دوست خوبم به کانون ترک خودارضایی خوش اومدی. اگر این پیغام رو می بینی، به این خاطر هست که هنوز ثبت نام نکردی. برای ثبت نام اینجا کلیک کن تا به ما ملحق شی و از تمام امکانات سایت استفاده ببری.
اگر قبلا ثبت نام کردی، می تونی از اینجا وارد شی.
مهمان عزیز : .::.:. فعالیت دسته جمعی شماره 2 .:.::.

مهمان عزیز : .::.:. قدم سوم: مراقبت از شکم .:.::.


امتیاز موضوع:
  • 3 رأی - میانگین امتیازات: 4.33
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

تجربیاتی به بلندای نامنتها ( تجربیات بالای یک سال)

#1
[تصویر:  d7bp_bolanda.png]

  دوست قهرمانم سلام  Khansariha (2)


به تاپیک تجربیاتی به بلندای نامنتها خیلی خوش اومدی Welcome (1)



خیلی خوشحالم که اینجا در مرحله آخر پاکی می بینمت  


دست به دست هم بیشتر از یک ساله که تلاش کردیم با سختی ها جنگیدیم 


تا یه زندگی پاک و آروم  درست کنیم


الان وارد یه مرحله جدید شدیم تلاش هامون به ثمر نشسته


یادمون نره که همیشه باید از گذشته عبرت بگیریم و آینده نگر باشیم


دوست من به عقب نگاه کن


چقدر زحمت کشیدی تا الان روی این پله پاکی بایستی 


پس مراقب باش مبادا باز لحظه ای غفلت همه ی تلاش ها رو از بین ببره
.
.
.
.
.

تجربیاتی به بلندای نامنتها  برگه ای از کانون مختص توست 


تا از تلاش هایت  از سخت کوشی هایت بنویسی 


از تجربیاتت بنویسی از کارهایی که تا این مرحله برای پاک بودنت انجام دادی


برای ما برای هم مسیر هایت برای خودت بنویسی


 تا یادمان باشد کجا بودیم و چه تلاش هایی کردیم و به کجا رسیدیم


#2
سلام به همه دوستان کانونی،
400 روز گذشت،
در این مدت روزهایی بود که وسوسه میشدم ولی بسته به رزوهای گذرانده شده مقاومت در مقابل وسوسه بسیار متفاوت بود،از مقاومت های جدی گرفته تا مقاومت هایی در حد ۱ دقیقه و رد کردن وسوسه،

انسان‌ها وقتی تغییر می‌کنند که نیاز درونی برای تغییر داشته باشند. اگر بخواهید به اجبار چیزی را تغییر دهید موقتی خواهد بود و احساس سرخوردگی بوجود خواهد آورد.

این نیاز درونی در من به شکل دیگری بوجود آمد که خودارضایی در راستای رسیدن به نیازم گم شد و به دست فراموشی سپرده شد،

خوشحالم وقتی کسی من را به جمع مختلط خودشون که حدودی قائل نیستن دعوت کرد که فقط حضور داشته باشم و شایدم کسی را برای خودم پیدا کنم کوچترین میل قلبی که نداشتم به او هم توصیه کردم هرچه زودتر خودش رو از این وضع که عاقبت نداره خلاص کنه.

خوشحالم که شکست عاطفی رو تو ین مدت تجربه کردم و واقعا تجربه گران و خوبی بود که بنظر من فواید زیادی توش داشت و هزینه هاشم کم نبود،

خوشحالم بالاخره بعد از مدتهای زیادی از عمرم که سپری شده تونستم به ثباتی برسم که برای فردای خودم برنامه ای بریزم و خیالم راحت باشه که عوامل ویری در به سرانجام نرسیدن اون برنامه دخالتی نداره و اگر برنامه ای به سرانجام نرسید فقط بخاطر عوامل مختلف دیگه باشه و نه چیز دیگه.

خوشحالم که از زندگی لذت نسبی میبرم،

خوشحالم که خودم هستم،

خوشحالم که به کسی وابسته نیستم و گلیم خودمو ، خودم از آب میکشم بیرون،

و در نهایت خوشحالم که میدونم خدایی در این نزدیکی هست...

خدای بزرگ نگهدارتون و آرزو دارم قلبتون در تک تک لحظات زندگی تون پر از یاد خدا و فضای دلتون آکنده از عطر خدا بشه.
آیا لاک پشت راه را بهتر از خرگوش نمی شناسد؟

زندگی، شـاید تموم شده واسِه من بی تو...شایدم، مُردم نمیدونم


خداحافظ همگى بچه هاى انجمن ، 
حسرت ديدن چند نفر از بچه هاى كانون هميشه باهام خواهد بود،مراقب خودتون باشين.
روزگارتون خوش.


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان