دوست خوبم به کانون ترک خودارضایی خوش اومدی. اگر این پیغام رو می بینی، به این خاطر هست که هنوز ثبت نام نکردی. برای ثبت نام اینجا کلیک کن تا به ما ملحق شی و از تمام امکانات سایت استفاده ببری.
اگر قبلا ثبت نام کردی، می تونی از اینجا وارد شی.

امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امتیازات: 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

مدیریت بعد از شکست

#16
سلام
خاله من مسوول یک آموزشگاه بودن و میگفتن مدیر ها و مسوولها همیشه به 2 گروه خوب
و سریع جواب میدن
یکی گروهی که بسیار شایسته (از نظر آموزشگاه )هستن
و دوم گروهی که سمج هستن
یادمون باشه قانونهای دنیا همشون قانونهای واحدی هستن.
اگه اونقدر بنده شایسته ای نیستیم که میشکنیم و گناه میکنیم
امااااااااااااااا
بازم برگردیم و به خدا بگیم :
خدایا خوب یا بد بنده خودتم
هزار بار هم دور بشم باز میام
کمکم کن.هدایتم کن.دستمو بگیر
وحتی در اوج شرمندگی بازم برگردیم
اینو برای این میگم که قدیمها بارها برای خودم پیش اومده بود که وقتی ...
بعدش روزها نمازمو ترک میکردم
گاهی اصلا روم نمیشد که سر نماز رو در روی خدا بایستم
و این دلیلی میشد واسه ترک نمازم.
یک روز شنیدم خانوم کارشناسی توی تلویزیون در جواب کسی که نمازشو ترک کرده بود گفت:
"نمازتونو ترک کردید؟قبلش چه گناه بزرگی انجام داده بودید که به اینجا رسیدید؟"
راست میگفت.من همون زمان به دلیلی که همه میدونید از خوندن نماز دلسرد و شرمنده بودم.
حرف آخر:
حتی اگه گناه کردید نا امید نشید
زود برگردید
فکر نکنید که هر بار تصمیم میگیرید باز شکست میخورید
برگردید و باز از اول شروع کنید
و حرف ادیسون یادتون باشه
بهش گفتن راسته 99 بار شکست خوردی تا برق رو اختراع کردی؟
گفت : من 99 بار شکست نخوردم بلکه 99 راه مختلف رو یاد گرفتم که از اون راهها به برق نمیشه رسید.
ما هم اگه واقعا هدفمون پاکی باشه به شرطی که تلاشمونو بکنیم ،با هر بار شکست ،یک راه رو و یک عامل رو
که ما رو از پاکی دور میکنه میشناسیم و باید وقتی برگشتیم اون عامل رو از زندگیمون حذف کنیم تابا حذف هر چه بیشتر اونها از زندگیمون یک قدم به پاکی نزدیکتر بشیم.
برای همدیگه دعا کنیم.5353
و من الله التوفیق
[تصویر:  nasimhayat.png]
 سپاس شده توسط
#17
من این بار ک متاسفانه شکستم و دوستان مجدد این صفحه را بهم معرفی کردن،یکی از بهترین جمله ها و راهکارها ک زود منو از حالت افسردگی و سرزنش خودم نجات داد این بود ک داداش علیرضا هم بهش اشاره کرد
بعد از شکستن حتمان در اولین فرصت باید غسل کرد
آخ اون موقع انقدر آدم عصبی هستش ک راهکارهای فوری بیشتر جوابگو هستش
درغیر اینصورت پیش خودش میگ ک حالا ک ناپاکم نمیتونم رو ب خدا کنم و اون موقع چون احتیاج ب تکیه گاه داره ب احتمال زیاد خطا میره
البته این تجربه من بود!!!!!!!!!
 سپاس شده توسط
#18
سلام خیلی ممنون بچه ها واقعا تجربه هاتون خیلی مفیده .من کلا یه مدتیه یه دفترچه یادداشت گرفتم ویه سمت دفتر هدفای مهم زندگیم مثل پاک بودن تواون روز -نمازاول وقت - غیبت نکردن -دروغ نگفتن - محبت به پدرومادر- درس خوندن و...رونوشتم وهردف که درموردهرکدومشون خطامیکنم 13یه ضربدرمیزنم جلوش وآخرشب به ازای هرضربدر یه مقدارازپولموبه عنوان جریمه میذارم کنار که به محتاج بدم .ویا به ازای هرخطا 100باراستغفارمیکنم وحتما بایدKhansariha (46)Khansariha (18)Smiley-face-thumbبعدش مشکل یه نفروحل کنم . خیلی سخته اما تاثیرش فوق العادس به امتحانش میرزه 53
 سپاس شده توسط
#19
نقل قول: گفتم بعد از شکست ، شما آتیش شهوتتون خاموش شده ، ولی یه آتیش دیگه تازه روشن میشه ، اون آتش خشم و پایین اومدنه رو حیه و باورتون هست ، باورتنون به موفقیت ، و اینکه آیا بلاخره میشه موفق شد ،


برای همین به چه کنم چه کنم می افتیم ، ریشه اش همینی هست که گفتم ، ضعیف شدن باور


من بارها این چند سال که توی کانون بودم ، گفتن که واقعا و واقعا ،

اراده معنی نداره

تعریف اراده یعنی یه نفر چیزی بخواد و بشه و تویه فرایند بتونه بش برسه

به قول شاهد خان از "باید" به "است" رسید

اما ما توی این جا اشتباه میکنیم که فکر کنیم با باید و قانون میشه به است رسید

در صورتی که هر گز این طوری نیست

این پیام من رو تا آخر عمرتون توی ذهنتون باشه :

که فقط با باور و ایمان ، انگیزه میشه رسید ، و منطق فقط بدرد شکستن باور های غلط و مانع می خوره

بی اراده حتما بی انگیزه است و بی انگیزه هر چقدر تلاش کنه اراده ی چندانی نمیتونه جور کنه

به هرچیزی که خواستین برسین ،

همیشه اول باور های مزاحم و نمی تونم نمی تونم رو با منطق از بین ببرین
فکر های مانع رو از بین ببرین
هر چی فکر مزاحم کم بشه ایمان هم زیاد میشه ، هر جا چه کنم چه کنم باشه ، یعنی اونجا ایمان کمه

شما هرچی باور و ایمانتون به این که موفق میشین ، این که میتونین ، این که شدنیه ، این که میشه ، این که خدا کمک میکنه و این که خدا میخواد بیشتر بشه

اونوقت افکار مزاحم و وسواس ها و "باید " ها و "قانون " ها و "زور " ها کنار میره



حضرت علی : ضاد الفکر بالایمان





پس تا میتونین "باید" های زندگی و "باور" های زندگی رو کم کنین

تا میتونین باور های غلط و مزاحم رو بش******************************ن

و تا میتونین باور های خوب و مثبت برای کاری که میخوایین انجام بدین داشته باشین و روش کار کنین

اونوقت باایمان میشین ، بااراده ها حتما اراده اشون از ایمانشونه . !!
یا علی


ممنون آقای مجتبی..
عالی بود ..
خیلی کمکم کرد..[تصویر:  8.gif]
[تصویر:  11966327979550411256.jpg]
   
ای فرزند آدم.....



من به هر آنچه بگویم *باش* می شود.مرا در آنچه امر کرده ام اطاعت کن تا تورا
   
چنان قرار دهم که به هر چه بگویی *باش* بشود.
   
        53برای ماندگاری رویایی جز پاکی نداشته باش53

[تصویر:  nasimhayat.png]    
[img=0x70]http://www.full-dl.com/wp-content/themes/sms-persia/css/images/nazar.gif[/img]
.
.
.
.
کانونمونو چشم نکنن..
#20
سلام به نام خداالان این تاپیک رو دیدم منم میخوام شروع کنم میخوام تو ترک 100روزه باشم .
بچه ها من تیرماه میرم کربلا امام خیلی ازدست خودم ناراحت و عصبانیم که با این گناه بزرگ باید یرم دیدن امام حسین انقذد شدگینم که فک نکنم رو بشه از در حرمش برم تو................
 سپاس شده توسط
#21
میدونم خیلی از بچه ها اینو قبلا گفتن ولی باور کنید خیلی مهمه واسه همین منم دوباره میگم:


بعد شکست حتما زود زود غسل کنید و زود برگردید سمت خدا و باهاش حرف بزنید


نذارید وقت زیادی بگذره چون شاید تصمیم های غلطی توی این فاصله گرفته بشه



[img=0x0]http://8pic.ir/images/u2kig0x2xk6igwj759y.png[/img][تصویر:  QS_7c5f964da77044e88497dbf7f765d819.jpg]
 سپاس شده توسط
#22
سلامL-)

تغذیه بعد از شکست خیلی مهمه - دوستان اگه خدای نکرده شکستین فورا نوشیدنی (آب میوه و ....) بنوشین
 سپاس شده توسط
#23
این پست رو توی تاپیک قبل از شکست نوشته بودم لازمه اینجا هم بیارم :

4fvfcja یه توصیه خیلی کاربردی ، و بسیار مهم دارم ، مخصوصا برای کسایی که دنبال تدوام توی ترک هستن ، و کسایی که هنوز نمی تونن مدت زیادی دوام بیارن :
عناد به خود از اصلی ترین ریشه های خود ارضاییه ، توی تاپیک خودکاوی گفتم ،


که دو وقت بروز پیدا میکنه :


1) توی شک های عملی ،
مثلا شما در مورد یک روش عملی یا موضوع کاربردی ، شک دارین و واقعا نمیدونین کودوم رو استفاده کنن
مثلا شما نمی دونین فلان کار "الان " بهتره انجام بدم یا "فلان" کار ،


شک های عملی ناشی از برخورد تضاد های درونی ما هستن ، یعنی خواسته ها ، تمایلات و انتظاراتی که جایی در گیر میشن ،


کلن هر جا که شما مردد بشین ، مخصوصا توی عمل ، مثلا الان بخوابم یا درس بخونم ؟ بیرون برم یا نرم ، یا فلان برنامه رو برم یا فلان برنامه ،


2) وقتی شما نمیتونین انتظاراتتون رو برآورده کنین ،
مثلا میخواستین نمره کامل بشین ، حالا نشدین ، یا میبینین که نمیشه ، قرار بوده فلان ساعت درس بخونین ولی الان 10 شب هست و نتونستین ، انتظارتون این بوده امروز با اخلاق باشین ، ولی خراب کردین ، یا انتظار داشتین که توی فلان کار خوب و عالی عمل کنین ولی نشده


3) مشکلات بزرگی از زندگی ، که مدت هاست راه حلی براش پیدا نکردین


مثلا یه نوع وسواسی دارین ، که هنوز کامل حل نشده ، یه درگیری فکری دارین یا یه مسئله دارین ،هنوز نمیدونین بلاخره باید به چه روشی عمل کرد ،
مثال واضحش مثلا بچه هایی که چند ساله دنبال ترک خود ارض.. هستن ولی هنوز گاهی میشکنن و به راه حلی دست نیافتن ، توی کانون ما خیلی ها رو سراغ داریم ،


یعنی زمان هایی که برای حل این مسئله و پیدا کردن راه حلش درگیر میشن ،


..............................
..............................


برای این سه مورد ، مخصوصا مورد یک و دو ، شما بر خلاف انتظارات و ایده آل فکری عمل میکنین ، نوعی احساس سرزنش ، یا ناکامی ، یا از خود باختگی ، درونی ، به شکل کاملا نامحسوس ، در درون شما موجب میشه ،




ناخود آگاهانه ،


در جهت سرزنش و یا زدن تلنگر یا تنبیه ،


وارد عمل بشین ،


برای همین کار ،


نا آگاهانه ، ذهن اولین پیشنهادش ، انجام دادن عناد به خود هست ،


عناد به خود های ناآگاهانه ،


یکی از مهمترین مواردش رو روانشناس ها ، "خود ارض..." یا رفتن سمت "لذت های اعتیاد آور " مثل الکل (که خوشبختانه ما نداریم یا چیز های ددیگه ) هست ،


و موارد دیگه اش مثلا ، ناآگاهانه تمایل برای خوار کردن خود ، تنبلی عمدی ، بیان کردن تحقیر ها و سوتی های شخص برای جمع ، میتونه پیدا بشه ،




.......


یعنی ذهن میاد نا اگاهانه ، به طرف یه شکست و خواری و احساس تحقیری میده ، که در جوابش شخص بخواد به طور جدی ، برای حل اون انتظار حل نشده ، یا مشکل حل نشده یا شک نفهمیده و پیدا نکرده وارد عمل بشه ،






بنابراین اگه مشکل در اثر عناد به خود ایجاد شده باشه :

بد ترین کار قبل از شکست ، در گیر شدن با دلیل مشکل یا استرس پیش اومده یا شک عملی ،
و همین طور ، بد ترین کار بعد از شکست ، در گیر شدن و سرزتش و دشمنی با خود هست .




چرا ، چون موقع شک عملی ، برآورده نشدن انتظار و ایده آل و همینطور موقع درگیری با مسایل حل نشده زندگی ، قبل از شکست رخ بدهد ،


شما دچار عناد به خود و میل به خود ارضوو میشوید ،




و همینطور اگه بعد از خود ارض .. دوباره در مورد چرایی شکست و اون سه مورد (شک عملی ، انتظارات برآورده نشده و ناکامی ها و مشکلات و مسایل حل نشده ) دو باره کاوش و درگیر بشین ،


اون وقت یه هدف عناد به خود پاسخ مثبت دادین ، (چون هدف تنبیه نا آگاهانه ، تلنگر و تذکر و ایجاد شرایط برای یک مبارزه و درگیری اساسی ذهنی با اون مسئله بوده است . )


............................................................................................................................................................................
.............................................................................................................................................................................
.............................................................................................................................................................................


4fvfcja بایدهمونطور که از اول هم توی پست ها اول میگفتم ، و تاکید میکردم ، مهمترین ، کار بعد از شکست ، و مهمترین مدیریت : عدم درگیری با شکست هست ، یعنی هیچ واکنشی جز غسل کردن و قصد توبه یا خوندن مثلا دعا و توبه پیش خدا نداشته باشین . ، عدم سرزنش ،
سعی کنین حتی یک لحظه هم روحیه شما تاثیر نگیره ، و به این که چی شد فکر نکنین ، بلکه سریع عبور کنین از ماجرا ،
و خدا رو شکر کنین که بتون فرصت اصلاح داد ، و سعی کنین با نور و با دید اصلاح مشکل رو حل کنین و برین جلو ، بعد از شکست ، وقتی شکست میدونین ناشی از عناد به خود هست ، هرگز دچار سرزنش و اون ماجراهایی که بالاگفتم نشین . .
(1391 آبان 16، 1:32)مجتبی نوشته است: و اگر دچار شکست ، و خود ارض.. شدین ، به شدت ، از خشم ، و اعتراض و سرزنش نسبت به خودتون دوری کنین ، حتی یک صدم ثانیه ، به این حس پاسخ ندین ، اگه نگران روحتون و خدا هستین ، بلافاصله ، با همون روحیه ای که یه لحظه بش سرزنش نداشتین ، فوری به طرف غسل برین ، و سریع پیش خدا توبه کنین ، یا دعا بخونین ،

ولی یک لحظه حس و احساس خود باختگی و شکست و سرزنش رو نکنین ، برعکس برای حفظ روحیه بگین خدایا ، شکرت که بهم فرصت اصلاح میدی ، و من "نور " میخوام برای ترک این کار ، و "نور " میخوام ، بعد با دید اصلاح ، اون هم وقتی که حالتون خیلی بهتر بود ، برای حل مشکلتون ، به گونه ای که کمترین عکس العمل و واکنش درگیری فکری رو داشته باشه عمل کنین .

.
53  تا حالا مهمترین تجربه ام این بوده که  که هیچ روشی توی ترک گناهان  مثل همنشینی با دوستان خدا جواب سریع و قطعی و موندگار  نمیده !53
#24
4fvfcja
من هم کلی نگفتم ،

گفتم اگه ریشه شکستتون رو فهمیدین که
عناد به خود
هست ، سرزنش به شدت مضر هست
طبق گفته آقای تهرانی ، خود با "نفس" (نفسی که منظور آقای تهرانی بوده ) خیلی فرق داره .

.همینطور بیشتر منظورشون ، از سرزنش کردن ، سرزنش کردن پیش خدا هست ، اون هم با دید اصلاح

مثل کلمه : لااله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین ،


متاسفانه اونها حرف های قشنگی و پری میزنن و لی ما برداشت منفی میکنیم ،

امام صادف میگه ، شناخت خود دو چیز است (علم االنفس ) :

این که همه خوبی ها ی وجودت رو از خدا
و همه کاستی ها و عیب ها رو از خود ببینی ،


مورد اول یعنی همه خوبیی ها از خدا رو دیدن ، اون هم یه نوع رفتار با نفس ، یا خود هست ،

چون از نظر علم النفس دو تا خود داریم ، خود متجلی از خدا و خود استقلالی ، که اولی توجه بش ثواب و دومی توجه بش باعث عجب .

....................
.....................



.....................................

حضرت موسی میگه :

رب انی ظلمت النفسی فغفرلی ،


یعنی من که بدی کردم ، این بدی از هوای نفس بوده ، اون رو نابود و اعدام کن !!

برای چی ، برای بخشایش "و بهبود "خودم " .



حالا این سرزنش شما بعد شکست کومدومه ؟


شما میای هوای نفست و بدیت رو سرزنش میکنی ؟

یا خدایی نکرده توی سرزنش ، کلن ، کل خود و شخصیت و انوار الهی متجلی در وجودت رو هم خورد و سرزنش میکنی ؟

صد درصد مورد دوم پیش میاد ،

چون در این صورت باید فقط اون کار زشت رو لعن و نفرین و سرزنش کنی و اون هوا رو ، فقط و فقط اون هوا و میل رو ،


نه خودت رو



یعنی بعدش بگی » خدایا من از استمنا بدم میاد ، حاملم بهم میخوره ، حالم از غفلت و بی خبری از یاد تو به هم میخوره !


نه این که بگی » خاک برسرت ، حالکم از خودم بهم میخوره ،اگه این ها رو بگی این کفر و توهین به خداست . و چوب داره . یه نوع بی اخلاقیه .


.



.
53  تا حالا مهمترین تجربه ام این بوده که  که هیچ روشی توی ترک گناهان  مثل همنشینی با دوستان خدا جواب سریع و قطعی و موندگار  نمیده !53
 سپاس شده توسط
#25
4fvfcja ببین بیشتر از این کشش ندیم ، آخه اون خودی که دستور غلط بده که دیگه "خود" متجلی از خدا نیست که بازم میشه نفس استقلالی ، یعنی دقیقا همون لحظه ای که من نفس استقلالیم رو باور میکنم دچار گناه میشم ، بحث هامون جای فکر داره بی خیالش .






ولی در کل من برای مورد عناد به خود گفتم ؛

چون عناد به خود یه مرض روانی و دورنی و میل به خواری طلبی بئر درگیری برای حل مشکلات بصورت ناآگاهانه هست ،

توی این موارد ،

یعنی اگه عناد به خود رو کسی توی خودش تشخیص داد ، باید به شدت از سرزنش دوری کنه .


همینطور سرزنش به معنی غم و غصه و خود خوری ، و خود ذلیلی پیش خود و خود باختگی پیش خود ، ضعف روحیه پیش خودش ، بی ارزشی پیش خودش ، اینها گناه هست نه تربیت نفس !! بعد هم ادبیات پیش خدا رفتن و توبه فرق داره ، تو باید ذلیل باشی ، فقط پیش خدا ، حقیر باشی ، فقط پیش خدا مشکلاتت رو برای حل مطرح کنی ، و عیب های بزرگت رو ببینی ، فقط پیش خدا ، و خودت رو بخوری ، و از خودت بی زاری بجویی فقط پیش خدا وگرنه پیش خودت ، شرک حساب میشه .


...........




.


.


.
53  تا حالا مهمترین تجربه ام این بوده که  که هیچ روشی توی ترک گناهان  مثل همنشینی با دوستان خدا جواب سریع و قطعی و موندگار  نمیده !53
 سپاس شده توسط
#26
البته باید منظورمون از سرزنش رو هم خوب تعریف کنیم ، مثلا منظور آقای تهرانی ، تربیت و تادیب نفس بوده ، یا مثلا بی توجهی به حدیث نفس که میگن ، ولی منظور من سرزنش به معنی ، خود خوری ، از خود باختگی ، خود زنی ، و ... باشه ، و منظور من اینه ، حتی یک لحظه هم نباید این احساس رو داشت ،


امام هادی میگه : من کانت علیه نفسه فلا تامن شره ،
اگه کسی بر علیه خودش هست ، از شر اون ایمن نباش !!!
4fvfcja البته بعد از شکست ، برای ترک روش های تربیت نفس مختلفی هست ، طبق تعریف ، ما یه بار وجود انسان رو به "عقل" و "نفس " تقسیم میکنیم ، که اون پاکه میشه "عقل" ولی از یه دید دیگه وجود انسان رو نوری و توحیدی ، تعریف میکنیم ، شامل "انوار خدا " و "بخش اعتباری" وجود ، که در حقیقت تاریکی ها و آلودگی هایی هستن که از نرسیدن نور به دست میان " . برای همین در تربیت نفس ، یه کم علم النفس یعنی شناخت خود و توجه به خود به شکلی که بالا گفتم نیاز داریم ، ما وقتی میخواییم با خودمون روبه رو میشیم ، یکی از این دو حالت یا مخلوطش رو میبینیم ،

توی این دید چون "ما همیشه در محضر خدا " خودمون رو داریم میبینیم و دید توحیدی است ،



امام صادق میگه ما دو تا نگرش نسبت به خودمون خواهیم داشت : یا شکر گذار باش ، یا عذر خواه .

یا شکر گذارانه ، "شگر گذارانه چون انوار الهی هستن که باعث موفقیت میشند نه ما " یا عذر خواهانه ، "بخاطر ندیدن و نبودن و اجازه ندادن به ورود اون نور . "و هیچ دید دیگه ای غیر از اون نمیتونیم داشته باشیم ، وگرنه اون لحظه از توحید جدا شدیم و گرفتار شرک ، ............................ما وقتی به خود استقلالی ، برای تنبیه ، به زشتی هامون نگاه میکنیم و مرور میکنیم ، این یه سرزنش آلوده هست ، چون خود استقلالی رو باور میکنیم ، و بعید نیست باز هم دچارش بشیم ، به محض این که طرف بگه "من " میشه ظالم ، و هیچ سود و تنبیهی برای موحد نداره ، بنابر این موحد هرگز ، عیب خودش رو نمیبینه ، جز در محضر خدا ، و هرگز غیر محضر خدا رو هم نمیبینه ، که به خواد به سرزنش خود بپردازه ، بلکه همیشه جلوی خدا ، این تاریکی ها و بی نوری ها رو ، عذرخواهانه و با دید اصلاح ، ازش نور میخواد . .
.
برای همین من توصیه اکید دارم ، بعد از شکست ،


1) هرگز خودتون رو سرزنش نکنین ، به معنی خود خوری ، از خود باختگی ، دل شکستگی ، ناسزا گویی ، دچار غم و غصه کردن خود ،


2) سعی کنین ، روحیه تون رو هر چه زود تر تقویت کنین ، شما باید بتونین بلند بشین ، نیاز اول اینه ،


3) برای عذر خواهی ، و برطرف کردن غم یا گرفتن روحیه ، دعا کنین ، مخصوصا بلافاصله توی سجده بگین "لااله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین "


4) تا یکی دو روز در گیر علت و چرایی شکست نباشین تا روحیه اتون برگرده وقتی روحیه و خودتون درست شد ، حالا شروع به برنامه ریزی یا گشتن علت ، همینطور تادیب و تربیت نفس باشین ،( مثلا برنامه داشتن برای مخالفت کردن و یا بی توجهی به حدیث نفس و تمرین براش ، همینی که آلکس میگن )


5) برای پیدا کردن روش برای ترک ، باید ، دید اصلاحی داشته باشین ، دنبال نور باشین ، وقتی نور نباشه ، همچنان دچار سردرگمی میشین ، سعی کنین این نور رو پیدا کنین و بخوایین که خدا بده و زیاد درگیر این سردرگمیه نشین ، این اوقات بهترین کار رها کردن ، و درگیر نشدن هست ،


. ............................................................................................................................................................
53  تا حالا مهمترین تجربه ام این بوده که  که هیچ روشی توی ترک گناهان  مثل همنشینی با دوستان خدا جواب سریع و قطعی و موندگار  نمیده !53
 سپاس شده توسط
#27
یه ارسال تو ترکچه گذاشتم

بی ربط به اینجا نیس، اینجا هم میذارمش:

(1388 اسفند 15، 11:25)davoodgt نوشته است: خسته ام ، باز هم شکست خوردم

دیگه کنترلی روی افکارم و اعمالم ندارم و خودمو بی اراده می دونم.

لعنت به من ....

هر چی تلاش می کنم بی فایده هست

هر روز به جای رشد و پیشترفت دارم پسرفت می کنم.

....


این جمله هایی هست که وقتی غمگین و نا امید هستیم با خودمون تکرار می کنیم و از اثر انها بی خبریم. این جمله ها و تکرارشون باعث ایجاد یک حس بد و در نتیجه اون باعث تکرار خودارضایی میشه و به نظر من این راهش نیست.

من باید برای خودم ارزش قائل باشم، نباید از خودم متنفر باشم، باید خودمو دوست داشته باشم پس دیگه خودمو سرزنش نمی کنم و ناامیدی و غم را رها می کنم و دور میریزم و به امید و ارامشی که در وجودم پدیدار میشه فکر می کنم به کارهایی که دوست دارم انجام بدم.

خودمو می بخشم و از خدا هم طلب بخشش می کنم به راستی که او توبه کننده ها رو دوست داره.

تا جای ممکن از محرکها دوری می کنم و حتی فکر ان را هم دور میریزم من خیلی خوب میدونم که حتی اگر ذره ای غفلت کنم باز شکست می خورم. من به یک بیماری و اعتیاد دچارم و باید مواظب باشم. من دیگه خودمو گول نمی زنم .

کمی با خودم خلوت می کنم و خودمو از شر انچه نمی خواهم خلاص می کنم تا برای انچه می خواهم جا باز کنم.

من از نه گفتن به نفس و هوای نفسانی لذت می برم و قدرت نه گفتن را دارم. دیگه خودمو گول نمی زنم و با نه گفتن یک مشت محکم به نفس می زنم و افسارشو به دست میگیرم.

به دنبال انچه که در من باعث اشفتگی شده می گردم و پیداش می کنم. این قدرت را در خودم احساس می کنم که راه درست مقابله با اون را پیدا کنم ، حلش کنم یا باهاش کنار بیام بدون اینکه به هم بریزم.

به جسمم هم مانند روح توجه می کنم ، خوب می خوابم و استراحت کافی می کنم و با ارامش به کارهای دیگه هم می رسم . خوب می دونم که یک ساعت کار متمرکز ذهن بیشتز از 24 ساعت کار جسم هست. پس در ارامش کارهامو انجام میدم و از تلاش و تقلای بیهوده در اشفتگی دست می کشم .

یک اندیشه مثبت از هزار اندیشه منفی و سست قدرتمندتر است.

این جمله ها را بارها با خودم تکرار می کنم و قدرت را درونم حس می کنم . من قدرتمندم و می توانم به ارامشی عمیق تر برسم.


این وظیفه ی ماست که خود را از تجربه تلخ و حس بد این لحظه رها کنیم و بیرون بکشیم .به محض عوض کردن اندیشه هامون ، شرایط نیز عوض می شوند.
.
 سپاس شده توسط
#28
من حرفای آقا مجتبی را به نظرم درک کردم...

میخوام یه چیزی به بچه ها بگم...

بیاید از این به بعد به جای «باید» از «میخواهم» استفاده کنید.

زود به اثرش ایمان میارید.
مسئله این نیست که چقدر می‌تونی مشت بزنی؛
مسئله اینکه چقدر می‌تونی مشت بخوری و باز ادامه بدی.
چقدر زمین بخوری و باز پاشی وایسی.
آدم اینجوری برنده میشه!

[تصویر:  96658294654962458673.jpg]
 

[تصویر:  05_blue.png]
 سپاس شده توسط
#29
4fvfcja

خوب به چیز جدیدی که توی بچه ها میبینیم اینه که بعد از چند سال شکستن ، بعد که دو باره میشکنن ، میگن خدایا ! تا کی ! و یه کم روحیه اشون میبازه ، چون خسته میشند ، و یکم دلسرد ..

نه این که نا امید بشن ، فقط ممکنه وقتی میشکنن ، تا ساعت هایی یا تا چند روزی ، دست از حرکت و تلاش بردارند ، این مطلب رو برای مدیریت بعد از شکست اونها مینویسم : 
........................
...............................


یه روز حضرت محمد (ص) از کنار یه پیرزنی که مشغول ریسندگی با چرخ بود میگذشتند ... 


حضرت محمد (ص) با اندکی تامّل  پرسیدند : حاج خانوم ! خدا را چگونه شناختی ؟ 


اون پیرزن ، چرخ رسیندگیش رو که داشت با دستش میچرخوند ، نگه داشت و گفت : 


همینطور  که این چرخ بدون دست من نمیگرده ، چرخ این عالم هم بدون خدا نمیگرده . 


توی این داستان به ظاهر ساده هزار تا نکته خوابیده ، یکیش نتیجه گیری هست که بعد از شکست میشه کرد : 

عزیزم !! اگه شما بعد از شکست نا امید بشی ، و دست از گردش کار و زندگیت برداری ، به بی خدایی دچار میشی ، بی خدایی = عذاب و استرسی و بد ترشدن روحیه اتون و حس ناامیدی بیشتر . 

توی هر شرایطی ادامه بده ، بلند شو و به زندگیت برس ، چرخت رو بگردون ، جایی که چرخ زندگی و روحیه و کار و تلاشت و برنامه هات میچرخه ، اون جا خدا هست ، 


جایی که خدا هست ، چرخ زندگی شما میچرخه ، با خدا باشین تا پیش برین ، 
همین طور جایی که چرخ زندگیتون رو میچرخونیدن و مشغولین ، هم خدا میاد و حفظتون میکنه و اونجا با خدا میشین . 


برای همین ، بد از شکست ، زود و بلافاصله با یه معذرت خواهی ، سعی کنین بلند بشین ، لازم نیست از کار اصلی و برنامه اتون کنار بکشین ، برین و مشغول بشین ، اگه کنار بکشین و به وای وای و غصه و اتلاف وقت زیاد برسین ، وضع بد تر میشه ، 


عزیزان ، بی خدایی یعنی فشار ، تردید ، عذاب روحی ، استرس ، بی خود نیست بعد گناه حس بی خدایی میکنین ، حالا اگه دست بر دارین بد تر میشه ، 


همین طور برای قبل از شکست هم ، سعی کنین همیشه مشغول باشین و دستتون به کار و هنری باشه ، چون اگه دستتون رو ور دارین و از کار اصلی و تلاشتون و برنامه اتون دست بکشین و کنار بکشین ، اونوقت بی خدا میشین ، اونوقت یه هو شیطان از کوچه فرعی ! میپیچه و جایی که اصلا فکرش رو نمیکردین ! تحریک میشین ، و گرفتار ، بعد میگین چرا این طور شد .... 




سعی کنین مشکلات جنسی و شکست ها و تحریک ها توی کار و زندگی و پیشرویتون اثر و درگیری نذاره  و این طور نباشه که درگیر اون بشین و از کار و درس لنگ بشین ، اونوقت وضع تون توی زمینه تحریک هم حتی بد تر میشه . بی خدا میشین ، بی خدا چطور میشه آدم از گناه خودش رو حفظ کنه . 
53  تا حالا مهمترین تجربه ام این بوده که  که هیچ روشی توی ترک گناهان  مثل همنشینی با دوستان خدا جواب سریع و قطعی و موندگار  نمیده !53
 سپاس شده توسط
#30
سلام. بعد از شکست به جای اینکه بزنید توی سر خودتون و ناامید باشین باید برخیزید غسل کنین و باز ادامه دهید. بیایید دلیل های شکست را پیدا کنیم و در صدد رفع آنها برآییم و اینبار با توکل بر خدا بر نفسمون می توانیم غلبه کنیم
به نام یگانه خدای هستی
ارادتمند شما

diamond111

[تصویر:  8.gif]
 
 سپاس شده توسط

موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع / نویسنده
آخرین ارسال


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان