دوست خوبم به کانون ترک خودارضایی خوش اومدی. اگر این پیغام رو می بینی، به این خاطر هست که هنوز ثبت نام نکردی. برای ثبت نام اینجا کلیک کن تا به ما ملحق شی و از تمام امکانات سایت استفاده ببری.
اگر قبلا ثبت نام کردی، می تونی از اینجا وارد شی.
مهمان عزیز : .::.:. جذب سرپرست برای اورژانس .:.::.

مهمان عزیز : .::.:. قدم اول: آثار و فوائد ترک خودارضایی .:.::.


امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

وسواس و درمان آن

#1
محلی برای ترک وسواس.
دوستان از آنجایی که وسواس یک بیماری روحی است که باعث مشکلاتی در تحصیل ازدواج و ... میشه.میخواهیم باکمک هم نوع وسواس را شناسایی و آن را در صورت امکان برطرف کنیم.
در ضمن میتوانید مقالات خودتان را هم ارئه دهید.
رسول الله (ص): «المجاهد من جاهد نفسه فی الله»؛ مجاهد کسی است که برای خدا با نفس خود مبارزه کند.
برید کنار من اومدم...Khansariha (48)
هیچی دیگه نمیتونه جلوی ترکمو بگیره...
خدایا به امید تو...317
#2
بنظر من بهترین قسمت این انجمن همینجا باشه چون وسواس فرد مبتلا رو خیلی خیلی آزار میده.بعضی وقتا فرد میدونه کاری که میکنه بی دلیل و بی فایده است اما نمیتونه جلوی خودش رو بگیره و از همین کار هم آزار میبینه.برای شروع باید عرض کنم تیک رو نباید با وسواس اشتباه گرفت و سادیسم هم یک مقوله جداست.بچه هایی که وسواس دارن میتونن اعلام کنند تا بهتر باهاش اشنا بشیم.خجالت مجالت هم نکشید (سعی نکنید وسواس رو وارونه نشون بدید)
تنها بنايي که هر چه بيشتر بلرزد محکمتر مي شود، دل آدمي است.
#3
من یه سری از بحثهای پاک شده رو از داخل حافظه ی گوگل پیدا کردم که براتون می گذارم
اگه جایی نیاز به ویرایش می بینید بگید تا اعمال کنم

مسعود نوشته :
وسواس به سه شکل طبقه بندی می شود : وسواس فکری وسواس عملی و اختلال شخصیت وسواسی که ممکن است هر سه آنها به طور همزمان و یا دو به دو یا به تنهایی در یک فرد وجود داشته باشد.

۱ـ وسواس فکری: کسانی که به وسواس فکری مبتلا هستند نمی توانند جلوی افکار و تصاویر مزاحم تکراری و رنج آور خود را بگیرند. اغلب این افکار مربوط به افکار شرم آور جنسی مذهبی و پرخاشگری است.

۲- وسواس عملی: مبتلایان به وسواس عملی در انجام دادن رفتارهای خاصی خود را مجبور می بینند.

چهار نوع اصلی اعمال وسواس عبارتند از شستن مثل شستن مکرر دستها بدن لباسها اشیاء و غیره

وارسی کردن مثل وارسی کردن خاموش بودن چراغ ها بسته بودن شیر گاز قفل بودن درب منزل و غیره

شمارش کردن مثل شمردن تعداد درختان مسیر حرکت تعداد سنگ فرش های خیابان یا تعداد تیرهای چراغ برق و غیره

تقارن مثل مرتب کردن قفسه کتاب ها به ترتیب اندازه آنها جفت کردن کفشها و غیر ه است.
zeddevasvas.blogfa.com

دوستان عزیز نوع وسواس خود را ذکر کنید (بدون هیچ خجالت و به طور شفاف با رعایت قوانین کانون)و اگر برای رفع وسواس نفر قبلی و حتی خودتان پیشنهادی دارید آن را ذکر نمائید. Khansariha (18) Khansariha (48)
مسعود نوشته :
بچه ها اول از خودم شروع می کنم یادمه از سال اول دبیرستان (وقتی که خود ارضایی رو شروع کردم) به وسواس مبتلا شدم .متاسفانه وسواس من در ابتدا عملی بود .من به بستن شیر آب فلکه ی گاز و ... وسواس شدید داشتم . چون میترسیدم که باعث مشکلات حتی در مورد گاز باعث انفجار خونه بشه.
خوب این وسواس رو ترک کردم اما نمی دونم شاید به خاطر این بود یا کلا به وسواس دیگری دچار شدم که جنبه ی فکری داشت .مدام این توی سرم میومد که اگر من این کار و نکنم این حرف رو نزنم شکست می خورم.مثلا اگه سر جلسه ی امتحان با حمد و 7 مرتبه سوره نرم شکست می خورم.و به خاطر همین سر جلسه ی امتحان دوباره شک می کردم آیا من 7 مرتبه خوندم؟؟؟ الان که دارم میگم برا خودم و حتی اونایی که وسواس ندارن خنده داره !!! اما به قول آقا داود این کار بی فایده برای من مثل یک قانون در اومد...
الانم به این وسواس ها دچار هستم اما مهمتر از اون وسواسی که حتی نمیذاره درسمو بخونم این هست که به نجس پاکی ... اهمیت میدم و نمی تونم تشخیص بدم کی پاک هست کی نجس!!!(اگر آقایون میخان کمکم کنن بهم پیام شخصی بدن)
معین:
سلام
به نظر من هر چیزی اعتدالش خوبه یعنی مثلا وسواس اگه زیادی باشه شما 10 بار شیر گاز رو میبندین بازم میگین معنی بسته شد ؟ Khansariha (134)
و ااگه همینطور مسواس اصلا نباشه شما خدایی نکرده شیر گاز رو نمیبندین بعدش ... 1744337bve7cd1t811744337bve7cd1t81
مسعود:
بین برای آدمایی که وسواس دارن یه چیرایی قانون میشه که ممکنه اشتباه باشه و شک وتردید نمیذاره که لحظه ای آروم بگیرن... نمیدونن که آیا واقعا انجام دادن یا نه؟؟؟
یه جور اعتیاده
من برای مبارزه بدترین راهو انتخاب کردم Tears
قسم خوردن
مثلا به خدا قسم می خورم که این کارو به مدت فلان انجام نمیدم و چون قسم می خوردم حتی در مورد نجس پاکی اگه نجسم بود اهمیت نمیدادم چون که قسم خوردم.
به نظر شما درسته ؟ 1744337bve7cd1t81
مجتبی:
4fvfcja
برای درمان وسواس ، من مطالبی دارم ، در آینده توی تاپیک "خودکاوی " میذارمشون ،

ولی این تاپیک هم خوبه که جداگانه بررسی بشه .

...................................................................

وسواس به تخیل ما بر میگرده ، وقتی سیستم عصبی دچار ایراد میشه ، خیال های عصبی میاد سراغ ما

ریشه این خیال ها بعضی غرور های عصبی و میل ما به ایدآل بودنه .

این قسم خوردنت یه جور "باید عصبیه "

سیستم عصبی که دچار ایراد میشه ، تو یه احساس کمبود و نقص شدید و خیلی غیر عادی میکنی متناسب با اون دنبال یه "کمال" شدید و کامل کامل و ایده آل میگردی ، خیلی ایده آل اون قدر که فوق العاده غیر ممکنه ، می ری ، یعنی نمی ری ، بلکه به جایی میرسی که حاضر نیستی خودت رو چیزی غیر از این ایده آل ببینی و بش مغرور میشی ، ناخود اگاه فکر میکنی این صفت رو داری ،

اراده ی آهنین ، پاکی خیلی زیاد و ..

اون کمال شدید و غیر منطقی (غیر از کمال طلبی برای کسایی که دچاره ایده آلیسمن ، ایده آلیسم رو نمیگم ، البته این هم از اون نوعه ولی شدید شدیدترش ) ، باعث حس یه فاصله ای توی وجود تو میشه ! و یه نگرانی و انتظار برات به وجود میاره ..

نکنه هنوز تمیز نشده و.. نکنه هنوز کامل نشده ..نکنه ....

این نگرانی ترس از دیدن این نقص شدید در تو هست ، چون اون کامل ایده آل در تو هست .

برای این که این ایده آلی رو حفظ کنی (چون خیلی برات مهم شده و حاضر نیستی با شکستنش نقص شدیدی که حس میکنی رو ببینی )

برای همین برای ایجاد یه حس امنیت و حفاطت از ایده آل خودت ، "باید" میذاری ، باید عصبی ، قسم میخوری ، قانون میذاری ، خودت رو مجبور میکنی ، اجبار شدید از روی دیکتا توری ، یا از غرور ها و صفات غیر واقعی که از اون ایده آلت دیدی و فکر میکنی داری

ولی هیچ آدم سالمی حتی توی فکرشم حاضر نیست ایدهآل کامل بالای بالای مثلن پاک تمیز آهنین اراده یا کمال کمال صفاتش باشه ، برای این که هیچ کمبود و نقصی از تصویر خودش نداره ، بلکه خود واقعیش رو میبینه ، نقص و کمبودی نداره که بره دنبال یه تصویر خیالی و توی تصور و خیال خودش خودش رو واجد کمال بدونه
..........................
پس برای درمان وسواس باید بری غرور توخالی و صفت غیر واقعی که وسواست از اون ناشی شده رو خورد کنی و بشکنیش . و این ایدهآل وحشتناک رو بزنی داغونش کنی .

راهش همینه 4fvfcja

اول توی مرحله ی فکر ، با منطق باور ایده آلت رو بشکن ،

توی تخیلت این ایده آل ها و صفاتت رو به محض شکل گیری حذف و سانسور کن و نزار بیان جولان بدن

مرحله بعد برو غرور شکنی و ایده ال شکنی ، یجای این که صفت : من آدم پاکیم (به عنوان مثال )

صفت : من آدم معتدلیم و زیاد توی بند پاکی نیستم

.............................................................

مثلن من از بچگی وقتی میخواستم درس بخونم حتما باید اتاقم تمیز میبود وگرنه نمی شد درس بخونم

ولی الان زیر پتو و آشغال و شلوغی و تلوزیون و صحبت و این ها هم درس میخونم ، به خودم میگم من راحتم و با این چیز ها مشکلی ندارم ، هیچ انتظاری از اون دست از خودم ندارم ، بلکه انتظار دارم چون متعادلم اونجا هم بتونم درس بخونم .
مسعود:
مرسی مجتبی جان خیلی کمکم کردی .خیلی استفاده کردم و فهمیدم که باید طبق این دستور که خلاصه ی صحبت شماست استفاده کنم.
پس برای درمان وسواس باید بری غرور توخالی و صفت غیر واقعی که وسواست از اون ناشی شده رو خورد کنی و بشکنیش . و این ایدهآل وحشتناک رو بزنی داغونش کنی .

راهش همینه

اول توی مرحله ی فکر ، با منطق باور ایده آلت رو بشکن ،

توی تخیلت این ایده آل ها و صفاتت رو به محض شکل گیری حذف و سانسور کن و نزار بیان جولان بدن

مرحله بعد برو غرور شکنی و ایده ال شکنی ، یجای این که صفت : من آدم پاکیم (به عنوان مثال )

صفت : من آدم معتدلیم و زیاد توی بند پاکی نیستم


پس من به جای این که میگم آدمی هستم که به نجس و پاکی در مورد خاص خودم اهمیت میدم.
صفت : من آدم معتدلیم و زیاد به نجس پاکی در مورد ائن موضوعم اهمیت نمی دم 4fvfcja

راستی من وقتی هایی که فکرم مشغول کاری هست و جایی غیر از خونه هستم کمتر اهمیت میدم یا حتی نمیدم.

مجتبی جان فرض کن من نجس باشم به نظرت من نمازم مشکل نداره؟
وحتی یه سئوال دیگه نماز خواندن با بدن نجس اما خشک مشکل نداره؟
این ها منو آزار میدن ... Tears
مجتبی:
نه برو توضیح المسایل رو بخون ، اگه شک کردی که نجسی یا پاک "نباید" اهمیت بدی ، بلکه اگه بی خودی اهمیتم دادی چه بسا گناهم باشه ! باید نمازت رو بخونی ، حکم به پاکیه .
یه روالیم توی زندگیت ایجاد کن که دنبال قسم خوردن و باید گذاشتن یه هیچ وجه نباشی ، اگه برای کاری انگیزه کافی و باور به مهم بودنش پیش میاد حتما انجام میدی ، بجای قسم خوردن رو انگیزه و باورت کار کن
تو وقتی شک و تردید داری ، به خودت مطمئن نیستی و روی انگیزه هم کار نکردی ، عملی شدن قسم هات غیر ممکنه و بدتر روحت و سیستم عصبیت رو نابود میکنی و مشکل دارش میکنی که پس فردا به همین وسواس و اینها مبتلا میشی
پس تا جایی که میشه باید های زندگیت رو کم کن ، کار ها رو از روی میل اصیل و طبیعی و طیب خاطر و نشاطی که داری انجام بده ، تو امدی توی این دنیا روحت رو پرورش بدی ، نه این که برای 4 تا رکورد و غرور به بااراده بودن بزنی داغونش کنی
البته روح رشد کرده و سالم همیشه کارش رو طبیعی و درست انجام میده ، نیازی نداره بش زور بزنی ، مثل دونه گیاه خودش میاد بالا به شرطی که آفت هاش (همین ها که گفتم ) رو بزنی
#4
مسعود:
مجتبی خیلی داغونم من جز اولین نفرایی بودم که تو این کانون عضو شدم چرا تا الان نتونستم ترک کنم؟یکی از علت هاش همین وسواس بوده.
سحت شده فهمیدن حرفات .چندبار می خونم تا میفهمم چون وسواس پیدا کردم که آیا درست خوندم یا نه؟؟؟:smiley-yell:Tears
حتی همین توضیحالمسائل رو میخونم اما بازم شک دارم که درست خوندم یا نه!
شک شک شک
دارم میمیرم نمی تونم یه ورق از کتابی که فردا امتحان دارمو بخونم .چون وسواس و خود ارضایی منو داره دیوونه می کنه.روحم متلاشی شده.اتفاقا من توی همون مدرسه هایی درس خوندم که همون آدما بودن فقط اینو میتونم بگم که:
برو توضیح المسایل رو بخون ، اگه شک کردی که نجسی یا پاک "نباید" اهمیت بدی ، بلکه اگه بی خودی اهمیتم دادی چه بسا گناهم باشه ! باید نمازت رو بخونی ، حکم به پاکیه .

تازه نوشته برای آدمایی که وسواس دارن باید به دیگران نگاه کنند .اما نمیره تو گوشم.
و در نهایت بی اعتنا شن .از نظر حدا پیامبرم درست نیست...
خدایا خودت شاهد بودی من دیگه نتونستم از الان میگم اگر نمازمو با بدن نجس خوندم منو ببخش و ازم قبول کن.Tearsمجتبی نمی خام اذیتت کنم اما اینو گفتم که خیال خودمو راحت کنم که از فردا نه از همین الان برم درسمو بخونم.TearsTearsTears
آرشام:
تاپیک قشنگیه!
من با حرفای آقا محتبی حال کردم! ایول!

من یکی که یه مقداری وسواس فکری دارم 4fvfcja

در مورد روابط اجتماعی!
واسه همینم خجالتیم...
مثلا تو دانشگاه یا جایی پیش میاد یه چیزی به مثلا یه دختر خانم میگم. بعد هی پیش خودم میگم چرا اینو گفتم! چرا اونو گفتم!
می بینم نیم ساعته دارم خودمو زجر میدم!
آخرشم دفعه بعد که به یه نفر دیگه بربخورم نه تنها اشتباهم رو ممکنه تکرار کنم بلکه بدتر هم میشه! 4fvfcja

فکر کنم همه ی این بیماری های روحی با هم در رابطه ن! خ.ا یا وسواس یا کمرویی یا عدم اعتماد بنفس...
«ایمان» دارم میتونم با حل بعضیا به بقیه کمک کنم varzeshvarzeshvarzeshvarzesh

ایشالله!
آقا مسعود شما هم به توصیه اقا مجتبی گوش کن! خیلی راحته مثلا من این وسواس درس خوندن رو داشتم الات ندارم! فقط بخودم گفتم بابا همه تو همین وضع درس میخونم منم میتونم! و اولش سخت بود ولی خوندم تا بلاخره عادی شد. باید خودت رو مثل بقیه عادی فرض کنی... نظر منه البته...
و در ضمن دکتر روانشناس هم خیلی خوبه!
برادرم مشکل وسواس فکری داشت مثل من و البته خیلی شدیدتر با رفتن به روانشناس 90% درمان شده!
مسعود:
مقاله ی اول در مورد وسواس:

اين بيماري از آن جهت كه هم به عنوان يك بيماري روان تني شناخته شده است و هم زمينه ساز بسياري از انحراف هاي

ديني در انسان است ، داراي روشهاي درماني متعدد است؛ مانند درمان دارويي، مشاوره و درمان رواني و توصيه هاي ديني.

مشاوره و درمان رواني: در درمان غيردارويى، از الگوهاى مختلف براى كاهش اين اختلال بهره مى‏گيرند كه به برخى از آنها به طور اجمال اشاره مى‏كنيم زيرا از اين تكنيك‏ها متناسب با نوع و شدت و ضعف بيمارى استفاده مى‏شود:

1- شناخت درمانى، در اين روش طى جلسات مكرر و متعدد، بينش بيمار درباره تعارضهاى درونى خود به كمك روان‏درمان‏گر تغيير مى‏يابد.

2- رفتار درمانى: روشهاى متعدد و متنوعى است از كارشناس مربوطه بيمار را به كارها و فعاليت‏هايى جهت كاهش سطح اضطراب و در نتيجه فكر يا عمل وسواس او وا مى‏دارد.

3- گاهى نيز روانشناس با ايجاد ارتباط با خانواده بيمار به كاهش ناهماهنگى‏هاى احتمالى در خانواده و تصحيح ارتباطات خانوادگى آنها مى‏پردازد.

روشهاي كلي درمان:

براي علاج و درمان اين بيماري ابتدا بايد نوع آن را شناخت و روش درماني مناسب با آن را انتخاب نمود . ما در اين قسمت به برخي از روشهاي كلي مبارزه با اين حالت اشاره مي نماييم.

1- عدم پاسخ دهي: مهمترين و كلي ترين راه درمان وسواس، بي توجهي به پيام هاي آن و عدم پاسخ دهي عملي به آن است . اين بيماري در صورتي ادامه مي يابد و تشديد مي شود كه به نداهاي دروني آن كه مبتني بر تكرار عمل ، يا دقت بي مورد و يا قضاوت غير منطقي و افراطي نسبت به امور است، پاسخ دهي عملي شود. براي مقابله با اين حالت بهترين راه بي اعتنايي به اين پيامها و ترتيب اثر ندادن به آنها است. اگر مدتي اين روش عملي شود ، به طور قطع از شدت ابتلا به آن كاسته خواهد شد.

2- تقابل به ضد: براي كساني كه از آلودگي و نجاست هراس دارند و اين هراس منشا اضطراب و وسواس در آنها شده است ، آلوده سازي عمدي شخص توسط خود او يا ديگران ، از راههاي درمان و رفع حساسيت به اين امر است . اگر اين روش با تكرار تحمل شود به طور قطع موثر خواهد بود.

3- فرمان ايست: در منابع علمي جديد ، براي متوقف كردن افكار وسواسي ، علاوه بر درمانهاي دارويي و قبل از آن درمانها ، از روشهاي خاصي استفاده مي شود كه مهمترين آنها روش توقيف فكر نام دارد، بدين ترتيب است كه از بيمار خواسته مي شود كه به طور عمد افكار وسواسي خود را آزاد بگذارد و در اين بين ناگهان درمانگر با صداي بلند و بيزار كننده ، فرياد مي زند : ايست !؟! به نظر مي رسد اين عمل جريان فكر وسواسي را متوقف مي كند .

درمان دارويي: بيماري وسواس چون داراي ريشه هاي هورموني است و با فعاليت هاي هورموني بدن نيز در ارتباط است ، پزشكان با تجويز داروهايي سعي مي نمايند فعاليت هاي هورموني بدن را متعادل سازند و از اين طريق كمك مي كنند تا فرد بتواند راحت تر با اين مشكل طرف شود و آن را از خويش براند.

پيشنهاد هاي ديني:

در منابع اسلامي و وسواس پديده شناخته شده ايست و به آن به عنوان وسوسه اي از سوي شيطان اشاره مي شود . به عنوان مثال در كتاب اصول كافي ( باب عقل و جهل ) آمده است : در نزد امام صادق (ع) شخصي را به عقل و درايت نام بردند و گفتند او وسواس دارد ، حضرت فرمود : چگونه عاقل است كه شبطان را اطاعت مي كند؟

توصيه هاي عملي

1. رساله عمليه مرجع تقليد خود را دقيقاً مطالعه كنيد (به خصوص بخش‏هاى مربوط به طهارت، نجاست، غسل و وضو) وخود را ملزم كنيد كه براى غسل و وضو يا آب كشيدن بدن، لباس و يا چيزهاى ديگر، به همان كيفيتى كه در رساله آمده عمل نماييد و از زياده‏روى جدّاً پرهيز كنيد و بعد از اين كه طبق رساله غسل كرديد يا چيزى را با آب شست و شو داديد و آب كشيديد، هيچ گونه شكى در طهارت آن به دل راه ندهيد و اگر احساس مى‏كنيد، هنوز پاك نشده و يا غسل و وضو تحقق پيدا نكرده، اعتنا نكنيد و با همان وضع نماز بخوانيد و ساير كارهاى خود را انجام دهيد.

2- اگر مبتلا به وسواس در شست و شو هستيد، خود را در معرض چيزهاى آلوده و نجس قرار دهيد و يا به تجسّم چنين موقعيت‏هايى بپردازيد و از انجام دادن آن كار خوددارى نكنيد. ، از فردى بخواهيد خودش را در معرض اين موقعيت‏ها يا موضوع‏هاى ذكر شده قرار دهد بدون اين كه «واكنش بى اختيارى» از خودش نشان دهد. سپس شما نيز همان كار را انجام دهيد. اين كار باعث مى‏شود موضوع‏ها يا موقعيت‏هاى اضطراب آور، كم كم اثر خود را از دست بدهد و اضطراب شما كاهش پيدا كند. در واقع ريشه و علت اصلى وسواس (اضطراب) از بين برود.

3- به لحاظ شرعي هر چيزي كه قبلا پاك بوده ، تا يقين به نجاست آن نداشته باشيم ، پاك است و نبايد آن را نجس فرض كرد ، زيرا مخالف شريعت است .

4- اصولا هر چيزي كه نمي دانيم نجس يا حرام است ، پاك و حلال است، زيرا اصل در اشياء بر پاكي و حليت است و نجس و حرام بودن دليل مي خواهد. حال درباره چيزهايى كه به آنها دست زده‏ايد (مثل ظروف و لباس‏ها و يا پا گذاشتن روى فرش‏ها و چيزهايى از اين قبيل) در مورد همه اينها حكم طهارت جارى كنيد، يعنى، همه آنها را ناديده بگيريد. لازم نيست شما هيچ كدام از آنها را آب بكشيد و اگر اشكالى دارد به گردن ما. شما فعلاً موظّف هستيد، فقط به راه‏كارهاى ارائه شده، عمل كنيد و به حكم طهارت و نجاست، فقط و فقط بر اساس آنچه در رساله آمده عمل كنيد.

5- به خودتان تلقين كنيد كه «وسواس» يك نوع كار شيطانى است و بايد هر چه زودتر دست از آن بردارم.

6- به خدا توكل كنيد و از او استعانت بجوييد تا هر چه زودتر بر اين مشكل فايق آييد.

دعا، ذكر و عبادت

در اين مورد حتي منابع اسلامي از قول معصومين (ع) روشهاي متعددي را براي پيشگيري و درمان وسواس پيشنهاد كرده اند ، كه از آن جمله، بهره از ادعيه و اذكار خاصي از جمله (لا اله الاالله) و ( لاحول و لا قوة الابا الله) مي باشد كه در حقيقت ماحصل همه آن روشها را مي توان در ذكر خدا خلاصه كرد .

مذهب و شكوهمندترين جلوه آن؛ يعني نماز مي تواند در زدودن وسواس فكري نقش بسيار مهمي بازي كند. برخي از اذكار و توجهات حين نماز نه تنها با روشها ارايه شده توسط رون شناسان قابل مقايسه است ، بلكه حتي بسيار مؤثر تر به نظر مي رسد.

استفاده زبان و ذهن از ذكر غير المغضوب عليهم و الضالين كه جدايي راه مومن را از ابليس و شيطان نشان مي دهد دست كم ده بار ، طي نمازهاي يوميه و فيض بردن از سوره مباركه ناس بعد از حمد ، بخصوص توجه آيات شريفه من شر وسواس الخناس الذي يوسوس في الصدور الناس به عنوان عواملي قدرتمند در توقف افكار وسواسي مطرحند .

همان طور كه اشاره شد ائمه معصوم (ع) كه پزشكان حقيقي بشرند ، براي دوري از وسواس ذكر خدا را پيشنهاد كرده اند و اين فرمان الهي است كه براي ذكر من نماز را به پا داريد (اقم الصلوة لذكري )

http://www.iran4me.com/Pezeshki/10117.asp
تولد 40 :
مرسی مسعود جان عالی بود
منم از یکی شنیده بودم که تنها راه مقابله با وسواس اینه که:
عمل خلافش رو انجام بدی همون طور که خودتم تو دومین مورد درمانش اشاره کردی.
اون ذکرا هم خیلی جالب بود.cheshmak
مسعود:
خواهش می کنم .منم دارم همین کارو می کنم.خوب می دونی با انجام ندادن خود ارضایی وسواسمم شدت پیدا می کنه.به خاطر همین خیلی درگیرم.
از طرفیم زیاد بهش فکر می کنم به خاطر همین دارم داغون میشم.
منم خلاف همین رو عمل می کنم ببینم چی میشه.می خام امروز رو اینجوری تست کنم .یعنی احساس کنم که خودم و همه ی زندگی نجسه ؟(در صورتی که نیست)
فکر کنم این راه درستی باشه ؟نه؟
ودر نهایت شب بررسی می کنم ببینم که آیا امروز نجس بودم یا نه؟
و اگر هم به نمازم اهمیت میدم یه مکان خاصی رو برای اون انتخاب می کنم و از صبح تا شب اونجا نماز می خونم .
مجتبی:
4fvfcja

مسعود جان اهمیت نماز به جاش نیست به کیفیتشه ، به حضور قلبته ، سعی کن فکرت رو جمع کنی ، هر جا هم خواستی بخون ، فقط سعی کن خلوت باشه

اصلن نجس بودنت رو بررسی نکن ،
همچین فکری نکن که همه زندگیت نجسه !، فقط وقتی شک داشتی بگو چون شک دارم و مطمئن نیستم پس پاکم
#5
افرین اقا مسعود
من تازه دیدم تاپیکت رو
رفته بودم تا موضوعاتی رو که پیدا کردم یه جایی بنویسم که دیدم اینجا هست
افرین
مقالات جالبی تو اینترنت پیدا کردم

در دهه های اخیر بررسی های بسیاری بر روی الگوهای شناختی در سنجش و درمان اختلال وسواس، بر پایه ارزیابی محتوای افکار انجام شده است. یکی از مباحث بنیادی در الگوهای شناختی و فراشناختی وسواس، پدیده درآمیختگی افکار می باشد. در این پدیده باورهای فراشناختی، مرز میان فکر و رویدادها و فکر و عمل را از میان می برد. گرچه درآمیختگی به خودی خود مفهوم تازه ای نیست، [ برای نمونه بلولر، اصطلاح « همه توانی افکار » را برای توصیف باورهایی به کار برد که بر آن اساس « بیماران می ترسیدند از راه افکارشان به دیگران آسیب برسانند » ]، نقش آن در مفهوم سازی و درمان وسواس در چند دهه اخیر مورد توجه قرار گرفته است. باورهای فراشناختی مربوط به درآمیختگی افکار، عامل مهمی در پیش بینی بروز نشانه های وسواسی شناخته شده اند. همچنین دستکاری های آزمایشی، میزان فزاینده ای از درآمیختگی فکر – کنش پدید می آورند که افزایش افکار مزاحم مکرر و ناراحتی را در پی دارند. بیشتر بررسی ها انجام شده گویای ارتباط درآمیختگی فکر – کنش با اختلال وسواس هستند. در توضیح پدیده درآمیختگی فکر – کنش یا همجوشی فکر – عمل (TAF) باید گفت که فرد در این حالت حلقه واسط میان تفکر و وقوع رخدادها را حذف می کند؛ یعنی بطور غیر منطقی باور دارد که تنها فکر یا رفتار کردن به گونه ای خاص منجر به رویدادی دلخواه می شود. بنابراین برای او ( فرد وسواسی ) رابطه علت و معلولی به گونه ای دیگر و جدا از عالم واقعیات است. تمام رفتارهای وسواسی ( عینی یا ذهنی ) با درجاتی شامل فرایند درآمیختگی فکر – کنش هستند. برای مثال درمانجویی را در نظر بگیرید که دست هایش را بطور وسواسی به تعداد سال هایی که می خواهد والدین و همشیرهایش زنده بمانند می شوید؛ رفتار او تاثیری در طول عمر بستگانش ندارد اما او باوری خلاف این واقعیت دارد.
احتکار وسواسی گردآوری و ناتوانی در درو انداختن اموال بی ارزش یا کم ارزش است. و در 20 تا 30 درصد مبتلایان به وسواس شایع می باشد. همچنین، احتکار وسواسی در دیگر اختلال های روانی مانند اسکیزوفرنیا، بی اشتهایی روانی، اختلال های روان - تنی و افسردگی دیده شده است. رفتارهای احتکاری یکی از ملاک های تشخیصی اختلال شخصیت وسواسی نیز هست. شدت رفتارهای احتکاری در دامنه ای از خفیف تا شدید و حتی تهدیدکننده زندگی قرار دارد. احتکار وسواسی با آشفتگی و آسیب چشم گیری همراه است. احتکار شدید می تواند با مشکلات زیادی در منزل مانند آتش سوزی، شرایط غیر بهداشتی، مشکلات سلامتی، محدودیت فضای زندگی و ... همراه باشد. ناتوانی دیگران در بهره گیری از فضای زندگی و شرمساری در مورد بهم ریختگی منزل، بیشتر محتکران را ناگزیر می کند تا دیگران را از دسترسی به زندگی خود شدیدا باز دارند. این افراد از نظر اجتماعی گوشه گیر بوده و در مقایسه با جمعیت عادی کمتر ازدواج می کنند. بررسی ها نشان داده اند که افراد مبتلا به وسواس با ویژگی های رفتار احتکاری در مقایسه با وسواس خالص، سطوح بالایی از ناکنش وری اجتماعی را تجربه می کنند. همچنین، رفتارهای احتکاری با ناتوانی در تصمیم گیری و سازماندهی، و ناتوانی های شغلی رابطه دارند. در همین راستا، ساموئلز و همکاران ( 2002 ) نشان داده اند که رفتارهای احتکاری پیش آگهی درمان وسواس را بدتر می کنند.
احساس گناه تنها به مفهوم نادیده گرفتن معیارهای اخلاقی، مذهبی یا اجتماعی نمی باشد، بلکه احساس کوتاهی نمودن در برخورد با یک وظیفه یا احساس، انجام یک کار نادرست، در انتظار مجازات بودن یا مورد بازخواست قرار گرفتن هم از آن استنباط می شود. بنابراین گناه با احساسات منفی همراه با نادیده گرفتن یک معیار اخلاقی و اجتماعی یا تصور نقض آن برابر دانسته شده است. در ادبیات نظری و پژوهش های آزمایشی همواره بر نقش احساس گناه به عنوان یک عامل زمینه ساز، آشکار ساز، یا تدام بخش اختلال وسواس تاکید شده است. راچمن ریشه این احساس گناه را در کشمکش و تضادی می بیند که میان نظام ارزشی و اخلاقی فرد و محتوای غیر اخلاقی یا پرخاشگرانه تکانه ها و یا افکار او وجود دارد. این امر باعث می شود که چنین فردی ( ناهشیار ) خود را شرور یا خطرناک بپندارد. همچنین سالکووسکیس زمینه این احساس گناه را در طرحواره ها یا باورهای ناکارآمد فرد مبتلا می بیند. صرف نظر از ریشه های چنین احساسی نمود بیرونی آن در رفتارهای اجباری این بیماران به شکل های گوناگون دیده می شود. برای نمونه وسواسی های حساس نسبت به آلودگی اغلب گزارش می دهند که بیشتر نگران سلامتی سایرین هستند تا خود، همچنین وارسی کننده ها خود را مسئول پیش آمد خطرهایی می دانند که ممکن است در اثر کوتاهی آنان برای دیگران پیش آید.
رنج وسواس از ماست که برماست!
رایج ترین نتیجه اختلال وسواس تاثیر نامطلوب آن بر روابط فرد با دیگران به خصوص با اعضای خانواده است. اشخاص اعم از همسر، فرزندان، دوستان، یا همکاران با مشاهده نیاز پایان ناپذیر و غیر قابل مقاومت فرد مبتلا برای شستن مکرر دست ها در هر دقیقه، پاک کردن دستگیره درب، یا شمردن کاشی های کف حمام، احتمالا دچار ناراحتی یا حتی تنفر از او می شوند. این احساسات ستیزه جویانه احتمالا آمیخته با احساس گناه هستند، چون آن ها تا حدودی می دانند که فرد مبتلا نمی تواند برای رفع این امور بی معنا کاری انجام بدهد. می توان انتظار داشت که تاثیرات نامطلوب این رفتارها بر دیگران به نوبه خود، پیامدهای دیگری نیز به دنبال داشته باشد، مثل ایجاد احساس افسردگی و اضطراب فراگیر در فرد مبتلا و همچنین تخریب بیشتر روابط شخصی. به همین خاطر، درمانگران خانواده اظهار داشته اند که گاهی اوقات اختلال وسواس ریشه در پریشانی و ناراحتی های زناشویی دارد و در واقع جایگزین کشمکش های آشکار زناشویی می شود. براساس این فرضیه، درمانگران باید علاوه بر درمان انفرادی، به زوج درمانی نیز توجه کنند.
آرنت و همكاران ( 2005 ) مي نويسند: براساس نظريه مديريت وحشت Terror Management Theory كشمكش انسان با آگاهي از مرگ غير قابل اجتناب مي تواند به طور زيادي بر بهزيستي جسمي و روان شناختي فرد تاثير بگذارد. توافق كمي درباره آنچه موجب شروع اختلال وسواس – اجبار مي شود، وجود دارد، اگرچه به جرات مي توان گفت نواقص روان عصب شناختي، شرطي شدن و عوامل شناختي نقش مهمي در ایجاد اين اختلال بازي مي كنند. نظريه مديريت وحشت پيشنهاد مي كند OCD ممكن است در شرايطي ایجاد شود كه نگراني درباره مرگ، بوسيله باورهاي فرهنگي كه تهديد مردن را قابل كنترل و كمتر تهديد كننده به نظر برسانند، وجود ندارند. در چنين شرايطي، ممكن است فرد بوسيله تلاش براي كسب مجدد احساس كنترل بر خطرات ادراك شده خاصي (به عنوان مثال، ميكروب، بيماري، خطرات بالقوه جسمي) عكس العمل نشان دهد. فرد مبتلا به OCD ممكن است تحمل روان شناختي خود را از دست بدهد و نگران تهديدات نسبتاً كم خطر باشد زيرا آن ها بيشتر قابل مديريت و كنترل هستند تا تهدید مرگ. يعني، OCD ممكن است نشانه تجدید ترس هاي زيربنايي از مرگ باشد. بنابراين رفتار وسواسي به فرد كمك مي كند تا نگراني هاي زيربنايي درباره مرگ را مديريت كند.
این خیلی جالبه


آلفرد آدلر ( 1931 ) اختلال وسواس – اجبار را ناشی از احساس بی کفایتی می داند. او معتقد است که وقتی کودک بخاطر وجود والدینی بیش از اندازه سلطه گر یا بیش حمایت کننده از پرورش احساس کفایت در خود باز می ماند، در او عقده حقارت شکل گرفته و بطور ناهشیار به آداب و تشریفات وسواسی روی می آورد تا برای خود قلمرویی ایجاد کند که بر آن کنترل داشته و بتواند احساس کفایت و سودمندی بکند. آدلر می گوید که عمل وسواسی به شخص این امکان را می دهد تا بالاخره بر چیزی تسلط داشته باشد.
بدترین باور فرد وسواسی آن است که فکر کند آن چیزی که او می گوید درست است.
نتایج تحقیقات نشان می‌دهد: عصاره آبی گل گاوزبان دارویی مؤثر و بی‌خطر برای درمان بیماران مبتلاء به اختلال وسواسی اجباری است.

به گزارش ایسنا، گاوزبان ایرانی گیاهی از تیره بوراژیناسه راسته پولمونیالیسه، كلاس دیوتبلونس و جنس اكویم است. گونه مزبور گیاهی علفی، دوساله و پایاست كه پوشیده از كرك‌های نرم و نازك و دارای گل‌های لوله‌یی شكل و آبی رنگ مایل به ارغوانی می‌باشد. برگهای آن ساده، میوه آن نوك تیز و فندقی و سطح آن دارای برجستگیهای كوچك و تیز می‌باشد. فصل گل دهی گیاه از آغاز اردیبهشت تا اواخر مرداد است. در ایران اطلاق نام «گاوزبان» تنها به این گیاه است.

این گیاه به طور وسیعی به صورت خودرو در استان‌های شمالی ایران همچون گیلان، مازندران، ارتفاعات كندوان، كلادرشت و چالوس یافت می‌شود. مهدی سیاح برگرد دستیار روانپزشكی دانشگاه علوم پزشكی تهران و حاتم بوستانی استادیار گروه روانپزشكی دانشگاه علوم پزشكی اهواز و همكارانشان در این تحقیق به بررسی اثر بخشی و سلامت مصرف عصاره آبی گل گاوزبان با دور ثابت در درمان بیماران مبتلاء به اختلال وسواسی اجباری در یك دوره شش هفته‌یی پرداختند.

در این مطالعه كار آزمایی بالینی تصادفی 33 بیمار مبتلاء به این اختلال كه در مقیاس یال براون نمرات مساوی یا بالاتر از 21 داشتند وارد مطالعه شده و به صورت تصادفی دارونما و یا 500 میلیگرم از عصاره آبی گل گاوزبان دریافت كردند. بیماران برای شش هفته پیگیری شدند و اثر بخشی درمان با مقیاس یال براون در هفته‌های 0، 1، 2، 4و 6 اندازه‌گیری شد. نتایج این یافته‌ها نشان داد: در هفته‌های انتهایی، عصاره گاوزبان نسبت به دارونما برتری داشت كه این اختلاف در هفته چهارم نزدیك به معنی‌دار و هفته ششم معنی‌دار بود. عصاره آبی گل گاوزبان در هیچ كدام از هفته‌ها بیش از دارونما عوارض جانبی ایجاد نكرد.

پژوهشگران با استناد به یافته‌های این تحقیق تاكید كرده‌اند كه عصاره آبی گل گاوزبان دارویی مؤثر و بی‌خطر برای درمان بیماران مبتلاء به اختلال وسواسی اجباری است، اگرچه مطالعات بیشتر برای تایید آن لازم است.
مقاله اول از http://zeddevasvas.blogfa.com/

http://agr.ir/content/favorite/108_post_86.phpدومی از
دکتر اسلامی نسب می گوید :وسواس با مسائل جنسی هم بی ارتباط نیست ، معمولاً کسانی که مشکلات جنسی دارند معضل وسواس هم دارند.


او خانم‌ها را به این علت که بیشتر وقتشان در خانه می‌گذرد، برای ابتلا به وسواس مستعدتر می‌داند: «باید حضور خانم‌ها در جامعه بیشتر شود تا بتوانند اعتماد به نفس کافی به‌دست بیاورند.»


گروهی از روان‌پزشکان نیز به عامل دیگری در ایجاد اختلال وسواس اشاره می‌کنند. آنها دوگانگی آموزشی و تربیتی در محیط‌های درون و بیرون خانه را از عمده‌ترین دلایل ایجاد تناقض و تضاد در شخصیت افراد می‌دانند و معتقدند: افراد با قرار گرفتن در محیط‌های مختلف، دچار تردیدها و دودلی‌های منجر به وسواس می‌شوند.

به عنوان نمونه، با مقایسه تمیزی خانه خود و یک مسافرخانه سرراهی، نسبت به تمیزی خانه‌شان، وسواس بیمارگونه نشان می‌دهند.از سوی دیگر، گروهی از محققان بر این باورند که در 40 درصد موارد، وسواس از والدین به فرزندان می‌رسد و 50 درصد عامل ابتلای افراد به این اختلال، شیوه تربیت در دوران کودکی است.


دکتر «مهدی صابری» روان‌پزشک می‌گوید: سازش نداشتن والدین با کودکان در زمینه خوب یا بد بودن مسایل، مراقبت از خود، نحوه دستشویی رفتن و موارد مشابه دیگر، هریک می‌تواند در زمینه فکری فرزندان در آینده دور یا نزدیک تأثیرگذار باشد.

سن 2 تا 3 سالگی، بهترین زمان دریافت ویروس روانی در انسان‌هاست. پدران و مادران سختگیر با ایرادهای بی‌مورد خود می‌توانند فرزندانشان را درگیر افکار وسواس‌گونه کنند.

رئیس انجمن وسواس ایران نیز نسبت به ابتلای فرزندان بیماران وسواسی به این عارضه هشدار می‌دهد و می‌گوید: وسواس هم می‌تواند ارثی باشد، هم یادگیری و محیط در آن اثرگذار است، در نتیجه فرزندان یک فرد وسواسی به‌راحتی می‌توانند مانند پدر یا مادر خود یک شخصیت اضطرابی پیدا کنند.

به همین خاطر، اسلامی‌نسب، برای همکاری این انجمن با یونیسف در زمینه وسواس کودکان، اعلام آمادگی می‌کند؛ موجوداتی که تنها گناهشان، زندگی در کنار یک شخصیت وسواسی است.این همان مشکلی است که فرحناز قربانپور هم دارد. او حالا بعد از درمان خودش، برای مداوای وسواس دو فرزندش تلاش می‌کند.
http://www.hamshahrionline.ir/news-13632.aspx
راه‌های درمان وسواس

كتاب «وسواس(شناخت و راه‌های درمان وسواس)» تالیف علی‌محمد حیدری نراقی به چاپ پنجم رسید. این كتاب بیماری وسواس را از دیدگاه اسلام و در قالب چند داستان و حكایت بررسی می‌كند.

به گزارش ایبنا، بشر از ابتدا طالب سعادت و خوشبختی و در مقابل، از بدبختی و شقاوت، گریزان بوده است. همه مردم مایلند خوشبخت و سعادتمند باشند، اما مشكل بزرگ و اساسی همین انسان، عدم شناخت اصل سعادت است كه در طول قرن‌های متمادی، متفكران و دانشمندان، مطالعات و پژوهش‌های خود را بر محور شناخت و تبیین این اصل كلی متمركز كرده و كتاب‌هایی را به رشته تحریر درآورده‌اند.

اسلام، سعادت، كرامت، بزرگ‌منشی و خوشبختی انسان را بر پایه آموزه‌های تعالیم اسلامی دانسته و یكی از راه‌های رسیدن به آن مقام را استفاده بهینه از ساعات عمر و زندگی می‌داند، لیكن فردی كه گرفتار وسواس می‌شود، عمر خود را در راه‌های باطل و بی‌‌فایده گذرانده و این سرمایه عظیم را از دست داده است.

همان‌طور كه انسان‌ها از نظر ظاهر متفاوتند، از جنبه‌های روحی و فكری نیز با یكدیگر تفاوت‌های فراوانی دارند. اگر افراد متعادل و غیر متعادل در دو قطب باشند، سایر افراد بین این دو قطب قرار می‌گیرند، با این تفاوت كه برخی به قطب متعادل و بعضی به قطب غیر متعادل تمایل خواهند داشت.

بیماری وسواس این‌طور آغاز می‌شود كه شخص پس از انجام عملی، احساس می‌كند كه تفكر خاصی او را رنج می‌دهد و او نمی‌تواند در برابر آن ایستادگی كند. با این كه به نارسایی و پوچ بودن آن فكر اعتقاد كامل دارد، اما در اثر ناتوانی و ضعف فكری تسلیم آن می‌شود

در زندگی اجتماعی به افرادی برخورد می‌كنیم كه در انجام كارها بدون این كه آن فعل را در نظر بگیرند، زود تصمیم می‌گیرند؛ این گونه افراد عجول، همیشه در مسایل و حوادث، سطح قضایا را لمس می‌كنند و به عواقب و لوازم آنها توجهی ندارند.

در برابر این افراد، گروه دیگری قرار دارند كه نمی‌توانند تصمیم بگیرند، حتی در عادی‌ترین كارهای روزمره، از اتخاذ تصمیم عاجز می‌مانند. تردید و شك كشنده‌ای آنان را رنج می‌دهد، هربار كه می‌خواهند تصمیم بگیرند افكار خاصی آنان را از تصمیم باز می‌دارد. این عده دچار بیماری خطرناك وسواس اند، این روحیه حتی در عادی‌ترین كارهای آنها نیز به چشم می‌خورد.

بیماری وسواس این‌طور آغاز می‌شود كه شخص پس از انجام عملی، احساس می‌كند كه تفكر خاصی او را رنج می‌دهد و او نمی‌تواند در برابر آن ایستادگی كند. با این كه به نارسایی و پوچ بودن آن فكر اعتقاد كامل دارد، اما در اثر ناتوانی و ضعف فكری تسلیم آن می‌شود.

در ابتدا شخص وسواسی درك می‌كند كه رفتارش غیر عادی است، اما در مراحل بحرانی، این درك از او گرفته می‌شود و دیگران را افراد غیر عادی تلقی می‌كند

ریشه و اساس این بیماری، ناتوانی فكری است، لذا در انحصار ملت خاصی نیست و در هرجامعه‌ای بر اساس آداب و سنن، به نوعی ظهور و بروز می‌كند. علاوه بر این، در هر طبقه با توجه به خصوصیات صنفی به طرز خاصی آشكار می‌شود. برخی از دانشمندان در تالیف و تصنیف كتاب دچار وسواس می‌شوند. این گونه افراد با داشتن امكانات وسیع علمی، هرگز نمی‌توانند كتابی تالیف كنند.

این بیماری از ابتدایی‌ترین مرحله شروع می‌شود و به تدریج به مراحل خطرناكی می‌رسد، در برخی از موارد، كار وسواس آنچنان شدت می‌یابد كه همه افراد را «مسامحه كار» تشخیص می‌دهند و زندگی اجتماعی برایشان دشوار و سخت می‌شود. حملات این نیروی نامرئی در صورت عدم معالجه، همچنان توسعه می‌یابد و به مرحله حادی می‌رسد. در این مرحله برخی كارشان به جنون كشیده می‌شود.

در ابتدا شخص وسواسی درك می‌كند كه رفتارش غیر عادی است، اما در مراحل بحرانی، این درك از او گرفته می‌شود و دیگران را افراد غیر عادی تلقی می‌كند. زیان دیگری كه شخص وسواسی بدان دچار می‌شود، شك و تردید در سایر قسمت‌های زندگی اوست.


چاپ پنجم كتاب «وسواس (شناخت و راه‌های درمان وسواس)» در شمارگان 2000 نسخه، 200 صفحه و بهای 30000 ریال راهی بازار نشر شده است.


سایت تبیان
http://www.askdin.com/showthread.php?t=114
همچنین به این لینک هم مراجعه بفرمایید
http://www.askquran.ir/showthread.php?t=1924 به اینجا هم مراجعه کنید
اینجا بروید
مادر اگر نبودی.................!!؟؟؟؟
53

هرجای دنیایی دلم اونجاست..من کعبه مو دور تو می سازم
من پشت کردم به همه دنیا...تا رو به تو سجاده بندازم
53
گاهی پرستیدن عبادت نیست...با اینکه سر رو مهر میزاری
گاهی برای دیدن عشقت...باید سر از رو مهر برداری
53
یک عمر هر دردی به من دادی...حس میکنم عین نیازم بود
جایی که افتادم به پای تو...زیباترین جای نمازم بود
#6
ابتدا باید بدانیم که وسواس تعاریف گوناگونی دارد. وسواس ، شیطان و نیز هر گفته وسوسه آمیزی را می‌گویند. قرآن کریم می‌فرماید: از شر وسوسه‌گر نهان. وسواس در علم امروز و حتی نزد پیشینیان ، نوعی بیماری شناخته شده است. این بیماری ، بهداشت روانی فرد و جامعه را به خطر می‌افکند و سلامت جسم و جان آدمیان را تهدید می‌کند. وسواس جنبه‌های گوناگون دارد؛ وسواس در پاکیزگی ، وسواس در تحصیل ، وسواس در عبادت ، وسواس در امور مالی و ... راستی برای رهایی از این درد شیطانی ، چه درمانی وجود دارد؟
وضو ، پیش و پس از غذا

یکی از راههای که می‌توانیم از وسواس جلوگیری کنیم و آن را درمان کنیم وضو پیش و پس از غذا است. وضو ، پیش و پس از غذا ، مایه افزونی رزق و دفع شر شیطان است.
ذکر نام خداوند

یکی دیگر از شیوه‌های مقابله با وسواس ، این است که از نام عزیز و جلیل خداوند استمداد کنیم. این ذکر ، برای ما حتی در کارهای جزئی و کوچک نیز مایه خیر و برکت و کمال است.
توکل به خداوند

ما با توکل بر خداوند در اصل به نور خداوند نگاه و نظر می‌کنیم: من باید به عنوان یک انسان باایمان ، باکیاست و فراست و زیرک باشم و همیشه و در همه حال اعم از راحتیها و ناراحتیها ، در خوبی و بدی و عسرت و اندوه و سلامتی و کسالت و نیازمندی و بی‌نیازی ، اعتماد و توکل بر خداوند رحمان داشته باشم. من می‌دانم که در مبارزه بی‌امان با وسوسه‌های شیطانی ، توکل ، رمز پیروزی من است.
اذان گفتن

ما باید بدانیم که هر عملی که باعث گریز شیطان شود، درمان وسواس محسوب می‌شود. یکی از راههای درمان وسواس نیز ، اذان گفتن است. پیش از این ، در هنگام اذان ، در هر مسجد و کوچه و بازار ، همگان اذان می‌گفتند. اما اکنون ، این سنت پسندیده ترک شده است، تا حدی که اگر کسی در خانه خود اذان بگوید، غیر عادی می‌نماید.
نماز خواندن

یکی از بهترین روشهای درمان هر نوع وسوسه و وسواس برای ما ، نماز گزاردن و ارتباط معنوی با پروردگار است. برای ما که مسلمانیم، نماز برترین نوع پناهندگی به درگاه خداوند است. غیر از نمازهای پنجگانه و روزانه واجب که هفده رکعت است، برای درمان این بیماری شوم ، نماز رابطه مخلوق ضعیف با خالق توانا ، عین و مایه پیروزی بر وسوسه‌های شیطانی است.
بی‌اعتنایی به وسوسه در نماز

من باید بدانم که وسواس در هر امری حتی نماز ، اطاعت از شیطان است. یکی از راههای درمان وسواس ، بویژه برای آنان که مبتلا به وسواس در نماز هستند، بی‌اعتنایی به شکلهای بسیار و پی در پی است.
روزه گرفتن

یکی دیگر از راههای درمان وسواس ، روزه گرفتن است. درباره فضیلت و نقش روزه در تعالی روح آدمی ، سخن بسیار می‌توان گفت: امام صادق علیه‌السلام فرموده است: به حقیقت ، درهای آسمان در ماه مبارک رمضان باز است و شیطانها زنجیر می‌شوند.
تلاوت قرآن

یکی از راههای درمانی وسواس ، قرائت همراه با تفکر و تعمق قرآن کریم است. اخبار بسیاری در این ‌باره وارد شده است که درجه تلاوت کننده قرآن ، از تمام آدمیان به استثنای پیامبران الهی بالاتر است و نباید آنان را کوچک شمرد و حقوقشان را نادیده گرفت.

http://www.daneshju.ir/forum/sitemap/t-19217.html
خود درمانی وسواس



در این مقاله، قصد داریم با ارائه‌ی انواع راه‌های خوددرمانی، عزیزانی که از این بیماری رنج می‌برند را یاری رسانیم تا بتوانند از مشکل وسواس رهایی یابند.

در شماره‌‌های قبل به توضیح انواع بیماری‌های وسواس پرداختیم و گفتیم که از طریق خوددرمانی می‌توان بر این بیماری‌ها غلبه نمود. در این شماره، قصد داریم با ارائه‌ی انواع راه‌های خوددرمانی، عزیزانی که از این بیماری رنج می‌برند را یاری رسانیم تا بتوانند از مشکل وسواس رهایی یابند.

راه‌کارهای خوددرمانی ارائه‌شده در زیر، اگر به‌صورت صحیح انجام شود، می‌تواند هورمون‌ها را تغییر داده و میزان سروتونین و آندورفین خون که هورمون‌های شادی‌آور، انرژی‌زا، رضایت‌آور، ترمیم‌کننده‌ی زخم‌ها و بیماری‌ها، تسکین‌دهنده‌ی دردها، آرامش‌بخش، بالابرنده‌ی اعتمادبه‌نفس و کاهنده‌ی اضطراب هستند را افزایش دهد:

- انجام مدیتیشن‌های روزانه و کار کردن با انرژی الهی و کار کردن بر روی درمان چاکراها

- انجام تنفس‌های عمیق شکمی یا یوگایی یا نوزادی دست‌کم 10بار در روز (با هر دم، شکم را باد می‌کنیم، در همین وضعیت تا می‌توانیم، نفس را نگه می‌داریم و با بازدم، شکم را تو می‌دهیم. از آن‌جا که همه‌جا پر از انرژی الهی است، ما با این‌کار، انرژی الهی را به درون می‌کشیم و انرژی‌های منفی خود را بیرون می‌ریزیم.)

- پیاده‌روی: دست‌کم روزی نیم‌ساعت پیاده‌روی تند

- در هوای باز و در طبیعت بودن: به‌طور حتم سعی ‌شود مدتی از روز را در معرض هوای آزاد و در طبیعت قرارگیریم.

- ورزش: انجام هرگونه ورزش به‌خصوص ورزش‌های مدیتیشن و یا یوگا دست‌کم 15 تا20دقیقه در روز

- رفتاردرمانی (تکنیک مواجهه یا غرقه‌سازی): سعی شود در طول روز، آن فکر وسواسی که بیش از همه آزارمان می‌دهد را آن‌قدر در ذهن‌مان مرور کنیم و شدت دهیم تا سطح اضطراب‌مان کاملاً بالا رود و یا اگر وسواس شست‌وشو داریم، لباسی را به‌عمد نجس ‌کنیم و بپوشیم تا حال‌مان بد شود، آن‌گاه به خود بگوییم: «دیدی طوری نشد؟» و فوراً یک مدیتیشن انجام ‌دهیم تا دوباره آرام بگیریم. پس از آن، به خود یک امتیاز بدهیم که «من توانستم.» وقتی تعداد این امتیازات در طول روز یا هفته زیاد شد، برای خود یک هدیه بخریم و جایی در معرض دید قراردهیم تا همیشه یادمان باشد که ما توانستیم و به همین شکل، ادامه دهیم.

- بالا بردن سطح اعتمادبه‌نفس و عزت‌نفس

- رفتاردرمانی (تکنیک حساسیت‌زدایی): هر بار که برای نمونه نیاز به شستن، آب‌کشیدن و یا حتی شمردن داشتیم، چند ثانیه صبر می‌کنیم و بعد آن کار را انجام می‌دهیم و به خود می‌گوییم: «3ثانیه توانستم آن را به تعویق بیندازم.» و در روزهای بعدی، سعی‌می‌کنیم این زمان را طولانی‌تر کنیم. بدین شکل پس از مدتی، کنترل امور را به‌دست خواهیم گرفت.

- استفاده از شیوه‌ی تداعی: در این شیوه، سعی می‌شود آن‌چه را که در ذهن داریم، عرضه کرده و احساسات و افکار خود را از دوران کودکی تاکنون نسبت به خانواده، محیط، والدین و... به‌خاطر آورده و بیان کنیم. بدین شکل، خاطرات تلخ بیماری که سبب پیدایش وسواس و... شده‌اند، بیرون ریخته و آشکار می‌گردند و سرانجام، از شر آن‌ها خلاص می‌شویم.

- انجام مراسم دینی و مذهبی: انجام عبادت‌ها و گفتن ذکر، در از بین بردن غیرارگانیک‌های منفی، بسیار مؤثر است.

- درمان با خواب: چون وسواس بر اثر احساس ناامنی و اضطراب پدیدمی‌آید، خوابیدن می‌تواند عامل آرامش‌بخشی باشد و بسیاری از ناراحتی‌ها را تخفیف دهد.

- رفع تعارضات روانی که زاییده‌ی محرومیت‌ها، فقرها، بی‌عدالتی‌ها و تبعیض‌هاست.

- از خود فراروندگی: خود را به‌ کاری مفید، مثمرثمر و خیر، مشغول کردن

- رفع احساس حقارت: شاید به‌دلایل فردی یا خانوادگی، احساس حقارت می‌کنیم. با به‌یادآوری موفقیت‌ها، نعمت‌ها و خوشبختی‌های خود، باید بدانیم که هیچ‌کس، حقیر نیست زیرا روح خداوند در همه‌ی ما وجود دارد. شاید پول، ثروت، مقام و شأن، زیبایی و... نداشته‌ایم اما مطمئناً چیزی داشته‌ایم که هیچ‌کس دیگر نداشته است؛ پس به‌دنبال یافتن آن باشیم تا احساس حقارت در ما بشکند. ضمن این‌که اگر هم نیافتیم، مهم نیست زیرا ما از نظر معنوی، می‌توانیم از همه بهتر باشیم.

- تقویت بدن با استفاده از مصرف املاح و ویتامین‌ها

- ایجاد وحدت در ابعاد وجودی: با انجام مدیتیشن، می‌توانیم تمام ابعاد وجودی خود (جسم، ذهن، فکر، احساس، روح و روان) را دوباره به وحدت برسانیم تا همه، یکپارچه و هماهنگ با هم در خدمت ما کار کنند.

- تغییر محیط زندگی: باید محیطی دور از اغتشاش، بگومگو و فشار برای فرد بیمار فراهم گردد؛ محیطی که در آن به او عشق، محبت و تأیید و احترام داده شود.

- تغییر آب‌وهوا و حتی تغییر فشار جو و شرایط اقلیمی نیز در ایجاد سلامتی، دخیل است.

- تغییر محیط کار و یا نوع کار و کاستن از فشار یا بار کار اضافی چه در منزل و چه در محیط کار

- ایجاد اشتغال و سرگرمی بدون ایجاد فشار و یا خستگی

- دوری از تنهایی و بودن با جمع مانند حضور در مسافرت‌های جمعی، مهمانی‌ها، کلاس‌ها، گردهمایی‌ها و...

- تنگ کردن وقت: انجام کار زیاد در زمان کم با برنامه‌ریزی ولی بدون فشار، برای مثال اگر قبلاً 45دقیقه حمام می‌کردیم، حال سعی‌‌کنیم در 40دقیقه حمام کنیم و کم‌کم این زمان را نیز کاهش دهیم. هر چه‌قدر کارهای‌مان را با سرعت بیش‌تری انجام دهیم، انرژی بیش‌تری دریافت خواهیم کرد.

- دیدن دیگران چگونه زندگی می‌کنند. (همه‌ی آنان اشتباه نمی‌کنند، پس من اشتباه می‌کنم)

- ضبط کردن، نوشتن افکار، دوباره شنیدن و یا خواندن آن‌ها، بی‌معنی بودن آن‌ها را بهتر آشکار می‌سازد.

- به‌یادآوری موفقیت‌ها، تردیدها را خارج می‌کند و وسواس را کاهش می‌دهد.

- تکنیک رفع عصبانیت


توصیه‌هایی برای پیش‌گیری از وسواس:

توجه به نکات زیر، در عدم به‌وجود آمدن وسواس، نقش مؤثری دارد:

- داشتن یک وضعیت آرام و شیوه‌ی تربیتی متعادل در تربیت فرزندان

- خودداری از اعمال فشار، خرده‌گیری، تحقیر و درخواست‌های نامتعارف به‌خصوص در امر نظم و ترتیب

- دوری کردن از افکار رؤیایی، کمال‌طلبی، اول‌شدن‌ها و بهترین‌شدن‌ها

- خودداری از تخیلات غیرواقعی و واهی، رفتارها و افکار اضطراب‌آور و تشویش‌برانگیز

- دوری‌ کردن از بیکاری

- دوری کردن از تنهایی و رفتن به درون جمع و معاشرت با افراد متعادل و سعی در تطابق خود با اندیشه‌ی‌ جمع

- پذیرش خود و دیگران (فرزندان، همسر، اعضای خانواده و...) و احترام‌گذاشتن به خود و دیگران به ‌یک اندازه

- حمایت‌کردن از خود و دیگران

- ایجاد تنوع در زندگی

- کسب اطلاعات و آمادگی در همه‌ی زمینه‌ها به‌خصوص در زمینه‌ی وسواس‌های خود

- جلوگیری از پیدایش ترس در خود، فرزندان و اعضای خانواده

- برطرف کردن احساس تقصیر و گناه‌، عناد به خود و خودتنبیهی

- جلوگیری از بروز خشم‌های افراطی

- خودداری از سرگرمی‌های بی‌مورد مانند شمردن اعداد و یا مرتب کردن یقه و... که بعدها عادت می‌شوند.

- کوچک و ناچیز شمردن نقص‌های خود و دیگران

- آموزش صحیح نظافت تا قبل از دوسالگی به کودک (بدون فشار)

- مراقبت از بهداشت جسمی، روحی‌ و روانی، ذهنی و فکری و احساسی خود و مراقبه‌ی دائم (در هر لحظه مراقب باشیم که افکارمان کجاست، چه احساسی در دل‌مان وجود دارد و رفتار و گفتارمان چه می‌گویند)

- حفظ استقلال و آزادی خود و رعایت حریم دیگران

- از بین‌بردن حساسیت‌ها و احساس رنجش‌ها در خود و بالا بردن قدرت تحمل از طریق مدیتیشن

- بخشیدن خود و دیگران

- دور نگه‌داشتن محیط خانه از ناسازگاری‌ها، درگیری‌ها و کشمکش‌ها

- از بین بردن غیرارگانیک‌های منفی مانند کم‌رویی، حسادت، کینه‌توزی و...

- شخصیت‌دادن به ‌خود، فرزندان، همسر و... طوری‌که خود را انسانی مهم و لایق بینگاریم.

- کنترل وضعیت هورمون‌ها، کم‌خونی و کمبود ویتامین‌ها و املاح که خود می‌تواند در ایجاد اضطراب، افسردگی و یا وسواس دخیل باشد.
اگر می خواهید بدانید نماز چگونه باعث کاهش وسواس می شود به اینجا بیایید
مادر اگر نبودی.................!!؟؟؟؟
53

هرجای دنیایی دلم اونجاست..من کعبه مو دور تو می سازم
من پشت کردم به همه دنیا...تا رو به تو سجاده بندازم
53
گاهی پرستیدن عبادت نیست...با اینکه سر رو مهر میزاری
گاهی برای دیدن عشقت...باید سر از رو مهر برداری
53
یک عمر هر دردی به من دادی...حس میکنم عین نیازم بود
جایی که افتادم به پای تو...زیباترین جای نمازم بود
#7
4fvfcja
یه راه دینیش اینه که تهلیل(لا اله الاالله )بگی ، خیلی زیاد ،

میگن برای وسواس خیلی خوبه همینطور دفع وسوسه و زیاد کردن ایمان
53  تا حالا مهمترین تجربه ام این بوده که  که هیچ روشی توی ترک گناهان  مثل همنشینی با دوستان خدا جواب سریع و قطعی و موندگار  نمیده !53
#8
یه بحث از بچه ها که مربوط به این تاپیک میشد رو نقل قول میکنم :

(1390 ارديبهشت 8، 15:12)davod_2005 نوشته است: نميدونم به بحث مربوطه يا نه اما منم جديدا بدجوري وسواس پيدا كردم و فكر ميكنم دارم يواش يواش خل و چل ميشم.يك كاري رو ده بار انجام ميدم اما بازم شك دارم.يك نوع مسخره اش اينكه مثلا دارم از پله ها بالا ميام و با پاي چپ اولين پله رو رد ميكنم بعد به خودم ميگم بايد با پاي راست ميومدم اگر برنگردم و دوباره با پاي راست نيام احتمال داره يك پيشامد ناگوار برام رخ بده.اصلا خودم هم نميدونم چرا اين طوري شدم.تو خدمت سربازي كه هستم خيلي هم زياد شده




(1390 ارديبهشت 8، 16:37)shaghayegh نوشته است: داوود من دقیقا میدونم چی میگی خیلی خوب توضیح دادی اینا دقیقا علایم وسواس فکری عملیه من یه راه واسه درمانشم میدونم (علمی ها) بعد اگه خواستی پیام خصوصی به تا بت بگم




(1390 ارديبهشت 8، 21:27)em@d نوشته است:
(1390 ارديبهشت 8، 14:11)shaghayegh نوشته است: آره فوبیا یه نوع هراس مرضیه منم فوبیا دارم اما از حیوانات(گربه) ولی انواع فوبیا داریم مثه هراس از ارتفاع هراس اجتماعی هراس از حیوانات هراس از تاریکی و....منم با نظر عماد موافقم و هر بیماری یه درمان داره مثلا یکی از درمانهای هراس مرضی حساسیت زدایی تدریجیه ولی نباید هراس مرضی رو با اضطراب فراگیر اشتباه گرفت چون هرکدوم یه درمانی دارن.

بله اینجوری که اکثر روانشناسان میگن درمانش شناخت رفتار درمانیه و حساسیت زدائیه منظم یکی از اصلی ترین روشهای درمانه ولی چندتا مشکل وجود داره
1)روند درمان نسبتا طولانیه و فرد باید درمان رو پیگیری کنه
2)هزینه روانشناس نسبتا شنگین میشه و هیچ ضمانتی هم برای درمان نیست.ممکنه 1 سال زمان و پول هزینه کنی و ببینی خیچ نتیجه ای نگرفتی




(1390 ارديبهشت 9، 11:38)shaghayegh نوشته است: منم خودم چندان با حساسیت زدایی تدریجی موافق نیستم معتقدم خود آدم بیش از هرکسی میتونه به خودش کمک کنه مثلا من الان خیلی بهتر از قبلم شدم گرچه بهبود کامل پیدا نکردم ولی سعی دارم کم کم با ترسم روبه رو شم و به این فکر کنم که این منم که بزرگش کردم...وگرنه اینقدرا هم بزرگ نیست.53258zu2qvp1d9v






(1390 ارديبهشت 10، 12:45)em@d نوشته است:
(1390 ارديبهشت 9، 11:38)shaghayegh نوشته است: منم خودم چندان با حساسیت زدایی تدریجی موافق نیستم معتقدم خود آدم بیش از هرکسی میتونه به خودش کمک کنه مثلا من الان خیلی بهتر از قبلم شدم گرچه بهبود کامل پیدا نکردم ولی سعی دارم کم کم با ترسم روبه رو شم و به این فکر کنم که این منم که بزرگش کردم...وگرنه اینقدرا هم بزرگ نیست.53258zu2qvp1d9v

منم از طریق خود درمانی تا حد زیادی شاید 60-70% این مشکل رو حل کردم ولی فکر میکنم برای درمان کامل فرد باید به صورت تخصصی تر درمان رو ادامه بده تا نتیجه بگیره البته شیوه های درمانی خیلی وقت گیره



.
53  تا حالا مهمترین تجربه ام این بوده که  که هیچ روشی توی ترک گناهان  مثل همنشینی با دوستان خدا جواب سریع و قطعی و موندگار  نمیده !53
#9
سلام.من 21سالمه و معلم زبان هستم.وسواس كلافم كرده.از مامانم جندشم ميشه.حس ميكنم ميره دسشويي دستاش كثيف ميمونه.ميدونم ك ميدونه و ناراحتم ميشه.شاكردام اكه انكشت به بينيشون بزنن ديكه دورمم ببلكن جندشم ميشه.يكي انكشت بكنه تو دماغش املا بهشون نميكم يا ميكمو بركه هارو ميدم به بجه ها ببرن خونشون.بااينكه خونمونو عوض كرديم و همه. جي نوئه ولي بازم.جندشم ميشه.جون خونمون بر رفتو امده از خونمون جندشم ميشه ولي بيرون راحتم.رو اتاقم حساسم حس ميكنم يكي دست به وسايلم ميزنه بايد بشورمش.تا الان كمي خودمو كنترل كردم ولي ديكه كلافه شدم.كمك كنيد توروخدا
#10
(1393 آذر 6، 3:59)زينب نوشته است: سلام.من 21سالمه و معلم زبان هستم.وسواس كلافم كرده.از مامانم جندشم ميشه.حس ميكنم ميره دسشويي دستاش كثيف ميمونه.ميدونم ك ميدونه و ناراحتم ميشه.شاكردام اكه انكشت به بينيشون بزنن ديكه دورمم ببلكن جندشم ميشه.يكي انكشت بكنه تو دماغش املا بهشون نميكم يا ميكمو بركه هارو ميدم به بجه ها ببرن خونشون.بااينكه خونمونو عوض كرديم و همه. جي نوئه ولي بازم.جندشم ميشه.جون خونمون بر رفتو امده از خونمون جندشم ميشه ولي بيرون راحتم.رو اتاقم حساسم حس ميكنم يكي دست به وسايلم ميزنه بايد بشورمش.تا الان كمي خودمو كنترل كردم ولي ديكه كلافه شدم.كمك كنيد توروخدا

وسواس تسلط قوه خیال بر عقله. به معنای دیگه توهمات مانع به کار افتادن قوه ی عقل شما خواهد شد.

چند نکته»
وسواس روز به روز بیشتر میشه. امروز به یه چیز وسواس دارید فردا یه چیز جدید بهش اضافه میشه.

نهایت وسواس جنونه. هیچ انتهایی برای وسواس نمیشه در نظر گرفت. در صورت اینکه اون رو متوقف نکنید توهمات هیچ راهی برای بروز عقلتون باقی نمیگذاره و به جنون مبتلا خواهید شد.

انسان های وسواسی دور از جون شما معمولا به بیماری های خیلی عجیب و بدی دچار میشن. (چندین نمونه ی بارز رو به عینه مشاهده کردم) 

منشاء وسواس از شیطانه. 

وسواس حرامه . یعنی با کاری که به نظر میرسه خوبه خسر دنیا و الاخره خواهید شد.

در انجام واجبات دینی مراجع در بی اعتنایی به وسواس اتمام حجت نمودند ، لذا وظیفه ای در قبال عمل به وسواس ندارید.

تنها  راه ترک اون هم بی اعتناییه. اصلا با خودتون لج کنید بذارید با تصور شما همین اتاق کثیف باشه. عمدا همین برگه های کثیف رو به داخل اتاقتون بیارید. هرچیزی که به نظرتون درسته تو وسواس دقیقاً عکسش رو انجام بدین. خونه کثیفه؟ اتاقم کثیفه ؟ فرش کثیفه ؟ بگید به جهنم!!! دقیقاً به همین واضحی.
هرچیزی حتی خوب هم به نظر اومد انجام ندید. انجام ندید که حتی اون کار خوب رو  شیطان به شما وسوسه می کنه.

بذارید اصل مطلب رو بگم. موثرترین راهی که ممکنه جلوی شیطان ایستادگی کرد و یا حتی اون رو به بند کشید قوه ی عقل شماست. مهمترین سلاحیه که دارید.
اونوقت شیطان با وسواس دقیقاً دست میذاره روی تضعیف قوه ی عقل. (ببینید زیرکی شیطان تا کجاست) بنابراین هیچ تسلطی بر شیطان نخواهید داشت و در مقابل سایر گناهان هم خیلی زود تسلیم میشید.


با وسواس هیچ فردی آینده ی خوبی نخواهد داشت. چه در خانواده ، چه در ازدواج ، چه در دنیا و چه در آخرت.
!...Nobody's perfect
#11
سلام

پرشان عزیز زد تو خال

منم دچار این وسواس شده بودم توی خوندن قران

خیلی اذیتم میکرد تازه شروع کرده بودم تو کانون قران خوندن رو

همش هی میخوندم هی چیزی تو ذهنم میگفت اشتباه خوندی دوباره از اول بخون شاید تو یک خط قران خوندن 10 دقیقه گیر میکردم

خیلی ازار دهنده بود و قران خوندن اصلا برام لذت بخش نبود

تا اینکه سعی کردم تلاش کردم بهش مقابله کنم 

همین بی اعتنایی که داداش پرشان بهش اشاره کرد

کنارش صوت قران رو هم گرفتم بهم کمک کرد که به این مشکل غلبه کنم

الحمدلله53
Khansariha (121) آثار هنری به دو دلیل ارزشمندند، اول اینکه توسط استادان به وجود آمده اند. دوم اینکه تعدادشان کم است .شما گنج پر ارزشی هستید، زیرا توسط بزرگترین استاد خلق شده اید و فقط یکی هستید. Khansariha (121)


#12
سلام .. مطالبی در مورد انواع وسواس و راه درمان ان تقریبا جامه هست و به انواع وسواس و راه درمان اشاره شده ...

وسواس چیست و چگونه آن را درمان كنیم؟

وسواس یك ایده، فكر، تصور، احساس یا حركت مكرر یا مضر است كه با نوعى احساس اجبار و ناچارى ذهنى و علاقه به مقاومت در برابر آن همراه است. بیمار متوجه بیگانه بودن حادثه نسبت ‏به شخصیت‏ خود بوده از غیرعادى و نابهنجار بودن رفتار خود آگاه است. روان شناسان وسواس را نوعى بیمارى از سرى نِوروزهاى شدید مى ‏دانند كه تعادل روانى و رفتارى را از بیمار سلب می کند و او را در سازگارى با محیط دچار اشكال مى ‏سازد و این عدم تعادل و اختلال داراى صورتى آشكار است.
روانكاوان نیز وسواس را نوعى غریزه واخورده و ناخودآگاه معرفى مى ‏كنند و آن را حالتى مى ‏دانند كه در آن، فكر، میل، یا عقیده‏ اى خاص، كه اغلب وهم‏ آمیز و اشتباه است آدمى را در بند خود مى ‏گیرد، آنچنان كه اختیار و اراده را از او سلب می کند و بیمار را وامى ‏دارد كه حتى رفتارى را برخلاف میل و خواسته ‏اش انجام دهد و بیمار هرچند به بیهودگى كار یا افكار خود آگاه است اما نمى ‏تواند از قید آن رهایى یابد.
وسواس به صورت هاى مختلف بروز مى‏ كند و در بیمار مبتلاى به آن این موارد ملاحظه مى‏ شود:
اجتناب؛ تكرار و مداومت؛ تردید؛ شك در عبادت؛ ترس؛ دقت و نظم افراطى؛ اجبار و الزام؛ احساس بن بست؛ عناد و لجاجت.

وسواس همگام با بلوغ و در غلیان شهوت در افراد پایه گرفته و تدریجاً رشد می‏كند. اگر در آن ایام شرایط براى درمان مساعد باشد بهبودهاى نسبى و دوره‏اى پدید می‏آید وگرنه بیمارى سیر مداوم و رو به رشد خود را خواهد داشت تا جایى كه خود بیمار به ستوه میآید.

علائم دیگر: در مواردى وسواس به صورتِ خود را در معرض تماشا گذاردن، دله دزدى، آتش زدن جایى، درآوردن جامه خود، بیقرارى، بهانه‏ گیرى، بى‏ خوابى، بدخوابى، بى ‏اشتهایى،... متجلى مى‏ شود آنچنانكه به اطرافیان فرد این احساس دست مى ‏دهد كه نكند وی دیوانه شده باشد.
انواع وسواس: وسواس هایى كه تمام فكر و اندیشه افراد را تحت تأثیر قرار می دهد و احاطه ‏شان مى ‏كند معمولاً به صورت هاى زیر است:

وسواس فكرى:
این وسواس به صورت هاى مختلف خود را نشان مى‏ دهد كه برخى از نمونه‏ هاى آن به شرح زیر است:

اندیشه درباره بدن:
بدین گونه كه بخشى مهم از اشتغالات ذهنى و فكرى بیمار متوجه بدن اوست. او دائما به پزشك مراجعه مى ‏كند و در صدد به‏ دست آوردن دارویى جدید براى سلامت ‏بدن است.

رفتار حال یا گذشته:
مثلاً در این رابطه مى ‏اندیشد كه چرا در گذشته چنین و چنان كرده؟ آیا حق داشته است فلان كار را انجام دهد یا نه؟ و یا آیا امروز كه مرتكب فلان عمل مى ‏شود آیا درست مى ‏اندیشد یا نه؟ تصمیمات او رواست ‏یا ناروا؟
در رابطه با اعتقادات: گاهى فكر وسواسى زمینه را براى تضادها و مغایرت‏هاى اعتقادى فراهم مى‏ سازد. مسایلى در زمینه حیات و ممات، خیر و شر، وجود خدا و پذیرش یا طرد مذهب ذهن او را به خود مشغول مى ‏دارد.

اندیشه افراطى:
گاهى وسواس در مورد امرى به صورت افراط در قبول یا رد آن است ‏با این كه بیمار خلاف آن را در نظر دارد ولى به صورتى است كه گویى اندیشه مزاحمى بر او مسلط است كه او را ناگزیر به دفاع از یك اندیشه غلط مى ‏سازد، از آن دفاع و یا آن را طرد مى‏ كند بدون این كه آن مسئله كوچكترین ارتباطى با زندگى او داشته باشد؛ مثلاً در رابطه با دارویى عقیده‏اى افراطى پیدا مى‏ كند به گونه‏ اى كه طول عمر، بقاى زندگى و رشد خود را در گرو مصرف آن دارو مى‏داند، اگرچه در اثر مصرف به چنان نتیجه‏ اى دست نیابد.

2 - وسواس عملى:
وسواس عملى به شكل هاى گوناگون خود را بروز مى‏ دهد كه ما به نمونه‏ ها و مواردى از آن اشاره مى‏ كنیم :
شستشوى مكرر: مردم برحسب عادت تنها همین امر را وسواس مى‏ دانند و این بیمارى نزد زنان رایجتر است.

رفتار منحرفانه:
جلوه آن در مواردى به صورت دزدى است و این امر حتى در افرادى دیده مى‏ شود كه هیچ‏ گونه نیاز مادى ندارند.

دقت وسواسى:
نمونه‏ اش را در منظم كردن دگمه لباس و... مى‏ بینیم و وضعیت فرد به گونه ‏اى است كه گویى از این امر احساس آرامش مى‏ كند.

شمردن:
شمردن و شمارش‏ها در مواردى مى‏ تواند از همین قبیل به حساب آید مثل شمردن نرده‏ها با اصرار بر این كه اشتباهى در این امر صورت نگیرد.

راه رفتن:
گاهى وسواس‏ها به صورت راه رفتن اجبارى است. شخص از این سو به آن سو راه مى ‏رود و اصرار دارد كه تعداد قدم ها معین و طبق ضابطه باشد. مثلاً فاصله بین دو نقطه از ده قدم تجاوز نكند و هم از آن كمتر نباشد.

- وسواس ترس:
صورت هاى ترس وسواسى عبارت است از: ترس از آلودگى - ترس از مرگ - ترس از دفع - ترس از محیط محدود - ترس از امرى خلاف اخلاق - ترس از تحقق آرزو.

4- وسواس الزام:
در این نوع وسواس، فرد نمى ‏تواند خود را از انجام عمل و یا فكرى بیرون آورد و در صورت رهایى از آن فكر و خوددارى از آن عمل، موجبات تنش در او پدید خواهد آمد.
وسواس در چه كسانی بروز می كند؟

الف) در رابطه با سن
تجارب حیات عادى افراد نشان مى‏دهد كه وسواس همگام با بلوغ و در غلیان شهوت در افراد پایه گرفته و تدریجاً رشد مى‏كند. اگر در آن ایام شرایط براى درمان مساعد باشد بهبودهاى نسبى و دوره‏اى پدید مى‏آید وگرنه بیمارى سیر مداوم و رو به رشد خود را خواهد داشت تا جایى كه خود بیمار به ستوه مى‏آید.

ب) در رابطه باهوش:
بررسی هاى علمى نشان داده‏اند كه وضع هوشى افراد وسواسی در سطحى متوسط و حتى بالاتر از حد متوسط است. وسواسى‏هایى كه داراى هوش اندك و یا با درجه ضعیف باشند بسیار كم هستند؛ بر این اساس رفتار آنها نباید حمل بر كم ‏هوشى شان شود.

ج) در رابطه با اعتقاد:

د) در رابطه با شخصیت و محیط:
تجارب نشان داده‏اند آنهایى كه در زندگى شخصى حساس‏ترند امكان ابتلایشان به بیمارى وسواس بیشتر است و غلبه وسواس بر آنها زیادتر است. در بین فرزندانى كه والدینشان معمولاً محكومشان مى ‏كنند این بیمارى بیشتر دیده مى ‏شود.

گاهى وسواس فردى بزرگسال نشأت گرفته از منع‏هاى شدید دوران كودكى و حتى نوجوانى و جوانى است. مته بر خشخاش گذاردن والدین و مربیان، ایرادگیری هاى بسیار، توقعات فوق العاده از زیر دستان، اگر چه ممكن است كار را برطبق مذاق خواستاران پدید آورد، معلوم نیست عاقبت ‏خوش و میمونى داشته باشد.

پاره‏اى از تحقیقات نشان داده‏اند كه شخصیت والدین و حتى صفات ژنتیكى، روابط همگن خویى و محیطى در این امور مؤثرند؛ به همین نظر وسواس در بین دوقلوهاى یكسان بیشتر دیده مى‏ شود تا در دیگران، اگرچه ریشه ‏هاى اساسى و كلى این امر كاملاً مشهود نیست.
مسئله شخصیت را اگر با دامنه ‏اى وسیعتر مورد توجه قرار دهیم خواهیم دید كه این امر حتى در برگیرنده افراد و اشخاص از نظر جوامع هم خواهد بود. وسواس برخلاف بیمارى هیسترى است (كه اغلب در جوامع عقب نگهداشته شده دیده مى‏شود)، و در جوامع به ظاهر متمدن و پیشرفته و حتى در بین افراد هوشمند هم به میزانى قابل توجه دیده مى‏شود.

ریشه‏هاى خانوادگى وسواس
در مورد ریشه و سبب این بیمارى مطالب بسیارى ذكر شده كه اهم آنها عبارت اند از وراثت، شخصیت زیر ساز یا الحاقى، وضع هوشى، عوامل اجتماعى، عوامل خانوادگى، عوامل اتفاقى، رقابت‏ها، منع‏ها و... كه در اینجا به مواردى از آن اشاره مى‏ كنیم.

الف) وراثت:
تحقیقات برخى از صاحبنظران نشان داده است كه حدود چهل درصد وسواسی ها، این بیمارى را از والدین خود به ارث برده‏اند، اگرچه گروهى دیگر از محققان جنبه ارثى بودن آن را محتمل دانسته و قایل شده‏اند، انتقال زمینه‏هاى عصبى مى ‏تواند ریشه و عاملى در این راه باشد.

ب) تربیت :
در این مورد مباحثى قابل ذكرند كه اهم آنها عبارت اند از:
1- دوران كودكى:اعتقاد گروهى از محققان این است كه پنجاه درصد وسواس‏هاى افراد در سنین جوانى و پس از آن از دوران كودكى پایه ‏گذارى شده و تاریخچه زندگى آنها حاكى از دوران كودكى ویژه‏اى است كه در آن كشمكش‏ها و مقاومت‏ها و سرسختى‏هاى فوق العاده وجود داشته و كودك در برابر خواسته ‏هاى بزرگتران تاب مقاومت نداشته است.
2- شیوه تربیت:در پیدایش و گسترش وسواس، براى شیوه تربیت والدین نقش فوق العاده‏اى را باید قایل شد. بررسی ها نشان مى ‏دهد مادران حساس و كمال جو به صورتى ناخودآگاه زمینه را براى وسواسى شدن فرزندان فراهم مى‏ كنند و مخصوصاً والدینى كه رفتار طفل را براساس ضابطه خود به صورت دقیق مى‏ خواهند و انعطاف پذیرى كمترى دارند در این زمینه مقصرند. تربیت‏ خشك و مقرراتى در پیدایش و گسترش این بیمارى زیاد مؤثر است. نحوه از شیر گرفتن كودك به صورت ناگهانى، گسترش آموزش مربوط به نظافت و طهارت و كنترل كودك در رفتار مربوط به نظم و تربیت و دقت او هم در این امر مؤثر است.
3- تحقیر كودك:عده‏اى از بیماران وسواسى كسانى هستند كه دائما این عبارت به گوششان خورده است كه: آدم بى عرضه‏اى هستى، لیاقت ندارى، در خور آدم نیستى، به درد زندگى نمى‏ خورى... و از بابت عدم لیاقت‏ خود توسط والدین، مربیان، خواهران، و برادران ارشد سركوفت ‏شنیده و تنبیه شده‏اند. این گونه برخوردها بعداً زمینه را براى ناراحتى عصبى و یا وسواس آنها فراهم كرده است.
4- ناامنى‏ها: پاره‏اى از تحقیقات نشان داده‏اند برخى از آنها كه دوران حیات كودكى آشفته‏اى داشته و با ترس و ناامنى همساز بوده‏اند بعدها به چنین بیمارى دچار شده‏اند. آنها در مرحله كودكى وحشت از آن داشته‏ اند كه نكند كار و رفتارشان مورد تأیید والدین و مربیان قرار نگیرد. اینان در دوران كودكى براى راضى كردن مربیان خود مى‏ كوشیدند و سعى داشته‏اند كه دقتى افراطى درباره كارهاى خود روا دارند و در همه مسائل، با باریك ‏بینى و موشكافى وارد شوند.
5- منع‏ها: گاهى وسواس فردى بزرگسال نشأت گرفته از منع‏هاى شدید دوران كودكى و حتى نوجوانى و جوانى است. مته بر خشخاش گذاردن والدین و مربیان، ایرادگیری هاى بسیار، توقعات فوق العاده از زیر دستان، اگر چه ممكن است كار را برطبق مذاق خواستاران پدید آورد، معلوم نیست عاقبت ‏خوش و میمونى داشته باشد.
6- خانواده افراد وسواسى: بررسی ها نشان داده‏اند:
- اغلب وسواسى‏ ها والدین لجوج داشته‏ اند كه در وظیفه خواهى از فرزندان، سماجت ‏بسیار نشان مى ‏داده‏اند.
- ایرادگیر و عیب جو بوده‏اند؛ اگر مختصر لغزشى از فرزندان خود مى ‏دیدند، آن را به رخ فرزندان مى‏ كشیدند.
- خسیس و ممسك بوده‏اند به طورى كه كودك براى دستیابى به هدفى ناگزیر به اصرار بوده است و بالاخره افرادى كم گذشت، طعنه زن، و ملامتگر بوده‏اند و كودك سعى مى ‏كرده خود را در حضور آنها دائماً جمع و جور كند تا سرزنش نشود.

درمان :
براى درمان مى ‏توان از راه و رسم ‏ها و وسایل و ابزارى استفاده كرد كه یكى از آنها تغییر محیطى است كه بیمار در آن زندگى مى‏كند.
1- تغییر آب و هوا: دور ساختن بیمار از محیط خانواده، و اقامت او در یك آسایشگاه و واداشتن او به زندگى در یك منطقه خوش آب و هوا براى تخفیف اضطراب و درمان بیمار اثرى آرامش بخش دارد و این امرى است كه اولیاى بیمار مى ‏توانند به آن اقدام كنند.
2- تغییر شرایط زندگى:از شیوه‏هاى درمان این است كه زندگى بیمار را به محیطى دیگر بكشانیم و وضع او را تغییر دهیم. او را باید به محیطى كشاند كه در آن مسئله حیات سالم و دور از اغتشاش و اضطراب مطرح باشد و بناى اصلى شخصیت او از دستبردها دور و در امان باشد. بررسی هاى تجربى نشان مى ‏دهند كه در مواردى با تغییر شرایط زندگى و حتى تغییر خانه و محل كار و زندگى، بهبود كامل حاصل مى‏شود.

3- ایجاد اشتغال و سرگرمى: تطهیرهاى مكرر و دوباره‏كارى‏ها بدان خاطر است كه بیمار وقت و فرصت كافى براى انجام آن در خود احساس مى‏ كند و وقت و زمانى فراخ در اختیار دارد. بدین سبب ضرورى است در حدود امكان سرگرمى او زیادتر گردد تا وقت اضافى نداشته باشد. اشتغالات یكى پس از دیگرى او را وادار خواهد كرد كه نسبت‏به برخى از امور بى‏اعتماد گردد، از جمله وسواس.
4- زندگى در جمع:فرد وسواسى را باید از گوشه ‏گیرى و تنهایى بیرون كشید. زندگى در میان جمع خود مى‏تواند عاملى و سببى براى رفع این حالت‏ باشد. ترتیب دادن مسافرت هاى دسته جمعى كه در آن همه افراد ناگزیر شوند شیوه واحدى را در زندگى پذیرا شوند، در تخفیف و حتى درمان این بیمارى مخصوصاً در افرا كمرو مؤثر است.
5- شیوه‏هاى اخلاقى: رودربایستى‏ها و ملاحظات فیمابین كه هر انسانى به نحوى با آن مواجه است تا حدود زیادى سبب تخفیف این بیمارى مى‏ شود. طرح سؤالات انتقادى توأم با لطف و شیرینى، به ویژه از سوى كسانى كه محبوب و مورد علاقه بیمارند در امر سازندگى بیمار بسیار مؤثر است و مى‏ تواند موجب پیدایش تخفیف هایى در این رابطه شوند و البته باید سعى بر این باشد كه «انتقاد» به «ملامت» منجر نشود و روح بیمار را نیازارد. احیاى غرور بیمار در مواردى بسیار سبب درمان و نجات او از عوامل آزار دهنده و خفت و خوارى ناشى از پذیرش رفتارهاى ناموزون وسواسى است و به بیمار قدرت مى ‏دهد. باید گاهى غرور فرد را با انتقادى ملایم زیر سؤال برد و با كنایه به او تفهیم كرد كه عُرضه اداره و نجات خویش را ندارد تا او بر سر غرور آید و خود را بسازد. باید به او القا كرد كه مى ‏تواند خود را از این وضع نجات دهد. همچنین باید به بیمار اجازه داد كه درباره افكار خود اگر چه بى معنى است صحبت كند و از انتقاد ناراحت نباشد.
6- تنگ كردن وقت: بیش از این هم گفته ‏ایم كه گاهى تن دادن به تردیدها ناشى از این است كه بیمار خود را در فراخى وقت و فرصت‏ ببیند و براى درمان ضرورى است كه در مواردى وقت را بر فرد وسواسى تنگ كنند. در چنین مواردى لازم است ‏با استفاده از فنون و شیوه‏هایى او را به كارى مشغول دارید و به امر و وظیفه‏ اى وادار نمایید تا حدى كه وقتش تنگ گردد و ناگزیر شود با سر هم كردن عمل و وظیفه كار و برنامه خود را اگرچه نادرست است‏ سریعاً انجام دهد. تكرار و مداومت در چنین برنامه‏ اى در مواردى مى‏تواند به صورت جدى در درمان مؤثر باشد.
7- زیر پا گذاردن موضوع وسواس: در مواردى براى درمان بیمار چاره‏اى نداریم جز این كه به او القا كنیم به قول معروف به سیم آخر بزند، حتى با پیراهنى كه او آن را نجس مى‏ داند و یا با دست و بدنى كه او تطهیر نكرده مى‏ شمارد و به نماز بایستد و وظیفه‏ اش را انجام دهد. به عبارت دیگر بیمار را واداریم تا همان كارى را كه از آن مى‏ ترسد انجام دهد. تنها در چنین صورتی است كه در مى ‏یابد هیچ واقعه ‏اى اتفاق نمى‏ افتد.

شیوه‏هاى اصولى در درمان وسواس:
الف) روان پزشكى: اگر رفتار و یا عمل وسواسى شدید شود نیاز به متخصص روانى و درمانگرى است كه در این زمینه اقدام كند. كسى كه تعلیمات تخصصى و تحصیلى ‏اش در روان پزشكى او به او اجازه مى‏ دهد كه براى شناخت ریشه بیمارى و درمان بیمار اقدام نماید. علاوه بر اینكه در زمینه ریشه‏یابى‏ها كار و تلاش كرده و دائما در رابطه با خود هم اقداماتى بعمل آورده و لااقل حدود 300-200 ساعتى هم در رابطه با شناخت‏ خویش گام برداشته است. اینان اجازه دارند كه در موارد لازم نسخه بنویسند و یا داروهایى تجویز كنند و یا شیوه‏هاى دیگرى را که براى درمان لازم مى ‏بینند به كار گیرند.
گاهى لازم است كه بیماران را در مؤسسات روان ‏پزشكى یا در بیمارستان‏ها به طرق روانكاوى و روان‏درمانى درمان نمایند و در موارد ضرور باید آنها را بسترى نمود. درمان بیمارى براى برخى از افراد بسیار ساده و آسان و براى برخى دیگر بسیار سخت است؛ به ویژه كه شرایط اقتصادى و اجتماعى بیمار هم در این امر مؤثر است.
ب) روان درمانى: این هم نوعى درمان است كه توسط روانكاو یا روان شناس صورت مى‏ گیرد و آن یك همكارى آزاد بین بیمار و درمان كننده مبتنى بر اعمال متقابل است كه براساس روابطى نسبتاً طولانى و طبق هدف و برنامه ریزى مشخصى به پیش مى‏ رود. درمان اختلال به‏ صورت مكالمه و صحبت و یا هر شیوه مفیدى كه قادر به اصلاح زندگى روانى فرد باشد انجام مى ‏گیرد. در این درمان گاهى هم ممكن است از دارو استفاده شود. البته اصل بر این است كه براساس شیوه مصاحبه و گفتگو زمینه براى یك تحول درونى فراهم شود.
اصولى در روان درمانى: در روان درمانى افراد، همواره سه اصل مورد نظر است و مادام كه به این جنبه‏ها توجه نشود امكان اصلاح و درمان نخواهد بود:
الف - اصلاح محیط: و غرض محیط زندگى بیمار، توجه به امنیت آن، بررسى اصول حاكم بر جنبه ‏هاى محبتى و انضباطى، نوع روابط و معاشرت ها، فعالیت هاى تفریحى، گردش ها، تلاش هاى جمعى، مشاركت ها در امور،... است.
ب - ارتباط خوب و مناسب:در روان درمانى آنچه مهم است، داشتن و یا ایجاد روابط خوب و مناسب همدردى و همراهى، كمك كردن، دادن اعتبار و رعایت احترام، وانمود كردن حق به جانبى براى بیمار، تقویت قدرت استدلال، بیان خوب، خوددارى از سرزنش و... است.
ج - روانكاوى و روان درمانى: كه در آن تلاشى براى ریشه ‏یابى، ایجاد زمینه براى دفاع خود بیمار از وضع و حالات خود، گشودن عقده‏ها، توجه دادن بیمار به ریشه و منشاء اختلال خود، القائات لازم و... است.
دکتر علی زاده
حضرت علي (علیه السلام ) 
 نفس متجاوز و سرکش خويش را با ترک عادات ناپسند خوار نمائيد و با انجام اوامر الهي وادارش سازيد و بار غرامتهاي تخلفش را بر وي تحميل نمائيد ، با ارتکاب مکارم اخلاق زينتش کنيد و از پليديهاي گناه مصونش داريد.

اپیلکشن ترک گناه
 سپاس شده توسط


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان