مهمان عزیز : ..: اعلام وضعیت هفته اول مسابقه گروهی :..


امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 4
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

مشکل از شما پاسخ از ما (سرپرست احسان)

#1
به نام خداوند بخشنده مهربان

با توجه به این که دوستان زیادی که به سایت ما تشریف می یارن انبوهی از سوالات و در مشکلات تو ذهنشون هست و نیاز دارند تا کسی راهنماییشون کنه

این تاپیک رو درست کردم تا بتونید مشکلات خودتون رو مطرح کنید و دوستانی که شاید تجربه چنین چیزهایی رو داشتن بتونید مشاوره بگیرید Khansariha (8)


1-از کسانی که پاسخ می دن خواهشمندم پاسخ های دقیق و علمی بدن و از روی تصور و فکر خودشون اظهار نظر نکنند تا بتونیم قدم مفیدی در راه حل کردن مشکلات هم برداریمKhansariha (8)

2-از زدن پست های نامربوط به موضوع این تاپیک و یا شک
لک خالی خودداری کنید (اسپم نزنید) در غیراین صورت حذف میشه53258zu2qvp1d9v

3- برای تشکر پست جداگانه نزنید و از دکمه ت
شکر یا اعتبار به ارسال استفاده کنید303



ممنونم :tanha


اول مشکلی رو که من لی غیرک مطرح کرده بررسی می کنیم

(1388 مهر 21، 1:05)manlighayrok نوشته است: خوش به حالتون شما حداقل می تونید به ازدواج فکر کنید. من فکرش داره بیچارم میکنه. تو کانون هم هیچ کس جواب درست و حسابی به من نداده. از وقتی رفتم دانشگاه این فکر بدتر ازارم میده. چند جای دیگه هم اینارو گفتم اما شاید اینجا کسی باشه بتونه بهم کمک کنه. با اینکه از قبل از ماه مبارک رمضان (درست زمان اشناییم با کانون) ترک کردم  ناتوانی هایی که داشتم نه تنها بهتر نشده، تبدیل شده به سوهان روحم. الانم بی میلی شدید جنسی پیدا کردم و هزار تا درد دیگه.
خب من با یه هدفی این کارو ترک کردم که هم جنبه مادی داره هم معنوی. جنبه معنوی رو که مطمئنا خدا کمکم کرده و کم کم دارم بدستش میارم اما جنبه مادیش که نهایتش ازدواجه خیلی داره اذیتم میکنه.
دائم این سوالات تو ذهنم میاد که آیا می تونم ازدواج کنم؟ اون طرف چه جوری با این مشکلات من کنار میاد؟ اصلا باید بفهمه من برای چی اینجوری شدم؟ مگه اون چه گناهی کرده که اسیر من بشه؟ اگه واقعا درمانی برای این داستان وجود داره چقدر موثره؟ یعنی برای یه زندگی چندین ساله کافیه؟ بچه دار شدن چی؟؟؟
بچه ها شرایطم خیلی به هم ریختس. از یه طرف خدا هی داره درهایی رو به روم باز میکنه که آخرش رو که میبینم باید حتما متاهل باشم تا به غایتش برسم. مثلا پول اگه داشته باشم به چه دردم می خوره؟؟ یا ...
من تو خانواده آخرین فرزند هستم و 4 تا خواهر بزرگتر از خودم دارم که دوتاشون ازدواج کردن و دوتای دیگه هم در آستانش هستن. من تک پسر خونواده که همه یه جور دیگه بهم نیگاه می کنن. نمی دونم منظورم رو می فهمین یا نه.
خیلی سعی کردم شرایطم رو جوری بگم که بتونین خودتونو جای من بزارین.
خدا به همه ما رحم کند
یا ارحم الراحمین

منتظر جوابیم

البته بگم بیاد مشکل رو بهتر بیان کنه

53258zu2qvp1d9v
[تصویر:  f2i2but6buzzlbhtlo04.gif]
الیس الله بکاف عبده

آیا خداوند برای بنده اش کافی نیست ؟
 
 سپاس شده توسط
#2
سلام به همه همسفرهای گل
خدمت داداش گلمون هم سلام
این طور که از اسمتون هم پیدا هست معلومه که مذهبی هستید و این خیلی می تونه به شما کمک کنه. البته اگر درست ازش استفاده کنید یعنی طوری باشه که کمک کنه به هدفهاتون برسید و به چیزهایی که می خواهیید و خدای ناکرده طوری نشه که شما را از هدفتون دور کنه مثلا احساس گناه شدیدی که باعث بشه شما فکر کنید بی ار اده هستید و مدام این را با خودتون تکرار کنید که اخرشم از دین و معنویات دور میشیم و انها را پوچ می دونیم .
هر فکر ی که بارها تو ذهنمون تکرار کنیم تاثیر شگرفی در زندگیمون میگذاره فرقی نمیکنه که این فکر منفی باشه و یا مثبت و باید یاد بگیریم که به چیزهایی که می خواهیم فکر کنیم
مشکلاتی که شما ازش حرف می زنید متاسفانه فرا گیر هست و مختص شما نیست و فرهنگ غلط خودمون و مشکلات اقتصادی علت این مسئله هست .
از لحاظ فکری روی چیزهایی متمرکز شو که واقعا می خوای و محدودیت های ذهن را بشکن تا انها را در واقعیت ببینی
و یه نکته ی دیگه اینکه واقعیت را درست درک کنیم این چیزهایی که گفتی مربوط به گذشته ی تو هست و نه چیزی که می خواهی باشی .

قدر زمان حال را بدانیم این یک هدیه بزرگ هست ما انسانها اكثر موقع به آنچه نداريم فكر ميكنيم و از شكر آنچه داريم غافل ميشيم

خيلي خودتو درگير"نگراني" آينده نكن. هميشه اين نگرانيا ما رو از پا درمياره. ما اين قدر نگران اينده مي شيم اين قدر نگران ميشيم و با خودمون كلنجار ميريم... حال كه اينده فرا ميرسه و ما بايد با مشكلات دسته و پنجه نرم كنيم و در واقع موقع عمل ميرسه ما تبديل شديم به يه ادم ضعيف اونم از فرط "نگراني" اينده. نگراني كه دردي كه از ما دوا نكرد ما رو به نابودي هم كشوند. اين عادت رو كه از سر خودت به طور كامل باز كردي همه مشكلاتي كه الان تو ذهنت و به نظر خودت خيلي بزرگ هستن يواش يواش درمقابل اراده تو كه روز به روز دارن بزرگ و بزرگتر ميشن اين قدر كوچك ميشن كه به راحتي از پسشون برمياي. و اگه هنوز مشكلات رو بزرگ ميبيني دليلش اينه كه هنوز ارادت به اندازه كافي رشد نكرده و گرنه مشكلات در مقابل يك ارده قوي و محكم حرفي براي گفتن ندارن."

این مطالب برا خودم خیلی موثر بوده
و فراموش نکنید که ارام ارام پیش بریم چون مقطعی فقط به نتایج سطحی میرسیم و هیچ فایده ای برامون نداره


رهرو ان است که اهسته و پیوسته رود
رهرو ان نیست که گهی تند و گهی اهسته رود.
گل نیلوفر در مرداب می روید، تا همه بدانند
در سختی ها باید زیبایی آفرید

مراحل نه گانه ترک اعتیاد خود ارضایی

#3
(1388 مهر 21، 1:05)manlighayrok نوشته است: خوش به حالتون شما حداقل می تونید به ازدواج فکر کنید. من فکرش داره بیچارم میکنه. تو کانون هم هیچ کس جواب درست و حسابی به من نداده. از وقتی رفتم دانشگاه این فکر بدتر ازارم میده. چند جای دیگه هم اینارو گفتم اما شاید اینجا کسی باشه بتونه بهم کمک کنه. با اینکه از قبل از ماه مبارک رمضان (درست زمان اشناییم با کانون) ترک کردم ناتوانی هایی که داشتم نه تنها بهتر نشده، تبدیل شده به سوهان روحم. الانم بی میلی شدید جنسی پیدا کردم و هزار تا درد دیگه.
خب من با یه هدفی این کارو ترک کردم که هم جنبه مادی داره هم معنوی. جنبه معنوی رو که مطمئنا خدا کمکم کرده و کم کم دارم بدستش میارم اما جنبه مادیش که نهایتش ازدواجه خیلی داره اذیتم میکنه.
دائم این سوالات تو ذهنم میاد که آیا می تونم ازدواج کنم؟ اون طرف چه جوری با این مشکلات من کنار میاد؟ اصلا باید بفهمه من برای چی اینجوری شدم؟ مگه اون چه گناهی کرده که اسیر من بشه؟ اگه واقعا درمانی برای این داستان وجود داره چقدر موثره؟ یعنی برای یه زندگی چندین ساله کافیه؟ بچه دار شدن چی؟؟؟
بچه ها شرایطم خیلی به هم ریختس. از یه طرف خدا هی داره درهایی رو به روم باز میکنه که آخرش رو که میبینم باید حتما متاهل باشم تا به غایتش برسم. مثلا پول اگه داشته باشم به چه دردم می خوره؟؟ یا ...
من تو خانواده آخرین فرزند هستم و 4 تا خواهر بزرگتر از خودم دارم که دوتاشون ازدواج کردن و دوتای دیگه هم در آستانش هستن. من تک پسر خونواده که همه یه جور دیگه بهم نیگاه می کنن. نمی دونم منظورم رو می فهمین یا نه.
خیلی سعی کردم شرایطم رو جوری بگم که بتونین خودتونو جای من بزارین.
خدا به همه ما رحم کند
یا ارحم الراحمین



من لی غیرک عزیزم
من تا حالا مشکل شما رو نمی دونستم
الان هم بطور کامل متوجه نشدم
ولی یه تاپیک درست کردم مخصوص این کارا


مشکل از شما و پاسخ از ما

سلام
خوبی؟

در مورد مشکلی که عرض می کنی، اگر مشکل زودانزالی باشه، تا حدودی درمان پزشکی داره. اگر مشکل بچه دار شدن رو می گی، تا حدودی درمان داره.

کلا این که بشینی بگی من بدبختم و دیگه راهی ندارم خیلی اذیتت می کنه. چون این دید رو بهت می ده که همه چیز رو از خودت دور می کنی. مثلا ازدواج رو، زیبایی زندگی رو،

منم همین مشکلات رو دارم و داشتم. کم کم دارم به راه حل هاش می رسم، تمام و کامل نرسیدم، اما تا همین جاش هم برام ارزش داره.

بعدش هم به نظر من ما/تو/من هر جور که نقشه زندگی رو بکشیم، توش به "سختی" هایی می رسیم، چه مجردی، چه متاهلی، چه با فلان مشکل، چه بدون فلان مشکل، مهم اینه که کم کم شروع کنیم به رفع شون. اگر بشینیم و کاری نکنیم، مشکلات یا بیشتر می شن یا نه. اما درمان نمی شن. خودمون باید شروع کنیم، Khansariha (48)

امیدوارم همیشه موفق باشی، varzesh

راستی من دارم می رم مسافرت، ددر، بیب بیییب 317
#4
سلام.
از لطف همگی شما ممنونم. مطمئن باشین من این راهی که در پیش گرفتم رو ادامه می دم این 2 ماه که مثل برق گذشت مطمئن باشین 2 سال و 20 سال رو هم خیلی راحت می گذرونم. و همیشه مدیون همه شما هستم.
مشکل من اینه که دوست ندارم شرمنده زن آیندم باشم. یعنی یا ازدواج نکنم یا اگر می خوام ازدواج کنم مطمئن بشم که مشکلی پیش نمی آد. منظورم اینه که با زور دارو و ... می تونم زندگی کنم یا نه که اگه نمی تونم برای چی باید یه نفر دیگه رو بد بخت کنم؟ من شنیدم خیلی از طلاق ها به خاطر این مسائله من که مطمئنم این با این مسائل رو به رو میشم چه کنم؟
یکی از معلممامون اون موقع ها که من هنوز به این فلاکت نرسیده بودم آینده کسایی که این کارو می کنن می گفت و ما فقط می خندیدیم. خدا می دونه چند نفر تو اون کلاس مثل من بودن و این کارو می کردن اما امیدوارم اونا حرف معلم رو جدی گرفته باشن مثل من الان به این بد بختی نیوفتاده باشن.
خدایا رحم کن
از دل تنگ گنــه کار بر آرم آهـــــــــــــــــی *** کاتش اندر گنه آدم و حوا فکنـــــم
حافظا تکیه بر ایام چو سهو است و خطا *** من چرا عشرت امروز به فردا فکنم؟
 سپاس شده توسط
#5
(1388 مهر 21، 20:15)نیما نوشته است:
(1388 مهر 21، 1:05)manlighayrok نوشته است: خوش به حالتون شما حداقل می تونید به ازدواج فکر کنید. من فکرش داره بیچارم میکنه. تو کانون هم هیچ کس جواب درست و حسابی به من نداده. از وقتی رفتم دانشگاه این فکر بدتر ازارم میده. چند جای دیگه هم اینارو گفتم اما شاید اینجا کسی باشه بتونه بهم کمک کنه. با اینکه از قبل از ماه مبارک رمضان (درست زمان اشناییم با کانون) ترک کردم ناتوانی هایی که داشتم نه تنها بهتر نشده، تبدیل شده به سوهان روحم. الانم بی میلی شدید جنسی پیدا کردم و هزار تا درد دیگه.
خب من با یه هدفی این کارو ترک کردم که هم جنبه مادی داره هم معنوی. جنبه معنوی رو که مطمئنا خدا کمکم کرده و کم کم دارم بدستش میارم اما جنبه مادیش که نهایتش ازدواجه خیلی داره اذیتم میکنه.
دائم این سوالات تو ذهنم میاد که آیا می تونم ازدواج کنم؟ اون طرف چه جوری با این مشکلات من کنار میاد؟ اصلا باید بفهمه من برای چی اینجوری شدم؟ مگه اون چه گناهی کرده که اسیر من بشه؟ اگه واقعا درمانی برای این داستان وجود داره چقدر موثره؟ یعنی برای یه زندگی چندین ساله کافیه؟ بچه دار شدن چی؟؟؟
بچه ها شرایطم خیلی به هم ریختس. از یه طرف خدا هی داره درهایی رو به روم باز میکنه که آخرش رو که میبینم باید حتما متاهل باشم تا به غایتش برسم. مثلا پول اگه داشته باشم به چه دردم می خوره؟؟ یا ...
من تو خانواده آخرین فرزند هستم و 4 تا خواهر بزرگتر از خودم دارم که دوتاشون ازدواج کردن و دوتای دیگه هم در آستانش هستن. من تک پسر خونواده که همه یه جور دیگه بهم نیگاه می کنن. نمی دونم منظورم رو می فهمین یا نه.
خیلی سعی کردم شرایطم رو جوری بگم که بتونین خودتونو جای من بزارین.
خدا به همه ما رحم کند
یا ارحم الراحمین



من لی غیرک عزیزم
من تا حالا مشکل شما رو نمی دونستم
الان هم بطور کامل متوجه نشدم
ولی یه تاپیک درست کردم مخصوص این کارا


مشکل از شما و پاسخ از ما

سلام
خوبی؟

در مورد مشکلی که عرض می کنی، اگر مشکل زودانزالی باشه، تا حدودی درمان پزشکی داره. اگر مشکل بچه دار شدن رو می گی، تا حدودی درمان داره.

کلا این که بشینی بگی من بدبختم و دیگه راهی ندارم خیلی اذیتت می کنه. چون این دید رو بهت می ده که همه چیز رو از خودت دور می کنی. مثلا ازدواج رو، زیبایی زندگی رو،

منم همین مشکلات رو دارم و داشتم. کم کم دارم به راه حل هاش می رسم، تمام و کامل نرسیدم، اما تا همین جاش هم برام ارزش داره.

بعدش هم به نظر من ما/تو/من هر جور که نقشه زندگی رو بکشیم، توش به "سختی" هایی می رسیم، چه مجردی، چه متاهلی، چه با فلان مشکل، چه بدون فلان مشکل، مهم اینه که کم کم شروع کنیم به رفع شون. اگر بشینیم و کاری نکنیم، مشکلات یا بیشتر می شن یا نه. اما درمان نمی شن. خودمون باید شروع کنیم، Khansariha (48)

امیدوارم همیشه موفق باشی، varzesh

راستی من دارم می رم مسافرت، ددر، بیب بیییب 317



درباره زود انزالی هم صد در صد راه حل داره، شما با قوی کردن عضلات کف لگن و تکنیک های مختلفی که هست می تونید خودتون رو درمان کنید، مهم اینه اصلا بخاطر زودانزالی اضطراب و استرس نداشته باشد خود این 50 درصد راه درمانه، چون انزال از طریق مغز انجام میشه.
برو ازدواج عزیزم برو ....41
http://ninisite.com/content/index.asp?contentID=142
http://teberooz.blogfa.com/post-38.aspx
http://forum.iransalamat.com/showthread.php?t=449
#6
شما می گی زودتر ازدواج کن!!! من میگم می ترسم زودتر ازدواج کنم! چون آبروم میره! هر چی زودتر ازدواج کنم بدتره!
از دل تنگ گنــه کار بر آرم آهـــــــــــــــــی *** کاتش اندر گنه آدم و حوا فکنـــــم
حافظا تکیه بر ایام چو سهو است و خطا *** من چرا عشرت امروز به فردا فکنم؟
#7
من لی غیرک عزیز مشکل چیه؟؟

آخه می بینی که با تمرین و ورزش هم اوضاع بهتر می شه
استرس و نگرانی عین خوره روح آدم رو از بین می بره
مواظب باش

این صفحات خیلی خوب بودن
ممنونم خسته اما جان

http://ninisite.com/content/index.asp?contentID=142
http://teberooz.blogfa.com/post-38.aspx
http://forum.iransalamat.com/showthread.php?t=449
[تصویر:  f2i2but6buzzlbhtlo04.gif]
الیس الله بکاف عبده

آیا خداوند برای بنده اش کافی نیست ؟
 
#8
سعی می کنم! از همه ممنونم! کاشکی میشد 100 بار تشکر کرد! حیف!
جز خدا کسی فریادرس نیست؛ فاغث يا غياث المستغيثين
از دل تنگ گنــه کار بر آرم آهـــــــــــــــــی *** کاتش اندر گنه آدم و حوا فکنـــــم
حافظا تکیه بر ایام چو سهو است و خطا *** من چرا عشرت امروز به فردا فکنم؟
#9
(1388 مهر 21، 9:07)tanha نوشته است:
از کسانی که پاسخ می دن خواهشمندم پاسخ های دقیق و علمی بدن
و از روی تصور و فکر خودشون اظهار نظر نکنند تا بتونیم قدم مفیدی در راه حل کردن مشکلات هم برداریم

ممنونم :تنها

راستش الان خوندم tanha جان نوشتن جواب های علمی و دقیق بدیم،
پزشکی هست به اسم دکتر "برومند رباطی"
اگر کسی مایله باهاشون مشورت کنه لطفا پیام خصوصی بدین یا میل بزنین، خوشحال می شم شماره تلفن و آدرس رو بهتون بدم،
#10
:13:TearsTearsTearsسلام به همه
من از 5/7/88 شروع به ترک کردم خدا رو شکر از وقتی به دانشگاه رفتم زیاد وقته خیال بافی و تو توهم رفتن رو نداشتم در نتیجه به سمت خود ارضایی هم رو نیاوردم ولی یه مشکل دارم که خیلی خیلی نگرانم کرده راستش رومم نمیشه به خانوادم بگم برای همین از شما کمک می خوام من از وقتی که شروع به ترک کردم از بدنم مایع قهوه ای رنگی خارج میشه نمی دونم چیه ولی نگرانم ............ .......... 1744337bve7cd1t81 خواهش می کنم کمکم کنید دارم دیونه میشم13131313:13:


ویرایش شد
عزیزم کمی جملات بهتر استفاده کن
البته حالام که عوضش کردم زیاد فرقی نکرد 17
#11
به دلیل پاره ای از مسائل جوابش رو خصوصی فرستادم

اول فکر کردم ممکنه خیلی از دخترا این سوال رو بخوان جوابشو بدونن ولی حالا که دیدید بصورت خصوصی فرستادم برای کاربر مربوطه

ممنونم
[تصویر:  f2i2but6buzzlbhtlo04.gif]
الیس الله بکاف عبده

آیا خداوند برای بنده اش کافی نیست ؟
 
#12
(1388 آبان 2، 11:26)paksima نوشته است: سلام به همه

سلام
خوش آمدین Khansariha (46) 317
با اجازه دوستان (اگر صحیح نیست لطفا ویرایش کنین. ممنونم)

ازتون می خوام که حتما برین پزشک و استرس خودتون رو کم کنین، چون جواب مستند و درست رو باید از جای درست دریافت کرد،

باز هم خوش آمدین varzesh
ما (یعنی خود من) این چیزا رو این جا نمی دونم، فقط می دونم اومدم ترکش کنم و از این جهت بهتون خوش آمد گویی گرمی می گم.

اگر هم جواب سوالتون رو متوجه شدین، می تونین به سایر دوستان کمک کنین. که پیشاپیش تشکر می کنیم/می کنم. (مثلا با استفاده از امکان پیام خصوصی)
#13
تنها خانوم من تا تهشو خوندم بعد متوجه شدم که شما گفتید اینو پسرا نخونن!
الان بی ادب شدم؟42
#14
مهدی خان تا الانشم تعجب می کردم که چرا نیومدی بخونی و یه حرفی بگی
خوب خدا رو شکر فهمیدم هنوز مهدی 69 خودمونی !!!!عوض نشدی42
[تصویر:  f2i2but6buzzlbhtlo04.gif]
الیس الله بکاف عبده

آیا خداوند برای بنده اش کافی نیست ؟
 
#15
سلام،
سوالی که می خوام بپرسم ربطی به خودارضایی و ترک نداره . از اونجا که تاپیک بهتری پیدا نکردم اینجا می پرسم .4fvfcja
کسی میتونه برای من یه آهنگی را با ارگ یا چیزی که بشه mp3 کرد بزنه ؟ می خوام توی وبلاگ بذارم .
اگه جای درستی پست نگذاشتم ، sorry
خب این هم مشکله دیگه 42
الهی، گاهی نگاهی ...
 سپاس شده توسط


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان