عزیز : .:.::. * آخرین اعلام وضعیت مسابقه پاکی محرم * .::.:.

عزیز : .:.::. * نتایج نهایی مسابقه عکاسی تابستان 128fs318181 * .::.:.

عزیز : .:.::. صندلی داغ آقای شازده کوچولو 36.::.:.

عزیز : .:.::. * جشن قهرمان‌های کنترل نگاه و ذهن؛ خانم‌ها: Bright Star ، عارفه ، خانوم لبخند ، (=hich ، مهربانو ، Roza_r و آقایان: سپهرر ، عاشق فاطمه زهرا ، یا امیرالمؤمنین ، سرباز گمنام ، مهدوی * .::.:.

عزیز : .:.::. * ختم صلوات گروهی * .::.:.


امتیاز موضوع:
  • 3 رأی - میانگین امتیازات: 3.67
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

چطور موفق شدم از دام شیطان رها بشم ....

#1
سلام 
هدف این تاپیک، بیان تجربه های موفق در لحظات اورژانسی و هجوم وسوسه های شیطانی هست.

چی شد که وسوسه سراغم اومد و این موضوع چه نوع پیوندی با ذهنم داره؟ عاطفی، روانی، عکس و فیلم، خواسته های قلقلک دهنده و ...
چی شد که تونستم جلوی این عطش و فشار رو بگیرم؟ رفتم حیاط باغچه آب دادم، رفتم قدم زدم، ورزش کردم، رفتم پارک، دوش گرفتم یا استخر رفتم، نماز خوندم و دعا کردم و .... حتی موارد خیلی ساده که انجام دادنش راحت تره و جوابش هم خوبه.

بزرگترین فایده‌ی بیان این تجربه ها، پیدا کردن راه حل برای فرار از وسوسه هاست.
همه‌ی ما ممکنه در این شرایط قرار بگیریم و می تونیم با راه هایی که هم مسیرهامون گفتند، خودمون رو نجات بدیم128fs318181
#2
admin نوشته است:کرس جان دیشب خیلی خیلی تحریک شدم و نتونستم خودمو کنترل کنم . وای اگه می تونستم می یومدم قصشو اینجا می نوشتم ....

ولی حیف ...

سلام
خوبه
كم كم حس خواستنت و اينكه بياي و با غرور بنويسي جلو خودت وايسادي و همه تشويقت كنند بزرگ و بزرگ تر ميشه و ژيروز ميشي .
ميبينم روزايي رو كه بياي اينجا و بنويسي جلو بدترين حالات روحيت اونا كه فكرشم نميكردي وايسادي .
فقط صبر ميخواد ، خواستن و نا اميد نشدن در شكست هاي پشت سر هم
 سپاس شده توسط
#3
hidddencrazy نوشته است:سلام چند روز پیش بدجور تحریک شده بودم ولی خوشبختانه خودمو جمع و جور کردم و از این بابت خیلی خوشحالم.

شاد باشید

سلام
همرزم عزيزم
قرار بنويسيم چه جور تحريك شديم و چه جور جلوشو گرفتيم
خوشحالم كه تونستي ببري جنگتو
قدم اول پيشرويت با پيروزي شروع شد
#4
cras نوشته است:
hidddencrazy نوشته است:شاد باشید

سلام
همرزم عزيزم
قرار بنويسيم چه جور تحريك شديم و چه جور جلوشو گرفتيم
خوشحالم كه تونستي ببري جنگتو
قدم اول پيشرويت با پيروزي شروع شد

سلام به همه دوستان عزیز53

میدونید من کلا وضعیتم جوریه که زیاد تو خونه تنها میشم و خوب میدونید که قدم اول خودارضایی تنهاشدن هست . اما من یه کاری یاد گرفتم که تا حالا خوب جواب داده و اون گوش دادن به موسیقیه وقتی که تنها میشیم تو خونه. شما یه سری از آهنگای مورد علاقتو گلچین کن و هر وقت تحریک شدی این آهنگارو بزار لذت ببر4fvfcja من که خیلی از اینکار راضیم 317 الانم روز 18 ترکو شروع کردم که تا حالا سابقه نداشته این مدت بتونم پاک باشم. با کمک خدا میرم جلو برام دعا کنید. قربون همتون

شاد باشید53
#5
افرین گلم .
راه حل خوبیه
باید حتما امتحانش بکنم
 سپاس شده توسط
#6
به درخواست داداش کرس :

امروز واقعا اتفاقای عجیبی برام رخ داده که هم به تاپیک خودم مربوط میشه(نماز خوانی) و هم به مسابقه ترک و هم به این تاپیک

واقعا از خدا ممنونم

همانطور که می دانید من خیلی برای مسابقه نماز خوانی برنامه ریزی کرده بودم

دیشب زود به رختخواب رفتم، چون می خواستم از امروز صبح نمازامو بخونم برای همین می خواستم صبح راحت برای نماز بیدار شم و ساعت 11 به رختخواب رفتم و ساعت موبایل رو برای 5:35 صبح گذاشتم تا زنگ بزنه(طلوع آفتاب 6:15 هستش) ولی تا ساعت 1:30 خوابم نبرد ، انقدر اعصابم خورد شد که شیطون وسوسم کرد و گفتم بیخیال نماز صبح و ساعت موبایل رو خاموش کردم و 5 دقیقه بعدش خوابم برد ....

چشام رو باز کردم دیدم ساعت 5:45 صبحه ، باورم نمیشد، خیلی سرحال بودم ، چطور من که هر روز تا 10 میخوابیدم امروز 5:45 دقیقه از خواب بیدار شدم ، جالب این بود که احساس کسلی هم نمیکردم، فقط شیطون داشت وسوسم میکرد که از جام پا نشم و تازه خیلی تلاش کردم که همون لحظه دوباره بخوابم ولی نشد ..با خودم گفتم چه کاریه ، پاشو نمازت رو بخون بعد بگیر بخواب .همین کارو کردم...بعد از نماز گرفتم خوابیدم . قبل از خواب دیدم ساعت 6:10 بود..........

امروز هم نماز ظهر و عصر رو اول وقت خوندم و از اینجاس که ..........

نزدیکای 3 و 4 بعد از ظهر بود که دیدم کم کم دلم می خواد یه بار دیگه بشکنم............

پا شدم کامپیوتر رو روشن کردم.....

به اینترنت و وی پی ان وصل شدم و رفتم تو سایتای ...........

تمام شرایط مهیا بود ، نزدیک 30 ثانیه مونده بود تا دوباره شرمنده بشم ولی........

همون لحظه برقامون رفت..........

واقعا از خدا متشکرم....

3 ساعت گذشت ....
چند دقیقه پیش بود که دوباره غریضم بالا زده بود و باز هم داشتم میشکستم، فقط چند ثانیه مونده بود ..........

که دیدم از تو هال صدام میزنن .یکی از وسایل بود که هر چند وقت یه بار خراب میشد و فقط من بلد بودم درستش کنم ، اول خواستم نرم ولی دیدم قضیه داره ناجور میشه و رفتم .

وقتی برگشتم حسم رفته بود و تازه داشتم میفهمیدم چه بلایی داشت سرم میومد..........

نمیدونم والله......

فکر کنم بیدار شدن خود به خود برای نماز، رسیدن به دم مرز شکستن اونم 2 بار و هر بار برگشتنش با دو حادثه غیر منتظره.............. همه در یک روز

به نظرم بد نیومد بیام برای شما تعریف کنم.......

به نظرم بالاییا خیلی می تونن کمکمون کنن.

تحلیل داستان با خودتون..
موفق باشید
چرا آدم ها فکر میکنند هنوز هم فرصتی باقیست؟؟؟......
الم يعلم بان الله يري....
#7
راستی کرس ، الان نزدیک بود وا بدم ، برنامه outlook باز بود ، یهو دیدم یه ایمیل برام از کانون اومده که کرس به یکی از ارسال هات جواب فرستاده ، منم جلدی اومدم تو کانون تا پاسخ ارسال کنم، و باعث شد از اون حال و هوا بیام بیرون.......

دستت درد نکنه
چرا آدم ها فکر میکنند هنوز هم فرصتی باقیست؟؟؟......
الم يعلم بان الله يري....
#8
سلام به همه جنگجويان موفق
من چيزي نداشتم كه توي اين فروم بنويسم اما اتفاق ديشب باعث شد كه من هم بنويسم.
راستش من از اون وقتي كه با دوستاني مثل شما در اينجا آشنا شدم ديگه سراغ اين كار نرفتم و حتي فكرش هم به سرم نميزد اما ديشب شيطون داشت گولم ميزد كه نجات يافتم.varzesh همون لحظه به ياد همه شما بچه هاي كانون ترك افتادم و حيفم اومد عهدي رو كه مدت هاست با شما بستم رو بشكنم.
واقعا ياد شما ها بود كه باعث شد من شكست نخورم. به اين فكر كردم كه مثلا بيام اينجا و بگم بچه ها من شكستم. داشتم ديوونه ميشدم فكرش برام زجر آور بود. واقعا از همتون مخصوصا آقاي ادمين كه اينجا رو راه انداختيد صميمانه سپاسگزارم 535353
اینجا سیم دلت به آسمان وصل میشود درنگ نکن

وعده گاه ما : تاپیک قرار عاشقی


[تصویر:  nasimhayat.png]

مطلب زیر تقدیم به برادران کانونی ام

https://www.ktark.com/Thread-%D8%AD%D8%A...#pid202152

اللهم مولای کم من قبیح سترته

و کم من فادح من البلا اقلته

و کم من عثار وقیته

وکم من مکروه دفعته

و کم من ثنا جمیل لست اهلا له نشرته
 سپاس شده توسط
#9
راست راستی آفرین به تو که تو اوج خواستن یاد دوستات و پیمانت میوفتی .
خیلی مردی .
پیروز باش
 سپاس شده توسط
#10
سلام بچه ها ممنون از همتون
آفرين ميگم به كسي كه اسم اين مسابقه رو عوض كرده. راستش اصلا اسم قشنگي نبود. الان خيلي با كلاس تر و مودب تر شده.Smiley-face-thumbSmiley-face-thumbSmiley-face-thumb
اینجا سیم دلت به آسمان وصل میشود درنگ نکن

وعده گاه ما : تاپیک قرار عاشقی


[تصویر:  nasimhayat.png]

مطلب زیر تقدیم به برادران کانونی ام

https://www.ktark.com/Thread-%D8%AD%D8%A...#pid202152

اللهم مولای کم من قبیح سترته

و کم من فادح من البلا اقلته

و کم من عثار وقیته

وکم من مکروه دفعته

و کم من ثنا جمیل لست اهلا له نشرته
 سپاس شده توسط
#11
پرواز نوشته است:سلام بچه ها ممنون از همتون
آفرين ميگم به كسي كه اسم اين مسابقه رو عوض كرده. راستش اصلا اسم قشنگي نبود. الان خيلي با كلاس تر و مودب تر شده.Smiley-face-thumbSmiley-face-thumbSmiley-face-thumb
ادما رو همه کارا بدشون اسم قشنگ و مودبانه میذارند تا بتونن ادامش بدند .
غربی ها آزادانه به همسرانشون خیانت میکنند و اسم خیانت رو به آزادی تغیر دادند .
همجنس بازی میکنند ، در واقع ... هم میذارند میگن دگراندیش .
زناشونو عوض میکنند میکند تنوع جنسی یا سک/س ضبدری درصورتی که خدا میگه این فرد ... هست پس میشه ... بازی نه سک/س ضبدری .
و .......
ما هم اسم این پستو و حالت هامونو عوض میکنیم چرا؟

==============
ادیت شد.
لطفا از کلمات زشت استفاده نکنید.
اخطار دوم.
 سپاس شده توسط
#12
سلام
دیشب نزدیک بود وا بدم .
اما چند ثانیه تحمل و بعد در رفتن از خونه به دادم رسید تا دیدم اینجوریه رفتم کارت بخرم برگردم تو راه مسیرمو عوض کردم و یه ربع بعد برگشتم خونه دراز کشیدم استراحت کنم بازم اومد سراغم چندبار گفتم نه و یه مقاومت کوچولو تمام شد که شد . خیلی ساده و آسان . فرار کردم .پس هر وقت توان جنگ نداری فرار کن تنها در این صورت هست که پیروز میشی.
 سپاس شده توسط
#13
سلام

نمیدونید چقدر خوشحالم

نزدیک بود تو ماه رمضون وا بدم

5 بار!!!!! 5 بار تا دمش رفتم و برگشتم، نمیدونید چقدر با خودم کلنجار رفتم......واقعا مبارزه سنگینی بود .......عین این 5 بار رو تا دم ارضا شدن رفتم و دست کشیدم....واقعا خوشحالم.....منتظرم خدا یه هدیه بابت این 5 بار برگشتنم بهم بده....گرچه بهترین هدیه همون پاکیه...

میدونید چجوری این 5 دفعه رو به خودم اومدم؟؟؟؟؟؟

خیلی ساده...

از پوریا یاد گرفتم..جا داره ازش تشکر کنم...

فقط با ....

یا ارحم الراحمین..
چرا آدم ها فکر میکنند هنوز هم فرصتی باقیست؟؟؟......
الم يعلم بان الله يري....
 سپاس شده توسط
#14
سلام دوستان
حدود نيم ساعت خانه تنها بودم.
شروع كردم به دانلود فيلم و عكس و چرنديات!
وقتي كه نزدیک شکست بودم به طور اتفاقي قيافه ي غرق در شهوت خودم را در آينه ديدم و به ياد كانون افتادم... از اين كار دست كشيدم و حالا ديگه تنها نيستم!

يوووووووووووووووهوووووووووووو

پ.ن: قوانين تالار كتابخانه ويرايش شد. اينجا كليك كنيد.
 سپاس شده توسط
#15
سلام
خیلی خوشحالم خیلی
تو رمضان انگار همه داریم یه جوری بیشتر سعی میکنیم پاک باشیم .
دیروز با دهن روزه انقدر هوسی شده بودم که روزه رو چندین بار میخواستم بشکنم .
خدا رو شکر  رفتم حمام اب سرد گرم سرد گرم سرد گرفتم بدنم یه حالی شد ، بعد نشستم با خودم فکر کردم گفتم ببین 24 سالت شده تا کی میخوای اینکار رو بکنی از خودت خجالت نمیکشی دلت لذت میخواد برو  هرجائی بلند کن تو که توانائیشو داری چرا اینکارو میکنی ببین چه خودتو محبوس کردی هر بار سمتش میری، بیشتر تو تنهائی و رویات میمونی آخرش چی چقدر لذت برات داره هان ارضات میکنه یا فقط منی تو خالی میکنه و جواب شد نه و شکر خدا پاک موندم ......... خدا را شکر به خیر گذشت .
 سپاس شده توسط


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان