امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 4
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

هدف های من از ترک خودارضایی

سلام،
شاید نتونم دلایلم رو بنویسم.
ولی اونقدری درونم رو نا آرام کرده (شهوت، نه صرفاً خودارضایی) ؛ که راهی جز توقف شهوت رانی برام باقی نذاشته.
مرگ یا زندگی بدون شهوت ؛
راستیتش من بین زندگی با شهوت و مرگ، دومی رو انتخاب میکنم. دروغ چرا،  قبلا گاهی افکار خودکشی اونقدر توم زیاد شده که حتی فکر میکنم تو ذهنم خودکشی کردم.
شاید اگه کمی جرئت یا شایدم بهتر بگم، حماقت داشتم الان اینجا نبودم که بخوام اینا رو تایپ کنم.
فقط از خدا میخوام نجات بده. نه من بلکه همه کسانی که همچین مشکلاتی رو دارند.
با خودکشی و مرگ فعالیت جسم متوقف میشه
اما روح هرچی که بهش گذشته رو که فراموش نمی کنه و متوقف نمیشه
اگه قبل از اینکه بمیریم نتونیم با اختیارمون زندگی معنوی خودمون بسازیم و رشد کنیم
فکر می کنید میشه بعد از مرگ وقتی اختیارمون رو می گیرند اینکارو کنیم؟
ممکنه بعد از مرگ همین احساس های عذاب آور باهامون بمونه 39

پ.ن: اینا چیزایی بود که یه لحظه از ذهنم گذشت شاید اصلا درست نباشه
[تصویر:  20191213_181446.png]
هدف من از ترک خ.ا اینه که به خودم بیام و تو بهترین سالهای عمرم پیشرفت کنم مخصوصا از نظر معنوی و روحی و اجتماعی.
دلیلم هم اینه که به لحاظ روحی خیلی داغون شدم و همیشه احساس خواری و ذلت میکنم و حالم از این بهم میخوره که بعد از خ.ا موقعی که دارم غسل میکنم تو دلم میگم خدا میبخشه.آخه یکی نیست که بگه یه بار پشت شیطون رو بزن به زمین اونوقت انتظار داشته باش که خدا ببخشه.خلاصه از خدا کمک میخوام هم برای خودم هم برای شما هم احساس های خودم.خدایا به تو توکل کردم هدایتم کن و من رو از لغزش ها حفظ کن و من رو عزیز کن.خدایا فقیر درگاهتم یاریم کن.
یا علی??
[تصویر:  05_blue.png]
راستش هدف من از ترک خود ارضایی اینه که بتونم بیشتر روی ایندم تمرکز کنم چون از بس گفتن خ ا بده بده بده بده بده یه انرژی منفی تو مغزم هست و همیشه باعث میشه از خودم نا امید باشم و به ایندم بی اهمیت
[تصویر:  05_blue.png][تصویر:  break_dancing_stick_man_by_soracortex.gif]
اما قصه ی هدف های من از ترک خود ارضایی:

من این کار رو از دوران دبیرستان شروع کردم و تقریبا از همون زمان به دنبال ترکش بودم اما اون موقع دلایل مذهبی همش جلوی چشمم بود. اینکه این کار گناهه و گناه کبیره است و  این حرف ها. احساس می کردم خدا دوستم نداره و برای رضایتش تلاش می کردم برای پاک بودن.

بزرگتر که شدم و دلایل مذهبی ام کم رنگ شد دلایل دیگه ای جای اون رو گرفت. این یه دردی بود که به قول هدایت "مثل خوره آروم آروم روح آدم رو میخوره". منم احساس می کردم این زندگی مخفی همراه با خ.ا داره کم کم اعتماد به نفسم رو کم می کنه و من رو به یه آدم منزوی تبدیل می کنه. اعتیاد به پ.و.ر.ن هم باعث می شد روز به روز سراغ ویدیو های جدید تر با موضوعات عجیب و غریب تری برم که با شخصیت اخلاقی ام در تضاد کاملی بود. احساس کردم دچار نوعی دوگانگی شدم، اون کسی که داره پ.و.ر.ن میبینه یه شخصیته و خودم یه شخصیت دیگه. احساس کردم دیگه آزاد نیستم و چیزی روی من کنترل داره. پیش تر که رفتم دیدم تو ازدواج کاملا به سردی جنسی گرفتار شدم و این بسیار تو رابطه برام ترسناک بود. همیشه احساس می کردم نمی تونم اون چیزی که همسرم میخواد باشم و چون از تجربه های دیگران شنیده بودم هر لحظه ترس از این داشتم که همسرم به همین خاطر منو ترک کنه.

همه ی این ها انگیزه ها و اهدافم شد که ترک کنم. که بیام اینجا و با تمام وجودم تلاش کنم برای یک پاکی دراز مدت با آگاهی.

سپاس از آرمین که این بحث خوب رو مطرح کرد و امیدوارم از دوستای دیگرم اینجا بشنوم از اهدافشون و انگیزه بگیرم ازشون. 53
[تصویر:  SignitureUs_min.png]
سلام رفقا

این تاپیک واقعا عالیه.
آدم هر وقت توی ترک بی انگیزه شد، خوبه بیاد چند تا پست این تاپیک رو بخونه.

من تا حالا چند باری هدف هام رو نوشته ام اینجا.

این پست و لینک های داخلش. الان مرورشون کردم، همشون رو همین الان هم قبول دارم.
تقریبا چیزی ندارم که بهش اضافه کنم.

شاید من توی خیلی از مسائل شک داشته باشم. اما این موضوع برام صد در صد و یقینی شده.
این که من باید ترک کنم و راه دیگه ای ندارم.

از هر سمت که می رم بازم می بینم که اول باید خ.ا رو ترک کنم.

- اگر بخوام زندگی تشکیل بدم و زن بگیرم و بچه دار بشم، اول باید ترک کنم.
- اگر بخوام آدم اجتماعی ای بشم، اول باید ترک کنم.
- اگر بخوام توی کارم پیشرفت کنم، اول باید ترک کنم.
- اگر بخوام به خدا نزدیک بشم،‌ اول باید ترک کنم.

و ....
وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ

برای یک نبرد سهمگین آماده ای؟
تا آخرین قطره ی خون آماده ایم

[تصویر:  05_blue.png]


نقل قول: همسر عزیزم، پدرم، خواهرم، برادرم، بقیه دوستانم!
اگر شهید شدم یک کلام حاج‌آقا مجتبی به نقل از علی علیه‌السلام می‌گفتند:
منتهی فضل الهی تقوی است، شهادت خوب است اما تقوی بهتر است تقوایی که در قلب است و در رفتار بروز پیدا می‌کند.
فکر نکنم مال یک روز باشد شاید یک روزه هم باشد ولی حاج‌آقا می‌گفت پی ساختمان فونداسیون آهن است.

قسمتی از وصیت نامه شهید روح الله قربانی

وقتی میبینم این همه جووون در این وادی گرفتارن واقعا میبینم که راست میگن شیطان در آخرالزمان از تمامی امکانات و قدرتش برای نابودی نسل آدم تلاش میکنه . و من ازین موضوع خیلی لجم میگیره . اما وقتی امتحانات سختتر میشه جایزه هاشم بزرگتره. اونم جایزه هایی که خدا بخاد بده. 
انگیزه من از ترک 
من خوندم که آدم اگر مسیری که به سمت خدا میره خودش توی این دنیا طی نکنه اون دنیا به زور طیش میدن . البته با عذابایی که اونجا هس تازه دیگه لطفی هم نداره . پس بیاین بچه ها دست به دست هم بدیم و هرکی برای موفقیت بقیه دعا کنه . البته از ته دل . اینجوری دعای دیگران هم برای ما مستجاب میشه و ایشالا دست پر به آخر کار برسیم .
[تصویر:  05_blue.png]
مدت هاست که فقط دارم ترک میکنم 
هر بار برای خودم دلایلی دارم اما بعد از این شکست آخر متوجه شدم دلایل من برای ترک قانع کننده نیست 
اینقدر این اهداف کشش و جاذبه نداره که بتونه در لحظه های سخت و در روزهای بالا بهم بفهمونه که اراده هدفت از ترک چی بود؟
شاید هنوز با این موضوع صادقانه برخورد نکردم 

مطلبی که هست اینه :
من ترک میکنم چون کیفیت زندگی پایینی داره 
من ترک میکنم چون از این کار متنفرم 
من ترک میکنم تا اعتماد به نفس از دست رفته ام رو جبران کنم 
من ترک میکنم تا در ازدواج دچار مشکل نشم 
من ترک میکنم تا جسم سالم و قوی تری داشته باشم 
من ترک میکنم چون افسردگی به سراغ من اومده 
من ترک میکنم تا وضعیت روحی شادتری داشته باشم 
من ترک میکنم چون وضعیت ارتباطی خوبی با بقیه ندارم 
من ترک میکنم چون آثار جسمی و روحی این فعل در آینده برای من حاشیه ساز نشود 
و هزاران دلیل مشابه دلیل بالا ...

اما وقتی چند ماه با این دلایل پیش میریم و گاها ترک های بلند مدتی باهاشون داریم دچار عارضه ای خواهیم شد ...
به اینصورت که شما بعد از چند ماه پاکی جسم سالم احساس خوب عدم افسردگی شادی و نشاط رو تجربه خواهی کرد و همون لحظه سیگنالی از مغز میرسه که اراده تو به هدفت رسیدی ... و اونجاست که میشکنی ... چون هدفت کوچیک انتخاب شده بود ....

بارها و بارها ترک های 30 40 87 روز را تجربه کردم در این دو سال اما هر بار بعد از گذشت چند ماه پاکی میرفتم سراغش 

دلیل اینه :
ما هدف بزرگتری برای ترک باید داشته باشیم 
دغدغه ما فراتر از عوارض  و احساسات و سلامتی و ازدواجه 

دغدغه ما و دغدغه کل زندگی ما یک جهاده ... یک مبارزه با نفس 
در راه چه کسی ؟ برای چه هدفی ؟
یک جهاد در راه خدا ....
همون لحظه ای که مردد هستی گناه کنی یا نه خدا نشسته کنارت و منتظره مس وجودتو تبدیل به طلا کنی 

من تازه فهمیدم 
هدف رو اشتباه فهمیدم 
هدف رو سطحی فهمیدم 
اگر هدف اراده رضایت خدا از این مبارزه است ، باید این هدف رو عمیقا درک کنه 
اگر اراده نگاهی به خانمی در خیابون نمیندازه باید به خاطر خود خود خدا باشه 
باید همون لحظه خدا رو جلوی چشمش ببینه 
اگر اراده داره توی اینترنت میچرخه باید خدا رو کنارش حس کنه 
اگر امروز فشار از روش برداشته شده و حس خوبی داره باید عاشقانه با خدا صحبت کنه و ازش سپاس گزاری کنه 
اراده اگر خدا رو به متن زندگیت وارد کنی کار تمومه 
خدا رو از حاشیه به متن بیاری کار تمومه 
نیتت رو برای خدا خالص کنی کار تمومه 
دنیا و آخرت رو داری 
ازدواج رو داری 
سلامتی رو داری 
پول رو داری 
با خدا باش و پادشاهی کن / بی خدا باش و هر چه خواهی کن  Khansariha (121)

ببخشید همگی 
روی سخنم فقط و فقط با خودم بود  302
سلام

چند تا کلیدواژه‌ای که به ذهنم می‌رسه:
گناه
خدا
اخلاق
انسان
عزت نفس
اعتماد به نفس
جسم
روح
روان
انرژی
رشد
پیشرفت
ارزش
عمر
حسرت
دروغ
رکود
افسردگی
حال بد
بدخلقی
موضع ضعف
قدرت
حد

سر فرصت می‌شینم و مثل دوستان جمله‌هام رو سرهم می‌کنم.  cheshmak
(1396 مرداد 20، 23:58)atrisa نوشته است: دلایل من برای ترک:(اولین باره دارم براخودم وتو انجمن مینویسم تا حالا ب طور روشنی بهش فکر و اشاره نکرده بودم)
خب این کار گناهه و خیلی وحشتناک ذهنمو مشغول کرده و من نمیتونم تمرکز کنم و کارهام میمونه ..نمیدونم شماهاهم این حسو دارین یا نه اما من با این کار ب بدبینی دچار شدم ک فلانی ک از کنارم رد  میشه فکر میکنم مثل من تو خفا فکر ممنوعه ای داشته یا ی آدم بدیه:(ی لیوان آب گل آلودو هیچکس نمیخوره چون کثیفه این فکرا هم کثیفن و وقتی ب خورد روحمون میدیم ذهنمون ازاون پاکیش دور میشه:(نمیتونم مثل دیگران از ته دل شادباشم.سرم گیج میره.چشمام سیاهی میرن این ها آثار خوبی نستن ...نمیخوام آیندم خراب شه با ی گناه کبیره همش میترسم ک این گناه منو از راه اصلی جدامیکنه:(نمیخوام عصبی باشم:(
دیگه چیزی یادم نمیاد بگم و ب نظرم هم همین گناه بودنش برا دلیل بودن کافیه ن؟؟؟/ Hanghead+

نقل قول برای ۲۱ مرداد سال۹۶ هست: )
یادمه ک تعدادی از دوستان دلایل و نوشتن و نهایتش هم جمع بندی آقای عاشق بود الحق والنصاف هم انقدر خوب نوشته هارو جمع بندی کرده و پست کرده بودن ک من تو سررسید نوشتم و اون زمانی ک کانون نمیومدم و دور بودم ب نوشته ها نگاه میکردم.
الانم همین نظر و دارم ولی خب قطعا ی چیزهایی عوض شده.
___________
ی عده هستن ک زمانی ک نوجوانی رو رد کردن با خ ا آشنا میشن و ی عده ای هم هستن ک با خ ا ب طور جدی آشنا نیستن و فقط میدونن ک ی کاری هست ک وقتی درگیرش میشن لذت میبرن و تو خیالات خودشون غرقن تا اینکه بیان و پ و ر ن ببینن.این دسته هایی ک گفتم ب نظرم خوشبخت ترین ها هستن: )
چون اون عوارض و درد هایی ک بعد از خ ا ب وجود میان برای این آدم ها تاثیرشون کمتر از کسی هست ک اعتیاد ب پورن داره.
من سال ۹۶ خیلی کمتر با مسائل پیرامون خ ا آشنا بودم اما الان ک سال ۹۸ هست من بیشتر درگیرش شدم بیشتر عوارض بعد از خ ا من و درگیر کرده و دلایلم برای ترک بیشتر شده.
من الان ک اینجا دارم مینویسم میخوام بگم ک خ ا من و از هم سن هام عقب انداخته و تو تحصیلم شکست خوردم ،ب شدت بد بین و شکاک شدم،ب شدت ترس از خ ا دارم ترس از اینکه تاوان این گناه و بدم همش میترسم ک ی اتفاق بدی بیوفته،وقتی درگیرشم از خودم بدم میاد اون تمیزی و معصومیت ذهن و دلم از بین میره و ب شدت خاکستری میشم و آدم بدی میشم،وقتی خ ا میکنم و بی حس میشم و تو ترک هام فاصله میوفته میترسم درگیر گناه های بزرگتری بشم.
من واقعا میترسم درگیر ی گناه بزرگتر شم و خ ا این زمینه رو برای من فراهم میکنه.
من میخوام ترک کنم چون دلم میخواد آدم شادی باشم و زندگی عالی ای داشته باشم و از تموم فرصت هام استفاده کنم و ب خواسته هام برسم و آدم مفیدی باشم.ی آدم معتاد ب خ ا نمیتونه مفید باشه و آدم خوبی برای اطرافیانش باشه.
من نمیخوام تو خفا درگیر گناه باشم.
همین Hanghead


کلیدواژه‌هام این چنین شد:

۱-
خ.ا خودش به تنهایی یه گرفتاری خیلی بده ولی کاش خودش تنها بود. خ.ا، پ.و.ر.ن رو هم به همراهش میاره.
هر بار به خودم میام و می‌بینم چندین و چند ساعته که در حال تماشای فیلم‌های جنسی‌ام. چطور یه موضوع می‌تونه ۹ ساعت بی وقفه آدم رو میخ‌کوب خودش کنه و گذر زمان رو از یاد آدم ببره؟ فقط یه اعتیاد می‌تونه چنین کاری کنه. کسی که ۹ ساعت بدون پلک زدن صدها فیلم ببینه، آیا می‌تونه آدم نرمالی باشه؟ عجیبه اگه ذهنش بیمار باشه؟ عجیبه اگه جسمش متلاشی باشه؟ عجیبه از نظر روحی داغون باشه؟

2-
من وقتی به خ.ا روی بیارم، با یک بار و دو بار آروم نمیشم. می‌خوام پیاپی و دنباله‌دار انجامش بدم. این وابستگی به خ.ا هست که بیچاره‌ام می‌کنه.
  • جسمم رو فرسوده می‌کنه. همه انرژیم رو می‌گیره. خسته میشم. بی‌حال و بی‌جون.
  • سوهان روحم میشه. کم حوصله میشم. بداخلاق میشم. افسرده. سرد و بی‌تفاوت.
  • روانم رو بیمار می‌کنه. بعد از انجامش، همه چیز رو به شکل جنسی برآورد می‌‌کنم.
3-
اثر خ.ا و پ.و.ر.ن فقط همون لحظه انجام و تماشاشون نیست. تا ساعت‌ها، روزها و بلکه هفته‌ها و ماه‌ها زندگی منو تحت‌الشعاع قرار میده. احساس خستگی و بی‌جونی که تا مدت‌ها باقی می‌مونه و به‌راحتی از بین نمیره. افسردگی که تا چند ماه ادامه‌دار میشه. ذهنی که تا هفته‌ها درگیر چیزهای پوچ و بی‌فایده میشه.

4-
خ.ا موجب بازگشت به عقب میشه. ذهنی که داشت خوب میشد، ذهنی که داشت گذشته‌اش رو فراموش می‌کرد، ذهنی که داشت مسیرهای عصبی قبلی رو رها می‌کرد و مسیرهای عصبی جدید ایجاد می‌کرد، ذهنی که داشت نرمال میشد دوباره به وضعیت قبل و بلکه بدتر از قبل برمی‌گرده. اینکه چشمم مدام رد چیزهایی رو بگیره که نباید بگیره، واقعا سخته.

5-
برای انجام خ.ا باید پنهان بشم. باید استرس داشته باشم که کسی مبادا بفهمه دارم چی کار می‌کنم. گاهی باید دروغ بگم. گاهی باید تظاهرهای احمقانه کنم.

6-
همه صفت‌های انسانی مثل حلقه کنار هم هستن. وقتی تو یه صفت بهتر بشیم، تو بقیه صفت‌ها هم بهتر میشیم و وقتی تو صفتی ضعیف‌تر بشیم، تو بقیه صفت‌ها هم ضعیف تر. بارها تجربه کردم که چطور خ.ا مجموعه این صفت‌ها رو یک‌جا از اوج به قعر میاره.

7-
حال بدی که به واسطه خ.ا وجودم رو فرا می‌گیره چرا نباید با یه حال خوش ناشی از پاکی عوض بشه؟
خُلق بدی که به واسطه خ.ا برام به وجود میاد، چرا نباید به یه خُلق خوش ناشی از پاکی عوض بشه؟

8-
با خ.ا می‌تونم همسر خوبی باشم؟ می‌تونم پدر خوبی باشم؟ مگه من نباید الگوی بچه‌هام باشم؟

9-
خ.ا نمی‌ذاره رو نقاط ضعفم کار کنم. خ.ا نمی‌ذاره رشد لازم تو تمام ابعاد وجودیم رو به‌ دست بیارم. خ.ا نمیذاره تو ابعاد مختلف زندگیم پیشرفت کنم.

10-
خ.ا زندگیم رو دچار رخوت و رکود و سستی می‌کنه. زندگی که می‌تونه مملوء از انرژی، حرکت و جنب‌وجوش باشه.

11-
خ.ا باعث میشه عمر و وقتم به بیهودگی و بطالت سپری بشه. عمر و وقتی که صرف خیلی چیزهای ارزشمند می‌تونه بشه.

12-
خ.ا منو تو موضع ضعف قرار میده. قدرت وجودیم رو ازم می‌گیره. منی که کلی پتانسیل و استعداد دارم، تبدیل میشم به یه آدم پوچ و به‌دردنخور.

13-
ترک خ.ا خودش به‌تنهایی منو به اهداف زندگیم نمی‌رسونه. اما یه مانع جدی هست برای رسیدن به هر چیزی که دوست دارم و لایقش می‌تونم باشم. خ.ا نمیذاره فعالیت‌های خوب دیگه‌ام در جوانب مختلف به ثمر بشینه و ازشون بهره‌مند بشم. من می‌مونم و کلی تلاش بی‌حاصل. حسرت به دل موندن سخته. اصلاً دوست ندارم پایان زندگیم حسرت بخورم. ترجیح میدم تا پای جان تلاش کنم اما در عوض، ذره‌ای حسرت به دل نداشته باشم.

14-
با ترک خ.ا اعتماد به نفس من خیلی متفاوت با گذشته میشه. عزت نفس من خیلی فرق می‌کنه. با این اعتماد به نفس و عزت‌نفس به خیلی دستاوردهای دیگه می‌تونم برسم.

15-
من نمی‌دونم حد انسان بودنم چه اندازه است. حد اخلاقی بودن. حد مؤمن بودن. نمی‌دونم تا چه حد پتانسیل خوب بودن دارم. اما شک ندارم با وجود خ.ا کیلومترها با این حد فاصله می‌گیرم. حیف من نیست؟ چرا نباید به سقف توانمندی‌هام برسم؟

16-
من خیلی آدم ارزشمندتری می‌تونم باشم. من خیلی آدم باشخصیت‌تر و بزرگ‌تری می‌تونم باشم. حیف این «من» نیست که زیر چیزهای پست و حقیر له بشه و از بین بره؟

17-
خ.ا گناهه. خدایی که من رو آفریده بهتر از من می‌دونه چی برام خوبه و چی برام بد. اگه به خدا نمی‌تونم اعتماد کنم و بر پایه این اعتماد، تلاش لازم رو انجام بدم، پس اصلاً من به چه کسی می‌خوام اعتماد کنم و برای چه چیزی می‌خوام تلاش کنم؟  53258zu2qvp1d9v

پ.ن: با اندکی فیلترینگ و خودسانسوری.  53258zu2qvp1d9v
آرمین عزیز مرسی بابت این همه اطلاعات خوبتون.
من طبق تجربه متوجه شدم که:
تماشای پ.و.ر.ن  بدون انجام خ.ا به‌تنهایی خستگی ذهنی میاره، خیلی جالبه که به شدت احساس خواب‌آلودگی به من دست میده.
فکر می‌کنم این حالت خستگی ذهنی به دلیل بمباران دوپامین در مغز هست. 
من بعد از تماشای فیلم پ.و.ر.ن تقریبا تا یک روز در حین مطالعه نمی‌تونم تمرکز کنم و به روش تندخوانی پیش برم.
طبق تحقیقات متوجه شدم که هورمون دوپامین و اضطراب اجتماعی با هم رابطۀ مستقیم دارن.
پ.و.ر.ن و خ.ا که بدترین حالت ممکن است. شاید تماشای پ.و.ر.ن و خ.ا  حدود سه ساعت از وقت من رو می‌گرفت و بعد از اون هم باید چند ساعت می‌خوابیدم! قشنگ نصف روز رو با خودش میبره.

به نظرم بدترین عوارض پ.و.ر.ن و خ.ا این‌ها هستند:
1. از دست دادن زمان
2. آسیب زدن به عزت نفس
3. بهم ریختن سطح هورمون های مغز
خب بالاخره منم باعذر تقصیر وتاخیر اومدم دلایلم رو بعد از شکستم برای خودم یاد اوری کنم شاید اگه زودتر میومدم اینجوری نمیشد  Hanghead

1. از مهمترین دلایلم گناه بودن این کاره هرچند داخل گناهان ریز ودرشت دیگم گمه اما باید از یک جایی شروع کنم واین طنابایی که بهم وصله و اون سرش دست شیطونه رو پاره کنم !
این اولین طنابیه که شیطون انداخت گردنم اینقدر زمان گذشته که حتی یادم نمیاد چطور شروع شد
فقط میدونم طی این سال ها خیلی محکم و ریشه دار شده وراحت شدن از شرش اراده جدی میطلبه همون چیزی که خ .ا ازم گرفته!

2.پس دومین دلیلم همین ضعیف شدن ارادمه ,از کم اوردن و تسلیم شدن خستم نمیخوام اینقدر زود در مقابل نفسم کم بیارم و وا بدم نه تنها نفسم بلکه این بی ارادگی همه زندگیمو تحت تاثیر قرار داده, جرات ادامه دادن ندارم موفقیت رو حق خودم نمیدونم , حتی انگار میترسم موفق بشم !هر تصمیمی که میگیرم نصفه رها میکنم و در اخر شکست بدون تلاش رو میپذیرم... من این درماندگی اموخته شده رو دوست ندارم باید ارادمو قوی کنم و ترک این عادت مسخره اولین قدمه

3.این کار باعث میشه از خودم بدم بیادومتنفربشم  پس میتونم اعتماد به نفس به شدت پایینم رو هم  بندازم گردن خ.ا !  میدونم عوامل زیادی دراین موضوع دخیله اما بی شک خ .ا هم یکی از دلایل مهمشه  زمانی که مدت زیادی پاکی دارم بالا رفتن اعتماد به نفسمو به وضوح احساس میکنم و من به این احساس به صورت دائم نیاز دارم

4.این کار نه تنها باعث میشه از خودم بدم بیاد بلکه نسبت به همه این حس رو دارم ذهنم خراب میشه نگاهم به بقیه تغییر میکنه سریع عصبی میشم و واکنش نشون میدم و من نمیخوام همچین ادم منفوری باشم!

5.حافظه وتمرکزم خیلی ضعیف شده  اگه در موارد قبلی ذره ای شک داشتم اما این مورد رو با قطعیت واعتقاد کامل میندازم گردن خ.ا
خب من هنوز به حافظم نیاز دارم 

6.از لحاظ ظاهری اندک تاثیراتی داشته که میخوام رفع بشه

7.میخوام نگاهم رو پاک کنم 

8.این عادت شدیدا در ناخوداگاه من نفوذ کرده و مسیر عصبی بسیار مستحکمی هم ساخته!! طوری که گاهی اوقات خارج از اراده من میشه! 
ومن نمیخوام ارادمو بدم دست شیطان
پس باید پاک کنم این مسیر و تاثیراتش رو

9.ودر نهایت من قراره در آینده همسر و مادر خوبی بشم ایا همچین مادر ضعیفی میتونه بچه های خوبی تربیت کنه مسلما نه!
یا رادَّ ما قَدْ فاتَ
عمرهای به سر آمده، 
روزهای گذشته،
خون‌های ریخته،
عشق‌های گم شده، 
آبروهای رفته،
بغض‌های شکسته، 
اشک‌های چکیده،
و آب‌های از جوی رفته را 
تو باز می‌گردانی
ای باز گرداننده‌ی از دست رفته‌ها...

[تصویر:  20191213_181446.png]
سلام
خیلی وقت گذشته فکر کنم
شاید نزدیک ۳ سال از وقتی که آخرین بار توی کانون بودم میگذره

یه بار قبلا این تایپیک رو نوشتم اما الان فکر کنم باید دوباره بنویسم

خب چرا میخوام ترک کنم؟
چون از این کسی که هستم خسته شدم! (دقیقا داره حالم به هم میخوره)

چون از اینکه مدام چشمم دنبال هم جنس خودم باشه خسته شدم!!!
نه اینکه یه نگاه احساسی باشه
شاید اوایل اینطور بود (که البته همونم باعث تشدید خ.ا می شد)
اما الان یه نگاه کاملا جنسیه
وقتی یه نفرو می بینم خیلی چیزا رو تصور می کنم Hanghead
 
از آینده می ترسم
اینطوری که داره پیش میره معلوم نیست تهش چی میشم
از رفتن آبروم می ترسم (چند بار نزدیک بوده بی آبرو بشم که خدا نگذاشته)
از طرد شدن میترسم
از اینکه نتونم همسر و بچه داشته باشم می ترسم
از اینکه نتونم به خاطر این نگاها یه دوست درست و حسابی داشته باشم می ترسم
از خدا می ترسم.... Khansariha (60) 

اینا چه ربطی به خ.ا داره؟
خب به خاطر همین خ.ا بود که توی دوران دبیرستان به یکی از بچه های مدرسه که اونم این کاره بود نزدیک شدم و افتادم توی این مسیر اشتباهی...

اینم از چشم های خاکستری ...
خاکستری تر از همیشه
خب حقیقتا منم به تازگی شکستم
ولی میخواهم دوباره شروع کنم
آقای soshians   گفتن باید قشششششنگ دلایل ترک را بگم
خیلی خلاصه وار بگم
دلیل ترکم خدا است

مفصل تر بخواهم بگم
میشه اینا
میخواهم ترک کنم چون
خدا را دوست دارم و دوست دارم بهش نزدیک و نزدیک تر بشم
از خشم خدا میترسم
از جهنم خدا میترسم
وقتی پاکم خودم را به خدا نزدیک تر میدونم و دنیا برام رنگی تر و قشنگ تر
وقتی پاکم احساس میکنم از اون بنده های خیلی خوب خدا هستم که خدا بهشون افتخار میکند
میدونم وقتی خ.ا میکنم خدا غصه میخوره Hanghead
دلم میخواد ترک کنم تا خدا هیچ وقت غصه دار و غمگین نباشه

گفتم که دلایلم فقط خدا است  4chsmu1
 سپاس شده توسط


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان