دوست خوبم به کانون ترک خودارضایی خوش اومدی. اگر این پیغام رو می بینی، به این خاطر هست که هنوز ثبت نام نکردی. برای ثبت نام اینجا کلیک کن تا به ما ملحق شی و از تمام امکانات سایت استفاده ببری.
اگر قبلا ثبت نام کردی، می تونی از اینجا وارد شی.

امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امتیازات: 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

چطور موفق شدم از دام شیطان رها بشم ....

سلام رفقا گل وپاک  لطفا فیلم زیرو ببینین [تصویر:  53.gif] 

فیلم برای ترک گناه خیلی خیلی قشنگه و تاثیر گذار حتما ببینین
به خدا گفتم: " بیا جهان را قسمت کنیم، 
آسمون واسه من ابراش مال تو
 دریا مال من موجش مال تو
 ماه مال من خورشید مال تو ... ".
خدا خندید و گفت: " بندگی کن، همه دنیا مال تو ... من هم مال تو ... "[تصویر:  0l7l_kanoon.png]
[تصویر:  05_blue.png]
 سپاس شده توسط
سلام من امروز  2 روزه پاکم همین نیم ساعت پیش شیطان اومد به سراغم ک برم بزنم
اما سر خودمو با گوشیم و بازی و صحبت با بقیه گرم کردم و به یاد عهد ترک کردنم افتادم و تونستم از دام شیطان فرار کنم
الان خیلی خوشحالم :) 2uge4p4 2uge4p4 Gigglesmile Gigglesmile Khansariha (69)
 سپاس شده توسط
سلام به پسرا و دخترای کانونی...

من از هفت آبان (روز کوروش!)تا به امروز که پنج فروردینه! ( حدود پنج ماه!)با یه سری کارها تونستم ترک کنم ........به ترتیب کارایی و اهمیتی که برای من داشتن مینویسمشون....هر کجا هم ابهام داشت به پروفایلم سر بزنید و بپرسید تا بیشتر توضیح بدم....
0-خواستم و دلیل آوردم که چرا باید ترک کنم!...(به چند دلیل شخصی!)
1-تمام هر آنچه که فکر میکردم منو دوباره به سمت این بلا میکشونه، حذف یا قطع کردم یا بستم و...( تمام عکسا و فیلمای یادگاری دوست و آشنا و فامیل! ...تمام عکسایی که حتی بد هم نبودن اما منو به یاد روزای بد می انداخت!....)
2- از روش شرطی شدن استفاده کردم!....در هر بار که به فکر خ.ا می افتادم خوداگاه به سمت یک کار دیگه میرفتم تا در مواقعی که دوباره ذهنم منو به خ.ا میکشونه ، ناخودآگاه به یاد همون کار دیگه ای که گفتم ،بیفتم!.( بهتر از این نمیشد توضیح داد!)..( من یه مقدار توی این زمینه زیاده روی کردم و از کار ثانویه ی بدی استفاده کردم اما چون مطمئن بودم به این کار معتاد نمیشم تا به امروز ادامه دادم و هر زمان که بخوام این یه کارو ترک میکنم!...چون ژنتیکن ما این کاره نیستیم! حالا بماند چه کاره! 4chsmu1 )
3-تمام ورودی های ذهنی ، چشمی، گوشی رو متوقف کردم (فیلترکردن مرورگرم با افزونه ، ابدا دیگه تلویزیون داخلی و خارجی نگاه نیمکنم...سینمایی هم همینطور !....البته فعلا که مشکل دارم این کارو میکنم بعدا حتما نگاه میکنم!..بزار یه سال بگذره!یا دو سال! !!...به صداهای تلویزیون سعی میکنم گوش ندم ....به هیچ دختری نگاه نمیکنم چون میدونم مریضم! و باید خوب بشم!...
4-خوابم رو متعادل تر کردم...( البته هنوز افتضاحم توی این زمینه اما همین مقدار کمی که متعادل کردم باعث شد تعداد دفعاتی که به خ.ا فکر میکردم کمتر بشه!)
5-تمام وسایلی که منو به یاد این موضوع می انداخت و منو تحریک به این کار میکرد انداختم توی انباری یا جابجا و منتقلش کردم به گوشه ی دیگه!..از نظر روانی کمک کرد بهم ...( مثل هدفونی که همیشه صدای مبتذل باهاش گوش میکردم رو انداختم توی کشوی اون یک اتاق یا مثل عکسی که توی اتاق چسبونده بودم که کندمش یا مثل میز کامپیوتری که همیشه پشتش این کارو میکردم رو به اون یکی گوشه ی اتاق منتقل کردم.....کلید دری که همیشه باهاش درو میبستم به خواهرم دادم و گفتم یه جایی بزارش که هیچ وقت پیداش نکنم! ( البته جوری گفتم که شک نکنه که چرا این درخواستو دارم!)..

6-مکان ها و زمان هایی که منو به فکر کردن به این موضوع وادار میکردم ، پیدا کردم ( من اصولا توی اتاقم این کارو میکنم و اصولا صبح ها!...چون به این زمان شرطی شدم، مثل دیونه ها وقتی پا میشدم از خواب، میرفتم سراغ سایتای مبتذل!.....راهشم اینه که برای اون زمان ها یا مکان ها برنامه یا کاری داشته باشین که انجام بدین و از مکان ها در اون زمان ها دوری کنین!..)...
7-همیشه به محض اینکه من به یادش میفتادم ، با خودم فکر میکردم که دوباره چه چیزی منو تحریک کرده !؟....بعد اونو به عنوان یه عامل محرک توی گوشه ی ذهنم نگه میداشتم که دفعه ی بعد از اون سوراخ گزیده نشم!( حتی اگه به فکر خ.ا هم بیفتیم یعنی گزیده شدن ، چه برسه به اینکه انجامش بدیم!)
8-یه حسی هم توی وجودم بود که میگفت : این اندامی که من دارم ازش کار میکشم حق دختری که بعدا میخواد باهام ازدواج بکنه !...به همین خاطر هم پا روی هوسم میزاشتم برای کسی که نمیدونم کیه یا نمیدونم چه موقع توی زندگیم میاد...اما مطمئنم در آینده  اونقدر برام با ارزشه که میخوام باهاش یه عمر زندگی بکنم!....و همین کافی بود برام!
9-خواستم که تمام چیزایی که یاد گرفتم فقط یک معلومات بدون عمل نباشه!...به خاطر همین فقط به حداقل چیزایی که میدونستم عمل کردم و منتظر معجزه نشدم و حتی منتظر کمک کسی هم نشدم.


مدیران سایت هم لطفا سانسور نکنن بعضی جاهارو که احیانا میبینن رک نوشته شده!...در هر صورت من سعیم رو کردم که تمام مخاطبارو با هر سنی یا با هر جنسی در نظر بگیرم که باعث مشکل جنسی یا فکری نشم با حرفام!..مگر نه از این لخت تر هم میشد مثال هامو باز کنم!)...ممنون 30244
من به نظرم اگه تو یه سری از بازه های زمان مشخص حواسمون خیلی به خودمون باشه احتمال خطا کمتر میشه

حالا چطور؟

1 تا 3 روز بعد از خطا باید به طرز وحستناکی به خودمون سخت گیری کنیم. ( این بازه زمانب خیلی حساسه چون دقیقا بعد شکست هست و ناامید هستیم)

بعد از این که از این بازه اولیه رد شدیم تا 7 روز بعد از خطا فشار کاهش پیدا می کنه ولی از 7 تا 10 روز بعد از خطا دوباره فشار ها به طرز عجیبی افزایش پیدا می کنه! پس تو این بازه هم باید خیلی مراقب باشید.

بعد از 10 روز وارد یه فاز جدید میششد احساس می کنید خیلی سبک تر شدید.  احساس میکنید که محدوده خطر و پشت سر گذاشتید ولی این طرز فکر خودش شروع ناهنجاری های بعدیه .
این طرز فکر از روز 10 ام تا تا هفته دوم به شدت زیاد میشه. اینجور که فکر میکنیئد اگه در معرض یه سری چیزا باشید هم مشکلی براتون پیش نمیاد در صورتی که واقا اینطور نیست. پس تو این بازه زمانی خودتون و آماده کنید که با این طرز فکر بتونید مقابله کنید.

البته این طرز فکر همیشه همراه آدم هست ولی در اون بازه زمانی خاص باید به شدت کنترلش کنیم.

از هفته دوم یعنی روز 14 ام تا هفته سوم که روز 21 ام میشه. کم کم تقریبا همه فشار ها از رو شما برداشته میشه و ادامه دادن راه خیلی آسون میشه ولی توجه داشته باشید که این فشار ها به صورت رندوم بهتون وارد میشه البته قدرتش زیاد نیست و به راحتی با امادگی فکر قابل رد کردنه پس تنها چیزی که شما رو تو این دوره زمانی خاص تهدید می کنه اینه که تسلیم این فشار های کوچیک بشید.

از روز 21 ام تا روز 40 ام باید خیلی مواظب باشید. چرا چون که خودتون تمام تلاشتون و میکنید تا خودتون و گول بزنید.
سعی کنید یه سری قانون برای خودتون بذارید و واقا بهش عمل کنید. سعی کنید با خودتون کاملا رو راست باشید. ورزش و به شدت توضیه می کنم. اصلا اجازه ندد چیزی ناراحتتون کنه، اصلا برای خودتون دلسوزی نکنید. بدونید که خدا بیشتر از حد شما بهتون فشار نمیاره، پس بنابراین این فشار ها قطعا براتون قابل تحمل هست.
تنها نکته ای که مهمه و بهتون امید میده بدونید که اگر از روز 40 ام رد شید، پاک موندن براتون به یک عادت تبدیل میشه و ادامه دادنش واقا ساده تره.

دوستان یه سری نکته دیگه هم هست.
1) این عادت به هیچ وجه از بین نمیره مگر با عادات دیگه جایگزین بشه. پس بجای این کار دنبال کارا دیگه بگردید تا جایگزین کنید.
2) ورزش واقا فراموش نشه
3) تا میتونید سر خودتون و شلوغ کنید
4) یه کاغذ بردارید و انواع دلایل آبکی که برای توجیه خودتون استفاده می کنید رو روش بنویسید و بعد جواب اینکه چرا این دلیل منطقی نیست رو هم روش بنویسید. ( این کار خیلی کمک می کنه چون موقعی که میرید طرف گناه اگه با خودتون رو راست باشید، میتونید خودتون و قانع کنید که این کار درست نیست)

امیدوارم موفق باشیم هممون 53 ان شاالله
 سپاس شده توسط
دوستان تصمیم گرفتم با توجه به شرایط الانم یه سری از شرایط و به پست قبلی اضافه کنم.


به نظرم این شرایط دونستنش خیلی کمک خواهد کرد که مغلوب خودتون نشید. ولی به هر حال عامل شکست هر کسی یک چیزیه و باید پیداش کنید.



از هفته دوم تا بهبود کامل علاوه بر اتفاقاتی که بالا گفتم شما باید با کسل بودن به شدت مبارزه کنید.  بی حوصلگی، بی برنامگی، راکد بودن منجر به افتادن در دام این بیماری میشه. به نظرم این بی حوصلگی واقا خطرناکه. 

تو این بازه زمانی تا اینکه احساس کردید کاملا خوب شدید به این نکته توجه کنید که به هیچ فکری که می تونه منجر به این گناه بشه اجازه ندید شکل بگیره. 


************************
لازمه بدونید این فکرا واقا شایع میشه از هفته دوم به بعد. چرا؟ چون فشار روانی اون کار بعد از دو هفته کاملا تخلیه میشه و چون که اون فشار از روی شما برداشته میشه، شما احساس یه کمبودی می کنید.

این احساس کمبود منجر به بی حوصلگی، کسل بودن و ... میشه که این حوصلگی منجر به اجازه دادن به خودتون برای لغزیدن میشه.
************************
واقا مواظب باشید بشدت خودتون و مشغول کنید، نذارید به هیچ وجه این بی حوصلگی شما رو کنترل کنه



به نظر من تلاش کنید اختیار فکر کردنتون و دستتون بگیرید. مثلا خیال پردازی اصلا نکنید ( در هر موردی ) نذارید مغذتون به حال خودش باشه.

تمارین دیگه ای هم میشه کرد. مثلا بعضی وقتا دوست دارید آهنگ گوش بدید ولی ندید از قصد. تمرین رد شدن از خواسته هاتون و زیاد کنید تا بتونید فکرتون و کنترل کنید. 



به شخصه فکر کنم تنها عاملی که باعث میشه از هفته دوم به بعد بچه ها بشکنن اینه.
[img=0x0]http://www.ktark.com/05_blue.png[/img]
 سپاس شده توسط
به نام خدا
سلام...
چند روز اخیر پشت سر هم تحت فشار بودم. که با کمک الله و دستگیری و یاری خودش الان نفس میکشم.
چند روز پیش که وسوسه اومد سراغم خودمو از جای خوابم کندم و انداختم توی جا نمازم. گریه کردم...از خدا خواستم نجاتم بده که خدا میل همیشه صدامو شنید.
دومیش هم با هر زوری بود رفع شد...(اشتباه نکنم ایت الکرسی و ذکر گفتن)
این آخرین حمله هم که دیشب انجام شد با خوابیدن روی کاناپه رفع کردم.
اخه دیشب فوتبال بود...هم جلوی تلویزیون تنها نبودم.هم روی کاناپه به جز جنینی خوابیدن راه دیگه ای نیس!
خلاصه اونم به همین ترتیب رفع شد.
نمیدونم چرا این چند روز فشارشون بیشتر شده...شاید به خاطر زیاد شدن کارهای نکرده باشه.
یه فکرایی دارم ...تا خدا چی بخواد.
فقط بگم همرزما دعا کنن...ایشالا تا سه رقمی شدن  Khansariha (69)
یا علی
بسم الله الرحمن الرحیم
~~~~~~~~~~^^^^^~~~~~~~~~~

ابوالفضل علیه السلام:
والله اِن قَطعتم یمینی
به خدا سوگند (حتی) اگر دست راست مرا (هم) قطع کنید، 
انی احامی ابداً عَن دینی
همانا من تا ابد از دینم حمایت میکنم
و عن امام صادق الیقینی
؟؟؟؟؟؟؟

استاد پناهیان، آقای رائفی پور
[تصویر:  5g5l_نننن.png]
 سپاس شده توسط
سلام دوستان

به نظرم امام رضا تو این مسائل خیلی خوب کمک میکنه

من حرم امام رضا رو مخصوصا گنبد و گلدستشو خیلی دوست دارم

این جور موقعه ها تصویر گنبدش میاد جلو چشمم  و خجالت میکشم کاری کنم و سریع پناه میبرم به آقا

خیلی وقتا موقعیتش پیش میاد مثل الان ک تنهام  ....

اما قربون امام رضا برم  ک هیچ وقت ادمو تنها نمیزاره

پیشنهاد میکنم همه جا جلو دیدتون عکس حرم امام رضا رو بزارید توی  دسکتاپ کامپیوتر و موبایلتون حتی پروفایل شبکه های مجازی که حتی وسوسه نشین که چت کنین

جای این کار زشت و تکراری و مضر و بی هدف بشینین با امام رضا حرف بزنید. ازدل ما ها خبر داره  واقعا اروم میشین

یا رقیه س
جنگجو شماره 315
 سپاس شده توسط


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان