگر کسی می خواهد غریزه جنسی خود را به درستی اشباع کند، راهی جز عفت و تقوا و پذیرش مقررات الهی ندارد. در سایه تقوای الهی است که می توان از هیجان های بیجا و احساس محرومیت هایی که از این هیجان های بی جا پدید می آید جلوگیری کرد. آنچه لازم است و هرگز نباید از آن غفلت ورزید این است که انسان باید همه غرایز و استعدادهای خدادادی خود را پرورش دهد و نباید هیچ کدام را نادیده گیرد. اما این را هم باید بداند که حد و مرز هر غریزه ای را نگه دارد و هرگز نباید به بهانه پرورش غریزه جنسی، سایر غرایز و قوا و استعدادهای خود را نادیده بگیرد. یکی از تفاوت های انسان با حیوان این است که در بسیاری ازا غرایز و امیال انسان، دو نوع میل ممکن است پدید آید: امیال صادق و امیال کاذب. حالات طبیعی غرایز و امیال را می توان اشباع کرد؛ اما حالات کاذب آنها را هرگز نمی توان ارضا نمود. اشتباه فروید و فرویدیسم این بود که برای جلوگیری از سرکوبی غریزه جنسی، آزادی بی حد و حصر جنسی را پیشنهاد دادند. غافل از اینکه بی نهایت خواهی نیز یکی از امیال و خواسته های فطری انسان است. انسان به گونه ای آفریده شده است که در همه زمینه ها مانند حیوانات ظرفیت محدود و پایان پذیری می داشت، هرگز نیازی به مقررات سیاسی و اقتصادی و جنسی پیدا نمی کرد. از نظر اخلاقی نیز احتیاجی به اخلاق سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و جنسی نداشت. همان ظرفیت محدود طبیعی خود به خود همه مشکلات را حل می کرد. «اما همچمانکه از مقررات و اخلاق محدود کننده در روابط اجتماعی و امور اقتصادی و از عفت و تقوای سیاسی و اجتماعی گریزی نیست، از مقررات و اخلاق محدود کننده جنسی و از عفت و تقوای جنسی نیز گریزی نمی باشد.»
حضرت امام خمینی (ره) درباره نامحدودخواهی قوه شهویه و سیری ناپذیری آن می فرماید:
قوه شهویه در انسان طوری است که اگر زن های یک شهر، به فرض محال، به دست او بیاید، باز متوجه زن های شهر دیگر است؛ و اگر از یک مملکت نصیبش شد، متوجه مملکت دیگر است. و همیشه آنچه ندارد می خواهد. با اینکه اینها که گفته شد فرضی است محال و خیالی است خام، با وجود این تنور شهوت باز فروزان است و انسان به آرزوی خود نرسیده... هرکس منکر است مراجعه به حال خود کند و به حال اهل این عامل از قبیل سلاطین و متمولین و صاحبان قدرت و حشمت، آن وقت خود تصدیق ما را می کند.

.
استدلال سوم:
خالق انسان، غرایز مختلف را بی جهت در نهاد او قرار نداده است و این غرایز را برای ارضا و اشباع در اختیار انسان قرار داده است و نه برای سرکوبی؛ بنابراین ایجاد محدودیت در برابر ارضای غرایز، از جمله غریزه جنسی خلاف هدف آفرینش است.
.
در پاسخ این استدلال نیز باید گفت: اولاً پذیرش این استدلال به معنای هرج و مرج کامل اجتماعی و اخلاقی است. بر اساس این استدلال، اگر سربازی با شنیدن نخسین انفجار و با شلیک شدن نخستین گلوله از میدان نبرد فرار کند و در دادگاه نظامی علت فرار خود را تبعیت از دستور طبیعت و عمل به خواسته غریزه «صیانت از خود» بداند، نه تنها باید دفاعیه از مورد پذیرش هیئت منصفه قرار گیرد؛ بلکه به دلیل عمل به مقتضای غریزه صیانت از خود، باید مورد تشویق دیگران نیز قرار گیرد! و یا کسی که مثلاً در اثر ازدحام جمعیت عصبی می شود، هرگز نباید خشم خود را فرو خورد بلکه باید بلافاصله دستور روان شناسی جدید را به یاد بیاورد و بی گناه ترین عابر را برای اقناع غریزه تجاوزکار خود به باد کتک بگیرد و سایر تماشاچیان نیز هرگز نباید مانع او شوند بلکه به دلیل اینکه بر اساس دستور طبیعت احساسات خود را اقناع کرده است مورد تشویق نیز قرار گیرد.
ثانیاً این سخن که خداوند غرایز را بی جهت به ما نداده است و هرگز نباید هیچ یک از آنها را نادیده گرفت، سخن درستی است اما غرایز انسان منحصر به غریزه جنسی نیست بلکه انسان دارای غرایز و امیال بسیار متعدد و متنوعی است و افزون بر این ارضای همه قوا و آزادی مطلق دادن به همه آنها هرگز امکان ندارد. پس یا باید برخی از آنها را سرکوب کرده و به طور کلی نادیده گرفت که این خلاف حکمت و هدف آفرینش است و یا باید آنها را تعدیل کرده و با ایجاد قیود و شرایطی برای هر کدام، همه آنها را به گونه ای ارضا کرد که اگر بخواهیم رفتاری حکیمانه و مطابق با هدف آفرینش داشته باشیم، به نظر می رسد در برخورد با قوا هیچ راهی جز این نداریم.
منبع : کتاب ایین زندگی ، اخلاق کاربردی
#33
غریزه جنسی اعتدال ، افراط و یا تفریط ؟(بخش چهارم)


3) دیدگاه معتدل (کنترل و تعدیل غریزه جنسی)

.
بر اساس اين ديدگاه نه آزادي مطلق و رها پذيرفته شده است و نه محدوديت و منع هر گونه رابطه، بلكه ارضای غریزه جنسی در يك چهارچوب مشخص تعريف شده است. ديدگاه اسلام ناظر به نگرش سوم (اعتدالي) است. غریزه جنسی از دیدگاه اسلام یکی از بزرگ ترین نعمت های الهی و حکیمانه ترین وسیله ای است که تداوم زندگی بشر و بقای نوع انسانی را تضمین می کند. اسلام نه تنها میان «معنویت» و «بهره مندی از لذات جنسی» منافاتی نمی بیند، بلکه بهره مندی مشروع از این غریزه را شرط تکامل معنوی انسان و یکی از بهترین اسباب و وسایل وصول به سعادت واقعی می داند.


پیامبر اسلام و سایر اولیای دین همواره با رهبانیت و ریاضت های افراطی برای مبارزه با غریزه جنسی و امثال آن مخالفت کرده و به صراحت اعلام داشته اند که «لا رَهبانیةَ فی الاسلام»
روزی سه نفر از زنان مدینه به حضور پیامبر اکرم آمده و از شوهران خود شکایت کردند. یکی گفت: شوهر من گوشت نمی خورد. دیگری گفت: شوهر من از بوی خوش پرهیز می کند. و سومی گفت: شوهرم تمایلی به معاشرت با من ندارد. پیامیر اکرم از شنیدن این سخنان، به شدت ناراحت شد و بی درنگ، در حالی که از شدت خشم ردایش بر زمین کشیده می شد، از خانه به مسجد آمد و بالای منبر رفت و پس از حمد و ستایش خداوند، فرمود: چرا برخی از اصحاب من از خوردن گوشت و استعمال بوی خوش و معاشرت با زنان اجتناب می کنند. همانا من خودم هم گوشت می خورم و هم بوی خوش استعمال می کنم و هم با زنان معاشرت دارم. هر کس از سنت من اعراض کند از من نیست. اصولاً بر اساس آیات قرآن محبت همسران به یکدیگر یکی از نشانه های خداوند است.

همین روحیه رهبانیت و ریاضیت های جنسی در میان برخی از زنان نیز نفوذ کرده بود که ائمه اطهار به شدن با آن مبارزه کردند. گفتگویی که میان امام محمد باقر (ع) و یکی از زنان مسلمان مدافع رهبانیت صورت گرفته خواندنی است. این گفتگو را امام رضا (ع) چنین نقل کرده است: زنی به محضر امام محمد باقر (ع) رسید و عرض کرد: من متبتله هستم.
امام: منظورت از تبتل چیست؟
زن: هرگز قصد ازدواج ندارم و می خواهم به صورت مجرد زندگی کنم.
امام: چرا؟
زن: می خواهم به معنویت و فضیلت دست یابم.
امام: دست از این کارها بردار. اگر تجرد فضیلت بود، فاطمه زهرا (س) سرور زنان عالم، سزاوارتر به این کار بود.
از سوی دیگر،اسلام با دیدگاه فرویدی نیز به شدت مخالف بوده، افسارگسیختگی و بی بند وباری جنسی را به شدت نهی کرده است. اصولاً در اسلام شهوت پرستی و شهوت خواهی به طور مطلق اعم از شهوت جنسی، شهوت مقام، شهوت مال، شهوت شکم و امثال آن، مذموم و منفور است. منطق اسلام این نیست که به صورت نامحدود و بدن هیچ قید و بندی، اجازه فعالیت به غرایز انسانی بدهد. اشاره به مضمون برخی از روایات بسیاری که در این زمینه در مجامع روایی ما وجود داد دیدگاه اسلام را درباره نحوه برخورد با شهوات نفسانی، به ویژه شهوت جنسی به خوبی نشان می دهد:

«پیروی از شهوات، دین را به نابودی می کشاند»
53
«ترک شهوت ها برترین عبادت و زیباترین عادت است»
53
«کسی که بر شهوتش غالب شود، عقلش آشکار می شود»
53
«حکمت و دانش در قلبی که جای شهوت پرستی است ساکن نمی شود»
53
«هنگامی که چشم، مظاهر شهوت را ببیند، عقل از مشاهده عاقبت کار باز می ماند»
53
«از شهوات سرکش بپرهیزید که شما را به ارتکاب انواع گناهان و هجوم بر معاصی می کشاند»
53
«شهوت و غضب، دشمن ترین دشمنان انسان اند؛ کسی که بر این دو دشمن غلبه کند و آنها را تحت تسلط خود درآورد، به هدف خواهد رسید»
53
«بردگی شهوت بدترین بردگی ها و خوارترین اسارت هاست. کسی که در چنگال های بی رحم و سیری ناپذیر شهوت گرفتار شود راهی برای نجات و رهایی ندارد»
53
به هر حال شهوت پرستی و شهوت رانی بدترین آفت معنویت و سیر و سلوک الهی است.



بنابراین از دیدگاه اسلام قوای شهوانی و مخصوصاً غریزه جنسی نه علت تامه شقاوت است و نه علت تامه سعادت، بلکه خوب یا بند بودن آنها از نظر اخلاقی بستگی به نوع رفتار ما با آنها دارد. باز هم در اینجا، به سخن حکیمانه امام خمینی (ره) توجه کنید که در این باره می فرماید:
بدان که قوه شهوت از قوای شریفه ای است که حق تعالی به حیوان و انسان مرحمت فرموده برای حفظ شخص خود و بقای آن در عالم طبیعت و برای ابقای نوع و حفظ آن. بدان که وهم و غضب و شهوت ممکن است از جنود رحمانی باشند و موجب سعادت و خوشبختی انسان گردند، اگر آنها را تسلیم عقل سلیم و انبیا عظیم الشأن نمایی و ممکن است از جنود شیطانی باشند اگر آنها را سرخود گردانی و «وهم» را بر آن دو قوه با اطلاق عنان، حکومت دهی

منبع : کتاب ایین زندگی ، اخلاق کاربردی
#34
راههای کنترل غریزه جنسی از دید اسلام(بخش اول)

پدید آورنده : سید مهدی موسوی کاشمری ،
پرسش و پاسخ
پرسش: کسانی که غریزه جنسی فشار زیادی بر آنها می آورد ولی به دلایل مختلف نمی توانند آن را برآورند و یا ازدواج دایم و یا غیر دایم کنند چه راه حلی دارند؟

پاسخ:
برای دستیابی به پاسخ پرسش فوق نکاتی را یادآوری می کنیم:


1ـ حکمت غریزه جنسی در بشر

استمرار و بقای موجودات زنده برخوردار از حکمت و فلسفه ای است که در اصل وجود آنان بوده است و آفریدگار جهان آن را از دو راه عملی می کند:
1ـ از طریق تغذیه و رساندن مواد لازم به بدن برای جایگزینی آنچه از آن به تحلیل می رود.
2ـ از راه لقاح.
اولی موجب بقای ذات و خود موجود است و دیگری وسیله استمرار نوع در بستر زمان است.
در این میان، حیوانات اصولاً توجهی به ضرورت بقا ندارند و تنها بر اساس غریزه عمل می کنند و انسانها هم ممکن است بر اثر غفلت و یا نداشتن انگیزه ماندن، در پی عملی شدن عامل بقای خود نباشند و این اهمال کاری، قطعا به انقراض نسل آنها خواهد انجامید.
بدین جهت خداوند حکیم و مهربان، میل به تغذیه و جنس مخالف را در وجود آنان قرار داد، تا اینکه آنها از خوردن و آشامیدن و لقاح، احساس لذت کرده و به انگیزه ارضای این خواست طبیعی خود، نسبت به این دو عمل اقدام کنند و به موجب آن همواره در صدد اجرای عامل استمرار وجود خویش باشند.

2ـ نیرومندی غریزه جنسی

قدرت و قوّت بسیار غریزه جنسی و میل به خوردن و آشامیدن در بشر و تأثیر فراوان و غیر قابل انکار آن در چرخه زندگی او و نقش بنیادی و بسیار قوی آن در شکل دهی به شخصیت و رفتار و افکار او و سمت و سوی بخشی به تحرکات فردی و اجتماعی او قابل انکار نیست. و بدین جهت و بر همین مبنا دو مکتب «فرویدیسم» و «مارکسیسم» در عرصه حیات فکری بشری پدید آمد، و هر یک از دو مکتب با بزرگ کردن بیش از حد هر کدام از آن دو خواسته طبیعی و اصالت دادن به آن، همان را پایه و اساس شخصیت و حیات بشری قرار داده و سایر نیازها و امیال او را بازتاب و برآیندی برای آن به شمار آورد.
در این میان غریزه جنسی از قدرت و نیروی فزونتری برخوردار است و حکمت آن هم شاید به جهت وجود زحمات و رنجهایی باشد که بر اثر این غریزه برای مرد و به ویژه زن، در بارداری و تربیت و تأمین فرزند پیش می آید.

3ـ خطرات شهوت گرایی

شهوت جنسی، غریزه ای بسیار مقتدر و بی رحم است که اگر با بی بند و باری پیروی شود، تمام قوای انسانی را مقهور خویش می سازد. نیروی جسمانی و مغز و اعصاب را به سرعت رو به تضعیف می برد، ذهن را مسموم، اندیشه را مغشوش و قدرت تصمیم گیری و اراده بشری را تباه می کند.
پیروی بی بند و بار از این غریزه، همت آدمی را پست، فکر را نزدیک نگر و محدود و شخص را در مواجهه با مشکلات حیات و فراز و نشیبهای آن، ناتوان و علیل می کند و قلب را که می تواند حرم خداوند و جایگاه او گردد، به لانه شیطان و جولانگاه ابلیس تبدیل می سازد.

ولی اگر تحت فرمان عقل و خرد باشد و مطیع آن گردد، بسان کارگزار عادلی است که مالیات را عادلانه از مردم می گیرد و سایر اموال آنان را برای خود آنها باقی می گذارد و در نتیجه هم دستگاه حکومت اداره می گردد و خدمات آن متوقف نمی شود و هم مردم به زندگی عادی خود ادامه می دهند و بدین سان نه تنها غریزه جنسی با وجود سلطه عقل بر آن، اشباع خواهد شد بلکه سایر قوای بدن نیز سالم مانده و با نشاط به وظایف مربوط به خود خواهند پرداخت.[sup](1)[/sup]

سلاح این میدان، اسلحه گرم و سرد نیست، حربه آن، دانش و بصیرت و تقواست که مسلح شدن به آن، جز با روی گردانی از شهوت پرستی و بی بند و باری میسر نیست.

4ـ راه حل اصلی بحران
تعبیر از غریزه جنسی و آثار آن بر شخصیت جوانان، به «بحران» قلم پردازی و یا بزرگ نمایی نیست، بلکه حقیقتی است روشن، برای همه کسانی که شخصیت جوان را به خوبی می شناسند و یا خود جوانند و یا دست کم دوران جوانی خود را کم و بیش به یاد دارند.

ابتدا گفتیم حکمت از غریزه جنسی استمرار و بقای نوع بشر است و لذا سالم ترین، بایسته ترین و مطلوب ترین نوع مواجهه با آن و بهترین راه حل مقابله با آن، ازدواج و نکاح مشروع است. انسان با نکاح بموقع و در وقت نیاز ـ بی آنکه به دیری یا زودی آن فکر کند ـ به مقبول ترین و کامل ترین صورت خود به نیازمندی خویش پاسخ مثبت می دهد و پیش از آنکه به عواقب و پی آمدهای آزاردهنده و فشارهای غریزه به دنبال آن عقده های روانی دچار گردد، آن را مهار ساخته و از التهاب آن کاسته است و قبل از آنکه انرژی انباشته آن از وجودش سرازیر شود و دامنش را آلوده کرده و بسوزاند، آن را با پاسخ طبیعی و مشروع ـ بی اضطراب و نگرانی ـ فرو نشانده است. و این نخستین توصیه دین در این مورد است.

اوست خدایی که همه شما را از یک تن بیافرید و از ا و نیز جفتش را مقرر داشت تا با او انس و الفت گیرد.[سوره اعراف، آیه ۱۸۹. ]
این آیه با تکیه بر یکی بودن اصل و گوهر زن و مرد، عامل اصلی گرایش را آرام بودن زن و مرد در کنار یکدیگر معرفی می‌کند.

5ـ کنترل
اگر برای کسی به هر دلیلی امکان ازدواج نباشد، چنین شخصی تحت هیچ عنوان مجاز نیست روی به گناه آورد زیرا خطر گناه و آلوده دامنی بسیار فراتر از فشارها و رنجهای عزوبت و بی همسری است و در صورت خوف وقوع در گناه، ازدواج به هر صورت ممکن واجب می شود. و لذا چنین کسی یا باید خود را کنترل کند و دست به گناه نیالاید و یا مقدمات ازدواج خود را از هر راه ممکن فراهم آورد.
قرآن کریم می فرماید: «و لستعفف الّذین لا یجدون نکاحا؛
و باید آن کسانی که ازدواج برایشان مقدور نیست عفّت بورزند.»[sup](5)[/sup]
کنترل این غریزه به دو صورت ممکن است تحقق پذیرد، 1ـ کنترل منفی. 2ـ کنترل مثبت.

5ـ1ـ کنترل منفی
غالبا وقتی سخن از کنترل غریزه جنسی به میان می آید، توجه اشخاص به سمت و سوی نوع منفی آن جلب می شود. و آن این است که کسی با وجود تحریکات مختلف و مواجهه با عوامل انگیزش این غریزه، بخواهد با میل تحریک شده اش مبارزه و مقابله کند و به سوی ارتکاب جرم نرود، چنین کاری گرچه قطعا بهتر از آلایش دامن و عمل به جرم است، ولی پیامدهای سوء و مخرب آن بر کسی پوشیده نیست. این کار هم به غایت دشوار است و هم زیانبار، و بدین جهت هرگاه شخصی به کنترل غریزه سفارش می شود، با چنین برداشتی از آن، و تصور دشواری و زیانباری آن، از پذیرفتن چنین توصیه هایی سر باز می زند.

5ـ2ـ کنترل مثبت
غریزه جنسی اگر با ازدواج مهار نگردد، مطلوب ترین راه تسلط بر آن، کنترل مثبت است. و آن پرهیز از صحنه ها و کارهایی است که به تحریک این غریزه می انجامد.
این نوع از کنترل، که در حقیقت جنبه پیشگیری دارد هم راحت است و هم بی زیان و بلکه مفید.
راحت است، زیرا در این صورت همچون وسیله نقلیه ای است با سرعت معمولی و قانونی، که در مواجهه با خطر، مهار حرکت آن زحمت چندانی ندارد، بر خلاف ماشینی که با سرعتی بسیار فراتر از حد شناخته شده و بایسته خود سیر می کند. که چه بسا به کلی اختیار آن از دست صاحبش بیرون رفته و مصیبتها به بار آورد و کنترل آن هم در صورت تحقق، صدها زیان و رنج و زحمت و اضطراب برای وسیله و صاحب آن به همراه دارد.

و بی زیان است، زیرا با این حال کنترل غریزه فشاری بر جسم و روان تحمیل نمی کند تا به آن صدمه ای وارد شود.
و مفید است چون موجب می شود مغز و اعصاب و قوای بدن در حالت عادی به سر برند و تعادل روانی شخص محفوظ بماند و انرژی و سرمایه های جسمی و روحی او بیهوده مصرف نشوند.
پیش از این نیز از قرآن کریم نقل کردیم که باید کسانی که قدرت و وضعیت مساعد برای ازدواج ندارند عفت پیشه کنند و عفت در این آیه گرچه در ابتدا مفهوم عمل خاصی منافی با آن را دارد، ولی با تأمل بیشتر معلوم می شود که آیه کریمه معنایی عام دارد و عفت در همه اعضا و اندام را شامل است.

برگرفته از پایگاه حوزه
#35

راههای کنترل غریزه جنسی از دید اسلام(بخش دوم)


و اکنون طرق کنترل مثبت را به اختصار برمی شمریم:

1ـ پرهیز از فکر و ترسیم صحنه های محرک در ذهن و خیال.
عبداللّه بن سنان از امام صادق(ع) نقل می کند که حضرت(ع) فرمود:
«انّ عیسی قال للحواریّین: ... انّ موسی امرکم ان لا تزنوا و أنا آمرکم أن لا تحدّثوا انفسکم بالزنا فضلاً عن أن تزنوا فانّ من حدّث نفسه بالزنا کان کمن أوقد فی بیت مزوّق فأفسد التزاویقَ الدّخان و ان لم یخرق البیت؛[sup](6)[/sup]
عیسی به اصحاب خود گفت: ... موسی به شما دستور داد که زنا نکنید و من به شما دستور می دهم که فکر زنا هم در سر نپرورانید تا چه رسد به اینکه زنا کنید زیرا کسی که خیال زنا کند مانند کسی است که در خانه ای نقش و نگار شده دود و آتش به پا کند. چنین کاری
گرچه خانه را نمی سوزاند ولی زینت و صفای آن را مکدّر کرده و فاسد می کند.»

2ـ دوری از نگاههای مسموم و مناظر تحریک آمیز.
قرآن کریم در دو آیه متوالی دستور به اغماض و نگهداری چشم از نگاه حرام و هوس آلود داده است. در آیه اول می فرماید: «قل للمؤمنین یغضّوا من أبصارهم و یحفظوا فروجهم ...؛
به مؤمنان بگو دیدشان ـ را از نامحرمان ـ فرو نشانند و نهانگاههای خود را ـ از وقوع در حرام ـ نگه دارند. و در آیه بعدی می فرماید: «و قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهنّ و یحفظن فروجهنّ ...؛
به زنان مؤمن بگو ـ چشمهایشان را فرو گیرند و نهانگاههای خویش را محافظت کنند.»[sup](7)[/sup]
جالب این است که در هر دو مورد خداوند متعال نخست دستور به مراقبت از نگاه محرک و عفت چشم می دهد و آنگاه به حفاظت از عورت فرمان داده است.
رسول اکرم(ص) می فرمایند: «النّظرة سهم مسموم من سهام ابلیس فمن ترکها خوفا من اللّه اعطاه اللّه ایمانا یجد حلاوته فی قلبه؛
نگاه هوس آلود ـ تیری است مسموم از تیرهای شیطان. هر کس آن را به جهت خوف الهی ترک کند، خداوند ایمانی به او می بخشد که حلاوت آن را در قلب خود احساس می کند.»[sup](8)[/sup]

3ـ گوش ندادن به آوازها و موسیقیهای تحریک کننده و مبتذل.
در حدیثی از حضرت صادق(ع) آمده است: «إنّ رجلا سأله عن سماع الغناء، فنهی عنه و تلا قول اللّه عزّ و جلّ: «انّ السّمع و البصر و الفؤاد کلّ اولئک کان عنه مسؤولاً» و قال یسأل السّمع عمّا سمع و الفؤاد عمّا عقد و البصر عمّا ابصر؛
مردی از آن حضرت در باره شنیدن آواز محرک پرسید. حضرت از آن نهی کرده و این آیه را خواندند: «به یقین گوش و چشم و دل هر یک مورد سؤال خواهند بود»[sup](9)[/sup] و فرمود: گوش از آنچه شنیده و قلب از آنچه بدان دل بسته و چشم از آنچه دیده است مسؤول بوده و بازخواست خواهند شد.»[sup](10)

[/sup] 4ـ اجتناب شدید از گفتگوهای دوستانه و نشستهای غفلت زا و معاشرت با دوستان ناباب و گوش سپردن به سخنان تحریک آمیز.
از حضرت امام باقر(ع) این گونه روایت شده است: «من اصغی إلی ناطق فقد عبده، فإن کان النّاطق یؤذی عن اللّه عزّ و جلّ فقد عبد اللّه و ان کان یؤذی عن الشّیطان فقد عبد الشیطان؛
هر کس به سخن گوینده ای گوش فرا دهد او را بندگی کرده است، پس اگر ناطق از خدا بگوید شنونده، خداوند را بنده شده و اگر از شیطان و سخنان شیطانی بر زبانش جاری کند قطعا بندگی شیطان کرده است.»[sup](11)[/sup]

5ـ اعتدال در خوردن. بی تردید پرخوری و بی نظمی در خوردن در ذخیره سازی و انباشتن موادی که نیازمند تفریغ باشد مؤثر است، ولی در صورت اعتدال و کم خوری سهم ناچیزی از آن صرف تهیه آن مواد می شود.
در حدیثی که قبلاً از پیامبر گرامی(ص) نقل کردیم، آن حضرت پس از آنکه جوانان را به ازدواج ترغیب می کنند می فرمایند: «و من لم یستطع فلیصم، فإنّ الصّوم به وِجاء؛
هر کس قدرت بر ازدواج ندارد و روزه بگیرد یقینا روزه نیروی غریزه او را تضعیف می کند.»[sup](12)[/sup]

6ـ اشتغال، ورزش و سرگرمیهای مفید. زیرا با وجود فراغت، هم مواد غذایی در تقویت غریزه به مصرف می رسد و هم فکر و خیال مصروف چاره سازی در تفریغ آن می شود. و لذا در روایات بر اشتغال و کار و پرهیز از فراغت تأکید بسیار شده است.
حضرت امام صادق(ع) در حدیث پردامنه «مفضّل» می فرمایند: «... و هکذا الانسان لو خلا من الشّغل لخرج من الأشر و العبث و البطر الی ما یعظم ضرره علیه و علی من قرب منه ...؛
و همین گونه انسان اگر بی کار و فارغ باشد، به بیهودگی و سرمستی دچار می شود و بر اثر آن به مسایلی مبتلا می شود که زیان آن هم بر خود و هم بر نزدیکان او سنگینی خواهد کرد ...»[sup](13)[/sup]

7ـ تلاوت قرآن. بی شک انس با قرآن، تلاوت، تدبر و تفکر در مضامین آن، خود شفای هر دردی است که به سرعت کار هر پریشانی را رو به سامان می برد و زخمهای پنهان را التیام می دهد، و همتها را تا آسمانها بالا می برد و بشر را از فرو رفتن در عالم حیوانات را نجات می بخشد.
امیر مؤمنان(ع) می فرمایند: «و تعلّموا القرآن فانه ربیع القلوب و استشفوا بنوره فانّه شفاء الصّدور و احسنوا تلاوته فأنّه انفع القصص ...؛
قرآن را فرا گیرید زیرا قرآن بهار دلهاست و از نور آن بر مرضها و دردهای خود مرهم بگذارید زیرا آن داروی شفابخش سینه هاست و آن را نیکو تلاوت کنید که به یقین سودمندترین قصه هاست.»[sup](14)[/sup]

خلاصه اینکه: راه حل دین در خصوص نوع مقابله و مواجهه به غریزه جنسی نخست ازدواج و نکاح مشروع است و در صورت عدم امکان، کنترل مثبت با شرحی که بیان شد و سپس کنترل منفی با وجود همه زیانهای آن، ولی هیچ گاه به بی بند و باری و افسارگسیختگی و آلودگی به گناه رضایت نمی دهد و زیان آن را به مراتب خسارت بارتر و ویرانگیرتر از ضرر کنترل منفی می داند.

53این نوشتار را با این جمله به پایان می بریم که بزرگان گفته اند: «نفس را مشغول بدار و گرنه او تو را به خود مشغول ساخت.»53
رسول اکرم(ص):
نگاه هوس آلود، تیری است
مسموم از تیرهای شیطان.
هر کس آن را به جهت
خوف الهی ترک کند
خداوند ایمانی به او می بخشد
که حلاوت آن را در قلب خود
احساس می کند.

برگرفته از پایگاه حوزه
#36
سلام دوستان يك سوال دارم ميدونم شايد زياد مرتبط به اين تاپيك نباشه ولي تاپيك مرتبط تر پيدا نكردم
همه مي دونيم كه خودارضايي زياد عوارضي داره مثل كبودي چشم، كمر درد، كوفتگي و .... كسي از دوستان مي دونه كه آيا بعد از ترك اين عوارض خوب ميشه يا نه؟ و چقدر طول ميكشه؟ لطفا ترجيحا علمي جواب بديد
از همه دوستاي گلم ممنون
خدا آن حس زيبايي است كه در تاريكي صحرا
زمانيكه هراس مرگ مي دزدد سكوتت را
يكي همچون نسيم دشت مي گويد
كنارت هستم اي تنها
[تصویر:  05_blue.png]
#37
سلام ناصریا
خوشبختانه خیلی از عوارضی که در مقالات مختلف مطرح میشه صحت ندارند، در واقع بسیاری از این مقالات توسط متخصصان نوشته نشدند.
می تونید این تاپیک رو ببینید:
عوارض جسمی خود ارضایی در یک نگاه
#38
به نظر من اگه این غریزه رو سرکوب نکنی و یه چند بار نکوبی تو سرش( Smiley-talk038) نمیتونی کنترلش کنی.

بهترین راهشم مشغول کردن خودت به کار دیگه ایه.مثل(به ترتیب اولویّت):

1-مطالعه (واسه کسایی که باهاش پدرکشتگی ندارن ~X()

2-عبادت (فقط چون زیاد زمانبر نیست تو اولویّت دوم قرار دادمش ) 

3-ورزش (اینم فقط کسایی که اراده ی قوی و برنامه ی منظّمی دارن :!!)

در رابطه با عوارض خودارضاییم بگم که هیچ کدوم صحت ندارن و حتّی خستگی بعد از اون هم موقّتیه

امّا این دالّ بر صحیح بودن این عمل  نیست چرا که بیشتر عوارض خود ارضایی مربوط به روح و روان

انسانه و بعد از ازدواج ممکنه بهتون ضربه های مهلکی بزنه که قابل جبران نیستن.
میدونی یکی از فرقای راه راست با راه گناه چیه؟

"راه راست یکیه امّا تا دلت بخواد راه گناه وجود داره."

بهشتو میخوای؟

پس همین راهو مستقیم بگیر و برو...نه پیچ داره ، نه جادّه انحرافی...اسمش صراط مستقیمه.

[تصویر:  images?q=tbn:ANd9GcSmWeXFnByqYHUssf9BTe0...klzEv8xYmQ]
حیف که ما خودمون وسط راه جا میزنیم و از جادّه میایم بیرون.

و الّا اون آشنایی که ته جادّه منتظرمونه رو زود تر تو آغوش میگرفتیم...همون آشنایی که باهاش غریبی میکنیم.

" دل مـیـرود زِ دستـم ، صـاحـبـدلـان خـدا را / دردا که راز پنهان ، خواهد شد آشکارا
       کشتی شکستگانیم ، ای باد شُرطه برخیز / بـاشد که بـازبـیـنـیـم دیـدار آشـنا را "

                                                                                                        [تصویر:  05_blue.png]
#39
سلام
من متن گفت و گو مانندي رو ديدم كه مناسب ديدم اينجا بذارم و استفاده ببريد
اين مكالمه مطالب اين تاپيك رو به زبان ساده بيان ميكنه..
جوري كه استدلال ها خيلي سادست و به راحتي استدلال ميشه..
(درسته كه مطلب در مورد رابطه با جنس مخالف هست،اما هرگونه رابطه حقيقي و مجازي و خودارضايي رو هم در نهايت شامل ميشه)
»
نقل قول:
وقتی که حاج آقاگفتند دوست دختر داشته باشید!»


سلام حاج آقا، ببخشید مزاحم شدم. می‌شه یه سؤال خاص بپرسم؟


سلام عزیزم، بپرس.


دوست دختر اشکال داره؟


نه خیلی هم خوبه. اگه دختر خوبی سراغ داری از دستش نده.


حاج آقا جدی می‌گم، درست جواب بدید.


منم جدی می‌گم اصلاً خدا جنس دختر و پسر رو برای هم جذاب آفریده که به هم علاقه‌مند بشن و از هم لذت ببرن.


پس من با مجوز شما فردا می‌رم با یک دختر دوست می‌شم ها، ok؟!


خیلی خوبه، اگه لازم شد خودمم کمکت می‌کنم.


ایول حاج آقا ، دمتون گرم، اصلاً فکر نمی‌کردم این‌قدر پایه باشین!

حالا کجاشو دیدی! البته اگه می‌خوای با مجوز من بری، لطفاً همون جوری که من می‌گم اقدام کن.


چشم حاج آقا ، خیلی با حالی!


حالا کسی رو هم سراغ داری برای خودت؟


راستش یک نفر هست که ازش خوشم اومده.


به به مبارکه. پس زود باش که طرف از دست نره!


چه کار کنم؟ خودتون گفتید همه اقدامات با هماهنگی شما باشه!


تلفن بزن به خونه طرف و با مادرش یا پدرش قرار خواستگاری رو بذار،


در مورد نوع و رنگ دسته گل خواستگاری هم می‌تونی از سلیقه خیلی خوب من استفاده کنی!


حاج آقا سر کارمون گذاشتی؟! من فقط می‌خوام باهاش دوست بشم.
نه عشقی در کاره ونه ازدواج. مثل یک دوست.

یعنی چه جوری؟

مثل همه دوستای دیگه‌ام.

پسرا؟

بله.

یعنی اصلاً جنسیت در کار نیست؟

نه باور کنید اصلاً نیست. فقط یک رابطه عاطفی و دوستانه است. برای مثلاً درد دل کردن و...

باور می‌کنم البته در یک صورت.

چی؟

این دوست رو که فقط برای عواطف و دوستی می‌خوای

و توجهی هم به جنسیتش نداری از بین پسرها انتخاب کنی.

آخه نمی‌شه که... .

چرا نمی‌شه اتفاقاً چون پسر هستن بیش‌تر هم درکت می‌کنن.

نه حاج آقا دختر خیلی عاطفی‌تره!

پس جنسیت هم مهمه!

یعنی می‌خواین بکین من قصدم شهوت‌رانی با دختر مردمه؟!

نه عزیزم من چند ساله که می‌شناسمت
و می‌دونم پسر پاکی هستی فقط می‌خواستم بدونی و بدونم
که اون چیزی که تو می‌خوای فراتر از یک دوست معمولیه،
چیزی می‌خوای که به خصوصیات زنانه و دخترانه مربوط می‌شه
و توی پسرها پیداش نمی‌کنی و مطمئن هستم تمایل جنسی به معنای خاصش منظور تو نیست. درسته؟

بله

پس حالا از اول بپرس تا جواب بدم.

دوستی با دختر بدون دید جنسی و شهوت اشکال داره؟

جواب چه جوری می‌خوای؟ شرعی؟ عقلی؟ روان‌شناسی؟ اجتماعی؟ و...

یک جواب می‌خوام که قانع بشم، آخه خیلی از هم‌کلاسیام دوست دختر دارن
و به نظر میادهیچ مشکلی ندارن و من احساس کمبود دارم.
آخه من که نمی‌فهمم چند دقیقه در روزپیامک زدن
و چند دقیقه صحبت با یک دختر چه مشکلی برای من می‌تونه ایجاد کنه؟

نظر خودت چیه؟

نمی‌دونم واقعا گیجم. از یک طرف خیلی‌ها رو می‌بینم
که این‌جور رابطه رو دارن و هیچ مشکلی هم ندارن
و از طرفی خیلی‌ها هم که آدم‌های باسوادی هستن و من قبولشون دارم
با این کارها مخالفن. ولی واقعاً نمی‌تونم قبول کنم که خدا از لذت بردن
من (که به هیچ کسی هم آسیب نمی‌زنه) ناراحت بشه.

به نظرت کی می‌تونه حرف آخر رو بزنه؟

شما بگید.

اگه تو یک وسیله برقی گرون قیمت و حساس بخری، از کجا می‌فهمی
که چه‌طور باید ازش استفاده کنی که آسیبی نبینه و بهترین کارآیی رو داشته باشه؟

از کاتالوگش.

کاتالوگش رو کی می‌نویسه؟

کارخونه سازنده‌اش.

وقتی تو اون جنس رو خریدی و پولش رو دادی،
چه دلیلی داره که کارخونه تو رو امر و نهی کنه
و از بعضی استفاده‌ها منعت کنه و تو چرا باید به دفترچه راهنمایی که کارخونه نوشته عمل کنی؟

سودش به خودم می‌رسه چون اگه به دفترچه عمل نکنم خودم ضرر می‌کنم.

قبول داری که دستورات سازنده هر وسیله در واقع دستور به تو نیست
بلکه خبر دادن به تو از یک واقعیت‌هایی درباره وسیله‌ای هست که مالکش هستی؟

بله کاملاً.

پس ببین نظر سازنده‌ات چیه. هر جا خدا می‌گه این کار واجبه

یعنی برای این‌که جسم و روحت بهترین کارآیی و کم‌ترین آسیب رو داشته باشه

این کار ضروریه و اگه می‌گه این کار حرومه یعنی این کار باعث آسیب به جسم یا روحت می‌شه.

وگرنه خدا نه فقط از لذت بردن انسان از جنس مخالفش ناراحت نمی‌شه

بلکه همون جوری که گفتم، اصلاً مرد و زن رو برای هم جذاب آفریده که از هم لذت ببرن.

پس به نظر شما هم این کار اشکال داره؟

به نظر من نه. به نظر سازنده من و تو.

می‌شه بگین چه ضرری داره؟ آخه من که فقط یک رابطه عاطفی و دوستی می‌خوام!

البته رابطه‍ای که فقط با یک جنس مخالف حاصل می‍شه.

اگه خدا این دوستی رو منع کرده پس به این نیاز من چه جوابی می‍ده؟

ازدواج.

حالا کو تا ازدواج؟!

بله قبوله که فاصله بلوغ جنسی تا ازدواج خیلی زیاده اما اگه می‌خوای

از ازدواجت لذت کامل رو ببری باید این دوره محرومیت رو تحمل کنی.

چه ربطی داره؟ این دوستی برای ارضای عواطفه و ازدواج برای ارضای خیلی چیزای دیگه.
من تا زمانی که بتونم ازدواج کنم با یک نفر دوست هستم که آرامش داشته باشم.

یعنی بعد از ازدواج آرامش نمی‌خوای؟

چرا.

از همسرت یا باز هم از یک دوست دیگه که کسی غیر از همسرت باشه؟

نه دیگه، ما از اوناش نیستیم. اون موقع فقط همسر.

اصطلاح بیسکویت قبل از غذا رو شنیدی؟

منظورتون چیه؟!

یک روز مثلاً ساعت ۱۲ ظهر می‌ری خونه و گرسنه‌ای اما به دلایلی قراره ساعت یک غذا بخوری.

اگه تا قبل از غذا بخوای یک کیک یا بیسکویت یا شیرینی یا... بخوری، مامانت چه عکس‌العملی نشون می‌ده؟

می‌زنه توی سرم و می‌گه یک کم جلو اون شکمتو بگیری نمی‌میری که! صبر کن یه ساعت دیگه غذا میارم.

مامانت از گرسنگی تو لذت می‌بره یا از خوردن تو ناراحت می‌شه؟

هیچ‌کدوم. فقط می‌خواد اشتهام کم نشه و غذام رو با لذت و کامل بخورم.

دوست دختر قبل از ازدواج هم حکم همون بیسکویت قبل از غذا رو داره!

هر قدر ازش لذت ببری به همون مقدار از لذت ارتباطت با همسرت کم می‌شه

حتی اگه این لذت بردن فقط در حد حرف زدن باشه. یا دست دادن یا... .

تا حالا این جوری نگاش نکرده بودم. 

یک جمله هم بگم شاید خیالت راحت‌تر بشه. امام علی(ع) می‌فرمایند:

برای هر کسی مقدار خاصی روزی مشخص شده (که البته راه‌هایی برای افزایش اون هست)

و اگه کسی بخواد از راه حرام به روزی بیش‌تری برسه، به همون مقدار از حلالش کم می‌شه.

لذت هم یکی از روزی‌های ماست اگه قراره تو در عمرت ۱۰۰ واحد لذت ببری،

می‌تونی همه‌ش رو از همسرت ببری و می‌تونی ۱۰ یا ۲۰ یا ۵۰ تاش

رو از بیسکویت قبل از غذا ببری و بقیه‌اش رو با همسر آینده‌ات. به نظرت تو کدوم حالت زندگیت گرم‌تره؟
راهكار الهي ترك

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

أَلَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ ﴿١﴾ وَوَضَعْنَا عَنْکَ وِزْرَکَ ﴿٢﴾ الَّذِی أَنْقَضَ ظَهْرَکَ ﴿٣﴾ وَرَفَعْنَا لَکَ ذِکْرَکَ ﴿٤﴾ فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا ﴿٥﴾
 إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا ﴿٦﴾ فَإِذَا فَرَغْتَ فَانْصَبْ ﴿٧﴾ وَإِلَى رَبِّکَ فَارْغَبْ ﴿٨﴾


چرخه:
پس چون فراغت يافتي،[در طاعت] بكوش(٧) و با اشتياق بسوي پروردگارت روي آور(٨) -->آيا كار را بر تو راحت نكرديم؟(١-٢-٣-٤-٥-٦)

-->چون نفس را مشغول نكني،وي تورا به بازي ميگيرد<--
--->كار را بر نفست سخت گردان<---
(تو دهني به نفس با نه گفتن به تمايلات حتي حلال)
[تصویر:  05_blue.png]
 سپاس شده توسط
#40
در مسحیت غرایز جنسی محدود شده حتی رهبانین راهبان مسیحی در گذشته در بدن خود و کودکان و زنان ابزارهایی به همراه کلید داشته اند که مانع دست ورزی این اندام ها میشد و... و خود این راهب چه مرد چه زن نا پایان عمر با کسی ازدواج نمی کردند و اجازه اینکار را نداشتند...

در قوم یهود افراط مطلوب است و یهود اولین کسانی بودند که شلوار های جین و ابزار تحریک زا... ایجاد کردند و گرداندگان سایت های پورن بیشتر یهودیان هستند و اینها در افراط به این امر معروف اند... حتی هم جنس گرایی و... در اسرائیل ازاد و مخالفت با ان مخالفت با حقوق بشر خوانده میشود!!


اسلام با انکار و سرکوب شهوت، مخالف است ولی با آزادی و عدم کنترل آن نیز موافق نیست... در اسلام ازدواج راه صحیح و طبیعی برای کنترل غریزه جنسی شناخته شده...
حضرت علي (علیه السلام ) 
 نفس متجاوز و سرکش خويش را با ترک عادات ناپسند خوار نمائيد و با انجام اوامر الهي وادارش سازيد و بار غرامتهاي تخلفش را بر وي تحميل نمائيد ، با ارتکاب مکارم اخلاق زينتش کنيد و از پليديهاي گناه مصونش داريد.

اپلیکیشن ترک گناه

موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع / نویسنده
آخرین ارسال


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان