عزیز : .:.::. جشن قهرمانی خانم ها شادن ،raha99 ،آقایان mehdi0،افرا ،زندگی آزاد،تواب .::.:.

عزیز : .: منم بازی؟؟؟؟؟؟ :.


امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

♥نوستالژی های کانونی♥

#16
(1396 فروردين 23، 15:47)همساده نوشته است: قانون پناهگاه
کوهنوردان کوه های آلپ با رسیدن به نیمه ی راه ، در استراحتگاهی در آنجا استراحت می کنند.
صاحب آن استراحتگاه طی سالیان متوجه شده که اتفاق جالبی رخ می دهد
وقتی کوه نوردان وارد استراحتگاه می شوند و گرمای آتش را حس می کنند و بوی غذا به مشامشان می رسد ، برخی از آنان وسوسه می شوند و به همراهان خود می گویند
" می دانی فکر کنم بهتر است همین جا منتظر بمانم و شما به قله بروید و برگردید. وقتی برگشتید با هم پایین می رویم."
وقتی کنار آتش می نشینند و آواز می
خوانند ، جرقه ای از خشنودی آنان را فرا می گیرد.
در همین هنگام بقیه ی گروه لباس هایشان را می پوشند و مسیر خود را به سوی قله ادامه می دهند.
در ساعت بعد فضای شادی بخشی کنار آتش وجود دارد و اوقات خوبی را در مامن آرام خانه کوچک سپری می کنند.
اما حدودا سه ساعت بعد ، آرام می شوند و به سمت پنجره می روند و به بالای کوه می نگرند و در سکوت به دوستانشان که در حال بالا رفتن از قله هستند ، نگاه می کنند.
جوّ موجود در استراحتگاه از شادی و لذت به سکوت مرگبار و غم انگیز مراسم تشییع جنازه خودشان تبدیل می شود.متوجه می شوند که دوستانشان بهای رسیدن به قله را پرداخته اند.
چه اتفاقی افتاد؟
راحتی موقت پناهگاه باعث از دست دادن باور آنها به هدفشان شد.
این ، برای هر یک از ما نیز ممکن است اتفاق بیفتد.
آیا در  زندگی ما پناهگاه هایی وجود دارد که مانع رسیدن به قله و از دست دادن هدفمان شود؟
زندگی از دو قسمت تشکیل شده است
قله ها و پناهگاه ها...
در پناهگاه امنیت و  آسایش وجود دارد ،
خطری جان شما را تهدید نمی کند ، اما برای تجربه ناب زندگی و صعود کردن و قرار گرفتن در اوج ، باید با چالش قله رو به رو شد و بر آن غلبه کرد.


(1396 ارديبهشت 7، 21:40)همساده نوشته است: نظریه پنجره شکسته
ساختمان خالی از سکنه‌ای را در کنار یک خیابان پر رفت و آمد، در حالی که شیشه‌ یکی از پنجره‌هایش شکسته است تصور کنید. مشاهده‌های علمی نشان می‌دهد که اگر پنجره شکسته ظرف مدت کوتاهی، تعمیر نشود، عابران این پیام را از ساختمان می‌گیرند که کسی نگران ساختمان نیست و نظارتی وجود ندارد.
پس شیطنت شروع می‌شود و پنجره‌های سالم ساختمان مورد هدف قرار می‌گیرند و ساختمان تغییر شکل می‌دهد و البته ادامه این روند می‌تواند منجر به ورود میهمانان ناخوانده به ساختمان بی‌صاحب شود و آثارش از سطح به عمق نفوذ کند. اتفاقی که در اشکال مختلف شاهد آن بوده‌ایم.
توصیف فوق، خلاصه‌ای است از یک نظریه جرم شناسی به نام
«پنجره شکسته»
نظریه‌ای که در دهه هشتاد و نود میلادی به کمک شهردار نیویورک آمد تا جرم‌ خیزترین مترو جهان را که شهر زیرزمینی خلافکاران و اشرار به حساب می‌آمد سر و سامان بدهد.
شهرداری نیویورک، در اولین اقدام خود به بازسازی واگن‌های مترو پرداخت و دستور داد تا واگن‌هایی که طی روز با اسپری رنگ، نوشتن یادگاری و... آسیب می‌بینند، شبانه از خط خارج شوند و تاصبح روز بعد رنگ‌آمیزی و تعمیر‌شده و
به خط برگردند.
در واقع همه اینکارها یک پیغام داشت :
حواسمان به همه چیزهست و هیچ خلافی رو تحمل نمیکنیم
و این چنین شد مترو ناامن نیویورک تبدیل به یکی از امن ترین متروهای جهان شد .
اکنون استفاده از تئوری پنجره شکسته در زندگی شخصی،تربیت کودک و تجارت و کسب و کار،کارایی دارد.
پنجرههای شکسته رو بیابیم و تعمیر کنیم مطمئن باشید اوضاع بهتر خواهد شد.
پنجرههای شکسته کار و زندگی ما کجاها هستند؟


(1396 فروردين 26، 0:30)نمیدانم نوشته است: "آخرین بازدید" تان را "پنهان" نکنید؛
همین که روزی و ساعتی باشد،
هر چند دور،
که نشان دهد هستید و آمده اید،
هر چند بی صدا؛
همین هم خوب است ...
53   53   53

53 53 53
[تصویر:  uLgGmW.png]
#17
امضای آقای Alireza 68 

نقل قول: [تصویر:  khansariha%20(121).gif] آثار هنری به دو دلیل ارزشمندند، اول اینکه توسط استادان به وجود آمده اند. دوم اینکه تعدادشان کم است .شما گنج پر ارزشی هستید، زیرا توسط بزرگترین استاد خلق شده اید و فقط یکی هستید. [تصویر:  khansariha%20(121).gif]
همانا قيامت خواهد آمد(ولى) من مى‌خواهم (زمان) آن را مخفى كنم تا هركس در برابر سعى و تلاش خود، جزا داده شود.(15)

سوره طه آیه 15
#18
نقل قول از Cras
نقل قول: ترک من مدت زیادی طول کشید. تکرار و شکست و تکرار تا پیروز شدم .

فراموش نکنید تکرار عامل تثبیت شدن هر چیزی هست .
همانا قيامت خواهد آمد(ولى) من مى‌خواهم (زمان) آن را مخفى كنم تا هركس در برابر سعى و تلاش خود، جزا داده شود.(15)

سوره طه آیه 15
#19
یکی از نوستالژی های من این بود اشتباهی لینک رهروان رو نزنم برم اونجا و هنوزم که هنوزه وقتی میخوام برم تو گروه سرو یا طوفان یا صراط مستقیم استرس میگیرم و حتی میترسم سپاس بزنم و زود از اونجا. میرم بیرون Hanghead
[تصویر:  Untitled_1.png]
هیچوقت قضاوت نکن و تا لحظه ی شکست به خدا ایمان داشته باش
مطمئن باش خواهی دید که آن لحظه هرگز نخواهد رسید
#20
بع این شعری که آقا رامین گذاشتند تاپیک مشاعره تا ۳هفته سوت و کور بود  Khansariha (49)
نقل قول: (1398 آبان 13، 23:08)رامین. نوشته است:[url=https://www.ktark.com/Thread-%DB%A9-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1%D9%87-%DB%A9-%D8%B3%D8%B1%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA?pid=469088#pid469088][/url]مرد مجاهد را ببین کو به کو بر غافله
میشود بر او سوار ده ها نوه از عائله

او را هست چند همسری در این کانون پر عزب
گر نگیرد گُل و عطر زن ها کنند بر او غضب

 مرد مجاهد را ببین چند باری عاشق بشد در این دیار
مای بی بی و پوشک و شیر خشک و خاویار

مرد مجاهد را ببین هر دم عاشق شود بر دختری
ملیکا و پارمیدا و پلنگان و حوری پری

خرج او گر 100 بـُوَد ؛ دخل او 50 همی
اما او در دل بخواهد ازدواج چندمی
[تصویر:  uqpwkF.png]
 سپاس شده توسط
#21
(1394 اسفند 29، 23:54)نمیدانم نوشته است: نامه ای از سهراب سپهری به یک دوست.
این تکه بهانه بود:
چون به درخت رسیدی به تماشا بمان ...

53  53  53
[تصویر:  Sohrab_S.jpg]

(1395 آذر 4، 0:54)نمیدانم نوشته است: همیشه از اون خرمایی ها که درست می کنم و می برم سر کار،
دو سه بسته هم بیشتر، همین طوری می گذارم تو ساک م،
به صورت اتفاقی می دم به دوستان و غیر دوستان.
 53

چند روز پیش ها،
با کشتی باری فرستادنم محل کار.
البته نه از اون غول کشتی ها؛ زیاد بزرگ نیستند.
رفتم بالا، بهش می گند Bridge، به فارسی می شه پل فرماندهی.
کاپیتان استراحت بود،
افسر ارشد پشت فرمون بود.
استقبال خوبی کرد، از اتیوپی بود، همون جا که مرکزش "آدیس آبابا" هست  4chsmu1
یک بسته از اون خرمایی ها رو دادم بهش.
خوش ش اومد؛ بعد هم که کاپیتان اندونزیایی ه اومد، اون هم دوست داشت Confetti
دریا هم کمی ناآرام بود،
سر کشتی بالا می رفت، پایین می اومد،
می گفت جالبه بار اول ت هست و حالت خراب نمی شه!
همیشه تجربه های جدید، حس خوب و هیجان انگیزی دارند.
بعد گفت چه عطری زدی، اسم ش رو روی کاغذ بنویس.
گفتم وایسا برم بیارم ش، امتحان ش کن.
بعد که آوردم، گفتم برش دار، اصلن برا خودت.
تشکر کرد و گفت حالا من چی بدم به تو!؟  Hanghead
گفت یک جام تلخ وش می بری؟
گفتم: معذور دار ما را  4chsmu1
گفت دفعه بعد برم اتیوپی، برات سوغات میارم.
منم گفتم: Come onnnnn  53

گاهی خوبه چیزایی که دوست داری رو رد کنی. اسم عطره L'EAU D'ISSEY POUR HOMME بود از برند Issey Miyake.
ی عطر سبز تابستونی.
گذرتون افتاد، امتحان کنید. بوی خوب و خاصی داره، محصول سال 1994.
53


آقای نمیدانم کجاست؟؟؟کاش ی بار بیان  53258zu2qvp1d9v
چرخ گردون چه بخندد چه نخندد تو بخند

مشکلی گر سر راه تو ببندد تو بخند

غصه ها فانی و باقی تو بخند

گر دلت از ستم و غصه برنجد تو بخند

[تصویر:  uvag71.jpg]
 سپاس شده توسط


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان