دوست خوبم به کانون ترک خودارضایی خوش اومدی. اگر این پیغام رو می بینی، به این خاطر هست که هنوز ثبت نام نکردی. برای ثبت نام اینجا کلیک کن تا به ما ملحق شی و از تمام امکانات سایت استفاده ببری.
اگر قبلا ثبت نام کردی، می تونی از اینجا وارد شی.
مهمان عزیز : .::.:. رمز و رازهای پنهانی مدیر کل انجمن آرمین سبز رنگ .:.::.

مهمان عزیز : .::.:. سرپرست های برتر مرداد ماه .:.::.

مهمان عزیز : .::.:. قدم دوم: تقویت باورها برای ترک خودارضایی .:.::.


امتیاز موضوع:
  • 4 رأی - میانگین امتیازات: 3.25
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

تجربیاتی از جنس آغازین (10 تا 30 روزه)

#1
[تصویر:  ij4l_aghaz.png]

  دوست تلاشگر من سلام  Khansariha (2)



به تاپیک تجربیاتی از جنس آغازین خیلی خوش اومدی  Welcome (1)



خیلی خوشحالم از اینکه میخوای با تمام قدرت پا به مسیر پاکی،مسیر قشنگی ها بذاری و تلاش کنی برای روز های  پر از پاکی و 
سبز بودن [تصویر:  muscular.gif]


 از گذشته ناراحت کنندمون میخوایم فاصله بگیریم 



پا به مسیر پاکی بذاریم، اراده کنیم در مقابل همه ی سختی ها بایستیم


تا

 قله های پاکی رو با یه اراده محکم، با یه حال بی نظیر فتح کنیم

و

 یه زندگی پاک و آروم  درست کنیم


اما یادمون نره

این قدم ما به سوی پاکی نیاز به مراقبت های بیشتری داره باید کلی براش زحمت بکشیم

و از تک تک اتفاقات مسیرمون  باید درس عبرت بگیریم 
.
.
.
.

دوست من به عقب نگاه کن



ببین چقدر روزهای بدی پشت سرمون اتفاق افتاده ، چقدر گول نفس اماره مون رو خوردیم



پس مراقب باش مبادا باز لحظه ای غفلت همه ی تلاش ها رو از بین ببره
.
.
.
.
.
.

تجربیاتی از جنس آغازین برگه ای از کانون مختص توست 



تا از تلاش هایت سخت کوشی هایت از اقدام هایت برای شروع مسیر پاکیت بنویسی 




از تجربیات روز های شروع پاکی بنویسی از کارهایی که قراره برای این مرحله از پاک بودنت انجام بدی




برای ما برای هم مسیر هایت برای خودت بنویسی




 تا یادمان باشد کجا بودیم و چه تلاش هایی کردیم و قراره به کجا برسیم
#2
53امروز دهمین روزه منه.دهمین روز پاکی که بدون شکستن قول و قرار به ده رسید!41


53به نظر من فقط قدم اول سخته.قدم اول واسه من این بود که باور کنم به این کار معتادم.باید میپذیرفتم.تا قبلش خودمو بالاتر از این میدیدم که معتاد این کار شده باشم ولی وقتی حقیقتو باور کردم اونموقع بود که راه های زیادی واسه پاک بودن جلوی خودم دیدم

53این ده روز خیلی آسون گذشت چون وقتی به یه باور و ایمان به خدا رسیدم دیگه مبارزه ای
هم درونم وجود نداشت و به آسونی طرف کارای بد نمیرفتم


53برنامه داشتن و عمل کردن به اون خیلی خوبه چون بیکاری ذهنو به خیلی چیزایی که نباید مشغول میکنه


53و اینکه ترک خ.ا به تنهایی کافی نیست و باید کارای بد دیگه که به تبعش به وجود اومده بودن رو ترک کرد و کارایی که ازشون غافل شده بودیمو از نو انجام بدیم.مخصوصا نماز خوندن و کنار گذاشتن تنبلی و حسرت گذشته رو نخوردن
[img=0x0]http://8pic.ir/images/u2kig0x2xk6igwj759y.png[/img][تصویر:  QS_7c5f964da77044e88497dbf7f765d819.jpg]
 سپاس شده توسط
#3
سلام
من امروز 10 روزه شدم
من خیلی مصمم شده بودم واسه ترک و این که همیشه وقتی وسوسه میومد سراغم به این فکر میوفتادم که اگر الان یکی از دوستام یا مادر و پدرم بودن این کارو میکردم؟
و همش این تو ذهنم میومد درسته اونا الان پیشم نیستن ک ببینن اما خدای مهربون ک هست و همیشه داره نگام میکنه و خجالت میکشدم
البته خیلی سختی داشت اما امیدوارم راحت تر تر تر شه هر روز
آرزویی بکن ........

گوش های خدا پر است از آرزو ... و دستانش پر از معجزه....

ارزویی بکن............

شاید بزرگترین خواسته ات کوچکترین معجزه اش باشد!!

آرزویی بکن .......................................
[تصویر:  u2kig0x2xk6igwj759y.png]

 سپاس شده توسط
#4
من پیشه میز کامیپیوترم یه تقویم دیواری دارم و هر روز که پاک میموندم اون روز رو با ماژیک قرمز میکردم و هر روز که میشستم ضربدر میزدم روش !

تا اینکه خدا رو شکر ده روزم تموم شد !

حالا ایشالله باید تلاش کنم تو بیست روزه  هم یه ضرب موفق بشمKhansariha (46) . انشالله

اینم یه عکس از اون تقویم که گفتم ! تو عکس فقط یه ضربدر میبینید که ماله روز یکشنبه هست ! یعنی یکشنبه تنها شکستم ! البته این عکس ماله چند روز پیشه ولی خوب بعدا عکس های بهتری هم میزارم

[تصویر:  2.gif]

موفق باشید
 سپاس شده توسط
#5

بنده اومدم تجربه ی بعد از 10 روزم رو بنویسم،

بنده به طور دقیق 4 هفته درگیر بودم و در این مدت حداکثر 7 روز تونستم به پاکی سر کنم:

1) بمیرید پیش از آنکه بمیرید: راستش ثمره ی این ابتلای 4 هفته ای رخ دادن یک مقطع زمانی ضعیف در روند تحصیلم بود. این روند داشت وضعیت من رو تشدید می کرد.

خ ا -> باز موندگی از درس -> خردی اعصاب -> خ ا -> باز موندگی از درس -> ...

مشکل این بود که نخواستم دل بکنم و دل رو یک دله کنم.  مردن حقه. اما یکی جون میکنه و یکی جان می سپاره. خیلی فرق داره. کنده شدن از تعلقات هم همین طوره.

کاری که آخر به سرم اومد و همه ی تعلقاتم بر سرم آوار شد، خودم باید از اول می کردم.




2) به خودمان برگردیم: یک کم فکر کنیم. خیلی از ما ها سابقه ی ترک طولانی رو داریم. بعد اون ترک طولانی که شکستیم ، چرا ناراحت شدیم؟ آیا به خاطر مضرات

جسمانی؟ یا به خاطر شرمندگی از خدا؟

اما وقتی شکست های پشت سر هم میشه، شیطان روی اون ناراحتی مثبت و سازنده پرده می اندازه و به جاش یه ناراحتی منفی و ویرانگر رو جایگزین می کنه.

این فکر ها به سرت میزنه: نکنه عقیم شده باشم؟ زود پیر خواهم شد. دیگه لایق ازدواج نیستم و ...

این فکر ها انقدر دامنه پیدا کرد که حتی من رو به کنجکاوی کشوند که نکنه شهوتم از بین رفته باشه و قدم به قدم تا سقوطی دیگر پیش رفتم.

داداش جون! تف بنداز رو این فکرها.

به خودمون برگردیم. به همون پشیمونی اصیل. شرمنده ی خدا که باشیم، گرمی دستان نوازشگرش رو حس می کنیم انشاالله.

غم دل چند توان خورد که ایام نماند؟
گو نه دل باش و نه ایام، چه خواهد بودن؟
در یک کلام: گذشته رو هزینه ی ریخته حساب کنیم. فقط تحربه اش برامون مونده.
3) به خدا برگردیم: داداش من! وقتی توبه میکنی، یعنی چی؟ یعنی برگشتی سمت خدا. افتادی توی مسیر درست.
پس تو هم برو توی حزب خدا.
وای نسا این ور و شاخه و شونه نکش!
هی از این حرفهای صد تا یه غاز نزن که خدایا! چرا من؟! این چه بلایی بود که به سرم اومد؟ (خودت بهتر میدونی که می خوای تقصیرها رو بندازی گردن خدای سبحان
ولی روت نمیشه.)
در یک کلام، به وادی جبرگرایی نیفت.
4) انقلابی باید: وقتی رفتی سمت خدا و تو حزب خدا وارد شدی. باید با اون وری ها بجنگی. بزرگترین دشمن تو هم نفس خودته.
باید باهاش بجنگی. باید ازش مطالبه گر بشی.
به جای دوختن زمین و زمان به هم؛
خودت رو به محاکمه بکش.
(البته از نوع سازنده اش. نه از نوع انفعالی که من هیچی نمی شم و این خزعبلات.)
و علیه خودت انقلاب کن.
پ.ن: مطالبم جنبه ی نظری پیدا کرد. چونکه واقعا حس میکنم مشکل اصلی خودم در این مدت از ذهن خراب سر چشمه میگرفت.
[تصویر:  maxrejghkjdfkjdgfsdefault.jpg]
#6
سلام303

من توی این 10 روز یاد گرفتم که ناراحتی و عصبانیت باعث شکستم نشه53258zu2qvp1d9v


یاد گرفتم که نفس عمیق بکشم

در طول روز مشغول بودم و چند بار نه گفتن و موفقیت باعث شد اعتماد به نفسم زیاد بشه

یاد گرفتم توی مواقعی که احتمال شکستم میره حموم نرم و تنها نباشم پشت سیستم

بخصوی آخر شب تنها پشت سیستم نباشم


یاد گرفتم که میشه مثل ققنوس از خاکستر خود متولد شدSmiley-face-thumb

ذکر استغفرالله و اتوب الیه

و

لا حول و لا قوه الا به الله العلی العظیم خیلی خوب بود


فعالیت های مذهبی خیلی عالیه Smiley-face-thumb

تشکر میکنم از کسایی که توی این راه بهم روحیه و اعتماد به نفس دادنKhansariha (8)
Khansariha (121) آثار هنری به دو دلیل ارزشمندند، اول اینکه توسط استادان به وجود آمده اند. دوم اینکه تعدادشان کم است .شما گنج پر ارزشی هستید، زیرا توسط بزرگترین استاد خلق شده اید و فقط یکی هستید. Khansariha (121)


 سپاس شده توسط
#7

توي ترك اراده و ايمان از همه چي مهم تره . اول بايد باور كني كه ميتوني ترك كني من تو اين راه به خودش ايمان آوردم رفتم سمتش نمازمو خوندم قرآن خوندم خيلي بهم كمك كرد هرشب يس ميخوندم و البته هنوزم ميخونم يه كاري كرد كه ديگه فكرشم به سرم نزنه اصولا شيطون موقعي مياد دنبالت كه سرت خلوت باشه تا ميتونيد خودتونو مشغول كنيد هم واسه خودتون كه انرژيتون كم بشه خوبه هم واسه اينكه شيطون نياد سراغتون
[تصویر:  75564740_83301426cfcbb.jpg]






صعود ممکن است دشوار باشد 

ولی



منظره بالا بسیا ارزشمند است  

 سپاس شده توسط
#8
خب بلاخره منم اومدم تجربمو بگمSmiley-face-cool-2
راستش مهم ترین عامل برایه موفقیت تو این 10 روزو قرار گرفتن تو این ماهه عزیز میدونم . سعی کردم بهترین استفادرو ازش بکنم ..
دائما به خودم میگفتم اینه دفه پاک میمونم.. امکان نداره تو ماه رمضون بشکنم.. (یک جورایی پاک بودن تو این ماهو برا خودم هدف قرار دادم)
یکی دیگه اینکه رابطمو با خدا نزدیک تر کردم  .. بیشتر باهاش حرف زدم ... بیشتر به واجباتم اهمیت دادم ( نماز , روزه ..)
خب اونم متقابلا بیشتر کمکم کرد ..
دائما ذهنمو منحرف میکرذم.. با هر چیزی که امکانش بود .. با فیلم ( نه از نوع بد ) با ورزش با کتاب .. با حرف زدن..
بیستر تو جمع خانواده بودم..(کمتر تنها بودم )
به خودم اعتماد کردم ... به اینکه میتونم ترک کنم.. سعی کردم واقعا به این باور برسم که میشه پاک باشم
در مواقع بحرانی از دوستایه خوبم تو کانون کمک خواستم.. که این خودش واقعا عالی بود.. خیلی بهم کمک کرد..یک جورایی انگیزمو 2 برابر کرد ..
یک نفرو برایه خودم الگو قرار دادم.از افرادی که ترک کرده بودن..سعی کردم مثل اونا باشم..به اتفاقایه خوب بعد فکر میکردم..
و
اینکه هدف هایی رو که بخاطرشون شروع به ترک کرده بودم مجددا به خودم یاداوری کردم
اما بیشترشو مدیونه خدا و دوستایه کانونیم هستم
ممنونمKhansariha (8)
[تصویر:  98886820611051912952.jpg]
 
4fvfcja
وقتي ميام كانون .. اول يك نگا به امضام ميكنم تا يك وقت كسي اون شخصيه چاخاله وسط امضامو نخورده باشه 22
خلاصه ديگه 22
چاخال و پاك باشيد 22
 سپاس شده توسط
#9
سلام سلام سلام
اول از همه از خانوم بارونی تشکر میکنم .
خوب اگه بخوام بگم که بقول گفتنی حرف زیاد هست.
ولی شاید به صراحت بتونم بگم که این عمل زندگی منو بهم ریخت .
استرس ها و ناراحتی ها وغیره وغیره
البته باید بگم این عمل تنها کوه جلوی راه زندگیم نبوده ونیست.
حالا که هر از گاهی با کراهت به گذشته نگاه میکنم میبینم خیلی کوه های برزگتر از این عملو پشت سرم گذاشتم
و واقعا از این که نتونم این عملو ترک کنم خندم میگیره.
ولی خوب منم تو این شرایط بی کار نبودم و اول از همه مطالعه فراوان در این باره کردم و به این نتایج رسیدم:
البته باید بگم که من کوچیک تر از اونیم که به کسی راهکار بدم یا بگم راهی رو که میره اشتباهه و.. فقط چیزیه که خودم بهش رسیدم و فهمیدم که این جناح ها باید تقویت بشه.
اول از همه باید خدا شناسیمونو اصلاح کنیم من بهش می گم چماق رو از خدا بگیر
یعنی چی :خدا رو رقیب خودت نبین و اون خدایی که برات تصویر کردند با اون جهنمش که هر لحظه می خواد که ما بمیریم و بیاد مارو بسوزونه رو کنار بذار و بدون که خدا مهربونه و...
برای این کار من کتاب های محی الدین ابن عربی رو پیشنهاد می کنم.

دوم اراده است که خیلی مهمه
یه چیزی از مهم مهمتر
که در جایی این سخن نیچه رو یاد آور شدم ک:
رهاننده و شادیبخش همان اراده است یاران این است چیزی که به شما می آموزانم.
سوم یه همدم برای درد دل و خالی شدن و گریز از تنهایی و خیلی چیز دیگه که این کانون جای خوبیه.
ببخشید که سرتونو درد آوردم
به امید روزی که همه بتونیم زندگی خوب وشاد وبدون این عمل داشته باشی
[تصویر:  05_blue.png]
 سپاس شده توسط
#10
1- داشتن هدف مشخص
2- ایمان و ارداه ترک
3- خواست از صمیم قلب
4- ترک انحرافات چشمی و زبانی و ...
5- کنترل خویشتن
6- فعالیت جسمانی
7- تفکر مثبت
8- اندیشه سبز
9- عبرت از خطا
10- استعانت از خدا
بهاری باشید و بارونی بیندیشید.
با تشکر از بارونی عزیز ...53
 سپاس شده توسط
#11
سلام

منم اومد بگم

راستش من قبل از 21 سالگی اصلا این کار رو انجام نداده بودم . اما انجام دادم و کارم بالا گرفت
شاید برای شما پیش اومده باشه که یه روز یا چند روز امارتون تو یه 24 ساعت بشه 5-6 بار اما واسه من یه چیز عادی شده بود اون ماه های اخر
به شدت معتادش بودم
تا وقتی که اول دی ماه بلاخره به یه دلیل انسانی یعنی سلامت روانی خودم تصمیم گرفتم به ترک .
نه روحانی بود دلیلم نه ادمی هستم که خیلی مذهبی یا با اراداه باشم حتی می تونم بگم همیشه سست و تنبل بودم

تقریبا نیمه ی دی ماه اومدم تو کانون
از اون موقع سه بار به مسابقه ی 20 روزه راه پیدا کردم اخرین بار حدود سه ماه پیش
بارها و بارها شکستم
یه موقعی که اصلا نا امید شده بودم (شاید حوالی عید) و داشتم بر می گشتم به سابق
این وسط خانوم اتریال گفتن بذار کمکت کنم
من تقریبا باهشون هر روز می چتیدم
و کلی از وقتشون رو در اختیارم گذاشتن با وجودی که خودشون دارن تحصیل می کنن و با وجودی که خودشون خیلی وقته که پاکن و مثل ایشون کانون رو ترک کردن
با حرفاشون با گوش دادن هاشون کم کم از اون حال و هوا در اومدم


اوائل بهم می گفتن همین یه روز رو پاک باش
هر چی شد به خودت بگو واسه فردا
فردا انجامش می دم
تا بلاخره به این رسیدم ک یه روز پاک باشم نمی دونم چ حالی بود هم خجالت می کشم که اخرش واسم یه روزه هم خیلی خوش حال بودم
هدف بعدی که واسم تعیین کردن 3 روز بود
بازم بارها شکستم و شکستم تا به سه روز رسیدم

مشکل اصلیم این بود که وقتی سه روز (برای مثال) پاک بودم و می شکستم چنان روحیه م از دست می رفت و چنان اسیر می شدم که هی می شکستم و داغون می شدم از جسم و روح

بعدش این رو همین جوری ادامه دادیم با خانوم اتریال تا بلاخره من رو به یه هفته رسوندن
می گم رسوندن
چون اگر روحیه دادن ها و دلگرمی های ایشون و بقه نبود من تا حالا هزار بار بی خیال ترک شده بودم

یه جایی خانوم اتریال هم دیگه وقت نداشتن زیاد با من حرف بزنن و مشکلات خانوادگی هم داشت دیگه کولاک می کرد
و من مدت زیادی روی همین یه هفته بودم حالا 8 یا 9 یا 6 روز هم می شد
ولی بعد یه شکست یه مدت می رفتم تو حالت داغونی و هر روز شکستن

تا اینکه قبل از ماه مبارک

یه بار شکستم اما گفتم این دفعه ادامه نمی دم
توی ماه رمضون چهار بار به رکورد هایی شبیه اونچه که گفتم رسیدم
شکستم اما ادامه ندادم

بازم روحیه م داغوووووووووون اما به خودم و به دوستای مسابقه ی ده روزه گفتم تا اخر ماه رمضون به خودم فرصت می دم چون واقعا به این حس رسیده بودم که بیشتر از هفته ای یه بار نمی تونم واستم

این ده روزه اخر خیلی داغون بودم
سایت می رفتم داستان و ...
حتی ممکن بود دستم هم وارد کار بشه
اما به هر جون کندنی بود نمی شکستم
این روزا همش می دوییدم می رفتم چت رووم

خودم رو این حساب گذاشته بودم که دارم خودم رو گول می زنم
سه چهار روز این طوری بودم
تا ی ذره بهتر شدم


راستش نمی خواستم برم به مسابقه ی 20 روزه
می خواستم یه ضرب برم از کانون تا روحیه ی دیگرانرو به هم نریزم
یا اینکه بگم ده روز دیگه می مونم تو ده روزه


بازم خانوم اتریال اومد باهم حرف زد
گفت که الان تو پیشرفت کردی
چرا همیشه گذشته رو فراموش می کنی
در حد گذشته ت و وضعیت سابقت به الانت نگاه کن

و من واقعا پیشرفت کرده بودم

نمی خوام روده درازی کنم

اما دوست دارم همه ی شما بدونید
اگر یه چیز فقط تو ترک مهم باشه
امیده
تو رو خدا از دستش ندید

شاید نهایت اعتیاد به این کار وضعیت دی ماه من باشه
و من الان که تا ماه دیگه می شم 24 ساله
یه عادتی که این قدر زود ریشه دووند رو کنار می ذارم
دلم می خواد تا تولدم پاک باشم
اما نشد هم
باز امیدم رو از دست نمی دم

لطفا فقط نا امید نشید! فقط!

* کسای دیگه هم بودن که به من روحیه م یدادن از همه ممنونم
* اگر چه هنوزم با خیلی از شما ها خیلی فاصله دارم و شاید وقتی اقدام به ترک کردید شما هم تو حالت یه هفته در میون بودید ما بازم خوش حالم و نمی خوام به دلمبد راه بدم
* شاید این عادن سه ساله سه سال هم طول بکشه کا کامل از سرم بیافته
خدا نکنه اما باید دووم اورد


[تصویر:  nasimhayat.png]
 سپاس شده توسط
#12
خوب به توصيه باروني عزيز يه سري از تجربياتم رو ميگم

0.خدا و خدا و خدا
1. هدف و برنامه ريزي و خواستن ؛ كه اگه نخواي شك نكن به ده روزم نميكشي
2.كنترل ذهن ؛ وقتي فكرش ميومد سراغم كافي بود ذهنمو سوق بدم به بدبختياي بعدش يا زحمتي كه تا حالا كشيدم تو اين راه
3. كم كردن عوامل تحريك كننده دور وبرم ؛ مثل فيس بوك و پپاك كردن فيلم ها و. عكسا و نديدن ماهواره
4. نماز اول وقت ؛ كه براي من مهمه خيلي هم مهمه ،كلا وقتي نمازم اول وقت باشه ، اون روز را اروم و راحتم (يادتون باشه )
5.تلقين
6.اميد به پاكي
7. اجبار خودم به سرزدن وفعال بودن تو كانون و خوندن تجربيات ودرد دل دوستان تو اين راه ،كلا ترك گروهي خيل لذتبخش و انرژي ده هستش و كمكتون ميكنه
پس خطاب به يعضياتون ،فكر نكين با ترك كانون موفق هستيد
شگفتا هر چه ترا به يادم بياورد، زيباست .

بوی نمور کوچه و کلمات ..
نگاه مورب کسی که از انتهای بن‌بست باز آمده است ..
و دستها، دامنه‌ها، روزنامه‌های عصر، پتوی کهنه‌ای بر هره‌ی ديوار ...
هرچه ترا به يادم بياورد، زيباست.


[تصویر:  0607.jpg]
 سپاس شده توسط
#13
(1388 شهريور 23، 13:32)neptun نوشته است: سلام دوستان عزیز.

خدا رو شکر من ازاین مسابقه پیروز بیرون آمدم  و وارد مسابقه جدید شدم.
میخواستم تجربیات خودم در این ده روزو براتون بگم تا شاید کمکتون کنه .

همان  طور هم که قبلا گفته بودم چند روز اول شاید از نظر جنسی چندان نیاز نداشته  باشید ولی این ذهن شماست که میتونه آزارتون بده . عزیزان ذهنتون و پاک  کنید ، به چیز های خوب فکر کنید خودتون و سرگرم کنید.
این ده روز میتونه  یه سکوی پرتاب بزرگ برای شما برای جهش به مراحل بزرگ تر باشه ، فکرتون و  برای مسابقه یک ماهه آماده و از موارد بد پاکش کنید.

برای مقابله با  فشار ها جنسی ورش کنید ، درس بخونید ، خودتون  خسته کنید که از نظر ذهنی  با مثلا درس خوندن یا کتاب شعر خوندن یا از لحاظ جسمی با ورزش و ورجو ورجه  کردن.

دوش آب سرد خوبه ، طاق باز بخوابید و روی شکم نخوابید .

از غذاهایی که قوای جنسیتونو به شدت تحریک میکنه پرهیرز کنید .
صحنه های تحریک آمیز نبینید ، تمام مواردی که شما رو تحریک میکنه از اطرافتون خالی کنید .

به این ده روز به عنوان مقدمه ای برای شروع اساسی ترک نگاه کنید نه خوده ترک .

سربلندی شما عزیزان آرزوی قلبی من و دیگران هست .
موفق باشید . . .
.
 سپاس شده توسط
#14
خدا رو شکر میکنم که تونستم این مرحله رو بگذرونم ،
میدونین رد کردن این مرحله و تموم شدن 10روز واسم مث شروع یه مرحله ی جدیدی از زندگیمه
یه مرحله ای که تازه دارم حسش می کنم
سخت بود گذشتن از چیزهایی که یه عمر باهاشون زندگی کردم
سخت اما شدنی
تنها کافیه که اراده کرد
گلبرگ پاکیه ده روزشو از خدا هدیه گرفت چون
اومد به کانون
چون خواست
چون یکی گفت گلبرگ قدرت خداست
قدرت خدا رو نشون بده
چون دوستایی پیدا کرد گه با تموم وجود کمکش کردن
10 روز به تعداد انگشتای دست ،قشنگ بود لحظه شماریش
که امروز انگشت چندمیه
تو این مدت هر صبحمو ،هر روزمو با قران شروع می کردم
تموم مدت وضو داشتم
ممنونم از همتون53
[تصویر:  nasimhayat.png]
 سپاس شده توسط
#15
سلام.

من 10 روز اولم..( البته چند وقت قبل تر بود) خیلی داشت برام سخت می شد.

- اولین کاری که کردم این بود که ذهنمو متمرکز کردم که " حتما باید این عمل کنار گذاشته بشه."
اونوقت لحظه های حساس که پیش میومد یاد این می افتادم که این ترک  بالاخره "از یه جایی" شروع بشه! الان وقتشه! با امروز و فردا کردن و پشت گوش انداختن درست نمی شد.

- خوندن نمازهام با تمرکز و توجه به من خیلی کمک کرد. ( همونقدر که شل گرفتن و سر سَری خوندش باعث میشد وضع وخیم بشه)


- منظم تر شدم! خودم سعی کردم و خواستم که منظم باشم. ورزش ام رو انجام بدم. کارهای روزانه ام رو برسم.
میدونین منظم شدن و برنامه داشتن جز اهداف نیست و در واقع وسیله است. "  برای رسیدن به هدف " لازمه به نظرم.

- بالاخره همه ما تو فضای مجازی حتی ممکنه ناخواسته بعضی عکسها یا صحنه ها رو ببینیم.
همیشه محیط استرلیزه نیست. پس باید نقطه آسیب پذیری رو آورد پایین. یعنی تحمل رو بیشتر کرد. تا تو این شریط یه رفتار معقولانه انجام بدیم.
اگه عکسی می دیدم خیلی عادی ازش رد می شدم. زوم نمی کردم و سعی میکردم زودتر کارم رو انجام بدم و از اون صفحه بیام بیرون.(و جالبه بعدش احساس سربلندی خاصی به آدم دست میده!)
بعضی وقتها هم به خودم میگفتم اگه الان کسی دیگه کنار من بود ، من چجوری به این عکس نگاه میکردم؟ خیلی ریلکس برخورد میکردم! نه؟ پس الانم همون کارو میکنم.
( فکر کنم این بخش برای تقویت " عزت نفس " عالیه! )


- یه نتیجه گیری شخصی هم دارم..معمولا بعد از انجام اون کار حس میکردم الان یه بلا سرم نازل میشه! باور کنین مشکلات پیش میومد. کارم گره میخورد...اینو کامل حس کرده بودم. دوست ندارم برام از این مسایل پیش بیاد. همین!


(( البته ناگفته نمونه بعضی مشکلات تو زندگی ادم لازمه وجودشون ( تو قران بهشون میگه بلا). چون قلب ادم رو فشرده میکنه. فشار زیاد میشه و باعث تسلیم ادم میشه. اونوقت هاست که وضو میگریم و میشینیم درد و دل کردن..این مشکلات خوبه باشه چون در " دایره توجه الهی" هست.... اما مشکلاتی که از بابت " بسته شدن در رحمت " بوجود بیاد اصلا خوب نیست...گناه های ما پرده ای میشه بین خود و خدامون و اون در که "نباید" بسته میشه...))

- 10 روز اولم عالی بود 1

ببخشید طولانی شد

یا علی
یا عباس


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان