عزیز : .:.::. *«ادامه میز گرد»* .::.:.

عزیز : .:.::.* جشن پاکی؛ جشن پاکی خانم ها _رعنا_ ، Roshana ، آقایون Ara ، افرا ، SSaeid، آخرین بار ، Newfighter،سرباز گمنام ، Mahdimontazer Confetti * .::.:.


امتیاز موضوع:
  • 3 رأی - میانگین امتیازات: 4.33
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

میز گرد کانون

سلام
شبتون بخیر Khansariha (121)

من یه نکته ای به ذهنم رسید
خواستم اینجا بیان کنم...

میدونم که کار مدیریت کانون خیلی خیلی سخته
و ممنونم بابت تک تک زحماتشون....

اما خب ما الان یه سری مدیر داریم که نسبتا فعالیت کمی دارن...

نمیدونم منظورم رو چجوری بگم...

من خودم وقتی یه مدیر باهام صحبت میکنه
حس میکنم منی که عضو عادی کانون هستم، با مدیر کانون خیلی دوست هستم
و همین باعث میشه خیلی از مشکلات حل بشه
و اگر هم مشکلی پیش بیاد، با همون رفتار دوستانه با مدیر، حل بشه
الان آقای آرمین
با بنده رفتار دوستانه ای داشتند
و واقعا من ایشون رو علاوه بر جایگاه مدیر کل، به عنوان یک دوست میبینم
که همیشه به بنده کمک می‌کردند...

خواستم بگم
به نظرم یه سری از مدیران که دیگه فرصت فعالیت ندارن (مثلا ما مدیری رو داشتیم یک ماه فعالیت نداشتن) ، از زحماتشون تقدیر بشه و جاشون به مدیران فعال دیگه داده بشه

تا فشار از روی مدیران برداشته بشه
نقل قول: در ضمن رامین جان


این تندی که شما از ما دیدی، این مدت مدیریت به شکل های مختلف باهاش مواجه بوده و دم نزده،
اما بیش از این از تحمل بنده خارجه. و تندی رو با تندی جواب می دم.

شما بگو چه کار کنم؟

توان تحمل کردن رو ندارم.
از آن طرف هم مسئولیت و وظیفه دارم.
استعفا رو هم چند بار تقدیم کردم.

شما بگو چیکار کنم؟
تنها راه باقی مونده رفتن از کانون.

برادر جان، من به شما اعتماد دارم و شما رو برادر بزرگتر خودم می دونم،
من دیگه توانش رو ندارم.
اگر بهترین راه رفتن از کانون، لب تر کنی دکمه رو زدم و رفته ام از کانون و پشتم رو هم نگاه نمی کنم.


اولا اگه شما منو برادر بزرگتر خودت میدونی پس چرا هر سری بحث ازدواج پیش میاد از من پیش قدم تری؟  :Khansariha (89)


دوما .. میدونم سخته . خیلی هم سخته
کلا مسئولیت قبول کردن سخته
ولی الان که خودمون به بچه ها این اجازه رو دادیم مشکلاتشون رو مطرح کنن دیگه تو ذوقشون نزنیم . بزاریم بگن هرچند تند روی کنن و خلاف واقع حرف بزنن
داداش من پیشنهادم اینه یکی دو روز خویشتنداری کنیم بذاریم بچه ها خودشون این مشکل رو برطرف کنن . نذاریم تاپیک به حاشیه بره
بحث رو حول همین محور نگه داریم و اجازه بدیم کامل نقد بشه
بچه ها بیان مشکل دختر و پسر رو مطرح کنن ببینیم از چی ناراحتن . سریع گارد نگیریم فقط بذاریم بگن
اقا اصلا هر چی بدی میگن برای من ؛ حتی اگه ناسزا هم بگن برای من 
فقط بذاریم راحت صحبت کنن؛ ازشون راهکار بخواییم و ببینیم چرا وقتی اخطار دریافت میکنن ناراحت میشن
دلایل ناراحتی رو بدونیم و ترمیمش کنیم
این موضوع کلا ریشه ایه ؛ از اول تو کانون بوده . 
وقتی اعضا کامل حرفاشون رو گفتن و نظراتشون رو دادن اونوقت نتیجه بگیریم که با چه روشی رفتار کنیم که به صلاح دو نفر باشه
حمد و سپاس مخصوص خداوندی است که فرمانروای جهانیان است

[تصویر:  a7f963e5e050.gif]
‌‌‌‌
به نقل از بزرگی؛
تاخودت کاری نکنی چیزی تغییر نمیکنه ..
نقل قول:
نقل قول: نوشته است:این که پیام پیشفرض آماده کنیم، ایده خیلی خوبی بود.
اما بقیه موارد عملی نیستن واقعا.
این که همیشه مدیر خانم حاضر نیست. این که صبر کنیم طرف آنلاین شه بگیم ایمیلت رو چک کن خیلی سخت و وقت گیره.

دو تا پیام پیشفرض اماده کنیم یکیش از زبان مدیریت خانوم ؛ یکی هم از زبان مدیریت اقا اماده کنیم
وقتی کسی داشت مسیر رو اشتباه میرفت با ایمیل کانون به اون شخص ارسال بشه .


با این که می دونم کاربر هیچ توجه خاصی به پیام پیشفرض، اون هم از نوع محبت آمیزش نمی کنه، ولی بازم می گم خوبه این رو یه بار تجربه کنیم.
ایده جالبیه.

شاید از اون طرف باعث سوء تفاهم بشه وقتی دقیق نگیم چرا داریم این پیام رو بهش بدیم. نمی دونم والا.

نقل قول: در وهله ی اول اخطار ندادن و فقط تذکر دادن هم عملیه
خویشتن داری کردن و جواب متقابل برنگردوندن هم عملیه

نمیگم کلا نباشه ها . میگم یکی دو روز دوستانه بگذره طرف خودش میفهمه کارش اشکال داشته . اولش گارد میگیره ولی تو خلوت خودش میفهمه که اشتباه از خودش بوده
ولی اگه دیدیم بعد چند روز درست نشد بعد وارد  موارد دیگه بشیم


من می گم تذکرهایی که می دیم رو بفرستم، می گی تندی.
همین میشه دیگه.

والله، تالله، بالله، تا الان هم همین بوده. کجا ما اول اخطار دادیم؟ یکی دو روز چیه؟ یک هفته، گاها یک ماه همین طور می گذره.

خویشتن داری هم همیشه بوده، هیچ وقت ما جواب مقابل برنگردوندم. (به جز این چند روز توی میزگرد)
انما یتقبل الله من المتقین ...


خداحافظی

سلام 53 

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد

ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد
چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد

این تطاول که کشید از غم هجران بلبل
تا سراپرده گل نعره زنان خواهد شد

گر ز مسجد به خرابات شدم خرده مگیر
مجلس وعظ دراز است و زمان خواهد شد

ای دل ار عشرت امروز به فردا فکنی
مایه نقد بقا را که ضمان خواهد شد

ماه شعبان منه از دست قدح کاین خورشید
از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد

گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت
که به باغ آمد از این راه و از آن خواهد شد

مطربا مجلس انس است غزل خوان و سرود
چند گویی که چنین رفت و چنان خواهد شد

حافظ از بهر تو آمد سوی اقلیم وجود
قدمی نه به وداعش که روان خواهد شد

و السلام 53
 سپاس شده توسط
نقل قول: دوما .. میدونم سخته . خیلی هم سخته
کلا مسئولیت قبول کردن سخته
ولی الان که خودمون به بچه ها این اجازه رو دادیم مشکلاتشون رو مطرح کنن دیگه تو ذوقشون نزنیم . بزاریم بگن هرچند تند روی کنن و خلاف واقع حرف بزنن
داداش من پیشنهادم اینه یکی دو روز خویشتنداری کنیم بذاریم بچه ها خودشون این مشکل رو برطرف کنن . نذاریم تاپیک به حاشیه بره
بحث رو حول همین محور نگه داریم و اجازه بدیم کامل نقد بشه
بچه ها بیان مشکل دختر و پسر رو مطرح کنن ببینیم از چی ناراحتن . سریع گارد نگیریم فقط بذاریم بگن
اقا اصلا هر چی بدی میگن برای من ؛ حتی اگه ناسزا هم بگن برای من 
فقط بذاریم راحت صحبت کنن؛ ازشون راهکار بخواییم و ببینیم چرا وقتی اخطار دریافت میکنن ناراحت میشن
دلایل ناراحتی رو بدونیم و ترمیمش کنیم
این موضوع کلا ریشه ایه ؛ از اول تو کانون بوده . 
وقتی اعضا کامل حرفاشون رو گفتن و نظراتشون رو دادن اونوقت نتیجه بگیریم که با چه روشی رفتار کنیم که به صلاح دو نفر باشه

داداش بچه ها که همیشه حرفاشون رو می زدن توی انتقادات، این میزگرد باز شد که مدیریت هم حرفش رو بزنه. 65
البته واقعا میزگرد فی البداهه باز شد و قصد قبلی پشتش نبود.


والا من که دیروز نبودم، بچه ها خودشون بای دفالت میرن توی حاشیه.
امشب تلاش کردم که تنش کمتر بشه.

حالا خدا بخواد روزهای آتی منطقی تر بحث می کنن کاربرها و مدیریت و به نتیجه می رسن.
انما یتقبل الله من المتقین ...


خداحافظی

آقای عاشق اگر امکان داره نظرتون رو در مورد پست بنده بفرمایید 53
Hanghead  از صبح این راه حل تو سرمه
از یه طرف گفتم بگم
از یه طرف گفتم نگم 

گفتم من سر موضوع دختر و پسر نقطه ضعف دارم. اصلا در جایگاه قضاوت یا نظر نیستم Hanghead

ولی یه دونه نظر بدم
میدونم خیلی ها با این نظر مخالفن 
نظر من پیشگیریه 
پیشگیری بهتر از درمان
اگر روزی یادداشت خصوصی مشکل ساز بوده
امروز عمده مشکل تو یادداشت ها اتفاق میفته 
یادداشت ها بسته بشه.
ناخودآگاه تاپیک های انجمن فعال تر میشه 
صحبت ها هدفمند تر میشه 
البته نمیدونم این ایده جواب بده یا نه.
ولی شاید بشه مثلا برای یک هفته یادداشت ها بسته باشه
همه صحبت ها بیاد تو خود تاپیک ها.
تاپیک ها هم که هر کدوم مدیر دارن
من انجمن های دیگه که بودم بعضیاش اصلا یادداشت نداشتن

میدونم خودم بیشترین تعداد یادداشت ها را دارم. ولی گفتم اینم یه راه حله. که میشه به چشم پیشگیری بهش نگاه کرد Hanghead
من خودم خدا دارم 317
خدایا چنان کن سرانجام کار Confetti    تو خشنود باشی و ما رستگار 2uge4p4

الحمدلله رب العالمین Khansariha (40)     خداوندا مرا پاکیزه بپذیر Khansariha (8)
هر وقت خسته شدی اینجا  و اینجا  را بخوان. Gol    بازی در نیار  Swear1  هدف های مهم تری هست  Gol
هر وقت نا امید شدی بیا اینجا

صبر داشته باش  خدا با صابران استGol

بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم ( کاش این شکلی بودم Hanghead )
(1400 مهر 21، 23:16)یاقوت نوشته است: اقای افرا من ازتون معذرت میخوام ،معذرت خواستم و الانم متاسفم باز .
من از شما عاجزانه خواهش کردم ک این کمک با روش درست و در قالب پست تو انجمن مشخصش باشه ولی خب شما قبول ندارین . 
فاطمه هم ک میگه بهم تهمت زدین و هزارتا حرف دیگه ک اصلا تو پیام من نبود .
ولی خب باشه . هرجور دوست دارین همونطور باشه .ولی اگر دیروز کل کانون بسته شد مدیریت بدون خبر ب ما و در واکنش ب پیام های شما و جو موجود زد . 
من دیروز کلی کار داشتم و با این تاپیک مواجه شدم و بعد از خوندن پست اقای عاشق پیگیر شدم . هرطوری مایلید همون مدل باشه .
من دیگه حرفی ندارم . از نظر شخص خودم میگم ، ب نظر من اگر حال فاطمه با این پیام ها خوب میشه ادامه بدین . نتیجه رو سال بعد همین موقع میبینیم .
و اینکه شما ی اقا هستین و هیچوقت نمیتونید احساسات ی دختر و درک کنید . ما کاربری داشتیم ک از جمله نگرانتون میشم وابسته شده بود . همه ی ما وقتی وارد این سایت میشیم درگیر خ ا هستیم و خ ا  ذهن و خیلی بد حساس میکنه . 
خیلی ها تحربه این و داشتن ک با رویا و خیال پردازی و وابسته شدن ب یکی ب مشکل بخورن و این خیلی ظبیعی هست .
مشکل اینه ک  یکی وصل میشه ب حرفای شما و تا نباشین حال بدی داره . پیام هایی ک تو پروفایل شما هست صحت این موضوع رو تایید میکنه . ما نمیخوایم این اتفاق بیوفته .

فقط یاد همه باشه اگر این پست ارسال شد و گفته شد ک چند اکانتی اتفاق افتاده ب دلیل حاد بودن جریان بود . ب دلیل ناچاری ما بود . ما دیگه نمیدونیم چطور ب شما ایمیل ارسال بشه و قبول نکنید . 

موفق باشید  53

نمیدونم متوجه میشید یا نه که حتی این پیامتون شروع یه تنش جدیده.
خودتون رو بذارید جای من و بخونیدش...
چه حسی دارید؟ 
احساس نمیکنید بسته شدن کانون و یا حتی بد شدن رتبه ی فاطمه خانم در اینده رو انداختید گردن من؟!
آیا احساس بدی نمیکنید ازینکه چند سال مشاوربودن و بیشتر از ده سال درس خوندن توی دانشگاه و نوشتن یک کتاب روانشناسیتون ، توی یه لحظه رفت زیر سوال؟! 



آیا قشنگه یه نفر بگه : اقایون به خاطر اقا بودنشون خانمارو درک نمیکنن!

حالا خودتونو بذارید جای خانم فاطمه : 
خوبه که دو نفر اینجا در مورد ایندتون جوری صحبت کنن انگار که خودتون توانایی تصمیم گیری ندارید؟! 

پیاماتون چپ و راست دل میشکنه و فکر میکنید باید همه ی ناراحتیارو بریزید اینجا...
من همه چیز یادم رفته بود که به لطف این تاپیک یاداوری شد ...
(1400 مهر 22، 0:40)افرا نوشته است:
(1400 مهر 21، 23:16)یاقوت نوشته است: اقای افرا من ازتون معذرت میخوام ،معذرت خواستم و الانم متاسفم باز .
من از شما عاجزانه خواهش کردم ک این کمک با روش درست و در قالب پست تو انجمن مشخصش باشه ولی خب شما قبول ندارین . 
فاطمه هم ک میگه بهم تهمت زدین و هزارتا حرف دیگه ک اصلا تو پیام من نبود .
ولی خب باشه . هرجور دوست دارین همونطور باشه .ولی اگر دیروز کل کانون بسته شد مدیریت بدون خبر ب ما و در واکنش ب پیام های شما و جو موجود زد . 
من دیروز کلی کار داشتم و با این تاپیک مواجه شدم و بعد از خوندن پست اقای عاشق پیگیر شدم . هرطوری مایلید همون مدل باشه .
من دیگه حرفی ندارم . از نظر شخص خودم میگم ، ب نظر من اگر حال فاطمه با این پیام ها خوب میشه ادامه بدین . نتیجه رو سال بعد همین موقع میبینیم .
و اینکه شما ی اقا هستین و هیچوقت نمیتونید احساسات ی دختر و درک کنید . ما کاربری داشتیم ک از جمله نگرانتون میشم وابسته شده بود . همه ی ما وقتی وارد این سایت میشیم درگیر خ ا هستیم و خ ا  ذهن و خیلی بد حساس میکنه . 
خیلی ها تحربه این و داشتن ک با رویا و خیال پردازی و وابسته شدن ب یکی ب مشکل بخورن و این خیلی ظبیعی هست .
مشکل اینه ک  یکی وصل میشه ب حرفای شما و تا نباشین حال بدی داره . پیام هایی ک تو پروفایل شما هست صحت این موضوع رو تایید میکنه . ما نمیخوایم این اتفاق بیوفته .

فقط یاد همه باشه اگر این پست ارسال شد و گفته شد ک چند اکانتی اتفاق افتاده ب دلیل حاد بودن جریان بود . ب دلیل ناچاری ما بود . ما دیگه نمیدونیم چطور ب شما ایمیل ارسال بشه و قبول نکنید . 

موفق باشید  53

نمیدونم متوجه میشید یا نه که حتی این پیامتون شروع یه تنش جدیده.
خودتون رو بذارید جای من و بخونیدش...
چه حسی دارید؟ 
احساس نمیکنید بسته شدن کانون و یا حتی بد شدن رتبه ی فاطمه خانم در اینده رو انداختید گردن من؟!
آیا احساس بدی نمیکنید ازینکه چند سال مشاوربودن و بیشتر از ده سال درس خوندن توی دانشگاه و نوشتن یک کتاب روانشناسیتون ، توی یه لحظه رفت زیر سوال؟! 



آیا قشنگه یه نفر بگه : اقایون به خاطر اقا بودنشون خانمارو درک نمیکنن!

حالا خودتونو بذارید جای خانم فاطمه : 
خوبه که دو نفر اینجا در مورد ایندتون جوری صحبت کنن انگار که خودتون توانایی تصمیم گیری ندارید؟! 

پیاماتون چپ و راست دل میشکنه و فکر میکنید باید همه ی ناراحتیارو بریزید اینجا...
من همه چیز یادم رفته بود که به لطف این تاپیک یاداوری شد ...


اشتباه از من بوده اقای افرا . شرمندم .

من بیشتر از این تو این تاپیک دخالت نمیکنم .
 ☟
➃.

 ﹋﹌چرخ گردون چه بخندد چه نخندد تو بخند﹋﹌
مشکلی گر سر راه تو ببندد تو بخند

غصه ها فانی و باقی تو بخند
گر دلت از ستم و غصه برنجد تو بخند

 ❤




(1400 مهر 22، 0:37)_رعنا_ نوشته است: Hanghead  از صبح این راه حل تو سرمه
از یه طرف گفتم بگم
از یه طرف گفتم نگم 

گفتم من سر موضوع دختر و پسر نقطه ضعف دارم. اصلا در جایگاه قضاوت یا نظر نیستم Hanghead

ولی یه دونه نظر بدم
میدونم خیلی ها با این نظر مخالفن 
نظر من پیشگیریه 
پیشگیری بهتر از درمان
اگر روزی یادداشت خصوصی مشکل ساز بوده
امروز عمده مشکل تو یادداشت ها اتفاق میفته 
یادداشت ها بسته بشه.
ناخودآگاه تاپیک های انجمن فعال تر میشه 
صحبت ها هدفمند تر میشه 
البته نمیدونم این ایده جواب بده یا نه.
ولی شاید بشه مثلا برای یک هفته یادداشت ها بسته باشه
همه صحبت ها بیاد تو خود تاپیک ها.
تاپیک ها هم که هر کدوم مدیر دارن
من انجمن های دیگه که بودم بعضیاش اصلا یادداشت نداشتن

میدونم خودم بیشترین تعداد یادداشت ها را دارم. ولی گفتم اینم یه راه حله. که میشه به چشم پیشگیری بهش نگاه کرد Hanghead

منم با این موافقم ..
اخه خداییش یادداشت نباشه چه اتفاق بدی میوفته؟
انجمن هایی هستن که اون بالا فقط یدونه جعبه پیام دارن ؛ وقتی اولین بار وارد انجمن میشی تو جعبه پیام از طرف مدیریت برات یه پیام خودکار میاد
وقتی باهات کاری هم دارن تو جعبه از طرف مدیریت پیام میاد
کلا فقط ارتباط بین مدیر و کاربر برقراره بین اعضا امکان ارتباط خصوصی نیست
اینجوری تاپیک ها هم پر بارتر میشه
اگه پیام پروفایل نباشه ضرری برای کسی نداره


بعد اگه یه امکانی میشد اضافه کرد خیلی جالب میشد . مثلا اگر کسی جایی از انجمن با من کار داشت میتونست اسم من رو منشن (???) کنه تو جعبه پیام برای من پیغام بیاد که یک نفر تو این پست با من کار داشته
البته من کلا برنامه نویسیم داغونه . نمیدونم میشه یا نه
حمد و سپاس مخصوص خداوندی است که فرمانروای جهانیان است

[تصویر:  a7f963e5e050.gif]
‌‌‌‌
به نقل از بزرگی؛
تاخودت کاری نکنی چیزی تغییر نمیکنه ..
سلام
من خیلی دنبال پلاگین منشن بودم.. نبود..
خبر ندارم الان نوشتن یا نه..

بذارین ب پیشنهادها فکر بشه تا بهترین تصمیم گرفته بشه..

___________________
منظورم اینه ک بسه دیگه رفقا.. خسته نشدین؟؟
عامو بچسبیم ب کار و زندگی و درس و بحث و بندگی.. ی روزی حسرت دقیقه دقیقه این روزا رو می خوریم..


اینجا هیچ کس بد کسی رو نمیخواد.. 

شاید لحن ها متفاوت باشه اما اگر برحسب حس نوع دوستی و خیرخواهی چیزی گفته میشه ب هدف گوینده و اثری ک برای ما داره بهتره توجه بشه.. نه ک وای و آخ و اوی راه بیندازیم....



اگه خود مراقبتی یادمون رفت بد نیست یادآوری بشه..
اینطوری هم میشه نگاه کرد!

یاعلی.
[تصویر:  07c49977111e42a28fd6.jpg]

نقل قول: شاید لحن ها متفاوت باشه اما اگر برحسب حس نوع دوستی و خیرخواهی چیزی گفته میشه ب هدف گوینده و اثری ک برای ما داره بهتره توجه بشه.. نه ک وای و آخ و اوی راه بیندازیم....
Hanghead  ببخشید جواب میدم. ولی حتی یه ذره زمان میبره تا حرف تلخی که میشنویم را برای خودمون خنثی کنیم
بنظرم حالا که بیشتریا  حرفاشون را گفتن . اگر کسی ناراحته بگه. با نگفتنش چیزی درست نمیشه  Hanghead
بازم ببخشید جواب میدم . شما بزرگ و قدیمی کانون هستین. منظوری نداشتم  . فقط خواستم یه ذره از دیدگاه دیگه هم بهش نگاه کنیم.
من خودم خدا دارم 317
خدایا چنان کن سرانجام کار Confetti    تو خشنود باشی و ما رستگار 2uge4p4

الحمدلله رب العالمین Khansariha (40)     خداوندا مرا پاکیزه بپذیر Khansariha (8)
هر وقت خسته شدی اینجا  و اینجا  را بخوان. Gol    بازی در نیار  Swear1  هدف های مهم تری هست  Gol
هر وقت نا امید شدی بیا اینجا

صبر داشته باش  خدا با صابران استGol

بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم ( کاش این شکلی بودم Hanghead )
 سپاس شده توسط
نقل قول: برادر جان، من به شما اعتماد دارم و شما رو برادر بزرگتر خودم می دونم،
من دیگه توانش رو ندارم.
اگر بهترین راه رفتن از کانون، لب تر کنی دکمه رو زدم و رفته ام از کانون و پشتم رو هم نگاه نمی کنم.

راستش این پیام برای خودم هم تلنگر بود.

ممد، چرا این قدر لوس بازی در میاری، بسه دیگه.
توانش رو نداری، بکش کنار.

این سال ها کانون خیلی بهم کمک کرد.
یکی از نقاط عطف زندگی من بود.

دلم نمی اومد حالا که شازده کوچولو، یکی از استوانه های کانون، رفته،
وقتی که با رفتنش کلی کار حالا روی زمین مونده، منم آرمین رو دست تنها بذارم.

آرمین! و تو چه می دانی آرمین کیست؟ دوستان قدر این مدیر زحمت کش و خلاق و دانشمند و پر فکر رو بدونین.

ولی کلا فکر که می کنم کار خاصی هم انجام نمی دادم برای کانون، قرار بود من ناظم بشم تا دیگه توی کانون شاهد دعوا نباشیم، اونم نشد.
پیر شدیم و دیگه توان قبلی رو نداریم. داریم ضرر می زنیم به کانون.

خلاصه که این چند روز خیلی چیزها رو دیدم.
این که تیم مدیریت فعلی چقدر قویه.
این که در حال حاضر چه الماسهای درخشانی توی کاربرها وجود دارن.
کلی مدیر کل آینده توی کاربرها داریم.
و همین پیگیری کردن هاتون، نشون می ده که کانون چقدر براتون مهمه.


بله من خسته ام، و باید بازنشست بشم و چون روم نمیشه به آرمین بگم، باید از کانون برم.
و با توجه به اعضای فعلی کانون، مطمئن هستم که کاربران و مدیریت فعلی اون قدر نیرو داره که با رفتن من آب از آب تکون نخوره.
این کانونی که من دیدم گلیم خودش رو از آب می کشه و نمیذاره کانون تعطیل شه.

تجربیات مدیریتیم رو هم توی پست های زیر نوشته ام.

پست اول
پست دوم
پست سوم


توی این میزگرد هم همه چیز شفاف شد و حالا کاربرها هم خبر دارن اون پشت توی مدیریت چه خبره.
(البته تاحدودی. دوستان اجازه ندادن کامل بگیم همه چیز رو)

در کل قرار نیست ننه من غریبم بازی دربیارم مثل بعضی از دوستان که خداحافظی می کنن.  4chsmu1 
راست و حسینی می گم این رفتن قرار بود دیر یا زود اتفاق بیافته. دست و پای آخرم رو می زدم.

شاید روزهای آینده مدیران دیگه ای هم برن.
خواستم بگم این وظیفه کاربرها رو سنگین تر می کنه که اگر یه مدیری رفت جای اون رو پر کنن.

البته اگر می خواید که کانون بمونه.

باید برم چون دیگه طاقت سابق رو ندارم. تذکر که می دم لحنم جدی تر شده.
خانم رعنا می گن، اون تذکر اولیه آقای عاشق فلان و بهمان. اما دیگه نمی دونن چقدر همون تذکر از من انرژی گرفته.
و رفتارهای بعدی خانم رعنا باعث شده که من هم تند تر بشم در مقابل خانم ایرانا مثلا و رفتارهای خانم ایرانا هم باعث شد تند تر بشم برای خانم فاطمه.

و این آخری، یعنی خانم فاطمه رو امیدوارم من رو ببخشن. من از یکی از خطوط قرمزم گذشتم در مورد خانم فاطمه و اسرار ایشون رو فاش کردم. امیدوارم که بنده رو حلال کنید.



فکر می کنم احتمالا دفعه بعدی بخوام تذکر بدم، اول قشنگ طرف رو می شورم، بعدش تذکر و اخطار رو یه جا می دم و آخرش هم بنش می کنم. 4chsmu1


چند تا وصیت هم دارم:

- نذارید کانون تعطیل بشه.
- قوانین جدید آماده است تقریبا. سعی کنید قوانین رو بر اساس اون آپدیت کنید.
- الان این میزگرد وضع خوب و خوشگلی داره. همین رو بچسبید و پیگیری کنید تا به قوانین و روش مدیریت مطلوب برسیم. (بستن پروفایل ها ایده بسیار بسیار بسیار خوبیه)
- صادقین رو دریابید. یکی دیگه از استوانه های کانون که نبودش قطعا ضربه بزرگی هست. شما نمی دونید که چقدر ایشون مهم هستن برای کانون.
- کلی کار نکرده داریم توی کانون. این کانونی که می بینید حتی ۵۰ درصد اون چیزی که باید بشه هم نیست.
- حرفهای مرد مجاهد رو گوش ندید که ساختارسازی رو قبول نداره. 4chsmu1  (داداش من شما رو خیلی دوست دارما. شما واقعا مربی من بودی این سالها، اما ایده هات در مورد کانون رو قبول ندارم. چون دیدم تلاش های ما برای ساختارمند کردن کانون جواب داده.)
- بازم صادقین رو دریابید، دو دستی بچسبیدش که در نره.
- بازم صادقین. 4chsmu1
- حرف های آرمین رو گوش بدید، کلی ایده داره برای کانون و کلی کار انجام نشده. کمکش کنید.
- اگر آرمین هم رفت و قرار شد کانون باقی بمونه، تاپیک های مختلف مدیریت رو بخونید و کارهای نیمه تموم رو ادامه بدید. نرید یه وقت از اول شروع کنید ایده پردازیا. البته این کار رو هم بکنید. ولی ایده های خیلی خوبی داشتیم که فرصت نشد عملیشون کنیم. اونا رو هم دنبال کنید.


- وصیت آخر هم این که توی کانون وقتتون رو برای کسی بذارید که بی ارزه. می بینید یه نفری خیلی بی حاشیه است، شاید هفته ای یک پست توی کانون بزنه، از اون طرف یه نفر روزی ۵۰ تا پیام پروفایل می فرسته و در و دل می کنه و همه اش افسرده هست و از مشکلاتش می گه.
یه وقتی هست شما یک ساعت برای نفر اول وقت می ذاری، اما چنان اثری گذاشته می شه ۵۰ ساعت وقت گذاشتن برای دومی اون اثر رو نداره.
برای دومی هم وقت بذارید، اما بی حاشیه ها رو هم تحویل بگیرید.

- و این که از این رفتارهای این چند وقت اخیر من تقلید نکنید. من پدرم سیگار می کشید، بعد بهم می گفت تو هم هر موقع به ۴۰ رسیدی اجازه داری سیگار بکشی. شما هم هر وقت ۷ سال توی کانون بودی، اجازه داری که کانون رو به هم بریزی. البته چه بهتر که هیچ وقت لب به سیگار نزنیم. 53258zu2qvp1d9v

و این که بازم حلالیت می طلبم از برادران و خواهرای  خوبم توی کانون.
اگر تذکری دادم و ناراحت شدید، اگر جایی حقی از کسی ضایع شد. این آخری سفیر بهشت خیلی از دستم دلخور شد. امیدوارم من رو حلال کنه. سفیر بهشت عزیز چاره ای جز اون کار نداشتم.

و این که کانون رو به شما و شما رو به کانون می سپارم.
و خطاب این حرفم همه هستید، هم مدیریت و هم کاربران

بازم عذرخواهی می کنم از مدیرای عزیز که اول به اون ها نگفتم.
اولین پستم توی این میزگرد برای کانون یک شوک بزرگ بود.
آخرین پستم توی این میزگرد هم شوک بعدی.

امیدوارم که این دو تا شوک کانون رو احیا کنه.


خب دیگه. بسه. ما هم دل رو کندیم و رفتیم.


نه هنوز یه چیز دیگه هم مونده Khansariha (13) 
اصل قضیه یادم رفت و اون هم پاکیه.
اگر دوست داشتید برید پیام های من توی بعضی تاپیک ها رو بخونید. مثلا تاپیک تجربیات، یا مصاحبه های من رو.
من خدا رو شکر خیلی جواب گرفتم از کانون توی پاکی و الان دویست و اندی روز پاک دارم.


همین دیگه.
خیلی حرف نگفته دارم. اما بماند در این سینه بهتره.

باشه. خداحافظ 302
انما یتقبل الله من المتقین ...


خداحافظی

(1400 مهر 22، 0:37)_رعنا_ نوشته است: Hanghead  از صبح این راه حل تو سرمه
از یه طرف گفتم بگم
از یه طرف گفتم نگم 

گفتم من سر موضوع دختر و پسر نقطه ضعف دارم. اصلا در جایگاه قضاوت یا نظر نیستم Hanghead

ولی یه دونه نظر بدم
میدونم خیلی ها با این نظر مخالفن 
نظر من پیشگیریه 
پیشگیری بهتر از درمان
اگر روزی یادداشت خصوصی مشکل ساز بوده
امروز عمده مشکل تو یادداشت ها اتفاق میفته 
یادداشت ها بسته بشه.
ناخودآگاه تاپیک های انجمن فعال تر میشه 
صحبت ها هدفمند تر میشه 
البته نمیدونم این ایده جواب بده یا نه.
ولی شاید بشه مثلا برای یک هفته یادداشت ها بسته باشه
همه صحبت ها بیاد تو خود تاپیک ها.
تاپیک ها هم که هر کدوم مدیر دارن
من انجمن های دیگه که بودم بعضیاش اصلا یادداشت نداشتن

میدونم خودم بیشترین تعداد یادداشت ها را دارم. ولی گفتم اینم یه راه حله. که میشه به چشم پیشگیری بهش نگاه کرد Hanghead


سلام
عرض ادب و احترام .

من با احترام کامل بشدت مخالفم ....
من به یادداشت بین نا محرم کاری ندارم ..
من خودم رو مثال میزنم و داداش زحمت کش کانون یاباب الحوائج ..
خب اگه قراره بین من و ایشون یادداشت ها بسته .
بشه و اگه ما با هم کار داریم باید یک پست کامل در فلان انجمن بزنیم .....
واقعا نا شدنی هست ...
مثلاً من برای احوال پرسی از داداش محسنین این استیکر استفاده میکنم  303.
خب بعد فکر کنید ۶۰ تا کاربر......
 این بخواد با اون صحبت کنه فقط و فقط ۶۰  303 که میشه۴ صفحه باید ارسال کنیم ...
و همه چیز قاطی میشه ...
با کمال احترام بنده اصلا حرفتون رو قبول ندارم
در ارزوی شهادت برایم دعا کنید   Confetti Confetti   2uge4p4 chase
بهترین دعا برای بهترین دوست به قول سردار شهادت است 302 302 302




آقای عاشق  Shy
ممنونم بابت زحمات شما 53
ناراحت شدم از بازنشستگی تون Hanghead


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان