دوست خوبم به کانون ترک خودارضایی خوش اومدی. اگر این پیغام رو می بینی، به این خاطر هست که هنوز ثبت نام نکردی. برای ثبت نام اینجا کلیک کن تا به ما ملحق شی و از تمام امکانات سایت استفاده ببری.
اگر قبلا ثبت نام کردی، می تونی از اینجا وارد شی.
مهمان عزیز : .::.:. چله های عاشقی .... پاکی و دعای عهد .:.::.

مهمان عزیز : .::.:. قدم اول: آثار و فوائد ترک خودارضایی .:.::.


امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
Heart 
#1
در تاپیک حدیث سرو به بررسی گفته ها و شنیده های "مجذوب سالک " و عارف ، حاج محمد اسماعیل دولابی میپردازیم ،

با محویت موضوع هایی چون :


حسن ظنّ (به خدا و خدابینی ، خوب بینی ، مثبت بینی ، عیب پوشی ، و ... )

صلح با خدا ( آشتی با خدا ، صلح و توافق با خدا و کل افریده ها )

امام حسین و کربلا

مالکیت خدا

مرگ قبل از مرگ .
53  تا حالا مهمترین تجربه ام این بوده که  که هیچ روشی توی ترک گناهان  مثل همنشینی با دوستان خدا جواب سریع و قطعی و موندگار  نمیده !53
#2

[تصویر:  ajw4geucf28ypkraihzt.jpg]
حاج اسماعیل دولابی


يك زماني يك نفر كارگر زن برايمان زراعت مي كرد. از مازندران آمده بود. پيرزن خوش اخلاقي بود. به او ننه مي گفتيم . با اين كه اتاق كوچكي هم براي او مهيا بود . در گوشه حياط زير درخت پتو مي انداخت و چاي درست مي كرد . تابستان بود . من هم خوشم مي آمد . مي رفتم پهلوي او چاي مي خوردم . گاهي هم مادرم برايش چاي مي آورد.

يك وقت آخر سال بود مي خواستم مرخصش كنم . گفتم : ننه جون بيا حسابت را بكنم پولت را بدهم . روزي سه ريال مي گرفت .

گفت : الان وقت رفتن نيست . گفتم چرا ننه؟ گفت : هنوز تخم خيارهامان را نگرفتيم . ديدم دو سه سال تابستانها كه آمده است براي ما كار مي كند مي گويد : تخم خيارهامان را. نمي گويد خيارهاي شما را . يعني با ما قاطي شده است .
معلوم بود اين مطلب را براي طمع پول نمي گويد،بلكه يگانه شده بود .مي خواست كارها را به خودش نسبت بدهد . ما هم ناچار شديم نگهش داريم . ديديم كسي كه اينطور يگانه شده است نمي توان جوابش كرد.

نگاهي به رفيقم كردم و گفتم:سه سال است از ماه دوم بهار تا پاييز آمده اين جا با ما يگانه شده است ، ولي هفتاد سال است كه خدا ما را آفريده است ، بنده ي خداييم ، هنوز با خدا يگانه نيستيم

انشاءا... با محمد و آل محمد(ص) يگانه شويم. خودت را از آنها بدان و مال آنها.كارهاي آنها را به خودتان نسبت بدهيد . شما مي گوييد : من غلام آل محمدم یا كنيز آل محمدم. هرچي مي خواهي بگو ، ولي بدان خيلي به آنها نزديكي .اگر يك جا آنها گفتند تو مال خودمان هستي حرف نزن . اگر شما هم گفتي : من مال شما هستم ، آنها چيزي نمي گويند.

هر وقت به قلبت آمد ، قشنگ و زيبا و آز راه يگانگي بگو :من مال شما هستم . آنها كه زودتر از ما مي گويند ، ما هم بگوييم. انشاءالله با اختيار و با جرات از درون و باطن خودت را ميهمان محمد و آل محمد(ص) بدان ، نه از بيرون و با شلوغ كردن و داد و بي داد.
53  تا حالا مهمترین تجربه ام این بوده که  که هیچ روشی توی ترک گناهان  مثل همنشینی با دوستان خدا جواب سریع و قطعی و موندگار  نمیده !53
#3

[تصویر:  ajw4geucf28ypkraihzt.jpg]
حاج اسماعیل دولابی


مرتب به خود بگوييد كارهاي دنيا درست ميشود ، آن را شوخي و بازي بگيريد ، اما خوب بازي كنيد . زندگي دنيا منحصرا بازي است .

هر وقت كار خيري پيش آمد به كسي نگو كه آن را انجام دهد ، تا جايي كه قدرت داري خودت آن را انجام بده و آن را غنيمت بدان .


روی دعایت تعقّل كن تا رشد كند . نكند از بچّگی تا هشتاد سالگی همه اش نخودچی كشمش از خدا بخواهی . حاجاتی را كه داری به صورت یك نامه ، روی كاغذ یا روی دلت ، البتّه اوائل روی كاغذ ، برای خدا بنویس و بگذار در جانمازت یا هر جای دیگری . دو سه ماه بعد هروقت حال خوبی داشتی و شنگول بودی آن را به دقّت بخوان و ببین هرجا زیاده روی كرده ای یا به خدا بی ادبی كرده ای ، آنها را خط بزن و تصحیح و تجدید نظر كن و نهایتاً آن را پاك نویس كن . نامه اوّل را هم حفظ كن . دو سه ماه بعد باز همین كار را روی نامه تصحیح شده ، انجام بده . یكی دو سالی این كار را ادامه بده . بعد نامه آخری را با اوّلی مقایسه كن ببین از كجا سر در آورده ای و چقدر رشد كرده ای . مرشد تو كه نامه ها را عوض می كرد خداست كه همراهت است . آخر كار به چیزی می رسی كه از حاجتت بهتر است ،
به كسی می رسی كه برایش نامه می نوشتی .
53  تا حالا مهمترین تجربه ام این بوده که  که هیچ روشی توی ترک گناهان  مثل همنشینی با دوستان خدا جواب سریع و قطعی و موندگار  نمیده !53
#4

[تصویر:  ajw4geucf28ypkraihzt.jpg]
حاج اسماعیل دولابی


صفحه 1
[تصویر:  2.jpg]

صفحه 2
[تصویر:  8.jpg]

صفحه 3
[تصویر:  18.jpg]

صفحه 4
[تصویر:  10.jpg]

صفحه 5
[تصویر:  11.jpg]
4fvfcja

شرمنده بچه ها سعی میکنم عکس های بعدی کیفیت خیلی بهتری باشه ، هرچند این رو هم با دوربین 8 گرفتم ، ولی بعد برای کم کردن حجم کیفیتش اومد پایین .

ولی حرف های محشر دولابی رو دنبال کنید ، عمری باشه از چند تا بحث های این کتاب مطلب های خیلی جالب میارم ...

یا علی .
53  تا حالا مهمترین تجربه ام این بوده که  که هیچ روشی توی ترک گناهان  مثل همنشینی با دوستان خدا جواب سریع و قطعی و موندگار  نمیده !53
#5
آقا مجتبی تازه فهمیدم چقدر زحمت کشین(بگو مگه تا حالا نفهمیده بودی4fvfcja4fvfcja)

نشان 100 روزه
.........[تصویر:  medal.png].........

[تصویر:  23e325e16617.png]

........
......
....
..


\"اگه رنگین کمان رو بخوام باید زیر بارون خیس شدن رو تحمل کنم\"

\"از درخت خوشم میاد اگه باد بیاد خم میشه اما هرگز نمی افتد\"


[تصویر:  3qsmub0t9vacvs1i5y5.jpg]
#6
آقا مجتبی‌ دمت گرم نمی‌دونم چرا اشکم دراومد من واقعاً خودما قبول نداشتم ولی‌ حالا سعی‌ می‌کنم داشته باشم از زحمتهای شما و بچه‌های کانون نمی‌دونم واقعاً چجوری تشکر کنم شما همتون پر از نورین امیدوارم همیشه نورانی بمونید
او که حافظ توست هرگز نخواهد خوابید ...

2uge4p4 Khansariha (69) 2uge4p4
[تصویر:  948t_2158a054_f615_4064_aa02_407eb2341880.jpeg]

[تصویر:  36.png]
#7
آقا مجتبی دستت درد نکنه ... عالی بود ... تازه امروز خوندمش ... 1276746pa51mbeg8jKool
[تصویر:  montada.rasoulallah.net-1315334274-U2520.gif]

«وَ اصْبِرْوا انَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ»

و صبر كنيد كه خدا با صابران است. (سوره انفاق، آيه 46).


[تصویر:  nasimhayat.png]
#8

[تصویر:  ajw4geucf28ypkraihzt.jpg]
حاج اسماعیل دولابی

1:
[تصویر:  82.jpg]

2:
[تصویر:  83.jpg]
.
[تصویر:  84.jpg]

3:
[تصویر:  85.jpg]
.
[تصویر:  86.jpg]

4:
[تصویر:  87.jpg]
.
[تصویر:  88.jpg]
53  تا حالا مهمترین تجربه ام این بوده که  که هیچ روشی توی ترک گناهان  مثل همنشینی با دوستان خدا جواب سریع و قطعی و موندگار  نمیده !53
#9
واو!Smiley-face-cool-2

بسیار زیبا
قبلی رو هم الان خوندم13
مرسی41
هرچند حال و روز زمین و زمان بد است \ یک قطعه از بهشت در آغوش مشهد است
حتی فرشته ای که به پابوس آمده \ انگار بین رفتن و ماندن مردّد است
اینجا مدینه نیست، نه اینجا مدینه نیست \ پس بوی عطر کیست که مثل محمد است؟
حتی اگر به آخرخط هم رسیده ای \ اینجا برای عشق شروعی مجدد است
جایی که آسمان به زمین وصل می شود \ جایی که بین عالم و آدم، زبانزد است
هر جا دلی شکست به این جا بیاورید \ اینجا بهشت، شهر خدا، شهر مشهد است
[تصویر:  87267819991958480523.jpg]

حسین ارام جانم، حسین روح و روانم
بیا نگار اشنا، شب غمم سحر نما
مرا به نوکری خود، شها تو مفتخر نما

#10
مجتبی جان خیلی قشنگ بود اشکم دراومد برای همیشه دعات میکنم چون منو از یه عذاب خیلی بزرگ درآوردی
درسته خدا نمینویسه و نکاه نمیکنه ولی مشکل من اینه که حسابداری خوندم و عادت دارم همه چیو حساب کنم
حتی نامه های که خدا برای من نوشته
ولی حالا تو روشنم کردی اصلا نامه ای درکار نبوده
احساس میکنم یه بار سنگین از رو دوشم برداشته شده احساس میکنم پاک پاکم
نشان 100 روزه
.........[تصویر:  medal.png].........
[تصویر:  23e325e16617.png]

اگه يه روزبه مشكل بزرگي برخوردي نروبه خدابگومن يه مشكل بزرگ دارم بلكه برو به مشكلت بگو من يه خداي بزرگ دارم...

[/size]بعلت مشغله فعلا متروکه میباشد[/color]
#11
(1389 دي 9، 8:47)مجتبی نوشته است:

[تصویر:  ajw4geucf28ypkraihzt.jpg]
حاج اسماعیل دولابی

آخر كار به چیزی می رسی كه از حاجتت بهتر است ،
به كسی می رسی كه برایش نامه می نوشتی .
[/b]
wow
خیلی قشنگ گفت
خیلی قشنگ بود مجتبی

بازم بذار

ممنون
من صاحب نظر نیستم ولی مطمئن نیستم منظور خدا از اون آیه این باشه که من هیچ وقت حسابتان را نمی رسم و به پرونده تان نگاه نمی کنم

آیه 14 سوره ی اسرا
اقْرَأْ كَتَابَكَ كَفَى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبًا
تفسیر نمونه :

در اين هنگام به او گفته مى شود، نامه اعمالت را خودت بخوان ! (اقرأ كتابك ). ((كافى است كه خودت امروز حسابگر خويش باشى ! (كفى بنفسك اليوم عليك حسيبا). يعنى آنقدر مسائل روشن و آشكار است و شواهد و مدارك زنده كه جاى گفتگو نيست و هر كس اين نامه عمل را بنگرد مى تواند قضاوت و داورى كند، هر چند شخص ((مجرم )) باشد، چرا كه اين نامه عمل چنانكه خواهد آمد، مجموعه اى از آثار خود عمل است ، و يا نفس اعمال ، و به اين ترتيب چيزى نيست كه بتوان آن را حاشا كرد. آيا اگر من صداى خودم را از نوار ضبط صوت بشنوم ، يا عكس ‍ دقيق خود را به هنگام انجام يك عمل نيك يا بد ببينم مى توانم حاشا كنم ؟ كيفيت تشكيل نامه عمل در قيامت از اين هم زندهتر و دقيقتر است .

منبع

فَوَعِزَّتِكَ مَا أَجِدُ لِذُنُوبِی سِوَاكَ غَافِراً وَ لاَ أَرَى لِكَسْرِی غَیْرَكَ جَابِراً

به عزتت سوگند براى گناهانم جز تو آمرزنده اى نيابم و براى شکستگيم جز تو شکسته بندى نبينم
(بخشی از مناجات التّائبین مناجات خمس عشره)
#12
4fvfcja

به خدا که دوست شدی که این حرف ها نیست ...

رابطه دوستی میشه

خدای کریم برای کسی که بی حساب و خالصانه برای خودش عمل کرده ، و خودش رو هم برای خدا خالص و دوستدارش کرده که نمیاد ذره بین بذاره ، کودوم ترازو میتونه عمل خالصانه و عاشقانه که برای خود خدا انجام شده رو وزن کنه ، حالا عمل که نه ، خود طرف چی کی میتونه بگه آدم خالص و عاشق چقدر برای خدا حق پاداش داره ، وقتی خدا میگه من خودم پاداشش هستم و قرب و عشق خودم رو نصیبش میکنم

خدا توی روز قیامت با صفاتی که

یعنی "یا من اظهر الجمیل ، و ستر علی القبیح "

باش رفتار میکنه ، احتمالن طرف هم بخاطر همنشینی و نزدیکی بخدا تا اندازه هایی خودش این صفات رو دارا شده توی قیامت هم شبیه به صفاتش محشور میشه .

..........................................................
تفسیر که توبه 18 هم کردن درسته ، اما هر ایه چندین دید و چندین تفسیر داره ، بسته به مراتب رشد فرد افراد پاک میتونن برداشات هایی کنن که کسی تا به حال اون رو نکرده

........................................................
منظور هم این نیست که خدا هیچ وقت به حساب ها رسیدگی نمیکنه ، بلکه منظور اینه که تو انسان برای حسابرسی خودت کافی هستی پس بخون ،

اینجا اون که معرفت و اعتماد به خدا داره و اون رو از رحمت و کرمش میشناسه ، میگه خدا از تو بهتر کی هست که به حساب من برسه ، من حاضر نیستم خودم به حسابم توی روز قیامت برسم

از نظر من عارف وقتی این جمله رو از دید یه نامه عاشقانه از توی قران میخوه میبیه که خدا بش تعارف و اعتماد زده خیلی خوشش میاد میگه عجب خدایی دارم ، اون هم میگه تو خدا سزاوار تری ، از بس کرم و رحمت داری و میدونم تو هر کاریت این رحمت و کرم بروز میبینه پس تو ای خدا تو نامه من رو حساب کن

برا همین دولابی گفت من نامه عملم رو توی قیامت اگه دست خودم باشه پاره میکنم ، و هرچی خدا خواست ....

ولی بدبین و کسی که رحمت رو نشناخته میگه بده ببینم ، اصلن چرا فلان شد ، و چرا و ...

.....................................................................................................................................................
بیایم با خدا دوست شیم ، دوستی و عشق ، چه بخواییم از صفر شروع کنیم چه وقتی شکست میخوریم و مبدی هستیم ، و تا آخر این دوتسی و عشق همه موانع رو می سوزونه

دیگه دنبال مقامات اون دنیا و این دنیا نیستیم ، حسد و کبر و هر صفت بد اخلاقی خود بخود از بین میره
اراده عاشق برای خداش بزرگ میشه و هر کاری میتونه بکنه
..........................................................................
53  تا حالا مهمترین تجربه ام این بوده که  که هیچ روشی توی ترک گناهان  مثل همنشینی با دوستان خدا جواب سریع و قطعی و موندگار  نمیده !53
#13

[تصویر:  ajw4geucf28ypkraihzt.jpg]
حاج اسماعیل دولابی

پدر چهار تا بچه این‌ها را گذاشت توی اتاق و گفت این‌جاها را مرتب کنید تا من برگردم. می‌خواست ببیند کی چه کار می‌کند. خودش هم رفت پشت پرده. از آن‌جا نگاه می‌کرد می‌دید کی چه کار می‌کند، می‌نوشت توی یک کاغذی که بعد حساب و کتاب کند برای خودش.

یکی از بچه‌ها که گیج بود یادش رفت. یادش رفت. سرش گرم شد به بازی و خوراکی و این‌ها. یادش رفت که آقاش گفته خانه را مرتب کنید.

یکی از بچه‌ها که شرور بود شروع کرد خانه را به هم ریختن و داد و فریاد که من نمی‌گذارم کسی این‌جا را مرتب کند.

یکی که خنگ بود، وحشت گرفتش. ترسید. نشست وسط و شروع کرد گریه و جیغ و داد که آقا بیا، بیا ببین این نمی‌گذارد جمع کنیم، مرتب کنیم.

اما آن که زرنگ بود، نگاه کرد، رد تن آقاش را دید از پشت پرده. تند و تند مرتب می‌کرد همه‌جا را. می‌دانست آقاش دارد توی کاغذ می‌نویسد، بعد می‌رود چیز خوب برایش می‌آورد. هی نگاه می‌کرد سمت پرده و می‌خندید. دلش هم تنگ نمی‌شد. می‌دانست که هم ‌این‌جا است. توی دلش هم گاهی می‌گفت اگر یک دقیقه دیرتر بیاید باز من کارهای بهتر می‌کنم.

آخرش آن بچه‌ شرور همه جا را ریخت به هم دیگر. هی می‌ریخت به هم، هی می‌دید این دارد می‌خندد. خوشحال است. ناراحت نمی‌شود. وقتی همه جا را ریخت به هم، همه چیز که آشفته شد، آن وقت آقا جان آمد. ما که خنگ بودیم، گریه کرده بودیم، چیزی گیرمان نیامد. او که زرنگ بود و خندیده بود، کلی چیز گیرش آمد. زرنگ باش. خنگ نباش. گیج نباش. شرور که نیستی الحمدللـه. گیج و خنگ هم نباش. زرنگ باش، نگاه کن پشت پرده رد تنش را ببین و بخند و کار خوب کن. خانه را مرتب کن.
53  تا حالا مهمترین تجربه ام این بوده که  که هیچ روشی توی ترک گناهان  مثل همنشینی با دوستان خدا جواب سریع و قطعی و موندگار  نمیده !53
#14

[تصویر:  ajw4geucf28ypkraihzt.jpg]
حاج اسماعیل دولابی

سّیاح
بسیار می شود که آدم هنوز صورتا از دنیا نرفته است ، شما هنوز نمرده اید ، نرفته اید ،اما چون با فهم و عقلتان دنیا را شناخته اید ، خود تان را جمع و حور کرده اید . دیگر چنین کسی را نمی گویند که در دنیاست ، می گویند ؟ نه ! دیگر بیرون رفته است . یعنی منزه شده است ، پاک شده است ، پاکیزه شده است ، دنیا را می شناسد ، ناشناس نیست ، یه آن چسبیده نیست ، در خاکش فرو نرفته است ، در زمین فرو نرفته است . این شخص را اهل دنیا نمی گویند . می گویند دارد در دنیا عبود میکند ، مثل یک سیاح که در باغی می رود و می گردد اما مالک باغ نیست .

او در باغ کاری ندارد . کار ندارد باغ آب خورده است یا نخورده است ، درخت دارد یا ندارد ، او چکار دارد ؟ سیاحتش را میکند .

حتی اگر باغ خشک هم بشود او غصه نمی خورد ، چون سیِـّاح است . یک درختی دم در باغ خشک شده و صاحب باغ رخت هایش را شسته و روی آن انداخته است ، قرمز ، سفید آبی ، روی این درخت است و وقتی سیاح وارد باغ می شود میبیند که این درخت از درخت های دیگر قشنگ تر شده ، چون او سیّاح است و الاّ اگر سیاح نباشد و صاحب باغ باشد ، می گوید آخ ! این درخت خشک شد . درخت به این خوبی ! چقدر میوه می داد ، چقدر ... ! غصه می خورد .
اما سیّاح این جور نیست.

سیاّح وقتی وارد این باغ می شود نگاه میکند و مگوید ماشاللّه ماشااللّه ، حتی به این درخت خشک شده ! اصلا مثل این که برای جا رختی ، این درخت خشک در این گوشه ی باغ لازم بود ! سیّاحی که نگاه می کند چه چشمی دارد ؟ می بیند همه چیز سر جایش است .

هیچ خلاف نیست تا غصه بخورد . در باغ به این بزرگی ظاهرا این درختی که خشک شده قابل یک خورده محزون شدن هست که حیف است و چرا خشک شده است ، اما وقتی بیننده دارد حقایق را تماشا میکند ، می بیند این درخت باید اینجا باشد ، تا این رخت ها را رویش بزارند و الا باغ بان لباس هایش را کجا می ریخت ؟ روی شاخه های پر از برگ و میوه ؟ این را از باب مثال می گویم .

کسانی که چشم پاک و خوش بین به خدای خودشان دارند همه ی اشیاء را می بینند که عجب مرتبند ! اصلا هیچ چیز خلاف نیست . از آن طرف ، وقتی خدای نا خواسته دعوایش می شود می بیند که هیج جیز جای خودش نیست .

در خانه تان هم همین جور هستید و خدا نکند یک وقت آدم با خدا دعوایش بشود. اصلا خانه بد است ، لانه بد است ،فرش بد است ، درخت بد است ، طاغچه بد است ، و مانند این ها . اصلا هیچ چیزی جای خودش نیست ، همه چیز جایش عوض شده است و اینها را برای اخلاقیات میگویم . انشاءالله خودتان انها را تجربه کنید تا از ان چیزی که میان خدا و انسان را به هم می زند فرار کنید .
53  تا حالا مهمترین تجربه ام این بوده که  که هیچ روشی توی ترک گناهان  مثل همنشینی با دوستان خدا جواب سریع و قطعی و موندگار  نمیده !53
#15

[تصویر:  ajw4geucf28ypkraihzt.jpg]
حاج اسماعیل دولابی

صلح با خدا

آنطرفش را هم تعریف میکنیم ، همه اش یک طرف نیست . وقتی خدا مرحمت میکند و انسان با خدای خودش یگانه میشود ، میبیند که همه چیز جای خودش است . اصلا هیچ کسری ندارد . آیا می دانی این چه چیز را نشان می دهد ؟ این محبت و یگانگی با خدا و ائمه را نشان می دهد .

هر کسی که با خدا صفا و وفا داشته باشد انوقت می بیند که همه چیز جای خودش است . هر چه نگاه میکند می بیند که همه خوب است ، عجب دستگاه مرتبی است . امید وارم که انسان صفایش با خدا یگانه باشد که انوقت هرچه را نگاه می کند میبیند جای خودش است . استکان جای خودش است ، نعلبکی جای خودش است ، آن سماور همان جایی است که باید باشد . خودت دیروز انرا آنجا گذاشتی ، امروز میبینی جایی گذاشته ای که باید باشد . اما اگر میانه ات با خدا به هم بخورد اوضاع همه چیز بهم ریخته است :

من اصلح بینه و بین الله اصلح الله بینه و بین الناس ،(علی (ع) اصول کافی جلد 8 ) کسی که بین خودش و خدای خودش را اصلاح مند ، این کار او موجب اصلاح بین او و دیگران است
دیگران یعنی اشیاء ، مردم ، میز خدمتکار ، پسر ، اولاد ، مادر ، پدر ، همه

بعضی از زندگی های سلامت یک وقت خدای نا خواسته افت می خورد و می بینی کسی پنج شش صفحه ی بزرگ ، ریز ریز گرفتاری هایش را نوشته است.
من چنین شده ام و چنان شده ام به طوری که مریض هستم ، اما مریض نیستم ، روحم صدمه خورده است و مانند این ها ،

به همین شخص وقتی میانه اش با خدای خودش اصلاح میشود میگوید چه کار داری ؟ می گوید : هیچ ! دیگر هیچ کاری ندارم من اصلح بینه و بین الله اصلح الله بینه و بین الناس

بعضی اوقات مردم سبب میشوند آدم میانه اش با خدا به هم می خورد و مردم را اذیت می کنند ، او اینجور حساب میکند که بیچاره شده ام . می گوید "خدایا ، فلان فلان شده این کار را کرد ، فلان فلان شده آن کار را کرد و مدام کار بدتر می شود ، هیچ نمی گوید خدایا در این بین تو چه کار کردی ؟ آیا نگویم خدایا تو مرا عفو کن ؟ این بیخود توی گوش من نزد ! لابد من یک کوتاهی کرده ام غیبتی کرده ام که این شخص مرا اذیت کرده است . خدایا شاید من خطایی کرده بودم که او این کار را با من کرد .

انسان وقتی بر سر موضوعی ، بر سر موضوع بچه ، بر سر مردم ، بر سر هر کسی دیگری ، میانه اش با خدا بهم بخورد ، می بیند که هیچ چیز سر جای خودش نیست ، اگر زن است میبیند مثلا چادرش را پشت و رو سرش کرده است ! اگر مرد است می بیند قبایش را یک وزری تنش کرده است ، همه اش عوض و بدل است . اما وقتی به سلامتی میانه اش با خدا صفا میشود دیگر حالی اش نیست ، هر کاری میکند قشنگ است .

اینها برای تجربه است ، اینها حدیث است ، صرف عرایض بنده نیست ، بنده دارم حدیث را شرح میدهم .
هرکس بین خودش و خدایش را اصلاح کند : من اصلح بینه و بین الله

اصلاح کند یعنی با خدا صلح کند ! و جنگ نداشته باشد !
اصلح یعنی صلح ، چنین کسی میگوید خدایا تو خوب خدایی هستی . برای من در همه چیز خوبی خواسته ای . خلقت هم خوبند . آخر تو آنها را افریده ای . خلقت هم مرا دوست دارند و می خواهند . هم خلق مرا می خواهد و هم خودت مرا می خواهی . همه دارند به من خدمت میکنند و من هیچ کار نمی کنم .
53  تا حالا مهمترین تجربه ام این بوده که  که هیچ روشی توی ترک گناهان  مثل همنشینی با دوستان خدا جواب سریع و قطعی و موندگار  نمیده !53


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان