سلام مهمان عزیز، اگر این پیغام را مشاهده نموده ای به معنی آن است که شما هنوز ثبت نام نکردی. برای ثبت نام اینجا کلیک کن و از تمام امکانات انجمن ما استفاده کن و لذت ببر.
اگر قبلا ثبت نام کرده اید، وارد شوید.
جهت ارتباط با مدیران
کلیک کنید

اگر اين نخستين بازديد شماست نام نويسي کنيد ، چرا نام نويسي ؟

شرکت در مسابقات فردی و گروهی ویژه ترک
بحث و گفتگو در رابطه با موضوعات انجمن
دسترسي به بخش هاي ويژه مخصوص کاربران سايت


امتیاز موضوع:
  • 6 رأی - میانگین امتیازات: 4.17
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
انجمن شبانه روزی
مشکل اینجاست که بعد هر گناه و توبه کردن از اون دیگه اون آدم سابق نمیشی
اینو لطفا قبول کنیم Hangheadم
مگه مجبورم تحمل کنم؟
پاسخ
 سپاس شده توسط همساده ، engineer
به نام خدا
 شاید جای این پستم اینجا نباشه ولی دلیل اینکه در انجمن شبانه روزی پستهای مهمم رو میزارم اینه که مهمان ها از اینجا بیشتر از هر جای دیگه بازدید میکنن. 303
چرخه وسوسه؛

۱-لذت طلبی: اغاز وسوسه.

۲-بها دادن: به او اجازه ورود به محدوده ذهن میدهیم.

۳-مخفی کردن: در وجودخود وسوسه را انکار میکنیم موقعیت خود را ترک نکرده و با گروه مشارکت نمیکنیم.

۴-نقشه کشی: برای اجرای وسوسه فوق شروع به نقشه کشیدن میکنیم.

۵-فکرقوی: ذهن خود را مداربسته میکنیم و به هیچ پیامد دیگری توجه نمیکنیم.

۶-اقدام: در این مرحله وسوسه به یک فکرغیرقابل بازگشت تبدیل شده شروع به اقدام بعمل میکنیم.

۷-لغزش: لغزشی که براحتی میتوانستیم انرا ازخود دور کنیم اتفاق می افتد.
........................................................................................................................
خدا رو شکر امروز یه چیز جدید یاد گرفتم. من همیشه موقع اورژانسی شدن استرسی میشدم یا به دوستام زنگ میزدم یا میومدم کانون یا شروع میکردم به مطالب بهبودی خوندن.
پس چرا اغلب اوقات جواب نمیگرفتم؟
جوابی که تا امروز داشتم این بود که من میام راهکار میگیرم ولی عمل نمیکنم و پشت گوش میندازم. اما الان با مطلب بالا فهمیدم یه نکته وجود داره نکته خیلی مهم:
معمولا همساده وقتی میاد تو گروه میگه وسوسه داره یا میاد میگه اورژانسی شده که در مرحله ۶ قرار داره:
یه بار دیگه به تعریفش دقت کنیم:
دراین مرحله وسوسه به یک فکرغیرقابل بازگشت تبدیل شده شروع به اقدام بعمل میکنیم.
همساده بیچاره تو همون موقع که اومدی میگی اورژانسی شدی در واقع در فرآیند بی بازگشت لغزش قرار گرفتی. در مرحله ۴ یا ۵ شاید کور سوی امیدی باشه به حفظ پاکی ولی مرحله ۶ دیگه ته خطه 
طلب و انتظار عشق ورزی از دیگران حقارت است .آنچه که از دیگری انتظار داري در توست. عشق در توست ، نور در توست،  خدا در توست.
[تصویر:  05_blue.png]
پاسخ
 سپاس شده توسط chika ، می توانم ، یوسف ، تـــواب ، خاله شادن ، engineer ، عاشق فاطمه زهرا
چ حرفای خوبی زده شده
و من به همتون افتخار میکنم که انقدر صادقانه صحبت میکنین.
هممون اشتباه زیاد داشتیم
اشتباهاتی که اندازه خودمون هستن و کلی شرمساری همراهش هست
اقای درخشنده کاممممل حستو درک میکنم

مهم اینه ک بعد از تمام اتفاقات دوباره بخواهیم ک برگردیم و از اول راه درست رو شروع کنیم

می توانم بانو جونم دخمر خوبم ناامیدی یعنی اینکه تواناییتو دست کم گرفتی و من میدونم تو تواناااااایی چون تلاشت عالی بوده فقط الان یکوچولو فرصت میخوای

همه ما وقتی فکر میکنیم به اخر رسیدیم و راهی نیست و ناامیدی بیداد میکنه فقط یه فرصت میخواهیم ک ببینیم چ روح بزرگی رو خدا توی وجودمون گذاشته فقط باید باورش کرد

چیکای کانون ماه اسفند بارهااااا ارزوی مرگ کرده بود چون انقدر زخم عمیقی خورده بود که توان تحمل دردش رو نداشت حس میکرد تمام روحش رو به هیچ فروخته ولی الان چیکای کانون میدونه تا نفس هست فرصت ساختن دوباره هست و خدا مهربونترینه فقط کافیه باور کنیم و خودمون رو ب دستش بسپاریم
شاید واقعا ادم سابق نشیم اره چون تجربه ای رو داریم ک قبلش نداشتیم و اون راه رو با همه وجود حسش کردیم پس با احتیاط بیشتری پیش میریم
اگر قرار بود هرکس ادم سابق خودش باشه هیچ تکاملی شکل نمیگرفت
انسان اومده با خطاهاش هر چقدر هم سنگین تکامل پیدا کنه
ما انقدر خطا میکنیم تا مسیر درستمون رو پیدا کنیم
پس نگران این نباشید ک گذشته چی پیش اومده هر چقددددددددددددر هم بد و سخت و ناراحت کننده و سنگین موضوع الانه و میزان تلاشتون ک از یک ساعت پیش حالتون بهتر باشه همین
به خودمون فرصت بدیم  Confetti
 آینه حتا اگه بشکنه باز هم آینه است آدم میتونه خودشو توی هر تیکش ببینه
روح ما آدما هم عین آینه میمونه
قاب دور اینه خراب میشه موریانه میخوره
ولی روح باقی میمونه
میخوام روحم رو تمیز کنم
Khansariha (69)
[تصویر:  nasimhayat.png]
پاسخ
 سپاس شده توسط یوسف ، تـــواب ، engineer ، عاشق فاطمه زهرا




کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 4 مهمان

در ۷فروردین ۱۳۸۷ کانون ترک، از وبلاگ شخصی به نام آقای منهدم گام در دنیای مجازی نهاد،
با هدفی خدایی و آسمانی، برای رهایی همه ی بندگان گرفتار به گناهی بزرگ به نام «خودارضایی»، برای پاکی نهایی و ابدی…پاکی جسم ،روح و ذهن….
اینجا سرزمین نیست، آسمـــــــــــان است.