عزیز : .:.::. * گفتگوی کتابی این هفته شروع شد. * .::.:.

عزیز : .:.::. * ا Confetti تولد خانم Raha99 مبارک Confetti ا* .::.:.

عزیز : .:.::.* جشن پاکی؛ خانم‌ها هانا1400 و rahayii - آقایان SSaeid و فرید Confetti * .::.:.

عزیز : .:.::. تغییرات مدیریتی .::.:.

عزیز : .:.::. * عهد با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) جمعه 12 آذر * .::.:.

عزیز : .:.::. نماز شب بامداد جمعه 12 آذر .::.:.

عزیز : .:.::. * رأی گیری مسابقه بزرگ جمله طلایی clapping * .::.:.


امتیاز موضوع:
  • 3 رأی - میانگین امتیازات: 4.67
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

هم کلامی با افتخارات کانون (بالای یک سال)

#1
[تصویر:  aa8h_eftekharat.png]

بسمـــــه تعالــــــــــــــی





در این تاپیک با افراد موفق در ترک و رکورد داران مصاحبه هایی صورت گرفته است.

کسانی که مسیری را که شما اکنون در آن قرار دارید را پیش تر طی کرده

و به هدف خود رسیده اند.




در این تجربیات رفتارهای خوب و موثر ،رفتار های پر خطر در ترک، اثرات ناشی از ترک و ...
همگی بیان شده اند.



..::: امید است که با مطالعه دقیق تجربیات آنها حداکثر استفاده را درمسیر پاکی خودتان ببرید. :::...






یا حق

[تصویر:  53.gif]


================================

===============
#2
سالهای زیادی اسیر این بلا بودم
سه سال تمام دست و پا زدم
و
شکست خوردم
و
از نو شروع کردم
و باز شکست خوردم

و از نو شروع
و باز...

تا بلاخره ترک کردم...

ما هم می خواهیم بدانیم

که چگونه؟

ما هم می خواهیم حیات پاک داشته باشم


مثل بهار بانوی عزیزمون
که ثابت کرد که بهار 2 ( زندگی دوباره ) شدنی است.


سلام


1-به نظرتون سخت ترین قسمت این ( 24 ) ماه پاکی کی بود؟ چرا؟
 الف- ادامه پاکی یا شروع پاکی؟

من از اوابل سال هشتادو نه عضو کانون هستم به عبارتی 5 ساله و از همون موقع تصمیم جدی برای ترک گرفته بودم اما چون سالهای زیادی اسیر این بلا بودم (حدودا ده سالی دجار این عادت بودم اونم از دوران عفلت کودکی) بنابراین ترک هم برام سخت تر بود و خیلـــــــــــــــــی هم طول کشید تا تونستم زنجیرهای خ.ا رو از دور و برم باز کنم و رها بشم. همزمان با عضویتم تو کانون سه سال تمام دست و پا زدم و شکست خوردم و از نو شروع کردم و باز شکست خوردم و از نو شروع کردم و باز... تا بلاخره ترک کردم.



با این اوصاف برای من سخت ترین مدت اوایل شروع پاک موندن بود. سختی اش این بود که باید باور قبلی رو جایگزین این باور جدید کنم که من بدون خ.اهم میتونم به روال عادی زندگی ادامه بدم و حتی بهتر از قبل زندگی کنم.تا اینکه دیگه خیلی برام این عادت  قدیمی کمرنگ تر شد و منفورتر شد در نظرم انجامش در نهایت و خوش بختانه از هفت تیر 92 به بعد به فراموشی سپردم انجام این عادت رو و به مدت دو سال دور بودم از انجامش و فکرش و تمایل بهش .


ب- اراده اولیه یا استمرار انگیزه و اراده؟

به نظرم استمرار انگیزه مخضوصا تو ماههای اول سخت تره از اراده اولیه داشتن چون اراده اولیه رو من داشتم که شروع به ترک کردم اما ترک یه عادت مخصوصا که سالها انجامش داده باشه و ذهن و جسمت باهاش درگیر بوده باشه کار یکی دو روز و حتی بکی دوماه نیست کار چند سال هست تا کاملا جدا بشی ازش و بیگانه بشه باهات. و این کار ممکن نبست مگر با پشتکار و ادامه مسیر واین وقتی ممکنه که انگیزه و انگیرها ی قوی برای ترک داشته باشی تا بتونی اراده اولیه رو تا پایان مسیر با خودت داشته باشی.


2- تو این مدت پیش نیومد انگیزتون کم شه؟ یا به فکر لغزش بیفتید؟  اگر آره چطور برخورد کردید؟ 

اوووووه تا دلت بخواد پیش اومده که انگیزه ام کم بشه و  بارها دست و دلم لغزیده و برگشت به عقب داشتم تا جایی که گاهی کاملا ناامید میشدم از درجا زدن هام فکر میکردم نمیشه دیگه شاید من نمیتونم . چیکار کردم؟ اوایل که خیلی تند و سریع تا فکرش و وسوسه اش میومد تو ذهنم تسلبم میشدم و شطرق میخوردم زمین و از صفر شروع میشد باز همه چیز. بعدا کم کم این مدت زمان بین فکر و عمل کش اومد و این وسط یاد مسابقاتم میافتادم یاد حرفهای بچه ها و گاهی خجالت میکشیدم  و گاهی هم نه با بی شرمی باز انجام میدادم! اما اواخر تو اون بازه زمانی کوتاه یاد اون ورقی که توش دلایل ترکم رو نوشته بودم میافتادم و خیلی جدی میگفتم نه من دیگه برنمیگردم به گذشته ام. این عادت مال گذشته من هست که تباه شد حالا دیگه یه شروع تازه دارم که دوستش دارم. 



با اینکه به ندرت هنوز هم تحریک هست که اگه نباشه باید به انسان بودنم شک کنم ولی باوجود تحریکات حس میکنم دیگه اون بیدی نیستم که ازین بادها (هوس ها)  بلرزه و حتی اگه روزی خدایی نکرده دچار غفلت بشم دیگه مثل سابق عکس العمل نشون نخواهم داد .چون به این باور رسیدم که من و خودارضایی دوتا چیز جدا از همیم که باهم قابل جمع نیستیم درواقع بهم ثابت شده جمع من و خودارضایی چیز جالبی از آب درنمیاد، برعکس اش تو این مدت دوسال خیلی راضی بودم از پاکی و خیلی چیزها در من تغییر مثبت داشته پس بیشتر از قبل عزمم جزمه حتی اگه شکست رو  باز تجربه کنم من این رو مثل شکست های قبلی ام نمی بینم بلکه بهش میگم غفلت چون بعد دوسال حالا خودم رو ازین عادت رها حس میکنم و خوشبختانه اون وابستگی سابق نسبت به خودارضایی رو از دست دادم به همین دلیل راحت تر و هوشیارتر و مصمم تر از قیل از نو شروع خواهم کرد به شمارش روزای پاکم... [تصویر:  128fs318181.gif] 



 3-در یک کتاب روانشناسی خوندم که اگر خودمون را ببخشیم بتونیم از تقصیرات خودمون در هر امری بگذریم ،جبران اون امر راحت تر میشه.شما تونستید بعد ازچند ماه پاکی خودتون را ببخشید؟ این امر تاثیر داشت؟
درسته بخشش خودمون امر مثبت و آرامش دهنده ای هست و ما این آرامش رو نیاز داریم برای اینکه قادر بشیم و باور کنیم میتونیم ترک کنیم. من شاید یکی از دلایلی که ترک دائمی ام طول کشید این بود که این وسط خیلی مسائل حل نشده با خودم داشتم یکیش همین بخشش خودم که تو این مدت سه سال و اندی که داشتم زور میزدم که ترک کنم  دقیق یاد نیست بعد چند ماه اما میدونم کم کم که به این مسائل حل نشده درونی و فردی پرداختم و حل شون کردم حل شدن اونا به ترکم هم کمک کرد.


4- چی کار کردید که تونستید به پاکیتون تداوم ببخشید؟ کار ویژه ای کردید؟ در سبک زندگیتون تغییر ایجاد کردید؟ اگر آره لطفا توضیح بدید.

یکی از دلایل اولیه که سکوی پرتابم به سوی ترک بود مشغله زیاد فکری در چندین ماه اوایل ترکم بود که متاسفانه یا خوشبختانه مشکلات و مسائلی که درگیر شان شده بودم به من مجالی برای فکر کردن به کار عبثی مثل خودار... رو نمیداد. 


در وهله دوم من ورزش رو رو به لیست کارهای روزانه ام اضافه کردم که البته ورزش خاصی نبود ساده ترین اش پیاده روی در هوای باز و همچنین مطالعه آزاد داشتن در مورد زمینه که علاقه دارم بهش مثل نجوم و عکاسی و نوشتن و مترجمی.

5- فکر کنم اکثرمون این موضوع را تجربه کردیم که بعد از مدتی الودگی به خ.ا ذهنمون بیمار می شه.برای سالم سازی افکارتون چی کار کردید؟ کار خاصی کردید یا بعد از مدتی پاکی ذهن خودش را بازسازی می کنه؟

دقیقا و این آلودگی ذهنی برای من بیشتر ناشی از فیلم و عکسی بود که سابقا دیده بودم و اون صحنه ها و تصاویر تو ضمیرناخودآگاهم برای خودش جا باز کرده بود. کم کم که قید فیلم و عکس مورد دار رو کاملا زدم این مسلئه آلودگی ذهنی خیلی راحت و زود برطرف شد.

6- نظر بر اینه که پاکی تنها کافی نیست تا بتونیم این عمل را ترک کنیم. شما در این مدت تمرکزتون تنها بر روی پاک بودن بود یا این که از عواملی مانند ورزش ، درس و... کمک جستید تا خ.ا فراموش بشه؟


یه جایی خوندم برای ترک دراز مدت ما عادات رو نمیتونیم همینطوری بدون جایگزین ترک کنیم. ذهن و جسم ما یه جایگزین برای عادت قبلی نیاز داره. من سعی کردم ورزش رو جایگزین قرار بدم و مطالعه هدفمند رو. به تازگی هم به انجام کارهای هنری و آشپزی در اوقات فراعت علاقه مند شدم.


7- نظرتون درباره عوامل زیر برای تداوم پاکی چیه؟ موثرترینش چیه؟

مطابق تجربه ترک شخصی ام در درجه اول به ترتیب اینا موثرند:


الف- انگیزه

ب- کنترل نگاه 

ج- ورزش

د- یاد خدا

ح- تغییر در رفتار اجتماعی

و این سه مورد تاثیر شون جانبی و ثانوی هست:


ر- درس

ی- دین داری 

ز- تغذیه

8- خب بعد از 24 ماه پاکی چه احساسی دارید؟

اوایل که رکورد های قبلی ام رو به ترتیب میشکستم احساس فوق العاده عالی ای داشتم [تصویر:  12.gif] حس آزادی از زندان درونی ، حس موفقیت در انجام یه چالش بزرگ فردی، حس قدرت و با خودم میگفتم : دیدی من تونستم غول خودار... رو در خودم شکست بدم خیلی خوشحالم برای خودم پس من میتونم کارهای بزرگ دیگه ای رو هم با این روحیه با کمک خودم انجام بدم و بعد از اون دوره هیجان و خوشحالی اولیه من الان که ترکم طولانی تر شده بیشتر تمرکزم روی جبران مافات گذشته و باسازی جسمی و ذهنی ام هست. [تصویر:  128fs318181.gif]  سعی دارم با توجه بیشتر روی تغذیه سالم و مقوی جسمم رو قوی تر کنم و همچنین روی افزایش قدرت ذهنی و بهبود حافظه کوتاه مدت و بلند مدتم کار کنم.

9- به نظرتون ترک این عادت به همون سختی بود که در ابتدای راه به نظر می رسید؟


معما چون حل شود آسان گردد!  [تصویر:  e.gif]

اما شکی نیست که ترک این عادت زحمت و زمان مشخصی رو برای هرکس در برمیگیره و بنابه طول مدت آلودگی به این عادت دوره ترک هم طولانی تر میشه. اولین قدم ها سخت تربن قدم ها هست. فکر میکنم اگه بیداری شخصی در آدم بوجود بیاد و آگاهی از نحوه ترک صحیح داشته باشه این مسیر راحتر و در زمان کمتری به سرانجام میرسه.

10- این  چه تاثیری به صورت مستقیم و غیر مستثیم در زندگی شما داشته؟

پاکی باعث زنده کردن حس قدرت در من شده. قدرت اینکه میتونم اوضاع درون خودم رو تغییر بدم و بهترش کنم و درنتیجه اون تو زندگی بیرونی ام  پیشرفت داشته باشم.

11- می تونی تاثیر پاکی را در موارد زیر بیشتر توضیح بدید؟


روابط خانوادگی: تحمل و درکم بیشتر از قبل هست در رابطه با اعضای خانواده ام و مسئولیت در برابر تک تک عزیزانم

روابط اجتماعی : توجه و آگاهی ام بیشتراز قبل شده در مورد روابطم در اجتماع و لزوم زکاوت و صبوری در ارتباط صحیح و مداوم داشتن


احساس مسئولیت: ( این مسئولیت می تونه در برابر پاکی و قداست نفس باشه یا درباره اطرافیان یا وظایف خودتون و... ) :  نمیدونم چقدرش به روند شروع ترک و پاکی برمیگرده ولی کاملا می بینم که حالا مسئولیت پذیرتر هستم در همه جنبه های زندگی فردی خانوادگی و اجتماعی ام.

اعتماد به نفس : قطعا دست یابی ام به هدفی که داشتم(ترک دراز مدت خودارضائی) باعث افزایش درصدی از اعتماد به نفسم شد. تلاش درین راه همچنان ادامه داره..

 سلامت جسم :  توجه ام به سلامت جسمی ام بیش از پیش است و کارهایی هم دارم انجام میدم درین زمینه.


سلامت روح : همین که برای ترک موفقیت آمیز لازمه که نفس ام رو، نگاهم رو ، ذهن ام رو و جسمم رو در کنترل عقلخودم بگیرم و به ارتباطم با خدا توجه کنم اینا همه شون به سلامت روحی منجرمیشه و سلامت روحی زندگی رو آرامش بخش تر و زیبا تر میکنه.


12- بعد از 24 ماه پاکی می تونید نظر شخص خودتون را بگید که آیا خ.ا بر روی سلامت جسم تاثیر داره یا نه؟ توضیح بدید.(این تاثیر می تونه شادابی بیشتر باشه یا ضرر جسمی )

در مورد تاثیر خ.ا بر سلامت توجه به دو نکته ضروری هست


اول اینکه یادمون باشه در حین خودارضایی بدن انرژی زیادی مصرف میکنه و این انرژی باید به طریقی حتما با تغذیه جبران بشه تا نیاز بدن تامین باشه و از پیامدهای منفی اش بر سلامت بدن که در اثر کمبود تغذیه هست جلوگیری بشه. در صورت نااگاهی و غفلت عواقب اش در زمینه رشد ناکافی دوران بلوغ گاهی جبران ناپدیره.



دوم اینکه به نظر من خودارضایی مثل سیگار میمونه، شاید آدم به این فکر کنه که با انجام خودارضایی از گناهان بزرگتر در امان میمونه اما خودارضایی هم پیامدهای منفی وابسته به خودش رو داره که در انتها و اوج اعتیاد بهش ممکنه بعضی پیامدهاش  مثل آسیب زدن به خود شدید و غیر قابل جبران باشند.


13- خ.ا را یک اعتیاد می دونید؟ یک بیماری؟ توضیح بدید


خ.ا یک نوع اعتیاد ( بیشترذهنی و بعدا جسمی ) است که بخش زیادی از ذهن فرد رو درگیر خودش میکنه و این درگیری ذهنی اون رو از پرداختن به خیلی از ابعاد دیگه زندگی دور نگه میداره. وقتی ذهن به انجام خودارضایی عادت میکنه تاحدودی این اعتیاد وابستگی جسمی هم به همراه داره و بدن هم به انجام این عمل عادت پیدا میکنه. در ترک این عادت هم اول ترک ذهنی مهم هست چون ترک ذهنی راه رو برای ترک جسمی که اسان تره هموار میکنه.


  14- ما در اجتماع زندگی می کنیم محیط اجتماع هم دست ما نیست.در مقابله صحنه های خلاف شئون و غیر اخلاقی چه طور برخورد کردید؟

ما تقریبا در همه دنیا همین مشکل رو داریم که کنترل رفتار افراد و جامعه دست ما نیست و فقط کنترل خودمون دست ما هست . پس اولین و سخت ترین قدم یادگیری کنترل خودمون مخصوصا کنترل نگاه مون هست. در مقابل صحنه های عیر اخلاقی و مورد دار من نگاهم رو برمیگردونم یعنی نگاهم رو سعی میکنم در کنترل خودم داشته باشم. 

دومین قدم ذهنم رو با یه چیز دیگه مشغول میکنم تا اون صحنه از حافظه کوتاه مدت پاک بشه و فراموش کنم و خلاص. واگر قدم اول و دوم که کنترل نگاه و کنترل ذهن هست رو انجام ندادم به عاقبتش بدش دچار میشم که همانا ایجاد هوس در دل و بعد اورژانسی شدن هستهرآنچه دیده بیند دل کند یاد!


15-در برابر دوستانی که گاهی ما را با رفتار یا مستقیم به نبایست ها دعوت کردن چه برخوردی داشتید؟


بستگی داره : 

گاهی ذکر دلیل خودمون برای انجام ندادن اون نبایست ها و مقاوم ماندن بر تصمیم و اراده خودمون تا اخر کار درسته

گاهی هم دوری از اون دوست تا حد ممکن یا وارد نشدن درحیطه  این بحث ها با اون دوست که میدونیم بحث باهاش فایده نداره درسته.



16- چند مورد مشاهده کردم که بعضی دوستان بعد از مدتی پاکی (دو یا سه ماه) دوباره برمی گردن سر نقطه اول . شما این پاکی را حفظ کردید و قطعا تجربیاتی ارزشمند دارید خوشحال می شیم این تجربیات را در اختیارمون بگذارید.اگر در این مدت شیوه خاصی به کار بردید که موجب تداوم پاکی شد توضیح بدید.  

 

برای من نوشتن متن تقویت اراده برای ترک خیلی مفید بود. تو تلار روان شناسی موجود هست فکر میکنم با عنوان روش علمی ترک عادت . نوشتن این متن برام وقت گیر بود اما وقتی نوشتم اش حتی همون نوشتن خیلی مصمم کرد بعدها هم هربار که فکر انجام خودارضایی به سرم میزد میخوندمش و منصرف میشدم. گاهی حتی افتادن به یاد این متن و مرور ذهنی جواب های خودم منو منصرف میکرد ومطمئن میشدم تصمیم برای رها شدن از این عادت درسته و مصمم میشدم که به راهم در مسیر ترک ادامه بدم.



. 17- صحبت اخر...اگر صحبتی با دوستان دارید بفرمایید

میخوام به یک دوست به تک تک عزیزانی که به کانون اومدن تا ترک کنن بگم:

لطفا در هر مرحله این مسیر که هستید به توان و اراده خودتون و به درستی تصمیم تون ایمان داشته باشید. شما که میخواهید ترک کنید ایمان داشته باشید که حتما و حتما و حتما میتونید ترک کنید . من ازین بابت مطمئن ام! من مطمئن ام چون خودم هم ده ها بار ناامید شدم و ده ها بار شکست خوردم و برگشتم از صفر شروع کردم و این چرخه اینقدر برای من تکرار شد تا آخرش قدرت لازم رو بدست اوردم و تونستم راه بیرون رفتم رو پیدا کنم و دیگه زمین نخورم و اگه خوردم یاد گرفتم چطور پشتکار داشته باشم و اون پایین نمونم و دوباره بلند بشم. من هم گاهی دلسرد شدم منم گاهی از کانون دور شدم منم گاهی به توان خودم در برابر خودارضایی شک کردم منم گاهی به خودم گفتم شاید ترک این کار از توان من خارجه و نمیشه که بشه اما ادامه دادم و بلاخره شد و تونستمپس شما هم امیدوار بمونید به تلاش تون ادامه بدید چون میشه


ممنون از وقتی که گذاشتید. امیدوارم در تمام مرحل زندگی پویا و موفق باشید.


خواهش میکنم

شما هم سبز باشید و پایدار

[تصویر:  3.gif]


 

 
#3
  با ما باشید در ادامه این مصاحبه زیبا و خواندنی 


2uge4p4 از دوست خوبمون آقای b52 که سالهاست بر عهد پاکی خود پایبند مونده اند 2uge4p4 





سلام
چه مدت از پاکی شما میگذرد؟

فرقی نمیکنه 1 روز یا 1 سال یا 1 ماه .

باید راهی پیدا کرد که فکرش هم به ذهن آدم خطور نکنه.

احساس الانتون بعد از رهایی چیه؟

خوب . خیلی خوب 

ولی خب الان دغدغه هام خیلی فرق کردن


لذت پاکی رو توصیف کنید. 

اینکه آدم بوی تعفن و دوری از خدارو حس نکنه خیلی خوبه.

نه اینکه مغرور باشه به خودش و بگه من الان گناه نمیکنم و کارم درسته و فلان

مهم اینه که شما هیچ وقت از خدا دور نشی 

حتی زمان گناه

چطوری میشه حس کردخدا مارو بخشیده؟

امام علی می فرمایند . پشیمانی از گناه یعنی توبه کردن

خدا هم که قربونش برم عاشق توبه کاراست

البته نه توبه ای که فیلمه و مثل برادران یوسف.


شما بخشش خدا رو چجوری حس کردین؟ رابطه تون با خدا چطوریه ؟ میشه بعد انجام این گناه بزرگ بخشیده و خوشبخت شد؟

در مورد سوال اول که خدا خودش قول داده که توبه کاران رو دوست داره و میبخشه

سوال دوم هم که خدا همیشه به من نزدیکه ولی چه کنیم که ما آدما نمک میخوریم و نمکدون میشکنیم

در مورد سوال سوم . خب هر گناهی یک اثر وضعی داره . یعنی ممکنه که شما الان به والدین تون توهین کنید و بچه شما سالها بعد همون توهین رو به شما داشته باشه

خب خ . ا هم گناهیه که مطمعنا آثار وضعی داره و امیدوارم که خدا اون رو هم از سر راه همه برداره.

خدا رحمانه . خیلی بزرگه خیلی


فکر میکنید چه چیزی نقش برجسته تری توی این موفقیت داشت و عامل اصلی موفقیتتون بود ؟

ازدواج

چطور انگیزتون رو بالا نگه داشتین و حتی در مواقع وسوسه این انگیزه هارو فراموش نکردین؟

عواملی هستند که موجب دور شدن از گناه رو دارن 

اما دوستان افسانه و فرا واقعی فکر نکنیم

نیاز جنسی هم مثل همه نیاز های بشری باید برطرف بشه و البته حلال

نمیشه به آدم تشنه گفت فقط توکل کن به خدا به یاد لب تشنه امام حسین آب نخور . بالاخره تا یه زمانی طاقت میاره و بعدش دیگه نمیتونه از حیات خودش بگذره.


در مواقع خطر چه طور برخورد می‌کردین؟ چی باعث شد جلوی همون وسوسه هایی که قبلاً شکست تون میداد مقاومت کنید؟

یاد خدا

من اصلا هیچ وقت موفق به کاری نشدم که دست خودم باشه 

خدا خودش جلوی ارتکاب به گناه رو میگرفت. الیته که نفس کشیدن ما هم کار خداست و خودمون واقعا ضعیفیم .


در حین ترک چه تصویری از خ.ا تو ذهنتون بوده؟این تصویر چطوری ایجاد شده و چطور تونستین از لذت این گناه بگذرین؟ 

خب شیطان همیشه گناه رو آرایش میکنه

گاهی میگی خ . ا هم یه عمل انسانیه 

گاهی میگی همین یه دفعه 

گاهی از برخی رسانه و خیابون و کتاب و غیره مواردی رو دریافت میکنی که محرکه و ....

با ازدواج از لذتش گذشتم


چه برنامه هایی برای ترک دائمی داشتین؟ایا هنوزهم اون برنامه هارو برای ترک انجام میدین؟اگه نه چقدر پررنگ تر یا کم رنگ تر شده؟

برنامه من این بود که سبک زندگیمو تغییر بدم

بزرگ بشم

کار کنم

منشا همه گناه بی کاری و بی برنامگیه

بهترین درسی که از شکست های متوالی وسپس موفقیت در تغییر و نگه داشتن آن تا حالا گرفتین چه بود ؟

اینکه خدا خیلی بخشندست

اگه شبا بی خواب میشیم ، اگه وسوسه و درگیری داریم چه راهی رو به ما پیشنهاد میدین؟

اینترنت و دو چشمی که باهاش مبینیم ، دستامون و سایت هایی که آدرسشونو تایپ می کنیم باید کنترل  کنیم این چشم ها و این دست هامون رو

تو این مدت پاکی، آیا در موقعیت اورژانسی هم قرار گرفتید؟ اگر بله، راهکار شما در این مواقع چی بود؟

من سعی کردم زیاد دور و بر وسایل کامپیوتری و موبایل و شبکه های اجتماعی نباشم.

عوضش کتاب زیاد میخونم

وقت زیادی ندارم و وقتی میام خونه کتاب میخونم و فیلم میبینم و با خانواده حرف میزنم

نا امید نباشیم

خدا از آدمای نا امید و ضعیف بدش میاد

سرمون رو بالا بگیریم برای بار هزارم بگیم خدایا ببخشید 

من پشیمونم .


ادامه دارد....
☆☆☆☆
  [تصویر:  zko_mxcpx3irr8xxxrsdbdjwa0n2.png]
 یک راند دیگر مبارزه کن 
[تصویر:  y_20(389)_ca7h.gif]
#4
 ادامه مصاحبه با آقای  "b52"


به نظرتون برخورد درست بعد از شکست چیه؟

توبه

توبه ای سراسر گریه و زاری به درگاه خدا

توبه صادقانه

این گناه رو کوچک نشماریم 

این گناه جنایته در حق خود و جامعه 

توبه ای که خدا دوست داره


به نظرتون ورزش چه نقشی در پاکیمون داره؟

اصولا ورزش مخصوصا در محیط باشگاه به فکر ما وسعت میده

ما رو بزرگ میکنه . یعنی اینکه شما جدای اینکه انرژیت خالی میشه و انرژی فاسدی تو وجودت نمیمونه. فکرت هم باز میشه و به چیزای بزرگ فکر میکنید

بهتون اعتماد به نفس میده


b52
بعد از ترک، چه تفاوت هایی داره با b52 قبل از ترک؟ تو زندگیتون چه تغییری رو لمس کردید؟


 سنم بیشتر شده نسبت به چند سال پیش و همین باعث شده زندگیم به سمت دیگه ای بره

با این تغییر چقدر رفتارت با معیار هایی که در زندگی انتخاب کرده ای "یکی" شده ؟ 

تغیر ترک خ. ا نبود

تغییر این بود که کار کنم 

بزرگ شم

وسایل زندگی داشته باشم

ازدواج کنم

درکم از زندگی بالا بره


این تغییر و احساست چه تاثیری روی اطرافیانت و نزدیکانت گذاشته ؟

این سوال رو دوست دارم

دوستان عزیز و بخصوص پسرای گرامی 

من خودم کسی بودم که با ازدواج مخالف بودم. تو فکر رابطه های معمولی و چه و چه بودم

وقتی تو ریل ازدواج افتادم کلا تغیر رو احساس کردم

من حقوق زیادی ندارم 

کار راحتی ندارم

وقت زیادی ندارم 

گاهی هم از بازار کار و رکودش مینالم

اما من تغییر کردم ، چون راهی ندارم جز تغییر

با همه این سختیا و کم درامدی خودم و خانواده تونستم خونه بخرم و خانواده تشکیل بدم ،

یک لحضه فکر کنید پدر خانواده ی خودتون شدید

فکر کنید که الان دو تا بچه دارید 

فکر کنید تامین معیشت خانواده رو به عهده دارید

چطور به خ . ا نگاه میکنید اون موقع 

اصلا بهش فکر میکنید ؟

گاهی میگم ای کاش همه تو سن 20 سالگی ازدواج کنن 

مشکل اقتصادی هست و بدتر ازین نمیشه اصلا

ولی شما راهی ندارید جز اینکه تغییر کنید

بله یه راهی هم هست

اینکه شما بیخیال همه این تفکرات بشید و اصلا تو باغ این حرفا نباشید



برای پاکیمون ترس کجا خوبه ، کجا لزومی نداره بترسیم ؟

از خدا باید بترسیم 

از گناه 

از روزی که تو صحرای محشر خجالت زده باشیم در پیشگاه خدا


یه توصیه برای روزای تعطیل و بیکاریمون؟

کوه

مطالعه

بیرون رفتن

بازی 

هر چی که هدفش منحرف کردن فکر باشه

اما خب آدم زیرک و باهوش از تفریحاتش هم سود میبره


صحبت اخر....اگر صحبتی با دوستان دارید بفرمایید

یه روز یه دوستی که 8 سال از خودم کوچکتر بود گفت میخوام ازدواج کنم و ما خندیدیم

دوستم گفت . اتفاقا میشه . اول پخته شو بعد ازدواج کن و بعدش گفت شما از همین فردا ساعت 7 صبح برو سر کار و 7 شب برو خونه ، هم پختته میش و هم خانوادت و اطرافیانت نسبت بهت دچار تغییر جهت میشن و هم اینکه کلی افکارت تغییر میکنه.

رفقای عزیز 

بیکاری بزرگترین اشتباه تو زندگی آدمه



ممنون از وقتی که گذاشتید. امیدوارم در تمام مرحل زندگی سربلند و پیروز باشید

مخلصم

☆☆☆☆
  [تصویر:  zko_mxcpx3irr8xxxrsdbdjwa0n2.png]
 یک راند دیگر مبارزه کن 
[تصویر:  y_20(389)_ca7h.gif]
#5
بسم الله الرحمن الرحیم
53 مصاحبه با آقای abtin 53
2uge4p4  با بیش از 6 سال پاکی 2uge4p4

چه مدت درگیر خ.ا بودین؟ 4 سال

 خ.ا چه تاثیری توزندگیتون گذاشت؟

تنبل و بی حوصلم کرده بود وتا حدود زیادی افسرده شده بودم .هیچکس وهیچ چیز برام ارزش نداشت ونمی تونست خوشحالم کنه

از چه زمانی به فکر ترک افتادین؟ چرا تصمیم به ترک گرفتین؟انگیزه اصلیتون برای ترک چی بود؟

از بهمن سال 1391 چون واقعا خسته شدم از اینکار وکم کم داشتم عزیزترین کسانم رو ازدست میدادم اولین انگیزمو روبرادرم بهم داد 

 چند وقته پاکین؟
شش سال و چهار ماه وهشت روز

در سبک زندگیتون چه تغییراتی ایجاد کردین؟

کلا بهمش زدم ورزش رو وارد زندگیم کردم چیزی که قبلن باهاش غریبه بودم مطالعه وتحقیقم زیاد کردم به درس دانشگاهم بیشتر رسیدم با خانواده بودن رو تجربه کردم

 موافقین که برای ترک هر عادتی باید جایگزینی برای ان عادت داشت؟شما چه چیزی رو جایگزین کردین؟

ورزش و تحقیق

برای کنترل ذهن چی کار کردین؟

تمرین روی تغییر دادن طرز فکر ونگاهم خودم رو مشغول کار میکردم و در کنار انها ورزش موثرترین راه برای کنترل ذهنم بود

در فرایند ترک چه اشتباهات و ناپرهیزی ها منجر به لغزش میشود؟

مغرور شدن در مدت زمان پاکی و اینکه با چندروز پاکی فکر کنی دیگه بر نمیگردی ونمیشکنی 
استفاده نادرست از اینترنت و ورود به بعضی از سایتها وعلی الخصوص استفاده از فیلتر شکن ها باعث ایجاد وسوسه تو انسان میشه .

کانون چقدر تو این مسیر کمکت کرده؟ وجود کانون  موثر بوده؟

من پاکی این روزهام رو مدیون حضور در کانونم و خدارو شاکرم که با کانون آشنا شدم .بدون شک بدن کانون هنوز با خ ا دست و پنجه نرم می کردم.

گاهی پیش میاد که میگیم همش همین یک باره دیگه بعد این حتما ترک میکنم
به نظر شما نقطه شروع این وسوسه چیه ؟ و بهترین پاسخ برای این خواستن چیه؟

ضعف انسان وسستی وتنبلی مهمترین عاملشه 
ما معمولا خ ا دست کم میگیرم ومیگیم یبار که چیزی نیس طوری نمیشه یه لذتی میبریم و تموم تکرار نمیکنیم که اما اولین بار وهمون یبار میشه سر آغاز گرفتاری  ن اینکه تو خ ا این اتفاق بیفته کلا تو هر میل غریزی و جنسی که انسان داره همینطوریه. بهترین پاسخ به این خواسته جرات نه گفتن در برابر این خواسته است

 به نظرتون ادامه پاکی سخته یا شروع پاکی؟؟چرا؟

ادامه پاکی صددرصد سخت تره .چون با انجام ندادن خ ا میشه پاک شد اما غلبه کردن بر وسوسه های بعداز پاکی  سخت تره چون وسوسه ها شدیدترو غیرقابل کنترل تر میشن 

 اشتباهاتون تو دوران ترک چی بود؟ چی باعث شد که دفعه های قبل موفق به ترک نشین؟

مغروشدن ودست کم گرفتن.با یه هفته پاکی خودمو گم میکردم و فکر میکردم فتح الفتوح کردم و من آخرشم اما با یه وسوسه کوچک میشکستم وروز ازنو روزی از نو

این دفعه چه تفاوتی داشت که ترک کردین؟چه کردین که عزمتون جمع شد؟

ایندفعه یه فاجعه باعث شد از خودم بیزار بشم و عزم رو جزم کنم (هردفعه یادش میوفتم امونم بریده میشه)ولی خدارو شکر میکنم که سرنوشتم رو اینجوری نوشت

توصیتون به کسی که شکست های متوالی داشته و ناامیده؟ برخورد درست بعد از شکست؟

نا امیدی بزرگترین گناه در درگاه خداست .انسان از شکست ناراحت و غمگین میشه اما نا امید نه .بعد شکست باید دنبال علت شکست بود و اون علت رو ازبین برد پس از علت یابی فقط یه عزم راسخ داشته باشی و به خدا توکل کنی ترک برات شیرین تر وراحت تر میشه

ایا میتونین بعد این مدت پاکی نظرشخصیتونو بگین که خ.ا بر روی سلامت جسم تاثیر داره یانه؟؟توضیح بدید

100درصد داره از بین رفتن درصد بینایی چشم وانواع و اقسام بیماری های قلبی و عروقی کمترین عارضه اس

از نظر روحی و جسمی فرق کسی که خ.ا میکنه با کسی که خ.ا نمیکنه چیه؟

کسی که خ.ا انجام میده به مرور زمان با کسلی تنبلی،خمودگی وخستگی مداوم مواجه میشه کم کم عصبانی وتندخو میشه زودرنج ودل نازک میشه .خلاصه دیگه نگم براتون کنترل زندگی از دست آدم خارج میشه

در حال حاضر برنامه خاصی دارید برای اینکه دوباره گرفتار نشید؟
ورزش مطالعه مسافرت ولذت بردن از ثانیه ثانیه زندگی این برنامه من واصلی ترن موتور محرک در ترک خ.ا هست

18- درمورد صحنه های غیر اخلاقی و خلاف شئون که به ناخواست باانها مواجه میشین چه برخوردی دارین؟؟

سعی میکنم از مغزم پاکشون کنم انگار چیزی نبوده که دیده باشم

در برابر دوستانی که گاهی ما را به نبایست ها دعوت کردن چه برخوردی داشتید؟

از زندگیم حذفشون کردم  به همین سادگی به همین خوشمزگی 

 نظرتون در مورد تاثیر عوامل زیر در ترک این گناه چیه؟

انگیزه: تا انگیزه نباشه ترک گناه استارت نمیخوره 

ورزش:اصلی ترین عامل ترک ورزشه  (البته بگم ورزش دشمن سلامتیه ).خخ شوخی کردم ولی موثرترین عمل برای ترکه
مذهب:مهمترین انگیزه من واسه ترک .چون خودم رو دوستدار اهل بیت میدونستم و برام سخت بود

تغذیه: تاثیر زیادی داره .اگه بتونیم تغذیه خودمون رو با مزاج خودمون هماهنگ کنیم که خیلی عالی میشه

ترک چه تاثیری در جوانب مختلف زندگیتون داشته؟

یه زندگی دیگه برام ساخته  .دنیای جدید ،دوستای جدید ،تفریح های جدید،مهم تر از همه ادامه تحصیلم تا دکتری که اگه خدا بخواد تا دی امسال تموم میشه

یه توصیه برای روزای تعطیل و بیکاریمون؟

ورزش کنین،برین تو دل طبیعت و از مناظر بی نظیر ونعمات خداوند لذت ببرین (تنبلا کرونا رو لطفن بهونه نکنین) و در آخر فیلم ببنین

- صحبت اخر....اگر صحبتی با دوستان دارید بفرمایید

از تمامی بچه های کانون که منو کمک کردن ومن این پاکی رو مدیون اونا هستم (مخصوصا آقا آرمین )بی نهایت تشکر میکنم و از شما که این وقت رو بهم دادین با دوستان خوب کانونی هم کلام بشم ممنونم و از اینکه با حرفام سرتون درد آوردم عذر میخوام

ممنون از وقتی که گذاشتید. امیدوارم در تمام مرحل زندگی سربلند و پیروز باشید

☆☆☆☆☆
#6
** مروری بر یک مصاحبه **
هم کلامی با خانم اتریال عزیز: 


*بعد آخرین بار که این کار را لا اقل تا الان گذاشتی کنار با دفعات قبل چه فرقی داشت؟(یک تصمیم؟احساس تنفر؟یک مسئله خارجی که این کار مانع میشد)
.
برای من دقیقا یه نقطه ی عطف وجود داشت ولی بار آخر نبود، دفعه ی یکی مونده به آخر بود. چند ماهی بود که افتاده بودم تو سراشیبی. فاصله ی شکستنا هی کمتر میشد. 
.
چیزایی که قبلا جلومو میگرفتن، دیگه کم کم داشتن بی اثر می شدن. بدتر از همه این بود که نمی تونستم فکرمو کنترل کنم.....
......
بی ارادگی رو با پوست و گوشت و خونم حس میکردم. یاد مطالبی از کتابای مدرسه افتادم که با برچسب مزخرف تو ذهنم ثبت شده بودند: تفاوت انسان با حیوان در اراده است و حالا چقدر تلخ داشتم تجربش میکردم. هیچ وقت نمیتونم با کلمه ها بدی حالم رو توصیف کنم
....
و بعد ..
.
یه بار با خودم داشتم فکر میکردم ....حس میکردم بدبخت ترین آدم دنیام که حتی نمیتونم یه لحظه از این فکرا فرار کنم، حتی یه لحظه. در این لحظه بود که زدم زیر گریه تا میتونستم گریه کردم 
.
تهش دستامو به علامت تسلیم بالا بردم و به شیطان گفتم تو بردی، من نمیتونم مقاومت کنم. از این به بعد دیگه چیزی برای از دست دادن نداشتم. تمام آرزوم شده بود این که یه لحظه فکرمو آزاد کنم که پنج دقیقه به چیز دیگه ای فکر کنم که فقط چند دقیقه و در حالت خوش بینانه در حد ساعت این مراسم شکستنو به تاخیر بندازم.از اون به بعد سختی زیادی کشیدم تا تونستم، "الان نمیخوام بشکنمو" تجربه کنم. شبش برای این که نشکنم اصلا نرفتم توو رختخواب. تصمیم گرفتم کلن تا صبحا بیدار بمونم، صبحم برم تو هال بخوابم که احتمال شکستنم کمتر شه. تکیه دادم به دیوار و تا ساعت سه خودمو با کتاب خوندن مشغول کردم، n بار چرت زدم و کلم افتاد : ) همونجا دراز کشیدم رو زمین مطمئن بودم فورا میخوابم و بی خطره. از اون به بعد شبا رو همون طوری میگذروندم، ولی به خودم اجازه دادم رو زمین دراز بکشم که اگه احساس خطر میکردم همین اجازه رو هم نمیدادم.نمیدونم صبح همون روز بود یا فرداش که اورژانسی شدم. صبحا واسم سخت بود. تا چند ساعت مقاومت کردم. واقعا تمام تلاشمو کردم که نشکنم. ولی با تلخی شکستم، خیلی تلخ. دیگه به هیچ وجه نمیخواستم خ.ا. داشته باشم. لذتی نداشت فقط تلخ بود.
.
فکر میکنم میتونم بگم که این آخرین بارم بود. از اون به بعد هر وقت تحریک میشدم میدونستم که نمیتونم مقاومت کنم فقط به خودم میگفتم الان نه چند دقه دیگه، واقعن هم قصدم همین بود که فقط دیرتر بشه. 
.
(به نظرم این همون چیزیه که حضرت علی گفتن: نفس خودت رو در انجام عبادت گول بزن. خیلی جالبه تصمیم میگیری که گول بخوری و میدونی که به نفعته) خیلی وقتا تو همون فاصله میتونستم فکرمو منحرف کنم، هر کاری که به نظرم می رسید انجام میدادم تا اون لحظه نشکنم. و انقدر نخواستن و تلخی این اتفاق برام قوی بود که این به تعویق انداختن ها پشت سر هم ادامه پیدا کرد.دیگه هر کاری که میتونستم انجام دادم، فقط جوشونده ی گشنیز نخوردم که اونم نگران شاخ درآوردن مامانم بودم وگرنه احتمالا میخوردم. کمی که قوی تر شدم، میتونستم با تصور نگاه خدا در برم. 
.
...(من به آخرت اعتقاد دارم) تصور میکردم که اگه همین الان نتیجه ی کارمو میدیدم از ترسش اصلن سراغش نمیرفتم، سعی میکردم بیشتر خودمو بترسونم : )خلاصه این که به نظر خودم سخت ترین کار زندگیمو انجام دادم....
#7
نقل قول: یه روزی تو درد و دلاش می نوشت 
امروز تنه ام شکست ، اما ....
اما یه جوونه ی کوچیک از این تنه ی شکسته بیرون زده ، که اون 
امیده 
میدونم اگه ازش مراقبت نکنم خیلی زودتر از تنه ی قبلی میشکنه..
بارها جوونه زدمو شکستم اما همیشه دوباره سبز شدم به این امید که 
روزی یه درخت پر بار میشم 
 یه روزی سر به فلک میکشم  

پس لازمه که هم مراقب باشم هم از رحمت خدا مایوس نشم ...


و امروز


می نویسه برامون از درخت سربه فلک کشیده و پربار شدنش

می نویسه :

بالاخره با کلی تلاش کردن تونستم از تیرماه 89 پاک بمونم


فعلا اینجا رو می خونیم 
تا فردا رونمایی می شود ان شاءالله.
#8
(1394 مهر 11، 13:43)گلبرگ نوشته است: ادامه پست قبل :
 مصاحبه با آقای Arman


نقل قول از آقای آرمان :
با توجه به سوالات و همچنین موضوعاتی که در تاپیک فکر برتر گفته شده تصمیم گرفتم یه متن تو همون تاپیک بنویسم تا یه راهنما جامع تر باشه و اینجا به سوالات کوتاه پاسخ بدم
و
لینکش اینجاس یک راهنمای جامع تر



1.در حین ترک چه تصویری از خ.ا تو ذهنتون بوده؟این تصویر چطوری ایجاد شده و  چطور تونستین از لذت این گناه بگذرین؟

بحثی که مطرحه اینه که شما تلاش میکنید برای رسیدن به یک هدف، یعنی خودارضایی دیگه خیلی مطرح نیست بلکه رسیدن به پاکیه که مهم میشه. یعنی همه زورتو میزنی تا پاک بشی. اونوقته که حاضری از هر چیزی برای دوری از گناه بگذرید


2.چطور انگیزتون رو بالا نگه داشتین و حتی در مواقع وسوسه این انگیزه هارو فراموش نکردین؟
وقتی شما با تمرین از یک مرحله پاکی عبور میکنید، دیگه دلتون نمیاد بشکنید یعنی بطور ناخودآگاه ارادتون در مقابل وسوسه قویتر میشه. اما نکته مهم اینه که با تمرین روزهای پاکیتون رو بالا ببرید

3- بعد 5سال پاکی هنوز وسوسه ها مثل قبلا میان سراغتون؟
وسوسه چیزی نیست که از بین بره، فقط ممکنه نوعش فرق کنه
توضیح  جامع در اینجا


4-بعد چه مدت پاکی از کانون رفتین؟ نگران نبودین با رفتن از کانون بشکنین؟چرا؟
یادتون باشه کانون راهنماست، وسیله ای برای ترک نیست
توضیح  جامع در اینجا

5-برنامه هایی رو که واسه ترک داشتن هنوز انجام میدن؟اگه نه چقدر پررنگ تر یا کم رنگ تر شده؟
ترک کردن نیاز به برنامه نداره، نیاز به شروع داره...

6-سخت ترین روزهای ترک کدوم روزهاست؟
روزهایی که پی در پی شکست میخوره آدم

7- بهترین تکنیک برای دفع وسوسه ها چیه؟
خیلی ساده: سمتش نباید رفت

8- چی کار کنیم تا پاکی مون همیشگی شه؟
همیشه حواست به خودت باشه


9- لذت پاکی رو توصیف کن...
قابل توصیف نیست. ان شاءالله همه بهش دست پیدا کنن


10-گاهی خسته میشیم وقتی میبینیم هر چی زور میزنیم جواب نمیگیریم چرا هر کاری میکنم بازم آخرش شکست ، شکست ، شکست ......اینجور مواقع چه کاری کنیم؟
بازم باید ادامه بدی

توضیح  جامع در اینجا

11-انسان برای پیروزی آفریده شده است ، او را می توان نابود کرد اما نمی توان شکست داد ، باورش دارین ؟
بله اما انسان بودن خودش یه شرطه برای این موضوع

12.رابطه ورزش و تاثیرش در پاکی شما ؟
به شدت موثر

13- یه توصیه برای روزای تعطیل و بیکاریمون؟
حتما تو جمع باشید یا بیرون برید. حتما حتما حتما ...


یا علی
علی یارتون

یا حق [تصویر:  8.gif]




اگه بخوام که بگم به آقا آرمان حرف آخر :

این پستشون رو انتخاب می کنم  #10565 ص 705 درد دل ها


می تونیم شروع کنیم
آره شروع کن به نوشتن
" منم یه بنده خدایی که ... "
خدا بدجوری منتظرته [تصویر:  g.gif]
#9
نقل قول:  نقل قول از آقای مجتبی 

مصاحبه با اتریال خانم : 

چرا ترک و پاکی رو دوست داری ؟ -چقدر عاشق ترک کردن هستی ؟ از قبل این طور بود ؟

اون روی سکه ی عشق، تنفره، برای من بیشتر تنفر از اعتیاد و بی ارادگی، محرک بوده قبلا اعتیادم خفیف تر بود، با فواصل طولانی میشکستم، اما دیگه به جایی رسید که پنچر شدم.
.

*از اینکه موفق شدی "تا اکنون "ترک کنی چه احساسی داری؟
.
خوب دیگه اون حس مزخرفو نسبت به خودم ندارم + آرامش
.

- *این تغییر و احساست چه تاثیری روی اطرافیانت و نزدیکانت گذاشته ؟- آیا این تغییر موثر شده برای این که بتونی بیشتر عشق بورزی و بیشتر به دیگران محبت کنی؟چگونه؟مثال میزنی ؟
.
محیط که فرقی نکرد. ولی به نظرم از درون تغییر کردم. یکی دو ماه اول هنوز نتونسته بودم خودمو جمع کنم چون هنوز کنترل فکرمو نداشتم ولی کم کم درست شد و آرومتر شدم. رفتارم هم تا حدودی تغییر کرد چون معیارام تغییر کرده بود. کلا یه حس آرامش و رضایت به زندگیم اضافه شد که یکی از پیامداش روابط بهتر با دیگران و بخشیدن و خواستن خوبی برای همه بود.
.
فکر میکنی چه چیزی نقش برجسته تری توی این موفقیتت داشت ؟ و عامل اصلی موفقیتت بود ؟
.

تنفر از وضعی که داشتم. نخواستن این که اون وضع ادامه پیدا کنه. تبدیل شدن لذت این عمل به تلخی

این تغییر به چه میزان هدف ها و انگیزه هات  رو بهترکرده ؟
.
تزلزل توو هدفام یکی از دلایل اصلی افتادن من به اون وضع افتضاح بود. نمیدونم، از این نظر هی ریست میشم.
ادامه دارد ...
#10
ادامه مصاحبه : 

چقدر بعد از ترک موفق بودی واقعا خدا رو حس کنی ، یا لمس کنی ؟ درک بهتری پیدا کردی ؟ میتونی نمونه های واضح و روشنی از این مورد از بعد از ترک و پاکی بگی ؟
.
خیلی، اون چیزی که تونست لحظه های کوتاه ترک من رو به هم بچسبونه و باهاشون یه خط پیوسته از لحظه های پاکی درست کنه، حس حضور در برابر خودش بود. فکر میکنم اگه شیوه ی دیگه ای رو به کار می بردم، نمی تونستم پاکیمو نگه دارم، حتی پاکی های کوتاه مدتو. اون موقع همیشه میگفتم خدایی که برام عزیزترینه. خیلییه ها. 
.
چیزی بالاتر از خواسته ی اون برام وجود نداشت. خدا میخاد فلان کارو بکنم پس انجامش میدم، خدا نمیخاد فلان کارو بکنم، پس انجامش نمیدم. بدون هیچ شکی، بدون هیچ تزلزلی، بدون این که خودمو گول بزنم، حالا این یه بار، بدون این که بگم سختمه و به تعویقش بندازم. البته سخت ترین چیز نشکستن بود. خودش میدونه که چقد سخت بود و خودش میدونه که همه ی اون لحظه های سختو به خاطر نگاه خودش تحمل کردم. البته الان دیگه اون آدم نیستم. شرمندشم. هر چند رابطم باهاش از قبل از ترک بهتره ولی مثه دوران ترکم نیس. الان فقط عادتم از شکستن به نشکستن تغییر کرده. هم ممنوننشم هم شرمندش.
.
#11
(1390 دي 10، 23:08)pid=\90828 نوشته است:ادامه مصاحبه : 

بهترین درسی که از شکست های متوالی وسپس موفقیت در تغییر و نگه داشتن آن تا حالا گرفتی چه بود ؟
.
- به هر چیز اعتیادآور از همون اول باید قاطعانه گفت "نه"که هر بار انجامش اضافه کردن یه هیزمه و وای از روزی که اینا آتیش بگیرن-فقط خدا
.
*روزی که اولین بار وارد سایت کانون ترک شدی رو بخاطر داری؟ چه احساسی داشتی؟
.
اولین بار در مورد رژیم غذایی واسه خ.ا. سرچ میکردم که کانون قبلی رو پیدا کردم. راستش اصلن حس خوبی نداشتم.کلن هر چیز مربوط به خ.ا. حالمو بد میکرد.بعدها یه جایی خوندم یکی توصیه کرده بود برین ktark و دوباره اومدم سر زدم. خواستم توو تاپیک حدیث یه پست بزنم که عضو شدم.این حدیثابهم انرژی مثبت میداد.این بود ماجرای آشنایی ما
.


*چی باعث شد تو ی سایت بمونی و به فعالیت ادامه بدی ؟
.
وقتم رو پر میکرد. وقتی رو که برام گذروندن و پر کردنش خیلی سخت بود. کلن تحمل دوران نقاهت آسون تر می شد. کانون کلن خوب بود. یادمه یه مدت اولین کاری که صبحها میکردم این بود که به محض بیدار شدن میومدم کانون! در نظر داشته باشین که سالم گذروندن صبحا واسه من قسمت سخت کار بودسعیمم می کردم که اگه میتونم به کسی کمک کنم این کارو انجام بدمولی دیگه بازنشسته شدم
.
حرف آخرت با دوستان :روش های زیادی رو امتحان کردم.روش هایی که چند دقیقه میتونه تاخیر بندازه، شاید هواش از سر آدم بپره.وقتی فَکّت تکون میخوره کمتر فکر میکنی
~> آدامس
وقتی به یه چیزی گوش میکنی ، نه این که بشنویش ، گوش بدی
~> رادیو مخصوصا موقع خوابیه جوری محیطتو عوض کنی، آهنگایی که ناخوداگاهتو مشغول میکنه ولی تحریکت نمیکنه
خودتو توو جمع قرار بدی فعالیت فیزیکی بکنی ، کمی راه بری، جفتک بندازی :
)آواز بخونی...روش هایی که تاثیرشون بیشتر از چند دقیقه است و کلی ترهیه عادت جدید جایگزین کنی (این خودش کلی روشه)
ورزش کنی ، ارادتو تقویت کنی و روحیه به دست بیاری...و خیلی چیزهای دیگه ، خیلی روش های خوبی که تو تاپیکای تجربیات ترک و بهترین روش و ...
اومدناین ها همشون خیلی خوب هستنولی این مشکلو از ریشه نمی خُشکونه یه روش دیگه هم هست :
. خدا!قبلنا که پست های تاپیکای ترک رو میخوندم، هر وقت به یه همچین جمله ای می رسیدم، می گفتم باز هم همون حرف های کلیشه ای...اما الان نه میخوام کلیشه بگم و نه از کلیشه به این حرفا رسیدم. آزمودم دل خود را به هزاران شیوه.به نظرم برای ترک نیاز داریم چیز دیگه ای رو جایگزین کنیم.
.
هر چقد اوضامون بدتر باشه باید اون چیزی که میریم سراغشو بیشتر بخایم.البته باید از وسایل و راه هایی ک به ذهنمون میرسه استفاده کنیم ولی اینا همه باید توو بستری باشه که توو دراز مدت بتونیم به خاطرش پایبند بمونیمببین چی برات با ارزشه، چیه که میتونی به خاطرش پای همه چی وایسی.
.
اگه واقعن برات باارزشه، باید بتونی وایسی، پای همه ی سختیاش.اما اگه وای نسّادی، بدون که اشتباه انتخاب کردییه دو دو تا چهار تا هم بکن ببین اگه نشد چی از دست میدی، خودتم گول نزن با خودت رو راست باشیه چیز دیگه این که به نظرم حرکت آهسته و پیوسته خیلی مهمه.مثه اینه که بخای یه بنایی رو بسازی، ذوق داری که زودتر سقفشو تموم کنی، بری و تو پنت هاوسش و کیف کنی.
.
نمیشه که هی بری یه آجر توو هوا نگه داری، بخای اونجا بمونه که بشه سقفت. باید دونه دونه آجرا رو بذاری از همین زمین پایین پات شرو کنی و کم کم این بنا رو ببری بالا.اگه معمولا زور میزنی که رکوردت بشه n، اول سعی کن تمرین کنی که بتونی با اطمینان خوبی این رکوردو تکرار کنی، بعدش بکنش n+1، همین که بتونی سر قراری که با خودت میذاری بمونی، پیروزیه. این که از n رفتی n+1 موفقیت بزرگیه.این خیلی مهمه، خیلی خیلی.با خودت یه قرار معقول و شدنی بذار، سرش وایسا. کم کم انرژی مثبتی که میگیری انگیزتو بیشتر میکنه، همین طوری که به قدمای کوچیکت ادامه بدی و تو مسیر باشی، مقصدو میبینی و میرسی، پاکیت مبارک
.
4fvfcjaپس آهسته و پیوسته:


به امید پیروزی و پاکی.
#12
(1394 مرداد 21، 18:42)گلبرگ نوشته است:
" ترک کردن به روش فوتبالی "

برای گل زدن همه بازیکن ها باید فعال باشن
برای ترک هم بازیکنانی هستند که نباید تنبلی کنند

بازیکنانی مانند عشق عقل اراده تصمیم هدف امید شادی تلقین و ...
 که با یک بازی گروهی می تونند گل بزنند
"آقای داوود جی تی"
***************

می خواهم پرواز کنم
تا اوجی که دیگر زندگی برایم ابری نباشد
به چیزهایی بالاتر از ترک فکر می کنم
*********************
مصاحبه با آقای داوود جی تی:

سلام

سلام همسفر 303

1-چند وقته پاکین ؟

حدود 4 سال ، هر روز روز آزمایش خداست ، خدایا خودت کمک کن که  قدم هامون هم جهت با رضایت تو باشه


2-باید یه یه چی دلمون بند باشه تا کنارش بذاریم... شما دل تون رو کجا بند کردید که موفق شدید؟

به چیزایی که دلمون باهاش قرص و محکم میشه . به خدا


3-با پیشرفت در پاکی، این نوع وسوسه هاست که عوض میشه؟ یا این قدرت ایستادگی ماست در برابر وسوسه ها؟

قدرت ایستادگی ما هست ، این قدرت ایستادگی اراده ماست که به مرور و با تمرین قوی میشه Muscular



4-نوشتین (چندین ساله که موفق شدم خودمو تغییر بدم و این تغییر دادن را خوب یاد گرفتم و همین باعث شده که روزمرگی نداشته باشم.)برامون توضیح میدین.و الان با قبل ورودتون به کانون چه تغییراتی کردین؟اصلا تغییر کردین؟

بله تغییر کردم بار ها و بارها

انسان یعنی شدن ،یعنی تغییر کردن و رشد کردن

انسان یعنی طغیان  و سرکشی بر علیه نفس برای بهتر شدن برای رسیدن به اصلمون

این شدن تمامی نداره و این باعث میشه حوصلتون سر نره و هیچ موقع هم روزمرگی نداشته باشید

همیشه سعی کردم تغییر کنم و همیشه رشد کنم ، از زمانی که شروع به ترک کردم این تغییر ابعاد جدیدی به خودش گرفت و برام خوشایند تر شد



5-نوشتین بدترین زندانها زندانی است که ان را نبینی خیال می کنی آزادی ولی در اسارتی ، برامون توضیح میدین.

خیلی جای بحث داره ،این جمله ای هست مربوط به کتاب چهار زندان دکتر شریعتی

متاسفانه این روزها خیلی ها تفکر نمی کنند و جز همین دسته اند . من هرگز نمی خوام با نااگاهی و نادانیم خودم را جز این دسته کنم. این گروه انسانهایی هستند که با سبک زندگی ای که انتخاب کرده اند بردگی می کنند. داوطلبانه بردگی می کنند بدون انکه خود بدانند. حتما این کتاب را بخونید. 128fs318181



6-برای پاکیمون ترس کجا خوبه ، کجا لزومی نداره بترسیم ؟

ترس از خدا خیلی عالیه،  وقتهایی هست که می تونیم بهترین باشیم ولی ترس درونیم مانع پیروزی هست اینجا ترس خوب نیست باید باهاش مقابله کرد



7-اگه اعتماد به نفس نداریم ، اگه ناامیدیم ، اگه به هر دری زدیم واسه پاکی و نشده ، اگه نمی تونیم خودمون رو ببخشیم، اگه کم اوردیم اگه خسته شدیم...شما ادامش بدین

اینها همش کوتاهی های ماست ، مطمئن باشید که می تونیم ، چون خداوند این توانایی را به ما داده Khansariha (46)



8-آرمان ها و باورهای شما ...؟؟؟

ارمانم زمینی که در آن صلح و صفاست و درآن هیچ اسرافی نیست.

باور دارم که بهترین دین ،دین اسلام هست ،باور دارم به موعود و نجات گری که می آید.




9-تا چه حد به انتظاراتی که داشتین رسیدین ؟ چه کاری برای این انتظارت لازمه انجام بشه ؟

۵۰ درصد 13 ، باید کار کرد باید عمل کرد ، اصل کار به عمل هست یه مدتیه کمی کم کاری کردم



10-بهترین جایگزین خ.ا چیه....؟

کار ، کار ، کار
خیلی ها میگن ازدواج من مخالفم آدمی که ترک می کنه امادگی بیشتری برای ازدواج داره
چون شادتره و اراده قوی تری داره ،
Gigglesmile


ادامه دارد...
#13
(1394 مرداد 24، 8:35)گلبرگ نوشته است:

یه تصویر از "گیوتین" تیز و تمیز و براق و نو که گهگاهی جنسش از چوب و آهن و نقره و... تغییر میکنه
 جایگزین هر تفکر چندش آوریه
" یکبار برای همیشه "

ادامه ی مصاحبه با آقای داوود جی تی :




11-تو این چند وقت ترک شده به هر دلیلی از پاک بودنتون پشیمون بشین ؟یا بیخیالش؟

پشیمون که هرگز ولی زمان هایی بوده که میخواستم بی خیالش شم 1276746pa51mbeg8j



12-ترفندتون برای مقابله با وسوسه چیه؟ وقتی که وسوسه شدید اولین کاری که میکنید چیه ؟با گیوتین تونستتین سرگناه رو از تنش جداکنید؟

بله ، وسوسه را باید از نطفه خفه کرد و نگذاشت که رشد کنه ، تو همون لحظه ی اول سر از تنش جدا کنی دیگه خیالت راحت میشه ، گیوتین عالیه حرف نداره در این مورد خشونت و بی رحمی کاملا مجازه
1744337bve7cd1t81





13-اگه شبا بی خواب میشیم ، اگه وسوسه و درگیری داریم چه راهی رو به ما پیشنهاد میدین؟

عاشقای کتاب اینجا خیلی راحتن ، کتاب بخونید تا خسته شید ، عاشق کتاب باشید :bababozorg:

برای وسوسه و درگیری  فعالیت بدنی مثل پیاده روی و ورزش و دوش اب سرد راه خوبیه ولی اگر همون اول سر از تنشون بزنید کارتون خیلی اسون تر خواهد شد.




14-اینترنت و دو چشمی باهاش مبینیم ، دستامون و سایت هایی که آدرسشونو تایپ می کنیم برامون بگین از کنترل این چشم ها و این دست هامون

با برنامه و هدف از اینترنت استفاده کنید . در صورت اولین کلیک و یا تایپ برای هرزگردی سریع ببنید و خاموش کنید :smiley-yell:



15-شاید بشه یه دوره 100 روزه رو پاک موند... واسه بقیه اش چی کار کنیم که همیشه پاک بمونیم؟

بعد از ۱۰۰ روز شما اماده ی تغییرات دیگه ای میشید، از یه پله ی دیگه بالا برید ، یه کوه هم اونطرف شهر هست به سراغش برید ، اگر اینطوری زمان بگذرونید همیشه پاک خواهید موند. Khansariha (48)




16- اگه یه بار دیگه برگردید به روزی که وارد کانون شدید چه تغییری توی روندی که داشتین میدید؟

بیشتر کتاب میخوندم و بیشتر کار می کردم 303



17-گاهی یه جرقه یه خرمن رو آتش میزنه.. به نظر شما حفظ این جرقه برای اتش زدن خرمن گناه و یا ایجادش چطوری ممکنه؟

به نظر من مهمترین جرقه ، نا امیدی و افسردگی هست. خیلی خطرناکه



18-چطوری خودمون رو ببخشیم ؟ چطوری میشه کسایی رو باعث شدن این گناه رو انجام بدیم ببخشیم ؟چطوری میشه حس کردخدا هم مارو بخشیده؟

  زندگیتون بعد ترک چطوریه؟ بخشیده شدین ؟ الان رابطه تون با خدا چطوریه ؟ میشه بعد انجام این گناه بزرگ بخشیده و خوشبخت شد؟


بله من بخشیده شدم ، رابطم با خدا خوبه ، بله بعد از توبه و ترک بخشیده میشیم و خوشبخت

بخشیدن خودمون اینطوری هست که با خودمون حال کنیم و خودمون را دوست داشته باشیم ، با خودمون شاد باشیم دست از سرزنش خودمون برداریم و به خودمون فرصت بدیم چون خدا بهمون وعده بخشش داده.

بخشیدن دیگران اغلب کار سختی هست ولی این قانون هست که ما با رها کردن هست که به دست میاریم با بخشیدن هست که برکت به زندگیمون جاری میشه

با بخشیدن خودمون ، بخشش خدا قابل لمس تر هست  با شادی و امید میشه بخشش خدا را حس کرد، با فرصتی که خدا بهمون داده میشه بخشش خدا را حس کرد Khansariha (8)




19-در کنار و همراه ترک چه کارای انجام بدیم که حتی به این گناه فکر هم نکنیم؟

کتاب بخونید ، قران بخونید ، نماز اول وقت ، کار کنید (هر کاری)



20-با این موافقین که اگر افکارمون را اصلاح کنیم عملمون هم می تونیم اصلاح کنیم؟چه راهی رو بریم برای اصلاح و تغییر افکارمون و کنترل اون ؟

بله موافقم ، با تفکر و با مشاهده، از کنترل افکارتون لذت ببرید چون این مخصوص ما انسان هاست و نعمت بزرگی هست ، بهترین ها را انتخاب کنید و از انتخابتون لذت ببرید. 128fs318181




21-آقای داوود گیوتین خودشو با گذشتش دوست داره؟

بله من خودمو دوست دارم ، خودم را با گذشتم دوست دارم Khansariha (18)

22-تو کانون جز مسابقات ترک تو مسابقات دیگه ای هم عضو بودین ؟اگه آره چرا ؟

زمانی که ما اینجا عضو شدیم کانون به این صورت نبود و فقط مسابقات به صورت ماهانه برگزار می شد. خیر مسابقه دیگه ای نبودم
ولی باقی مسابقات را خیلی خوب میدونم نباید فقط روی ترک خ ا تمرکز کرد.


23-کتابی خوندین که خیلی تاثیر داشه باشه در ترکتون ، پاک موندنتون ، داشتن انگیزه ی بیشتر ، بهتر ادامه دادنتون؟

بله کتاب خیلی برای من موثر بوده، 
کتاب قران که سوای هر کتاب دیگه ای هست .
کتابهای دکتر شریعتی و کتابهای روانشناسی



24-چرا داوود گیوتین؟
چون میخوام همیشه در حال تغییر باشم و باید نسبت به عادت های بدم به شدت بی رحم باشم [تصویر:  b.gif] نباید اجازه بدم که افکار بیهوده و منفی در وجودم ریشه کنه. در همون بدو ورود سر از تنشون جدا می کنم [تصویر:  128fs318181.gif] وقتی این گیوتین خاک بخوره، کارم سخت و حرکتم کند میشه


25-ازدواج کردین؟

بله من ۲۹ سالمه و دو ساله ازدواج کردم و ازدواج خوبی هم داشتم. ترک خ ا امادگی من را برای ازدواج بیشتر کرد.

و حرف آخر شما :
همیشه شاد و پر انرژی باشید



کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان