سلام مهمان عزیز، اگر این پیغام را مشاهده نموده ای به معنی آن است که شما هنوز ثبت نام نکردی. برای ثبت نام اینجا کلیک کن و از تمام امکانات انجمن ما استفاده کن و لذت ببر.
اگر قبلا ثبت نام کرده اید، وارد شوید.
جهت ارتباط با مدیران
کلیک کنید

اگر اين نخستين بازديد شماست نام نويسي کنيد ، چرا نام نويسي ؟

شرکت در مسابقات فردی و گروهی ویژه ترک
بحث و گفتگو در رابطه با موضوعات انجمن
دسترسي به بخش هاي ويژه مخصوص کاربران سايت


امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 4
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
همه ی دلایل من برای ترک
دلیل ؟!
مگه یکی دو تاست ؟؟؟!!!
هزار تا دلیل می تونم برات بیارم :
1 - اولین و مهم ترین دلیل : ترس از عذاب شدید خدا ؛ چه آخرت ، چه این دنیا ... چون توی مدت نسبتا طولانی ابتلام به « لذت تلخ » ، کاملا بهم اثبات شد که خیلی وقتا به خاطر گناه من ، یه بلا یا چند بلا و غصه سر اطرافیانم میاد ... تحمل کردن این عذاب وجدان که دیگران تاوان گناه تو رو بدن کار آسونی نیست ! پس تصمیم به ترک گرفتم ...
2 - ابتلا به وسواس شدید ؛ ببخشید که رک میگم خیلی معذرت می خوام ولی همونطور که گفتم ، به خاطر این گناه حتی بعضی وسایل خونه م ( مثل فرش ) آلوده شد ... شاید براتون خنده دار باشه ولی یکی از مهمترین دلایلی که منو به ترک تشویق کرد ، این بود که بعد از شستن فرش و بقیه وسایل آلوده شده ، تصمیم گرفتم دورشو خط بکشم چون تحمل نماز خوندن روی فرش شک دار و دست زدن به چیزایی که شک داشتم آلوده به « م ... ی » ( امیدوارم منظورمو متوجه شده باشین چون روم نمیشه حرف وسطش رو بنویسم و اونو با یه مایع کاملا پاک دیگه که موقع وسوسه های ساده ترشح میشه اشتباه نگیری و دچار وسواس نشی ) رو نداشتم ... ضمنا بعد از انجام « لذت تلخ » مدام محیطی که توش دست به این کار زده بودم رو می شستم و همین داشت دیوونه م می کرد . اطرافیانم هم متوجه وسواسم شده بودند و حالا دردم اینجا بود که به هیچ کس نمی تونستم از دردم بگم و مدام به خاطر وسواسم سرزنش می شدم . مطلع باش که این کارم کاملا غلط بود ( وسواس شستشو ) و هیچ کس نباید این طور باشه ، ولی همین موضوع یکی از دلایل ترک من بود : رهایی از وسواس ... پس تصمیم به ترک گرفتم ...
3 - ضعف اعصاب ؛ از یه طرف وقتی وسوسه میومد سراغم با خودم می جنگیدم که انجامش ندم و اعصابم خرد می شد ، از یه طرفم وقتی انجامش می دادم اعصابم له و لورده تر می شد که چرا باز تن به گناه کبیره دادم . پس برای اینکه چند وقت دیگه راهی تیمارستان ( ! ) نشم برای همیشه ازش دست برداشتم . ( اصلا و ابدا این جمله مو به شوخی نگیر . جایی خوندم که روانشناس ها با تحقیق های مفصل ، اطلاع پیدا کردن که خیلی از افراد بستری در دیوونه خونه ها و تیمارستان ها ، قبلا مبتلا به « لذت تلخ » یا همون « خ . ا » بودن ... اگه حرفمو باور نمی کنی ، می تونی خودت تحقیق کنی تا بهت اثبات بشه . ) پس تصمیم به ترک گرفتم ...
4 - از دست ندادن چهره و تیپم ؛ من اصلا آدم خود پسندی نیستم و اصلا حالم بد میشه که بخوام از خودم تعریف کنم ، اصلا خود پسندی توی اخلاقم نیست ولی اینو میگم که بدونی ... من وقتی بچه بودم ، توی فامیل به خوشگلیم معروف بودم خیلیا می گفتن من هنوز بچه به خوشگلی تو ندیدم ! ولی از وقتی مبتلا شدم کم کم چهره م تغییر کرد و گودی کمر هم گرفتم ... خوشبختانه زود به خودم اومدم و الان چهره م روز به روز داره شبیه سابق میشه ... پس دلیل چهارم اینکه می ترسیدم بد قیافه بشم پس تصمیم به ترک گرفتم ...
و ... خیلی چیزای دیگه که اگه بخوام بنویسم اینجا کلش پر میشه ...
به قول اون ترانه معروفه :
رو به این جاده ، به بن بست نرووووو
" یه نفر " ، برای ترک هست ؛ نرووووو
شک ندارم ؛ که تو بر می گردیییییی
فرصت خوب من ، از دست نرووووووووو
Khansariha (13) Khansariha (13) Khansariha (13) Khansariha (13) Khansariha (13)
حکمت اینکه خداوند ، تعداد انگشتان دست هر فرد را پنج انگشت قرار داده و اینکه مجموع بند های انگشتان یک دست ، مساوی است با چهارده عدد بند ، این است که

پنج انگشت دست اشاره ای است از سوی خداوند  به پنج تن آل عبا ( علیهم السلام ) ، بله پنج تن اهل بیت ( علیهم السلام ) :
حضرت محمد (ص) ،حضرت علی(ع) ،حضرت فاطمه (س) ،حضرت حسین(ع) ، حضرت حسن (ع)
و تعداد چهارده بند انگشت هر دست ...
اشاره ای است از سوی خداوند به چهارده معصوم (علیهم السلام)
حالا سوال تکان دهنده ای که موی تنتون سیخ بشه ...؟؟؟
سوال این است که ما ، از چه عضوی از بدنمون برای انجام خودارضایی استفاده می کنیم ؟؟؟
دیگه هیچ حرفی برای گفتن باقی نمی مونه ...

پاسخ
 سپاس شده توسط Queen ، صادقین ، bazgasht ، یوسف ، همـت
میخوام ترک کنم چون از کم انرژی بودن از اینکه انرژی مفیدی رو که با اینکار به هدر میدم میخوام این انرژی رو صرف کار های مفیدی کنم.میخوام همیشه شاداب و سرزنده باشم.نه بی حال و بی حوصله.دلایلم برای ترک زیاده.امیدوارم همه از این کار بیهوده رها بشن
یک سال دیگر ، ممکن است افسوس بخوری که ای کاش امروز شروع کرده بودی . . .
پاسخ
 سپاس شده توسط bazgasht ، یوسف ، engineer
سلام
چرا می خوان ترک کنن؟
میخوام ترک کنم برای اینکه به انسانیت برسم ، برای اینکه مصداق آیه ی « اولئک کلانعام بلهم اضل » نشم . وقتی مبتلا به خ ا هستم تمام فکر و جسمم مثل یه حیوون کثیف میشه ، حیوونی که جز شهوتش چیزی رو نمیبینه حتی خدایی که آفریدتش . من میخوام پاک بشم تا به خدا برسم . میخوام پاک بشم تا از تمام نعمت هایی که خدا بهم داده یا برام مقدر کرده استفاده کنم .
با بودن پاکی چی به دست میارن و با نبودش چی رو از دست میدن؟
با بودن پاکی خدا رو به دست میارم و نبودش برام برابر از دست دادن نگاه لطف خداست . تو مدتی که دچارش بودم حتی از لطف خدا هم ناامید بودم . خدا منو ببخشه ولی الان میخوام برگردم سمتش چون جز او کسی رو ندارم .
اگه پاک نشیم، نمیشه زندگی کرد؟
به نظرم نمیشه ، یعنی نمیشه یه زندگی طبیعی داشت . چون شهوت وقتی از راه درستش نباشه مثل یه منجلابه که آدمو میکشه تو خودش . پس باید کنارش گذاشت تا توش غرق نشد تا بشه دوباره به زندگی برگشت .
تفاوت ما قبل از پاک بودن و بعد از پاک بودن چیه؟
بزرگترین تفاوت تو نزدیکی به خدا اهل بیت هست . وقتی از اونا دور باشیم هیچ هستیم .


الم یعلم بأن الله یری 




[تصویر:  nasimhayat.png]
پاسخ
 سپاس شده توسط یوسف ، engineer ، آرمین ، خاله شادن ، rezvaneh
سلام

دوست دارم به پاکی برسم
چون با انجام این کار حس آدم های ضعیف و بی اراده بهم دست میده.
حس آدم هایی که کنترل روی خودشون ندارن.

اعتماد به نفس رو ازم می گیره.
عزت نفسم رو ازم میگره و خودم رو بی ارزش می بینم. کوچیک و بی مقدار.

باید به خاطرش مخفی کاری انجام بدم. پنهان بشم. دروغ بگم.
استرس حین انجامش منو داغون می کنه.
آبروم رو می بره.

خلقم رو بد می کنه.
منو بداخلاق می کنه.

هیچ وقت از ذهنم نمیره که این کار گناهه.
این که بدونم گناهه و عاقبت خوشی نداره، خیلی برام ناراحت کننده است.

با ترک کردنش یه زندگی جدید برام شروع میشه.
بهم قوت قلب میده برای انجام هر کار بزرگ و به ظاهر غیرممکن دیگه.
اراده ام رو دوباره پیدا می کنم.
قدرت و توانایی ام رو به دست میارم.
خودم رو مردتر می بینم.

زندگی بدون خ.ا هم جریان داره. 
اما یه جریان آشفته و پیچ در پیج و سردرگم.
جریانی با مقصد ناکجاآباد.
 [تصویر:  sign_main_m.png] 
با باورهای آدم های اطراف مون نمیشه موفق شد...
این ماییم که باید باور کنیم می تونیم... 128fs318181

پاسخ
 سپاس شده توسط همـت ، خاله شادن ، یوسف ، engineer
سلام
دلیل من برای ترک حس وحشتناک بد بعدش هست
حس عذاب وجدان شددددددید حس گناهکار بودن طوریکه نمیتونم تو آینه خودمو نگاه کنم اینو واقعا میگم هر وقت مرتکبش شدم نتونستم تو اینه به خودم نگاه کنم 
بجای لذت هر چی حس تنفر بود تو وجودم سرازیر میشد تمام بدم کوفته و پردرد غم عااااالم تو دلم مینشست
مچاله میشدم درون خودم منزوی تر از قبل گوشه گیرتر
حس اینکه ریاکارم حس اینکه بی اراده و ضعیفم و توان بهبود خودمو ندارم
حس زندگی بی حاصل و عمری که به سرعت میگذره و و و 
بدترین دردش حس شکست و خیط شدن مقابل خودم 
وقتی مرتکب این گناه شدم حس میکردم جلو خودمم اعتباری ندارم چه رسد به خدا
اومدم اینجا چون میخواستم رها شم از حس ناامیدی و سرزنش گری و عذاب وجدان و گناه وحشتناکی که هر لحظه همدمم بود
برای رهایی از حس ریاکار بودن
همیشه این حس همراهم بود ک ظاهرم هییچ سنخیتی با باطنم نداره
نمازام بی حال بود
ارتباطم با خدا کمرنگ و کمرنگ تر می شد 
و میدیدم که این گناه داره به راحتی منو به سمت چیزایی سوق میده که به روزی حتی فکر کردن بهش تو ذهنم نمی گنجید
بلند شدم و شروع به تلاش کردم چون نمیخوام و نخواستم که از روی عناد و اگاهی مرتکب گناه شم گناهی که کبیره است و عاقبتی جز خسر الدنیا و الاخره نداره
چون میخوام لبخند رضایت امام زمانمو ببینم امام رئوفی که با هر بار گناه من دستاشو بالا برد و گفت خدا به منه مهدی ببخشش 2
خدایا تو این مسیر نوپا هستم اما امیدم به تو مهربانترینه
گام برمیدارم زمین میخورم اما دست از تلاش برنمیدارم چرا که معتقدم تو دوست دار توابین هستی
الهی به امید تو یا کریم
خداوندا
مرا آنقدر قوی کن 
که با قوی ترین دشمنم که خودم هستم 
روبرو شوم 
آمین
پاسخ
 سپاس شده توسط یوسف ، rezvaneh ، engineer




کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

در ۷فروردین ۱۳۸۷ کانون ترک، از وبلاگ شخصی به نام آقای منهدم گام در دنیای مجازی نهاد،
با هدفی خدایی و آسمانی، برای رهایی همه ی بندگان گرفتار به گناهی بزرگ به نام «خودارضایی»، برای پاکی نهایی و ابدی…پاکی جسم ،روح و ذهن….
اینجا سرزمین نیست، آسمـــــــــــان است.