عزیز : .:.::. * بازگشایی و تغییر قوانین تاپیک جواب قبلی رو بده از بعدی بپرس * .::.:.


امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
موضوع بسته شده است 

برنـــــــــامه ریزی قـــدم به قـــــدم

#1
بسم الله الرحمن الرحیم


برنامه ریزی نیمی از زندگیست.
امام صادق (ع)


اینجا قراره یاد بگیریم چطور به زندگیمون معنا ببخشیم
چطور ارزش هامون رو پیدا کنیم و باهاشون زندگی کنیم
چطور اهداف درست انتخاب کنیم
چطور برای رسیدن به هدف برنامه ریزی کنیم
چطور عملکردمون رو بالا ببریم
و از همه مهمتر چطور از عملکردمون ارزیابی درستی داشته باشیم .

در یک کلام بخوام بگم

اینجا یه مکانه برای تغییر زنــدگی تــو



سوالاتتون رو در این تاپیک بپرسین

فهرست قدم ها :
#2
قــــدم اول :


یافتن رســالت زندگی
#3
رســـالت ما(معنای زندگی)



همه ی ما انسان ها برای انجام دو ماموریت بسیار مهم به این دنیا اومدیم ، تا این دو ماموریت بسیار مهم رو انجام بدیم و به سرای آخرت برگردیم.

1.      رسالت الهی 
2.      رسالت جهانی (شخصی ؛ فردی)


1.رسالت الهی
 
یکی از بزرگترین ماموریت هایی که  بشر به خاطر اون آفریده شده و در واقع فلسفه ی اصلی و غایت نهایی خداوند از آفرینش انسان بوده ،
 همون رسیدن انسان به مقام خلیفه الهی و شکوفایی جواهر درون خود است که همه ی ما وظیفه داریم تا قبل از مرگ این جواهر درون رو فعال کرده و قطره ی وجود خود را ه خداوند متصل نماییم.

حتما تا حالا پیش اومده که از خودتون پرسیدین خدا چرا منو آفریده ؟ چرا من اینجا هستم؟ هدف از زندگی من چیه؟ اصلا هدف از آفرینش این جهان و بعد خلقت بشر چی بوده؟

یه عده میگن لذت بردن از دنیا و نعمت های مادی
یه عده میگن بدست آوردن پول و ثروت
یه عده میگن عشق و محبت
یه عده میگن خدمت به خلق
یه عهده میگن کسب علم و شکوفایی

خلاصه هر گروهی نظر متفاوتی دارن ، اما واقعیت اینه که هیچکدوم از این پاسخ ها نمیتونن دلیل قانع کننده ای برای آفرینش جهانی به این بزرگی و موجود عظیمی به نام انسان باشن!


به عبارتی هدف های ارائه شده اونقدر بزرگ نیستن که ما برای رسیدن به اون ها سال ها سختی زندگی رو تحمل کنیم و عمر گرانبهامون رو صرفش کنیم.

همه این ها تنها وسیله ای برای رسیدن به هدفی ارزشمندتر و باشکوه تر هستن و خود به تنهایی هدف نهایی زندگی ما محسوب نمیشن .

بنابراین باید هدفی ارزشمندتر از این اهداف وجود داشته باشه که پاسخ قانع کننده ای برای عطش بی نهایت طلبی انسان و دلیل قانع کننده ای برای آفرینش جهانی به این عظمت باشه.

بدون کشف هدف اصلی ، سایر اهداف معنایی نخواهند داشت و همه نهایتا به هیچ و پوچی منتهی می شوند.چون سایر اهداف پیش نیازی برای رسیدن به هدف اصلی هستن.

موفقیت ، ثروت ، علم  به تنهایی فایده ای برای ما نخواهند داشت چون فانی و زودگذرن و از بین خواهند رفت و غریزه بی نهایت طلبی در اون ها ارضاء نمیشه و در نهایت مارو به پوچی میرسونن.

پس برای زندگی به عالی ترین و جامع ترین و کامل ترین هدفی نیاز داریم که مثل نخ تسبیح تمام اهداف ریز و درشت رو به نخ بکشه.

هدف های زیاد و پراکنده باعث پراکندگی وجود انسان میشن ، ولی کسی که یه هدف برتر داره  این هدف میتونه تمام اهداف خورد و کوتاه و بلند مدت رو جهت بده.

این هدف به شدت بی نهایت طلبی انسان را ارضا میکنه.

تنها جوابی که انسان برای این هدف پیدا کرده  ، خداست.

در سایه تقرب به پروردگار به آرامش میرسی ، ازدواج میکنی ، دنیارو اداره میکنی ، درس میخونی ، خدمت میکنی ولی مشغول اویی.


ادامه در پست بعد...
#4
ادامه رسالت ما...


2. رسالت جهانی ( شخصی ،فردی)


 تا حالا شده احساس کنید زندگی تون پوچ و بی معنی شده و از خودتون بپرسین اصلا چرا من به این دنیا اومدم؟

رسالت زندگی یعنی معنای زندگی ما،چیزی که به زندگی مون معنا میبخشه.

ماشینی رو در نظر بگیرید که دارای اجزای مختلفه، از جمله چرخ ، دنده ، فرمان ، موتور و ... . هر کدوم از این اجزا مهم هستن و اگر دچار آسیب بشن و یا در جای نامناسب قرار بگیرن  ، نباید از ماشین انتظار حرکت داشته باشیم.

جامعه هم شبیه این سیستمه ، زمانی موفقه که هر کس در جای درست خودش قرار بگیره ، بهترین عملکردش رو داشته باشه و از جایی که هست رضایت قلبی داشته باشه.
 

ویژگی های رسالت شخصی چیه:

  • رسالت شخصی مثل اثر انگشت شخصیه و مختص هر شخصه . یعنی هر کس رسالت مخصوص به  خودش رو داره.
  • رسالت شخصی  کاریه که درش استعداد دارم و نسبت به بقیه بهتر انجامش میدم ،
  • برای انجامش اشتیاق زیادی(اشتیاق سوزان) دارم (،میتونم  صبح زود بخاطرش بیدار بشم  و فعالیت کنم. حتی تو تعطیلات دوست دارم برگردم به کارم و پیشرفت کنم.)
  • ممکنه پیشرفتم کند باشه ، اما آهسته و پیوسته میرم جلو
  • نسبت به کارم ایده های خوب و  مختلف دارم و دائم ایده های جدید به ذهنم میاد.
  • تو مسیر استقامت دارم و از چالش ، مشکلات  و بالا پایین شدن ها  نمیترسم.
  • کاریه که جامعه بهش نیازداره

 
تاثیرات مثبت داشتن  رسالت شخصی:

  • احساس میکنم زندگیم معنا داره و از زندگیم رضایت درونی دارم .
  • بهترین عملکرد و نتیجه رو در اون کار  دارم و برای دلایلی غیر از پول و رفاه حاضرم انجامش بدم.
  • احساس شادی و انگیزه ی بالا برای انجام کارم دارم.
  • خودباوریم افزایش پیدا میکنه ، عزت نفسم بالامیره و در نتیجه خودم رو بیشتر دوست خواهم داشت و باعث افزایش اعتماد به نفسم میشه
  • اضطراب و افسردگیم کاهش پیدا میکنه.
 
پس رسالت زندگی شخصی یعنی آن کارهایی که هر روز انجامشون میدیم یا دوست داریم انجامشون بدیم و از انجامشون لذت میبریم (علاقه )  ، با استعداد و ارزش هامون سازگاره و مورد نیاز جامعه هست.


ادامه دارد...
#5
ویژگی افرادی که رسالت شخصی ندارند:

1.      اهمالکاری شدید
2.      غر زدن مداوم و نارضایتی از زندگی
3.      تاثیرپذیری زیاد از دیگران
4.      استقامت نداشتن در چالش ها و مشکلات
5.      مدام از این شاخه به آن شاخه پریدن
 
 
مثال:

دو فرد رو در نظر بگیرید که شغلشون رانندگیه

نفر اول خدمت به خلق جز ارزش های زندگیشه ، از شغلش احساس رضایت درونی داره ؛ از ساعت ها در ترافیک بودن عصبانی نمیشه ، و به جاش پادکست و کتاب صوتی گوش میده و از وقتش استفاده مفیدی میبره. این فرد  شغل رانندگی رسالت زندگیشه.

اما نفر دوم مدام گله و شکایت میکنه از مشکلات ، درآمد کم و ساعت ها در ترافیک بودن و کلا احساس رضایت درونی نداره. این فرد احتمالا در مسیر اشتباهی قرار گرفته و رسالت زندگیش رو درست پیدا نکرده.


نکته : گاهی وقتا ما از مسیرمون راضی هستیم ، اما تو مسیر دچار مشکلات و سردرگمی هایی میشیم و  از پیشرفتمون نارضایتی داریم. این فرق میکنه با نارضایتی از زندگی .


ادامه دارد...
#6
چگونه رسالت زندگی مون رو پیدا کنیم؟

قدم اول : شناخت خود
 
اول باید خودمون رو خوب بشناسیم. من چه شخصی هستم ؟ کجا هستم ؟

چه ویژگی هایی دارم ؟ چه نقش هایی دارم؟ چه استعداد هایی دارم؟ چه علایقی دارم؟

نقاط قوت و ضعف من چیه؟ تو چه کاری قوی هستم و تو چه کاری ضعیفم؟

ذاتا از درون به چی کشش دارم . بیکار میشم دوست دارم سراغ چه کاری برم ( به جز شبکه های اجتماعی )؟

قراره به کجا برسم؟  چطور خودم رو به رضایت درونی برسونم؟

چه هویتی میخوام برای خودم خلق کنم که در آینده از خودم راضی باشم؟

چه ویژگی هایی میخوام کسب کنم که از دورن راضی تر باشم؟

میخوام چجوری زندگی کنم؟ دنبال چی هستم؟

جواب دادن به این سوالات ممکنه زمان زیادی نیاز داشته باشه ، باید مدت زیادی عمیقا بهشون فکر کنیم و پاسخ بدیم.
سعی کنیم با تفکر ، مطالعه کتب روانشناسی، انجام تست های روانشناسی و مشورت با مشاور  ،خودمون رو به تدریج و عمیقا بشناسیم.


پست بعدی : تمریناتی برای یافتن رسالت فردی
#7
تمرین برای پیدا کردن رسالت فردی
 

تمرین 1-فرض کن 15 سال از زندگی شما گذشته ،فیلمی از زندگیتون پخش میکنن
دوست دارین تو این فیلم چه چیزهایی بینید
کجا کارمیکنید؟ چه کاری؟چه شرایطی دارین؟ چه شخصیتی دارین؟ چطور آدمی هستین
چه ویژگی هایی دارین؟ با چه افرادی زندگی میکنید؟ هر چیزی که تصورمیکنید رو بنویسید.
 
تمرین 2-فرض کنید فرصت زندگی شما تمام شده ، در لحظات آخر زندگی دوست دارین چه دستاوردهایی در زندگی داشته باشید؟
چی به جا گذاشته باشین؟دیگران راجع به شما چی میگن؟ دوست دارین بگن این فرد زندگیش رو صرف چه کاری کرد؟
 
تمرین 3-اگر بعد از مرگتون یه کتابچه در مورد زندگیتون بنویسن دوست دارین چی بنویسن تواین کتابچه؟ چه تغییرات مهم ، چه ارزش افزوده ای به این عالم اضافه کردین؟
 
تمرین 4-چه کاریه که وقتی انجامش میدین اصلا متوجه حضور زمان نمیشین ، غرق میشید در کار
یه کاری که با علاقه و اشتیاق خیلی زیاد انجامش میدین و در نهایت احساس خستگی نمیکنید ، احساس خوشحالی میکنید.
 
تمرین 5-اگه هیچگونه محدودیت مالی نداشتین چه کاری انجام میدادین؟
- چه کاریه که حتی بدون داشتن درامد حاضری انجامش بدی؟
 
تمرین  6-اگه از صفر بخواین شروع کنید چه مسیری رو میرید ؟ همین راهی رو که اومدین یا دنبال یه کار و یه مسیر دیگه میرید و سعی میکنید آدم دیگه ای بشید؟چه کار متفاوتی میکردید؟
 
تمرین 7-برگرید به دوران کودکی ، چه رویاهایی داشتین ؟ چه کارهایی بهتون لذت میداد؟و اصلا متوجه حضور زمان نمیشدید؟ اون کار چه ویژگی هایی داشت؟
 
کنار هم گذاشتن پاسخ همه ی سوالات میتونه کمکتون کنه رسالت شخصی تون رو پیدا کنید.

جواب دادن به این سوالات ممکنه زمان زیادی نیاز داشته باشه ، باید مدت زیادی عمیقا بهشون فکر کنیم و پاسخ بدیم. ممکنه ماه ها و یا سال ها  طول بکشه تا رسالتمون رو پیدا کنیم.
در صورت نیاز میتونیم از روانشناس کمک بگیریم.

نکته بسیار مهم : این به این معنی نیست که تا وقتی رسالت شخصی مون رو پیدا نکردیم برنامه ریزی رو به تاخیر بندازیم ! ما برنامه ریزی رو از همین لحظه شروع میکنیم و دائما خودمون رو ارزیابی میکنیم تا به شناخت بهتری از خودمون برسیم و کم کم ان شاء الله رسالتمون رو پیدا کنیم.
 
نکته : رسالت فقط نمیتونه شغل باشه ، مثلا برای خانم ها مادر بودن و تربیت فرزند صالح هم میتونه یه رسالت متعالی باشه.
#8
قدم دوم :

ارزش های فردی
#9
قدم دوم : ارزش های فردی
 
ارزش  ها باورهای خیلی درونی ما هستن که به هدف های ما جهت میدن
گاهی هدف میزاریم ولی به اون نمیرسیم ، چون از ارزش های درونی ما دوره و تطابق و هماهنگی نداره با ارزش ها
 
مثال : من هدفم رو میزارم مهاجرت ، اما احساس خوشایندی ندارم
چون خانواده برای من یه ارزشه ، حاضر نیستم خانواده رو رها کنم و مهاجرت کنم
پس مهاجرت با ارزش های درونی من تطابق نداره( مگر اینکه به طریقی بتونم خانودم رو ببرم)
 
ارزش ها ملاک تصمیم گیری و انتخاب ما هستن قطب نمای زندگی هستن و جهت زندگی رو به ما نشون میدن ،
به ما میگن به کدام مسیر بریم تا خوشحال تر باشیم.

 
تفاوت ارزش با هدف چیه؟

به هدف میرسیم  و از بین میره
اما ارزش ها همیشه هستن هیچوقت به ارزش ها نمیرسیم بلکه هر روز و هر لحظه اون هارو زندگی میکینم.
مثلا کسی که ارزش صداقت براش در اولویته در هر لحظه و هر موقعیتی سعی میکنه صداقت به خرج بده  وگرنه از خودش ناراضی خواهد بود.
 
هر هدف اگه در راستای ارزش ها باشه باعث رضایت درونی میشه .

دو فرد رو در نظر بگیرید که شغلشون پرستاریه:

فرد اول :کمک به دیگران جز ارزش هاشه ، شغل پرستاری میتونه شغل خوبی براش باشه و احساس رضایت درونی داره
فرد دوم : اولویت با خودشه نه دیگران ، به اشتباه وارد مسیر پرستاری میشه ، مدام ناراضیه و غر میزنه و احساس رضایت درونی نداره .
 
دلیل برخی نارضایتی ها از زندگی همینه که در جهت خلاف ارزش هایمان زندگی میکنیم .
 
ارزش ها درست و غلط ندارن و برای هر شخص متفاوت و کاملا شخصی هستن . چیزهایی که برای شما مهم هستن نه دیگران .

شغلی که الان داری ، مسیری که الان داری طی میکنی آیا در جهت ارزش هاتون  هستن؟
 اگر نه  پاگذاشتن روی ارزش ها اول از همه باعث حال بد خودمون میشن.(سازگار با زندگی ابدی)
 
 
ارزش ها ممکنه در طول زمان با افزایش رشد و  آگاهی مون تغییر کنن.

شناخت ارزش ها مرحله مهمی از خودشناسیه که در یک لحظه اتفاق نمیوفته و مانند سفری است به درون خویشتن.
 همین است که به آن جست و جو می گویند.چون در جریان است و اولویت ارزش های انسان با گذشت زمان تغییر می کند.
 
ارزش ها به اهداف ما معنی میدن  ، در درون هر هدف ارزشی وجود داره که به آن هدف معنی میده و باعث میشه ما به دنبال اون هدف بریم و در مسیر رسیدن به اون هدف سختی هارو تحمل کنیم.

چطور توسط ارزش ها به اهداف معنا بدیم؟

فرض کنید من هدفم رو میزارم روزی 30 دقیقه ورزش کردن
اول جوگیر میشم یک هفته دو هفته نهایت 1 ماه و بعد میزارمش کنارو فراموش میکنم . چرا ، چون  ارزش خاصی پشت هدفم نبوده.
حالا اگه ارزش سلامتی رو هدف قرار بدم و ورزش کنم برای سلامتی ، برای اینکه شاخص BMI  انقدر کاهش پیدا کنه ، یا شاخص های سلامتی نرمال بشن یا برای تمرین انضباط فردی و خود مراقبتی ، احتمال پایبند بودن من به هدفم افزایش پیدا میکنه.
 
اگه اینگونه هدف طراحی کنیم ، حتی اگه به هدف نرسیم ،احساس  شکست و ناکامی نمیکنیم. چون تو مسیر رسیدن به هدف کلی رشد و پیشرفت داشتیم و دستاورد و مهارت های زیادی کسب کردیم.
پس برای ما فقط رسیدن به هدف مهم نیست ، مهم فرایند رسیدن به هدفه.

شناخت ارزش ها خیلی کمک میکنه که رسالتمون رو پیدا کنیم.
 
20 ارزش با اولویت خودت رو از لیست پیدا کن و بنویس
ا ز طریق مقایسه 10تارو جدا کن. دو به دو مقایسه کن کدوم ارزش رو حاضری فدای دیگری کنی
5 تا مهم تر رو اولویت بندی و انتخاب کن.



سوالی داشتی اینجا بپرس. Khansariha (84)
#10
قدم سوم:

چشم انداز زندگی
#11
چشم انداز زندگی

[تصویر:  images_(61)_woqs.jpeg]

 
چشم انداز تصویری از اینده ست که زندگی مطلوب شمارو در مسیر رسالت زندگی نشون میده


فرض کنید  یه پازل 5000 تکه ای دارید ، اگه تصویر نهایی این پازل رو نداشته باشید ، سردرگم میشید ونمیدونید قطعات رو چطور کنار هم بچینید درنتیجه خسته میشید و زود رهاش میکنید .

چشم انداز زندگی مثل تصویر نهایی چاپ شده  روی جعبه ی پازل میمونه که به ما کمک میکنه قطعات زندگی رو به درستی کنار هم بچینیم و در نهایت اون تصویر نهایی رو بسازیم.

چشم انداز به زندگی ما جهت میده ، مثل ریل قطار ، نمیذاره که زندگیمون از ریل خارج بشه ، هر کار ، هر تصمیم ، هر فعلی که انجام میدیم باید در راستای چشم انداز و رسالت زندگیمون باشه.


فرض کنید قراره یه ساختمونی ساخته بشه ، اول از همه مهندس ساختمان با توجه به  رسالتی که اون ساختمون داره (یه ساختمون قراره بیمارستان بشه ؛ یه ساختمون قراره مدرسه بشه ، یه ساختمون قراره خونه بشه  این  میشه مصداق رسالت شخصی)، یه طرح یا نقشه کلی از اون ساختمون میکشه  . چشم انداز زندگی هم کشیدن طرح و نقشه کلی زندگیه .

با توجه به رسالت فردی و ارزش ها  خوب تصور کنید  ، قراره  تا 20 سال آینده کجا باشم و به چه اهدافی برسم؟
10 سال آینده چطور؟ 5 سال آینده چطور ؟ 1 سال آینده چطور؟

اهداف بزرگ رو خورد میکنیم به اهداف کوچکتر و پله پله در مسیر چشم انداز میچینیم.
خرده  اهدافی که در یک مسیر باشن و به هم پیوسته باشن ومعنا داشته باشن و در نهایت مارو به اون چشم انداز نهایی برسونن.

چشم انداز زندگی همون پازل زندگی ماست و  تکه های پازل همون خرده اهداف  ما هستن که کنار هم قرار میگیرن و اون تصویر نهایی رو میسازن.
 
برای رسیدن به چشم انداز نهایی ، باید اون رو تجسم کنیم ، بنویسیم و در مسیر رسیدن به چشم انداز یک سری ویژگی ها کسب کنیم.
 
مثلا اگه رسالت من شغل معلمی باشه در راستای ارزش کمک به خلق
چه قدم هایی باید بردارم برای اینکه یه معلم خوب بشم؟
چه سالی ، چه رشته ای ، چه دانشگاهی ، کدوم شهر باید قبول بشم؟
چه ویژگی هایی باید کسب کنم؟ چه مهارت هایی رو باید آموزش ببینم؟

 
با توجه به رسالت و ارزش های زندگی ، تصورتون از 20 ، 10 ، 5 سال آینده چیه؟
قراره 20 سال آینده کجا باشم؟ 10 سال آینده کجا؟ 5 سال آینده کجا؟1 سال آینده کجا؟
#12
قدم چهارم:

هدف گذاری در حوزه های مختلف زندگی
 سپاس شده توسط
#13
هدف گذاری در حوزه های زندگی
 
زندگی ما تک بعدی نیست و ابعاد مختلفی  داره؛ آدم هایی که به ابعاد مهم زندگی اهمیت میدن میتونن زندگی رو بهتر مدیریت کنن .
چون به شکل تک بعدی رفتار نمیکنن و به همه ابعاد اهمیت میدن.
ابعاد زندگی مثل یه چرخ میمونن باید به قسمت های مختلف این چرخه به میزان مناسبی رسیدگی کنیم تا چرخ زندگی بچرخه تا تبدیل به آدم تک بعدی یا دو بعدی نشیم 
و به تمام ابعاد زندگی به میزان مناسبی رسیدگی کنیم.


حوزه های مهم زندگیت رو تو این چرخ بنویس:

سلامتی
شغل و درآمد
درس و تحصیلات
روابط خانوادگی
روابط دوستانه
رشد و پیشرفت شخصی
تفریحات و سرگرمی
معنویات
پاکی
و....

[تصویر:  111_zpav.png]



1. ارزیابی وضعیت خودمون در هر یک از حوزه ها

اول باید نسبت به وضعیت فعلی زندگیمون خودآگاهی پیدا کنیم و بدونیم الان کجا هستیم،  تا بعد بتونیم برای رسیدن به نقطه مورد نظرمون برنامه ریزی کنیم.

برای هر کدوم از حوزه های چرخ زندگی بنویس الان تو چه وضعیتی هستی و  به کیفیت و اوضاع خودت در هر یک از اون ها از 0 تا 10 چه امتیازی میدی؟
و بعد میتونی مثل شکل رنگش کنی یا نقاط رو به هم متصل کنی.

خب حالا نگاه کن   تو کدوم حوزه ها تعادل برقرار نیست؟ کدوم حوزه ها رو میشه بهبود داد؟ از کدوم بخش ها ناراضی هستی؟

 2. هدفگذاری در هر کدام از حوزه ها

 حالا به آینده سفر کن  (10 یا 20 سال بعد)

الان چه نوع آدمی هستی؟ چه ویژگی هایی داری؟ چه مهارت هایی داری؟ چه روابطی؟ شغل و کسب و کار و اضواع مالی چطوره؟
همه ی حوزه های زندگی رو شرح بده . اینبار چرخ زندگی مطلوب آینده رو رسم کن. دوست داری تو هر کدوم از حوزه ها به چی و چه امتیازی برسی؟
 
هرچی که به ذهنتون میرسه رو بنویسید. نترسید که این هدف بزرگه و من نمیتونم و نمیشه بهش برسم . فکر کنید اگه هیچ محدودیتی وجود نداشت چه کارهایی انجام میدادید؟

نکته :اهداف هر حوزه باید در راستای چشم انداز زندگی و در نهایت رسیدن به رسالت زندگی مون باشن.


چند نکته در رابطه با چرخ زندگی:


هدف از ارزیابی و تنظیم چرخ زندگی لزوما رسیدگی به این نیست که ببینیم همه حوزه ها در تعادله ، گاهی نیازه به یه عدم تعادل آگاهانه برسیم که بتونیم مدیریتش کنیم.
چطوری؟
گاهی یه چیزایی تو زندگی ما ضرورت بیشتری داره مثلا امسال سال کنکورمه یا میخوام خودم رو برای یه آزمونی آماده کنم قطعا حوزه ارتباطات دیگه اونقدر ها تو اولویت من نیست .پس میتونم از حوزه ارتباطات کم کنم و اهمیتی که به اون حوزه میدم رو کاهش بدم  و سرمایه گذاری رو ببرم رو حوزه های دیگه تا عملکرد بهتری داشته باشم.

پس با توجه به وضعیت و اولویت هامون میتونیم تعادل بین این حوزه هارو بهم بزنیم و به یه عدم تعادل آگاهانه برسیم.
#14
قدم پنجم:

SMART سازی اهداف 
 سپاس شده توسط
#15
Smart سازی اهداف 

هدف در لغت یعنی مقصد و منظور ، وضعیت دلخواه شما ، نقطه ای که دوست دارین به اون برسین


دوست دارین دانشگاه برین ، ازدواج کنید ، یا ماهی 100 میلیون درامد داشته باشین
داشتن این اهداف قابل قبول به نظر میرسه اما این ها ویژگی های یک هدف رو ندارند!

هدف باید یه سری ویژگی ها داشته باشه :

اون قدر دقیق و روشن و شفاف و قابل پیش بینی باشه که بتونیم تمام جزییاتش رو ببینیم و تصور کنیم و بدونیم چی رو ، تا کی و چجوری میخوایم.

هدف سه حالت داره :

کوتاه مدت : روزانه ، هفتگی ، ماهانه
میان مدت : هدف فصلی یا سالانه
بلند مدت :بیشتر از یک سال (چیزی که در نهایت قراره بهش برسیم)


یکی از مهمترین اقدامات برای اهداف ، تکنیک SMART  یا هوشمندسازی اهدافه ،
که میتونه کمک کنه هدفمون رو طوری طراحی کنیم که میزان دستیابی مون به هدف رو افزایش بدیم.

SMART از ابتدای چند کلمه گرفته شده که هر کدوم از اون ها ویژگی های یک هدفگذاری موفق رو بیان می کنند.

specific :مشخص و شفاف
miserable : قابل اندازه گیری
َAttractive: جذاب
َAchivement : قابل دستیابی
Relevent ، Realastic : مرتبط / واقع گرایانه
Time : زمان مند
یکی یکی هر کدوم رو شرح میدیم.


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان