عزیز : .:.::. * بازگشایی و تغییر قوانین تاپیک جواب قبلی رو بده از بعدی بپرس * .::.:.


امتیاز موضوع:
  • 3 رأی - میانگین امتیازات: 3.67
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

چطور موفق شدم از دام شیطان رها بشم ....

سلام دوستان 303 



صبر کردن بر وسوسه ها واقعا سخته ولی تنها راه مقابله کردن

نقل قول: مبارزه با هواي نفس سخت است. در حدیث قدسی چنین آمده است که: مردم یکبار میمیرند ولی مؤمن به خـاطر مبـارزه بـانفس و مخالفت با هواي نفسش روزي هفتاد بار میمیرد؛میزان الحکمه/روایت 2916

نقل قول: سَلَامٌ عَلَيْكُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ ۚ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ
سلام بر شما به خاطر آن همه شكيبايى كه ورزيده‌ايد. سراى آخرت چه سرايى نيكوست.
آیه 24 سوره الرعد


[تصویر:  panahian-avalinchizikekhodaaz...-h_8zhg.jpg]" />" />
دوستان قرآن واقعا شیطان رو فراری میده. هر وقت وسوسه اومد برید بخونید یا گوش بدید به صوت قرآن. واقعا معجزه ای دیگر از قرآن میبینید که یهو انگار شهوت را خاموش می کند. هیچ کتاب و هیچ کار دیگه ای به ناگهان چنین نمی کند اما قرآن سریع در همان موقع آتش شهوت را خاموش می کند. اما شرط دارد. شرطش این هست که بخواهی آتش شهوت خاموش شود و با دل به قرآن گوش بدی یا بخوانی.
این هم تجربه اتمی امروزم 317
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـٰنِ الرَّ‌حِيمِ

وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا ﴿١﴾ وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا ﴿٢﴾ وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا ﴿٣﴾ وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَاهَا ﴿٤﴾ وَالسَّمَاءِ وَمَا بَنَاهَا ﴿٥﴾ وَالْأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا ﴿٦﴾ وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا ﴿٧﴾ فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا ﴿٨﴾ قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا ﴿٩﴾ وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا ﴿١٠﴾ كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَاهَا ﴿١١﴾ إِذِ انبَعَثَ أَشْقَاهَا ﴿١٢﴾ فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّـهِ نَاقَةَ اللَّـهِ وَسُقْيَاهَا ﴿١٣﴾ فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوهَا فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُم بِذَنبِهِمْ فَسَوَّاهَا ﴿١٤﴾ وَلَا يَخَافُ عُقْبَاهَا ﴿١٥﴾
سلام بچه ها من نزدیک بود روز خوبمو خراب کنم و زنجیره روزهای خوب 6 روزم پاره بشه زود اومدم توی کانون و دیدم دعوت به جشن پاکی بچه ها شدم رفتم و کامنت های تبریک حتی خوندم باعث شد خودمو کنترل کنم.
امیدوارم خدا به هممون کمک کنه  Khansariha (8)
همیشه وقتی توی لحظه های سختی هستم به این فکر میکنم که اگه من از ۱۰۰ درصد ، ۵۰ درصد مشکل دارم ، خ.ا ،این ۵۰ درصد رو میکنه ۹۰ درصد و نه تنها چیزی درست نمیشه ، بلکه افتضاح در افتضاح میشه.
ما پذیرفتیم كه در برابر شهوت کاملا ضعیف بوديم، به طوری که زندگی‌مان بهم‌ریخته شده بود. 
به این باور رسیدیم که قدرتی بزرگ‌تر از خودمان، می‌تواند سلامت روان را به ما بازگرداند.
سلام دوستان 303
من یه تجربه ای که این چند وقت کسب کردم ، این بود که موقعی وسوسه میشم یک فیلم سخنرانی یا ترجمه قرآن نگاه کنم و واقعا هم جواب میده
سلام 

من خیلی گرفتار بودم از سن کم تا ...  
بارها توضیحات و روش های مختلف علمی ترک خودارضایی رو مطالعه و پیگیری کردم ولی فقط یک یا دو هفته موفق بودم بعد با یه وسوسه سراغ هر نوع ابزار تحریک کننده میرفتم ودوباره کار خراب بود 
الان یه راه برای ترک خودارضایی شخصی خودم رو پیدا کردم که به غیر اینکه مشکلم برطرف شده زندگیم بی نهایت شیرین و مفید شده    گفتم بگم شاید بقیه هم بتونن از این تکنیک استفاده کنن . 


و حالا راه حل عملی  :
من یه مدتی هست هر فیلم و سخنرانی در مورد یاد مرگ و یا حتی لحظه های مرگ مردم رو از آپارات دانلود میکنم  . هر روز حتما صبح یا هر وقت یه تیکه از اون سخنرانی یاد مرگ رو گوش میدم 
ترس از مرگ زندگی منو نجات داده . اینکه چقد راحت انسانها میمیرن و هیچی به‌هیچ     اینکه من چه وظیفه ای تو این دنیا دارم  اینکه چقد دین بقیه رو دارم   اینکه چقد دیگه مهلت دارم  زندگی منو عوض کرده . 
فقط هر روز حداقل ۱۰ یا ۲۰ دقیقه از این سخنرانی یا ویدئو یاد مرگ تماشا میکنم . 
الان صبح من از فکر ارتکاب گناه ۳ بار از خواب پریدم و قصد جدی برای ارتکاب داشتم ولی در نهایت با  شوک آنی مشاهده قسمت کوتاهی از یکی از فیلم های نحوه مرگ مردم به خودم اومدم و خودم رو جم کردم . تازه نشستم به عبادت یعنی خیال گناه که منو از خواب بیدار کرد باعث خیر شد برام .
گفتم شاید گره ای از زندگی کسی باز بشه  .
و اینکه شاید من دیگه زنده نباشم همین صبح این پیام رو میفرستم به امید کارگشایی.

لطفا اگه تصمیم موفقیت در زندگی داشتید این تکنیک رو هر روز انجام بدید و اونوقت اگه نتیجه خوب نگرفتید تف کنید به روح من .  

نمیدونم شاید به نظرتون این شیوه شخصی  غیر عادی و غیر انسانی باشه ولی برای من مسیر هدایت و موفقیت بود واز خدا فقط میخام یاد مرگ رو در همه لحظات همراه من کنه  این یاد باعث شده احساساتم به همه بهتر بشه در کار بسیار پر تلاش تر شدم (به امید خرج کردن برای مردم بی بضاعت ).

از اینکه طولانی شد منو ببخشید
امروز بعد از تقریبا بالای 20 روز پاکی یک روز سخت عجیبی رو برای اولین بار تو این تایم تجربه کردم . 

اگر بخوام عوامل شروع رو بررسی کنم قطعا عدم کنترل نگاه و ذهن و خواب نامنظم شب قبل مسبب این روز سخت بود . 


برای رهایی سعی کردم تنها نمونم ، پیاده روی توی خونه ، مطالعه و ب طور مداوم تو کانون رفت و آمد داشتم و ب هرحال یک جورهایی امشب تقریبا گذشت و رد شد.

آدم ک مواظب خودش نباشه قطعا وسوسه و ب مرور لغزش نصیبش میشه دیگه 53258zu2qvp1d9v

یک انگیزه ی قوی هم ک نمیذاره ب آسونی بلغزم ، مدال مسابقه محرم هست چون همش با خودم میگم شاید سال بعد نبودم پس همین الان باید پاک بمونم .
[تصویر:  15400000.gif][تصویر:  photo_2023_11_22_22_13_47.jpg][تصویر:  15400000.gif]
[تصویر:  hs1h_unnamed_(15)-03_65p1.jpeg]

سلام، یه تجربه ای که از پاکیم توی این 10 روزی که به دست آوردم و از دام شیطان فرار کردم رو میخوام بگم،
شبه هشتم پاکیم بود تقریبا ساعت 2 شب بود و من حاله خوبی نداشتم اصلا، من توی پاکی که داشتم طوری بودم که با هر وسوسه یا فکری که میومد با تمام وجود می‌جنگیدم و همون اول نمیذاشتم کار به وسوسه بکشه، تا این که ساعت 2 شب یهو به طور ناخودآگاه یکی از بدترین وسوسه های عمرم اتفاق افتاد، به نوعی تو کسری از ثانیه شهوت رو حس می کردم و کل وجودم رو گرفت، دقیقا رو حساس ترین و نقطه ضعف من تو بالارفتن شهوت دست گذاشته شد و از لحاظ روانی داشتم منفجر میشدم، من که اونقد محکم بودم نسبت به هر عامل تحریکی، این یدونه چنان از درون فوران کرد که قفل شدم، و هیچ کاری نمیتونستم بکنم اون لحظه با نوشتن پیام سعی کردم بگم که میگذره... انقد شدت بالا بود که با خودم زوری میتونستم مرور کنم که باید بجنگم چند دقیقه صبوری، و سعی کردن در این که به خودم بیام تا این ک به خودم اومدم و تونستم اما تا 4 صبح وسوسه ادامه داشت کم و بیش هجمه هایی بهم وارد می‌شد،
یه موقع ها هست که خودمون میتونیم هر طور که شده اصلا اجازه ندیم که بخوایم وسوسه بشیم با پوست و گوشت و استخونمون هر لحظه با هر فکری که وارد میشه تو ذهن ما مقابله کنیم اما یه موقع تو یه شرایط و موقعیتی آدم قرار میگیره که ناخواسته پیش اومده و اونجا فقط باید صبر و توکل و مقاومت کرد تا گذشت...
منم اون شبی رو که گذروندم لطف خدا بود واقعا دیدم که خودش نذاشت اتفاقی بی افته چون به من بود خراب کرده بودم...
اللهم عجل لولیک الفرج  302

بر آن عهد که بستم هستم 27 /04 / 1401
عید غدیر خم ‌18 /12 /1443
سلام وقتی آخرای شب، تنها شده بودم و در آستانه گناه بودم و کنترل ذهنم با شیطان بود
اومدم تو اورژانس کمک خواستم
شیطون رو لعنت کردم و از خدا کمک خواستم

خدا و امام حسین هم از طریق دوستای کانون راهنماییم کردن.
اولین کار حذف عامل تحریک کننده بود. از جنس تصویر یا تصور یا صدا
بعد تغییر موقعیت مکانی (من رفتم آشپزخونه)
مشغول شدن به یه کاری که لذت حلال داره (مثل خوردن میوه)
و بعد رفتن تو جمع. من رفتم کنار خانواده م خوابیدم

درحقیقت اول خدا کاری کرد که به اون چیزی که شیطون می خواد فکر نکنم
بعدش عمل من رو به سمت حلال خودش برد
و بعد کلا خاموشم کرد
فردا که پاشدم خدا کاری کرد که به لذتِ جدا نشدن از اون و شکست شیطان فکر کنم.

مبارزه وقتی که شرایط خیلی بحرانی نشده تو ذهنه فقط. مثلا وقتی دارم تو خیابون میرم و یهو بی مقدمه تصور تحریک کننده میاد با کنترل ذهن سعی می کنم بهش فکر نکنم. با این حالا چون در ابعاد کوچک اما زیاد تکرار می شه، مثلا گاهی چند صدم ثانیه فقط طول می کشه، بخاط تعدادش ذهنم رو تسخیر می کنه. هرچی عمق و زمان این تسخیرها در طول روز بیشتر باشه زمینه ی عمل به گناه آماده ترمی شه. تو چنین حالتی در طول روز، مبارزه فقط از جنس ذهن و توجهه. چون اصلا شرایط عمل نیست. گاهی با عمل سطحی هم همراه می شه. مثلا یهو بی اختیار زنی بدحجاب تو خیابون رو می بینیم. یعنی عمل چشم من باعث تسخیر شدن ذهنم می شه. این زمینه ها همش یا از جنس تصویره یا تصور

بعد وقتی شرایط برای عمل گناه فراهم می شه. احساس می کنم همه اون تصویر و تصور عقب نشینی هایی بوده که در مقابل شیطان داشتم. انگار با هرکدومشون بخشی از سپر دفاعیمو زمین انداختم.
بعد یهو شیطون شبیخون میزنه. اون شب یهویی انگار ده نفر داشتن تو ذهنم نجوا می کردن که "زود باش، این کارو بکن، سرچ کن، نگاه کن، تور کن" اصلا اجازه فکر کردن بهم نمی دادن. خیلی یکهویی بود. معلوم بود یه عامل بیرونی با نفس عماره م همراه شدن. من رو از صفحه مطالعه علمی داشتن می کشوندن به یه جای دیگه.
اما کانون و ترک گناه تو پس زمینه ذهنم بود. تقریبا مطمئن بودم که اون شب شکست می خورم و گناه می کنم. به خودم گفتم حالا بذار یه سری هم به اورژانس کانون بزنم. (این فکرا در کثری از ثانیه بود) شاید الهام فرشته خدا بود. اومدم پیام دادم و خدارو هزار مرتبه شکرخانم ایرانا آنلاین بودن و ذهنم از ارتباط با وسوسه شیطان منحرف شد. خدا بهترین هارو بهشون بده. 
و بعد دستورالعمل ایشون رو انجام دادم و همه چیز به خیر و خوبی گذشت.
شبی که قرار بود من بردگی شیطان رو کنم، تبدیل شد به شب پیروزی مقاومت، پاره شدن بندهای شیطان. البته با طعم انار (میوه ای که بجای گناه کردن خوردم)

یه حس لذت ت ذهنم از اون شب دارم. این حس لذت شاید به من کمک کنه که برای تجربه دوباره ش باز هم مقاومت کنم. شاید اعتیاد آور باشه. شاید به مقاومت و پیروزی علیه وسوسه هاش اعتیاد پیدا کنم. شاید شیطان برامون کانون ترک مقاومت بزنه. ولی ما هیچوقت عضوش نمی شیم.

و حرف نهایی
همه کنترل ذهن ها و مقاومت ها و خوبی ها حاصل سلطه خدا به قلبم بود
همه لغزش ها و گول خوردن ها حاصل خودم و غفلت از خدا، و دادن کنترل ذهن به شیطان بود

در کل همش خداست ما فقط باید التماسش کنیم که مارو به مسیر درست ببره
چهل روز گذشت
 برای منی که یک هفته هم رویا بود و دست نیافتنی
نه تنها بفکر پاکی نبودم که این افکار برام مسخره بود، دنبال توجیه بودم که این کار طبیعی هستش و خیلیا حتی لازم میدونن و هزارتا از این قبیل خزعبلات. 

قصد ترک نداشتم، اما برای زمانم اهمیت قائل شدم، دور شدم حذف کردم شبکه های مجازی رو، برام مهم نبود اطرافیان دوستام که هستن چی میگن. 
اصلا یادم نبود عامل خ ا همین شبکه های اجتماعیه برای من و نه فیلم های اونجوری. اما کم کم احساس کردم فضا واقعا سمی هستش، خیلی ها میگن ما باید خودمون رو کنترل کنیم و فرهنگ استفاده داشته باشیم.
صادقانه من فکر میکنم نمیشه. نمیشه که همش اراده رو خرج ندیدن کنیم یک جا بالاخره خسته میشه و ..
اما اگه عامل رو حذف کنیم چی؟
باید سخت گرفت دوستان، یا اینکه جایگزینش کرد، البته خیلی چیزا رو باید تجربه کرد که درک کنیم جایگزین یعنی چی، ممکنه از نگاه شما فقط دارم شعار میدم.
اما من زیاد به قدرت شیطان اعتقاد ندارم، تا زمانی که خودمون خوراکشو فراهم نکنیم کاری از دستش برنمیاد. اصلا شاید واگذاری مسئولیت باشه که گناهو از رو دوش خودمون برداریم.
باید پای کاری که میکنیم واستیم بچه ها. 
واقعیتش اینه که زندگی خیلی هامون ناسالمه باید ریشه یابی کنیم.. لزوما پا به پای تکنولوژی پیش رفتن سالم موندن نیست. 
البته که نمیشه نسخه پیچید و گفت راه اینه..  اما مسلما محرک احتمال خطارو زیاد میکنه و خوشبختانه برعکسش هم صادقه
من اما ترسی ندارم که لغزش کنم، چون تقریبا هیچ عامل محرکی رو نگه نداشتم، برای من جواب داده. و دقت کنید لحظه ای نیست، شاید شما نگاهتون خطا بره و بشه خوراکی برای آینده.
اما شاید بپرسین خب این تایمی که خالی میشه رو چیکار کنیم؟
من میگم برید زبان بخونید، برید کتاب بخونید برید بیرون با دوستاتون قهوه بخورید1 
اگرم که فشار روتون هست و نمیتونین کنترل کنین، اون انرزی که سبب تحریک شده رو ورزش کنید پوستش کنده شه
فقط منفعل نباشید هیچوقتم مقایسه نکنید..
 سپاس شده توسط


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان