دوست خوبم به کانون ترک خودارضایی خوش اومدی. اگر این پیغام رو می بینی، به این خاطر هست که هنوز ثبت نام نکردی. برای ثبت نام اینجا کلیک کن تا به ما ملحق شی و از تمام امکانات سایت استفاده ببری.
اگر قبلا ثبت نام کردی، می تونی از اینجا وارد شی.
مهمان عزیز : .::.:. جذب سرپرست برای اورژانس .:.::.

مهمان عزیز : .::.:. قدم اول: آثار و فوائد ترک خودارضایی .:.::.


امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

عاشقانه های خداوند

#1
سلام بچه ها ، 

روال این تاپیک یه کم خاص هست ، یعنی هم عارفانه و عاشقانه هست و هم روش های جالبی برای درک عشق خدا توی همه لحظات زندگی به شما معرفی خواهد کرد !  


برای همین ممکنه خیلی یه تاپیک احساسی باشه ...


مقدمه :

همه میدونیم و این حدیث رو شنیدیم که اگه انسان میدونست خدا چقدر اون رو دوست داره ، یک لحظه هم دوام تحمل این عشق زیاد رو نداشت و  زنده نمیموند.

حضرت علی (ع) میگه ، عشق خدا آتشی هست که به هر چیزی میگیره اون رو میسوزونه ،

مثلاً اگه ما نفس هامون رو توی این پرتو و شعله قوی بذاریم ، فانی و نیست میشیم و توی عشقش بد جوری میسوزیم و هرچی منیت و خود خواهی و هواخواهی خودموون هست فدا میکنیم تا بلکه بتونیم بیشتر مهمان درک عشق خدا باشیم .

گناه و خ.ا هم عامل هایی هستن که ما رو از درک عشق خدا دور میکنن ،


ولی سوال اینجاست که چطور میتونیم توی زندگی موفق بشیم که عشق خدا رو بیشتر درک کنیم و لحظه به لحظه متوجه و یاد آور این عشق و انگیزه ی بزرگ باشیم ؟


راه های زیادی هست ، مثلن با حفظ پاکی و درک و توجه و عشق به بقیه ، ضمن اینکه هر چی شادی پاک و خالص و محبت های قوی توی این دنیا رو روی هم بذاریم ، شعله آتش عشق خدا قوی تره ، منتها دلی میخواد که کم کم با درک این عشق ظرفیتش زیاد بشه تا اون آتش و شعله اصلی بگیرتش !!!!

ولی ما همیشه توی این دنیا فقط با جلوه ها ونعمت ها و آیات خدا سر و کار داریم ، و راه سیر و درک عشق خدا برای ما فقط این راهه ،

مثلاً با گل ، زیبایی ها ، لطافت های این دنیا ، هنرمندی های خدا و عشق اون رو که برای دوست داشتن ما برنامه ریزی داره رو درک میکنیم ، ولی جای جالب موضوع توی خود آدم ها خیلی پیدا میشه ،

مخصوصا وقتی یکی بد جوری عاشق میشه ، خواص و صفاتی پیدا میکنه بسی جای مطالعه داره ، مثلاً شعر ها و ترانه های عاشقها و عارف ها برای این موضوع فوق العاده است ،


اما سوال اصلی این هست ؟ مخصوصا برای اونها که گاهی نسبت به این موضوع بد بین هستن :


گاهی ما شعر ها و ترانه ها و حرف های عاشقانه ای رو میشنویم وو متوجه عشق و علاقه و توجه فوق العاده اونها به چیزی که عاشقشون هستن میشیم ، ولی باید بپرسیم ، آیا خدا توی عشقش واقعا کمتر از این حد ما رو دوست داره ؟ مگه نمیگیم سبحان الله ؟ کمتر از این حد به ما امید داره و منتظر هست ؟ و به رو کردن ما حسن نیت و انتظار داره ؟




همین سوال مارو میگشونه به این تاپیک که بار ها این سوال رو توی این تاپیک از خودمون بپرسیم ....




یعنی میخواییم جلوه ای از عشق بینهایت الهی رو بش توجه کنیم ، و تا شاید موفق بشیم روزی پر ما رو هم این آتیش بگیره ! بخاطر حسن نیتمون و درک عشقی که توش موفق شدیم .


که اولین قدم عاشق خدا شدن درک عشق خداست .




پس توی این تاپیک فرض ما این هست که :

1) زیبایی ها ، صدا ها ، شعر ها ، رفتار ها ، نوازش ها ، و هر چیزی بشه با حواسمون لمسش کرد ، سعی کنیم جلوه هایی از خود خدا رو توش ببینیم ، مثلن مثل گوش دادن ،  آهنگ یا ترانه  و یا شعر که رو داره میخونه اگه فرض کینم  خداست بعد بپرسیم آیا خداوند توی اون زمینه بالاتر نیست ،  (این همون معنی سبحان الله رو میده )


2) مخاطبش هم خود ما هستیم


در ادامه بیشتر توضیح میدم
.
با تشکر از همراهی و توجه شما .



53
53  تا حالا مهمترین تجربه ام این بوده که  که هیچ روشی توی ترک گناهان  مثل همنشینی با دوستان خدا جواب سریع و قطعی و موندگار  نمیده !53
 سپاس شده توسط
#2
سلام بچه ها 

یه کم روال تاپیک عوض شد ،

پس مقدمه رو از نو بخونین


روال این تاپیک هم توی مقدمه توضیح دادم. پیش که رفتیم بیشتر متوجه میشیم ،

هدف تاپیک پیدا کردن استعداد درک محبت هست ، و قدم اول برای عاشق شدن ، درک عشق هست ، مخصوصا عشق الهی که ذره ای برای ما کم نگذاشته ، بلکه میخواییم موانعش رو توی دید و فرضمون برداریم

من سعی میکنم جامع تر وبیشتر در ادامه توضیح بدم ،

انشاءالله تاپیک که پیش بره جالب تر خواهد شد. یه روش همین هست که گفتیم :

اما سوال اصلی این هست ؟ مخصوصا برای اونها که گاهی نسبت به این موضوع بد بین هستن :


گاهی ما شعر ها و ترانه ها و حرف های عاشقانه ای رو میشنویم وو متوجه عشق و علاقه و توجه فوق العاده اونها به چیزی که عاشقشون هستن میشیم ، ولی باید بپرسیم ، آیا خدا توی عشقش واقعا کمتر از این حد ما رو دوست داره ؟
مگه نمیگیم سبحان الله ؟
کمتر از این حد به ما امید داره و منتظر هست ؟


و به رو کردن ما حسن نیت و انتظار داره ؟


و تمرینش رو هم یاد دادم ایشالله وقتی از این به بعد با اشعار و احساسات ادم های عاشق و علاقه مند 4fvfcjaبرخورد کردین ، حتما این مقایسه رو انجام بدیم4fvfcja


پس اول شد مقایسه ،معنی سبحان الله توی عشق خدا  هم همینه ، اگه دقت کنیم .


...................................................................................................................................




ولی ما کی باشیم که از عشق حرف بزنیم ، فعلاً یکم درباره عشق از منظر امام و آثارش میگیم ،


در باره عشق ورزی نمیگم ها ...


درک عشق


چیزی که همه داریم ، شاید هیچ کدوم از ما عاشق نیستیم ، ولی هممون در معرض عشق و رحمت خدا هستیم .


جواب این شبه هم که خدا بعضی ها رو بیشتر دوست داره ، هم در ادامه میگیم . 4fvfcja
..................................................


53
53  تا حالا مهمترین تجربه ام این بوده که  که هیچ روشی توی ترک گناهان  مثل همنشینی با دوستان خدا جواب سریع و قطعی و موندگار  نمیده !53
#3
حدیثی از عشق از امام صادق(ع) :

قال الصّادق عليه السّلام :
امام صادق (ع) فرمودند

نجوى العارفين تدور على ثلاثة اصول :
نجوای عارفان بر سه اصل استوار است :

الخوف ، والرّجاء، والحبّ.
ترس ، امید (رجا ، حسن ظن ) و عشق

فالخوف فرع العلم ، والرّجاء فرع اليقين ، والحبّ فرع المعرفة .
پس ترس از علم ناشی میشود ، و امید ناشی از یقین است ، و عشق ناشی از معرفت

فدليل الخوف الهرب ،
پس ناشنه ی ترس او فرار کردن (از گناه و غفلت )

ودليل الرّجاء الطّلب ،
و نشانه ی امید او طلب است

ودليل الحبّ ايثار المحبوب على ما سواه .
و نشانه ی عشق او ایثارش برای محبوب ازهرچه غیر اوست .


فاذا تحقّق العلم فى الصّدر خاف
،پس هنگامی که علم در سینه ی او مححق شد می ترسد

واذا صحّ الخوف هرب
،و وقتی که ترسید فرار میکند (از گناه و غفلت ، فرار از خود سمت خدا )

واذا هرب نجا،
وقتی فرار کرد نجات میابد


واذا اشرق نور اليقين فى القلب شاهد الفضل ،
و هنگامی که نور یقین در قلب او تابید فضل خدا را میبیند . (مصداق کسانی که میگن : عاملنا بفضلک و لاتعاملنا به عدلک یا کریم ، یا ذالک فضل الله یعطیه من یشاء )

واذا تمكّن منه رجا،
و هنگامی که این نور یقین در او رسوخ کرد ، امید وار میشود (حسن ظن پیدا میکند )

واذا وجد حلاوة الرّجاء طلب ،
و وقتی این شیرینی امیدواری را چشید طلب میکند

واذا وفّق للطّلب وجد.
و وقتی طلب کرد آن را می یابد

اما ماجرای وزیدن عشق رو (یا همون درک عشق ) رو امام صادق میگه وقتی که معرفت در قلب جا بگیرد شروع میشود :


واذا تجلّى ضياء المعرفة فى الفؤ اد هاج ريح المحبّة ،
وهنگامی که نور معرفت در قلبش تجلی کرد ، نسیم محبت و عشق در قلبش میوزد



واذا هاج ريح المحبّة اشتاءنس فى ظلال المحبوب
و هنگامی که نسیم محبت در قلبش وزید ، در زیر سایه ی عشق خدا انس میگیرد

وآثر المحبوب على ما سواه ،
و محبوب رو بر هر چه غیر اوست ترجیح میدهد



وباشر اوامره واجتنب نواهيه [واختارهما على كلّ شى ء غير هما].
و این موجب میشود که واجبات را انجام و از محرمات دوری کند

خوب این یعنی از نظر امام صادق عاملی که باعث انجام واجب و ترک محرمات میشود ، وزدیدن عشق توی قلب و دل هست ، یعنی پیدا کردن قدرت درک عشق خدا


و اذا استقام على بساط الانس بالمحبوب مع اداء اوامره واجتناب نواهيه وصل الى روح المناجاة [والقرب ].

و هنگامی که در این بساط انس عاشقانه با محبوب استقامت ورزید ، همراه با این که واجبات را انجام و محرمات را ترک کرد ، به روح مناجات و قرب خود میرسد .
[b]

[/b]
مجتبی : اصلا بحث درباره نجوای عارف بود ، یعنی چیزی که بین خودش و خداش ردو بدل میشد ، یعنی این انس و قرب عرف با خدا کم کم از ظاهر به باطن میره و متعالی میشه و به روح و مغز خودش میرسه ، روح قرب


ومثال هذه الاصول الثّلاثة :
و مثالش مثل این سه اصل است :

كالحرم والمسجد والكعبة .
مثل حرم و مسجد و کعبه

مجتبی : یعنی حرم مثل ترس
مسجد مثل امید و رجا و حسن ظن
و کعبه مثل درک عشق



فمن دخل الحرم امن من الخلق ،
پس کسی که وارد حرم شد از خلق ایمن میشود ( یعنی دچار آزار ناس و خلق ایمن میشود ، خلق یعنی همه مخلوقات )



ومن دخل المسجد امنت جوارحه ان يستعملها فى المعصية ،
و هرکس وارد مسجد شود اندامش از استفاده شدن در کار گناه ایمن میشود


ومن دخل الكعبة امن قلبه من ان يشغله بغير ذكر اللّه تعالى .
و هرکس داخل کعبه شود ، قلبش از ذکر غیر خدا خالی میشود !

فانظر ايّها المؤ من !
پس ای مومن بنگر !!

فان كانت حالتك حالة ترضاها لحلول الموت فاشكر اللّه تعالى على توفيقه وعصمته ،
پس اگر حالت طوری بود که به شیرینی و رسیدن مرگ راضی هستی ، پس خدا را بخاطر این توفیق و عصمت شکر کن !!

وان تكن الاخرى
و اگر اینطور نیستی

فانتقل عنها بصحّة العزيمة
حالت را به عزم و همت نیک و درست منتقل کن

واندم على ما قد سلف من عمرك فى الغفلة ،
و از عمر گذشته ای که در غفلت سپری کرده ای پشیمان باش

واستعن باللّه تعالى على تطهير الظّاهر من الذّنوب
و از خداوند متعال برای پاکی ظاهری ات از گناهان کمک بخواه


وتنظيف الباطن من العيوب ،
و همینطور در پالایش باطنت از عیب ها (از خدا یاری بجوی )

واقطع رباط الغفلة عن قلبك
و دام ها(راه ها ، شاه راه ها ) ی غفلت را از قلبت قطع کن

واطف نار الشّهوة من نفسك .
و آتش شهوت را در نفست خاموش کن
53  تا حالا مهمترین تجربه ام این بوده که  که هیچ روشی توی ترک گناهان  مثل همنشینی با دوستان خدا جواب سریع و قطعی و موندگار  نمیده !53
#4
خدا خیلی بخشنده است...خیلی دوستمون داره

خداوند تبارك و تعالى مى فرمايد: هر كس مرا بخواند اجابت كنم ،

و هر كس از من چيزى بخواهد به او عطا كنم ،

و هر كس كه در راه من احسان كند، تشكّر كنم ،

و آنكه مرا معصيت كند، پرده پوشى كنم ،

و هر كس به جانب من بيايد او را ثابت قدم بدارم

و هر كس مرا بشناسد او را براى كارهاى پسنديده برگزينم

و هر كه مرا دوست بدارد او را به (بلا) مبتلى كنم

و هر آنكه را من دوستش داشته باشم او را مى كشم (توفيق شهادت در راه خود به او نصيب كنم )

و هر كه را من بكشم ديه او را به عهده مى گيرم و ديه هر كس كه به عهده من باشد، وصال خود را ديه او قرار مى دهم .
یا عباس
#5
فرازی از صحیفه ی سجادیه:(در اظهار ذلت به درگاه الهی)


ای پروردگار من!گناهان بیشماری بر من چیره شده اند و زبان مرا از عرض معذرت ببستند.دیگر عذری ندارم که به پیشگاه تو آورم و بهانه ای برایم نمانده که اکنون بازجویم و از کرده ی خود پوزش آورم.من آن موجود بیچاره ام که اسیر بلیات خود و گروگان گناهان خویشم و همچنان در منجلاب معاصی می غلطم و به خاطر آینده ام نگران و از مقصدم بازمانده ام.و اکنون خویشتن را در مقام بندگان ذلیلی که گناه کرده و شرمسارند گذاشته ام.

این جا که من ایستاده ام جای مردم تیره بخت و شقاوت زده ای است که وعده های تورا ناچیز انگاشته اند و از فرمان تو نابخردانه سرباز زده اند.

ای پروردگار من!!چه جراتی به کار برده ام که وعده های تو را سبک گرفته ام و چگونه از خویشتن فریب خورده ام و خویشتن را فریب داده ام که به فرمان تو سر تسلیم فرود نیاورده ام.

ای پروردگار من!!بر این حالت که از پای لغزیده ام و با سر و روی به خاک افتاده ام ترحم فرمای و جهل مرا به حلم و گذشت و بخشایش خویش نادیده انگار و از برکت احسان و نیکوکاری خود از کارهای ناشایست من درگذر.من آن بنده ی گناهکار توام که به گناهانم اعتراف دارم و به خطایای خود اقرار آورم.هم اکنون دستهای بد کرده و پیشانی لکه خورده ی من به درگاهت با مسکنت پیش آمدند تا هرچه خواهی بر من روا داری و مرا از اسارت امیال و آرزوهایم به در آوری.

پروردگارا !!!مویم سپید و رویم سیاه است.روزگار جوانیم سپری شده و عمرم به سر آمده و اجلم فرا رسیده است.

بر من رحم کن ای پروردگار من!!در آن روزگار که در دل سرد و سیاه خاک دستخوش فرسایش و ذبول می گردم.مفصل های من از من باز شوند و عضلات به هم بافته ام از تار و پود پریشان شوند و خاک گور همچون توتیا استخوانم را لبریز کند.

بر من رحم کن در آن رستاخیز عظیم که قبرم گشوده شود و سر خاک آلودم را از بالین لحد بر دارم و پای به صحرای محشر گذارم.

بر من رحم کن و مرا بادر آن روز با اولیا و دوستانت محشور فرمای.

بر من رحم کن!! و مرا در صف بندگان پارسا و پرهیزگار خویش بنشان.با آن که تو را به راستی و صمیمیت عبادت کرده اند به پیشگاه خویشم به خوان و در جوار خویش جایم ده.


یا رب العالمین
چه خوب یادم هست


عبارتی که به ییلاق ذهن وارد شد:


وسیع باش،و تنها و سربه زیر و سخت.

53
مشاعره که میکنین، ثابت کنین میتونین بنویسین،لطفاً حکایات سعدی رو بخونید،بعضی جمله ها زندگیه آدمو دگرگون میکنه،حوصلتون سر رفت داستانم بخونید،با ادبا و شعرا حال کنید و فالتون و بخونید،متنهای عشقولی بخونیدوبنویسین،با خدای خودتون عاشقانه حرف بزنید!

جملات و متونی که از دکتر شریعتی میذارین صرفا با ذکر منبع لطفا!


[تصویر:  akmmowr4h0rrml1nl43w.png]
#6
باور نکن تنهاییت را
من در تو پنهانم تو در من
از من به من نزدیکتر تو از تو به تو نزدیکتر من
باور نکن تنهاییت را
تا یک دل و یک درد داری
تا در عبور از کوچه ی عشق بر دوش هم سر میگذاریم
دل تاب تنهایی ندارد باور نکن تنهاییت را
هر جای این دنیا که باشی من با توام تنهای تنها
من با توام هرجا که هستی
حتی اگر با هم نباشیم
حتی اگر یک لحظه یک روز باهم در این عالم نباشیم
این خانه را بگذارو بگذر بامن بیا تا کعبه ی دل
باور نکن تنهاییت را من با توام منزل به منزل
[تصویر:  final%201.png]
[تصویر:  size_550x415_Kids.png?1320708461]
آسمانیها مهربانند
اگر باور نداری
دستت را به آسمان بسپار
تا دلت بارانی شود
چه جرم كرده ام اي جان و دل به حضرت تو
كه طاعت من بيدل نميشود مقبول
[تصویر:  nasimhayat.png]
[color=#32cd32]
#7
[تصویر:  48543550750845822603.jpg]
[تصویر:  11966327979550411256.jpg]
   
ای فرزند آدم.....



من به هر آنچه بگویم *باش* می شود.مرا در آنچه امر کرده ام اطاعت کن تا تورا
   
چنان قرار دهم که به هر چه بگویی *باش* بشود.
   
        53برای ماندگاری رویایی جز پاکی نداشته باش53

[تصویر:  nasimhayat.png]    
[img=0x70]http://www.full-dl.com/wp-content/themes/sms-persia/css/images/nazar.gif[/img]
.
.
.
.
کانونمونو چشم نکنن..
#8
از دعاهای شب نیمه ی شعبان......


بارخدایا....من به تو محتاجم و از عذابت ترسان و پناهنده ام.....

بار خدایا....عوض مکن نامم را و دگرگون مساز تنم را و سخت مکن بلایم را و شاد مکن به من دشمنم را....


و پناه می برم به عفوت از عقابت و پناه می برم به رحمتت از عذابت...


و پناه می برم به رضای تو از خشمت....


و پناه می برم به تو از تو....


والا است ستایشت، تو همچنانی که خود را ستودی و برتر از آنچه گویند،گویندگان.....

چه خوب یادم هست


عبارتی که به ییلاق ذهن وارد شد:


وسیع باش،و تنها و سربه زیر و سخت.

53
مشاعره که میکنین، ثابت کنین میتونین بنویسین،لطفاً حکایات سعدی رو بخونید،بعضی جمله ها زندگیه آدمو دگرگون میکنه،حوصلتون سر رفت داستانم بخونید،با ادبا و شعرا حال کنید و فالتون و بخونید،متنهای عشقولی بخونیدوبنویسین،با خدای خودتون عاشقانه حرف بزنید!

جملات و متونی که از دکتر شریعتی میذارین صرفا با ذکر منبع لطفا!


[تصویر:  akmmowr4h0rrml1nl43w.png]
#9
دعای امام سجاد (ع) :

اى سيد من من آن طفل صغيرم كه توام پرورانيدى
و آن نادانم كه توام دانش بخشيدى
و آن گمراهم كه توام هدايت كردى
و آن خوار و ذليلم كه توام عزت و رفعت دادى
و آن ترسانم كه توام ايمن ساختى
و آن گرسنه‏ام كه توام سير كردى
و آن تشنه‏ام كه توام سيراب كردى
و برهنه‏ام كه پوشانيدى
و فقيرى كه بى‏نيازش كردى
و ناتوانى كه توانائيش دادى
و ذليلى كه عزيزش گردانيدى
و مريضى كه شفا بخشيدى
و سائلى كه به او عطا كردى
و گنهكارى كه بر گنهش پرده پوشيدى
و خطا كارى كه عذرش پذيرفتى
و اندكى كه بسيارش نمودى
و مغلوب و ناتوانى كه ياريش كردى
و گريخته و آواره‏اى كه جايگاهش دادى
من اى خدا همان كسم كه نه در خلوت از تو شرم و حيا كردم
و نه در جمعيت مراقب وظايف بندگيت بودم
منم كه مصايب و حوادث بزرگ بر من روى آور است
منم آن بنده‏اى كه بر مولاى خود جرأت و جسارت نموده
منم آنكه خداى جبار آسمان را نافرمانى كرده
من آن كسم كه بر معصيتهاى بزرگ رشوه داده
من آن كسم كه هنگامى كه مژده پيش آمد گناهى به او دادند بسوى آن گناه شتابان مى‏رفت
منم آنكه مهلتم در عصيان براى توبه دادى و من از گنه باز نگشتم
و بر من پرده پوشى كردى باز هم شرم و حيا نكردم و به معصيت پرداخته و از حد تجاوز كردم
و مرا از نظر انداختى باز هم باك نداشتم و باز به حلم و بردباريت مهلتم دادى
و از كرم زشتيم در پرده داشتى تا آنجا كه گويى گناهانم را فراموش كرده‏اى
و از كيفر گناهان معافم داشته‏اى كه گويا از من شرم كرده‏اى
اى خدا من هنگامى كه به معصيتت پرداختم
عصيان از راه انكار خداونديت نكردم
و فرمانت را خفيف نشمردم
و سينه در مقابل عقابت سپر نكردم
و وعده مجازاتت را خوار و بى‏اهميت ندانستم
بلكه عصيانم خطايى بود عارض شد و نفس زشت بر من شبهه كارى كرد
و هوى و هوس غلبه كرد و بدبختى كمك نمود
و ستارى و پرده پوشيت مغرورم ساخت
تا آنكه به كوشش و اختيار به عصيان و مخالفت پرداختم
اكنون از عذاب تو كه مرا نجات خواهد داد؟
و فردا از دست دشمنان كه خلاصم تواند كرد؟
و اگر تو رشته محبت را از من بريدى ديگر به رشته كه چنگ زنم؟



.....

بارى بمقام عزتت قسم كه اگر مرا از در لطف برانى هرگز از درگاهت به جايى نخواهم رفت
و از تملق و التماس به حضرتت دست نخواهم كشيد
چرا كه قلبم شناسا و گواه كرم و رحمت بى‏پايان توست
آرى بنده جز به درگاه مولايش كجا رود و مخلوق به كه پناهنده شود جز به خالقش
اى خدا اگر گردنم را به زنجيرهاى قهرت مى‏بندى
و عطايت را از ميان همه خلق از من منع كنى
و فضيحت و رسواييهايم به چشم بندگانت عيان سازى
و فرمان دهى كه مرا به آتش دوزخ كشند
و ميان من و نيكان جدايى افكنى باز هرگز رشته اميدم از تو قطع نخواهد شد
و از اميدى كه به عفو و بخششت دارم منصرف نمى‏شوم و محبتت از دلم بيرون نخواهد رفت
من اى خدا عطا و بخششها و پرده پوشيهايت را
بر من در دار دنيا هرگز فراموش نخواهم كرد..

.....

ى سيد من همه اطمينان و اعتماد من
و تمام اميد و توكلم به تو و علاقه خاطرم به رحمت و لطف توست
تويى كه هر كه را بخواهى به رحمتت نايل مى‏سازى
و هر كه را دوست دارى به كرامتت هدايت مى‏كنى
پس تو را ستايش مى‏كنم براى آنكه قلب مرا از لوث شرك پاكيزه ساختى
و تو را سپاس ميكنم براى آنكه زبانم را بذكرت گشودى
آيا من بدين زبان لال شكر و سپاس تو توانم گفت
يا با كمال جهد و كوشش در عمل رضا و خوشنوديت به دست توانم آورد
زبان من در قبال شكر تو بى‏قدرو عملم در جنب نعمت و احسانت ناچيز است
اى خدا همانا جود و كرم تو دست اميد و آرزويم را دراز گشوده
و بخشش تو عمل (ناقابلم) را پذيرفته اى سيد من شوق و رغبتم همه بسوى توست
و بيم و هراسم هم از توست آرزويم به تو منتهى است و اميد من مرا به درگاه تو مى‏كشد
و بر درگاه تو اى يگانه‏ام همتم معتكف شده
و در آنچه به حضور توست شوقم گشاده
و تمام اميد و هراسم از تو
و انس و محبتم منحصر به تو
و بسوى تو دو دست اميد گشوده‏ام


.....

اى خدا تو آن كريمى كه احسانت بر آنكس هم كه از تو درخواست نكند
افاضه ميشود بلكه بر منكران خدائيت هم ميرسد
پس چگونه بر آنكس كه از تو مسئلت كرده
و بيقين كامل ميداند كه خلق همه از تو و فرمان بر خلق مختص توست
نخواهد رسيد
بزرگوار و
بلند مرتبه‏اى اى پروردگار عالم
اى آقاى من بنده مسكين تو رافقر و بيچارگى به درگاه كرم تو باز داشته
و حلقه بر در احسانت به دعا مى‏زند
پس تو به بزرگوارى و كرم روى از وى مگردان
و تقاضاهايم قبول فرما كه من به اين دعاى (مفصل) تو را خواندم


.
53  تا حالا مهمترین تجربه ام این بوده که  که هیچ روشی توی ترک گناهان  مثل همنشینی با دوستان خدا جواب سریع و قطعی و موندگار  نمیده !53
#10
دعای امام سجاد وقتی به هلال ماه می نگریست(فرازی از صحیفه ی سجادیه)

ای موجود مطیع،ای دونده ی سریع،ای گردنده ی سرگردان در گذرگاه تقدیر.ای گذرنده از فلک تدبیر!
به آن کس که از فروغ تو تیرگیها را روشن ساخت و در سایه ی تو غبار ابهام از کوه و دشت بزدود و تو را آیتی از آیات محکمه ی خویش قرار داد و به روشنایی تو علامت دیگری بر علامت های قدرت و سلطنت خود برافزود و تو را گاهی در نقص و گاهی در کمال،گاهی در طلوع و گاهی در غروب،گاهی درخشان و گاهی منخسف به جلوه انداخت ایمان دارم.
تو در طلوع و افول و انخساف و درخشش و نقص و کمال متعبدانه از فرمان آفریدگار متعال اطاعت همی کنی و جز مشیت الهی مشیت و ارادتی نداری.
پروردگار متعال بزرگ است که تو را بدین زیبایی آفرید و این چنین ترتیب و نظام در سیر و گردش تو قرار داد.
این صنعت لطیف و بدیع جز به صنعتگری که نقش وجود برآورده برازنده نیست.


تو را پروردگار متعال،همچون کلیدی آفرید که دوره ی نوینی را می گشایی و حادثه ی نوینی به دنبال داری و من از درگاه خداوند عظیم که خدای من و تو و آفریدگار کاینات است،از درگاه خدایی که من و تو را آفریده و سرنوشت من و تو را تنظیم فرموده و صورت من و تو را بر لوح وجود نقش بسته،مسئلت دارم به روان مقدس محمد و آل محمد رحمت فرستند و تو را ای هلال بدیع!آیت رحمت و علامت برکت قرار دهد.


از درگاه پروردگار که آفریننده ی ماست مسئلت دارم طلعت تو را طلیعه ی عصمت ما قرار دهد،عصمتی که هرگز با دست معصیت به هم نشکند و رنگ شقاوت بر جان ما ننشاند.از درگاه پروردگار متعال مسئلت دارم که با طلعت تو ستاره ی امن و امان از افق زندگی ما سر بر کشد و دنیای ما از آفتها و معصیتها ایمن بماند.
از درگاه پروردگار بزرگ مسئلت دارم که طلعت تو را با طلوع سعادت دمساز فرماید.تو آیت سعادت و میمنت و گشادگی و نعمت باشی و با طلوع تو نحوست و رنج و ملال و وبال غروب کنند.
به همراه تو فروغ خیرات و حسنات بر زندگی ما بتابد و نعمت و احسان و سلامت و اسلام بهره ی جهانیان گردد.


ای پروردگار من به روان مقدس محمد و آل محمد درود فرست و چنان کن که ما در ابتدای این ماه از همگان راضیتر و خشنودتر باشیم.بندگان تو در لحظه به ماه می نگرند،
مقرر فرمای چشمان ما پاکترین چشمی باشد که به ماه می نگرد و قلب های ما سعادتمندترین قلبی باشد که از مهر و محبت تو آکنده است.


ای خداوند متعال!در این ماه نو توفیقی عنایت فرمای که به سوی رحمت و احسان تو بازگردیم و لب به توبت و انابت بگشاییم و دست دعا و نیاز برداریم.در این ماه نو ای پروردگار بزرگ،جان ما را از آلایش عصیان دور بدار و خطا و لغزش نصیب ما مفرمای.


توفیق تو رفیق ما باشد تا سپاس نعمای تو بگذاریم و عمر سی روزه اش را با تکمیل طاعت و عبادت خویش به سر رسانیم.
آن کس که خداوند نعمت و شایسته ی منت است تویی.تویی که برازنده ی ستایش و نیایشی.


ما رو از دعای خیرتون محروم نفرمایین
چه خوب یادم هست


عبارتی که به ییلاق ذهن وارد شد:


وسیع باش،و تنها و سربه زیر و سخت.

53
مشاعره که میکنین، ثابت کنین میتونین بنویسین،لطفاً حکایات سعدی رو بخونید،بعضی جمله ها زندگیه آدمو دگرگون میکنه،حوصلتون سر رفت داستانم بخونید،با ادبا و شعرا حال کنید و فالتون و بخونید،متنهای عشقولی بخونیدوبنویسین،با خدای خودتون عاشقانه حرف بزنید!

جملات و متونی که از دکتر شریعتی میذارین صرفا با ذکر منبع لطفا!


[تصویر:  akmmowr4h0rrml1nl43w.png]
#11
فرازی از دعای ابوحمزه ی ثمالی....


خدای من، پیشم محبوبترین موجود است و به حمدو ستایش من او را از همه سزاوارتر از همه ی عالم است.ای خدای من راه حوایج خلق را به سوی تو باز می بینم و چشمهای امید بندگان را به درگاهت پر آب میابم و یاری جستن به فضل و کرمت بر هر کس به تو آرزومند است مباح و آسان است و درهای دعای فریاد خواهان به سوی تو باز است.


محققا می دانم که تو آماده برای حاجت امیدوارانی و مراقب حال پریشان خاطران و میدانم نالیدن به درگاه جود و احسانت و در رضای به قضا و قَدَرت بهترین عوضی است از بخل مردم بخیل.


هر که به سوی تو سفر کند راهش بسیار نزدیک و تو از نظر خلق پنهان نیستی جز آنکه آمال و آرزوهایی که به غیر تو دارند حجاب آنها از شهود جمالت گردیده است.


من جویای توام و در حوایجم رو به تو آورده ام و به درگاه تو استغاثه کرده،پناه می جویم و در دعا متوسل به لطف توام،بدون آنکه لایق آن باشم که دعای مرا مستجاب کنی یا مستوجب عفو و بخششت گردانی.
.
.
.
.
چه خوب یادم هست


عبارتی که به ییلاق ذهن وارد شد:


وسیع باش،و تنها و سربه زیر و سخت.

53
مشاعره که میکنین، ثابت کنین میتونین بنویسین،لطفاً حکایات سعدی رو بخونید،بعضی جمله ها زندگیه آدمو دگرگون میکنه،حوصلتون سر رفت داستانم بخونید،با ادبا و شعرا حال کنید و فالتون و بخونید،متنهای عشقولی بخونیدوبنویسین،با خدای خودتون عاشقانه حرف بزنید!

جملات و متونی که از دکتر شریعتی میذارین صرفا با ذکر منبع لطفا!


[تصویر:  akmmowr4h0rrml1nl43w.png]
#12
[تصویر:  234234.jpg]

به دنبال خدا نگرد
خدا در بیابان های خالی از انسان نیست
خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست
به دنبالش نگرد
خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست


خدا در قلبی است که برای تو می تپد
خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی دوباره می گیرد
خدا آنجاست


در جمع عزیزترینهایت
خدا در دستی است که به یاری می گیری
در قلبی است که شاد می کنی
در لبخندی است که به لب می نشانی
خدا در بتکده و مسجد نیست
گشتنت زمان را هدر می دهد
خدا در عطر خوش نان است
خدا در جشن و سروری است که به پا می کنی
خدا را در کوچه پس کوچه های درویشی و دور از انسان ها جست و جو مکن

خدا آنجا نیست
او جایی است که همه شادند
و جایی است که قلب شکسته ای نمانده
در نگاه پرافتخار مادری است به فرزندش
در نگاه عاشقانه زنی است به همسرش
باید از فرصت های کوتاه زندگی جاودانگی را جست
زندگی چالشی بزرگ است


مخاطره ای عظیم
فرصت یکه و یکتای زندگی را
نباید صرف چیزهای کم بها کرد
چیزهای اندک که مرگ آن ها را از ما می گیرد
زندگی را باید صرف اموری کرد که مرگ نمی تواند آن ها را از ما
بگیرد


زندگی کاروان سرایی است که شب هنگام در آن اتراق می کنیم
و سپیده دمان از آن بیرون می رویم
فقط یک چیزهایی اهمیت دارند
چیزهایی که وقت کوچ ما، از خانه بدن، با ما همراه باشند
همچون معرفت بر الله و به خود آیی

دنیا چیزی نیست که آن را واگذاریم
و با بی پروایی از آن درگذریم

دنیا چیزی است که باید آن را برداریم و با خود همراه کنیم
سالکان حقیقی می دانند که همه آن زندگی باشکوه هدیه ای از طرف خداوند است
و بهره خود را از دنیا فراموش نمی کنند
کسانی که از دنیا روی برمی گردانند
نگاهی تیره و یأس آلود دارند
آن ها دشمن زندگی و شادمانی اند

خداوند زندگی را به ما نبخشیده است تا از آن روی برگردانیم
سرانجام خداوند از من و تو خواهد پرسید:


آیا "زندگی" را "زندگی کرده ای"؟
یا عباس
#13
فرازی از دعای امام سجا بعد از نماز شب.....(صحیفه ی سجادیه)




اکنون در مقام بنده ای قیام کرده ام که از نفس خویش شرم همی دارد و الطاف خداوندی تو را شکر همی گذارد.به درگاه تو با جانی ترسناک و گردنی فرو افتاده و پشتی از فشار معاصی و منکرات خم شده ایستاده ام.


ای پروردگار من در چنین حال هم به بخشایش تو امیدوارم و هم از عقوبت تو هراسان.


تو آن مایه ی امید باشی که مانند و مثال نداری.


تو آن غالب قاهر هستی که سزاواری از غضب و سطوت تو هراسان باشم....
.
.
.
.
توصیه میکنم خودتون متن کاملشو حتما بخونید.
چه خوب یادم هست


عبارتی که به ییلاق ذهن وارد شد:


وسیع باش،و تنها و سربه زیر و سخت.

53
مشاعره که میکنین، ثابت کنین میتونین بنویسین،لطفاً حکایات سعدی رو بخونید،بعضی جمله ها زندگیه آدمو دگرگون میکنه،حوصلتون سر رفت داستانم بخونید،با ادبا و شعرا حال کنید و فالتون و بخونید،متنهای عشقولی بخونیدوبنویسین،با خدای خودتون عاشقانه حرف بزنید!

جملات و متونی که از دکتر شریعتی میذارین صرفا با ذکر منبع لطفا!


[تصویر:  akmmowr4h0rrml1nl43w.png]
#14
فرازی از دعای امام سجاد در وداع از ماه مبارک رمضان(صحیفه ی سجادیه)


ای پروردگار متعال!ماه مبارک رمضان برای ما ماهی شایسته ی ستایش بود.با ما در این سی روزه صحبت نیکو داشت و به ما سود بسیار،سودی که از جهانیان سنگینتر و گرانمایه تر باشد رسانید و پس از سی روز ما را ترک گفت.


ما را وداع کرد و در آن هنگام که ماه مبارک رمضان را وداع همی کردیم سخت اندوهناک و دلتنگ بودیم.چنان که گمان داشتیم عزیزترین کسان ما همی خواهد ما را وداع کند.
بار فراقش بر ما سنگین بود و سفرش از دنیای ما،ما را به کدورتی عمیق در افکند.همواره یاد او کنیم و حق او محترم بشماریم.


ما همی گوییم:


درود بر تو ای ماهی که به نام مقدس الهی نامبردار شده ای.


درود بر تو ای ماه خدا،ای ماه مسرت و ای عید سعید اولیای خدا.


سلام بر تو ای دوست نازنین،ای بهترین وقتی مه در میان اوقات دریافته ایم و ای شریفترین ماه که طی ساعت ها و روزها ما را دریافته ای.


درود بر تو ای ماه،ماهی که آرزوهای ما را به هدف نزدیک همی ساختی و اعمال ما را در فروغ خویش روشن همی داشتی.


سلام بر تو ای همدم عزیز!که تا همدم ما بودی قدر تو را نیکو شناختیم و هنگامی که ترک ما گفتی از فراق تو فاجعه ای غظیم یافتیم و خاطر ما پریشان و آزرده است.


سلام بر تو ای هسایه ی گرانمایه که در کنار تو قلب های ما به نرمی و مهربانی گرایید و گناهان ما از برکت تو کاهش یافت.
.
.
.
.
Tears
چه خوب یادم هست


عبارتی که به ییلاق ذهن وارد شد:


وسیع باش،و تنها و سربه زیر و سخت.

53
مشاعره که میکنین، ثابت کنین میتونین بنویسین،لطفاً حکایات سعدی رو بخونید،بعضی جمله ها زندگیه آدمو دگرگون میکنه،حوصلتون سر رفت داستانم بخونید،با ادبا و شعرا حال کنید و فالتون و بخونید،متنهای عشقولی بخونیدوبنویسین،با خدای خودتون عاشقانه حرف بزنید!

جملات و متونی که از دکتر شریعتی میذارین صرفا با ذکر منبع لطفا!


[تصویر:  akmmowr4h0rrml1nl43w.png]
#15
. خدایا! تو مغناطیس قدرتمند عشقی مرا بیاموز ٬ تا خرده آهنی باشم...

.خداوندا مرا به بزرگی چیزهایی که داده ای راضی و خشنود کن تا کوچکی چیزهایی که ندارم آرامشم را به هم نریزد.

.چه دعایی کنمت بهتر از این : که خدا پنجره ی باز اتاقت باشد...

.دلی را نشکن شاید خانه خدا باشد ..کسی را تحقیر مکن شاید محبوب خدا باشد ا...ز کمکی دریغ مکن شاید کلید بهشت باشد.. سر نماز اول وقت حاضر شو ، شاید آخرین دیدارت با خدا باشد در زمین

.عشق فقط برای خداست ... اوست که لایق احساسات دل های پاک است ...

.دل حرم خداست غیر خدا را در آن جای ندهید

.آنگاه که دوست داری کسی همواره به یادت باشد به یاد من باش که من همواره به یاد توام بهترین دوستت : خدا

.همیشه یه نفر تو یه جای دنیا داره رویای خوشحالی و لبخند زدن تورو می بینه . پس هیچوقت فکر نکن که تنهایی

.دو نفر هستند که من رو به خاطر خودم دوست دارن ... اول خدا ، دوم مادرم ... مادرم تو چشمام نگاه می کنه و می فهمه که بهش راست نمی گم ، اما بازم حرفمو باور می کنه ...

خدايا من همچنان معتقدم که هر کس دلش هوايي تو شده هوايش را داري..

آرزویی بکن ........

گوش های خدا پر است از آرزو ... و دستانش پر از معجزه....

ارزویی بکن............

شاید بزرگترین خواسته ات کوچکترین معجزه اش باشد!!

آرزویی بکن .......................................
[تصویر:  u2kig0x2xk6igwj759y.png]



کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان