عزیز :.:.::. * شما دعوتین به نماز شب جمعه 30 اردیبهشت * .::.:.

عزیز :.:.::. * آقای poorang تولدتون مبارک 49-2 * .::.:.

عزیز : .:.::. دعا برای حل مشکل آقای karma ::.:.

عزیز :.:.::. * عهد با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در بامداد جمعه 30 اردیبهشت * .::.:.

عزیز : .:.::. جشن کنترلی شماره 4 .::.:.


امتیاز موضوع:
  • 3 رأی - میانگین امتیازات: 4.67
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

هم کلامی با افتخارات کانون (بالای یک سال)

#1
[تصویر:  aa8h_eftekharat.png]

بسمـــــه تعالــــــــــــــی





در این تاپیک با افراد موفق در ترک و رکورد داران مصاحبه هایی صورت گرفته است.

کسانی که مسیری را که شما اکنون در آن قرار دارید را پیش تر طی کرده

و به هدف خود رسیده اند.




در این تجربیات رفتارهای خوب و موثر ،رفتار های پر خطر در ترک، اثرات ناشی از ترک و ...
همگی بیان شده اند.



..::: امید است که با مطالعه دقیق تجربیات آنها حداکثر استفاده را درمسیر پاکی خودتان ببرید. :::...






یا حق

[تصویر:  53.gif]


================================

===============
#2
مصاحبه با tanha


مصاحبه با tanha ! نوشته است:*از اینکه موفق شدی "تا اکنون "ترک کنی چه احساسی داری؟

یه جور احساس شعف و پیروزی ،شایدم تازه فهمیدم که انسان بودن یعنی چی..و خدا چرا ما رو خلیفه خودش در زمین قرار داده چون ما انسانیم و می تونیم تغییر کنیم و تغییر بدیم!همش با خودم می گم من یه روز به خدا خواهم گفت که من فقط و فقط به خاطر تو کنار گذاشتمش تو هم از کرده هایم بگذر، ولی این رو هم بگم همیشه یه حس ترس باهامه ،ترس از این که دوباره گرفتار بشم.چون واقعا نمی شه از وسوسه شیطان در امان بود

*این تغییر و احساست چه تاثیری روی اطرافیانت و نزدیکانت گذاشته ؟

روی اطرافیانم هیچ تاثیری نگذاشته چون اونها اصلا از مشکلم باخبر نبودن ولی روی رفتار خودم خیلی اثر گذاشته دیگه زود رنج نیستم و یا حرف دیگران بهم بر نمی خوره قبلنا با یه حرف کوچیک از کوره در می رفتم و می رفتم تو اتاق و تو تنهایی هزار جور بلا سر خودم می یوردم ولی الان وقتی کسی ناراحتم می کنه این حس رو دارم که من موفق شدم بزرگترین مشکلم رو به تنهایی و بدون کمک اینا حل کنم حالا اگرم حرفی می زنن چه اهمیتی داره من می تونم بدون اهمیت دادن به رفتار های اون ها به خوبی زندگی کنم.

آیا این تغییر موثر شده برای این که بتونی بیشتر عشق بورزی و بیشتر به دیگران محبت کنی؟چگونه؟مثال میزنی ؟

می تونم بگم که یه مقدار حس تنفرم کمتر شده آخه تو گرفتاری من به این درد خیلی ها مقصر بودن با این حال قبلا هم حس تنفرم رو پنهان می کردم ولی الان دیگه به رفتارهاشون فکر نمی کنم و سعی می کنم همه رو تو این حس شادیم شریک کنم و به خاطر همین بیشتر کمک می کنم بیشتر محبت می کنم و کلا روحیه شادی پیدا کردم و افسرده نیستم
...
این تغییر به چه میزان هدف ها و انگیهزهایت رو بهترکرده ؟

قبلنا من اصلا هدفی و هیچ انگیزه ای برا ادامه زندگی نداشتم ، این درد منو به انتها رسونده بود به طوری که فقط به مرگ فکر می کردم ولی الان تازه جنگیدن رو یاد گرفتم ، تازه فهمیدم تو این دنیا هم قانون جنگل حاکمه باید مبارزه کنی تا بتونی زندگی کنی ،مبارزه با نفست با شیطان با رفتارهای بد دیگران، مبارزه برا بدست آوردن شغل و مقام و تحصیل ! تصمیم دارم برا ارشد بخونم ولی قبلش باید حتما وسوسه هارو بکشم آخه من درس خوندنی حس چیزم گل می کنه ،تمرین می کنم که به این حالت ها هم غلبه کنم
...

*این تغییر چقدر روی "احساس مسولیتت" اثر گذاشته آیا در این زمینه بهتر شدی؟

بله مطمئنا بهتر شدم ، اراده ام قوی تر شده ، حس اعتماد بنفسم بالا رفته،و وقت هایی رو قبلا صرف هوس می کردم الان صرف مطالعه و رسیدن به کارهایی که به عهدم گذاشته شده می کنم.
...
انگیزه ی اصلی برای این تغییر در شما بیشتر برای بهبود وضعیت جسمیه یا روحی یا معنوی؟

دلیل اصلیم خدا بود.چون واقعا نمی تونستم ببینم که تمام شرف و انسانیتم رو دارم خودم از بین می برم .در ضمن من قبلا به خاطر هوسرانی شخص دیگه ضربه خورده بودم والان وقتی می دیدم خودم از اون شخص هم پستر شدم عذاب می کشیدم.

*بعد آخرین بار که این کار را لا اقل تا الان گذاشتی کنار با دفعات قبل چه فرقی داشت؟(یک تصمیم؟احساس تنفر؟یک مسئله خارجی که این کار مانع میشد یا ...

نمی دونم شاید الان حس تنفر از این کار مانع می شه.این حس که این همه تکرارش کردم فقط تنها چیزی که ازش دیدم افسردگی و ناراحتی بوده پس چرا باید تکرارش کنم.و آخرین بار با امام رضا و تو حرمش عهد کردم که بزارم کنار..


بهترین درسی که از شکست های متوالی وسپس موفقیت در تغییر و نگه داشتن آن تا حالا گرفتی چه بود ؟
من انسانم و می توانم فقط باید اراده کنم .کار نشد نداره...

*ورزش چه نقشی داشته ؟

راستش زیاد اهل ورزش نیستم.ولی فعالیتم بالاست و تو این مدت اصلا بیکار نموندم و خودم رو اونقدر مشغول نگه داشتم که شب موقع خواب از خستگی بیهوش می شدم و دیگه هیچ توانی برا چیز نمی موند.

*این تغییر آیا روی حس و انگیزت برای تلاش و مخصوصا درس تاثیر داشته ؟

آره تصمیم دارم برا ارشد بخونم.

*با این تغییر چقدر رفتارت با معیار هایی که در زندگی انتخاب کرده ای "یکی" شده ؟

من همیشه معیارم برا زندگی این بوده که فقط در راه درست قدم بردارم.و بخاطر خدا زندگی کنم . و الان به خودم ثابت کردم که می تونم چنین شخصیتی داشته باشم.

*روزی که اولین بار وارد سایت کانون ترک شدی رو بخاطر داری؟ چه احساسی داشتی؟

آره، کاملا ،چون تو وبلاگ منهدم قرار شده چنین جایی درست بشه. خوشحال بودم چون می دیدم که کسایی پیدا می شن که بخاطر پاک شدن جوونا از وجودشون هزینه کنن.من تو دومین روز ایجاد کانون به عنوان سومین نفر عضو شدم. ولی تردید داشتم که اینجا پا بر جا بمونه .خوشحالم که هنوز با پر جاست و برای موندنش تلاش خواهم کرد.

*چی باعث شد تو ی سایت بمونی و به فعالیت ادامه بدی ؟

یه چند ماه اول فعال بودم ولی بعدش کارآموزی و پروژه داشتم رفتم پی اونها و کانون رو فراموش کردم و بعد تابستون به خودم اومدم دیدم بعد سه ماه ترک باز آلوده شدم .دوباره برگشتم اینجا و دیدم خیلی چیزا تغییر کرده خیلی ها اومدن و پاک شدن و من هنوز تو لجنم و تصمیم گرفتم اینجا رو ترک نکنم و هر وقت وسوسه گناه می یاد سراغم بیام اینجا و انقدر با صفحات اینجا کلنجار برم که حس گناه کردنم از بین بره و همیشه اینکار رو می کنم.

*سایت کانون ترک چقدر تو ترکت موثر بوده ؟

خیلی زیاد .مدیونشم.مدیون همه بچه ها و مسئولین سایت .تک تک حرفهای شما به من انگیزه می ده حتی حرف کسی که می یاد و می گه شکسته ومن می فهم که باید مواظب باشم وگرنه منم باید تاسف لحظه ای غفلت رو بخورم . ممنونتونم

الان چه چیزی رو موجب خوشبختی تو زندگیت میدونی وچه احساسی بت میده ؟

نمی تونم بگم کاملا احساس خوشبختی می کنم هنوز تاسف گذشته ها رو می خورم عمری که تلف شد و به پوچی گذشت.ولی الان از این که می تونم بگم" خدا! سلام" خوشحالم . من با خدا آشتی کردم و بر سر عهدم موندم.امام رضا من کبوتر توام که تو حرمت از قفس تن آزاد شدم. ممنونتم

همیشه به چه چیزی در زندگیت افتخار میکردی وازش سپاسگذار بودی؟

اینکه با تمام ظلمی که بهم شد و زندگیم به باد رفت نگذاشتم کسی از خونوادم بویی ببره و تنهایی همه زخمها رو تحمل کردم. شکر خدا که بهم توان داده تا با بزرگترین درد زندگیم کنار بیام هرچند گاهی وقتا اذیتم می کنه.(البته این راز رو بعضی از بچه های کانون می دونن همون رازی که من رو به درد خودار.. کشوند

آخرین حرفت ؟

بچه ها زندگی بدون این حس زیباتره! باور کنین می شه و می تونین .فقط تحمل کنید به خاطر خودتون..انسان بودن رو تجربه کنید چون تازه آدم می فهمه چقدر لجن بوده..گناه دل آدم رو می پوسونه طوری که دیگه حتی خدا رو هم نمی بینه .من تا حد شرک هم رفتم ولی تو مرز کافر شدن برگشتم..مواظب باشید
التماستون می کنم که کنار بگذارید .حتی یکبارش هم زیاده ...
53  تا حالا مهمترین تجربه ام این بوده که  که هیچ روشی توی ترک گناهان  مثل همنشینی با دوستان خدا جواب سریع و قطعی و موندگار  نمیده !53
 سپاس شده توسط
#3
مصاحبه با mahdi

مصاحبه با mahdi ! نوشته است:از اینکه موفق شدی "تا اکنون "ترک کنی چه احساسی داری؟

خب خوشحالم که تونستم بر نفسم غلبه کنم،خدارو هم شکر میکنم،تازه ،همش یه بوی سوختگی حس میکنم که فکر کنم دماغ شیطونه که هر روز میسوزه

این تغییر و احساست چه تاثیری روی اطرافیانت و نزدیکانت گذاشته ؟

اینو باید از اطرافیانم بپرسی که چه تاثیری روشون گذاشته،ولی کسی که خبر نداره من ...،قبلنا زود عصبانی میشدم،خیلی وقتا غیر منطقی برخورد میکردم،ناامیدی،نداشتن اعتماد بنفس...،اما الان تا حدود زیادی ایناد برطرف شده،فکر میکنم اگه از خونوادم بپرسین که مهدی چه جوری شده بگن:مرد شده


آیا این تغییر موثر شده برای این که بتونی بیشتر عشق بورزی و بیشتر به دیگران محبت کنی؟چگونه؟مثال میزنی ؟


خب حرف از عشق زدی،صددرصد،وقتی انسان آرامش داشته باشه فرصت هم واسه عشق ورزیدن پیدا میکنه،وقتی روحت آروم باشه و وقتی پیش خدا شرمنده نباشی،بهتر میتونی نعماتش رو شکر کنی و بهتر میتونی احساست رو به خدا و خلق خدا ابراز کنی،یه بار گفتم،من عاشق شدنم و ترک کردنم باهم اتفاق افتاد،وقتی شروع کردم به ترک،عاشق خدا شدم،دقیقا یک هفته از ترک کردنم میگذشت که خدا پاداش منو دادو یه فرشته رو برام فرستاد،

این تغییر به چه میزان هدف ها و انگیهزهایت را بهترکرده ؟

انگیزم واسه پیشرفت کردن خیلی بیشتر شده،
هدفهام قبل از ترک تا حدی مشخص بود،ولی آثاری که این عمل درما بوجود میاره باعث شده بود که من توانایی برای رسیدن به هدفهام رو از دست بدم،باجرات میگم که ازدست داده بودم،اما خداروشکر الان هم به هدفهام نزدیکتر شدم هم اینکه هدفهای زندگیم بیشتر به واقعیت نزدیک شدن

این تغییر چقدر روی "احساس مسولیتت" اثر گذاشته آیا در این زمینه بهتر شدی؟

من مسئولیت یه عشق رو بدوش میکشم،چیز کمی نیست،درمقابل همسر آیندم مسئولم،تاالان هم خیلی خوب پیش رفتم،قبلا یه چنین شخصیتی داشتم:ازخونوادم توقع داشتم که واسم کاری انجام بدن،و فکر میکردم که به من بدهکارن ،اما الان برعکس شدم،به طور کل مرررررررررررد شدم،و کلا طرز فکر کردنم تا حدود زیادی عوض شده و خیلی هم وسیعتر شده،دیگه دغدغه من خریدن فلان وسیله نیست،و بلکه برنامه ریزی واسه تشکیل خونواده هست،البته خیلی وقته که برنامم رو تنظیم کردم،این برنامه هم بر اساس واقعیت هاست نه رویاها

انگیزه ی اصلی برای این تغییر در شما بیشتر برای بهبود وضعیت جسمیه یا روحی یا معنوی؟

وقتی جسمت سالم باشه،و احساس خستگی نکنی مسلما روحت هم آرامش خواهد داشت،وقتی هم روحت در آرامش باشه میتونی بهتر به خدا نزدیک بشی،نتیجه اینکه انگیزه اصلی برای تغییر و ترک به هر سه عامل مربوط میشه،و این سه عامل مثله حلقه های یک زنجیر بهم متصل هستن

بعد آخرین بار که این کار را لا اقل تا الان گذاشتی کنار با دفعات قبل چه فرقی داشت؟(یک تصمیم؟احساس تنفر؟یک مسئله خارجی که این کار مانع میشد یا ...)

یک تصمیم رو که هممون میگرفتیم،بارها و بارها تصمیم گرفتیم،و چون ما اغلب به خدا ایمان داریم بعد از هربار که این کارو میکردیم احساس تنفر هم بسراغمون میومد،امامن به این فکر کردم که اون دنیا چجوری میخوام پیش خدای خودم حاضرباشم،و اینکه با این کار حتی توی دنیا هم زندگی خوبی نخواهم داشت.چون آرزو داشتم و دارم که یه زندگی خوب رو تشکیل بدم و اگه میخواستم این کار رو ادامه بدم زندگی خوب رو باید به فراموشی میسپردم.پس این عمل هم دنیامو خراب میکرد هم آخرت

بهترین درسی که از شکست های متوالی وسپس موفقیت در تغییر و نگه داشتن آن تا حالا گرفتی چه بود ؟


هیچ مشکلی نیست که باعث ناامیدی انسان از خداوند بشه،من دست توانای خدارو توی این کار میبینم،وگرنه من بارها تصمیم گرفتم که ترک کنم ولی...اما اینبار خدارو از ته دل صدا زدم،و ازش کمک خواستم،اون هم گفته:
ادعونی استجب لکم،

ورزش چه نقشی داشته ؟
داداشتون یه پا ورزشکاره،نا سلامتی والیبالیست هستیما،
تو اون روزای اول رهایی،خیلی زیاد ورزش میکردم،و خودمو از این طریق تخلیه میکردم،هر روز چندین ست طناب میزدم،و بسیار موثر بود


نماز هم نقشی داشته؟خود نمازت از قبل چه فرقی کرده ؟

والا نماز خوندنم فرقی نکرده،قبلنا با کمال پرویی با اینکه اینکارو میکردم ولی نمازمو سروقت و مرتب میخوندم،الان هم همینجوریه،ولی با این تفاوت که احساس گناه نمیکنم،وموقع نماز خیلی بیشتر ذوق و هیجان دارم
و سرمو پیش خدا بلند میگرم


این تغییر آیا روی حس و انگیزت برای تلاش و مخصوصا درس تاثیر داشته ؟

انگیزه رو که توضیح دادم،
وقتی شما اعتماد بنفست زیاد بشه
مسلما در همه زمینه ها پیشرفت میکنی،درس هم یکی از این زمینه هاست


با این تغییر چقدر رفتارت با معیار هایی که در زندگی انتخاب کرده ای "یکی" شده ؟

همونطور که گفتم خیلی به واقعیت نزدیک شدم،و طرز تفکرم خیلی وسیع تر شده،همه اینا رو که کنار هم بذاری نتیجش این میشه که تقریبا یکی شده

روزی که اولین بار وارد سایت کانون ترک شدی رو بخاطر داری؟ چه احساسی داشتی؟


اولین بار رو بخاطر دارم،1/9/1387
اونموقع اصلا فکر نمیکردم بتونم دووم بیارم،و حس زیاد خوبی هم نداشتم
چون قبلش کلی گریه کرده بودم اما دلم هنوز سنگین بود


چی باعث شد تو ی سایت بمونی و به فعالیت ادامه بدی ؟

یک چیز،از برگشتن میترسم که نکنه دوباره دست شیطونو تو دستم بگیرم

سایت کانون ترک چقدر تو ترکت موثر بوده؟

بسیار زیاد،به قول خیلی از بچه ها مدیونشم،

الان چه چیزی رو موجب خوشبختی تو زندگیت میدونی وچه احساسی بت میده ؟

نزدیک شدن به خداوند رو موجب خوشبختی توی زندگیم میدونم.من یک سانتیمتر به سمتش حرکت کردم،وخدا بهترین هدیه توی زندگیم رو بهم داد،تصور کنین اگه بخوام به سمتش بدوم چقدر بهم پاداش میده.خداوند منتظر من و توست،هیچوقت از من و تو روی بر نمیگردونه


همیشه به چه چیزی در زندگیت افتخار میکردی وازش سپاسگذار بودی؟

...از لطف خداوند سپاسگزارم،همیشه توی زندگیم به خونوادم افتخار کردم،خیلی خوشحالم ازاینکه تو همیچین خونواده ای بزرگ شدم و خدارو شکر میکنم.الان هم به همسرم افتخار میکنم،و واقعا به این ایمان دارم که یک هدیه ی خدادای بوده و هست و خواهد بود
53  تا حالا مهمترین تجربه ام این بوده که  که هیچ روشی توی ترک گناهان  مثل همنشینی با دوستان خدا جواب سریع و قطعی و موندگار  نمیده !53
#4
مصاحبه با بی نام

مصاحبه با بی نام نوشته است:از اینکه موفق شدی "تا اکنون "ترک کنی چه احساسی داری؟

اول سلام.303
بی اندازه خوشحالم..نه خیلی خیلی خیلی بیشتر از این حرفا خوشحالم به چند دلیل که در قست های بعدی مطرح میکنم(اینجوری میخوام مجبورتون کنم تا تهش و بخونین!!!خنده:
haha:)

این تغییر و احساست چه تاثیری روی اطرافیانت و نزدیکانت گذاشته ؟

هیچی

این تغییر به چه میزان هدف ها و انگیهزهایت را بهترکرده ؟

خوب من کلا آدم بلند پروازیم...توی اون مدت جهنمی همه چیز خراب شد..من شدم یه آدم خموده و افسرده!...اما الآن همه چیز خیلی عالیه یه مثال!..دیروز یه اتفاق وحشتناک برام افتاد اما الآن همه چیز عالیه میدونین چرا؟!(چون ایمان آوردم هر چه از او رسد نیکوست)""کلا توی این کانون من شاعرم شدم!:me1

این تغییر چقدر روی "احساس مسولیتت" اثر گذاشته آیا در این زمینه بهتر شدی؟

هیچ فرقی نکرده

انگیزه ی اصلی برای این تغییر در شما بیشتر برای بهبود وضعیت جسمیه یا روحی یا معنوی؟

من برای اینکه داشتم از خدا دور میشدم تصمیم به ترک گرفتم1276746pa51mbeg8j[i](دوری از خدا هر 3 بعد و شامل میشه)

بهترین درسی که از شکست های متوالی وسپس موفقیت در تغییر و نگه داشتن آن تا حالا گرفتی چه بود ؟

خدا همیشه و همه جا هست

نماز هم نقشی داشته؟خود نمازت از قبل چه فرقی کرده ؟

نماز و قرآن باعث نجاتم شدن بدون اغراق!،نماز و برای سپاسگزاری میخونم نه انجام تکلیف


این تغییر آیا روی حس و انگیزت برای تلاش و مخصوصا درس تاثیر داشته ؟

آره خیلی...اون موقع ها همش استرس داشتم و یکی از خصوصیتام و فراموش کرده بودم ..اگه قول بدین نخنیدن میگم!زمان خود...کارهام و سر وقت انجام میدادم که مبادا دیر بشه همش استرس داشتم ،اما آلآن فهمیدم من میتونم تمام کارهام و دقیقه ی 90 به بهترین شکل انجام بدمhaha
خنده(خوب نخند دیگه)


با این تغییر چقدر رفتارت با معیار هایی که در زندگی انتخاب کرده ای "یکی" شده ؟

معیار ها توی زندگی مدام در حال تغییره شاید من اینجوریم نمیدونم!!!

روزی که اولین بار وارد سایت کانون ترک شدی رو بخاطر داری؟ چه احساسی داشتی؟

ثانیه به ثانیش یادمه...یه حس عجیب!اما میدونستم که میتونم چون به نشونه ها اعتقا دارم

چی باعث شد تو ی سایت بمونی و به فعالیت ادامه بدی ؟

فکر کنم مثل همه!

سایت کانون ترک چقدر تو ترکت موثر بوده ؟

خیلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

الان چه چیزی رو موجب خوشبختی تو زندگیت میدونی وچه احساسی بت میده ؟

اینکه تونستم خدا رو پیدا کنم.احساس اینکه من واقعا دختر لوس و شیطون خدام!

همیشه به چه چیزی در زندگیت افتخار میکردی وازش سپاسگذار بودی؟

از خدا بابت دادن خانواده ی فوق العادم...خیلی کمکم کردن توی بدترین شرایط بهترین تکیه گاه بودن برامKhansariha (8)

در آخر ممنون بابت اینکه از من اینهمه سوال پرسیدی و شرمنده که از روی خیلی هاش پریدم:16:
در پناه خدا شاد و پیروز باشید
53  تا حالا مهمترین تجربه ام این بوده که  که هیچ روشی توی ترک گناهان  مثل همنشینی با دوستان خدا جواب سریع و قطعی و موندگار  نمیده !53
#5
4fvfcja مصاحبه با ناشناس

مصاحبه با ناشناس نوشته است:از اینکه موفق شدی "تا اکنون "ترک کنی چه احساسی داری؟

احساس قدرت . شادابی ، سر حالی . دیگه پیش خودم و خدا مثل قبل شرمنده نیستم و مینازم که تا حالا تونستم مقاومت کنم ، و امیدوارم بعد از این هم بتونم دووم بیارم .:

این تغییر و احساست چه تاثیری روی اطرافیانت و نزدیکانت گذاشته ؟

روزای اول اعصابم خورد بود با همه دعوام میشد . ولی الان خیلی بهتر از دوران کثافت کاریم شدم . تقریباً میشه گفت با همه مهربون شدم و اعصابم تو همه کاری بهتر شده cheshmak

آیا این تغییر موثر شده برای این که بتونی بیشتر عشق بورزی و بیشتر به دیگران محبت کنی؟چگونه؟مثال میزنی ؟

من درست زمانی تصمیم به ترک گرفته بودم که شکست عشقی خوردم Tears ولی بعد از چند وقت اون مشکل بر طرف شد . اون زمان حتی به خودم اجازه نمیدادم با کسانی که دوسشون دارم دست بدم . چون خودمو کثیف میدونستم . یه جورایی عذاب وجدان میگرفتم . می گفتم طرف نمیدونه من چه آدم مذخرفی هستم . ولی حالا با خیال راحت بدون هیچ دغدغه فکری با اطرافیان ارتباط برقرار می کنم .

این تغییر به چه میزان هدف ها و انگیزه ها یت را بهترکرده ؟

این تغییر خیلی به من کمک کرده تا بتونم به هدفهای دیگرم برسم . چون از مسائل دیگه بگذریم اون حرکت هم ذهنمو مشغول می کرد هم تنبل شده بودم .

این تغییر چقدر روی "احساس مسولیتت" اثر گذاشته آیا در این زمینه بهتر شدی؟

برای این سوال هرچی فکر می کنم جوابی به ذهنم نمیرسه :
i

انگیزه ی اصلی برای این تغییر در شما بیشتر برای بهبود وضعیت جسمیه یا روحی یا معنوی؟

اول معنوی ، بعد جسمی و اون آخراش یه کوچولو جا واسه روحی . همیشه با خودم می گفتم یه روز میخوای بیفتی بمیری ، تا کی میخوای این گناه کبیره رو انجام بدی . چی داری واسه اون دنیات . از نظر جسمی میدونستم دارم همه رقمه به خودم آسیب میرسونم . هیچ دوست نداشتم از یه سری مسائل عاجز باشم . روحی هم که خودتون میدونید . بعد از انجام این کار آدم صد بار آرزوی مرگ می کنه و روحش در عذابه .

بعد آخرین بار که این کار را لا اقل تا الان گذاشتی کنار با دفعات قبل چه فرقی داشت؟(یک تصمیم؟احساس تنفر؟یک مسئله خارجی که این کار مانع میشد یا ...)

ایندفه هم مثل دفعات قبلی بود . از خودم متنفر بودم :

بهترین درسی که از شکست های متوالی وسپس موفقیت در تغییر و نگه داشتن آن تا حالا گرفتی چه بود ؟

یکی اینکه هیچ وقت فکر نکنم ترک کردم ، همیشه به خودم بگم در حال ترکم . یعنی یه جورایی مغرور نشم . دوم اینکه مثل دفعات قبل فکر نکنم میتونم در مقابل عوامل تحریک کننده مقاومت کنم . دفه قبل که برای اولین بار 90 روز ترک رکده بودم عین 90 روزش با چیزای تحریک کننده سر و کار داشتم . ولی ایندفه حتی به خودم اجازه ندادم به این مسائل نزدیک بشم .


ورزش چه نقشی داشته ؟


راستشو بخوای ایندفه اصلاً ورزش نکردم . ولی دفه قبلی درست زمانی که حدوداً 1 هفته از ترک ورزشم میگذشت شکستم . الان هم خیلی دوست دارم یه ورزشی انجام بدم . ولی متاسفانه وقتشو ندارم .

نماز هم نقشی داشته؟خود نمازت از قبل چه فرقی کرده ؟

داغ دلم رو تازه کردی . ترک هیچ چیزی به اندازه ترک نماز راحت نیست . این چند وقته چند بار سعی کردم نمازم رو بخونم . ولی بعد از 2 / 3 روز ترک میشه Tears شرمنده ام


این تغییر آیا روی حس و انگیزت برای تلاش و مخصوصا درس تاثیر داشته ؟

روی حس وانگیزم برای تلاش چرا ، ولی برای درس اصلاً از درس متنفرم .

با این تغییر چقدر رفتارت با معیار هایی که در زندگی انتخاب کرده ای "یکی" شده ؟

دو میلی گرم . شایدم صد کیلومتر . یا 1000 وات . 3500 cc (نیسان مورانو) 4fvfcja نمیدونم این سوال های آمار گیریتو چجوری جواب بدم خوب . از شوخی بگذریم خیلی زیاد . کلاً ارادم بیشتر شده . و خودم رو شکست خورده نمیدونم و با قدرت به هر تغییر ، یا کاری که دلم بخواد دست میزنم و همیشه امیدوارم .

روزی که اولین بار وارد سایت کانون ترک شدی رو بخاطر داری؟ چه احساسی داشتی؟


احساس جالبی بود . خیلی برام جالب بود که یک سری ها مثل من با این بدبختی دست و پنجه نرم می کنن . بعد پیش خودم گفتم چرا من به فکرم نرسید چنین جایی رو درست کنم ؟

چی باعث شد تو ی سایت بمونی و به فعالیت ادامه بدی ؟


خوب یه جایی پیدا کرده بودم که میتونستم این گونه درد دل هامو که هیچ جا نمیتونستم بیان کنم ، بگم . خیلی سبک می شدم .


سایت کانون ترک چقدر تو ترکت موثر بوده ؟

خیلی زیاد . میتونم 75% این موفقیت که ایشالله ابدی میشه رو به کانون ربط بدم . همین مسابقاتش خیلی انگیزه رو زیاد می کنه . هم در این مورد با هم درد دل می کنیم . وقتی پشیمونی یک نفر دیگه رو بعد از لغزش میبینی هی تلاشت برای اینکه لغزش نکنی بیشتر میشه . چون میدونی تو هم پشیمون میشی .


الان چه چیزی رو موجب خوشبختی تو زندگیت میدونی وچه احساسی بت میده ؟


در کنار عشق بودن و نداشتن مشکلات روحی و روانی . همین که تونستم یه چنین مشکلی رو تا الان کنار بزارم خیلی خوشحالم و از خدا به این خاطر ممنونم .
53  تا حالا مهمترین تجربه ام این بوده که  که هیچ روشی توی ترک گناهان  مثل همنشینی با دوستان خدا جواب سریع و قطعی و موندگار  نمیده !53
#6
مصاحبه با b52
مصاحبه با b52 نوشته است:
از اینکه موفق شدی "تا اکنون "ترک کنی چه احساسی داری؟


بسم الله الرحمن الرحيم...احساس بدرد بخور بودن

این تغییر و احساست چه تاثیری روی اطرافیانت و نزدیکانت گذاشته ؟


هيچي

آیا این تغییر موثر شده برای این که بتونی بیشتر عشق بورزی و بیشتر به دیگران محبت کنی؟چگونه؟مثال میزنی ؟

آره خيلي از اخلاق سگي در اومدم

این تغییر به چه میزان هدف ها و انگیهزهایت را بهترکرده ؟

به حدي به خودم و اراده ام در هر كاري مطمئنم ( درسته ؟)

این تغییر چقدر روی "احساس مسولیتت" اثر گذاشته آیا در این زمینه بهتر شدی؟

من از اول مسئوليت پذير بودم

انگیزه ی اصلی برای این تغییر در شما بیشتر برای بهبود وضعیت جسمیه یا روحی یا معنوی؟


همش با هم به خصوص جسمي

بعد آخرین بار که این کار را لا اقل تا الان گذاشتی کنار با دفعات قبل چه فرقی داشت؟(یک تصمیم؟احساس تنفر؟یک مسئله خارجی که این کار مانع میشد یا ...)


راستش نمي دونم

بهترین درسی که از شکست های متوالی وسپس موفقیت در تغییر و نگه داشتن آن تا حالا گرفتی چه بود ؟

اگه از همون اول اراده مي كردم تموم مي شد . يعني اول هر كار با اراده باشد

ورزش چه نقشی داشته ؟

به دمت گرم ،زيره به كرمان مي بري

نماز هم نقشی داشته؟خود نمازت از قبل چه فرقی کرده ؟

نماز بهترين هديه به انسان است

این تغییر آیا روی حس و انگیزت برای تلاش و مخصوصا درس تاثیر داشته ؟

نچ

با این تغییر چقدر رفتارت با معیار هایی که در زندگی انتخاب کرده ای "یکی" شده ؟


اين يكيو خداييش معنيشو نفهميدم

روزی که اولین بار وارد سایت کانون ترک شدی رو بخاطر داری؟ چه احساسی داشتی؟

آره ماه رمضون بود

چی باعث شد تو ی سایت بمونی و به فعالیت ادامه بدی ؟

من آدم "پست" پرستي هستم و قدرت طلب فقط واسه مديريت بود 17
شوخي كردم:


سایت کانون ترک چقدر تو ترکت موثر بوده ؟

:smiley-yell: از اون سوالا بودا

الان چه چیزی رو موجب خوشبختی تو زندگیت میدونی وچه احساسی بت میده ؟

خدا

همیشه به چه چیزی در زندگیت افتخار میکردی وازش سپاسگذار بودی؟

اميدي كه همشه جواب گرفتم ازش
53  تا حالا مهمترین تجربه ام این بوده که  که هیچ روشی توی ترک گناهان  مثل همنشینی با دوستان خدا جواب سریع و قطعی و موندگار  نمیده !53
#7
مصاحبه با پرواز
مصاحبه با پرواز نوشته است:از اینکه موفق شدی "تا اکنون "ترک کنی چه احساسی داری؟

احساس ميكنم راحت تر ميتونم در هر مبارزه اي شيطان رو شكست بدم.

این تغییر و احساست چه تاثیری روی اطرافیانت و نزدیکانت گذاشته ؟

فكر نميكنم تاثيري روي اونا گذاشته باشه

آیا این تغییر موثر شده برای این که بتونی بیشتر عشق بورزی و بیشتر به دیگران محبت کنی؟چگونه؟مثال میزنی ؟


بله 100 در 100.من تا قبل از اينكه ترك كنم،نه نسبت به اطرافيانم محبت داشتم و نه به شخص خاصي عشق مي ورزيدم.اما بعد از ترك،در هر دو عرصه موفق بوده ام.

این تغییر به چه میزان هدف ها و انگیهزهایت را بهترکرده ؟

مسلما براي زندگي هدف هاي رنگارنگي رو در نظر گرفتم و براي رسيدن به اونا هم انگيزه بزرگي دارم(انگيزه بزرگ استعاره از عشقم هستش،فداش بشم)

انگیزه ی اصلی برای این تغییر در شما بیشتر برای بهبود وضعیت جسمیه یا روحی یا معنوی؟


راستشو بخوايد بيشتر معنوي

بهترین درسی که از شکست های متوالی وسپس موفقیت در تغییر و نگه داشتن آن تا حالا گرفتی چه بود ؟

آنقدر شكست ميخورم تا راه شكست دادن را بياموزم

روزی که اولین بار وارد سایت کانون ترک شدی رو بخاطر داری؟ چه احساسی داشتی؟


بله دقيقا يادمه، 2 ظهر روز 6 ارديبهشت 86 بود كه ديگه خسته شده بودم از اين همه توبه شكستن . ميخواستم يه راه حل اساسي براش پيدا كنم كه با اينجا آشنا شدم و از همون لحظه آينده پاك رو مي ديدم

چی باعث شد تو ی سایت بمونی و به فعالیت ادامه بدی ؟

موفقيتم توي مسابقات ماهانه و ستاره گرفتن، منو تشويق به موندن كرد.


الان چه چیزی رو موجب خوشبختی تو زندگیت میدونی وچه احساسی بت میده ؟

اينكه هميشه يكي هست كه به يادم و هميشه باهامه و ميتونم باهاش درددل كنم و آروم بشم و از اينكه اين فرشته رو دارم خدا رو شكر ميكنم
53  تا حالا مهمترین تجربه ام این بوده که  که هیچ روشی توی ترک گناهان  مثل همنشینی با دوستان خدا جواب سریع و قطعی و موندگار  نمیده !53
#8
مصاحبه با  Recluse
Khansariha (48)

مصاحبه باRecluse نوشته است:از اینکه موفق شدی "تا اکنون "ترک کنی چه احساسی داری؟

دوست دارم از زندگیم لذت ببرم
از همون اول میدونستم که کار برای من نشد نداره
تا حالا هر تصمیمی که گرفتم عملی شده


این تغییر به چه میزان هدف ها و انگیهزهایت را بهترکرده ؟

قبلا امیدی به آینده نداشتم یاس و ناامیدی تمام وجودم موج میزد
ولی الان به یه هدفایی فکر میکنم که وقتی برای کسی تعریف میکنم خندش میگیره


این تغییر چقدر روی "احساس مسولیتت" اثر گذاشته آیا در این زمینه بهتر شدی؟

نیاز به زمان دارم تا مثل قبل مسئولیت پذیر بشم

انگیزه ی اصلی برای این تغییر در شما بیشتر برای بهبود وضعیت جسمیه یا روحی یا معنوی؟

1- جسمی 2- معنوی  3-روحی

بعد آخرین بار که این کار را لا اقل تا الان گذاشتی کنار با دفعات قبل چه فرقی داشت؟(یک تصمیم؟احساس تنفر؟یک مسئله خارجی که این کار مانع میشد یا ...)

احساس تنفر

بهترین درسی که از شکست های متوالی وسپس موفقیت در تغییر و نگه داشتن آن تا حالا گرفتی چه بود ؟

در ناامیدی بسی امید است

ورزش چه نقشی داشته ؟

ما منکرش نیستیم

نماز هم نقشی داشته؟خود نمازت از قبل چه فرقی کرده ؟

اگه میشه جواب ندم
که همش شرمندگیه



روزی که اولین بار وارد سایت کانون ترک شدی رو بخاطر داری؟ چه احساسی داشتی؟

میدونستم که فقط راه خوشبختی و سالم زندگی کردن را کنار شما میشه طی کرد

چی باعث شد تو ی سایت بمونی و به فعالیت ادامه بدی ؟

بعضی از بچه ها خیلی بهم انگیزه میدادن + علاقه داشتم به اینکه به بقیه هم کمک کنم تا کنارش بزارن

سایت کانون ترک چقدر تو ترکت موثر بوده ؟

100% خدا + 100% کانون + 100% خودم

به اینکه یه روزی سایتو ترک کنی فکر کردی ؟

دروغ نگم بله

همیشه به چه چیزی در زندگیت افتخار میکردی وازش سپاسگذار بودی؟

یه خدا دارم که با کرامتش فقط ما را شرمنده ی خودش کرده
تن سالم
پدر و مادر مهربون


آخرین حرفت با بچه ها چیه ؟

اینگونه زندگی کنیم: شاد ولی دلسوز، ساده ولی زیبا، مصمم ولی آرام، مهربان ولی جدی، زیرک ولی صادق، عاشق ولی عاقل
53  تا حالا مهمترین تجربه ام این بوده که  که هیچ روشی توی ترک گناهان  مثل همنشینی با دوستان خدا جواب سریع و قطعی و موندگار  نمیده !53
#9
مصاحبه با R324 (رضا)



نقل قول: 1-بگو چند سال گرفتار بودی و چی شد که تصمیم به ترک گرفتی؟

حدود 5 سال... نمیخواستم از این بیشتر ادامه پیدا کنه.


2-این تغییر و احساست چه تاثیری روی اطرافیانت و نزدیکانت گذاشته ؟

اوووووووووم نمیدونم...42

3-این تغییر چقدر روی "احساس مسولیتت" اثر گذاشته آیا در این زمینه بهتر شدی؟

بله؛ هر چی روزای ترک بیشتر میشه، اینکه مسئولیتی رو قبول کنم و اونو به نحو احسن انجام بدم، بهتر و قوی تر میشه.


4-آیا ورزش هم میکنی؟ تو ترک بهت کمک کرده؟

نه 42 ولی مطمئناً کمک میکنه.


5-این تغییر آیا روی حس و انگیزت برای تلاش و مخصوصا درس تاثیر داشته ؟

بله خیلی زیاد.


6-روزی که اولین بار وارد سایت کانون ترک شدی رو بخاطر داری؟ چطوری اینجا رو پیدا کردی؟و چه احساسی داشتی؟

فکر نمی کنم فراموش کنم. بعد از اینکه اون کار رو انجام دادم، داشتم دنبال یه جایی که درباره این کار توضیح داده میگشتم که توی یه وبلاگ اینجا رو پیدا کردم. احساس فوق العاده ای بود، از خوشحالی می خواستم گریه کنم. یه حسی بهم می گفت اینجا دیگه آخرشه... خدا رو شکر...


7-چی باعث شد توی سایت بمونی و به فعالیت ادامه بدی ؟

صمیمیت بچه ها و فضای گرم اینجا.


8-سایت کانون ترک چقدر تو ترکت موثر بوده ؟

کانون یه جاییه که افرادی که توش کار میکنن، تقریباً همشون یه زمانی گرفتار بودن و یا هستن و می خوان ترک کنن. بعد همین افراد میان و تو رو راهنمایی میکنن (با همون صمیمیت خاصشون). آدم احساس میکنه با یه گروه داره هدفی رو طی میکنه و توی این راه تنهایی پیش نمیره، که من قبل ز این بار ها به تنهایی اقدام به ترک کردم ولی...


9-وسوسه ها همیشه وجود دارن ولی بعضی از آدما به این وسوسه ها پاسخ "نه" میدن؛ تو چطوری این کار رو میکنی؟

من سعی میکنم از اون فضای وسوسه بر انگیز فاصله بگیرم، یا اون افکار رو با افکار دیگه جابجا کنم و اگه این کار جواب نداد از یه اکسیر اعظمی استفاده میکنم که همه اون وسوسه ها نابود شن (یعنی قدرتی میزنم 4fvfcja) و اون دعای عهده. بار ها شده با پخش این دعا تمام وسوسه ها پا به فرار گذاشتن و راحت شدم.


10-قبلا چی نداشتی که الان بهش رسیدی؟

شماهارو.


11-فکر میکنی به آرزوهات میرسی؟

اگه استقامت رو سرمایه قرار بدم------>YES I CAN< 4fvfcja


12-یه آرزو کن:

آرزو می کنم به آرزوهام برسم 4fvfcja (نه شوخی کردم)
آرزو می کنم خدا ما رو برای خودش تربیت کنه.



13-به نظرت گناه یعنی چی؟

کار بد.


14-مهمترین درسی که تو زندگی گرفتی؟

هر چیزی با تلاش و استقامت بدست میاد.


15-حرف آخرت با بچه ها ؟

تک تکتون رو دوست دارم و امیدوارم به آرامش برسید.317
مردن پايان تو نيست، آغازی دگر بايد تو را
#10
مصاحبه با arman67


arman67 نوشته است:
بگو چند سال گرفتار بودی و چی شد که تصمیم به ترک گرفتی؟

اول به نام خدا
من 9 یا 10 سال بود که گرفتار بودم .. والا از شکست های پیاپی خسته شده بودم ، خواستم رنگ زندگیمو تغییر بدم

این تغییر و احساست چه تاثیری روی اطرافیانت و نزدیکانت گذاشته ؟

خوب طبیعتا چون روحیه ی خودم بهتر شده  ( یعنی دیگه تقریبا سعی میکنم زود عصبانی نشم ) باعث شده که دیگران هم با من برخورد بهتری داشته باشن

این تغییر چقدر روی "احساس مسولیتت" اثر گذاشته آیا در این زمینه بهتر شدی؟

فقط میتونم بگم ، خیلیییییییی

آیا ورزش هم میکنی؟ تو ترک بهت کمک کرده؟

تا 2 ماه پیش ورزش میکردم اما الان بدلیل کنکور ارشد نه
هر وقت خودمو با ورزش خیلی خسته میکردم دفعات خودار.. کاهش پیدا میکرد


این تغییر آیا روی حس و انگیزت برای تلاش و مخصوصا درس تاثیر داشته ؟

بله ، 100% .. واقعا روحیم عوض شده ، حس خوب و جالبیه و اینا باعث شده تلاشم بیشتر بشه

روزی که اولین بار وارد سایت کانون ترک شدی رو بخاطر داری؟ چطوری اینجا رو پیدا کردی؟و چه احساسی داشتی؟

آره ، ساعت 1 یا 2 شب بود .. بعد خودا.. اعصابم بهم ریخته بود ، داشتم راجع به ترک و توبه و بخشش خدا سرچ میکردم که کانونو پیدا کردم
وقتی دیدم توش مسابقه هم هست خیلی خوشم اومد ، ثبت نام کردم و تو مسابقه 10 تازه نفس اولین پست رو زدم و تنها خانم اولین کسی بود که به پستم جواب داد


چی باعث شد توی سایت بمونی و به فعالیت ادامه بدی ؟

حس همدلی ، صمیمیت ، کمک و خیلی چیزای دیگه که تو بچه های کانون موج میزنه

سایت کانون ترک چقدر تو ترکت موثر بوده ؟

خیلی خیلی زیاد

وسوسه ها همیشه وجود دارن ولی بعضی از آدما به این وسوسه ها پاسخ "نه" میدن؛ تو چطوری این کار رو میکنی؟

خوب الان اگه وسوسه بیاد سراغم به خودم میگم ارزش نداره که واسه یه لذت حقیر دوباره گرفتار بشی .. بیاد سختی هایی که تو این راه کشیدم میافتم و به نفسم میگم نه

قبلا آرزوی دست یافتن به چه چیزی را داشتی و آیا اکنون به اون آرزو دست پیدا کردی ؟

من یکی دو تا آرزو که ندارم 4fvfcja
اما حالا با این روحیه به نظرم با توکل بخدا میتونم به تمام آرزوهام دست پیدا کنم
که یکیش قبولی تو یه دانشگاه خوب تو کنکور ارشد امساله


مهمترین درسی که تو زندگی گرفتی؟

خواستن توانستن است
انسان برای پیروزی آفریده شده ، او را میتوان نابود کرد اما نمی توان شکست داد


حرف آخرت با بچه ها !

خوب از تمامیه بچه های گل کانون که واقعا در حقم برادریو خواهری کردن از صمیم قلب تشکر میکنم
و به بچه هایی که هنوز موفق نشدن اینو میگم که منم یه روزی این مصاحبه ها رو میخوندم و میگفتم یعنی میشه منم یه روزی ترک کنم
حالا میبینم که شده ، پس هر چیزی ممکنه
فقط یادتون باشه یه خدا توکل کنید
امیدتونو از دست ندید
و بدونید که شما فردی هستید با توانایی های خاص ، پس به خودتون ببالید

در آخر هم از داداش پوریا که این مصاحبه رو با من انجام داد کمال تشکر رو میکنم


مردن پايان تو نيست، آغازی دگر بايد تو را
 سپاس شده توسط
#11
Khansariha (48) تبریک میگم به آرمان 67 ، همین طور مهدی 69 :
4fvfcjaمصاحبه با مهدی 69
مصاحبه با mahdi_69 نوشته است:از اینکه موفق شدی "تا اکنون "ترک کنی چه احساسی داری؟

haha
احساس این شکلک رو دارم!
خب...
هنوز به اون ایده آلی که میخواستم نرسیدم!
وقتی به بالای 100 روز یا بیشتر رسیدم احساس خوشحالی بیشتری میکنم!


این تغییر و احساست چه تاثیری روی اطرافیانت و نزدیکانت گذاشته ؟

خب اطرافیانم وقتی می بینن من دیگه گوشه گیری نمیکنم و تو بحثاشون شرکت میکنم مطمئنن در مقابل حساب بیشتری روی من باز می کنن!

آیا این تغییر موثر شده برای این که بتونی بیشتر عشق بورزی و بیشتر به دیگران محبت کنی؟چگونه؟مثال میزنی ؟

آره!
مثلا قبل از این دوستم میگفت فلان کار رو برا من انجام بده!میگفتم برو بابا کی حوصله داره!ولی الان تازه خوشحالم میشم کارای دیگران رو انجام بدم!


این تغییر به چه میزان هدف ها و انگیهزهایت را بهترکرده ؟

وقتی که آدم شارژ باشه،انگیزشم بیشتره،شوق و شورشم بیشتره و بهتر میتونه به هدفاش برسه!
...
ین تغییر چقدر روی "احساس مسولیتت" اثر گذاشته آیا در این زمینه بهتر شدی؟

به 40 روز ترک کردن این مشخص نمیشه!

انگیزه ی اصلی برای این تغییر در شما بیشتر برای بهبود وضعیت جسمیه یا روحی یا معنوی؟

انگیزه اصلیم جسمی بوده!
چون من قبل از اینم نماز میخوندم ولی حالا بدنم نجس بوده هرچی بوده نماز رو میخوندم!


بعد آخرین بار که این کار را لا اقل تا الان گذاشتی کنار با دفعات قبل چه فرقی داشت؟(یک تصمیم؟احساس تنفر؟یک مسئله خارجی که این کار مانع میشد یا ...)

از اولش که میخواستم ترک کنم احساس تنفر بوده!
ولی از آخرین بار که تا الان کنار گذاشتم هم یه تصمیم بوده هم یک مسئله خارجی!


بهترین درسی که از شکست های متوالی وسپس موفقیت در تغییر و نگه داشتن آن تا حالا گرفتی چه بود ؟

من هنوزم که هنوزه فقط با کمک خدا بوده یعنی اون قرآن و نماز شبی که میخونم اینا منو نگه داشته! شاید از اینا جدا بشم دوباره برم سمتش!ولی بهترین درس این بوده که فقط باید رفت سمت خدا!


ورزش چه نقشی داشته ؟

اتفاقا همین دیروز کیسه بکسمو تو حیاط وصلش کردم قبل از این ورزش نمیکردم
همون کیسه بکس هم چندین سال بود گوشه انباری خاک خورده بود!
haha

نماز هم نقشی داشته؟خود نمازت از قبل چه فرقی کرده ؟

نمازم 360 درجه فرق کرده وقتی داری با بدن پاک جلوی خدا می ایستی خودش یه تغییر بزرگه!

این تغییر آیا روی حس و انگیزت برای تلاش و مخصوصا درس تاثیر داشته ؟

خیلی...
درس تاثیرش کم بوده ولی برای کار انگیزشم بیشتر شده!
حیف این درس نمیزاره برم سر کار53258zu2qvp1d9vوگرنه میتونستم تا چند سال دیگه یه مدیر کامل و با تجربه بشم البته مدیر تحصیل کرده خیلی بهتره ولی خب تجربه هم مهمه!


با این تغییر چقدر رفتارت با معیار هایی که در زندگی انتخاب کرده ای "یکی" شده ؟

راستش من برا همه چی معیار انتخاب کردم غیر از رفتارمhaha

روزی که اولین بار وارد سایت کانون ترک شدی رو بخاطر داری؟ چه احساسی داشتی؟
oh!yes!

راستش من از سال 87 همون دور و برای آذر بود تو اینترنت رفتم دنبال مضرات این کار و راه های ترکش به چند تا سایت برخوردم و با استفاده از اونا 10 روز ترک کردم!
خیلی خیلی ناراحت بودم فکر میکردم فقط من تنهام!
ولی باز خرداد دست به کار سرچ شدم و کانون رو پیدا کردم تو مسابقه 10 تازه نفس ثبت نام کردم و تنها و باران خانوم(بی نام) خوش آمد گفتن!
خیلی خوش حال بودم!زبونم بند اومد بود!باورم نمیشد این همه آدم گرفتار این کار شده بودن!
1744337bve7cd1t81

چی باعث شد تو ی سایت بمونی و به فعالیت ادامه بدی ؟


فقط و فقط انگیزه ای که بچه ها به من میدادن! تنها خانوم و بی نام خانوم،داداش تارک گل خودم رز زردم بود ولی خودش تازه نفس بود فکر کنم!4fvfcja
و همچنین اعتبار های خوشگلی که بچه ها بهم میدادن!

سایت کانون ترک چقدر تو ترکت موثر بوده ؟


سایت کانون فراز و نشیب ها و مشکلات زیادی برای من داشته!
چرا دورغ بگم درسته که منو از این کار زشت و گناهی که داشت نجات داد ولی یه مضراتی هم برای من داشت که نمیتونم برای شما بگم و هنوزم که هنوزه دارم از اون مشکلاتش زجر میکشم اونم چه زجری!
Tears

الان چه چیزی رو موجب خوشبختی تو زندگیت میدونی وچه احساسی بت میده ؟

الان همین که این کار رو برا همیشه بزارم کنار و به اون هدف هایی که دارم برسم خیلی خیلی خوشحال میشم!
اگه به هدفام برسم کانون رو جهانی میکنم
4fvfcja!هدفام بزرگ نیست!ولی دست نیافتنی هم نیست!4fvfcja

همیشه به چه چیزی در زندگیت افتخار میکردی وازش سپاسگذار بودی؟


به مادرم و مخصوصا پدرم!
آیندمو تامین کردن دیگه چی میخوام؟
خدا رو هم شکر میکنم!
وقتی همه چیزت از همین الان جور باشه!تو هم فقط درس بخونی و در آینده میشی یه مرد کامل که روی هر دختری دست بزاری نه نمیگه!4fvfcja


نظرت در مورد خودارضایی چیه؟

خیلی خیلی مضره حتی به اونایی که هر روز این کار رو می کنن و نمیتونن برای مدته طولانی بزارن کنار بهشون میگم لااقل هر ماه یا هر چند ماه این کار رو انجام بدن!چون انرژی فوق العاده ایی از بدن میگیره که حتی تصورش رو هم نمیتونی بکنی!
هر بار خودارضایی= با 30 بار همبستر شدن با همسرته!
1744337bve7cd1t81
خودت دیگه داشته باش چقدر انرژی میشه!


از داداش مجتبی گل و دوست داشتنی خودم برای تهیه این مصاحبه تشکر میکنم!
haha
53  تا حالا مهمترین تجربه ام این بوده که  که هیچ روشی توی ترک گناهان  مثل همنشینی با دوستان خدا جواب سریع و قطعی و موندگار  نمیده !53
#12
مصاحبه با سها خانوم


سها نوشته است:
سلام
اول از اینکه قابل دونستین و منو واسه مصاحبه انتخاب کردین ممنونم..
بعد هم بابت تاخیرم عذر میخوام..



بگو چند سال گرفتار بودی و چی شد که تصمیم به ترک گرفتی؟

متاسفانه از اون دست اسیرایی هستم که تا یادم میاد در بند بودم..

به نهایت انزجار رسیدم...
و بینهایت شرمنده خدا بودم...
13

این تغییر و احساست چه تاثیری روی اطرافیانت و نزدیکانت گذاشته ؟

تغییر من اینقدر بود که برادرم ازم پرسیدن: چی شده ؟چرا عوض شدی؟
بعد از مراحل اولیه تلاشم واسه ترک..به آرامش عجیبی رسیدم..
53258zu2qvp1d9v

این تغییر چقدر روی "احساس مسولیتت" اثر گذاشته آیا در این زمینه بهتر شدی؟

کلا آدم تنبلی هستم ..اما همینکه موندم و اگه خدا بخواد میخوام به دوستام کمک کنم ..یعنی اثر داشته..

آیا ورزش هم میکنی؟ تو ترک بهت کمک کرده؟

قبلا(حدود دو سال پیش) ورزش رزمی کار میکردم که بنا به عللی دیگه ادامه ندادم..
برای من تاثیری نداشت..اما منکر اثر مطلوبی که ممکنه روی افراد داشته باشه نیستم.


این تغییر آیا روی حس و انگیزت برای تلاش و مخصوصا درس تاثیر داشته ؟

درس خوندنم خیلی تغیری نکرده..هنوزم خیلی نمیخونم...42

روزی که اولین بار وارد سایت کانون ترک شدی رو بخاطر داری؟ چطوری اینجا رو پیدا کردی؟و چه احساسی داشتی؟

از بهترین روزای زندگیم بود..مثه روز برام روشنه...
کاملا اتفاقی پیداش کردم...گیج میزدم اولش...
و حسرت و تعجبم نهایت نداشت..


چی باعث شد توی سایت بمونی و به فعالیت ادامه بدی ؟

من صبح جمعه عضو شدم ..عصر دوباره اومدم کانون و دیدم آقا مجتبی بهم پیام خصوصی دادن..
اینکه فهمیدم هر کس وارد میشه برای بقیه مهمه و نامه ای هم که نوشتن پیش فرض نیست ..کلی کیف داد بهم..
این شد که پابنده کانون شدم..
(خدا به آقا مجتبی خیر بده...)


سایت کانون ترک چقدر تو ترکت موثر بوده ؟

بهترین وسیله ای که میتونستم پیدا کنم همین سایت بود...

وسوسه ها همیشه وجود دارن ولی بعضی از آدما به این وسوسه ها پاسخ "نه" میدن؛ تو چطوری این کار رو میکنی؟

سخته..منکرش هم نمیشم..
اما دست حمایت گر خدا خیلی جاها باهام بوده..
و من که سعی کردم تو هیچ شرایطی دستشو رها نکنم..



قبلا آرزوی دست یافتن به چه چیزی را داشتی و آیا اکنون به اون آرزو دست پیدا کردی ؟

آرزو برای من خیلی عینیت نداره..نمیدونم چرا...اما خیلی آدم آرزو مندی نیستم..
راضی ام به رضای خدا..هر چی بیشتر و بهتر بده دستش درد نکنه...53258zu2qvp1d9v



مهمترین درسی که تو زندگی گرفتی؟

درس......نمیدونم اما شاید بهترینش این بود که فهمیدم به چی باید وصل بشم..


حرف آخرت با بچه ها !

دوستتون دارم...خیلیییی خیلییییییی خیلییییییییییی..
آرزوی موفقیتتون ذکر لبه منه...
و فقط میگم که :
دوستای من تا شما نخواین.. تا با خودتون کنار نیاین ..حتی یه کوچولو لذت تو دلتون باشه موفقیت نزدیک نمیشه..

در کنار ترک این عادت به فکر صاف و صوف کردن چروکهایی که تو این مدت دلتون خورده هم باشین..

و اینکه

"لطف خدا بیشتر از جرم ماست......نکته سر بسته چه دانی؟!خموش!"


التماس دعا..یاعلی.
مردن پايان تو نيست، آغازی دگر بايد تو را
#13
مصاحبه با  آقای سلام


سلام نوشته است:بگو چند سال گرفتار بودی و چی شد که تصمیم به ترک گرفتی؟

از ابتدای بلوغ تا زمان آشنایی با کانون. البته متاسفانه متاسفانه بعد از آشناییم با کانون یکدفعه ترک نکردم. اما بالاخره خدا رو شکر تموم شد. هرچند هم سال کنکور - و سالهای اول و دوم دانشگاه- هر دو بار ترک کرده بودم.
چی شد که تصمیم به ترک گرفتم؟ بهتر بود می پرسیدی چرا زودتر تصمیم به ترک نگرفته بودی.


این تغییر و احساست چه تاثیری روی اطرافیانت و نزدیکانت گذاشته ؟

راستش توی این یه ساله مسایل دیگه ای هم بودن که روابط من و اطرافیانم رو تغییر دادن. به همین خاطر نمیشه تاثیر این عامل رو جداگونه دید.

این تغییر چقدر روی "احساس مسولیتت" اثر گذاشته آیا در این زمینه بهتر شدی؟

قطعا. همیشه می گفتم اگه  نتونم یه تغییر توی خودم بدم توی هیچ کار دیگه هم نمی تونم موفق بشم. چه برسه به این که بتونم دیگران رو بهتر کنم (از هر جنبه ای). الان احساس می کنم که میشه تغییر داد. چه خود رو و چه دیگران رو.

آیا ورزش هم میکنی؟ تو ترک بهت کمک کرده؟

بـــــــــــــــــــــــله! تا چند وقت پیش که هوا سرد نشده بود هر روز بعد از اذان صبح یه ساعت می رفتم سر کوه و نرمش و خرید صبحگاهی. من با طلوع صبح ارتباط برقرار کردم.

این تغییر آیا روی حس و انگیزت برای تلاش و مخصوصا درس تاثیر داشته ؟

کاملا. میگم این سد که پشت سر گذاشته شد. قورباغه رو دیگه قورت دادم. حالا دیگه بقیه کارا راحتتره.

روزی که اولین بار وارد سایت کانون ترک شدی رو بخاطر داری؟ چطوری اینجا رو پیدا کردی؟و چه احساسی داشتی؟

آره. یک ماه قبلش کاملا تصادفی از توی نظرای یه وبلاگ آدرس کانونو دیدم اما عضو نشدم. آدرسش یادم مونده بود. یه ماه بعد یه روز خیلی خیلی از خودم بدم اومده بود که گفتم هرجوری شده باید ترک کنم. یه راست اومدم اینجا و عضو شدم. از شدت عصبانیت نمی دونستم چیکار کنم. احساس می کردم اومدم توی کانون ترک اعتیاد عضو شدم و خودم الان مثل این معتادای بی سرو پا هستم.
بلافاصله توی مسابقه ۱۰ تازه نفس اسم نوشتم و (حداقل) ۱۰ روز ترک کردم.
توی اون دوران یکبار برای همیشه و لیلی و بی۵۲ و نیما و یه سری بچه های قدیمی خیلی فعال بودن.


چی باعث شد توی سایت بمونی و به فعالیت ادامه بدی ؟

اولا تصمیمی که گرفته بودم تا ترک کنم. ثانیا این که الان به خودم میگم جریمه سالها گناه کردنم اینه که الان بخشی از وقتم اینجا صرف بشه.

سایت کانون ترک چقدر تو ترکت موثر بوده ؟

معلومه. ۱۰۰ درصد. چون ارتباط با دیگران باعث میشه آدم مقاومتش بیشتر بشه و حتی خجالت بکشه بشکنه. در عین حال که با جنبه های مختلف عواقب و اثرات این مساله هم آشنا می شه. در مجموع یه سری عامل دست به دست هم میدن تا توی ترک کمک کنن.

وسوسه ها همیشه وجود دارن ولی بعضی از آدما به این وسوسه ها پاسخ "نه" میدن؛ تو چطوری این کار رو میکنی؟

سوال خوبیه.
میگم تا وقتی بخوای هوس بازی کنی درجا می زنی. وقتی چندسال دیگه بگذره دیگه می بینی توی دوران طلایی عمرت درجا زدی و الان دیگه نه میشه اون دوران رو برگردوند و نه الان دیگه درست شدن فایده ای داره.
در ضمن بعد از یه مدت دیگه به نظر ادم این کار خیلی خیلی چندش آور و غیرعادیه.


قبلا آرزوی دست یافتن به چه چیزی را داشتی و آیا اکنون به اون آرزو دست پیدا کردی ؟

اراده و اعتماد به نفس-
و اعتقاد به اینکه میتونم خودم رو تغییر بدم. این منم که زندگیم رو تغییر می دم نه اینکه زندگی من بازیچه هوس هام باشه و اونا سرنوشتم رو مشخص کنن.



مهمترین درسی که تو زندگی گرفتی؟

زندگی می گذره. چه توی خواب غفلت باشیم و چه استفاده کنیم.
یه درس دیگه: هیچ چیزی هدفی دست نیافتی نیست. اما اگر غفلت کنی ممکنه ببینی بهترین استاد دانشگاه و خیلی ثروتمند و خوشبخت شدی اما به هدفی که توی زندگی داشتی نرسیدی. یعنی: فقط موفق شدن مهم نیست. این که توی چه راستایی موفق می شی هم خیلی مهمه.


حرف آخرت با بچه ها !

اگه بر می گشتم به گذشته یه باره ترک می کردم. انصافا راحت تره. در ضمن هر روزی هم که ترک کامل دیرتر انجام بشه یه روز هدر رفته س که غیرقابل برگشته.

بیاین به زندگی واقعی سلام کنیم!


مردن پايان تو نيست، آغازی دگر بايد تو را
#14
مصاحبه با هدف مقدس


هدف مقدس نوشته است:
بگو چند سال گرفتار بودی و چی شد که تصمیم به ترک گرفتی؟

اونموقع که تصمیم به ترک گرفتم 4 ماه گرفتار بودم دلیلش هم این بود که کلن احساس بدی داشتم که اینکارو میکنم و نه هیچ دلیل دیگه ای

این تغییر و احساست چه تاثیری روی اطرافیانت و نزدیکانت گذاشته ؟

هیچ تاثیری!

آیا ورزش هم میکنی؟ تو ترک بهت کمک کرده؟

نه

این تغییر آیا روی حس و انگیزت برای تلاش و مخصوصا درس تاثیر داشته ؟

بله! خیلی... چون کلا رو حیه ام بهتر شده وقت بیشتر دارم کلا خیلی خوبه فقط وقتشو زیاد کنین!! 4fvfcja

روزی که اولین بار وارد سایت کانون ترک شدی رو بخاطر داری؟ چطوری اینجا رو پیدا کردی؟و چه احساسی داشتی؟

آره یادمه! تو گوگل سرچ کردم! خوب کلن احساسم این بود که ناراحت بودم اما پیداش کردم فکر کردم شاید کمک کنه

وسوسه ها همیشه وجود دارن ولی بعضی از آدما به این وسوسه ها پاسخ "نه" میدن؛ تو چطوری این کار رو میکنی؟

به خودم میگم اگه میخوای بدبخت شی برو هر غلطی میخوای بکن!
مردن پايان تو نيست، آغازی دگر بايد تو را
#15
317 ضمن تبریک به "رضا خودش رو دوست داره " و گروه Return to Life Khansariha (48)

مصاحبه با "رضا خودش رو دوست داره "

rezakhodeshodostdare مصاحبه با نوشته است:از اينکه موفق شدي "تا اکنون "ترک کني چه احساسي داري؟

حسه عالی هستش ، داشتن اعتماد به نفس و اینکه غلبه کردن بر خودم بیشتر و بیشتر میشه ...

اين تغيير و احساست چه تاثيري روي اطرافيانت و نزديکانت گذاشته ؟

هیچ چیزی تو دینا بی تاثیر نیست ، شاید احساس کنند بهتر درکشون می کنم و خوشحالترند نسبت به قبل من ...

آيا اين تغيير موثر شده براي اين که بتوني بيشتر عشق بورزي و بيشتر به ديگران محبت کني؟چگونه؟مثال ميزني ؟

خب اره ، من ادم کم حرفی هستم اما اگه حس بد رو نداشته باشم ، ار حرف زدن خسته نمی شم ، خب مثالش رو می تونم بچه های کانون بگم که روز به روز احساس راحت بودن باهاشون می کنم ...

اين تغيير به چه ميزان هدف ها و انگيهزهايت را بهترکرده ؟

خیلی زیاد ، من همیشه تو سرم هدف می چیندم اما هیچ وقت نگیزه و علاقه و پشتکار نداشتم ، بیشتر به خاطر ضعف اراده بود و باور نداشتن خودم بودش ...

اين تغيير چقدر روي "احساس مسوليتت" اثر گذاشته آيا در اين زمينه بهتر شدي؟

اره ، بیشتر از قبل روی تصمیم هام پافشاری می کنم و نسبت به کار هایی که دارم و باید انجام احساس مسولیت بیشتری می کنم یه نمونش گروهی که عضوشم ...

انگيزه ي اصلي براي اين تغيير در شما بيشتر براي بهبود وضعيت جسميه يا روحي يا معنوي؟

بیشتر بهبود روحی ، چون وقتی کسی مریض باشه اما از نظر روحی سالم باشه ، از زندگیش لذت میبره و اون غم بیماری رو نداره و خیلی سریعتر درمان میشه ...

بعد آخرين بار که اين کار را لا اقل تا الان گذاشتي کنار با دفعات قبل چه فرقي داشت؟(يک تصميم؟احساس تنفر؟يک مسئله خارجي که اين کار مانع ميشد يا ...)

وقتی کسی میشکنه ناراحت و عصبی میشه اما موقعی که داره میشکنه این حس رو نداره ، اما بعد از چند ساعت حس اینکه نباید بشکنه و امید وار باشه و مصمم رو سعی می کنم همیشه حفظ کنم که چه موقع تحریک چه هنگامی می خوام انجام بدم ، فقط همین حس مبارزه باشه ...

بهترين درسي که از شکست هاي متوالي وسپس موفقيت در تغيير و نگه داشتن آن تا حالا گرفتي چه بود ؟

خب نسبت به قبل مصمم تر شدم ، از اینکه ناراحت باشم و هر دفعه به خودم بگم این دفعه اخر هستش برام خسته کننده شده بود ، سعی می کردم بفهمم چرا من میرم سراغش ، حتی موقعی که اون کار رو میکردم فکر می کردم الان چرا هنوز دارم این کار رو می کنم ، چرا به سمتش جذب شدم ، بعدش دست می کشیدم با خودم چی باعث شد من دست بکشم ازش ...

ورزش چه نقشي داشته ؟

خب ، من قبلا اهل ورزش بودم ، ولی به خاطر مشکلاتی رهاش کردم ، اما دارم دوباره شروع می کنم ، ورزش بیشتر باعث سرحال بودن و صرف کردن انرژی اضافی بدن کمک خیلی خوبه می تونه باشه ...

اين تغيير آيا روي حس و انگيزت براي تلاش و مخصوصا درس تاثير داشته ؟

خب اره ، امسال که کنکور دارم ، تمام فکر و ذهنم مشغول #$% بودش و همیشه ذهنم مشغول بودش ، حالا که این افکار مزاحم رو ندارم ، می تونم با خیال راحت درسم رو بخونم ...

با اين تغيير چقدر رفتارت با معيار هايي که در زندگي انتخاب کرده اي "يکي" شده ؟

قبل از حرف زدن کمی فکر کنم ، برای اینکه راحت تر بتونم دیگری رو درک کنم و حرف های قشنگ بزنم ...

روزي که اولين بار وارد سايت کانون ترک شدي رو بخاطر داري؟ چه احساسي داشتي؟

خب اره ، خیلی گیج بودم و ناراحت سعی می کردم حرف هایی بزنم که دیگران منو درک کنند و احساس خوبی رو بهم منتقل کنند ، فکر کردم همه مشکلاتمو می تونم حل کنم ، حرف پوریا و شقایق (پسری تنها در کره خاکی) رو یادم هست ، فقط همین دو نفر جوابمو دادن که حس عالی رو بهم منتقل کردند ...

چي باعث شد تو ي سايت بموني و به فعاليت ادامه بدي ؟

خب ، می خواستم این عادتو کنار بزارم و خوشحال باشم ، حاضر بودم هر کاری کنم که از اون وضعیت خارج بشم ...

سايت کانون ترک چقدر تو ترکت موثر بوده ؟

خیلی زیاد ، وقتی با دوستان کانون حرف میزنی و خوش میگذرونی یه حسی بهم منتقل شد که نباید بشکنم و ادامه بدم ، تا دیگران رو خوشحال نگه دارم که دارم این عادت رو کنار میزارم ...

الان چه چيزي رو موجب خوشبختي تو زندگيت ميدوني وچه احساسي بت ميده ؟

فکر کردن و حرف های دوستان عزیز کانون

هميشه به چه چيزي در زندگيت افتخار ميکردي وازش سپاسگذار بودي؟

اینکه کارهام رو درست انجام میدادم ، فکر می کردم و سعی می کردم بهترین روش رو انتخاب می کردم ، اون موضوع رو کاملا می شناختم و بعد تصمیم می گرفتم...
53  تا حالا مهمترین تجربه ام این بوده که  که هیچ روشی توی ترک گناهان  مثل همنشینی با دوستان خدا جواب سریع و قطعی و موندگار  نمیده !53


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان