عزیز :.:.::. * شما دعوتین به نماز شب جمعه 10 تیر * .::.:.

عزیز : .:.::.* جشن پاکی آقای Reza4030 ا 317 * .::.:.

عزیز : .:.::. التماس دعا ::.:.

عزیز :.:.::. * عهد با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در بامداد جمعه 10 تیر * .::.:.


امتیاز موضوع:
  • 8 رأی - میانگین امتیازات: 4.13
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

تجربیاتی از جنس آغازین (10 تا 30 روزه)

#1
[تصویر:  ij4l_aghaz.png]

  دوست تلاشگر من سلام  Khansariha (2)



به تاپیک تجربیاتی از جنس آغازین خیلی خوش اومدی  Welcome (1)



خیلی خوشحالم از اینکه میخوای با تمام قدرت پا به مسیر پاکی،مسیر قشنگی ها بذاری و تلاش کنی برای روز های  پر از پاکی و 
سبز بودن [تصویر:  muscular.gif]


 از گذشته ناراحت کنندمون میخوایم فاصله بگیریم 



پا به مسیر پاکی بذاریم، اراده کنیم در مقابل همه ی سختی ها بایستیم


تا

 قله های پاکی رو با یه اراده محکم، با یه حال بی نظیر فتح کنیم

و

 یه زندگی پاک و آروم  درست کنیم


اما یادمون نره

این قدم ما به سوی پاکی نیاز به مراقبت های بیشتری داره باید کلی براش زحمت بکشیم

و از تک تک اتفاقات مسیرمون  باید درس عبرت بگیریم 
.
.
.
.

دوست من به عقب نگاه کن



ببین چقدر روزهای بدی پشت سرمون اتفاق افتاده ، چقدر گول نفس اماره مون رو خوردیم



پس مراقب باش مبادا باز لحظه ای غفلت همه ی تلاش ها رو از بین ببره
.
.
.
.
.
.

تجربیاتی از جنس آغازین برگه ای از کانون مختص توست 



تا از تلاش هایت سخت کوشی هایت از اقدام هایت برای شروع مسیر پاکیت بنویسی 




از تجربیات روز های شروع پاکی بنویسی از کارهایی که قراره برای این مرحله از پاک بودنت انجام بدی




برای ما برای هم مسیر هایت برای خودت بنویسی




 تا یادمان باشد کجا بودیم و چه تلاش هایی کردیم و قراره به کجا برسیم
#2
این تجربه ی دوستمون kmbehzad هست. مال اون وقتا : )


(1390 تير 14، 11:41)kmbehzad نوشته است:  با خودم فکر کردم یه قلم کاغذ برداشتم یکی یکی لیست کردم:
Khansariha (56)
آقا دفعه قبل که مبتلا شدم چی شد؟ چی شد که به سمتش رفتم؟
تو سایت گردیم تو سایت بدی رفتم. بازی ADULT ای دانلود کردم. آلبوم عکس بدی دانلود کردم یا فیلم بدی دیدم.
اگه  تو روز وضعیتی خوبی نداشتم تو فشار روانی بودم رسیدم خونه عوض اینکه یه  راه خوب برای تخلیه خودم پیدا کنم و آروم بشم چی کار کردم که منو به سمت  این مسئله کشوند.
ظهر پر خوری کردم و غذای چرب زیادی خوردم....
و هرچی چیزی که فکر کنید.
wacko2
خیلی وقت برد اما نمی دونید چه کرد؟!!!!
Smiley-face-thumb
هربار رو به خاطر آوردم سخت بود چون معمولا خوب به یاد نمیاد و سریع فراموش می شه و همینه که باعث بدبختیه...
حتی از تجربیات موفق هم نباید گذشت. چه کردی که تونست فرار کنی؟ از جات بکنی و بیرون بری و تو مرداب گرفتار نشدی...
همه رو بنویس. یک آنالیز آماری دقیق و کامل.
Khansariha (134)
از قدیم گفتن مسلمون دو بار از یک سوراخ گزیده نمیشه دیگه درسته .... ؟!
حالا چیه که می تونه خیلی از نکات تحریکی رو کم کنه و منو قوی کنه .پر خوری رو کم کنه و گوش و چشم و پاک کنه؟
نماز که یک رهایی بخشه رو اول وقت کنه و با اخلاص؟ اراده منو قوی کنه و منو خدایی کنه؟
همه ی جوابا به یک پاسخ ختم می شه و اون روزه است.
MuscularMuscularMuscular
تا الان که مسابقه 20 روزه رو تموم کردم و عاشق خدا شدم. با راهنمایی های همین انجمن و توفیق خدا بوده.
ببخشید که زیاد شد امید وارم مفید باشه.
535353
.
 سپاس شده توسط
#3
سلااااااااااااااام
من 10 روز ترک رو به راحتی گذروندنم نمیگم وسوسه نشدم یا بهم فشار نیومد
ولی نسبت به گذشته ودوستانی که نوشته هاشون رو می خونم خیلی خیلی کمتر بود4fvfcja
الان بعد از 10 روز واسه اولین بار به این موضوع فکر کردم که چرا من تو این مدت خیلی خیلی کم تحریک شدم
و به این نتیجه ها رسیدم:
1:تو کانون یکجا که یادم نیست کجا خوندم که نوشته بود اصلا به ترکتون فکر نکنیدو روزشماریهم نکنید
اصلا فکرتون رو درگیرش نکنید بزارید همین طوری پیش بره و کانون واستون روز شماری می کنه پس خودتون این کارو نکنید
راسش من این کارو تو بقیه مشکلاتم امتحان کردم وجالبه بدونید تو اوناهم نتیجه مثبت گرفتمcheshmak
2:یکم پول خرج کنید42 اره از یکم بیشتر میشه ولی مهم نیست پول برمیگرده
فیلم و کتاب بگیریدو بازی بخرید و...................
تا شبا خودتون رو باهاش سرگرم کنید و هیچوقت مواقع بیکاری به اینترنت گردی رونیارین که 100% میشکنید
3:راستش من زیاد تو کانون نمی چرخم چون من رو یاد ترک میندازه
ولی وقتی دارم تحریک میشم قبل از این که دیر بشه میام تو کانون و اونقدر توش میمونم ومی چرخم تا تحریک از بین بره
امیدوارم هممون موفق بشیمKhansariha (18)
 سپاس شده توسط
#4
53امروز دهمین روزه منه.دهمین روز پاکی که بدون شکستن قول و قرار به ده رسید!41


53به نظر من فقط قدم اول سخته.قدم اول واسه من این بود که باور کنم به این کار معتادم.باید میپذیرفتم.تا قبلش خودمو بالاتر از این میدیدم که معتاد این کار شده باشم ولی وقتی حقیقتو باور کردم اونموقع بود که راه های زیادی واسه پاک بودن جلوی خودم دیدم

53این ده روز خیلی آسون گذشت چون وقتی به یه باور و ایمان به خدا رسیدم دیگه مبارزه ای
هم درونم وجود نداشت و به آسونی طرف کارای بد نمیرفتم


53برنامه داشتن و عمل کردن به اون خیلی خوبه چون بیکاری ذهنو به خیلی چیزایی که نباید مشغول میکنه


53و اینکه ترک خ.ا به تنهایی کافی نیست و باید کارای بد دیگه که به تبعش به وجود اومده بودن رو ترک کرد و کارایی که ازشون غافل شده بودیمو از نو انجام بدیم.مخصوصا نماز خوندن و کنار گذاشتن تنبلی و حسرت گذشته رو نخوردن
[img=0x0]http://8pic.ir/images/u2kig0x2xk6igwj759y.png[/img][تصویر:  QS_7c5f964da77044e88497dbf7f765d819.jpg]
#5
سلام
من امروز 10 روزه شدم
من خیلی مصمم شده بودم واسه ترک و این که همیشه وقتی وسوسه میومد سراغم به این فکر میوفتادم که اگر الان یکی از دوستام یا مادر و پدرم بودن این کارو میکردم؟
و همش این تو ذهنم میومد درسته اونا الان پیشم نیستن ک ببینن اما خدای مهربون ک هست و همیشه داره نگام میکنه و خجالت میکشدم
البته خیلی سختی داشت اما امیدوارم راحت تر تر تر شه هر روز
آرزویی بکن ........

گوش های خدا پر است از آرزو ... و دستانش پر از معجزه....

ارزویی بکن............

شاید بزرگترین خواسته ات کوچکترین معجزه اش باشد!!

آرزویی بکن .......................................
[تصویر:  u2kig0x2xk6igwj759y.png]

#6
من پیشه میز کامیپیوترم یه تقویم دیواری دارم و هر روز که پاک میموندم اون روز رو با ماژیک قرمز میکردم و هر روز که میشستم ضربدر میزدم روش !

تا اینکه خدا رو شکر ده روزم تموم شد !

حالا ایشالله باید تلاش کنم تو بیست روزه  هم یه ضرب موفق بشمKhansariha (46) . انشالله

اینم یه عکس از اون تقویم که گفتم ! تو عکس فقط یه ضربدر میبینید که ماله روز یکشنبه هست ! یعنی یکشنبه تنها شکستم ! البته این عکس ماله چند روز پیشه ولی خوب بعدا عکس های بهتری هم میزارم

[تصویر:  2.gif]

موفق باشید
#7

بنده اومدم تجربه ی بعد از 10 روزم رو بنویسم،

بنده به طور دقیق 4 هفته درگیر بودم و در این مدت حداکثر 7 روز تونستم به پاکی سر کنم:

1) بمیرید پیش از آنکه بمیرید: راستش ثمره ی این ابتلای 4 هفته ای رخ دادن یک مقطع زمانی ضعیف در روند تحصیلم بود. این روند داشت وضعیت من رو تشدید می کرد.

خ ا -> باز موندگی از درس -> خردی اعصاب -> خ ا -> باز موندگی از درس -> ...

مشکل این بود که نخواستم دل بکنم و دل رو یک دله کنم.  مردن حقه. اما یکی جون میکنه و یکی جان می سپاره. خیلی فرق داره. کنده شدن از تعلقات هم همین طوره.

کاری که آخر به سرم اومد و همه ی تعلقاتم بر سرم آوار شد، خودم باید از اول می کردم.




2) به خودمان برگردیم: یک کم فکر کنیم. خیلی از ما ها سابقه ی ترک طولانی رو داریم. بعد اون ترک طولانی که شکستیم ، چرا ناراحت شدیم؟ آیا به خاطر مضرات

جسمانی؟ یا به خاطر شرمندگی از خدا؟

اما وقتی شکست های پشت سر هم میشه، شیطان روی اون ناراحتی مثبت و سازنده پرده می اندازه و به جاش یه ناراحتی منفی و ویرانگر رو جایگزین می کنه.

این فکر ها به سرت میزنه: نکنه عقیم شده باشم؟ زود پیر خواهم شد. دیگه لایق ازدواج نیستم و ...

این فکر ها انقدر دامنه پیدا کرد که حتی من رو به کنجکاوی کشوند که نکنه شهوتم از بین رفته باشه و قدم به قدم تا سقوطی دیگر پیش رفتم.

داداش جون! تف بنداز رو این فکرها.

به خودمون برگردیم. به همون پشیمونی اصیل. شرمنده ی خدا که باشیم، گرمی دستان نوازشگرش رو حس می کنیم انشاالله.

غم دل چند توان خورد که ایام نماند؟
گو نه دل باش و نه ایام، چه خواهد بودن؟
در یک کلام: گذشته رو هزینه ی ریخته حساب کنیم. فقط تحربه اش برامون مونده.
3) به خدا برگردیم: داداش من! وقتی توبه میکنی، یعنی چی؟ یعنی برگشتی سمت خدا. افتادی توی مسیر درست.
پس تو هم برو توی حزب خدا.
وای نسا این ور و شاخه و شونه نکش!
هی از این حرفهای صد تا یه غاز نزن که خدایا! چرا من؟! این چه بلایی بود که به سرم اومد؟ (خودت بهتر میدونی که می خوای تقصیرها رو بندازی گردن خدای سبحان
ولی روت نمیشه.)
در یک کلام، به وادی جبرگرایی نیفت.
4) انقلابی باید: وقتی رفتی سمت خدا و تو حزب خدا وارد شدی. باید با اون وری ها بجنگی. بزرگترین دشمن تو هم نفس خودته.
باید باهاش بجنگی. باید ازش مطالبه گر بشی.
به جای دوختن زمین و زمان به هم؛
خودت رو به محاکمه بکش.
(البته از نوع سازنده اش. نه از نوع انفعالی که من هیچی نمی شم و این خزعبلات.)
و علیه خودت انقلاب کن.
پ.ن: مطالبم جنبه ی نظری پیدا کرد. چونکه واقعا حس میکنم مشکل اصلی خودم در این مدت از ذهن خراب سر چشمه میگرفت.
بسم الله الرحمن الرحیم
دعای حضرت زهرا، سلام الله علیها، در روز پنجشنبه

اللّهُمَّ إنّی أسأَلُک الهُدی وَالتُّقی، وَالعَفافَ وَ الغِنی، وَ العَمَلَ بِما تُحِبُّ وتَرضی، 
اللّهُمَّ إنّی أسأَلُک مِن قُوَّتِک لِضَعفِنا، و مِن غِناک لِفَقرِنا و فاقَتِنا، و مِن حِلمِک و عِلمِک لِجَهلِنا. 
اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ، 
و أعِنّا عَلی شُکرِک و ذِکرِک، و طاعَتِک وعِبادَتِک، 
بِرَحمَتِک یا أرحَمَ الرّاحِمینَ.

یک حرف برادرانه
#8
سلام303

من توی این 10 روز یاد گرفتم که ناراحتی و عصبانیت باعث شکستم نشه53258zu2qvp1d9v


یاد گرفتم که نفس عمیق بکشم

در طول روز مشغول بودم و چند بار نه گفتن و موفقیت باعث شد اعتماد به نفسم زیاد بشه

یاد گرفتم توی مواقعی که احتمال شکستم میره حموم نرم و تنها نباشم پشت سیستم

بخصوی آخر شب تنها پشت سیستم نباشم


یاد گرفتم که میشه مثل ققنوس از خاکستر خود متولد شدSmiley-face-thumb

ذکر استغفرالله و اتوب الیه

و

لا حول و لا قوه الا به الله العلی العظیم خیلی خوب بود


فعالیت های مذهبی خیلی عالیه Smiley-face-thumb

تشکر میکنم از کسایی که توی این راه بهم روحیه و اعتماد به نفس دادنKhansariha (8)
Khansariha (121) آثار هنری به دو دلیل ارزشمندند، اول اینکه توسط استادان به وجود آمده اند. دوم اینکه تعدادشان کم است .شما گنج پر ارزشی هستید، زیرا توسط بزرگترین استاد خلق شده اید و فقط یکی هستید. Khansariha (121)


#9
سلام دوستای عزیزم
من تو این ده روز سعی کردم به چیزهایی که باعث میشه به سمت اون عمل زشت برم فکر نکنم. بیشتر سرم رو شلوغ کردمبه کار کردم... همیشه به این موضوع فکر می کردم که لذت انجام این عمل زشت فقط شاید تو یه همون یه لحظه باشه و بس ولی لذت ترکش خیلی بیشتره... خیلی احساس آرامش می کنم و دلم می خواد حالا به مرحله بعدی مسابقه وارد بشم...Muscular
 سپاس شده توسط
#10

توي ترك اراده و ايمان از همه چي مهم تره . اول بايد باور كني كه ميتوني ترك كني من تو اين راه به خودش ايمان آوردم رفتم سمتش نمازمو خوندم قرآن خوندم خيلي بهم كمك كرد هرشب يس ميخوندم و البته هنوزم ميخونم يه كاري كرد كه ديگه فكرشم به سرم نزنه اصولا شيطون موقعي مياد دنبالت كه سرت خلوت باشه تا ميتونيد خودتونو مشغول كنيد هم واسه خودتون كه انرژيتون كم بشه خوبه هم واسه اينكه شيطون نياد سراغتون
[تصویر:  75564740_83301426cfcbb.jpg]






صعود ممکن است دشوار باشد 

ولی



منظره بالا بسیا ارزشمند است  

#11
خب بلاخره منم اومدم تجربمو بگمSmiley-face-cool-2
راستش مهم ترین عامل برایه موفقیت تو این 10 روزو قرار گرفتن تو این ماهه عزیز میدونم . سعی کردم بهترین استفادرو ازش بکنم ..
دائما به خودم میگفتم اینه دفه پاک میمونم.. امکان نداره تو ماه رمضون بشکنم.. (یک جورایی پاک بودن تو این ماهو برا خودم هدف قرار دادم)
یکی دیگه اینکه رابطمو با خدا نزدیک تر کردم  .. بیشتر باهاش حرف زدم ... بیشتر به واجباتم اهمیت دادم ( نماز , روزه ..)
خب اونم متقابلا بیشتر کمکم کرد ..
دائما ذهنمو منحرف میکرذم.. با هر چیزی که امکانش بود .. با فیلم ( نه از نوع بد ) با ورزش با کتاب .. با حرف زدن..
بیستر تو جمع خانواده بودم..(کمتر تنها بودم )
به خودم اعتماد کردم ... به اینکه میتونم ترک کنم.. سعی کردم واقعا به این باور برسم که میشه پاک باشم
در مواقع بحرانی از دوستایه خوبم تو کانون کمک خواستم.. که این خودش واقعا عالی بود.. خیلی بهم کمک کرد..یک جورایی انگیزمو 2 برابر کرد ..
یک نفرو برایه خودم الگو قرار دادم.از افرادی که ترک کرده بودن..سعی کردم مثل اونا باشم..به اتفاقایه خوب بعد فکر میکردم..
و
اینکه هدف هایی رو که بخاطرشون شروع به ترک کرده بودم مجددا به خودم یاداوری کردم
اما بیشترشو مدیونه خدا و دوستایه کانونیم هستم
ممنونمKhansariha (8)
[تصویر:  98886820611051912952.jpg]
 
4fvfcja
وقتي ميام كانون .. اول يك نگا به امضام ميكنم تا يك وقت كسي اون شخصيه چاخاله وسط امضامو نخورده باشه 22
خلاصه ديگه 22
چاخال و پاك باشيد 22
#12
سلام
تجربه پاکی خانم الون گرل که تو 20 روزه گفته بودن
(1391 مرداد 9، 19:58)Alonegirl نوشته است:

خداروشکر پاک پاکم.تنها کاری که تو این 15 روز گذشته تونستم انجام بدم و حالا به اینجا برسم این بود که تونستم ذهنمو کنترل کنم،یعنی دیگه نمی ذارم منحرف بشه،حالا همه چیز برام خیلی خیلی آسونه.البته بزنم به تخته!42

امیدوارم شما دوستای گلم هم کنترل ذهن رو بدست بیارید.اون وقت ترک کردن میشه مثل آب خوردن.Smiley-face-thumb

التماس دعا
نا امید شدی؟!!!


[تصویر:  97496937818841963171.jpg]
#13
اینو به اینجا بدهکار بودم....

یه هدف گنده تر از ترک میتونه بهتون کمک کنه ......
[تصویر:  MuALi.png]
#14
سلام سلام سلام
اول از همه از خانوم بارونی تشکر میکنم .
خوب اگه بخوام بگم که بقول گفتنی حرف زیاد هست.
ولی شاید به صراحت بتونم بگم که این عمل زندگی منو بهم ریخت .
استرس ها و ناراحتی ها وغیره وغیره
البته باید بگم این عمل تنها کوه جلوی راه زندگیم نبوده ونیست.
حالا که هر از گاهی با کراهت به گذشته نگاه میکنم میبینم خیلی کوه های برزگتر از این عملو پشت سرم گذاشتم
و واقعا از این که نتونم این عملو ترک کنم خندم میگیره.
ولی خوب منم تو این شرایط بی کار نبودم و اول از همه مطالعه فراوان در این باره کردم و به این نتایج رسیدم:
البته باید بگم که من کوچیک تر از اونیم که به کسی راهکار بدم یا بگم راهی رو که میره اشتباهه و.. فقط چیزیه که خودم بهش رسیدم و فهمیدم که این جناح ها باید تقویت بشه.
اول از همه باید خدا شناسیمونو اصلاح کنیم من بهش می گم چماق رو از خدا بگیر
یعنی چی :خدا رو رقیب خودت نبین و اون خدایی که برات تصویر کردند با اون جهنمش که هر لحظه می خواد که ما بمیریم و بیاد مارو بسوزونه رو کنار بذار و بدون که خدا مهربونه و...
برای این کار من کتاب های محی الدین ابن عربی رو پیشنهاد می کنم.

دوم اراده است که خیلی مهمه
یه چیزی از مهم مهمتر
که در جایی این سخن نیچه رو یاد آور شدم ک:
رهاننده و شادیبخش همان اراده است یاران این است چیزی که به شما می آموزانم.
سوم یه همدم برای درد دل و خالی شدن و گریز از تنهایی و خیلی چیز دیگه که این کانون جای خوبیه.
ببخشید که سرتونو درد آوردم
به امید روزی که همه بتونیم زندگی خوب وشاد وبدون این عمل داشته باشی
[تصویر:  05_blue.png]
#15
1- داشتن هدف مشخص
2- ایمان و ارداه ترک
3- خواست از صمیم قلب
4- ترک انحرافات چشمی و زبانی و ...
5- کنترل خویشتن
6- فعالیت جسمانی
7- تفکر مثبت
8- اندیشه سبز
9- عبرت از خطا
10- استعانت از خدا
بهاری باشید و بارونی بیندیشید.
با تشکر از بارونی عزیز ...53


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان