دوست خوبم به کانون ترک خودارضایی خوش اومدی. اگر این پیغام رو می بینی، به این خاطر هست که هنوز ثبت نام نکردی. برای ثبت نام اینجا کلیک کن تا به ما ملحق شی و از تمام امکانات سایت استفاده ببری.
اگر قبلا ثبت نام کردی، می تونی از اینجا وارد شی.
مهمان عزیز : .::.:. مصاحبه با خانم Queen رو از دست ندید .:.::.


امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

روان شناسی شخصیت

Heart 
#1
به نام خدا
و سلام

17

در این انجمن مباحث مربوط به شخصیت شناسی و تستهای خود شناسی مطرح می شود..

17

[تصویر:  personality.jpg]
یک لحظه تفکر بهتر از 70 سال عبادت است.
#2
[تصویر:  welcome.png]


شخصیت چیست؟


بحث در مورد "شخصیت" بسیار گسترده و تخصصی و شامل نظریه های گوناگون است. در این پست برآن شدم با بیان چند نظریه در مورد شخصیت شناسی توجه شما را برای شناخت جزئیات شخصیت خود و اشخاص مقابلتان جلب کنم.





ارک برن می گوید رفتارها ، افکار ، احساسات و عواطف مختلف انسان از بخش های مختلف شخصیت وی سرچشمه می گیرد.

وی اجزاء شخصیت انسان را به 3 بخش تقسیم می کند.

1 – حالت من کودک child ego stage

2 – حالت من والــد parent ego stage

3 – حالت من بالــغ ego stage adult
sigh:

منبع: hamdardi.com

ادامه دارد...
یک لحظه تفکر بهتر از 70 سال عبادت است.
#3
از دیدگاه یونگ (۱۹۱۳) پدیده‌های برونگرایی (Extraversion) و درونگرایی (Introvwersion) دو جنبه مهم از شخصیت انسانی را تشکیل می‌دهند.

▪ برونگرایی:هنگامی که توجه به اشیا و امور خارج چنان شدید باشد که افعال ارادی و سایر اعمال اساسی آدمی نتیجه ارزیابی ذهنی نباشد، بلکه معلول مناسبات امور و عوامل خارجی باشد، برونگرایی خوانده می‌شود.

افراد درون گرا از لحاظ روانی دارای سرعت فعالیت مغزی بالاتر از حد طبیعی هستند و این امر سبب می‌‌شود که افراد درون‌گرا به قوای محرکه (Stimulation) کمتر از حد طبیعی نیاز پیدا نمایند. افراد درون‌گرا دارای دیدگاه درونی و ذهنی هستند و آمادگی بیشتری را برای خود داری و تسلط بر نفس خویش از خود نشان می‌دهند.
این افراد اوقات خود را به مطالعه و بیشتر در تنهایی سپری نموده و کمتر مایل به معاشرت با دیگران هستند. (بنزیگو، ۱۹۹۹).

منبع: mohsenazizi.blogfa.co
ادامه دارد...
یک لحظه تفکر بهتر از 70 سال عبادت است.
#4
شخصیت خود را هدف تیراندازی با حلقه های هم مرکز در نظر بگیرید. شخصیت شما از پنج حلقه درست می شود. در حلقه اول،ارزشها و در دایره خارجی آن، باورهایتان قرار دارند.

ارزشهای شما، باورهای شما را مشخص می سازند؛ باورهایی که درباره خود و دنیای پیرامون خود دارید. اگر ارزشهای مثبت داشته باشید، چیزهایی مانند عشق، محبت و سخاوت، باور می کنید که اشخاص حاضر در دنیای شما شایسته این ارزشها هستند و بنابراین با آنها به همین شکل رفتار می کنید.

باورهای شما هم به سهم خود حلقه دوم شخصیت شما را مشخص می سازد که همان انتظارات و توقعات شماست. اگر ارزشهای مثبت داشته باشید، خودتان را آدم خوبی در نظر می گیرید. اگر خودتان را آدم خوبی در نظر بگیرید، انتظار حوادث خوشایند را دارید که برایتان اتفاق بیفتد. اگر انتظار دارید که حوادث خوشایندی برایتان اتفاق بیفتد، مثبت،بشاش و آینده نگر خواهید بود. در اشخاص و در دنیای پیرامونتان دنبال چیزهای مثبت خواهید گشت.

سطح چهارم شخصیت شما که از ناحیه انتظارات شما مشخص می شود، نگرش و برداشت شماست. نگرش و طرز تلقی شما بازتاب ارزشها، باورها و انتظارات شماست. برای مثال، اگر ارزش شما می گوید در دنیای خوبی زندگی می کنید و باورتان این است که در زندگی موفق خواهید شد، انتظار می کشید که هر حادثه ای برای شما اتفاق بیفتد به شکلی به شما کمک خواهد کرد. در نتیجه در قبال سایر مردم نگرش ذهنی مثبت خواهید داشت. شاداب تر و خوش بین تر خواهید شد، شما کسی خواهید بود که دیگران بخواهند با او و یا برای او کار کنند. به همین دلیل است که یک نگرش ذهنی مثبت با موفقیت فراوان دست در دست حرکت می کنند.

حلقه پنجم، اعمال شماست. اقدامات بیرونی شما بازتاب ارزشها، باورها و انتظارات شما در بیرون از شماست. به همین دلیل است که آنچه را در زندگی و کارتان به دست آورید بیشتر با توجه به آنچه در درون شما می گذرد مشخص می شود.

برایان تریسی-کتاب هدف


منبع: tntmoney.wordpress.com
یک لحظه تفکر بهتر از 70 سال عبادت است.
#5
بر مبنای یسنا ( دومین بخش از اوستا ) شخصیت انسان از ۹قسمت تشکیل شده است که سه قسمت آن مادی ( جسمی ) است و سه قسمت اثیری ( حیاتی ) و سه بخش دیگر معنوی و روحانی است که این اجزا عبارت است از :

ـ گئیتا : ماده یا عناصر مادی , ماده تشکیل دهنده بدن , احساسات
ـ تنو : دستگاه اعصاب , کالبد
ـ ازدی : اسکلت , قسمت استخوانی و دستگاه پی
ـ اوشتان : نفس , جان , نیروی زندگی گرمی قلب
ـ کهرپ : کالبد اثیری , شکل
ـ تویشی : نیرو , توش و توان
ـ بئودنگ : هوش , شعور باطنی , نیروی فهم
ـ اوروان : نفس مودرک , روح
ـ فره وشی : فروهر , گوهر معنوی کائنات

اجزای مادی با مرگ از بین می روند و قسمتهای اثیری نیز پس از مدتی پس از مرگ طبق قوانین خاص فانی میشوند . ولی قسمتهای معنوی باقی می مانند و به کار خود ادامه می دهند . در هات ۴۶یسنا دو نیروی دیگر نیز به سه قسمت معنوی اضافه شده است :

ـ اهو : جنبه معنوی ضمیر یا جان
ـ دئنا : دین , اخلاق , فضیلت و وجدان

بدین ترتیب جان , وجدان , بوی , روان و فروهر نیروهای پنجگانه روان آدمی هستند که جملگی پس از مرگ جاودانند . چنان که در جای دیگر یسنا میخوانیم :
ـ سراسر هستی خویشتن : تن , استخوان , جان , پیکر , توش , بوی , روان و فره وشی را فراز آوریم و در خورپیشگاه دانیم.
برای دریافت معانی دقیق تر و وظایف نیروهای پنجگانه و هم چنین مراجعه به منبع از لینک زیر استفاده کنید.

منبع : http://www.p30lords.com/forum/showthread.php?t=27436
یک لحظه تفکر بهتر از 70 سال عبادت است.
Question 
#6
آیا از لحاظ احساسی و روحی تهی هستید؟

[تصویر:  laugh.gif]

در زیر آزمونی است که به شما در فهم این نکته که تا چه حد از خلا احساسی و روحی رنج می برید کمک می کند، به جملات زیر به دقت فکر کنید.


اگر این جملات در باره شما:
"بارها" صدق می کنند................................................................................به خود 0 نمره دهید.
"بیشتر" صدق می کنند...............................................................................به خود 4 نمره دهید.
"گاه گاه" صدق می کنند..............................................................................به خود 8 نمره دهید.
"به ندرت " یا "هرگز" صدق می کنند..............................................................به خود 10 نمره دهید.

  • هنگامی که تنها باشم و کاری نباشد که آن را انجام بدهم، احساس خوبی ندارم. نیاز دارم که رادیو و تلویزیون را روشن نگه دارم یا با کسی باشم یا مدام مشغول به کاری باشم.

  • در زندگی هدفی ندارم و نمی دانم که برای چه آمده ام.

  • ارزش ها و باورهای زیر بنایی خود را به درستی نمی شناسم و نسبت به "درست" یا "غلط" بودن چیزها احساس سردرگمی دارم.

  • عشق چندانی به خود نمی ورزم. غذای مورد علاقه ام را درست نمی کنم. به مسافرت نمی روم، خوب لباس نمی پوشم و به خودم نمی رسم. این قبیل کارها را فقط وقتی که با کسی هستم انجام میدهم، اما نه وقتی که تنها هستم.

  • از فکر کردن و صحبت کردن درباره ی احساساتم نسبت به معنای زندگی، مرگ، مذهب،خدا،دوران کودکی ام... احساس خوبی ندارم.

  • دوست دارم همه چیز قابل پیش بینی و تحت کنترل باشد. وقتی که با یک تغییر ناگهانی رو به رو می شوم، دچار اضطراب ناگهانی می گردم.

  • من خود و زندگی ام را به طور غیر منصفانه ای با موفقیت و خوشحالی دیگران مقایسه می کنم. آدم های زیادی وجود دارند که آرزو می کردم،جای آن ها بودم.

  • وقتی که همه چیز برنامه ریزی شده است و فعالیت هایم ازپیش مشخص هستند، احساس بهتری دارم. برنامه ریزی را به "خود انگیختگی" ترجیح میدهم.

  • به صفات مثبت و پسندیده خود اعتنای چندانی ندارم و کارهای خوب خود را تحسین نمی کنم، در ضمن اعتقاد چندانی نیز نسبت به این که دوست داشتنی باشم ندارم.

  • با این که دیگران مرا دوست دارند و چیزهای خوبی در زندگی اتفاق می افتد به ندرت احساس "خوب" دارم.

حال امتیازات خود را جمع بزنید.



منبع: کتاب "آیا تو آن گمشده ام هستی؟" نوشته باربارا دی آنجلیس

ادامه دارد...
یک لحظه تفکر بهتر از 70 سال عبادت است.
#7
با توجه به امتیازتان در کدام دسته هستید!



80-100 امتیاز: شما رابطه ای روحی و احساسی سالمی با خود دارید.
قدردانی شما از دنیای درونی تان به خوبی عمق لذت تان از دنیای بیرون تان است. خود باوری شما بالا بوده است و حس هدفمندی بالای یدر زندگی دارید و یقینا قادرید که غنا و عشق زیادی به رابطه تان بدهید. درباره ی جملاتی که نمره پایین تری گرفته اید فکر کنید و در نواحی فوق بر روی خود کار کنید.


60-79 امتیاز: رابطه ی روحی و احساسی شما باخودتان بد نیست. اما می تواند بسیار بهتر باشد.
در برخی زمینه ها پیشرفت زیادی کرده اید،اما در زمینه های دیگر هنوز احتیاج به تلاش بیشتر دارید تا صلح و آرامش و خوشحالی که استحقاق آن را دارید،نیز احساس کنید. کمتر به خودتان سخت بگیرید. شما همین قدر و همین طور که هستید، کافی هستید. تلاش کنید تا بیشتر اعتماد کنید و کمتر کنترل گر باشید، ففقط مواظب باشید که آن را با این توقع از همسرتان خراب نکنید که شما را بیش از آن چه خودتان، خودتان را دوست می دارید، دوست داشته باشد.


40-59 امتیاز: اخطار! شما با احساس خلا و تنهایی زیادی زندگی می کنید، و این شما را از یک رابطه سالم، محروم ساخته است.
بیشتر به دنیای بیرون تان توجه دارید. وقت آن رسیده است که توجه تان را کمی به درون معطوف کنید. تا دریابید چه کسی هستید. نمی توانید مدام از خود فرار کنید. دلیل این که زندگی عشقی تان دردناک بوده است این است که حتی با خودتان هم رابطه ی خوبی ندارید. اگر مجرد هستید "روزه رابطه" بگیرید، برای حداقل سه تا شش ماه با هیچ کس بیرون نروید. دلبری نکید و از رابطه ی جنسی نیز پرهیز کنید. به جای آن بیشتر روی شناخت خود وقت صرف کنید. کتاب بخوانید، کلاس بروید، در سمینار شرکت کنید، به تمرکز ذهنی بپردازید، با طبیعت وقت بگذرانید و یک دفترچه ی گزارش رشد شخصی درست کنید. اگر به ازدواج با کسی می اندیشیدو می خواهید که رابطه تان را با او ادامه دهید، این چیزها را انجام دهید و فاصله و فضای بیشتری بین خود و آن شخص ایجاد کنید. هیچ کس شما را خوشحال نخواهد کرد مگر این که شما خودتان از خودتان راضی باشید.


0-39 امتیاز: اورژانس! شما در یک تشنگی مفرط احساسی و روحی به سر می برید.
زندگی شما به توجه فوری نیاز دارد. از دیگران توقع نداشته باشید که از راه برسند و شما را نجات دهند. بیدار شوید و به خود یادآوری کنید که بر روی این کره خاکی، به دنبال مقصود وهدفی هستید. این که بیاموزید و رشد کنید، این که از خودتان روی گردان نباشید. دیگران را به دلیل آن که در زندگی برایتان سبب درد و رنج شدند، سرزنش نکنید. برخیزید و با نومیدی هایتان بجنگید. شما به وقت نیاز دارید تا دریابید که هستید؟ پیش از آن که حتی به ازدواج با کسی فکر کنید، یک سیستم حمایتی برای خود پیدا کنید و دستورالعمل های آن را تعقیب کنید. شما استحقاق آن را دارید که خوشحال تر باشید.

منبع: کتاب "آیا تو آن گمشده ام هستی؟" نوشته باربارا دی آنجلیس
[/quote]

ادامه دارد...
یک لحظه تفکر بهتر از 70 سال عبادت است.
#8
درک و التیام خلا روحی تان

درباره تصمیماتی که در دوران کودکی تان درباره خود و دنیا گرفتید فکر کنید. هر چه شما را کمتر دوست داشتند درد و رنج بیشتری کشیدید و در تنیجه خلا احساسی و روحی بیشتری به ارث بردید. اگر در آزمون پیش نمره پایین گرفتید، یا این که می دانید برای احساس تهی بودنتان، انتخاب های ضعیفی انجام می دهید، رابطه تان را باخود، عمیق تر کنید.
برخی از چیزهایی که می توانید انجام دهید:
  • یک دفترچه ی گزارش رشد شخصی درست کنید. این به شما کمک خواهد کرد تا با عواطف درونی خود تماس برقرار کنید و با افکار و احساسات تان بیشتر آشنا شوید. این هم چنین به شما فرصتی خواهد داد تا به آگاهی درونی خود، دسترسی پیدا کنید.
    .
    .

  • به تمرکز ذهنی بپردازید.بیش از بیست و سه سال است که به تمرکز مشغولم. تمرکز را در نوزده سالگی، زمانی که متوجه شدم مقدار زیادی خلا روحی در درون خود دارم، شروع کردم. تمرکز نه تنها از اضطراب شما می کاهد، بلکه موجب می شود از زندگی تان لذت بیشتری ببرید. تمرکز می تواند سطوحی عمیق از آگاهی را برای شما باز کند وبرایتان از لحاظ روحی تکیه گاهی باشد. انواع مختلفی از تمرکز وجود دارند. آن نوعی را که احساس می کنید برایتان مناسب است انتخاب کنید. تمرکز به زندگی تان آرامش بیشتری خواهد داد.
    .
    .

  • با طبیعت وقت بگذرانید. غیر ممکن است از میان جنگلی عبور کنیم یا به اقیانوس خیره شویم و یا بر قله ی کوه بایستیم و تحت تاثیر آرامش و شکوهی که طبیعت برای مان فاش می کند قرار نگیریم. با شتاب سر سام آوری که رسانه ها از انواع مختلف الکترونیک و ... زندگی انسان را بمباران می کنند، بسیار طبیعی است که تماس خود را با زیبایی و هماهنگی این کره ی خاکی که خانه ی ماست، از دست داده باشیم. وقت گذراندن با طبیعت راه ساده ای است برای استراحت روحی تان. قدم زدن یا نشستن در پارک یا برنامه ریزی سفری یک روزه به کوهستان، دریاچه یا اقیانوس. یادتان نرود آن جعبه های گوش خراش(رادیو، ضبط) را در خانه بگذارید و حتی الامکان کمتر صحبت کنید تا از سکوتی که در طبیعت وجود دارد لذت ببرید و روح تان از آرامش و راحتی خیال پرشود.
    .
    .

  • کتاب هایی بخوانید که شما را به فکر کردن وادار کنند.بیشتر اوقات کتاب می خوانیم تا به اطلاعات بخصوصی برسیم. مطالعه می توانند شکلی از تمرکز باشد. خصوصا کتاب هایی که شما را به تامل در قبال معنای زندگی وا می دارد، می توانند در شروع فرآیند التیام و بازسازی کمال روحی شما، نقش بسزائی داشته باشند.
    برخی از کتاب های مورد علاقه ام به قرار زیر است:"چوب را ببرید، باخود آب بردارید" : راهنمایی برای بازیابی کمال روحی در زندگی روزمره
    "زندگی در آرامش را برگزینید"
    "کتاب امانوئل"
    زندگی نامه شخصی یک یوگی"
    "راه هایی به سوی تجدید پیمان روحی در زندگی روزمره"
    هر کتابی از "آلن کوهن"

منبع : کتاب " آیا تو آن گمشده ام هستی؟" نوشته باربار دی آنجلیس
--------------------------
به نظر من برای کتاب می تونید از ترجمه قرآن هم استفاده کنید.
یا کتاب هایی که مثل فیلم های حاتمی کیا آدم رو به فکر فرو می برند.:s:
یک لحظه تفکر بهتر از 70 سال عبادت است.
#9

چه بخشی از شخصیت شما بر شما حاکم است؟


از دید ارک برن شخصیت ما از تعامل 3 جزء مختلف( 1 – کودک 2 – والد 3 – بالغ ) تشکیل شده است .

هر یک از سرنخهای زیر نشان دهنده یکی از بخشهای سه گانه شخصیت است:



1 – جزء کودک

الف ) سرنخهای کلامی :

- کاشکه

- دلم می خواد

- نمی دونم

- می خوام

- به من چه

- شاید وقتی که... ( بزرگتر شدم ، قبول شدم ، مدر ک گرفتم ، .....)

- نگاه کن چه کار کردم ...( گزارشم را ببین ، ماشینم را ببین ، لباسم را ببین ، کارم رو ببیین و...)

- صفات تفصیلی ( مثل بهتر ، بهترین ، بزرگتر ، بزرگترین ....)

مثالی در زیر که همه سرنخهای کلامی از جزء کودک شخصیت ناشی می شود:

" کاش پارسال این زمین را خریده بودم داشتم .

دلم می خواد بهترین فرزند را داشته باشم

نمی دونم چطور باید حرفهایم را به بعضی ها بفهمانم.

شاید وقتی تجربه دار بشم بتونم .

در گزارش من ، بهترین ، پرمحتواترین و... مطالب را خواهی یافت.



ب ) سرنخهای جسمانی

- غش غش خندیدن

- وول خوردن

- شعف

- چشم پائین انداختن

- کج خلقی

- جیغ

- ناله

- چشم گرداندن

- شانه بالا انداختن

- لج کردن

- قهر کردن

- سر به سر گذاشتن

- رجز خواندن

( بررسی کنید چه مقدار از نظر کیفی و کمی این سرنخها کلامی و جسمانی در شما و اطرافیانتان وجود دارد . آیا این سرنخها در شما یا آنها غالب نیست؟)



2 – جزء والد

الف ) سرنخهای کلامی :

- دیگه نمی تونم

- جونم به لب رسیده

- گوش کن ، همیشه هم یادت باشه

- قیودی مثل : هرگز ، همیشه ، هیچ وقت

- آخه چند دفعه بهت بگم

- می خوام ته و توی این موضوع را در آورم، برای اولین و آخرین بار

- بیشتر کلمات تنبیه کننده یا تشویق کننده استفاده می کنند مثل : بی شعور ، مسخره ، بد ، نفرت انگیز ، وحشتناک ، تنبل ، مزخرف ، بی خود ، طفلک ، جرات نمی کنه ، خوشگل ، نکن ، عیب نداره ، باز دیگه چه شد ، بازم و کلمه های باید و مجبور است.



ب ) سر نخهای جسمانی :

- اخمها و چین های پیشانی

- سر تکان دادن

- نگاه ترس آور

- انگشت روی لبها نهادن

- دستها روی سینه گذاشتن

- آه کشیدن

- لبهای در هم فشرده

- انگشت سبابه که اشاره می کند.



کسانی که بخش والد شخصیتشان بر آنها حاکم هست. افراد جدی ، خشک ، کاری و غیر قابل انعطاف هستند. آنها محکم حرف می زنند و کمتر اهل مشورت هستند. گویا همیشه حق همان است که از دهان آنها در می آید و در این مسئله حتی تردید هم نمی کنند ، چه برسد به اینکه بخواهند مشورت دیگران را قبول کنند. بر خلاف دسته اول ( کسانی که جزء کودک شخصیت بر آنها حاکم است) ، این افراد به جای لذت طلبی ، فقط به دنبال واقع نگری ، آینده نگری و سخت کوشی هستند. معمولا خانواده این افراد از دستشان کلافه اند.

از تفریح و ... در زندگی آنها اثر زیادی به چشم نمی خورد. بکن و نکن ها و دستورات متوالی آنها اطرافیانشان را در فشار می گذارد. گوش شنوای زیادی ندارند. فقط به هدف می اندیشند و هیچ انعطافی را با دیگران نشان نمی دهند.

زندگی تک بعدی آنها ، اگر چه بر خلاف گروه اول است ولی چون تک بعدی هست رضایت خودشان و دیگران را به همراه ندارد و آرامش آنها مخدوش است.



خود و اطرافیانتان را از نظر این سرنخها مورد دقت قرار دهید



3 – سرنخهای جزء بالغ شخصیت:


- کلماتی که نشان دهند تجزیه و تحلیل و بررسی هست. مثل :

- چرا ؟ چه ؟ کجا ؟ کی ؟ چطور ؟ چقدر ؟ از چه طریق ؟

- استفاده از قیودی مثل : تا حدی ، احتمالا

- کلماتی که انعطاف فرد را نشان می دهد: به نظر من ، من فکر می کنم.

- کلماتی که نشان دهنده تامل و صبر است؟ تا فردا بررسی می کنم . صبر کنم بیشتر ارزیابی کنم



خلاصه و نتیجه گیری:

اگر بخواهید در زندگی لذت ببرید و به آرامش برسید باید قسمت بالغ شخصیتتان بر شما حکومت کند. (البته منظور این نیست که دو بخش کودک و والدتان از بین بروند.)

در واقع این جزء بالغ است که شما را متعادل می سازد . یعنی تا حدی کودک وجودتان را ارضاء و شاد می کند . ولی نه آنقدر که فرامین والد شخصیت را زیر پا بگذارد و موجب شود پیشرفت و موفقیت و آینده نگری فرد به خطر بیفتد.

قسمت بالغ شخصیت ، مخ متفکر و مرکز کنترل شخصیت هست که با تجزیه و آنالیز موقعیت های گوناگون سعی می کند آنها را با درون فرد سازگار کند.

- اگر متعصب هستید

- اگر دائما فقط به فکر لذت بردن هستید و به آینده توجهی ندارید

- اگر فقط به فکر خودتان هستید

- اگر انتقاد پذیر نیستید

- اگر در برابر مشکلات همیشه به شیوه تکراری از یک روش منسوخ استفاده می کنید

>>>> بدانید که قسمت بالغ شخصیتتان بر شما حاکم نیست.

از طرف دیگر اگر همیشه فقط با سخت کوشی اتان همه را خسته کردید و فقط به دنبال ثروت ، قدرت ، پیشرفت و علم هستید و هیچ وقتی به خود و اطرافیانتان برای لذت بردن ، نمی دهید ، بازهم بدانید که قسمت بالغ شخصیتان کنترل شما را به عهده ندارد.

حالا با توجه به سرنخهای شخصیت ؛ شما جزء کدام دسته از افرادید؟ و با زندگی چه می کنید


منبع: hamdardi.com
یک لحظه تفکر بهتر از 70 سال عبادت است.
Heart 
#10
روش کار :

قبل از اینکه به قسمت پاسخ ها بروید به سوالات زیر پاسخ دهید و بر روی کاغذ یاداشت کنید سپس به قسمت پایین مقاله و پاسخها مراجعه کنید .

پرسش های زیر را بخوانید و موقعیت های داده شده را در ذهن خود به تصویر بکشید و اولین تصویری را که به ذهنتان می آید،یادداشت کنید.سعی کنید سوال ها را بیش از حد، بررسی نکنید.ا

ین آزمون، نوعی آزمون روانشناسی است، و پاسخ های داده شده به پرسش ها، مستقیما با ارزشها و ایده هایی که شما در زندگی شخصی دارید، مرتبط هستند.قلم وکاغذ بردارید و جوابها را یادداشت کنید.

1_در جنگل ، در حال قدم زدن با شخصی هستید، شخص همراه شما کیست؟

2_باز هم در جنگل، قدم می زنید. حیوانی را می بینید.میتوانید بگویید چیست؟

3_چه تعامل یا ارتباطی بین شما و آن حیوان ایجاد می شود؟

4_به اعماق جنگل می روید.وارد محوطه ای بدون درخت می شوید و در مقابل خود، خانه رویایی و ایده آلی را که در ذهن داشتید می بینید آنرا توصیف کنید؟

5_آیا دور خانه شما نرده یا توری وجود دارد؟

6_وارد خانه می شوید. به اتاق ناهارخوری می روید و میز ناهار خوری را می بینید..توضیح دهید روی میز و دور و بر آن چه می بینید؟

7_ از در پشت خانه خارج می شوید. بر روی چمنها یک فنجان قرارگرفته است.جنس فنجان از چیست(سرامیک،شیشه،کاغذ،چینی و . . .)؟
8_با فنجان چه می کنید؟

9_در حاشیه و اطراف خانه قدم می زنید و خود را کنار آب می بینید، آبی که می بینید چه نوع است(دریا،اقیانوس،نهر،رودخانه،دریاچه و . . .)؟

10_چگونه از روی آب می گذرید؟


پاسخ های خود را با بررسی های زیر مقایسه کنید :

1_همراهی که از او نام بردید، و با شما قدم می زند،مهم ترین فرد زندگی شماست.

2_اندازه حیوانی که در جنگل می بینید، بیانگر حجم مشکلات شخصی شماست.

3_ارتباطی که با حیوان برقرار میکنید و اعمالی که انجام می دهید نشان می دهند که به چه شیوه با مشکلات خود(مثبت یا منفی) برخورد خواهید کرد.

4_اندازه خانه رویایی شما، تعیین کننده مقدار انگیزه و هدف شما در حل مشکلات و مسائل است.

5_اگر هیچ نرده یا حصاری دور خانه رویایی خود در نظر نگرفته اید، نشان می دهید که شخصیت آزادی دارید و همیشه از مردم استقبال می کنید و به آنها خوشامد می گویید. به عکس، حضور نرده، نمایشگر شخصیت بسته و محدود شماست،شما ترجیح می دهید که افراد، سرزده به دیدن شما نیایند.

6_اگرپاسخ شما،شامل خوراک،افراد و یا گلها نیست،از زندگی،کاملا ناراحت هستید.

7_دوام و پایداری جنسیت فنجان انتخاب شده توسط شما،پایداری رابطه شما و شخص نامبرده در سوال اول را نشان می دهد.

8_نحوه کار شما با فنجان، نشانگر طرز تفکر شما نسبت به شخص سوال اول است.

9_اندازه و حجم آبی که می بینید،بیانگر عاطفه و احساسات شماست.

10_میزان خیس شدن شما،هنگامی که از آب عبور می کنید، اهمیت ارتباطات و روابط عاطفی شما را نشان می دهد.
#11
بی ربط بود لیلی جان شرمنده.
#12
از کارن هورنای:
.................................................................................................
"نقش تخیلات و توهمات جنسی از نظر شخصیتی در چرخه عصبیت" براتون بگم:
..................................................................................................
عین مطالب را از یک کتاب (عصبیت و رشد آدمی _ نویسنده کارن هورنای )گلچین کردم:
..................................................................................................
عصبیت از سرخوردگی و شکستن غرورها شروع میشه وقتی احساس اندوه و افسردگی یا یک شکست در مقطعی میکنه در صورتی که این حال ادامه داشته باشه تو چرخه ای میفته که روانشناس ها بش میگن چرخه عصبیت:

(به طور خیلی خلاصه) تضاد های عصبی ناشی از این چرخه باعث میشه انسان به تخیلات و تلاش برای کسب عظمت و بی علاقه گی از خود واقعی و پناهبردن به خود ایدا ه آلی مبتلا
ودر مراحل پیشرفته بیماری و در مراحل بعد خودش رو از هز نقصی مبرا و به دچار کمال طلبی یا ایده آلیسم بشه (عامل اغلب بیماری های وسواس و زود رنجی و سخت گرفتن در زندگی ) یعنی باید هر صفتی که در اون به کامل شدن کمک میکنه در خود بپروراند و برای این کار به باید ها متوصل میشه ...به کمک باید هایی که تعیین میکنه مغرور میشه و با این غرور خود ایده آلی غیر واقعی خودش رو همیشه میبینه و این باعث میشه انتظارات بیجا از خودش داشته باشه و توقعات عصبی...
باید ها و توقعات عصبی مهمترین نشانه چرخه ی عصبیت:
از اثرات توقعان عصبی(انتظطارات بیجا):1)نوعی احساس محرومیت و سر خوردگی و نارضایی دائمی 2)احساس خستگی و تنبلی دائمی و مزمن

نشانه های باید ها :1)کوچکترین تو جهی به امکان پذیر بودن آنها ندارد 2)خستگی و کوفتگی 3)یک حالت فشار و اجبار فرمایشی 3)عمق واستحکام محکمی ندارند ..4)در آخر بی ارادگی و سردرگمی و بلاتکلیفی
چون تنها احساس ارزش و اعتماد بنفسی که دارد از خود ایده آلی غرور های عصبی ناشی میشود باید ها برای شخص بسیار مهم و حیاتی میشوند

در بسیاری از موارد با توجه به این که باید ها از انتظارات بیجا ناشی میشوند انجام آنها ممکن نمی شود و غرور های عصبی شخص شکسته شده خود ایده آلی فرو میریزد و شخص احساس بی ارزشی کرده و به صورت ناخود آگاه ادچار تشویش و ملامت و سرزنش ایجادخستگی احساس دلمردگی و عناد به خود میشود و گاهی شخص بر علیه این باید ها طغیان میکند .....
راحت ترین راه این طغیان و تمرد و عناد به خود برای کسانی که به خود ارضایی عادت دارند پناه بردن به تخیلات جنسی و عناد خود به صورت کاملا ناخود آگاه است
......................................................................................................
عناد به خود که به صورت خفت و خواری پسندی، محروم ساختن خود از لذایذ و عذاب و شکنجه ی خود و یا تخریب منافع خود بروز میکند، باعث بی ارزشی و افسردگی و پناه بردن به خود ایده آلی و بازگشت به اول چرخه میشود !
....................................................................................................
برای فرار از تضاد های عصبی احساسات و تمایلات خود را کنترل میکند رفته رفته شخص مجبور میشود احساسات اصیل خود را خفه کند این کنترل بی ارده باعث میشود شخص در مهمترین بخش های و جود معنوی خود دچار بلا تکلیفی تردید و سردرگمی و اخلال در کلیه شئون زندگی و نا توانی در تصمیم گیری شود .
....................................................................................................
منشا اعتماد بنفس در شخص سالم رشد خود واقعی
و منشا غرور عصبی (احساس ارزش دروغین) خود ایده آلی هست
شخص سالم به طیب خاطر و با توجه به صفات و خصوصیت های واقعی کار ها را انجام میدهد
و شخص عصبی به زور باید ها و بی تناسب با احساسات اصیل و واقعی و صفات اصلی خودش کار میکند
..................................................................................................
از دید این ساختار مهمترین درام زندگی انسان عناد به خوداست که منشا آن خود ایده آلی است
.....................................................................................................
روانشناسان هر عصبانیت بیش از حد یا عکس لعمل غیر متاسب با موضوع را با چرخه تحلیل میکنند
.............................................................................................
ملامت به خود، عناد به خود و دشمنی خود همه ناشی از جریحه دار کردن غرور های ما است .
حتی از پیش بینی این که غرورهایمان دچار شکست شود و در آینده جریحه دار شود دچار ترس تشویش و اضطراب میشویم (قبل از امتحان ،قبل از مهمانی یا سخنرانی اگر دچار نگرانی و تشویش شدیم )
اغلب فکر میکنند این احساس از مسخره شدن رسوایی به بار آوردن و یا شکست خوردن است
در حالی که (به طور نا خود آگاه) میترستند غرور شان جریحه دار شود و از مقام ایده آلی خود پایین بیفتند .
ولی بیشتر شکسته شدن غرور ها خشم می آورد تا ترس .چون ترس در بیشتر موارد نشان زبونی است ولی خشم را نشان شجاعت و جسارت میدانند .پس ترس خود را معمو لا سرکوب میکنند و در این صورت دچار اختلالات دیگری چون خستگی شدید سو ء هاضمه ، سردرد و تمایلات شدید جنسی میشوند!!!
53  تا حالا مهمترین تجربه ام این بوده که  که هیچ روشی توی ترک گناهان  مثل همنشینی با دوستان خدا جواب سریع و قطعی و موندگار  نمیده !53
#13
به این تست شک نکنید. این آخرین و استانداردترین تست شخصیت شناسى است که این روزها در اروپا بین روانشناسان در جریان است. پاسخهایش هم اصلاً کار دشوارى نیست. کافى است کمى به خودتان رجوع کنید. یک کاغذ و قلم هم کنار دستتان باشد و جوابی را که انتخاب می کنید یادداشت کنید که بتوانید امتیازهایى که گرفته اید جمع بزنید..

حاضرید؟

پس شروع کنید:

) چه موقع از روز بهترین و آرام ترین احساس را دارید؟

الف- صبح،
ب - عصر و غروب،
ج - شب

۲) معمولاً چگونه راه مى روید؟

الف- نسبتاً سریع، با قدم هاى بلند،
ب - نسبتاً سریع، با قدمهاى کوتاه ولى تند و پشت سر هم،
ج - آهسته تر، با سرى صاف روبرو،
د - آهسته و سربه زیر،
ه - خیلى آهسته

۳) وقتى با دیگران صحبت مى کنید؛

الف- مى ایستید و دست به سینه حرف مى زنید،
ب - دستها را در هم قلاب مى کنید،
ج - یک یا هر دو دست را در پهلو مى گذارید،
د - دست به شخصى که با او صحبت مى کنید، مى زنید،
و - با گوش خود بازى مى کنید، به چانه تان دست مى زنید یا موهایتان را صاف میکنید

۴) وقتى آرام هستید، چگونه مى نشینید؟

الف- زانوها خمو پاها تقریباً کنار هم،
ب - چهارزانو،
ج - پاى صاف و دراز به بیرون،
د - یک پا زیر دیگرى خم

۵) وقتى چیزى واقعاً براى شما جالب است، چگونه واکنش نشان مى دهید؟

الف- خنده اى بلند که نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده،
ب - خنده، اما نه بلند،
ج - با پوزخند کوچک،
د - لبخند بزرگ،
ه - لبخند کوچک

۶) وقتى وارد یک میهمانى یا جمع مى شوید؛

الف- با صداى بلند سلام و حرکتى که همه متوجه شما شوند، وارد مى شوید
ب - با صداى آرامتر سلام مى کنید و سریع به دنبال شخصى که مى شناسید، مى گردید
ج - در حد امکان آرام وارد مى شوید، سعى مى کنید به نظر سایرین نیایید

۷) سخت مشغول کارى هستید، بر آن تمرکز دارید، اما ناگهان دلیلى یا شخصى آن را قطع مى کند؛

الف- از وقفه ایجاد شده راضى هستید و از آن استقبال مى کنید
ب - بسختى ناراحت مى شوید
ج - حالتى بینابین این ۲ حالت ایجاد مى شود

۸) کدامیک از مجموعه رنگ هاى زیر را بیشتر دوست دارید؟

الف- قرمز یا نارنجى
ب - سیاه
ج - زرد یا آبى کمرنگ
د - سبز
ه - آبى تیره یا ارغوانى
و - سفید
ز - قهوه اى، خاکسترى، بنفش

۹) وقتى در رختخواب هستید (در شب) در آخرین لحظات پیش از خواب، در چه حالتى دراز مى کشید؟

الف- به پشت
ب - روى شکم (دمر)
ج - به پهلو و کمى خم و دایره اى
د - سر بر روى یک دست
ه - سر زیر پتو یا ملافه…

۱۰) آیا شما غالباً خواب مى بینید که:

الف- از جایى مى افتید.
ب - مشغول جنگ و دعوا هستید.
ج - به دنبال کسى یا چیزى هستید.
د - پرواز مى کنید یا در آب غوطه ورید.
ه - اصلاً خواب نمى بینید.
و - معمولاً خواب هاى خوش مى بینید

امتیازات

سؤال اول:
الف(۲)، ب (۴)، ج (۶)

سؤال دوم:
الف (۶)، ب (۴)، ج (۷)، د (۲)، ه (۱)

سؤال سوم:
الف (۴)، ب (۲)، ج (۵)، د (۷)، ه (۶)

سؤال چهارم:
الف (۴)، ب (۶)، ج (۲)، د (۱)

سؤال پنجم:
الف (۶)، ب (۴)، ج (۳)، د (۵)، ه (۲ ا متیاز)

سؤال ششم:
الف (۶)، ب (۴)، ج (۲)

سؤال هفتم:
الف (۶)، ب (۲)، ج (۴)

سؤال هشتم:
الف (۶)، ب (۷)، ج (۵)، د (۴)، ه (۳) و (۲)، ز (۱)

سؤال نهم:
الف (۷)، ب (۶)، ج (۴)، د (۲)، ه (۱)

سؤال دهم:
الف (۴)، ب (۲)، ج (۳)، د (۵)، ه (۶)، و (۱)



خب، امتیازهایتان را جمع زدید. عدد به دست آمده را با جدول مقابل مقایسه کنید و شخصیت خودتان را بشناسید.


نتیجه گیرى

اگر شما بالاى ۶۰ است:

دیگران در ارتباط و رفتار با شما شدیداً مراقب و هوشیار هستند آنها شما را مغرور، خودمحور و بى نهایت سلطه جو مى دانند، گرچه شما را تحسین مى کنند و به ظاهر مى گویند«کاش من جاى تو بودم!!» اما معمولاً به شما اعتماد ندارند و نسبت به ایجاد رابطه اى عمیق و دوستانه بى میل و فرارى هستند.

اگر از ۵۱ تا ۶۰ دارید:

بدانید دوستان شما را تحریک پذیر مى دانند، بدون فکر عمل مى کنیدو سریع از موضوعات ناخوشایند برآشفته مى شوید ، علاقه مند به رهبرى جمع و تصمیم گیریهاى سریع دارید (هرچند اغلب درست از کار درنمى آیند!) دیگران شما را جسور و اهل مخاطره مى دانند. کسى که همه چیز را تجربه و امتحان مى کند، از ماجراجویى لذت مى برد و در مجموع به دلیل ایجاد شرایط و بستر
هیجانات توسط شما، از همراهى تان لذت مى برند.

گر از ۴۱ تا ۵۰ به دست آوردید:

به خود امیدوار باشید ، دیگران شما را بانشاط، سرزنده، سرگرم کننده و جالب و جذاب مى بینند. شما دائماً مرکز توجه جمع هستید و از تعادل رفتارى خوبى بهره مند هستید. فردى مهربان، ملاحظه کار و فهمیده به نظر مى رسید. قادر هستید به موقع باعث شادى و خوشى دوستانتان شوید و اسباب هلهله و خنده آنها را فراهم کنید و در همان شرایط و در صورت لزوم بهترین کمک بر اعضاى گروه هستید.


اگر ۳۱ تا ۴۰ نصیب شما شد:

بدانید در نظر سایرین معقول، هوشیار، دقیق ، ملاحظه کار و اهل عمل هستید. همه مى دانند شما باهوش و با استعداد هستید اما مهمتر از همه فروتن و متواضع هستید. به سرعت و سادگى با دیگران باب دوستى را باز نمى کنید. اما اگر با کسى دوست شوید صادق، باوفا و وظیفه شناس هستید. اما انتظار بازگشت این صداقت و صمیمیت از طرف دوستانتان را دارید گرچه سخت دوست مى شوید اما سخت تر دوستى ها را رها مى کنید.

از ۲۱ تا ۳۰ :
در نظر سایرین فردى زحمت کش هستید اما متأسفانه گاهى اوقات ایرادگیر هستید. شما بسیار بسیار محتاط و بى نهایت ملاحظه کار به نظر مى رسید. زحمتکشى که در کمال آرامش و با صرف زمان زیاد در جمع بار دیگران را بردوش مى کشد و بدون فکر و براساس تحریک لحظه اى و آنى هرگز نظر نمى دهد. دیگران مى دانند شما همیشه تمام جوانب کارها را مى سنجید و سپس تصمیم مى گیرید.

و اگر کمتر از ۲۱ داشتید:

دیگران شما را خجالتى، عصبى و آدمى شکاک و دودل مى دانند شخصى که همیشه سایرین به عوض او فکر مى کنند، برایش تصمیم مى گیرند و از او مراقبت مى کنند. کسى که اصلاً تمایل به درگیرشدن در کارهاى گروهى و ارتباط با افراد دیگر را ندارد.
اینجا سیم دلت به آسمان وصل میشود درنگ نکن

 وعده گاه ما : تاپیک قرار عاشقی


[تصویر:  nasimhayat.png]

مطلب زیر تقدیم به برادران کانونی ام

http://www.ktark.com/showthread.php?tid=...#pid254780

اللهم مولای کم من قبیح سترته

و کم من فادح من البلا اقلته

و کم من عثار وقیته

وکم من مکروه دفعته

و کم من ثنا جمیل لست اهلا له نشرته
 

#14
گرما طاقت فرساست. چندین روز است که در سفر هستید.خسته اید و آب کم داریدو به همراه خود 5 حیوان دارید.

یک گاو، یک میمون، یک گوسفند، یک اسب و یک شیر.

1- مقدار محدودی آب برایتان باقی مانده که برای سیراب کردن شما و همه حیوانات کافی نیست. اگر آب تمام شود همگی در بیابان خواهید مرد ولی اگر بخواهید جان سالم به در ببرید باید یکی از حیوانات را رها کنید و به همراه چهار حیوان باقی مانده به راهتان ادامه دهید. چه حیوانی را انتخاب میکنید؟

2- چهار حیوان برایتان باقی مانده اما انگار از بیابان آتش میبارد. ذخیره آبتان باز هم کمتر شده و باید یک حیوان دیگر را رها کنید. این بار کدام حیوان را اتخاب میکنید؟

3- سه تا حیوان باقی مانده. گرما همچنان طاقت فرساست و هنوز به واحه ای نرسیده اید. مجبورید یک حیوان دیگر را رها کنید. کدام یکی را انتخاب میکنید؟

4- فقط 2 حیوان مانده. میتوانید حاشیه صحرا را ببینید اما متاسفانه آب برای هر سه باقی نمانده و تنها میتوانید یک حیوان را با خود ببرید. این بار کدام یکی را انتخاب میکنید؟


تبریک!بالاخره هر دوتای شما به سلامت از بیابان بلا بیرون آمدید.


بنا بریک باور ژاپنی بیابان نماد سختی هاست و هر کدام از حیوانات هم یکی از جنبه های زندگی شما.

شیر نماد غرور است.
میمون نماد محبت.
گوسفند نماد رفاقت.
اسب نماد احساسات.
گاو نماد احتیاجات اصلی.

اهمیت هر یک از جنبه های زندگی شما به ترتیبی که هر حیوان را رها میکنید آشکار میگردد. حیوانی که در ابتدا رها کرده اید کم اهمیت ترین جنبه نسبت به سایر جنبه ها در زندگی شماست و حیوانی که با خود به مقصد رسانده اید پر اهمیت ترین خصوصیت شما را نشان میدهد.
برای انسان های بزرگ هیچ بن بستی وجود ندارد

همیشه می گویند یا راهی خواهم یافت

یا راهی خواهم ساخت
#15
كدام رنگ را دوست داريد؟ (روانشناسي رنگها)

[تصویر:  whnztg.gif]

رنگها بر نیازهای روحی-روانی، شرایط یادگیری، کنترل رفتارهای خشمگینانه، احساسات، درمان افسردگی و اختلالات یادگیری و سطح انرژی اثر دارند.رنگها در کنترل نبض، تپش قلب، فشار خون، اشتها و حتی خواب مفید هستند و همچنین در درمان بیماریهایی مثل میگرن، سرطان، اعتیاد و امراض پوستی و حتی تومورهای مغزی اثر دارند.رنگها در هر جا از دنیا و به تناسب فرهنگ و عرف هر جامعه معانی متفاوت و حتی متضاد دارند.برای مثال سفید در کشوری مثل ایران نشان شادی، پاکدامنی است و برای مراسم جشن و عروسی استفاده می شود، در حالیکه در کشوری دیگر نشان روحانیت است و در مراسم عزاداری کاربرد دارد.شاید تا به حال از خودتان پرسیده باشید که چرا کشتی و یا هواپیمای سیاه نداریم؟و یا چرا هیچ جعبه شکلاتی سبز نیست؟شاید در این مطلب جوابهایتان را پیدا کنید. متأسفانه به دلیل جذابیت روانشناسی رنگها، این شاخه از علم مورد سوء استفاده قرار گرفته است.در هر سایت، مجله، روزنامه و یا وبلاگی از این مطالب زیاد دیده می شود ولی درست یا غلط بودنشان مشخص نیست.پروفسور لوشر از دانشمندانی است که حدود بیست سال و اندی در این مورد تحقیق کرده است.حال بد نیست از نظر این محقق در مورد روانشناسی رنگها برای بعضی از رنگهای پر طرفدار نگاهی بیاندازیم.

ابتدا رنگ مورد علاقه خود را انتخاب کنید ...

پروفسور لوشر می گوید:

سیاه
سیاه رنگی مطلق است که در فراسوی آن، زندگی تمام می شود.سیاه یعنی نه، که نشانه ای از ترک عشق و انصراف از فعالیتهای جمعی است.به معنی نیستی، ناامیدی به آینده و سکوتی ابدی است و حس سنگینی را به افراد القا می کند.تأثیر خوبی بر مزاج ندارد و در کودکان هم اثرات منفی دارد. دوستداران رنگ سیاه معمولا" خسته و افسرده اند.اگر خسته نباشند، ناراضی اند.اگر ناراضی نباشند، مغرورند.اگر مغرور نباشند، انکار می کنند.اگر انکار نکنند هم ناراضی اند، هم مغرور، هم خسته و هم انکار می کنند اما احتمالا" خودشان هم خبر ندارند.طرفداران سیاه زیاد هم ناامید نشوند چون از طرفی دیگر سیاه نمادی از آبرومندی و شرافت است(دیده اید ماشین های شیک و کلاس بالا معمولا" سیاه و براقند).

قهوه ای:
آدمهای قهوه ای را بدون قسم خوردن می توان باور کرد، یعنی حرفشان سند است.اما طرفداران این رنگ معمولا" آواره اند(جالب است بدانید که رنگ مورد علاقه آوارگان جنگ جهانی دوم، قهوه ای بوده است). قهوه ایها یا یک بیماری جسمی جدی دارند و یا مشکلی که به نظر آنها غیر قابل حل است، پس این افراد از نظر جسمی و روحی در خطرند.

خاکستری:
خاکستری را در کهنسالان و خانه سالمندان باید پیدا کرد.این افراد معمولا" غمگینند و محافظه کار و حتی اگر آهنگی گوش کنند(اگر خجالت نکشند)، غمگین است(مثلا" مثل اینکه ایرانیها داریوش گوش کنند)، مثل اینکه به آنها گفته اند خوشی بی خوشی.

قرمز:
قرمز پسندها پر از شوق زندگی، عاشق و مبارزه طلب، پرتکاپو و شجاع، اهل معاشرت، شلوغ و پر سرو صدا هستند.ظاهرا" نیرویشان تمام نشدنی است، خوب مشت می زنند و کتک خورهای خوبی هم هستند. در مجموع و خلاصه اینکه برونگرا هستند.قرمز باعث افزایش نبض و فشار خون می شود.
آبی:
آبیها خلاقند و همیشه فکرهای تازه می کنند، مورد احترام، آرام و دوست داشتنی هستند و احساساتشان را خوب کنترل می کنند.عاشق تنهایی، احساساتی و ملایم اند.نماد ابدیت و عمق و کمال گرایی است.از ویژگیهای افراد آبی دوست صلح، مهربانی و هماهنگی است. (طرفداران آبی به خودشون نگیرند، همیشه و همه جا استثنا هست).این رنگ سبب کاهش نبض و فشار خون می شود.

سبز:
آدمهای سبز مذهبی اند.در انجمنهای خیریه یا بیمارستان یافت می شوند!!!مضطرب و انعطاف پذیرند.اگر دنبال شریک(البته شریک تجاری نه زندگی) می گردید سعی کنید سبز باشد(نه اینکه رنگ پوستش سبزه باشد).رنگی مقدس است.سبزها اصلاح گرند و بسیار علاقه به نصیحت کردن دارند.کوشش و پشتکار عجیبی دارند.

زرد:
آدمهای زرد بر خلاف نظر عموم بیمار و رنجور نیستند و منتظر خوشبختیهای بزرگند.آرام و قرار ندارند. توسعه طلب و اهل اختراعند.گاهی حسود و معمولا" بلند پرواز.

بنفش:
بنفش دوستها صمیمی و حساسند وذوق عارفانه دارند.گاهی آنقدر صمیمی می شوند که قضاوت و تصمیم درست نمی توانند بگیرند.

نارنجی
نارنجی پسندها اهل مسابقه و سلطه طلبند و سرشار از آرزوهای دور و درازند.

ارغوانی
ارغوانی ها پایشان روی زمین است و سر و فکرشان در ابرها پرواز می کند(البته فکر بد نکنید!!).عاشق دین و عرفان اند.اندیشمند و عاشق مناظره و اثبات حقایق، اما هنوز معلوم نیست که چرا یک دفعه از این رو به آن رو می شوند و بنابراین اصلا" به فکر پیش بینی آنها نباشید.
تغییر رنگ محبوب با گذشت زمان امری طبیعی است اما اگر ناگهانی باشد گاهی خطرناک و بحث برانگیز و عجیب است.

ارادتمند سرباز كانون...
يا علي53

موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع / نویسنده
آخرین ارسال


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان