عزیز : .:.::. " تابستونت چطور گذشت؟ برای پاییز چه برنامه ای داری ؟ " .::.:.

عزیز : .:.::. تجربیات موفق خانم yaldaw ا .::.:.


امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 4
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

هدف های من از ترک خودارضایی

(1400 فروردين 10، 15:03)یا باب الحوائج نوشته است: سلام اهداف من از ترک:
خوب منم مثل خیلی از دوستان دوست دارم با خدا رفیق بشم
تو زندگی موفق باشم
باعث سربلندی خانوادم باشم
رفتارما کنترل کنم
به روز رسانی اهداف:
لذت دوچندان از زندگی Khansariha (69)
حس نشاط نسبت به محیط اطراف Khansariha (46)
احساس رضایت از زندگی 317
رسیدن به اهداف معنوی و شغلی Confetti
به سرانجام رسیدن وضعیت فعلی Confetti
کسب رضایت خدا Khansariha (69)
کسب لیاقت زیارت حرم حضرت معصومه و جمکران Khansariha (69)
به هدر نرفتن عمر و جوانی 49-2
انتقال حس خوب پاکی به دوستان و اعضا کانون Confetti
خوب هر انسانی دوست داره که تو ابعاد مختلف مادی و معنوی به موفقیت و کمال برسه و بب نظر من لازمه رسیدن به اهداف مهم زندگی،رشد،موفقیت،وکمال چیزی جز اراده نیست. 
هرکس در این کره خاکی به موفقیتی دست پیدا کرده به خاطر اراده محکمی هست که داشته و به واسطه این اراده سختی راهو مشکلاتشو پشت سر گذاشته و به آنجایی رسیده که حق بوده برسه
منم یکی ازین انسان هام که دوست دارم دراینده شخص متشخصی بشم. دوست دارم تو. کنکورم موفق بشم. دوس دارم یه ادم مشتی و قوی بشم که آدمای زمین خوردرو بلند کنه و بهشون امید به ادامه زندگی القا کنه
دوست دارم مردی بشم که پدرو مادرم بهم افتخار کنن و دل نازنینشونو شاد کنم
 دوست دارم که از الان شخصیتمو بسازم و بتونم اینده پر از عشقو گرمی و آرامشیو برای همسر ایندم و فرزندانم رقم بزنم. 
واز همه مهمتر آرزومه که بتونم به خدا و امام  زمان نزدیک شم و وقتی امام زمان آومد سرمو بالا بگیرم بهش بگم که به ابی انت و امی و نفسی ومالی واسرتی دوست دارم که تو راه امام زمان شهید بشم و باشهامت از پادشاه بشریت و حجت خدا دفاع کنم 
وهزارو یک آرزوی دیگه که همشون وابسته به داشتن اراده و تلاش زیاد هستن 
امااااا متاسفانه خ. ا همه اینارو بهم میزنه چون که اراده رو ضعیف میکنه 

فهمیدید چی شد؟ 20 یعنی با انجام این عمل از همه اون آرزوهای قشنگ جا میمونی و تبدیل میشی به یه آدم ضعیفه معتاده افسرده که هیچ برنامه وهدفی برازندگی نداره Shy
اون وقته که میبینی بیست سال از عمرت گذشته و تمام فرصت های زندگیتو برا یه غریزه چیپ و بی ارزش حیوانی از دست دادی 
اون وقته که میمیری یو تو اون دنیا میبینی که به خاطر همین عمل تمام اهداف آسمانی تو گم کرده بودی و به جای پرورش عشقو محبت و اخلاص تو وجودت و روحت پر ازاافسردگی غم اوردی. اون زمانه که تو جهنم حسرت 
و تو آتیش پشیمانیت میسوزی و ته دل افسوس میخوری.  خلاصه من واقعا نمیخوام به این ادم تبدیل شم و با ترک خ. ا میخوام  تمام آرزوهام که بالا گفتمو عملی کنم. هرکی که این پیامو میخونه ازش خواهش میکنم که برام دعا کنه. واقعا تو مسیر ترک همراهی جز شما کانونیا ندارم. امیدوارم که تک تکتون به آرزوهای زیباتون برسید و موفق شی. چاکر همتون  
یاعلی Thankyou
....... چرا از غیر شکایت کنم که همچو حباب........ 
..........  همیشه خانه خراب هوای خویشتنم.......... 

دوستان اینو حتما بخونید

پیامی از یکی از کاربران خوب سایت داداش رضا:



تقدیم به همه کسانی که با ذره ذره وجودشون اینا رو حس کردن و تا مغز استخون با این درد زندگی کردن:



خسته شدیم ، خستهِ خسته !

از غسل هایی که بعد از گناه کردیم، که همش دنبال یه بهونه بودیم که کسی نفهمه چرا رفتیم حموم ؟ که کسی نفهمه چرا اینقدر زود زود میریم حموم؟

زمان غسل کردنو یادت میاد؟!

همون لحظه ایی که زیر دوش وایستادیم و به ارامش بعد از غسل فکر کردیم و به زشتی کاری که چند دقیقه قبل انجام دادیم! به خودمون قول دادیم این اخرین دفعه است که داریم گناه میکنیم و براش غسل میکنیم، اما چقدر زود در موقعیت گناه قول و قرارامون یادمون رفت!

خسته ایم از اینکه صدتا سرچ بیخود در نت زدیم و تهش نشستیم دونه دونه هیستوریا رو پاک کردیم! که مبادا یه نفر اتفاقی ببینه که ما چی سرچ کردیم؟!

چه جاهایی دلمون لرزید که نکنه لو بریم ! اگه آبرومون بره چی ؟!

خسته از کلیپ ها عکسا رمان ها و فیلم هایی که دیدیم تا یه کار حیوانی رو ببینیم و لذت ببریم !

خسته از مشت مشت قرص خوردن که چرا پامون تق تق صدا میده و هر از گاهی دستمون تیر میکشه!

هر دفعه بهونه های مختلف اوردیم که چرا کِسِلیم؟ که چرا مریضیم؟! چرا همش خوابمون میاد؟! به بهونه کار و درس رفتیم تو اتاق و فکر کردیم هیشکی ما رو نمیبینه ولی هر غلطی که بود با خودمون انجام دادیم!

خسته ایم از تمام اون دوثانیه لذت هایی که بعدش حس کردیم بدبخت ترین ادم زمینیم!

خسته ایم از تموم اون روزایی که جرات نداشتیم به چشای خودمون در اینه نگاه کنیم .خجالت کشیدیم به خودمون بگیم دوستت دارم ! هر دفعه که تو اینه نگاه کردیم به خودمون گفتیم ببین که چیکارم کردی ؟!

کجای زندگی خود مونو جا گذاشتیم؟! کدوم صفحه از روزگار خودمونو گم کردیم؟! چرا به جای اینکه مشکلاتمونو حل کنیم، با هفت تیر به روحمون شلیک کردیم؟! چندتا از ارزوهامون رو با دست های خودمون کشتیم؟ چندتا از استعداد و موفقیت های خودمونو به پای یه لحظه لذت خفه کردیم؟! از کی با خودمون بد شدیم؟ ها؟!!!

چند دفعه کر شدیم و صدای خدا رو نشنیدیم ؟! چند دفعه به عذاب وجدانمون خفه کن نصب کردیم که هعی بهمون نگه: نکن برگرد ادامه نده!

میدونیم که وقتی خفه شد دودش تموم وجودمونو فرا گرفت و سیاهِ سیاه شدیم؟! میدونیم که یه پرده سیاه جلوی چشممونو گرفت و نذاشت که از طبیعت و زیبایی های خداوند لذت ببریم؟!

همین بود که بی تفاوت از کنار ماه و خورشید و طلوع و غروب و کهکشان ها و ستاره ها عبور کردیم و اصن نفهمیدیم کی روز شد و کی شب اومد !

چند دفعه گول شیطان رو خوردیم و توهم زدیم این دفعه با دفعه قبل فرق میکنه ؟! مگه نشنیدیم که شیطان به بابامون( حضرت ادم) هم رحم نکرد، اونوقت به من و تو رحم کنه؟! هه !

ما داریم در یه دود بسیار غلیظ زندگی میکنیم ، خدا کلی نعمت بهمون داده تا بتونیم با این نعمت ها به خودش برسیم اما ما داریم دونه دونه نعمت ها رو در شومینه دنیا میسوزونیم تا غلظت این دود رو زیاد کنیم ! چون ان سوی دود رو نمیبینیم و فکر میکنیم زندگی فقط همین دود غلیظی هستی که اطرافمونو فرا گرفته! بسه به خودمون بیاییم!

ما محکومیم! محکوم به قتل عمد !

ما خودمون رو با این کارِ کثیف کشتیم!

چه جاهایی که میتونستیم موفق ترین باشیم ، اما نشدیم ! چه جاهایی که میتونستیم عزیز دردونه خدا بشیم ولی نشدیم! چه جاهایی که میتونستیم ارامش رو زیر زبونمون مزه مزه کنیم اما چیزی جز تپش قلب و استرس و عرق چیز دیگه ایی حس نکردیم. مگه چقدر زنده ایم که نصف زندگی مون به استرس و فشار های عصبی به فنا میره؟! هعی توهم زدیم ، خیال کردیم ، تصور کردیم…

واقعا داریم باخودمون چیکار میکنیم؟! ما ها به خودمون خیلیییی بدهکاریم ، خیلی. به تعداد روزهایی که از دست دادیم به تعداد موفقیت های که از دست دادیم به تعداد خوشبختی ها ، ارزوها، ارامش ها، شادی ها، سلامتی ها ، لذت ها ، خنده ها، قوی بودن ها و…

بازم بگم؟!

برگردیم، دیر نیس ! اگه تلاش کنیم نه تنها همه اش دوباره بهمون داده میشه که خدا نه ده تایی اشانتیون هم بهمون میده . نه به اندازه ده تا انگشتت! بلکه به اندازه ده تایی بچگیامون بهمون پس میده! همون ده تایی که وقتی بچه بودیم و میگفتن چن تا خدا رو دوست داری ؟ میگفتیم ده تاااااا 
واسه ارامش هم دعا کنیم
اگه این دوتا لینک رو وقت گذاشتی و خوندی، بعدش میتونیم مطمئن باشیم که قصد صددرصدیت ترکه.

https://www.ktark.com/Thread-%D8%AA%D8%A...#pid612256


https://www.ktark.com/Thread-%DA%AF%D8%B...#pid612283


اره طولانیه چون راه ترکم طولانیه ولی قول میدم بعد خوندنشون همون آدمی نیستی که وارد تونل شد 53 302  


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان