مهمان عزیز : .:.::. پایان ثبت نام مسابقه گروهی:.::.

مهمان عزیز : ..: گروه بندی ها انجام شد، لطفا یک روز را برای خود انتخاب کنید! :..


امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امتیازات: 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

چطور موفق شدم از دام شیطان رها بشم ....

#1
لطفا قبل از دادن پست قوانین تالار را مطالعه کنید.


(ویرایش توسط کیمیا)

سلام
دوستان تو این تاپیک
همه میایم و مینویسیم چی شد که اولا تحریک شدیم و این موضوع چه نوع پیوندی با ذهنمون داره عاطفیه ، روانیه ، عکس و فیلمه ، خواسته های قلقلک دهنده تنمونه و یا ...
بعد باید بنویسید چی شد که تونستید جلو این عطش و فشار رو بگیرید ؛ رفتید حیاط باغچه آب دادید ، رفتید قدم زدید ؛ ورزش کردید ؛ رفتید پارک ؛ دوش گرفتید یا استخر رفتید ، نماز خوندید و دعا کردید و .... حتی چیزهای خیلی ساده که بهتره چون انجام دادنش راحتر و جوابش هم خوبه .
در پایان هر شخصی که چهار امتیاز از دوستان عضو مسابقه دریافت کنه یه ستاره میگیره . البته اونو باید مدیر بده

شرایط مسابقه :
بدون هیچگونه محدودیت زمانی ، سنی ، جنسی



شرح بدید:
1-چه جور شد خواستید بزنید ، چه چیزی تحریکتون کرد یا برای فرار از چی بود و ...
2-چقدر میخواستید بزنید ، خیلی زیاد یا مثل همیشه
3-چه اتفاقی افتاد یا چه کارهایی کردید که نزدید ، در واقع چه جوری از زیرش در رفتید.
جایزه=
بزرگترین جایزه اینه که راه حل برای فرار از خود ارضایی پیدا میکنیم ، من و تو هم دقیقا ممکنه تو یه شرایط یکسان شهوتی بشیم و من میتونم با راهی که تو نزدی نزنم و این بزرگترین جایزه هستش
 سپاس شده توسط
#2
admin نوشته است:کرس جان دیشب خیلی خیلی تحریک شدم و نتونستم خودمو کنترل کنم . وای اگه می تونستم می یومدم قصشو اینجا می نوشتم ....

ولی حیف ...

سلام
خوبه
كم كم حس خواستنت و اينكه بياي و با غرور بنويسي جلو خودت وايسادي و همه تشويقت كنند بزرگ و بزرگ تر ميشه و ژيروز ميشي .
ميبينم روزايي رو كه بياي اينجا و بنويسي جلو بدترين حالات روحيت اونا كه فكرشم نميكردي وايسادي .
فقط صبر ميخواد ، خواستن و نا اميد نشدن در شكست هاي پشت سر هم
#3
hidddencrazy نوشته است:سلام چند روز پیش بدجور تحریک شده بودم ولی خوشبختانه خودمو جمع و جور کردم و نزدم و از این بابت خیلی خوشحالم.

شاد باشید

سلام
همرزم عزيزم
قرار بنويسيم چه جور تحريك شديم و چه جور جلوشو گرفتيم
خوشحالم كه تونستي ببري جنگتو
قدم اول پيشرويت با پيروزي شروع شد
 سپاس شده توسط
#4
cras نوشته است:
hidddencrazy نوشته است:شاد باشید

سلام
همرزم عزيزم
قرار بنويسيم چه جور تحريك شديم و چه جور جلوشو گرفتيم
خوشحالم كه تونستي ببري جنگتو
قدم اول پيشرويت با پيروزي شروع شد

سلام به همه دوستان عزیز53

میدونید من کلا وضعیتم جوریه که زیاد تو خونه تنها میشم و خوب میدونید که قدم اول خودارضایی تنهاشدن هست . اما من یه کاری یاد گرفتم که تا حالا خوب جواب داده و اون گوش دادن به موسیقیه وقتی که تنها میشیم تو خونه. شما یه سری از آهنگای مورد علاقتو گلچین کن و هر وقت تحریک شدی این آهنگارو بزار لذت ببر4fvfcja من که خیلی از اینکار راضیم 317 الانم روز 18 ترکو شروع کردم که تا حالا سابقه نداشته این مدت بتونم پاک باشم. با کمک خدا میرم جلو برام دعا کنید. قربون همتون

شاد باشید53
#5
افرین گلم .
راه حل خوبیه
باید حتما امتحانش بکنم
 سپاس شده توسط
sna
#6
به درخواست داداش کرس :

امروز واقعا اتفاقای عجیبی برام رخ داده که هم به تاپیک خودم مربوط میشه(نماز خوانی) و هم به مسابقه ترک و هم به این تاپیک

واقعا از خدا ممنونم

همانطور که می دانید من خیلی برای مسابقه نماز خوانی برنامه ریزی کرده بودم

دیشب زود به رختخواب رفتم، چون می خواستم از امروز صبح نمازامو بخونم برای همین می خواستم صبح راحت برای نماز بیدار شم و ساعت 11 به رختخواب رفتم و ساعت موبایل رو برای 5:35 صبح گذاشتم تا زنگ بزنه(طلوع آفتاب 6:15 هستش) ولی تا ساعت 1:30 خوابم نبرد ، انقدر اعصابم خورد شد که شیطون وسوسم کرد و گفتم بیخیال نماز صبح و ساعت موبایل رو خاموش کردم و 5 دقیقه بعدش خوابم برد ....

چشام رو باز کردم دیدم ساعت 5:45 صبحه ، باورم نمیشد، خیلی سرحال بودم ، چطور من که هر روز تا 10 میخوابیدم امروز 5:45 دقیقه از خواب بیدار شدم ، جالب این بود که احساس کسلی هم نمیکردم، فقط شیطون داشت وسوسم میکرد که از جام پا نشم و تازه خیلی تلاش کردم که همون لحظه دوباره بخوابم ولی نشد ..با خودم گفتم چه کاریه ، پاشو نمازت رو بخون بعد بگیر بخواب .همین کارو کردم...بعد از نماز گرفتم خوابیدم . قبل از خواب دیدم ساعت 6:10 بود..........

امروز هم نماز ظهر و عصر رو اول وقت خوندم و از اینجاس که ..........

نزدیکای 3 و 4 بعد از ظهر بود که دیدم کم کم دلم می خواد یه بار دیگه بشکنم............

پا شدم کامپیوتر رو روشن کردم.....

به اینترنت و وی پی ان وصل شدم و رفتم تو سایتای ...........

تمام شرایط مهیا بود ، نزدیک 30 ثانیه مونده بود تا دوباره شرمنده بشم ولی........

همون لحظه برقامون رفت..........

واقعا از خدا متشکرم....

3 ساعت گذشت ....
چند دقیقه پیش بود که دوباره غریضم بالا زده بود و باز هم داشتم میشکستم، فقط چند ثانیه مونده بود ..........

که دیدم از تو هال صدام میزنن .یکی از وسایل بود که هر چند وقت یه بار خراب میشد و فقط من بلد بودم درستش کنم ، اول خواستم نرم ولی دیدم قضیه داره ناجور میشه و رفتم .

وقتی برگشتم حسم رفته بود و تازه داشتم میفهمیدم چه بلایی داشت سرم میومد..........

نمیدونم والله......

فکر کنم بیدار شدن خود به خود برای نماز، رسیدن به دم مرز شکستن اونم 2 بار و هر بار برگشتنش با دو حادثه غیر منتظره.............. همه در یک روز

به نظرم بد نیومد بیام برای شما تعریف کنم.......

به نظرم بالاییا خیلی می تونن کمکمون کنن.

تحلیل داستان با خودتون..
موفق باشید
چرا آدم ها فکر میکنند هنوز هم فرصتی باقیست؟؟؟......
الم يعلم بان الله يري....
 سپاس شده توسط
#7
کرس جان میشه قوانینو کامل تو پست اول بنویسی که همه بتونن شرکت کنند ؟

مثلا : در مورد جایزه/تعداد برنده ها/قوانین شرکت در مسابقه/ . . . . سا هر چیزی که به نظرت مهمه.53
آدرس بدون فیلتر سایت : http://www.kanontark.org
#8
سلام
قانون
شرح بدید:
1-چه جور شد خواستید بزنید ، چه چیزی تحریکتون کرد یا برای فرار از چی بود و ...
2-چقدر میخواستید بزنید ، خیلی زیاد یا مثل همیشه
3-چه اتفاقی افتاد یا چه کارهایی کردید که نزدید ، در واقع چه جوری از زیرش در رفتید.
جایزه=
بزرگترین جایزه اینه که راه حل برای فرار از جق پیدا میکنیم ، من و تو هم دقیقا ممکنه تو یه شرایط یکسان شهوتی بشیم و من میتونم با راهی که تو نزدی نزنم و این بزرگترین جایزه هستش
#9
راستی کرس ، الان نزدیک بود وا بدم ، برنامه outlook باز بود ، یهو دیدم یه ایمیل برام از کانون اومده که کرس به یکی از ارسال هات جواب فرستاده ، منم جلدی اومدم تو کانون تا پاسخ ارسال کنم، و باعث شد از اون حال و هوا بیام بیرون.......

دستت درد نکنه
چرا آدم ها فکر میکنند هنوز هم فرصتی باقیست؟؟؟......
الم يعلم بان الله يري....
#10
سلام به همه جنگجويان موفق
من چيزي نداشتم كه توي اين فروم بنويسم اما اتفاق ديشب باعث شد كه من هم بنويسم.
راستش من از اون وقتي كه با دوستاني مثل شما در اينجا آشنا شدم ديگه سراغ اين كار نرفتم و حتي فكرش هم به سرم نميزد اما ديشب شيطون داشت گولم ميزد كه نجات يافتم.varzesh همون لحظه به ياد همه شما بچه هاي كانون ترك افتادم و حيفم اومد عهدي رو كه مدت هاست با شما بستم رو بشكنم.
واقعا ياد شما ها بود كه باعث شد من شكست نخورم. به اين فكر كردم كه مثلا بيام اينجا و بگم بچه ها من شكستم. داشتم ديوونه ميشدم فكرش برام زجر آور بود. واقعا از همتون مخصوصا آقاي ادمين كه اينجا رو راه انداختيد صميمانه سپاسگزارم 535353
اینجا سیم دلت به آسمان وصل میشود درنگ نکن

 وعده گاه ما : تاپیک قرار عاشقی


[تصویر:  nasimhayat.png]

مطلب زیر تقدیم به برادران کانونی ام

http://www.ktark.com/showthread.php?tid=...#pid254780

اللهم مولای کم من قبیح سترته

و کم من فادح من البلا اقلته

و کم من عثار وقیته

وکم من مکروه دفعته

و کم من ثنا جمیل لست اهلا له نشرته
 

#11
راست راستی آفرین به تو که تو اوج خواستن یاد دوستات و پیمانت میوفتی .
خیلی مردی .
پیروز باش
#12
سلام بچه ها ممنون از همتون
آفرين ميگم به كسي كه اسم اين مسابقه رو عوض كرده. راستش اصلا اسم قشنگي نبود. الان خيلي با كلاس تر و مودب تر شده.Smiley-face-thumbSmiley-face-thumbSmiley-face-thumb
اینجا سیم دلت به آسمان وصل میشود درنگ نکن

 وعده گاه ما : تاپیک قرار عاشقی


[تصویر:  nasimhayat.png]

مطلب زیر تقدیم به برادران کانونی ام

http://www.ktark.com/showthread.php?tid=...#pid254780

اللهم مولای کم من قبیح سترته

و کم من فادح من البلا اقلته

و کم من عثار وقیته

وکم من مکروه دفعته

و کم من ثنا جمیل لست اهلا له نشرته
 

#13
پرواز نوشته است:سلام بچه ها ممنون از همتون
آفرين ميگم به كسي كه اسم اين مسابقه رو عوض كرده. راستش اصلا اسم قشنگي نبود. الان خيلي با كلاس تر و مودب تر شده.Smiley-face-thumbSmiley-face-thumbSmiley-face-thumb
ادما رو همه کارا بدشون اسم قشنگ و مودبانه میذارند تا بتونن ادامش بدند .
غربی ها آزادانه به همسرانشون خیانت میکنند و اسم خیانت رو به آزادی تغیر دادند .
همجنس بازی میکنند ، در واقع ... هم میذارند میگن دگراندیش .
زناشونو عوض میکنند میکند تنوع جنسی یا سک/س ضبدری درصورتی که خدا میگه این فرد ... هست پس میشه ... بازی نه سک/س ضبدری .
و .......
ما هم اسم این پستو و حالت هامونو عوض میکنیم چرا؟

==============
ادیت شد.
لطفا از کلمات زشت استفاده نکنید.
اخطار دوم.
 سپاس شده توسط
#14
سلام
دیشب نزدیک بود وا بدم .
اما چند ثانیه تحمل و بعد در رفتن از خونه به دادم رسید تا دیدم اینجوریه رفتم کارت بخرم برگردم تو راه مسیرمو عوض کردم و یه ربع بعد برگشتم خونه دراز کشیدم استراحت کنم بازم اومد سراغم چندبار گفتم نه نمیزنم و یه مقاومت کوچولو تمام شد که شد . خیلی ساده و آسان . فرار کردم .پس هر وقت توان جنگ نداری فرار کن تنها در این صورت هست که پیروز میشی.
#15
سلام

نمیدونید چقدر خوشحالم

نزدیک بود تو ماه رمضون وا بدم و بزنم

5 بار!!!!! 5 بار تا دمش رفتم و برگشتم، نمیدونید چقدر با خودم کلنجار رفتم......واقعا مبارزه سنگینی بود .......عین این 5 بار رو تا دم ارضا شدن رفتم و دست کشیدم....واقعا خوشحالم.....منتظرم خدا یه هدیه بابت این 5 بار برگشتنم بهم بده....گرچه بهترین هدیه همون نزدنه...

میدونید چجوری این 5 دفعه رو به خودم اومدم؟؟؟؟؟؟

خیلی ساده...

از پوریا یاد گرفتم..جا داره ازش تشکر کنم...

فقط با ....

یا ارحم الراحمین..
چرا آدم ها فکر میکنند هنوز هم فرصتی باقیست؟؟؟......
الم يعلم بان الله يري....


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان