عزیز : .:.::. اعلان مهم: آغاز رسمی اعلام وضعیت پاکی روزانه .::.:.

فراموش کردن این اخطار
عزیز : .:.::. آخرین خبر کانون ترک.::.:.

عزیز : .:.::. عرض تسلیت به آقای حامدحامد .::.:.


امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

گفت و شنود ازدواج

#1
«به نام خدا»

سلام.
در این تاپیک، گفت و شنود پیرامون تشکیل خانواده و ازدواج، انجام می‌شود.
يادمان نرود گاهی با گناه به اندازه‌ی یک لايک فاصله داريم...
يادمان نرود فضای مجازی هم «محضر خداست» نکند که شرمنده باشيم؛ امان از لحظه‌ی غفلت که فقط خدا شاهد است و بس...
روی مانيتور بچسبانيم:«ورود شيطان ممنوع»
مراقب دستی که کليک می کند، چشمی که می بيند و گوشی که می شنود باشيم... و بدانيم و آگاه باشيم که خدا يک کاربر «هميشه آنلاين» است...
[تصویر:  05_blue.png]
 سپاس شده توسط
#2
(1404 مهر 6، 20:49)صادقین نوشته است: سلام
حسرت به دل موندم که یه روزی اسم منم در این تاپیک برده بشه و کانونی ها به من تبریک بگن 53258zu2qvp1d9v
یه حسرت دیگه هم به دلم موند، اینکه یه روز خبر ازدواج دوستانی مثل آرمین و حامدحامد و تواب رو در این تاپیک اعلام کنم 53258zu2qvp1d9v
ظاهرا توی این دنیا، لیاقت همسری برای هیچ دختری رو ندارم 53258zu2qvp1d9v
البته الان که دیگه کانون خیلی خلوت شده و حتی اگه چنین چیزی تحقق پیدا کنه، باز هم اون مزه شیرین رو نداره.

و
ازدواج دوستانی که اسمشون از 2 سال قبل در این تاپیک برده شده و من حضور نداشتم رو تبریک عرض میکنم.
داداش های عزیز یا باب الحوائج و صابرین و خانم ها آسمان و ایرانا، ازدواجتون مبارک باشه 49-2
ان شاء الله زندگی مشترکتون به خوبی و سلامتی طی بشه و خوشبخت و عاقبت به خیر باشید.
یا علی

غصه نخور صادقین جان
تو ماشینی نشستی که منم یکی از سرنشیناشم 4chsmu1
ازدواج هم یکی از نمایش های زندگیه که الزامی به بازی کردن توش نیست، یه بازیگر همه فیلم ها رو که بازی نمیکنه، اونایی رو بازی می کنه که مهارت داره، خودم به شخصه مهارت همسریابی و زندگی مشترک و تاهل رو ندارم، سعی می کنم از تجرد که تخصصمه لذت ببرم Gigglesmile
همراه شو عزیز، همراه شو عزیز، تنها نمان به درد
کین درد مشترک، هرگز جدا جدا درمان نمی‌شود 
49-2 clapping 
#3
(1404 مهر 6، 23:56)CHK نوشته است: غصه نخور صادقین جان
تو ماشینی نشستی که منم یکی از سرنشیناشم 4chsmu1
ازدواج هم یکی از نمایش های زندگیه که الزامی به بازی کردن توش نیست، یه بازیگر همه فیلم ها رو که بازی نمیکنه، اونایی رو بازی می کنه که مهارت داره، خودم به شخصه مهارت همسریابی و زندگی مشترک و تاهل رو ندارم، سعی می کنم از تجرد که تخصصمه لذت ببرم Gigglesmile

ممنون از دلگرمیت داداش جان 49-2
آره درسته. مهم اینه آدم روی خودش کار کنه و مهارت های خودش رو زیاد کنه.
شاید به این واسطه، ازدواج هم محقق بشه.
خیلی ممنون که به پستم اهمیت دادی و برام پاسخ نوشتی Khansariha (18)
برات بهترین ها رو آرزو میکنم، به خصوص در تخصصت 4chsmu1
يادمان نرود گاهی با گناه به اندازه‌ی یک لايک فاصله داريم...
يادمان نرود فضای مجازی هم «محضر خداست» نکند که شرمنده باشيم؛ امان از لحظه‌ی غفلت که فقط خدا شاهد است و بس...
روی مانيتور بچسبانيم:«ورود شيطان ممنوع»
مراقب دستی که کليک می کند، چشمی که می بيند و گوشی که می شنود باشيم... و بدانيم و آگاه باشيم که خدا يک کاربر «هميشه آنلاين» است...
[تصویر:  05_blue.png]
#4
(1404 مهر 6، 20:49)صادقین نوشته است: سلام
حسرت به دل موندم که یه روزی اسم منم در این تاپیک برده بشه و کانونی ها به من تبریک بگن 53258zu2qvp1d9v
یه حسرت دیگه هم به دلم موند، اینکه یه روز خبر ازدواج دوستانی مثل آرمین و حامدحامد و تواب رو در این تاپیک اعلام کنم 53258zu2qvp1d9v
ظاهرا توی این دنیا، لیاقت همسری برای هیچ دختری رو ندارم 53258zu2qvp1d9v
البته الان که دیگه کانون خیلی خلوت شده و حتی اگه چنین چیزی تحقق پیدا کنه، باز هم اون مزه شیرین رو نداره.

و
ازدواج دوستانی که اسمشون از 2 سال قبل در این تاپیک برده شده و من حضور نداشتم رو تبریک عرض میکنم.
داداش های عزیز یا باب الحوائج و صابرین و خانم ها آسمان و ایرانا، ازدواجتون مبارک باشه 49-2
ان شاء الله زندگی مشترکتون به خوبی و سلامتی طی بشه و خوشبخت و عاقبت به خیر باشید.
یا علی


سلام
آقای صادقین ممنونم از تبریکتون، ان شاءالله به زودی خبر خوش ازدواج شما و دوستان رو بشنویم. 302
چیزی که میخوام بگم اینکه ، از پروسه خاستگاری رفتن ناامید نشین، برای ازدواج دیر نیست و در سنین مختلف شاید جنس تجربه‌اش متفاوت باشه اما هنوز هم شیرینه، و دلچسبی خودش رو میتونه داشته باشه.☘

البته الان راه های زیادی برای پیدا کردن کیس هست. اما اگر بخوام یکی از بهترین روش ها رو بگم
اینکه خط قرمز‌ها معیارهای کلی که میخوایین طرف مقابلتون داشته باشه رو برای خودتون بلد کنین و سخت‌گیری هایی که بعضی از رسومات دارند رو کنار بگذارید.
مثل خونه و ماشین داشتن، یا حرفه ‌ایی بودن در خونه‌داری و آشپزیِ خانم‌، یا مهریه و جهزیه سنگین، که اگر ترسی دارین کمتر بشه و اینکه روی ملاک‌های مهمتر مثل نوع دیدگاه‌ها و نزدیکی خلق و خو‌ و علایقتون ، تناسب خانواده ها و مسائل این چنینی بیشتر تمرکز کنین..

به خودتون این کلمات رو نگین ، شما لایق یک زندگی خوب و با آرامش در کنار کسی که دوستش دارین هستین.
منتها گاهی بیشتر طول میکشه، پروسه ازدوج گاهی خیلی زمان میبره.
جاهایی که افراد هم طیف شما رفت و آمد دارن احتمال بیشتری وجود داره که دیده بشین و به چشم بیایین و همچنین با افراد نزدیک‌تر به ملاک‌هاتون آشنا بشین.

لطفا ناامید نشین تلاشتون رو بکنین ، امیدوارم در بهترین زمان و موقعیت به کسی که مناسب‌ترین آدم برای شماست برسین و زندگی خوبی داشته باشین.☘

پ.ن: و هرگز شریک زندگیتون رو با افراد دیگه مقایسه نکنین... این سم مهلکه ارتباطه ..

پ.ن۲: یقینا تجربیات زیادی در این زمینه دارین، این پست صرفا یک یادآوری یا شاید یک کمک کوچک بود ، امیدوارم صحبت‌هام براتون کارایی داشته باشه 53
امیرالمومنین (ع):

جاهِدوا فی ‌سَبیلِ‌‌‌اللهِ بأَیدیكُم فَإنْ لَمْ تَقدِروُا فَجاهِدُوا بِألْسِنَتِكُم فَاِنْ لَم تَقِدروُا فَجاهدوُا بِقُلوبِكُم.

در راه خدا با دستها (و جوارحتان) جهاد و مقابله کنید
و اگر نتوانستید با زبانتان و اگر نتوانستید(لااقل) با دلهایتان مجاهده نمائید✌☘

°•مستدرک، ج ١۱، ص ١٦•°
____

اون کسی ک باید ببینه میبنه ، دلسرد نشو رفیق✌
 سپاس شده توسط
#5
(1404 مهر 7، 2:02)ایرانا نوشته است: سلام
آقای صادقین ممنونم از تبریکتون، ان شاءالله به زودی خبر خوش ازدواج شما و دوستان رو بشنویم. 302
چیزی که میخوام بگم اینکه ، از پروسه خاستگاری رفتن ناامید نشین، برای ازدواج دیر نیست و در سنین مختلف شاید جنس تجربه‌اش متفاوت باشه اما هنوز هم شیرینه، و دلچسبی خودش رو میتونه داشته باشه.☘

البته الان راه های زیادی برای پیدا کردن کیس هست. اما اگر بخوام یکی از بهترین روش ها رو بگم
اینکه خط قرمز‌ها معیارهای کلی که میخوایین طرف مقابلتون داشته باشه رو برای خودتون بلد کنین و سخت‌گیری هایی که بعضی از رسومات دارند رو کنار بگذارید.
مثل خونه و ماشین داشتن، یا حرفه ‌ایی بودن در خونه‌داری و آشپزیِ خانم‌، یا مهریه و جهزیه سنگین، که اگر ترسی دارین کمتر بشه و اینکه روی ملاک‌های مهمتر مثل نوع دیدگاه‌ها و نزدیکی خلق و خو‌ و علایقتون ، تناسب خانواده ها و مسائل این چنینی بیشتر تمرکز کنین..

سلام
خیلی ممنونم از بیان صحبتها و نکات خوبی که مطرح کردید 53

بله درسته. توقعات و خواسته های هر کدوم از طرفین، گاهی تفاوتهای زیادی با همدیگه داره.
و سر منشا مشکلات و موانع میشه.
تازه، توقعات 2 نفر به یه طرف. توقعات خانواده ها و اطرافیان و خویشان و... هم باید به اون اضافه کرد 53258zu2qvp1d9v
کلا ازدواج یه پروسه خیلی سخت و ناامید کننده ای هست.

راجع به سخت گیری و مسائلی که گفتید، میشه بیشتر اونو بازش کنید و توضیح ملموس تری بدید؟

(1404 مهر 7، 2:02)ایرانا نوشته است: به خودتون این کلمات رو نگین ، شما لایق یک زندگی خوب و با آرامش در کنار کسی که دوستش دارین هستین.
منتها گاهی بیشتر طول میکشه، پروسه ازدوج گاهی خیلی زمان میبره.
جاهایی که افراد هم طیف شما رفت و آمد دارن احتمال بیشتری وجود داره که دیده بشین و به چشم بیایین و همچنین با افراد نزدیک‌تر به ملاک‌هاتون آشنا بشین.

لطفا ناامید نشین تلاشتون رو بکنین ، امیدوارم در بهترین زمان و موقعیت به کسی که مناسب‌ترین آدم برای شماست برسین و زندگی خوبی داشته باشین.☘

خیلی ممنونم از شما و دعا خیرتون.
راستش شرایط زندگی من، خیلی پیچیده تر از اونی هست که بتونم بگم.
و در این شرایط، هر کس دیگری هم جای من بود، ناامید میشد.


(1404 مهر 7، 2:02)ایرانا نوشته است: پ.ن: و هرگز شریک زندگیتون رو با افراد دیگه مقایسه نکنین... این سم مهلکه ارتباطه ..

این صحبتی که مطرح فرمودید رو متوجه نشدم. میشه کاملتر و واضحتر توضیح بدید؟

(1404 مهر 7، 2:02)ایرانا نوشته است: پ.ن۲: یقینا تجربیات زیادی در این زمینه دارین، این پست صرفا یک یادآوری یا شاید یک کمک کوچک بود ، امیدوارم صحبت‌هام براتون کارایی داشته باشه 53

ممنون، اختیار دارید، بنده در این زمینه تجربه زیاد ندارم. و خوشحال میشم که تجربیاتتون رو در کانون مطرح بفرمایید.
يادمان نرود گاهی با گناه به اندازه‌ی یک لايک فاصله داريم...
يادمان نرود فضای مجازی هم «محضر خداست» نکند که شرمنده باشيم؛ امان از لحظه‌ی غفلت که فقط خدا شاهد است و بس...
روی مانيتور بچسبانيم:«ورود شيطان ممنوع»
مراقب دستی که کليک می کند، چشمی که می بيند و گوشی که می شنود باشيم... و بدانيم و آگاه باشيم که خدا يک کاربر «هميشه آنلاين» است...
[تصویر:  05_blue.png]
 سپاس شده توسط
#6
سلام 
خوبین؟
من عذرخواهی میکنم پاسخ به این پست انقدر طول کشید ، چند باری تلاش کردم متنم رو بفرستم ولی متاسفانه پرید و آخر هفته هم سایت بالا نمی‌اومد. این شد که انقدر دیر شد 302

نقل قول: سلام
خیلی ممنونم از بیان صحبتها و نکات خوبی که مطرح کردید 

بله درسته. توقعات و خواسته های هر کدوم از طرفین، گاهی تفاوتهای زیادی با همدیگه داره.
و سر منشا مشکلات و موانع میشه.
تازه، توقعات 2 نفر به یه طرف. توقعات خانواده ها و اطرافیان و خویشان و... هم باید به اون اضافه کرد 
کلا ازدواج یه پروسه خیلی سخت و ناامید کننده ای هست.

راجع به سخت گیری و مسائلی که گفتید، میشه بیشتر اونو بازش کنید و توضیح ملموس تری بدید؟

دقیقا توقعات خانواده ها خیلی اثرگزار رو این روند هستند، به نظرم اگر خانم و آقا هر کدوم شروع کنند به خودشناسی و نگاه درستی به وضعیت داشته باشند ، این روند خیلی راحتتر پیش میره، حتی خیلی از جاها میتونند روی نظر خانواده هم تاثیر بگذارند و تغییرش بدند.


اما بعضی مسائل طوری هستند که با آگاهی و شناخت پیش نمیرند مثلا دختر خانمی در خونه اجاره‌ایی زندگی میکرده و اصلا خونه از خودشون نداشتند. ممکنه دوست داشته باشه که خاستگارش حتما خونه ، یا ماشین داشته باشه. در نگاه اولیه به نظر میرسه که خب این دوست داره در زندگی متاهلی رشد کنه و سختیای اجاره نشینی رو نداشته باشه.

اما وقتی دقیق تر نگاه کنیم ، پسری که چندسال باهاش اختلاف سنی داره توی این وضعیت سخت اقتصادی واقعا نمیتونه هم پول پس انداز کنه و عروسی و ... بگیره هم ماشین و خونه و هزارتا تشریفات دیگه همه رو فراهم کنه و اینجا محل اختلاف میشه.

جالب اینجاست گاهی اوقات اون دختر خودش دستاوردی در زندگیش نداشته و فقط توقعات مالی بسیار زیادی داره...

یا بعضی پسرا از اون طرف بوم میافتند، از دختری خوششون میاد که به شدت فعاله در جاهای مختلف ، فعالیت های مختلف حضور داره شرکت میکنه و ازش میخوان بعد ازدواج همه رو کنار بگذاره، و تو خونه بشینه. خوده این کار یه ترسی رو برای اون دختر ایجاد میکنه.

یا بلعکس مثال زیاده و فرصت کم :‌) 
بحث مهریه ، بحث رسومات جهاز و... هر کدوم مسائلی هستند که میتونند اخلاف به همراه داشته باشند و صبوری و مشورت با مشاور زبده لازمه .


اگر هر کدام از طرفین توانایی های خودش انتظارات خودش، میزان دردسترس پذیری خواسته هاشون رو بسنجند میتونند مدیریت کنند.
گاهی اوقات اولویت افراد اصلا ازدواج نیست، استقلال از پدر و مادر و شاید نوعی فرار از زندگی قبلی باشه. یا فرد دوست داره به راحتی مالی برسه ، در نظر نداره که ازدواج مفهومش متفاوته، نیاز به مهارت های همدلی و سازگاری و انعطاف و... داره

اگر کسی به این خودشناسی برسه، موردهایی هم که بهش معرفی میشند رو میتونه بسنجه که آیا این فرد به بلوغ فکری رسیده،  واقعا میخواد که زندگی تشکیل بده ، مسئولیت قبول کنه و سختی ها و راحتی ها هر دو رو بپذیره؟


و وقتی افراد به بلوغ فکری عاطفی میرسند ، انتظاراتشون مشخصه، دست فامیل دوست آشنا از نظردادن های افراطی قطع میشه یا خیلی خیلی کمتر میشه، وقتی خوده افراد استقلال رای نداشته باشند این موضوع بیشتر پیش میاد. که با صحبت کردن با طرف مقابل این موضوع میتونه حل بشه☘


نقل قول: خیلی ممنونم از شما و دعا خیرتون.
راستش شرایط زندگی من، خیلی پیچیده تر از اونی هست که بتونم بگم.
و در این شرایط، هر کس دیگری هم جای من بود، ناامید میشد.

آقای صادقین شما نسبت به زندگیتون شناخت دارین، شاید تجارت تلخی در زندگیتون داشته باشین.
اما مهمتر از اینها اینکه آیا تونستین از این روند درس بگیرین؟ و برای زندگی خودتون سرنوشت دیگه ایی رو رقم بزنین؟ 
من از زندگی شما اطلاع ندارم اما پیشنهادم بهتون اینکه از یک مشاور کمک بگیرین برای اینکه نقاط قوت ضعف زندگیتون رو شناسایی کنین.
درسته ممکنه کیس هایی که بهتون معرفی میشند محدودتر بشند، ممکنه جواب نه زیادی بشنوید، اما در عین حال شما مخاطب خودتون رو میتونین گزیده شده تر انتخاب کنین کسی رو انتخاب کنین که با وجود شرایطی که دارین ، شما رو بخواد و براتون تلاش کنه ، با آگاهی بیشتر.
در این مسیر لازمه که درمورد نقاط قوتتون و روندی که طی میکنین تا زندگی شخصی و آیندتون دچار مسائل پیشین نشند رو عنوان کنین، صادقانه صحبت کنین و جلسات سوم چهارم کم کم به مخاطبتون بگین که درگیری هایی دارین ، چه انتظاراتی دارین و این حق رو قائل بشین که اون فرد تصمیم بگیره.

باز ممکنه مسئله شما متفاوت از چیزی که دارم میگم باشه و نیاز باشه مشاوره بگیرین، اینهایی که میگم کلی هستند. 


نقل قول: این صحبتی که مطرح فرمودید رو متوجه نشدم. میشه کاملتر و واضحتر توضیح بدید؟

منظورم برای بعد از ازدواج بود ، خب وقتی افراد زندگی مشترک رو شروع میکنند نسبت به خلق و خوی همدیگه آشناتر میشند و ویژگیهای مثبت دیگران ممکنه بیشتر به چشمشون بیاد ،همین باعث شروع به مقایسه و دلسرد شدن از همسر میتونه بشه.
یا مثلا عزیزانی که در این سایت هستن ممکنه زمینه بیشتری برای این موضوع داشته باشند، فانتزیهای خاصی رو داشته باشند که در زندگی واقعی جوابگو نباشه.
برای همین ترک فیلم ها و عکس های مستهجن یا حتی مدیریت تایم فضای مجازی از جمله اینستاگرام اهمیت داره. ما متوجه‌اش نمیشیم اما ذره ذره ذائقمون عوض میشه.
 گاهی حتی یه ریلز ساده توقعی رو در شما ایجاد میکنه که اگر اون ویژگی  در همسرتون نباشه ممکنه شما رو خشمگین و ناراحت کنه.
تو بحث ظاهر است ، رفتار هست، خونه داری و سطح رفاه و چند دفعه ملت میرن رستوران تا چیزهای کوچک.


تو بحث رفتاری راه حل های خوب زیادی هست که میتونه این شکاف ها رو کمتر کنه البته چون مطلبمون درمورد پیش از ازدواج هست وارد این موضوع نمیشم.

یه مهارت که میتونه در این زمینه بهتون کمک کنه و پیش از ازدواج به دردتون میتونه مهارت قدردانی کردنه. کسایی که میتونند ویژگیهای مثبت اطرافشون رو ببینند و بابتش تشکر کنند با خودشون نگند پرو میشه و وظیفشه و...
به موقع هم میتونند انتظارات و توقعاتشون رو بگن و روند سالمتری رو پیش ببرن.
امیرالمومنین (ع):

جاهِدوا فی ‌سَبیلِ‌‌‌اللهِ بأَیدیكُم فَإنْ لَمْ تَقدِروُا فَجاهِدُوا بِألْسِنَتِكُم فَاِنْ لَم تَقِدروُا فَجاهدوُا بِقُلوبِكُم.

در راه خدا با دستها (و جوارحتان) جهاد و مقابله کنید
و اگر نتوانستید با زبانتان و اگر نتوانستید(لااقل) با دلهایتان مجاهده نمائید✌☘

°•مستدرک، ج ١۱، ص ١٦•°
____

اون کسی ک باید ببینه میبنه ، دلسرد نشو رفیق✌
 سپاس شده توسط
#7
(1404 مهر 13، 16:06)ایرانا نوشته است: سلام 
خوبین؟
من عذرخواهی میکنم پاسخ به این پست انقدر طول کشید ، چند باری تلاش کردم متنم رو بفرستم ولی متاسفانه پرید و آخر هفته هم سایت بالا نمی‌اومد. این شد که انقدر دیر شد 302

سلام و عرض ادب
سلامت باشید. خواهش میکنم، ببخشید که به خاطر پاسخ به پست من، به زحمت افتادید 53


(1404 مهر 13، 16:06)ایرانا نوشته است: دقیقا توقعات خانواده ها خیلی اثرگزار رو این روند هستند، به نظرم اگر خانم و آقا هر کدوم شروع کنند به خودشناسی و نگاه درستی به وضعیت داشته باشند ، این روند خیلی راحتتر پیش میره، حتی خیلی از جاها میتونند روی نظر خانواده هم تاثیر بگذارند و تغییرش بدند.

مگه چنین خانواده ای هم وجود داره؟
به نظر میرسه این فقط یه تئوری باشه ولی در عمل، حتی کسانی که به ظاهر حرفهای قشنگ میزنن هم در زندگی واقعی خودشون، خودشناسی درستی ندارند و دنبال توقعات خودشون هستند.

(1404 مهر 13، 16:06)ایرانا نوشته است: اما بعضی مسائل طوری هستند که با آگاهی و شناخت پیش نمیرند مثلا دختر خانمی در خونه اجاره‌ایی زندگی میکرده و اصلا خونه از خودشون نداشتند. ممکنه دوست داشته باشه که خاستگارش حتما خونه ، یا ماشین داشته باشه. در نگاه اولیه به نظر میرسه که خب این دوست داره در زندگی متاهلی رشد کنه و سختیای اجاره نشینی رو نداشته باشه.

اما وقتی دقیق تر نگاه کنیم ، پسری که چندسال باهاش اختلاف سنی داره توی این وضعیت سخت اقتصادی واقعا نمیتونه هم پول پس انداز کنه و عروسی و ... بگیره هم ماشین و خونه و هزارتا تشریفات دیگه همه رو فراهم کنه و اینجا محل اختلاف میشه.

ولی در نهایت، اون مرد، محکوم به فراهم کردن چنین امکاناتی هست.
چون، نمیشه با یه درآمد پایین، نیازهای اولیه و ضروری رو برای تشکیل خانواده فراهم کرد.

مگه اینکه اون مرد، درآمد بسیار بالا داشته باشه و حتی اگه اجاره نشین هم باشه، بتونه امکانات زندگی رو فراهم کنه.

(1404 مهر 13، 16:06)ایرانا نوشته است: جالب اینجاست گاهی اوقات اون دختر خودش دستاوردی در زندگیش نداشته و فقط توقعات مالی بسیار زیادی داره...

دلیلش اینه که همه از مرد توقع تامین مالی دارند، نه از زن.
جامعه ما از مردان توقع شق القمر داره، هم 2 سال برن سربازی، هم با استرس از آینده خودشون، درس بخونن و نفهمند دارند چی کار میکنند،
هم بتونن اون قدر از همه لحاظ قوی بشن و بتونن موقعیت شغلی و اجتماعی خوبی برای خودشون درست کنند، هم بتونن به شناخت کامل از زنان و احساساتشون دست پیدا کنند، هم بتونن دل همسر آینده شون رو به دست بیارن و اعتمادش رو برای ازدواج کسب کنند، هم بتونن تحمل جواب رد شنیدن رو داشته باشند،
هم بتونن مهریه پرداخت کنند، هم بتونن اون قدر قوی بشن که مراقب باشند تا یه موقع رفتار نامناسب با همسرشون نداشته باشند، هم بتونن مخارج زندگی و همسر و فرزندان رو تامین کنند،
هم مراقب باشند تا جلوی مداخله خانواده ها رو در زندگی مشترکشون بگیرند، و و و و و و

(1404 مهر 13، 16:06)ایرانا نوشته است: یا بعضی پسرا از اون طرف بوم میافتند، از دختری خوششون میاد که به شدت فعاله در جاهای مختلف ، فعالیت های مختلف حضور داره شرکت میکنه و ازش میخوان بعد ازدواج همه رو کنار بگذاره، و تو خونه بشینه. خوده این کار یه ترسی رو برای اون دختر ایجاد میکنه.

یه مرد این همه سختی میکشه تا ازدواج کنه تا کنار همسرش باشه و به آرامش برسه (البته اگر برسه!) نباید دلش بخواد، همسرش در خونه کنارش باشه؟ 53258zu2qvp1d9v

(1404 مهر 13، 16:06)ایرانا نوشته است: یا بلعکس مثال زیاده و فرصت کم :‌) 
بحث مهریه ، بحث رسومات جهاز و... هر کدوم مسائلی هستند که میتونند اخلاف به همراه داشته باشند و صبوری و مشورت با مشاور زبده لازمه .

بله، ازدواج، به جای هفت خان، هزار خان و پیچ و خم داره.

(1404 مهر 13، 16:06)ایرانا نوشته است: اگر هر کدام از طرفین توانایی های خودش انتظارات خودش، میزان دردسترس پذیری خواسته هاشون رو بسنجند میتونند مدیریت کنند.
گاهی اوقات اولویت افراد اصلا ازدواج نیست، استقلال از پدر و مادر و شاید نوعی فرار از زندگی قبلی باشه. یا فرد دوست داره به راحتی مالی برسه ، در نظر نداره که ازدواج مفهومش متفاوته، نیاز به مهارت های همدلی و سازگاری و انعطاف و... داره

اگر کسی به این خودشناسی برسه، موردهایی هم که بهش معرفی میشند رو میتونه بسنجه که آیا این فرد به بلوغ فکری رسیده،  واقعا میخواد که زندگی تشکیل بده ، مسئولیت قبول کنه و سختی ها و راحتی ها هر دو رو بپذیره؟


و وقتی افراد به بلوغ فکری عاطفی میرسند ، انتظاراتشون مشخصه، دست فامیل دوست آشنا از نظردادن های افراطی قطع میشه یا خیلی خیلی کمتر میشه، وقتی خوده افراد استقلال رای نداشته باشند این موضوع بیشتر پیش میاد. که با صحبت کردن با طرف مقابل این موضوع میتونه حل بشه☘

چه طور میشه به شناخت از طرف مقابل رسید؟
شاید طرف مقابل فقط حفظ ظاهر کنه ولی در زندگی مشترک، اون طور نباشه که نشون میده.

(1404 مهر 13، 16:06)ایرانا نوشته است: آقای صادقین شما نسبت به زندگیتون شناخت دارین، شاید تجارت تلخی در زندگیتون داشته باشین.
اما مهمتر از اینها اینکه آیا تونستین از این روند درس بگیرین؟ و برای زندگی خودتون سرنوشت دیگه ایی رو رقم بزنین؟ 
من از زندگی شما اطلاع ندارم اما پیشنهادم بهتون اینکه از یک مشاور کمک بگیرین برای اینکه نقاط قوت ضعف زندگیتون رو شناسایی کنین.
درسته ممکنه کیس هایی که بهتون معرفی میشند محدودتر بشند، ممکنه جواب نه زیادی بشنوید، اما در عین حال شما مخاطب خودتون رو میتونین گزیده شده تر انتخاب کنین کسی رو انتخاب کنین که با وجود شرایطی که دارین ، شما رو بخواد و براتون تلاش کنه ، با آگاهی بیشتر.
در این مسیر لازمه که درمورد نقاط قوتتون و روندی که طی میکنین تا زندگی شخصی و آیندتون دچار مسائل پیشین نشند رو عنوان کنین، صادقانه صحبت کنین و جلسات سوم چهارم کم کم به مخاطبتون بگین که درگیری هایی دارین ، چه انتظاراتی دارین و این حق رو قائل بشین که اون فرد تصمیم بگیره.

باز ممکنه مسئله شما متفاوت از چیزی که دارم میگم باشه و نیاز باشه مشاوره بگیرین، اینهایی که میگم کلی هستند. 

ممنونم از صحبتها و پیشنهادتون.
شاید مشاوره بتونه کمک کننده باشه.


(1404 مهر 13، 16:06)ایرانا نوشته است: منظورم برای بعد از ازدواج بود ، خب وقتی افراد زندگی مشترک رو شروع میکنند نسبت به خلق و خوی همدیگه آشناتر میشند و ویژگیهای مثبت دیگران ممکنه بیشتر به چشمشون بیاد ،همین باعث شروع به مقایسه و دلسرد شدن از همسر میتونه بشه.
یا مثلا عزیزانی که در این سایت هستن ممکنه زمینه بیشتری برای این موضوع داشته باشند، فانتزیهای خاصی رو داشته باشند که در زندگی واقعی جوابگو نباشه.
برای همین ترک فیلم ها و عکس های مستهجن یا حتی مدیریت تایم فضای مجازی از جمله اینستاگرام اهمیت داره. ما متوجه‌اش نمیشیم اما ذره ذره ذائقمون عوض میشه.
 گاهی حتی یه ریلز ساده توقعی رو در شما ایجاد میکنه که اگر اون ویژگی  در همسرتون نباشه ممکنه شما رو خشمگین و ناراحت کنه.
تو بحث ظاهر است ، رفتار هست، خونه داری و سطح رفاه و چند دفعه ملت میرن رستوران تا چیزهای کوچک.

ممنون از توضیحتون.
بله مقایسه کردن، هم شرایط پیچیده خودش رو داره.
و میتونه برای هر دو طرف، اتفاق بیفته.
اما خب، عامل ایجاد این مقایسه کردنها، خود دو طرف نیستند؟
وقتی یه رفتار مخرب انجام میدن، باعث بدبینی طرف مقابل میشه.

(1404 مهر 13، 16:06)ایرانا نوشته است: تو بحث رفتاری راه حل های خوب زیادی هست که میتونه این شکاف ها رو کمتر کنه البته چون مطلبمون درمورد پیش از ازدواج هست وارد این موضوع نمیشم.

یه مهارت که میتونه در این زمینه بهتون کمک کنه و پیش از ازدواج به دردتون میتونه مهارت قدردانی کردنه. کسایی که میتونند ویژگیهای مثبت اطرافشون رو ببینند و بابتش تشکر کنند با خودشون نگند پرو میشه و وظیفشه و...
به موقع هم میتونند انتظارات و توقعاتشون رو بگن و روند سالمتری رو پیش ببرن.

این مورد هم، مثل همون موردی هست که عرض کردم، یعنی همه توقع دارند که فقط مردها باید از همسرشون تشکر کنند و چنین مهارتی رو در خودشون تقویت کنند، ولی زنها چنین وظیفه ای ندارند.
يادمان نرود گاهی با گناه به اندازه‌ی یک لايک فاصله داريم...
يادمان نرود فضای مجازی هم «محضر خداست» نکند که شرمنده باشيم؛ امان از لحظه‌ی غفلت که فقط خدا شاهد است و بس...
روی مانيتور بچسبانيم:«ورود شيطان ممنوع»
مراقب دستی که کليک می کند، چشمی که می بيند و گوشی که می شنود باشيم... و بدانيم و آگاه باشيم که خدا يک کاربر «هميشه آنلاين» است...
[تصویر:  05_blue.png]
 سپاس شده توسط
#8
نقل قول: سلام و عرض ادب
سلامت باشید. خواهش میکنم، ببخشید که به خاطر پاسخ به پست من، به زحمت افتادید 
سلام خواهش میکنم.
حضور در کانون قشنگی و البته سختی های خودش رو داره.


نقل قول: مگه چنین خانواده ای هم وجود داره؟
به نظر میرسه این فقط یه تئوری باشه ولی در عمل، حتی کسانی که به ظاهر حرفهای قشنگ میزنن هم در زندگی واقعی خودشون، خودشناسی درستی ندارند و دنبال توقعات خودشون هستند.



خودشناسی یک فرایند مادام العمره، ما تو هر برهه از زندگی خودمون رو آنالیز میکنیم چوک انسان موجود پویایی هست و خودشناسی هر چند وقت یکبار باید انجام بشه. 
کسی که زود به زود به خودش رجوع میکنه و فکر میکنه من چه کسی هستم؟ از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود ؟ خودشناسی عمیق تری از خودش میتونه داشته باشه.

رو بحث خانواده فرهنگ و آداب رسوم، خلقیات و تحصیلات میتونن اثر گزار باشن. اینکه اون خانواده به شناخت درست رسیده باشه و مستقل باشه ، به شما هم کمک میکنه تا با حاشیه های کمتری خاستگاری برید.
و اوایل آشنایی با صحبت ها ست که یکمی آدم شناخت پیدا میکنه.
در ادامه میگم چه طور باید راستی آزمایی کرد.


نقل قول: ولی در نهایت، اون مرد، محکوم به فراهم کردن چنین امکاناتی هست.
چون، نمیشه با یه درآمد پایین، نیازهای اولیه و ضروری رو برای تشکیل خانواده فراهم کرد.


مگه اینکه اون مرد، درآمد بسیار بالا داشته باشه و حتی اگه اجاره نشین هم باشه، بتونه امکانات زندگی رو فراهم کنه.


یه بخشی از صحبتتون درسته،  یه بخشی هم برمیگرده به شناخت و ارزش های هر آدمی

در حال حاضر خیلی از زوج های جوان، با همدیگه گفت و گو میکنند و هر دو شاغل میشند و البته تو کارهای خونه هم اشتراکی کار میکنند.

خیلی ها براشون مهمه که خانم تو فضای بیرون کار نکنه به دلایل متنوع، یه وقت میگن ارزش و جایگاهش پایین میاد ، یه وقت میگن خسته میشه و وقتی برای خونه زندگی نمیتونه بگذاره، یه وقت مشکل بدبینی و ... است

باید ببینین ارزش های فکری شما و طرف مقابلتون چیه؟ ایا حاضرین شما از بعضی مواضعتون کوتاه بیایین یا ایشون؟ اگر خیلی با هم اختلاف عقیده دارین بعدا سر این جنس موارد به مشکل بر میخورین.

و بخشی از صحبتتون هم درسته، بالاخره وقتی تصمیم به زندگی مشترک میگیرین یه حداقل هایی باید فراهم باشه؛  یه زمانی خیلی مد شده بود درمورد این صحبت میکردند که دخترا خاستگاری پسرا بروند یا نروند! ؛ و الان بهتون میگم کسی که خواهان چیزی یا کسی هست باید خودی نشون بده، مثلا آقایون با امکانات مالی و سعی در فراهم کردن خونه و کاشونه حس امنیت رو میتونند منتقل کنند. و نشون بدند من توانایی این رو دارم که زندگی تشکیل بدم، تو کارتون های قدیمی زور بازو و قدرت یکی دیگه از نشانه های امنیت دادن به اون خانم بود.
و نقش اصلی یک خانم در کنار اینکه میتونه فعالیت های مختلفی داشته باشه، ایجاد حس آرامش بین اعضای خانواده‌ است، با لطافت و انعطافی که داره میتونه محیط رو تعدیل کنه، میتونه بیرون هم کار بکنه، الان که حتی خیلی از کارهای سخت رو خانم ها انجام میدند ، ولی نقش پرورش دهندگی نقش تربیتی ، صبوری ، ظرافت و دلرحمی که یک خانم داره باعث گرما خانواده میشه ، همچنین روحیه مردانه یک آقا، توان بدنی و ویژگیهایی مثل قاطعیت باعث میشه تا در محیط بیرون عملکرد بهتری داشته باشه با اینکه شاید آشپزی همون آقا از خیلی از خانم ها بهتر هم باشه.
بنابراین یه سری توقعات طبیعی هستند ، مسئله اینجاست، شما توی زندگی‌تون چه توقعات و خواسته هایی دارین؟ موافقین که به فرض همسرتون پا به پای شما کار کنه ؟ یا نه توقع دارین که با حقوق شما سازگار باشهلن خودتون برای افزایس درآمدتون چیه؟ اینا همه مواردیه که میشه روش خیلی فکر کرد و فرد به فرد متفاوته



نقل قول: دلیلش اینه که همه از مرد توقع تامین مالی دارند، نه از زن.
جامعه ما از مردان توقع شق القمر داره، هم 2 سال برن سربازی، هم با استرس از آینده خودشون، درس بخونن و نفهمند دارند چی کار میکنند،
هم بتونن اون قدر از همه لحاظ قوی بشن و بتونن موقعیت شغلی و اجتماعی خوبی برای خودشون درست کنند، هم بتونن به شناخت کامل از زنان و احساساتشون دست پیدا کنند، هم بتونن دل همسر آینده شون رو به دست بیارن و اعتمادش رو برای ازدواج کسب کنند، هم بتونن تحمل جواب رد شنیدن رو داشته باشند،
هم بتونن مهریه پرداخت کنند، هم بتونن اون قدر قوی بشن که مراقب باشند تا یه موقع رفتار نامناسب با همسرشون نداشته باشند، هم بتونن مخارج زندگی و همسر و فرزندان رو تامین کنند،
هم مراقب باشند تا جلوی مداخله خانواده ها رو در زندگی مشترکشون بگیرند، و و و و و و

یه بخشی از اینا که توقعاته ، شما تصمیم میگیرین کدام توقع رو بپذیرین و برای رفعش تلاش کنین و کدوم رو نپذیرین و در موردش گفت و گو کنین تا حل بشند، گاهی هم حل نمیشند و اونجا باید تصمیم بگیرین با این روند کنار بیایین یا نه ، به قولی ارزشش رو داره؟؟

یه بخشی از صحبت‌هاتون بر میگرده به ارزش های طرف مقابل ، اینکه روی کفه ترازو جوون خوش تیپ و بی ادب رو ترجیح میده یا پسری که ظاهرش معمولیه اما خوش اخلاق و خوب هست؟ ایا بین ملاک ها پول و مهریه و ... ماشین و خونه براش مهمه یا درآمد حلال و اهل کار بودن؟
براش پسر پولداری مهمه که باباش خرجشو میده یا پسری که خودش برای زندگیش تلاش میکنه و وابسته پدر و مادر نیست؟
پاسخ هر کدام از این سوالا شما رو به شناخت از طرف مقابل میرسونه

بخش آخر صحبت هاتون هم از جنس مهارت هست، آقا و خانم هم نداره، خانمی که هر چی میشه قهر میکنه حرف نمیزنه و آقا هی باید بره طرفش، رفتارش غلطه، ناز کردن و دلبری کردن و نشون دادن ناراحتی با قهر کردن فرق میکنه و اون خانم باید مهارت تعامل رو یادبگیره.
یا مهارت های زندگی ، من چه جوری خشمم رو ، غمم رو، خوشحالیم رو ابراز کنم که به بقیه آسیبی نزم؟ مهارت های تعامل با خانواده ها اینا رو هرچی قبل ازدواج دنبال کنین بعد از ازدواج ارتباطات بهتری میتونین با خانواده خودتون و همسرتون و اطرافیان بسازین.
ولی اینا منوط به آقا یا خانم صرف نیست، زندگی مشترک حاصل همکاری و تلاش دو طرف هست. 
هر چی دو طرف طیف آگاه تر باشن ، فشار کنتری رو احساس میکنند و بهتریتونند چالش ها رو حل کنند .



نقل قول: یه مرد این همه سختی میکشه تا ازدواج کنه تا کنار همسرش باشه و به آرامش برسه (البته اگر برسه!) نباید دلش بخواد، همسرش در خونه کنارش باشه؟

4chsmu1 ان شاءالله که به آرامش میرسه.

خب باز این از جنس ارزش هاست، اینا با گفت و گو کاملا واضح میشند، مثلا یه وقت هست خانم شاغله ولی دوست نداره بعد از ازدواج کار کنه. اینکه اوکی میشه.
یه وقت نه ، مثلا اون خانم شاغل هست، شغلش حیاتیه و علاقمنده کار کنه، پزشکه پرستاره باید ببینین میتونین با شرایطش کنار بیایین یا نه؟

و یه وقت دیگه هست، خانم میگه من مثلا ۳ روز در هفته کار میکنم ساعت هاشم جوریه که به کارهای زندگی میرسم .
باید دید توقع شما و طرف مقابل چه قدر با همدیگه همخونی داره، و چه قدر دو طرف برای زندگی مشترک حاضرن انعطاف به خرج بدند.
تو اینجور صحبت ها مشاور پیش از ازدواج میتونه خیلی کمکتون کنه.




نقل قول: چه طور میشه به شناخت از طرف مقابل رسید؟
شاید طرف مقابل فقط حفظ ظاهر کنه ولی در زندگی مشترک، اون طور نباشه که نشون میده.


یکی از بهترین روش ها ، زمان هست.
زمان آشناییتون رو طولانی کنین، اگر آشناییتون مجازی و لانگ دیستنس هست حتما حتما جلساتی رو تنظیم کنین و حضوری طرف مقابلتون رو ببینین، باهاش بیرون برید ، غذا بخورید .

به وقت تو عکس همه ملاک های مد نظر شما اوکی هست ولی وقتی حضوری میبینید اصلا به دلتون نمیشینه. سبک رفتارش، راه رفتن ،غذا خوردنش، ملچ مولوچ میکنه یا نه و...
همه اینا تو قرارهای حضوری خودشون رو نشون میدند.
مدت زمان آشناییتون زیر ۶ ماه نباشه، و تو این ۶ ماه قرار نیست جملات عاشقانه به سمت هم روانه کنین، قراره با سوالات درست از همدیگه به شناخت برسین. خانواده هاتون در جریان باشند از جلسه ۵ و ۶ سعی کنین رفت و امد خانوادگی داشته باشین، رفتار پدر مادر سبک های تربیتی میتونند نشانه های خوبی بهتون بدند.
اگر میتونین سفر های کوتاه با هم دیگه برید مثلا از صبح تا عصر کوه برید، تا زمانی که گشنست، خسته است ببینین واکنش های طرف مقابلتون چیه.
ادما از یه تایمی به بعد هر چه قدر هم فیلم بازی کنند خودشون رو لو میدند و زمان خستگی ،موقع عصبانیت همه اینا زمان هایی هست که شما میتونین ببینین، رفتار رفتار درستی هست؟ خط قرمزای من چین؟ اگر وقتی عصبانی میشه هر چی دستش میاد میشکنه پس این علامت هشداره؟ خیلیا میان خاستگاری و ازدواج میکنند دو هفته بعد میبینند داماد معتاده و نفهمیدند، تو بازه زمان های طولانی این چیزا خودشون رو نشون میدند. 
و همینطور شما هم تو این شرایط خودتون رو به طرف مقابل نشون میدین.

سعی کنین از دوستان از همکاران  آشناهای طرف مقابل در مورد نقاط قوت و ضعفش سوال بپرسین .

مشاوره پیش از ازدواج خیلییییی کمک کننده است تو این روند، ممکنه هزینه اش زیاد بشه اما ارزشش رو داره، شما با نقاط قوت و ضعف خودتون آشنا میشین طرف مقابلتون همینطور و متوجه میشین رو کدوم مهارتهاتون باید بیشتر کار کنین. قبل از اینها متوجه میشین روحیاتتون با همدیگه تناسب داره یا نه، بر فرض یه خانمی خیلی برونگرا و اجتماعی و ... است و آقا اتفاقا درونگراست و از مهمونی رفتن لذتی نمیبره، دوست داره توی خونه کنار کتاب هاش باشه. این دو نفر اگر اوایل زندگی هم به مشکل نخورن چندسال بعد از ازدواج دچار مشکلات اساسی میشن، چون جنس نیازهاشون کاملا با هم متفاوته و مشاوره میتونه این شناخت رو بهتون بده.

در دوران نامزدی و عقد، باز شرایط فرق میکنه و لازمه اگاهی های دیگه‌ای باشه.
حداقلی ترین کارش اینکه دوره های مربوط به پیش از ورود به رابطه رو دنبال کنین و یادشون بگیرین..



نقل قول: ممنونم از صحبتها و پیشنهادتون.
شاید مشاوره بتونه کمک کننده باشه


مشاور خوب رو دست کم نگیرین 


نقل قول: ممنون از توضیحتون.
بله مقایسه کردن، هم شرایط پیچیده خودش رو داره.
و میتونه برای هر دو طرف، اتفاق بیفته.
اما خب، عامل ایجاد این مقایسه کردنها، خود دو طرف نیستند؟
وقتی یه رفتار مخرب انجام میدن، باعث بدبینی طرف مقابل میشه.

بله برای هر دو طرف این امکان داره، گاهی خوده دو طرف هستند.
گاهی هم یک نفر کمالگرایی داره، یه نفر اعتماد به نفسش پایینه بقیه رو مدام بهتر میبینه، یه نفر حسادت داره ، یه نفر قلدره و با اینکه خودش کاری نمیکنه فقط انتظار داره.
بسته به هر آدمی متفاوته، اول باید تو خودمون کنکاش کنیم ببینیم چی باعث مقایسه کردنه میشه؟
گاهی هم واقعا اون ادم میتونه کارو بهتر از جوری که انجامش داده انجام بده و به قول شما باعث بدبینی بشه، ولی کسی که زندگیش رو دوست ددره از روش های دیگه کمک میگیره تا طرف مقابل با انگیزه بیشتری وقت بگذاره و اون کار رو تمام کنه.


پ.ن: در مراحل ازدواج فکر اینکه عوض میکنم، یا به خاطر من چیزی رو کنار میگذاره ، یا حالا آدمش میکنم اصلااااا جواب نمیده.
ادما در مراحل آشنایی چندین لول حتی خودشون رو بهتر نشون میدند و بعد از ازدواج شانس تغییر افراد خیلی خیلی خیلیییی ناچیز میشه.
پس اگر ویژگی رو میبینی که براتون غیر قابل تحمله نادیدهاش نگیرین و خودتون رو گول نزنین 53



نقل قول: این مورد هم، مثل همون موردی هست که عرض کردم، یعنی همه توقع دارند که فقط مردها باید از همسرشون تشکر کنند و چنین مهارتی رو در خودشون تقویت کنند، ولی زنها چنین وظیفه ای ندارند.



چرا اتفاقا
چند وقتی هست این مهارت رو با خانم ها کار میکنم، و از اثر مثبتش بهم میگند.
واقعا تفاوتی نداره 
چه آقا چه خانم، وقتی از خوبی های همسرش قدردانی میکنه، از زحمتی که میکشه تشکر میکنه ، حتی یه خسته نباشید ساده ، باعث میشه اون آدم با انگیزه با امید بیشتری کار کنه.
احساس کنه که دیده میشم، چه قدر خواستنی هستم، همسرم میدونه بخاطرش دارم زحمت میکشم ولو کاری باشه که خودم قبولش کردم.

و این مهارت هایی که به ظاهر ساده میان به شدت میتونن رو میزان رضایتیکه ادما از زندگیشون دارن، ظرفیت تحملش اثر بگزاره :‌)
امیرالمومنین (ع):

جاهِدوا فی ‌سَبیلِ‌‌‌اللهِ بأَیدیكُم فَإنْ لَمْ تَقدِروُا فَجاهِدُوا بِألْسِنَتِكُم فَاِنْ لَم تَقِدروُا فَجاهدوُا بِقُلوبِكُم.

در راه خدا با دستها (و جوارحتان) جهاد و مقابله کنید
و اگر نتوانستید با زبانتان و اگر نتوانستید(لااقل) با دلهایتان مجاهده نمائید✌☘

°•مستدرک، ج ١۱، ص ١٦•°
____

اون کسی ک باید ببینه میبنه ، دلسرد نشو رفیق✌
 سپاس شده توسط
#9
(1404 مهر 14، 15:58)ایرانا نوشته است: سلام خواهش میکنم.
حضور در کانون قشنگی و البته سختی های خودش رو داره.

سلام
بله همین طوره.
خیلی ممنونم از شما که به این موضوع اهمیت میدید و دیدگاهتون رو با متانت کامل بیان میفرمایید 53


(1404 مهر 14، 15:58)ایرانا نوشته است: خودشناسی یک فرایند مادام العمره، ما تو هر برهه از زندگی خودمون رو آنالیز میکنیم چوک انسان موجود پویایی هست و خودشناسی هر چند وقت یکبار باید انجام بشه. 
کسی که زود به زود به خودش رجوع میکنه و فکر میکنه من چه کسی هستم؟ از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود ؟ خودشناسی عمیق تری از خودش میتونه داشته باشه.

رو بحث خانواده فرهنگ و آداب رسوم، خلقیات و تحصیلات میتونن اثر گزار باشن. اینکه اون خانواده به شناخت درست رسیده باشه و مستقل باشه ، به شما هم کمک میکنه تا با حاشیه های کمتری خاستگاری برید.
و اوایل آشنایی با صحبت ها ست که یکمی آدم شناخت پیدا میکنه.
در ادامه میگم چه طور باید راستی آزمایی کرد.

ممنونم از توضیحاتتون.
بله درسته.


(1404 مهر 14، 15:58)ایرانا نوشته است: یه بخشی از صحبتتون درسته،  یه بخشی هم برمیگرده به شناخت و ارزش های هر آدمی

در حال حاضر خیلی از زوج های جوان، با همدیگه گفت و گو میکنند و هر دو شاغل میشند و البته تو کارهای خونه هم اشتراکی کار میکنند.

خیلی ها براشون مهمه که خانم تو فضای بیرون کار نکنه به دلایل متنوع، یه وقت میگن ارزش و جایگاهش پایین میاد ، یه وقت میگن خسته میشه و وقتی برای خونه زندگی نمیتونه بگذاره، یه وقت مشکل بدبینی و ... است

باید ببینین ارزش های فکری شما و طرف مقابلتون چیه؟ ایا حاضرین شما از بعضی مواضعتون کوتاه بیایین یا ایشون؟ اگر خیلی با هم اختلاف عقیده دارین بعدا سر این جنس موارد به مشکل بر میخورین.

و بخشی از صحبتتون هم درسته، بالاخره وقتی تصمیم به زندگی مشترک میگیرین یه حداقل هایی باید فراهم باشه؛  یه زمانی خیلی مد شده بود درمورد این صحبت میکردند که دخترا خاستگاری پسرا بروند یا نروند! ؛ و الان بهتون میگم کسی که خواهان چیزی یا کسی هست باید خودی نشون بده، مثلا آقایون با امکانات مالی و سعی در فراهم کردن خونه و کاشونه حس امنیت رو میتونند منتقل کنند. و نشون بدند من توانایی این رو دارم که زندگی تشکیل بدم، تو کارتون های قدیمی زور بازو و قدرت یکی دیگه از نشانه های امنیت دادن به اون خانم بود.
و نقش اصلی یک خانم در کنار اینکه میتونه فعالیت های مختلفی داشته باشه، ایجاد حس آرامش بین اعضای خانواده‌ است، با لطافت و انعطافی که داره میتونه محیط رو تعدیل کنه، میتونه بیرون هم کار بکنه، الان که حتی خیلی از کارهای سخت رو خانم ها انجام میدند ، ولی نقش پرورش دهندگی نقش تربیتی ، صبوری ، ظرافت و دلرحمی که یک خانم داره باعث گرما خانواده میشه ، همچنین روحیه مردانه یک آقا، توان بدنی و ویژگیهایی مثل قاطعیت باعث میشه تا در محیط بیرون عملکرد بهتری داشته باشه با اینکه شاید آشپزی همون آقا از خیلی از خانم ها بهتر هم باشه.
بنابراین یه سری توقعات طبیعی هستند ، مسئله اینجاست، شما توی زندگی‌تون چه توقعات و خواسته هایی دارین؟ موافقین که به فرض همسرتون پا به پای شما کار کنه ؟ یا نه توقع دارین که با حقوق شما سازگار باشهلن خودتون برای افزایس درآمدتون چیه؟ اینا همه مواردیه که میشه روش خیلی فکر کرد و فرد به فرد متفاوته

توضیحات کامل و مفیدی رو مطرح کردید.

من از همسر آینده ام، توقع آرامش دارم. چیزی که میخوام اینه که حضورش و تمام رفتارش، باعث آرامش برام بشه.
حتی توقع تامین مالی هم ندارم.
ولی خب، ازدواج و زندگی مشترک، خیلی پیچیده تر از اونی هست که بشه از اون، توقع آرامش داشت.

راجع به صحبتهای شما هم، این نکته رو عرض کنم که، درسته که امروزه خیلی از زوج ها، همزمان با هم کار میکنن و درآمد دارند، اما در نهایت اون کسی که طبق قانون مکلف به تامین مخارج زندگی و خواسته های همسرش هست، مردان هستند، نه زنان.
و معمولا زنان، درآمدشون رو خرج رسیدگی به خودشون و ظاهر و آرایش و لباسهاشون در خارج از خانه میکنن، نه خرج زندگی مشترک.


(1404 مهر 14، 15:58)ایرانا نوشته است: یه بخشی از اینا که توقعاته ، شما تصمیم میگیرین کدام توقع رو بپذیرین و برای رفعش تلاش کنین و کدوم رو نپذیرین و در موردش گفت و گو کنین تا حل بشند، گاهی هم حل نمیشند و اونجا باید تصمیم بگیرین با این روند کنار بیایین یا نه ، به قولی ارزشش رو داره؟؟

یه بخشی از صحبت‌هاتون بر میگرده به ارزش های طرف مقابل ، اینکه روی کفه ترازو جوون خوش تیپ و بی ادب رو ترجیح میده یا پسری که ظاهرش معمولیه اما خوش اخلاق و خوب هست؟ ایا بین ملاک ها پول و مهریه و ... ماشین و خونه براش مهمه یا درآمد حلال و اهل کار بودن؟
براش پسر پولداری مهمه که باباش خرجشو میده یا پسری که خودش برای زندگیش تلاش میکنه و وابسته پدر و مادر نیست؟
پاسخ هر کدام از این سوالا شما رو به شناخت از طرف مقابل میرسونه

بخش آخر صحبت هاتون هم از جنس مهارت هست، آقا و خانم هم نداره، خانمی که هر چی میشه قهر میکنه حرف نمیزنه و آقا هی باید بره طرفش، رفتارش غلطه، ناز کردن و دلبری کردن و نشون دادن ناراحتی با قهر کردن فرق میکنه و اون خانم باید مهارت تعامل رو یادبگیره.
یا مهارت های زندگی ، من چه جوری خشمم رو ، غمم رو، خوشحالیم رو ابراز کنم که به بقیه آسیبی نزم؟ مهارت های تعامل با خانواده ها اینا رو هرچی قبل ازدواج دنبال کنین بعد از ازدواج ارتباطات بهتری میتونین با خانواده خودتون و همسرتون و اطرافیان بسازین.
ولی اینا منوط به آقا یا خانم صرف نیست، زندگی مشترک حاصل همکاری و تلاش دو طرف هست. 
هر چی دو طرف طیف آگاه تر باشن ، فشار کنتری رو احساس میکنند و بهتریتونند چالش ها رو حل کنند .

خب البته، زیبا بودن و معمولی بودن و حتی پولدار بودن یا فقیر بودن، اینا ویژگی های نسبی هستند.
خوش اخلاق بودن هم همین طور. این هم نسبی هست. یعنی نمیشه یه معیار مشخص و دقیق رو در نظر گرفت.

در مورد توقع مهریه هم، خب این هم یه تعهد قانونی هست.
یعنی وقتی مرد و زن با هم ازدواج میکنن، الزاما باید مهریه رو هم تعیین کنن و در صورتی که زن بخواد، مرد موظف به پرداخت اون هست.
این دیگه ارتباطی به توقع دو طرف نداره.
البته مهریه هم در جامعه امروزی، برای زنان، بیشتر تبدیل به یه اهرم فشار برای کنترل مردان شده، تا اینکه جنبه هدیه مردان به زنان رو داشته باشه.

در مورد سربازی چه طور؟ سربازی و تلف شدن عمر پسران، این هم توقعه؟

اما یه نکته.
شما گفتید که یه پسر باید استقلال ملی خودش رو به دختر ثابت کنه و مثلا وابسته پدر و مادرش نباشه. اما در جامعه امروزی با وضع اقتصادی این چنینی، امکانش وجود داره؟
شاید خیلی از پدر و مادرها ناچار به کمک به پسرشون هستند.

در مورد کسب مهارت، هم صحبتتون درسته. هر دو طرف، باید چنین مهارتهایی رو کسب کنند. نه فقط یه طرف.


(1404 مهر 14، 15:58)ایرانا نوشته است: 4chsmu1 ان شاءالله که به آرامش میرسه.

خب باز این از جنس ارزش هاست، اینا با گفت و گو کاملا واضح میشند، مثلا یه وقت هست خانم شاغله ولی دوست نداره بعد از ازدواج کار کنه. اینکه اوکی میشه.
یه وقت نه ، مثلا اون خانم شاغل هست، شغلش حیاتیه و علاقمنده کار کنه، پزشکه پرستاره باید ببینین میتونین با شرایطش کنار بیایین یا نه؟

و یه وقت دیگه هست، خانم میگه من مثلا ۳ روز در هفته کار میکنم ساعت هاشم جوریه که به کارهای زندگی میرسم .
باید دید توقع شما و طرف مقابل چه قدر با همدیگه همخونی داره، و چه قدر دو طرف برای زندگی مشترک حاضرن انعطاف به خرج بدند.
تو اینجور صحبت ها مشاور پیش از ازدواج میتونه خیلی کمکتون کنه.

بله درسته.
این موضوع، بستگی به روحیات دو طرف داره، و اینکه تا چه اندازه میتونن با شرایط مختلف، کنار بیان.


(1404 مهر 14، 15:58)ایرانا نوشته است: یکی از بهترین روش ها ، زمان هست.
زمان آشناییتون رو طولانی کنین، اگر آشناییتون مجازی و لانگ دیستنس هست حتما حتما جلساتی رو تنظیم کنین و حضوری طرف مقابلتون رو ببینین، باهاش بیرون برید ، غذا بخورید .

به وقت تو عکس همه ملاک های مد نظر شما اوکی هست ولی وقتی حضوری میبینید اصلا به دلتون نمیشینه. سبک رفتارش، راه رفتن ،غذا خوردنش، ملچ مولوچ میکنه یا نه و...
همه اینا تو قرارهای حضوری خودشون رو نشون میدند.
مدت زمان آشناییتون زیر ۶ ماه نباشه، و تو این ۶ ماه قرار نیست جملات عاشقانه به سمت هم روانه کنین، قراره با سوالات درست از همدیگه به شناخت برسین. خانواده هاتون در جریان باشند از جلسه ۵ و ۶ سعی کنین رفت و امد خانوادگی داشته باشین، رفتار پدر مادر سبک های تربیتی میتونند نشانه های خوبی بهتون بدند.
اگر میتونین سفر های کوتاه با هم دیگه برید مثلا از صبح تا عصر کوه برید، تا زمانی که گشنست، خسته است ببینین واکنش های طرف مقابلتون چیه.
ادما از یه تایمی به بعد هر چه قدر هم فیلم بازی کنند خودشون رو لو میدند و زمان خستگی ،موقع عصبانیت همه اینا زمان هایی هست که شما میتونین ببینین، رفتار رفتار درستی هست؟ خط قرمزای من چین؟ اگر وقتی عصبانی میشه هر چی دستش میاد میشکنه پس این علامت هشداره؟ خیلیا میان خاستگاری و ازدواج میکنند دو هفته بعد میبینند داماد معتاده و نفهمیدند، تو بازه زمان های طولانی این چیزا خودشون رو نشون میدند. 
و همینطور شما هم تو این شرایط خودتون رو به طرف مقابل نشون میدین.

سعی کنین از دوستان از همکاران  آشناهای طرف مقابل در مورد نقاط قوت و ضعفش سوال بپرسین .

مشاوره پیش از ازدواج خیلییییی کمک کننده است تو این روند، ممکنه هزینه اش زیاد بشه اما ارزشش رو داره، شما با نقاط قوت و ضعف خودتون آشنا میشین طرف مقابلتون همینطور و متوجه میشین رو کدوم مهارتهاتون باید بیشتر کار کنین. قبل از اینها متوجه میشین روحیاتتون با همدیگه تناسب داره یا نه، بر فرض یه خانمی خیلی برونگرا و اجتماعی و ... است و آقا اتفاقا درونگراست و از مهمونی رفتن لذتی نمیبره، دوست داره توی خونه کنار کتاب هاش باشه. این دو نفر اگر اوایل زندگی هم به مشکل نخورن چندسال بعد از ازدواج دچار مشکلات اساسی میشن، چون جنس نیازهاشون کاملا با هم متفاوته و مشاوره میتونه این شناخت رو بهتون بده.

در دوران نامزدی و عقد، باز شرایط فرق میکنه و لازمه اگاهی های دیگه‌ای باشه.
حداقلی ترین کارش اینکه دوره های مربوط به پیش از ورود به رابطه رو دنبال کنین و یادشون بگیرین..

به این راحتی هم که شما میفرمایید، نیست.
من نمیتونم با دختری که با من محرم نیست، طرح آشنایی طولانی مدت بریزم.
و دوران عقد هم، باز پیچیدگی های خودش رو داره.


(1404 مهر 14، 15:58)ایرانا نوشته است: مشاور خوب رو دست کم نگیرین 

به شرطی که درآمدها، کفاف هزینه های مشاوره رو بده.


(1404 مهر 14، 15:58)ایرانا نوشته است: بله برای هر دو طرف این امکان داره، گاهی خوده دو طرف هستند.
گاهی هم یک نفر کمالگرایی داره، یه نفر اعتماد به نفسش پایینه بقیه رو مدام بهتر میبینه، یه نفر حسادت داره ، یه نفر قلدره و با اینکه خودش کاری نمیکنه فقط انتظار داره.
بسته به هر آدمی متفاوته، اول باید تو خودمون کنکاش کنیم ببینیم چی باعث مقایسه کردنه میشه؟
گاهی هم واقعا اون ادم میتونه کارو بهتر از جوری که انجامش داده انجام بده و به قول شما باعث بدبینی بشه، ولی کسی که زندگیش رو دوست ددره از روش های دیگه کمک میگیره تا طرف مقابل با انگیزه بیشتری وقت بگذاره و اون کار رو تمام کنه.

بله درسته.
مقایسه کردن، جنبه های مختلفی داره.


(1404 مهر 14، 15:58)ایرانا نوشته است: پ.ن: در مراحل ازدواج فکر اینکه عوض میکنم، یا به خاطر من چیزی رو کنار میگذاره ، یا حالا آدمش میکنم اصلااااا جواب نمیده.
ادما در مراحل آشنایی چندین لول حتی خودشون رو بهتر نشون میدند و بعد از ازدواج شانس تغییر افراد خیلی خیلی خیلیییی ناچیز میشه.
پس اگر ویژگی رو میبینی که براتون غیر قابل تحمله نادیدهاش نگیرین و خودتون رو گول نزنین 53

بله، دقیقا.
نمیشه کسی رو با ازدواج تغییر داد. شخصیتها تغییر نمیکنه، و عمدتا هم نسبت به هر تغییری گارد گرفته میشه.

کلا ازدواج هایی که شکل میگیره، درسته که اولش با گل و شیرینی و جشن و عشق و عاشقی طی میشه، ولی در طول زمان، دو طرف مانند دو مبارز و دو جبهه مقابل با هم رفتار میکنن.
به خصوص وقتی که پای فرزندان هم وسط میاد، و خانمها، سعی میکنن بچه ها رو مقابل پدرشون قرار بدن.


(1404 مهر 14، 15:58)ایرانا نوشته است: چرا اتفاقا
چند وقتی هست این مهارت رو با خانم ها کار میکنم، و از اثر مثبتش بهم میگند.
واقعا تفاوتی نداره 
چه آقا چه خانم، وقتی از خوبی های همسرش قدردانی میکنه، از زحمتی که میکشه تشکر میکنه ، حتی یه خسته نباشید ساده ، باعث میشه اون آدم با انگیزه با امید بیشتری کار کنه.
احساس کنه که دیده میشم، چه قدر خواستنی هستم، همسرم میدونه بخاطرش دارم زحمت میکشم ولو کاری باشه که خودم قبولش کردم.

و این مهارت هایی که به ظاهر ساده میان به شدت میتونن رو میزان رضایتیکه ادما از زندگیشون دارن، ظرفیت تحملش اثر بگزاره :‌)

بله درسته.
کلا، هر انسانی، چه مرد و چه زن، نیاز به دریافت محبت از همسرش داره.
منتها منظور من، انتظارات غلطی هست که جامعه از مردان داره.

اگر دقت کرده باشید، در ایران، عمر مردان خیلی کوتاه تر از عمر زنان هست. (البته با کمال تعجب، طبق قانون، سن بازنشستگی زنان کمتر از مردان هست 1 )
دلیلش رو کسی واضح نمیگه، دلیلش اینه که مردان در زندگی مشترک و در جامعه بیشترین فشار رو تحمل میکنند، برعکس زنان.
يادمان نرود گاهی با گناه به اندازه‌ی یک لايک فاصله داريم...
يادمان نرود فضای مجازی هم «محضر خداست» نکند که شرمنده باشيم؛ امان از لحظه‌ی غفلت که فقط خدا شاهد است و بس...
روی مانيتور بچسبانيم:«ورود شيطان ممنوع»
مراقب دستی که کليک می کند، چشمی که می بيند و گوشی که می شنود باشيم... و بدانيم و آگاه باشيم که خدا يک کاربر «هميشه آنلاين» است...
[تصویر:  05_blue.png]
 سپاس شده توسط
#10
نقل قول: توضیحات کامل و مفیدی رو مطرح کردید.

من از همسر آینده ام، توقع آرامش دارم. چیزی که میخوام اینه که حضورش و تمام رفتارش، باعث آرامش برام بشه.
حتی توقع تامین مالی هم ندارم.
ولی خب، ازدواج و زندگی مشترک، خیلی پیچیده تر از اونی هست که بشه از اون، توقع آرامش داشت.

سلام ، خوشحالم که مطالب براتون مفید بودند. و خیلی خوبه جاهایی که براتون مبهم هست طرح موضوع میکنین.

تقریبا هر کسی که ازدواج میکنه، دوست داره طعم آرامش رو تو زندگیش احساس کنه و توقع شما هم دور از انتظار نیست. یه سری مهارت ها میتونند مقدار آرامش رو در زندگی بیشتر کنند.
واقعیت اینکه زندگی متاهلی یه سری چالش های مخصوص به خودش رو داره، مثلا استقلال داره، در عینش مسئولیت پذیری هم میخواد. انعطاف هم میخواد. اینکه خانم و آقا هر کدوم رگ خواب همسرشون دستشون بیاد چیا ناراحتش میکنه ، چیا خوشحالش میکنه ، چه توقعاتی داره و خب هرچی تفاهمات و دیدگاه‌ها نزدیک به همدیگه باشه ، آرامشه هم بیشتره.
البته گاهی اوقات هم لازمه که درمورد چالش ها و تفاوت سلیقه ها صحبت یا بحث بشه ، تا از اختلافات بزرگ در آینده جلوگیری بشه. مثلا اینجا مهارت های گفت و گو خیلی کمک میکنند.
کتاب مردان مریخی زنان ونوسی دید خوبی میتونه از نوع نگاه خانم ها و آقایان تفاوت های شناختی شون بهتون بده، و کتاب مطمئن و علمی هست.
قبل از ازدواج سعی کنین کتاب های این حیطه رو مطالعه کنین ، یا دوره های مربوط به رابطه رو بگذرونین پیش افرادی که علمش رو دارند..
متاسفانه الان پکیج فروشی و دوره های زرد زیاد شده، اما اگر از افرادی که واقعا در این حیطه دانش دارند و تجربه هم دارند یاد بگیرین خیلی از چالش ها رو نخواهید داشت و یا میدونین چه طور حلش کنین که تبدیل به یک بحران نشند.




نقل قول: راجع به صحبتهای شما هم، این نکته رو عرض کنم که، درسته که امروزه خیلی از زوج ها، همزمان با هم کار میکنن و درآمد دارند، اما در نهایت اون کسی که طبق قانون مکلف به تامین مخارج زندگی و خواسته های همسرش هست، مردان هستند، نه زنان.
و معمولا زنان، درآمدشون رو خرج رسیدگی به خودشون و ظاهر و آرایش و لباسهاشون در خارج از خانه میکنن، نه خرج زندگی مشترک.


خب دیگه این برمیگرده به توافقاتی که دو طرف با همدیگه میکنند.



نقل قول: خب البته، زیبا بودن و معمولی بودن و حتی پولدار بودن یا فقیر بودن، اینا ویژگی های نسبی هستند.
خوش اخلاق بودن هم همین طور. این هم نسبی هست. یعنی نمیشه یه معیار مشخص و دقیق رو در نظر گرفت.
من کلی عرض کردم. منظورم اینکه بین ویژگی های بارز یک فرد کدوم براش اولویت دارند.
همونطور که خیلی از آقایون الویت اولشون ظاهر خانم هست، بعد به تفکرات و اصالت و خانواده داریش توجه میکنند.
در حالی که یه چیزهایی ذاتی هست و یه چیزهایی مهارت و کسب کردنی، پول ، شهرت ، مهارت هایی مثل خانه داری  همه چیزهایی هستند که به دست میان، اما خوش رویی، شعور، نوع برخورد، اصالت ،جنم کار کردن (برای آقایون) اینا چیزایی هست که به راحتی به دست نمیاد، از قبل باید باشه‌. والبته باز هم پسر و دختر نداره.
شما الان فکر کردین و بهم گفتین آرامش براتون مهمه، این ویژگی قبل اینکه شما رو به همسر ایدآلتون برسونه، به خودشناسی راجع خودتون میرسونه :‌)
خب اگر همسر من قراره آرامش من باشه، پس چه ویژگی هایی داشته باشه؟
من از چه رفتارهایی خوشم میاد؟ بر فرض دختری که روحیات درشتی کردن و یه مقداری قلدری داشته باشه با شما جور در نمیاد، اگر همچین کسی رو ببینی میدونین کیس شما نیست.
درمورد ویژگی‌های دیگه هم همینطور، قبل اینکه بخواییم وارد رابطه بشیم، و از طرف مقابل به شناخت برسیم مهمه که بدونیم خودمون کی هستیم و چی میخواییم
ملاک هامون چی هستند




نقل قول: در مورد توقع مهریه هم، خب این هم یه تعهد قانونی هست.
یعنی وقتی مرد و زن با هم ازدواج میکنن، الزاما باید مهریه رو هم تعیین کنن و در صورتی که زن بخواد، مرد موظف به پرداخت اون هست.
این دیگه ارتباطی به توقع دو طرف نداره.
البته مهریه هم در جامعه امروزی، برای زنان، بیشتر تبدیل به یه اهرم فشار برای کنترل مردان شده، تا اینکه جنبه هدیه مردان به زنان رو داشته باشه.

در مورد سربازی چه طور؟ سربازی و تلف شدن عمر پسران، این هم توقعه؟

اما یه نکته.
شما گفتید که یه پسر باید استقلال ملی خودش رو به دختر ثابت کنه و مثلا وابسته پدر و مادرش نباشه. اما در جامعه امروزی با وضع اقتصادی این چنینی، امکانش وجود داره؟
شاید خیلی از پدر و مادرها ناچار به کمک به پسرشون هستند.

در مورد کسب مهارت، هم صحبتتون درسته. هر دو طرف، باید چنین مهارتهایی رو کسب کنند. نه فقط یه طرف


بازم برمیگرده به دیدگاه و عقاید دو طرف، مثلا خانواده آقا اهتمام زیادی روی جهیزیه خانم دارند جزوی از فرهنگشون هست، طرف مقابل هم مهریه بالا توقع داره.
یا مثلا خانم براش حق طلاق و ادامه تحصیل و حضانت فرزند براش مهمتره، به جای مهریه این حقوق رو مطالبه میکنه.
یا به وقت طرف میگن ما توقع جهیزیه و مهریه سنگین نداریم.
بیشتر اینا توافق و جزوی از رسومات هست، و البته شما میتونین به طرف مقابل بگین که تا چه قدر میتونین مهریه رو تقبل کنین، خیلی وقت ها هم به جای عند المطالبه، عندالاستطاعه مهریه رو تعیین میکنن که به آقا هم فشار نیاد و زمانی که توان مالیش رو داشت پرداخت کنه.



درمورد سربازی بعضیا اوکی هستند، که آقا نرو بعضیا نه! و نگرانن که بعد از ازدواج مدت زمانهای طولانی نباشین و ...
به هر حال اگر بعدا قانون یقه‌تون رو نمیگیره و برای زندگی و همسرتون مشکلی ایجاد نمیشه باهاش صحبت کنین و شرایط رو براش توضیح بدین، کل فرایند ازدواج یه جور مثل الاکلنگ میمیونه، باید سعی کنین بالانس رو رعایت کنین.یک پاسخ درست برای هر سوال وجود نداره...
در واقع باید ببینین آدم‌هایی که به سبک زندگی که میخوایین داشته باشین و طرز فکر شما نزدیک‌اند کیا هستند.

درسته اشکالی نداره، خیلی خانواده ها به دختر یا پسرشون کمک مالی میکنند، مسئله اینجاست که باب دخالت خانواده ها به زندگی باز نشه.
بر فرض پسر خونه نمیتونه بخره و خانواده کمک میکنه تا خونه بخره یا اگر از قبل داره بهش قرص میده ، این ایرادی نداره.

ولی مثلا پدر پسر، ماهانه بهش پول میده یا پسر یه وابستگی شدید مالی یا عاطفی نسبت به خانوادش داره که اگر حمایت اونها نباشه کاملا ناتوان میشه، این خیلی بده.
جدای از بحث ناتوانی اینکه اون ادم فکر کنه نمیتونه کاری انجام بده بدتره و نشون میده هنوز برای ازدواج آماده نیست.





نقل قول: به این راحتی هم که شما میفرمایید، نیست.
من نمیتونم با دختری که با من محرم نیست، طرح آشنایی طولانی مدت بریزم.
و دوران عقد هم، باز پیچیدگی های خودش رو داره

کاملا متوجه ام منظورتون رو.
قرار نیست شما طرح آشنایی طولانی مدت بریزید ، از وقتی که شما شروع به جلسات خاستگاری میکنین، و پیش میرین، مخصوصا جلسات اول و دوم کلی صحبت میشه و خیلی جلسات طولانی نیست. بر فرض اوکی بودن و پیش رفتن جلسات، سوالاتی رو ازشون میپرسین، مثلا در مورد سکونت، مهاجرت، تیپ و ظاهر ، توقعات ، مسائل مالی، جنس تعاملات و رفت و آمد ها، اوقات فراغت و تفریح و ... خیلی مطالب زیادی که از شما حداقل ۳ ، ۴ جلسه میگیرن و پاسخ ها هم نباید خطی باشند ، هر چی بیشتر صحبت کنین بهتره. همین از شما ۲ ۳ ماه زمان میگیره،  تازه اگر زود به زود همدیگه رو ببینینبعد جلسات مشاوره‌تون میتونه باشه که این هم ۱ ماهی ازتون  زمان میگیره.
در نهایت اگر اوکی باشین نوبت به آزمایش های پیش از ازدواج و مشاوره ژنتیک میرسه.
تمامی این مراحل با آگاهی خانواده هاست، انگار که دو همکار با هم صحبت میکنند، تو این ۶ ماه ممکنه علاقه هم پیش بیاد اما چیزی که پررنگ‌تر هست عقل و شناخته، و تازه بعد از گذشت این مدت هست که شما و طرف مقابل جواب بله یا نه رو به همدیگه میگین.
ببینی هر چه قدر هم مذهبی باشین، گذاشتن این زمان لازمه. آگاهی قبل از ازدواج خیلی خیلی مهمتر از اینکه به خودتون ببایین و ازدواج کرده باشین و ببینین نه این چیزی نبود که من میخواستم..



نقل قول: به شرطی که درآمدها، کفاف هزینه های مشاوره رو بده.


هر چیز خوبی تو دنیا هزینه داره و خیلی به ندرت چیزهای رایگان خوب به کسی میرسه.
شما میتونین پیش یه فرد تازه کار برید و اتفاقا شما رو به اشتباه بندازه، یا پیش کسی برید که کاربلده و میدونه چه ملاک‌هایی اهمیت دارن.



نقل قول: بله، دقیقا.
نمیشه کسی رو با ازدواج تغییر داد. شخصیتها تغییر نمیکنه، و عمدتا هم نسبت به هر تغییری گارد گرفته میشه.

کلا ازدواج هایی که شکل میگیره، درسته که اولش با گل و شیرینی و جشن و عشق و عاشقی طی میشه، ولی در طول زمان، دو طرف مانند دو مبارز و دو جبهه مقابل با هم رفتار میکنن.
به خصوص وقتی که پای فرزندان هم وسط میاد، و خانمها، سعی میکنن بچه ها رو مقابل پدرشون قرار بدن.

بله دقیقا
این صحبتتون دقیقا بر میگرده به عدم خودشناسی، عدم شناسایی نیازهایی که به مرور برای هر کدام از خانم و آقا ایجاد شده ولی درست مطرح نشده و آخر سر با یارکشی هر کسی میخواد بگه من قوی ترم...
موضوع اینجاست که ما فکر میکنیم، خودسازی تا یه نقطه ایی هست بعد دیگه راحتیه...
نه اتفاقا آدم مدام باید خودش رو بروز کنه، درمورد چالش هاش بلد باشه چه طور صحبت کنه... تا بتونه زندگیش رو حفظ کنه، بتونه محبتی رو که باهاش زندگی رو شروع کرده رو پرورش بده و همه اینا نیاز به آموزش دیدن داره.
خیلی در این زمینه ها داره کار میشه، محتوا اماده میشه، کتاب هست، ولی همت و آگاهی هم میخواد که بپذیریم من همه چیز رو بلد نیستم، یه جاهایی باید کمک بگیرم یخ جاهایی باید یادبگیرم و تغییر کنم تا پیرامونم هم تغییر کنه‌.
تو مورد آخری که مثال زدین، بلد نبودن مهارت های ساده ، یه سری از این چالشها با تمرین های به شدت ساده قابل حل شدن هستند ، اما چون سراغشون نمیرند حتی زندگی فرزندان رو هم دچار مشکل میکنند...




نقل قول: بله درسته.
کلا، هر انسانی، چه مرد و چه زن، نیاز به دریافت محبت از همسرش داره.
منتها منظور من، انتظارات غلطی هست که جامعه از مردان داره.

اگر دقت کرده باشید، در ایران، عمر مردان خیلی کوتاه تر از عمر زنان هست. (البته با کمال تعجب، طبق قانون، سن بازنشستگی زنان کمتر از مردان هست  )
دلیلش رو کسی واضح نمیگه، دلیلش اینه که مردان در زندگی مشترک و در جامعه بیشترین فشار رو تحمل میکنند، برعکس زنان.

متوجه شدم...
سن بازنشستگی مگه برای  همه ۳۰ سال کاری نیست؟ اینو نمیدونستم که برای خانم ها کمتره.
درمورد بند آخر صحبتتون ، جامعه ما یه سری آموخته های غلط داشته، که رو زندگی ماها تاثیرات زیادی گذاشته.

خانم ها عمدتا بیشتر احساسات عواطفشون رو نشون میدند. ناراحتی ها، خوشحالی‌ها. البته روی احساسات خانوم ها هم سرپوش گذاشته شده.

اما این برای آقایون بیشتر بوده، مثلا جمله مرد که گریه نمیکنه؟
مرد کوه درده و ...
اینا جملاتی هستند که انگار به ما یاد دادند برای اینکه مرد باشی، نباید صدات در بیاد، نباید غمگین بشی یا گریه کنی...
نباید ناراحتی هات رو عنوان کنی و باعث شدند تا درون فرد این احساسات محبوس بشند...

نتیجه هم میشه، سردردهای مزمن، مشکلات قلبی، لرزش دست و پا، میشه یه عالمه دکتر رفتن هایی که مشکل جسمی نیست و همه از فکر و خیاله.


توی خانم ها هم این مسائل هست، منتها بیشتر خانم ها علاقمندن که با کسی درد و دل کنند و سبک بشن، همین باعث میشه یه مقدار حجم فشار درونی‌شون کمتر بشه. اما آقایون نه.
و شاید شروع جمله من احساس میکنم.....ناراحتم
احساس میکنم..... خشمگینم
کمک کنه تا یکم با درون خودمون آشتی کنیم...



میدونین وقتی حرف از آموزش میشه ، توی تایپ کردن ها به نظر زیاد میرسه، اما شاید ۴ جلسه گروهی زمان ببره که هر کدوم از مهارت‌هارو یاد بگیرین . 
از چیزی که فکر میکنین مطالب راحتتر و ساده تر و البته کاربردی تر هستند، اما نکته اینجاست که باید تمرینشون بکنین تا نتیجه رو ببینین.
اگر علاقمندین که شروع کنین، از مهارتهای دهگانه زندگی شروع کنین، پایه ایی ترینش همینه.
خودشناسی داره ،مدیریت و شناخت هیجانات داره، مهارت های حل مسئله و حل تعارضات داره، کنترل خشم و ‌‌‌...
و خیلی میتونه براتون مفید باشه :‌)



فرق یک زندگی موفق با زندگی که به مشکلات بزرگ میرسه در همین هاست..
امیرالمومنین (ع):

جاهِدوا فی ‌سَبیلِ‌‌‌اللهِ بأَیدیكُم فَإنْ لَمْ تَقدِروُا فَجاهِدُوا بِألْسِنَتِكُم فَاِنْ لَم تَقِدروُا فَجاهدوُا بِقُلوبِكُم.

در راه خدا با دستها (و جوارحتان) جهاد و مقابله کنید
و اگر نتوانستید با زبانتان و اگر نتوانستید(لااقل) با دلهایتان مجاهده نمائید✌☘

°•مستدرک، ج ١۱، ص ١٦•°
____

اون کسی ک باید ببینه میبنه ، دلسرد نشو رفیق✌
 سپاس شده توسط
#11
بحث هاتون مفیده ولی هیچی مجردی نمیشه Gigglesmile
نه وابسته کسی میشی نه کسی وابسته ات میشه 4chsmu1
فارغ از فکر و دغدغه و آرامش و نان و آب و هم و غم دیگری، با مدیریت و فراهم کردن همین موارد برای خودتان، زندگی شاد و مفرحی بسازید. 49-2

#ستاد حمایت از کادر مجرد جامعه 4chsmu1
همراه شو عزیز، همراه شو عزیز، تنها نمان به درد
کین درد مشترک، هرگز جدا جدا درمان نمی‌شود 
49-2 clapping 
 سپاس شده توسط
#12
(1404 مهر 15، 20:44)ایرانا نوشته است: سلام ، خوشحالم که مطالب براتون مفید بودند. و خیلی خوبه جاهایی که براتون مبهم هست طرح موضوع میکنین.

سلام
خیلی ممنونم از شما که مطالب رو با متانت و بدون گارد گرفتن و با توضیحات کامل، پاسخ میدید 302
واقعا جای خوشحالیه که کاربران کانون، در این سطح از درک هستند.


(1404 مهر 15، 20:44)ایرانا نوشته است: تقریبا هر کسی که ازدواج میکنه، دوست داره طعم آرامش رو تو زندگیش احساس کنه و توقع شما هم دور از انتظار نیست. یه سری مهارت ها میتونند مقدار آرامش رو در زندگی بیشتر کنند.
واقعیت اینکه زندگی متاهلی یه سری چالش های مخصوص به خودش رو داره، مثلا استقلال داره، در عینش مسئولیت پذیری هم میخواد. انعطاف هم میخواد. اینکه خانم و آقا هر کدوم رگ خواب همسرشون دستشون بیاد چیا ناراحتش میکنه ، چیا خوشحالش میکنه ، چه توقعاتی داره و خب هرچی تفاهمات و دیدگاه‌ها نزدیک به همدیگه باشه ، آرامشه هم بیشتره.
البته گاهی اوقات هم لازمه که درمورد چالش ها و تفاوت سلیقه ها صحبت یا بحث بشه ، تا از اختلافات بزرگ در آینده جلوگیری بشه. مثلا اینجا مهارت های گفت و گو خیلی کمک میکنند.
کتاب مردان مریخی زنان ونوسی دید خوبی میتونه از نوع نگاه خانم ها و آقایان تفاوت های شناختی شون بهتون بده، و کتاب مطمئن و علمی هست.
قبل از ازدواج سعی کنین کتاب های این حیطه رو مطالعه کنین ، یا دوره های مربوط به رابطه رو بگذرونین پیش افرادی که علمش رو دارند..
متاسفانه الان پکیج فروشی و دوره های زرد زیاد شده، اما اگر از افرادی که واقعا در این حیطه دانش دارند و تجربه هم دارند یاد بگیرین خیلی از چالش ها رو نخواهید داشت و یا میدونین چه طور حلش کنین که تبدیل به یک بحران نشند.

ممنون از توضیحات کاملتون.
بله موافقم. مطالعات پیش از ازدواج و حتی بعد از ازدواج، میتونه به کسب مهارتهای زندگی مشترک و رابطه بین زن و شوهر کمک کنه.

منتها، دو تا شرط داره: یکی اینکه، این موضوع یه جاده طرفه هست، هر دو باید برای کسب این مهارتها تلاش کنند، نه فقط یه طرف تلاش کنه.
اگه فقط یه طرف تلاش کنه، نه تنها کمکی به بهتر شدن اوضاع نمیکنه، بلکه باعث میشه طرف مقابل هم ازش دورتر بشه و بین هر دو طرف، بدبینی به وجود بیاد.

و دوم اینکه، باید بعد از ازدواج هم، همچنان برای کسب مهارتهای زندگی مشترک، تلاش کنن.


(1404 مهر 15، 20:44)ایرانا نوشته است: خب دیگه این برمیگرده به توافقاتی که دو طرف با همدیگه میکنند.

بله، همین طوره.


(1404 مهر 15، 20:44)ایرانا نوشته است: من کلی عرض کردم. منظورم اینکه بین ویژگی های بارز یک فرد کدوم براش اولویت دارند.
همونطور که خیلی از آقایون الویت اولشون ظاهر خانم هست، بعد به تفکرات و اصالت و خانواده داریش توجه میکنند.
در حالی که یه چیزهایی ذاتی هست و یه چیزهایی مهارت و کسب کردنی، پول ، شهرت ، مهارت هایی مثل خانه داری  همه چیزهایی هستند که به دست میان، اما خوش رویی، شعور، نوع برخورد، اصالت ،جنم کار کردن (برای آقایون) اینا چیزایی هست که به راحتی به دست نمیاد، از قبل باید باشه‌. والبته باز هم پسر و دختر نداره.
شما الان فکر کردین و بهم گفتین آرامش براتون مهمه، این ویژگی قبل اینکه شما رو به همسر ایدآلتون برسونه، به خودشناسی راجع خودتون میرسونه :‌)
خب اگر همسر من قراره آرامش من باشه، پس چه ویژگی هایی داشته باشه؟
من از چه رفتارهایی خوشم میاد؟ بر فرض دختری که روحیات درشتی کردن و یه مقداری قلدری داشته باشه با شما جور در نمیاد، اگر همچین کسی رو ببینی میدونین کیس شما نیست.
درمورد ویژگی‌های دیگه هم همینطور، قبل اینکه بخواییم وارد رابطه بشیم، و از طرف مقابل به شناخت برسیم مهمه که بدونیم خودمون کی هستیم و چی میخواییم
ملاک هامون چی هستند

خیلی ممنون از توضیحتون.
تا حالا از این دیدگاه به موضوع نگاه نکرده بودم.

اینکه مایه آرامش باشه، دقیقا چه ویژگی هایی باید داشته باشه و چه ویژگی هایی نباید داشته باشه.
مثلا، حتی ظاهر همسر هم میتونه برای شوهرش مایه آرامش باشه، البته فقط این نیست.
بیشتر، اخلاق و رفتار و نوع تفکرات و نوع تعاملی که با هم دیگه دارند، یا حتی نوع صدای یه زن.
من از صدای بلند، و شنیدن غر زدنهای یه نفر دیگه، آرامش نمیگرم و استرس میگرم.

یا اینکه، من نمیتونم به کسی که با من بدی کرده یا رفتارهاش باعث بد شدن حالم میشه، محبت کنم.
شاید بهش بدی نکنم، ولی نمیتونم بهش محبت کنم.

و این همیشه باعث نگرانی منه که مبادا همسر آینده ام چنین ویژگی های منفی داشته باشه.


(1404 مهر 15، 20:44)ایرانا نوشته است: بازم برمیگرده به دیدگاه و عقاید دو طرف، مثلا خانواده آقا اهتمام زیادی روی جهیزیه خانم دارند جزوی از فرهنگشون هست، طرف مقابل هم مهریه بالا توقع داره.
یا مثلا خانم براش حق طلاق و ادامه تحصیل و حضانت فرزند براش مهمتره، به جای مهریه این حقوق رو مطالبه میکنه.
یا به وقت طرف میگن ما توقع جهیزیه و مهریه سنگین نداریم.
بیشتر اینا توافق و جزوی از رسومات هست، و البته شما میتونین به طرف مقابل بگین که تا چه قدر میتونین مهریه رو تقبل کنین، خیلی وقت ها هم به جای عند المطالبه، عندالاستطاعه مهریه رو تعیین میکنن که به آقا هم فشار نیاد و زمانی که توان مالیش رو داشت پرداخت کنه.

بله درسته، این موضوعات، جنبه توافقی داره.
به شرطی که خانواده ها دخالت نکنند.
برای دختران و پسران سن پایین، دخالت خانواده ها، توجیه پذیره اما برای دو نفر مسلمان با سن بالا و عاقل و بالغ، توجیه نداره.
من همیشه، نگران دخالت خانواده ها هستم.


(1404 مهر 15، 20:44)ایرانا نوشته است: درمورد سربازی بعضیا اوکی هستند، که آقا نرو بعضیا نه! و نگرانن که بعد از ازدواج مدت زمانهای طولانی نباشین و ...
به هر حال اگر بعدا قانون یقه‌تون رو نمیگیره و برای زندگی و همسرتون مشکلی ایجاد نمیشه باهاش صحبت کنین و شرایط رو براش توضیح بدین، کل فرایند ازدواج یه جور مثل الاکلنگ میمیونه، باید سعی کنین بالانس رو رعایت کنین.یک پاسخ درست برای هر سوال وجود نداره...
در واقع باید ببینین آدم‌هایی که به سبک زندگی که میخوایین داشته باشین و طرز فکر شما نزدیک‌اند کیا هستند.

ممنونم از توضیحتون.
بله این موضوع هم باز، بستگی به تفکرات و نوع نگاه اون دختر داره.

خیلی ها از دخترها، سربازی رو باعث مرد شدن یه پسر میدونن (چون نرفتند نمیدونن چه محیط مخربی هست) و خیلی ها هم، نه.


(1404 مهر 15، 20:44)ایرانا نوشته است: درسته اشکالی نداره، خیلی خانواده ها به دختر یا پسرشون کمک مالی میکنند، مسئله اینجاست که باب دخالت خانواده ها به زندگی باز نشه.
بر فرض پسر خونه نمیتونه بخره و خانواده کمک میکنه تا خونه بخره یا اگر از قبل داره بهش قرص میده ، این ایرادی نداره.

ولی مثلا پدر پسر، ماهانه بهش پول میده یا پسر یه وابستگی شدید مالی یا عاطفی نسبت به خانوادش داره که اگر حمایت اونها نباشه کاملا ناتوان میشه، این خیلی بده.
جدای از بحث ناتوانی اینکه اون ادم فکر کنه نمیتونه کاری انجام بده بدتره و نشون میده هنوز برای ازدواج آماده نیست.

بله کاملا درست میفرمایید.
خیلی از خانواده ها، به خاطر کمک، خودشون رو محق میدونن که در زندگی مشترک بچه هاشون دخالت کنند.
خودم هم چنین موردی رو از نزدیک تجربه کردم و شاهد عواقب خطرناکش هستم.

اما شاید خانواده هایی هم باشند که بدون دخالت، به بچه هاشون کمک کنند.
که البته این موضوع رو هم در بعضی اقوامم، مشاهده کرده ام.

من بیشتر از هر چیزی، از منت شنیدن بدم میاد.
اینکه بر فرض به من گفته بشه که من بودم که زندگی تو رو نجات دادم پس حق دارم بر زندگی تو سلطه داشته باشم، بزرگترین چالشه.


(1404 مهر 15، 20:44)ایرانا نوشته است: کاملا متوجه ام منظورتون رو.
قرار نیست شما طرح آشنایی طولانی مدت بریزید ، از وقتی که شما شروع به جلسات خاستگاری میکنین، و پیش میرین، مخصوصا جلسات اول و دوم کلی صحبت میشه و خیلی جلسات طولانی نیست. بر فرض اوکی بودن و پیش رفتن جلسات، سوالاتی رو ازشون میپرسین، مثلا در مورد سکونت، مهاجرت، تیپ و ظاهر ، توقعات ، مسائل مالی، جنس تعاملات و رفت و آمد ها، اوقات فراغت و تفریح و ... خیلی مطالب زیادی که از شما حداقل ۳ ، ۴ جلسه میگیرن و پاسخ ها هم نباید خطی باشند ، هر چی بیشتر صحبت کنین بهتره. همین از شما ۲ ۳ ماه زمان میگیره،  تازه اگر زود به زود همدیگه رو ببینینبعد جلسات مشاوره‌تون میتونه باشه که این هم ۱ ماهی ازتون  زمان میگیره.
در نهایت اگر اوکی باشین نوبت به آزمایش های پیش از ازدواج و مشاوره ژنتیک میرسه.
تمامی این مراحل با آگاهی خانواده هاست، انگار که دو همکار با هم صحبت میکنند، تو این ۶ ماه ممکنه علاقه هم پیش بیاد اما چیزی که پررنگ‌تر هست عقل و شناخته، و تازه بعد از گذشت این مدت هست که شما و طرف مقابل جواب بله یا نه رو به همدیگه میگین.
ببینی هر چه قدر هم مذهبی باشین، گذاشتن این زمان لازمه. آگاهی قبل از ازدواج خیلی خیلی مهمتر از اینکه به خودتون ببایین و ازدواج کرده باشین و ببینین نه این چیزی نبود که من میخواستم..

خیلی ممنون از توضیحتون.
الان متوجه منظورتون شدم.

این موضوع هم بستگی داره به خانواده دو طرف.
اگر خانواده ها، به خصوص خانواده دختر، اجازه چنین تعاملات و گفتگوهایی رو بدن، اوضاع بهتر پیش میره.
اما، امان از وقتی که خانواده دختر، نه فقط خانواده دختر بلکه اقوام و دختر دایی و دختر خاله و دختر عمه و دختر عمو و دوست دبیرستان و دوست دانشگاه و هزاران افراد دیگه در کار دختر و پسر، دخالت میکنن 53258zu2qvp1d9v


(1404 مهر 15، 20:44)ایرانا نوشته است: هر چیز خوبی تو دنیا هزینه داره و خیلی به ندرت چیزهای رایگان خوب به کسی میرسه.
شما میتونین پیش یه فرد تازه کار برید و اتفاقا شما رو به اشتباه بندازه، یا پیش کسی برید که کاربلده و میدونه چه ملاک‌هایی اهمیت دارن.

بله درسته.
من تا حالا مشاوره رو امتحان نکردم اما اگر واقعا مفید باشه، هر هزینه ای هم که براش بشه، منفعته.


(1404 مهر 15، 20:44)ایرانا نوشته است: بله دقیقا
این صحبتتون دقیقا بر میگرده به عدم خودشناسی، عدم شناسایی نیازهایی که به مرور برای هر کدام از خانم و آقا ایجاد شده ولی درست مطرح نشده و آخر سر با یارکشی هر کسی میخواد بگه من قوی ترم...
موضوع اینجاست که ما فکر میکنیم، خودسازی تا یه نقطه ایی هست بعد دیگه راحتیه...
نه اتفاقا آدم مدام باید خودش رو بروز کنه، درمورد چالش هاش بلد باشه چه طور صحبت کنه... تا بتونه زندگیش رو حفظ کنه، بتونه محبتی رو که باهاش زندگی رو شروع کرده رو پرورش بده و همه اینا نیاز به آموزش دیدن داره.
خیلی در این زمینه ها داره کار میشه، محتوا اماده میشه، کتاب هست، ولی همت و آگاهی هم میخواد که بپذیریم من همه چیز رو بلد نیستم، یه جاهایی باید کمک بگیرم یخ جاهایی باید یادبگیرم و تغییر کنم تا پیرامونم هم تغییر کنه‌.
تو مورد آخری که مثال زدین، بلد نبودن مهارت های ساده ، یه سری از این چالشها با تمرین های به شدت ساده قابل حل شدن هستند ، اما چون سراغشون نمیرند حتی زندگی فرزندان رو هم دچار مشکل میکنند...

بله، واقعا حق گفتید.
ای کاش همه مثل شما فکر کنند و واقعا در پی کسب مهارت برای زندگی مشترک باشند.


(1404 مهر 15، 20:44)ایرانا نوشته است: متوجه شدم...
سن بازنشستگی مگه برای  همه ۳۰ سال کاری نیست؟ اینو نمیدونستم که برای خانم ها کمتره.

البته 30 سال کاری هست، ولی سن بازنشستگی برای زنان 55 سال و برای مردان 60 سال هست.
اما مجلس اخیرا قانونی رو تصویب کرد و دولت هم اون رو ابلاغ کرد که سن بازنشستگی رو برای مردان، به 62 سال افزایش دادند.

البته بعضی ارگانها، تفاوتهایی دارند.

(1404 مهر 15، 20:44)ایرانا نوشته است: درمورد بند آخر صحبتتون ، جامعه ما یه سری آموخته های غلط داشته، که رو زندگی ماها تاثیرات زیادی گذاشته.

خانم ها عمدتا بیشتر احساسات عواطفشون رو نشون میدند. ناراحتی ها، خوشحالی‌ها. البته روی احساسات خانوم ها هم سرپوش گذاشته شده.

اما این برای آقایون بیشتر بوده، مثلا جمله مرد که گریه نمیکنه؟
مرد کوه درده و ...
اینا جملاتی هستند که انگار به ما یاد دادند برای اینکه مرد باشی، نباید صدات در بیاد، نباید غمگین بشی یا گریه کنی...
نباید ناراحتی هات رو عنوان کنی و باعث شدند تا درون فرد این احساسات محبوس بشند...

نتیجه هم میشه، سردردهای مزمن، مشکلات قلبی، لرزش دست و پا، میشه یه عالمه دکتر رفتن هایی که مشکل جسمی نیست و همه از فکر و خیاله.


توی خانم ها هم این مسائل هست، منتها بیشتر خانم ها علاقمندن که با کسی درد و دل کنند و سبک بشن، همین باعث میشه یه مقدار حجم فشار درونی‌شون کمتر بشه. اما آقایون نه.
و شاید شروع جمله من احساس میکنم.....ناراحتم
احساس میکنم..... خشمگینم
کمک کنه تا یکم با درون خودمون آشتی کنیم...

کاملا درسته.
خانمها معمولا احساسات و عواطفشون رو بیرون میریزن و آرامش پیدا میکنن.
فقط این نیست. خانمها وقتی بچه دار میشن، احساسات و عواطفشون رو با احساسات مادرانه ادغام میکنن و این طوری به آرامش میرسن.

و معمولا مردها به خاطر اینکه مجبور هستند خودشون رو یه تکیه گاه برای همسرشون نشون بدن، ناچار به تحمل هستند.
هم احساسات همسرشون رو باید تحمل کنند و هم مشکلات و ناراحتی خودشون و زندگی مشترکشون.
من که چند ساله مشکلات قلبی و فشار خون دارم و هر روز دارم چند نوع دارو مصرف میکنم، فکر کنم بعد از ازدواج زیاد عمر نکنم Khobam


(1404 مهر 15، 20:44)ایرانا نوشته است: میدونین وقتی حرف از آموزش میشه ، توی تایپ کردن ها به نظر زیاد میرسه، اما شاید ۴ جلسه گروهی زمان ببره که هر کدوم از مهارت‌هارو یاد بگیرین . 
از چیزی که فکر میکنین مطالب راحتتر و ساده تر و البته کاربردی تر هستند، اما نکته اینجاست که باید تمرینشون بکنین تا نتیجه رو ببینین.
اگر علاقمندین که شروع کنین، از مهارتهای دهگانه زندگی شروع کنین، پایه ایی ترینش همینه.
خودشناسی داره ،مدیریت و شناخت هیجانات داره، مهارت های حل مسئله و حل تعارضات داره، کنترل خشم و ‌‌‌...
و خیلی میتونه براتون مفید باشه :‌)



فرق یک زندگی موفق با زندگی که به مشکلات بزرگ میرسه در همین هاست..

خیلی ممنونم از صحبتهای کامل و مفیدتون.
بله همین طوره.

البته، برای کسی که از اول زندگیش تا الان، زندگی براش یه روز آرامش هم نداشته، واقعا سخته.
يادمان نرود گاهی با گناه به اندازه‌ی یک لايک فاصله داريم...
يادمان نرود فضای مجازی هم «محضر خداست» نکند که شرمنده باشيم؛ امان از لحظه‌ی غفلت که فقط خدا شاهد است و بس...
روی مانيتور بچسبانيم:«ورود شيطان ممنوع»
مراقب دستی که کليک می کند، چشمی که می بيند و گوشی که می شنود باشيم... و بدانيم و آگاه باشيم که خدا يک کاربر «هميشه آنلاين» است...
[تصویر:  05_blue.png]
 سپاس شده توسط
#13
(1404 مهر 15، 22:40)CHK نوشته است: بحث هاتون مفیده ولی هیچی مجردی نمیشه Gigglesmile
نه وابسته کسی میشی نه کسی وابسته ات میشه 4chsmu1
فارغ از فکر و دغدغه و آرامش و نان و آب و هم و غم دیگری، با مدیریت و فراهم کردن همین موارد برای خودتان، زندگی شاد و مفرحی بسازید. 49-2

#ستاد حمایت از کادر مجرد جامعه 4chsmu1

ممنون از پیگیری بحثها Khansariha (18)

کلا هر دوره ای برای خودش، دورانی هست.
مجردها معمولا حسرت زندگی متاهلها رو میخورن، متاهلها دلشون میخواد به دوران مجردی برگردند 4chsmu1

خودم هم نمیدونم کدومش درسته.
من که از هر دو میترسم. هم از مجرد موندن میترسم و هم از متاهل شدن.
يادمان نرود گاهی با گناه به اندازه‌ی یک لايک فاصله داريم...
يادمان نرود فضای مجازی هم «محضر خداست» نکند که شرمنده باشيم؛ امان از لحظه‌ی غفلت که فقط خدا شاهد است و بس...
روی مانيتور بچسبانيم:«ورود شيطان ممنوع»
مراقب دستی که کليک می کند، چشمی که می بيند و گوشی که می شنود باشيم... و بدانيم و آگاه باشيم که خدا يک کاربر «هميشه آنلاين» است...
[تصویر:  05_blue.png]
 سپاس شده توسط
#14
(1404 مهر 16، 22:58)صادقین نوشته است:
(1404 مهر 15، 22:40)CHK نوشته است: بحث هاتون مفیده ولی هیچی مجردی نمیشه Gigglesmile
نه وابسته کسی میشی نه کسی وابسته ات میشه 4chsmu1
فارغ از فکر و دغدغه و آرامش و نان و آب و هم و غم دیگری، با مدیریت و فراهم کردن همین موارد برای خودتان، زندگی شاد و مفرحی بسازید. 49-2

#ستاد حمایت از کادر مجرد جامعه 4chsmu1

ممنون از پیگیری بحثها Khansariha (18)

کلا هر دوره ای برای خودش، دورانی هست.
مجردها معمولا حسرت زندگی متاهلها رو میخورن، متاهلها دلشون میخواد به دوران مجردی برگردند 4chsmu1

خودم هم نمیدونم کدومش درسته.
من که از هر دو میترسم. هم از مجرد موندن میترسم و هم از متاهل شدن.
یاد یه جمله ای از یه بنده خدایی افتادم که می گفت:
اگه زمین تنها سیاره دارای موجود زنده کیهان باشه و ما تنها باشیم، ترسناکه و اگه تنها نباشیم و موجودات دیگه ای هم باشن باز هم ترسناکه. 4chsmu1
کلا پیش بینی ناپذیر ها ترسناکن. مجردی ترسناکه چون آینده اش پیش بینی نشده اس، معلوم نیست تهش چی میشی، اگه گرفتار منجلاب و بدبختی نشی، میفتی خونه سالمندان می میری یا کنار خیابون یا ته اتاق خواب خونت یا تخت بیمارستان یا هزار یای دیگه.
متاهلی هم ترسناکه چون معلوم نیست، به آرامش برسی، معلوم نیست زندگیت پایدار باشه، معلوم نیست بچه ات درست تربیت بشه، معلوم نیست همسرت تا آخر کنارت بمونه، نیزهات رو برآورده کنه و ... معلوم نیست آینده ات هزار بار بدتر از آینده ای که واسه یه مجرد متصوری، نباشه.
همراه شو عزیز، همراه شو عزیز، تنها نمان به درد
کین درد مشترک، هرگز جدا جدا درمان نمی‌شود 
49-2 clapping 
 سپاس شده توسط
#15
(1404 مهر 17، 20:35)CHK نوشته است:
(1404 مهر 16، 22:58)صادقین نوشته است:
(1404 مهر 15، 22:40)CHK نوشته است: بحث هاتون مفیده ولی هیچی مجردی نمیشه Gigglesmile
نه وابسته کسی میشی نه کسی وابسته ات میشه 4chsmu1
فارغ از فکر و دغدغه و آرامش و نان و آب و هم و غم دیگری، با مدیریت و فراهم کردن همین موارد برای خودتان، زندگی شاد و مفرحی بسازید. 49-2

#ستاد حمایت از کادر مجرد جامعه 4chsmu1

ممنون از پیگیری بحثها Khansariha (18)

کلا هر دوره ای برای خودش، دورانی هست.
مجردها معمولا حسرت زندگی متاهلها رو میخورن، متاهلها دلشون میخواد به دوران مجردی برگردند 4chsmu1

خودم هم نمیدونم کدومش درسته.
من که از هر دو میترسم. هم از مجرد موندن میترسم و هم از متاهل شدن.
یاد یه جمله ای از یه بنده خدایی افتادم که می گفت:
اگه زمین تنها سیاره دارای موجود زنده کیهان باشه و ما تنها باشیم، ترسناکه و اگه تنها نباشیم و موجودات دیگه ای هم باشن باز هم ترسناکه. 4chsmu1
کلا پیش بینی ناپذیر ها ترسناکن. مجردی ترسناکه چون آینده اش پیش بینی نشده اس، معلوم نیست تهش چی میشی، اگه گرفتار منجلاب و بدبختی نشی، میفتی خونه سالمندان می میری یا کنار خیابون یا ته اتاق خواب خونت یا تخت بیمارستان یا هزار یای دیگه.
متاهلی هم ترسناکه چون معلوم نیست، به آرامش برسی، معلوم نیست زندگیت پایدار باشه، معلوم نیست بچه ات درست تربیت بشه، معلوم نیست همسرت تا آخر کنارت بمونه، نیزهات رو برآورده کنه و ... معلوم نیست آینده ات هزار بار بدتر از آینده ای که واسه یه مجرد متصوری، نباشه.

ولی باید یکی رو انتخاب کنی؟اگه به میل خودت انتخاب نکنی، چرخ روزگار یکیش رو واست انتخاب میکنه و ما میمونیم و غصه یه انتخاب ناخواسته.
اگه مجردی رو انتخاب کردیم، فارغ از نتیجه،سعی کنیم از مسیر لذت ببریم و خوشحال باشیم که لااقل خودمون انتخابش کردیم و بهمون تحمیل نشده، اگه متاهلی رو هم انتخاب کردیم، همینطور. Khansariha (18)
همراه شو عزیز، همراه شو عزیز، تنها نمان به درد
کین درد مشترک، هرگز جدا جدا درمان نمی‌شود 
49-2 clapping 
 سپاس شده توسط


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان