دوست خوبم به کانون ترک خودارضایی خوش اومدی. اگر این پیغام رو می بینی، به این خاطر هست که هنوز ثبت نام نکردی. برای ثبت نام اینجا کلیک کن تا به ما ملحق شی و از تمام امکانات سایت استفاده ببری.
اگر قبلا ثبت نام کردی، می تونی از اینجا وارد شی.

نظرسنجی: این مقاله را چگونه ارزیابی می کنید؟
این نظرسنجی بسته شده است.
عالی
52.00%
13
52.00%
بسیار خوب
16.00%
4
16.00%
خوب
16.00%
4
16.00%
متوسط
8.00%
2
8.00%
ضعیف
0%
0
0%
بسیار ضعیف
8.00%
2
8.00%
در کل
25 رأی
100%
*شما به این گزینه رأی داده‌اید.

امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

10) بر چه اساس خود ارضایی در اسلام حرام گشته است؟

#1
موضوع مقاله: بر چه اساس خود ارضایی در اسلام حرام گشته است؟
نویسنده: نا مشخص!
منبع: پی سی پارسی

(تمامی قسمت هایی که به رنگ این متن در آمده اند نوشته ی ققنوس می باشد.)

« خود ارضایی » یعنی اینکه انسان با خودش کاری کند که از او منی بیرون بیاید، این عمل دارای انواعی است؛ مثل بازی کردن با دست، گوش کردن به سخن و صدای زن نامحرم، رد و بدل کردن حرف های عاشقانه، در خیال آوردن و فکر کردن به مسائل شهوت انگیز، نگاه کردن به عکس یا فیلم یا مناظر شهوت آلود و ... اگر کسی با اختیار یکی از این اعمال را به قصد خروج منی انجام دهد و منجر به خروج منی از انسان بشود، خود ارضایی و حرام است.


در قرآن مجید در آیاتی که خداوند متعال صفات مؤمنین را (در سوره مؤمنون) و صفات اهل بهشت را (در سوره معارج) بیان می کند:« و آنها كه دامان خويش را (از بى‏عفّتى) حفظ مى‏كنند، (*) جز با همسران و كنيزان (كه در حكم همسرند آميزش ندارند)، چرا كه در بهره‏ گيرى از اينها مورد سرزنش نخواهند بود! (*) و هر كس جز اينها را طلب كند، متجاوز است! (*) » حرمت این کار بیان شده است. چرا که «خود ارضایی» نیز بهر گیری جنسی از غیر راه هایی است که در آیه مجاز شمرده شده است. [1]


روایات زیادی از ائمه معصومین (ع) بر حرام بودن آن دلالت دارد. از این عمل در روایات با عناوین و اسامی مختلفی مثل دلک (مالیدن آلت با دست )، بازی با آلت (عَبِثَ بِذَكَرِهِ )، الْخَضْخَضَةِ، النَّاكِحُ نَفْسَهُ (ازدواج با خود) و نَاكِحُ الْكَفِّ (ازدواج باکف دست) تعبیر شده است در اینجا به چند روایت اشاره می کنیم:


1) امام صادق (ع) در باره مردی که با چهارپایان نزدیکی می کند یا از راه مالیدن آلت تناسلی با دست جنب می شود فرمود :این کارها و شبه آن زنا هستند. [2]

2) امام صادق (ع) فرمود : مردی را پیش حضرت علی(ع) آوردند که با آلت خود بازی کرده (و به این طریق خود را ارضا می کرد)، حضرت آنقدر بر روی دست های او زدند که دستانش قرمز شد و سپس با بوجه بیت المال او را متأهل نمودند. [3]


3) امام صادق (ع) در جواب مردی که در باره "خضخضه" ( خود ارضایی با دست) از او سؤال کرد، فرمود :این کار از گناهان بزرگ است و ازدواج با کنیزان از چنین کاری بهتر است. [4]


4) ابو بصیر گوید از امام صادق (ع) شنیدم که فرمود: خداوند در روز قیامت با سه گروه حرف نمی زند و به آنان نظر نمی کند و آنان را از گناهان پاکیزه نمی سازد و برای آنان عذابی دردناک است 1-... 2- کسی که با خود نکاح (خود ارضایی) کرده است. 3- ... [5]


5) از امام صادق (ع) در باره "خضخضه" ( خود ارضایی با دست) سؤال شد، در جواب فرمود: گناه بزرگی است که خداوند متعال در کتابش (قرآن) از آن نهی کرده است و کسی که چنین کاری را انجام دهد مثل این است که با خود ازدواج کرده باشد و اگر من بدانم که کسی این کار را انجام داده است با او غذا نمی خورم! سؤال کننده عرض کرد: ای پسر رسول خدا نهی خداوند متعال در کتابش را برای من بیان کنید ! حضرت فرمود: این آیه که می فرماید : کسی که از غیر این (راه های مجاز های شرعی برای نیاز های جنسی خود) استفاده کند ظلم کرده است... [6]


6) پیامبر اکرم (ص) فرمود: کسی که با کف دست خود ازدواج کند (خود اضایی با دست) از رحمت خدا به دور است. [7]


این بخشی از روایاتی است که به خوبی دلالت بر ناپسند بودن و حرمت استمناء و خود ارضایی دارد. یکی از علت های اینکه اسلام چنین کاری را حرام کرده است ضرر های جسمی و روحی و روانی زیادی است که در این عمل وجود دارد و امروزه علم توانسته است بخشی از آن را کشف کند. علت های دیگر آن ممکن است در آینده کشف و روشن شود.

پاره ای از این عوامل روشن شده است که در مقالات گذشته بیان شد و بقیه مقالات در آینده، به لطف خدا، بیان خواهد شد.


برای آگاهی بیشتر رجوع شود به:

1. نمایه: راه نجات از استمناء، سؤال ۱۰۸۳.

2. نمایه: استمناء، سؤال 330.


--------------------------------------------------------------------------------

[1] مجمع الرسائل محشی(همراه حاشیه)، صاحب جواهر الکلام(ره)، ج 1، ص 447، مسئله ی 1411؛ مناسک محشی، شیخ مرتضی انصاری(ره)، ص 34؛ مناسک محشی، امام خمینی(ره)، ص 163، ص 334.

[2] وسائل‏الشيعة ج: 20 ص: 352 بَابُ 28- بَابُ تَحْرِيمِ الِاسْتِمْنَاءِ حدیث25805- وَ قَدْ تَقَدَّمَ حَدِيثُ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي الرَّجُلِ يَنْكِحُ بَهِيمَةً أَوْ يَدْلُكُ فَقَالَ كُلُّ مَا أَنْزَلَ بِهِ الرَّجُلُ مَاءَهُ مِنْ هَذَا وَ شِبْهِهِ فَهُوَ زِنًا

[3] وسائل‏الشيعة ج: 20 ص: 352 بَابُ 28- بَابُ تَحْرِيمِ الِاسْتِمْنَاءِ حدیث25805 مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع أُتِيَ بِرَجُلٍ عَبِثَ بِذَكَرِهِ فَضَرَبَ يَدَهُ حَتَّى احْمَرَّتْ ثُمَّ زَوَّجَهُ مِنْ بَيْتِ الْمَالِ25806”

[4] وسائل‏الشيعة ج: 20 ص: 353 حدیث25808- وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْخَضْخَضَةِ فَقَالَ هِيَ مِنَ الْفَوَاحِشِ وَ نِكَاحُ الْأَمَةِ خَيْرٌ مِنْهُ

[5]  وسائل‏الشيعة ج : 20 ص : 354 حدیث 25810 مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ فِي الْخِصَالِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الطَّيَالِسِيِّ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ عَوْنٍ عَنْ أَبِي نَجْرَانَ التَّمِيمِيِّ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ ثَلَاثَةٌ لَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ لَا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ وَ لَا يُزَكِّيهِمْ وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ النَّاتِفُ شَيْبَهُ وَ النَّاكِحُ نَفْسَهُ وَ الْمَنْكُوحُ فِي دُبُرِهِ



[7] مستدرك‏الوسائل ج: 14 ص: 356باب23-حدیث 16948- 2- عَوَالِي اللآَّلِي، قَالَ النَّبِيُّ ص نَاكِحُ الْكَفِّ مَلْعُونٌ.
زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

#2
خب چند تا دلیل حرام بودن خ.ا. در اسلام رو می آرم.ان شا ا.. که جای درست پست دادم.وگرنه عذرخواهی:koo:




1)اجماع فقها


بسیارى از علماى شیعه نسبت به حرمت استمناء ادّعاى اجماع کرده اند، و هیچ مخالفى از فقهاى شیعه در این مسأله وجود ندارد. هرچند برخى از علماى اهل سنّت آن را حرام نمى دانند(1).
به نمونه هایى از کلمات فقها توجّه فرمایید:

1 - علاّمه حلّى(2)، آن فقیه بزرگ و کم نظیر، مى فرماید:
«یحرم الاستمناء بالید عند علمائنا و هو قول اکثر اهل العلم...، و حکى ابن المنذر عن عمرو بن دینار انه رخص فیه و به قال احمد بن حنبل;(3)خودارضایى به وسیله ى دست به نظر تمام علما و دانشمندان شیعه حرام است. و این نظریّه ى اکثر علما و فقهاى اهل سنّت است... البتّه ابن منذر ـ از فقهاى اهل سنّت ـ از عمرو بن دینار (که یکى از فقهاى گمنام اهل سنّت است) نقل کرده که وى آن را جایز شمرده، و احمد بن حنبل نیز آن را پذیرفته است».

2 - نویسنده ى کتاب ریاض المسایل(4) مى گوید:«و من استمنى اى استدعى اخراج المنى بیده او بشىء من اعضائه او اعضاء غیره سوى الزوجة و الامة المحللة عزّ ربما یراه الامام و الحاکم لفعله المحرم اجماعاً(5); و هر شخصى با دست یا دیگر اعضاى بدنش یا اعضاى بدن غیر از همسرش کارى کند که منتهى به خروج منى گردد حاکم شرع او را تعزیر مى کند; زیرا به اجماع علماء و دانشمندان مرتکب کار حرامى شده است».

3 - فقیه پر توان و برجسته، آقاى نجفى(6)، نویسنده ى کتاب ارزشمند جواهر الکلام در یک جمله ى کوتاه مى گوید:
«للاتفاق ظاهراً على الحرمة المستفادة مما عرفت و من قوله تعالى...(7); زیرا ظاهراً فقها اجماع بر حرمت استمناء دارند و این حرمت از روایاتى که (در کلام صاحب جواهر) گذشت و برخى از آیات قرآن استفاده مى شود».

4 - سیّد ابو المکارم ابن زهرة(8) در کتاب غنیة النزوع مى فرماید:
«ان التعزیر یجب بفعل القبیح و الاخلال بالواجب الذى لم یرد الشارع بتوظیف حد علیه... و یعزر من استمنى بیده... کل ذلک بدلیل اجماع الطائفة;(9)انجام هر کار زشت و ترک هر کار واجبى که مجازات خاصّى براى آن بیان نشده تعزیر دارد... و کسى که مبتلى به استمناء با دست شده تعزیر مى شود... همه ى این ها به اجماع علماى شیعه ثابت شده است».

5 - ماوردى(10) از فقهاى اهل سنّت مى گوید:
«فاما الاستمناء بالید و هو استدعاء المنى بالید فهو محظور، و قد حکى الشافعى عن بعض الفقهاء اباحته... و هو خط(11); و امّا استمناء با دست که عبارت است از طلب انزال منى با دست، حرام است. ولى شافعى از برخى فقها نقل کرده که مباح است... امّا این نظریّه صحیح نیست».
نتیجه این که خودارضایى به اتّفاق تمام فقهاى شیعه و اکثریّت علماى اهل سنّت حرام است. البتّه اجماع با وجود مدارک دیگر، دلیل مستقلّى محسوب نمى شود، ولى سایر ادلّه، را که خواهد آمد، تأیید مى کند.

(1) .الحاوى الکبیر، ج 9، ص 320.
(2) .شیخ حسن بن یوسف بن مطهر الحلّى، مشهور به علاّمه ى حلّى، از فقهاى نامدار شیعه در قرن هفتم محسوب مى شود. وى در ماه مبارک رمضان سال 648 هـ.ق در شهر حلّه لبنان به دنیا آمد، و در سنّ هفتاد و هشت سالگى، یعنى در سال 726 هـ.ق به ملاقات پروردگارش شتافت. او خدمات شایانى به مکتب اهل البیت کرد; از جمله شاگردان فراوانى تربیت نمود، به گونه اى که 500 نفر مجتهد در درس وى شرکت مى کردند.
(3) .تذکرة الفقهاء، ج 2، ص 577.
(4) .میر سیّد على بن السید محمد بن ابى المعالى الصغیر بن ابى المعالى الکبیر الطباطبائى، کتاب «ریاض المسائل و حیاض الدلائل» را به رشته ى تحریر در آورد. این فقیه بزرگ در سال 1161 هـ.ق در کاظمیّه ى عراق به دنیا آمد، و در سال 1231 هـ.ق در سنّ هفتاد سالگى در همان شهر نداى حق را لبّیک گفت.
(5) .ریاض المسایل، ج 2، ص 500.
(6) .محمّد بن حسن بن الشیخ عبد الرحیم بن آغا محمد الصغیر بن عبد الرحیم الشریف الکبیر، معروف به صاحب جواهر، از فقهاى ژرف اندیش و نکته سنج و عمیق شیعه است، که یکى از مفصّل ترین کتب فقهى استدلالى شیعه را به رشته ى تحریر درآورده است. ولادتش را آغاز قرن سیزدهم، و وفاتش را ماه شعبان سال 1266 هـ.ق ذکر کرده اند.
(7) .جواهر الکلام، ج 41، ص 648.
(8) .حمزة بن على بن زهرة الحسینى الاسحاقى الحلى از فقهاى قرن ششم، آثار متعدّدى از خود به جا گذاشته است. وى در سال 511 هـ.ق متولّد شد، و در سال 585 هـ.ق از دنیا رفت.
(9) .الجوامع الفقهیّه، ص 562.
(10) .ابوالحسن على بن محمد بن حبیب الماوردى البصرى در سال 364 هـ.ق به دنیا آمد و در سال 450 هـ.ق از دنیا رفت. وى کتاب مفصّلى در فقه شافعى نوشته، که در حقیقت شرح کتاب مختصر المزنى است. این کتاب به قلم یکى از شاگردان شافعى به نام اسماعیل بن یحیى بن اسماعیل بن عمرو بن مسلم المزنى به رشته ى تحریر درآمده است.
(11) .الحاوى الکبیر، ج 9، ص 320.


2)آیاتی از قرآن مجید


قرآن در دو مورد به حرمت استمناء اشاره کرده است:

1 - آیات پنجم تا هفتم سوره ى مؤمنون، که خداوند متعال در آن آیات مى فرماید:
«وَالَّذینَ هُمْ لِفُرُجِهِمْ حافِظُونَ * اِلّا عَلى اَزْواجِهِمْ اَوْ ما مَلَکَتْ اَیْمانُهُمْ فَاِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومین * فَمَنِ ابْتَغى وَراءَ ذلِکَ فَاُلئکَ هُمُ الْعادوُنَ; و آنها که دامان خود را حفظ مى کنند; جز در مورد همسران و کنیزانشان، که در بهره گیرى از آنان ملامت نمى شوند; و کسانى که جز این را طلب کنند، تجاوزگرند».

2 - آیات 29 تا 31 سوره ى معارج، که دقیقاً عین آیات پنجم تا هفتم سوره ى مؤمنون است.
چگونگى استدلال: تعبیر به «حفظ فروج» که در آیه ى اوّل آمده، عام است. یعنى هرگونه مناسبات و روابط جنسى را شامل مى شود و از آن نهى مى کند، مگر آنچه که استثناء شده، و آن مسایل جنسى مربوط به دو همسر است. ضمناً موضوع آیه تنها آمیزش جنسى نیست; بلکه هرگونه مسایل جنسى است، که طبیعتاً شامل استمناء هم مى شود و آن را تحریم مى کند.

سؤال: آیه ى شریفه صراحت در حرمت ندارد; چون کسانى که مناسبات جنسى غیر مجاز دارند را ملوم و مستحق سرزنش مى داند و سرزنش به تنهایى دلالت بر حرمت ندارد.

جواب: این مطلب صحیح است، ولى ما حرمت را تنها از واژه ى مذکور استفاده نکرده ایم، بلکه جمله ى «اُولئِکَ هُمُ الْعادُونَ»، که مبتلایان به مسایل جنسى غیر مجاز را تجاوزکار و ظالم معرفى کرده، نیز شاهد خوبى بر حرمت است.

سؤال: اگر به اطلاق آیات مذکور استدلال شود لازمه اش این است که آمیزش باهمسر در حال حیض و نفاس هم جایز باشد. آیا چنین مطلبى را مى پذیرید؟

​جواب: منظور از استثناء مذکور استثناء فى الجمله است. امّا موارد خاص، مانند آنچه که ذکر کردید، با دلیل خاص از عموم استثناء خارج مى شود. نتیجه این که بدون شک آیات مذکور دلالت بر حرمت خودارضایى دارد و لذا بسیارى از علماى شیعه(1) و اهل سنّت(2) براى تحریم استمناء به این آیات تمسّک جسته اند.

(1). از جمله مى توان به شهید ثانى در شرح لمعه، ج 2، ص 367، و مسالک الافهام، ج 2، ص 454، و صاحب جواهر در جواهر الکلام، ج 41، ص 648، و علامه ى حلّى در تذکرة الفقهاء، ج 2، ص 577، و صاحب ریاض در ریاض المسایل، ج 2، ص 500، و مرحوم مغنیة در کتاب فقه الامام جعفر الصادق(علیه السلام)، ج 6، ص 296، اشاره کرد.
(2) .از جمله مى توان به محیى الدین بن شرف النووى در المجموع، ج 21، ص 318، و محمد بن حبیب الماوردى در الحاوى الکبیر، ج 9، ص 320، و نویسندگان الموسوعة الفقهیّة الکویتیه، در جلد 4 کتاب مذکور، ص 98، اشاره کرد.


3)روایات معصومین(ع)


روایات فراوانى خودارضایى را تحریم مى کند، که عمدتاً در جلد 14 وسایل الشیعه، ابواب النکاح المحرم و جلد 18 همان کتاب، ابواب نکاح البهایم آمده است. ضمناً توجّه داشته باشید که هر چند تعدادى از این احادیث از نظر سند مشکل دارد، امّا اوّلاً: برخى از آنها سند معتبرى دارد. و ثانیاً: مجموع آنها متضافر است. و ثالثاً: این روایات مورد قبول و عمل مشهور فقها قرار گرفته است. و لذا، ضعف سند روایات ضعیف السند جبران مى شود. به این روایات توجّه فرمایید:

1. عمّار بن موسى از امام صادق(علیه السلام) در مورد مردى که با حیوانى آمیزش کرده، یا مرتکب استمناء شده بود، چنین نقل کرده است:
«کُلّ ما اَنزَلَ بِه الرَّجُلُ مائَهُ مِن هذا وَ شِبهِه فَهُوَ زِن(1); هر کارى از این قبیل و مانند آن، که سبب شود انسان نطفه اش را خارج سازد، حکم زنا دارد و حرام است».

2. امام صادق(علیه السلام) فرمود:
«اِنَّ اَمیرَ المُؤمِنینَ(علیه السلام) اُتِىَ بِرَجُل عَبَثَ بِذَکَِره فَضَرَبَ یَدَهُ حَتّى احْمَرَّت ثُمَّ زَوَّجَهُ مِن بَیْتِ الْمالِ(2); شخصى که خودارضایى کرده بود را خدمت امیرمؤمنان على(علیه السلام) آوردند (تا مجازاتش کند.) حضرت به قدرى بر دستش زد که سرخ شد. سپس از بودجه ى بیت المال مقدّمات ازدواجش را فراهم کرد».

3. شخصى از امام صادق(علیه السلام) پرسید: 
«خَضخَضه چه حکمى دارد؟ فَقالَ: هِىَ مِنَ الْفَواحِشِ(3); امام فرمود: خودارضایى جزء کارهاى زشت محسوب مى شود و حرام است».
«خضخضه» از مادّه ى «خضّ» به معناى هر گونه تحریکى است. ولى در خصوص استمناء، که نوعى تحریک جنسى به شمار مى رود، نیز استعمال شده است. و منظور از آن در این روایت، استمناء و خودارضایى است. ضمناً «فاحشه» در لغت عرب صفت فعل، و در فارسى وصف فاعل قرار مى گیرد.

4. ابوبصیر مى گوید:
«سَمِعْتُ اَبا عَبْدِالله(علیه السلام) یَقُولُ: ثَلاثَةٌ لا یُکَلِّمُهُمُ اللّهُ یَومَ القیامَةِ و لا یَنْظُرُ اِلَیْهِمْ وَ لا یُزَکیّهِم وَ لَهُمْ عَذابٌ اَلیمٌ; اَلنّاتِفُ شَیْبَهُ، وَ النّاکِحُ نَفسَهُ وَ الْمَنْکُوحُ فى دُبُرِهِ(4); شنیدم که امام صادق(علیه السلام) مى فرمود: خداوند در روز قیامت با سه گروه سخن نمى گوید و به آنها نظر رحمت نمى کند و آنان را پاکیزه نمى سازد و عذاب دردناکى در انتظار آنهاست: اوّل) کسى که محاسن خود را بکند. دوم) شخصى که مبتلى به خودارضایى شود. سوم) کسى که تن به لواط دهد».
این روایت به روشنى دلالت بر حرمت استمناء دارد.

5. امام باقر(علیه السلام) فرمودند:
«اِنَّ عَلِیّاً (علیه السلام) اُتِىَ بِرَجُل عَبَثَ بِذَکَرِه حَتّى اَنْزَلَ فَضَرَبَ یَدَهُ حَتّى احْمَرَّتْ. قالَ: وَ لا اَعْلَمُهُ اِلاّ قالَ: وَ زَوّجَهُ مِنْ بَیْتِ مالِ الْمُسْلِمینَ(5); شخصى که استمناء کرده بود را خدمت حضرت على (علیه السلام) آوردند (تا او را مجازات کند) حضرت به قدرى روى دستش زد تا سرخ شد. سپس با بودجه ى بیت المال همسرى برایش انتخاب کرد».
سؤال: آیا این روایت، تکرار حدیث دوم، که طلحة بن زید همین داستان را از امام صادق(علیه السلام) نقل کرد، محسوب نمى شود، و در واقع یک روایت نیست؟
جواب: در صورتى هر دو روایت، یک روایت شمرده مى شود که هم مضمون آن دو و هم راوى دو حدیث و هم شخصى که از او روایت شده یکى باشد.
در دو حدیث فوق هر چند مضمون هر دو روایت متحد است; امّا راوى روایت اوّل طلحة بن زید و راوى روایت دوّم زرارة و مروى عنه در حدیث اوّل امام صادق(علیه السلام) و در حدیث دوّم امام باقر(علیه السلام) است. بنابراین، یک حدیث محسوب نمى شود. علاوه بر این که الفاظ دو روایت هم مقدارى با هم متفاوت است.

6. احمد بن محمد بن عیسى در کتاب نوادرش از پدرش چنین نقل کرده است:
«سُئِلَ الصّادِقُ (علیه السلام) عَنِ الْخَضْخَضَةِ، فَقالَ: اِثْمٌ عَظیمٌ قَدْ نَهَى اللّهُ عَنْهُ فى کِتابِه وَ فاعِلُهُ کَناکِحِ نَفْسِه و لَوْ عَلِمْتَ بِما یَفْعَلُهُ ما اَکَلْتَ مَعَهُ، فَقالَ السّایِلُ: فَبَیِّنْ لى یَا ابْنَ رَسُولِ اللّهِ مِنْ کِتابِ اللّه فیهِ، فَقالَ: قَوْلُ اللّهِ: (فَمَنِ ابْتَغى وَراءَ ذلِکَ فَاُولئِکَ هُمُ الْعادُونَ) وَ هُوَ مِمّا وَراءَ ذلِکَ(6); از امام صادق(علیه السلام) در مورد استمناء سؤال شد. امام فرمود: گناه بزرگى است که خداوند متعال در قرآن مجید از آن نهى کرده است. و کسى که دست به این عمل زشت بزند مثل این است که با خودش آمیزش کرده است. و اگر مى دانستى که چه کارى انجام مى دهد با او هم غذا نمى شدى. سائل پرسید: کدام آیه ى قرآن دلالت بر حرمت استمناء دارد؟ امام فرمود: آنجا که خداوند فرمود: «کسانى که جز این (استفاده هاى جنسى از همسرانشان) را طلب کنند، تجاوزگرند» و استمناء مصداق «ماوراء ذلک» در آیه ى شریفه است».

7. اسحاق بن عمّار مى گوید از امام صادق (علیه السلام)پرسیدم:
«اَلزِّنا شَرٌّ اَوْ شُرِبُ الْخَمْرِ و کَیْفَ صارَفى شُرْبِ الْخَمْرِ ثَمانُونَ و فى الزِّنا مِائَةٌ؟ فَقالَ: یا اِسحاقُ! اَلْحَدُّ واحِدٌ وَلکِنْ زیدَ هذا لِتَضییعِهِ النُّطْفَةِ وَ لِوَضْعِه ایّاها فى غَیْرِ مَوْضِعِه الَّذى اَمَرَهُ اللّهُ بِه(7); آیا زنا بدتر است یا شرب خمر؟ چرا حدّ زنا یکصد ضربه تازیانه، و حدّ شرب خمر هشتاد تازیانه است؟ امام فرمود: حد در هر دو یکى است و بیست تاى اضافه در زنا، بخاطر آن است که زناکار نطفه را تضییع کرده، و آن را در جایى که خداوند متعال سفارش نموده قرار نداده است».
چگونگى استدلال: اگر معیار بیست شلاّق اضافه تضییع نطفه است، در استمناء هم این کار انجام مى شود، پس حرام است. به تعبیر دیگر، هرچند در این حدیث سخنى از استمناء به میان نیامده، امّا عموم علّتى که در کلام امام آمده، شامل استمناء نیز مى شود.

8و9. حسین بن خالد از امام رضا(علیه السلام) و اسحاق بن عمّار به نقل از امام کاظم (علیه السلام) روایت زیرا را در مورد کسى که (نعوذ بالله) با حیوانى آمیزش کرده بود نقل کرده اند:
«اگر آن حیوان براى آمیزش کننده باشد باید ذبح گشته، و پس از ذبح لاشه ى آن سوزانده شده و از گوشت آن استفاده نگردد. و بیست و پنج ضربه ى شلاق، 41 حدّ زنا، بر واطى جارى شود. و اگر حیوان متعلّق به دیگرى است، قیمت آن از واطى گرفته و به صاحب حیوان پرداخته مى شود، سپس حیوان ذبح گشته و لاشه اش سوزانده شده، و بیست و پنج ضربه تازیانه بر واطى جارى مى شود. راوى مى گوید: از امام پرسیدم: حیوان چه گناهى کرده که ذبح مى شود و لاشه اش را مى سوزانند؟ فرمود: «لا ذَنْبَ لَها وَلکِنْ رَسُولُ اللّهِ(صلى الله علیه وآله وسلم) فَعَلَ هذا وَ اَمَرَ به لِکَیْلا یَجْتَرِىَ النّاسُ بِالْبَهائِمِ وَ یَنْقَطِعَ النَّسْلُ(8); حیوان گناهى ندارد، ولى پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) این حکم را صادر نمود تا مردم جرئت این کار را نسبت به حیوانات نداشته باشند و نسل آنها قطع نشود».
در این دو روایت نیز هر چند تصریح به حرمت استمناء نشده، ولى چون علّت حرمت، انقطاع نسل که همان تضییح نطفه است بیان شده، شامل استمناء هم مى گردد. بنابراین، روایت فوق هم دلالت بر حرمت استمناء دارد.

​10. علىّ بن ریان نامه اى به امام هادى(علیه السلام) نوشت و پرسید:
«رَجُلٌ یَکُونُ مَعَ الْمَرْأَةِ لا یُباشِرُها اِلاّ مِنْ وَراءِ ثِیابِها وَ ثِیابَهُ فَیَتَحَرَّکُ حَتّى یُنْزِلُ، مَا الَّذى عَلَیْهِ وَ هَلْ یَبْلُغُ بِه حَدُّ الْخَضْخَضَةِ؟ فَوَقَّعَ (علیه السلام) فى الْکِتابِ: ذلِکَ بالِغٌ اَمْرَهُ(9); مردى از روى لباس با زنى که او هم لباس بر تن داشت ملاعبه کرد و بر اثر این کار تحریک شد و انزال صورت گرفت. چه حکمى دارد؟ آیا حکم استمناء در اینجا جارى مى شود؟ امام در پاسخ على بن ریان نوشت: آرى، حکم استمناء دارد».
جمع بندى: همانطور که گفته شد هرچند برخى از روایات دهگانه از نظر سند ضعیف است; ولى با توجّه به این که برخى دیگر از نظر سند معتبر است، به علاوه روایات در حدّ تضافر است، و علاوه بر همه ى اینها، فقها مطابق آن عمل کرده اند، ضعیف بودن آن چند روایت مشکلى ایجاد نمى کند. و در هر حال، این روایات حرمت استمناء را ثابت مى کند.

(1). وسایل الشیعه، ج 14، ابواب النکاح المحرم، باب 26، ح 1 و باب 28، ح 2.
(2). وسایل الشیعه، ج 14، ابواب النکاح المحرم، باب 28، ح 3 و ج 18، ابواب نکاح البهایم، باب 3، ح 1.
(3). وسایل الشیعه، ج 14، ابواب النکاح المحرم، باب 28، ح 5.
(4). وسایل الشیعه، ج 14، ابواب النکاح المحرم، باب 28، ح 7.
(5). وسایل الشیعه، ج 18، ابواب نکاح البهایم، باب 3، ح 2.
(6). وسایل الشیعه، ج 18، ابواب نکاح البهایم، باب 3، ح 4.
(7). وسایل الشیعه، ج 14، ابواب النکاح المحرم، باب 28، ح 4.
(8). وسایل الشیعه، ج 18، ابواب نکاح البهایم، باب 1، ح 1.
(9). وسایل الشیعه، ج 14، ابواب نکاح المحرم، باب 30، ح 1.




یا علی53
[تصویر:  05_blue.png]
 سپاس شده توسط


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان