مهمان عزیز : .:. اعلام نتایج و جشن چهره ماندگار سال 98 کانون: شنبه 16 فروردین ساعت 20 .:.


امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 4
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

تعادل در زندگی با قرآن (سبک زندگی قرآنی)

Tongue 
#1
موضوع تاپیک :
تغییر سبک زندگی با قرآن
تعادل در زندگی با قرآن



53

مقدمه :
برای سرعت گرفتن در زندگی و رسیدن به اهداف ، برای رسیدن به خدا ، کافیه ما اصطکاک های رفتاری و ذهنیمون ، افراط و تفریط هامون رو بشناسیم ، اونوقت مثل یک  ماهواره که توی شرایط مناسب از همه جاذبه ها و اصطکاک ها خودش رو رها کرده ، بدون صرف انرژی ، به سمت هدف هل داده میشیم ، همینطور یه گیاه یا گل رو در نظر بگیریم ، اگه خاکش خوب باشه و آفت هاش در طول رشد به موقع آفت زدایی بشه ، انتظار ما یه رشد راحت و طبیعی هست ،
 53

در مورد تاپیک :
تاپیک تعادل در زندگی یا تغییر سبک زندگی ، معرفی یه سبک زندگی رها شده از افراط و تفریط های رفتاری و ذهنی هست ، البته در چهار چوب و نظر قرآن و میخواییم ببینیم ، قرآن چه سبک متعادلی ، برای زندگی و رفتار های ما می پسنده ، تا بتونیم با کمک بهش توی زندگیمون تعادل بوجود بیاریم . و انشاءالله اگه  به تعادل برسیم رشد و پیشرفتمون چند برابر خواهد بود .

53

منبع مطالب :

این تایک یه دوره است ، که توسط استاد مشاوره و دکترای علوم قرآنی که عضو هیئت علمی دانشکده معادف هستند مطرح شده و من با کیفیت خوب برای شما میذارم ، شما میتونید هم وقت بذارین و گوش بددین و هم این که که با پیشنهاد دوستان ، و اینکه قول کمک دادند ، ما مطالبش رو در پست های کوتاه  و به تدریج  میزنیم ، تا همه دوستان بتونن با حوصله و صرف وقت کم ،به راحتی تاپیک رو دنبال کنند .

تـوجــــــه:

در این تاپیک  فایل های صوتی موجود در پست دوم پیاده می شوند و مطالب پیوسته اند.
لطفا از زدن هرگونه پست بدون اجازه ی سرپرست یا مدیر تاپیک اجتناب کنید در غیر این صورت بدون اطلاع قبلی پست شما حذف خواهد شد.
53  تا حالا مهمترین تجربه ام این بوده که  که هیچ روشی توی ترک گناهان  مثل همنشینی با دوستان خدا جواب سریع و قطعی و موندگار  نمیده !53
 سپاس شده توسط
#2
لینک  جلسات رو در این پست میذارم ،  انشاءالله با کمک دوستان مطالب پیاده شده اش به تدریج  گذاشته میشه ،
من سعی میکنم همه ی این 10 جلسه دوره ی سبک زندگی با قرآن رو برای شما در این پست  بذارم . و پست های بعدی متنش رو بتدریج در پست های کوتاه انشاءالله خواهدید یافت .


تعادل در زندگی با قرآن :

جلسه اول

جلسه دوم


جلسه سوم


جلسه چهارم:
سبک 4 :
.mp3]http://www.mediafire.com/download/d1adrc19dql6rbv/sabk_4%5B1%5D.mp3

جلسه پنجم:
سبک 5 :
.mp3]http://www.mediafire.com/download/dbtvk4o7hzwp5ku/sabk_5%5B1%5D.mp3


جلسه ششم:
سبک 6 :
.mp3]http://www.mediafire.com/download/mfnfta0jvr1sp9r/sabk_6%5B1%5D.mp3



جلسه هفتم:
سبک 7 : 
.mp3]http://www.mediafire.com/download/dpt1x3b2e85nvuc/sabk_7%5B1%5D.mp3


جلسه هشتم:
سبک 8:
.mp3]http://www.mediafire.com/download/7r04fcq9zdbyupt/sabk_8%5B1%5D.mp3


جلسه نهم

جلسه دهم



مدت زمان فایل ها تقریبا 23 مگابایت و زمان تقریبا یک ساعت ونیم هست . فعلن جلسه اول و دوم رو من آپلود کردم و گذاشتم .
53  تا حالا مهمترین تجربه ام این بوده که  که هیچ روشی توی ترک گناهان  مثل همنشینی با دوستان خدا جواب سریع و قطعی و موندگار  نمیده !53
 سپاس شده توسط
#3
با نام خدا53

با سلام خدمت تمام دوستان عزیز، سلسله درس های سبک زندگی قرآنی رو با اجازه مدیر محترم تالار آقا مجتبی آغاز میکنم،

در مورد هدف این درس ها، نوع ارائشون و اینکه چطوری بین مباحث گفته شده ارتباط ایجاد کنید در ذهن حتما سخن میگم..

این تنها یک شروع! شروعی برای یک زندگی برتر

سبک زندگی قرآنی

[تصویر:  51151744989373905144.jpg]
...
.




[تصویر:  Untitled_1.png]
 سپاس شده توسط
#4
[تصویر:  14.gif]اگه وقت کردید یکم راجع به این سوالات فکر کنید:[تصویر:  14.gif]


شما به چه سبکی زندگی میکنید؟
سبک زندگی تعریف خاصی داره یا یه چیز عمومی داره؟ شما چه رویکردی دارید؟
سبک زندگی بدون تعریف دینی میشه لحاظ کرد؟
آیا همه با سبک زندگی می کنند؟

..................................................................

آیا همه اصلا زندگی می کنند تا اصلا سبک هم داشته باشند؟ آیا زندگی ها اصلا ثبات داره تا سبک داشته باشه؟
فرق سبک زندگی و رویکرد زندگی دقیقا چی؟ سبک زندگی مال چه کسانی هستش؟ وقتی زندگی براش بی معنی باشه آیا سبک واسش مهم؟


....................................................................


من چطوری باید زندگی کنم تا راضی باشم؟ شیوه صحیح زندگی چی؟ کدوم راه من رو به سر منزل مقصود میرسونه؟

چرا جوونها همیشه دغدغه دارند چجوری زندگی کنند صحیح؟ چرا در الگو پیدا کردن مشکل داریم.؟


.............................................................................


من از کجا اومدم؟ کجا دارم میرم؟ راه درست کددوم؟
چکار کنم بتونم حس رضایت از خود را ارضا کنم در وجودم؟

یاعلی.
53




[تصویر:  Untitled_1.png]
 سپاس شده توسط
#5
سبک زندگی

این درس شامل 3 بخش میشه که دو بخش رو در این پست و بخشی دیگه رو در
پست بعدی میذارم
اساسی ترین سوالات این کلاس شامل این موارد هست:
1. شما به چه سبکی زندگی می کنید؟
2. آیا سبک زندگی تعریف خاصی داره یا یه چیز عمومی ؟ شما چه رویکردی دارید؟
3. سبک زندگی دینی بدون تعریف دینی میشه ممکن؟
4. آیا همه با سبک زندگی می کنند؟
5. آیا مردم اصلا زندگی می کنند تا اصلا سبک هم داشته باشند؟ آیا زندگی ها اصلا ثبات داره تا سبک داشته باشه؟
6. فرق سبک زندگی و رویکرد زندگی دقیقا چی؟ سبک زندگی مال چه کسانی هستش؟ وقتی زندگی برای فردی بی معنی باشه آیا سبک واسش مهم؟

[تصویر:  112.gif][تصویر:  112.gif]
به یاد داشته باشیم
کسی می تونه سبک برای زندگی داشته باشه که صاحب زندگی باشه و خیلی از مردم اصلا زندگی ندارند!
یا اگر زندگی داشته باشند آنقدر سطح این زندگی پایین که به سبک نمیکشه! نیاز هست که یک گل خامی باشه که
در دستانمون بهش حالت بدیم اما اگر چیزی نباشه چی؟

حال فرض میکنیم که اکنون زندگی ایجاد بشه آیا همه مردم برای زندگیشون به
سبک رسیدند؟ دارند بر اساس یک معیار عمل می کنند یا در اصل باری به هر جهت عمل
می کنند؟ فکر نمی کنید اکثرمون میریم جلو تا ببینن چی میشه؟

سوال : آیا باری به هر جهت خودش سبک نیست؟
برای پاسخ به این سوال حکایتی رو عرض می کنم، روزی تیراندازی بود که به درگاه
پادشاهی رفت و ادعا کرد و گفت تمام تیرهای من به هدف می خوره، پادشاه گفت بسیار عالی
تیری بینداز ببینم، تیرانداز کمان رو کشید و تیری در چله گذاشت و آن رو کشید و رها کرد، تیر در نقطه ای به زمین اثابت کرد..
تیرانداز دوید و دایره ای دور محل اثابت کشید و گف دیدید دقیق زدم وسط هدف!
این حقیقت زندگی کنونی ماست که هرچه پیش آید خوش آید.

حالا فرض کنیم بی سبک زندگی کردن هم یک سبک باشه حالا یک سوال
آیا این بی سبک زندگی کردن رو خودمون انتخاب کردیم و داریم اینجوری زندگی میکنیم؟ اگه بگیم من انتخابم
این بوده که بی سبک زندگی کنم بله قبول، این خودش یک نوع سبک زندگی هستش اما اگر همین جور ندونسته
زندگی کنیم چی؟ آیا باز هم یک سبک هستش؟آیا نباید بگیم من یک روش برای خودم دارم،
آیا نباید بگم من بر اساس یک سری دیدگاه ها، مبانی نظری و تئوری ها این سبک رو
انتخاب کردم و اینجوری عمل میکنم.؟

[تصویر:  2394440irxqoeb4s4.gif]

بخش دوم

برمیگردیم به سوال اول، آیا همه سبک دارند؟ اما در حقیقت اینطوری نیستش، خیلی هامون

به این حد رشد و تعالی نرسیدیم که اصلا بگیم سبک برای چی باید داشته باشیم؟ خیلی ها اصلا سوال

سبک براشون مطرح نشده است. حالا سوال مهم تر، آیا من سبک رو انتخاب کردم یا سبک من رو؟ یعنی آیا من تحت جبر

عوامل محیطی قرار گرفتم؟ جبر واقعا یعنی چی؟ یعنی من اینقدر ضعیف باشم که تمام عوامل بر من فشار

وارد کنه، جبر موقعیت، جبر مکان، جبر خانواده، جبر ماه تولد و..




پس سوالات رو این گونه مطرح میکنیم، آیا مردم سبک زندگی انتخاب می کنند یا

زندگی موقعیتی رو بر اونها تحمیل میکنه؟ آیا اونها بر این سبک ثبات دارند یا اینکه در هر موقعیتی اتفاقی رخ

میده و میگم خب ما سبکمون این بود؟ یا اینکه یه جاهایی سبک دارند اما یه جاهایی واقعا ضعیفند، در حقیقت درصدی از این

سبک زندگیشون اعمال میشه، اینا سوالهای خیلی جدی هستند و هرچه انسان ها بزرگتر بشن،

صاحب سبک میشن والبته صاحب انتخاب واختیار و هرچه کوچکتر و پراکنده تر باشند

توانی برای جمع و جور کردن خودشون ندارند
و اصلا اندیششون

در حدی نیست که اصلا به این نیاز برسن.



بحثی در جامعه هست که عنوان میکنه اصلا سطح شعور ما نیازهامون رو تعیین میکنه.
یک روزی انسان به بلوغی نرسیده بود که نیاز به سواد رو احساس کنه، اما الان به اون حد از بلوغ رسیده
و احساس نیاز میکنه خیلی مساله مهمی هستش.. برای همین خدا در قرآن میفرماید ما پیامبران را آفریدیدم که کتاب را به آنها یاد بدهند.
که یاد بدهد کتاب مهم، سواد مهم و...هرچه بشر متعالی تر بشود نیاز هایش متعالی میشود، و اینکه هستند
کسانی که ممکن احساس نیاز کنند که بگن من نیاز به یک سبک دارم.پس اگر کسی
هنوز به این نیاز نرسیده که نیاز به یک سبک داره دو حالت داره یا اینکه زندگی
نمی کنه یا اینکه اهمیت سبک داشتن در زندگی رو نمی دونه..









[تصویر:  Untitled_1.png]
#6
clappingclappingclappingتوجه .................................................توجهclappingclappingclapping


آهای شما دوستی که الان داری این صفحه رو میخونی؟
[تصویر:  Laie_22.gif][تصویر:  Laie_22.gif]

میدونم چه حسی

داری، برات کلمات شاید گیج و مبهم باشن، اما دوست گلم

این رو بدون هرچیز تازه ای همیشه گنگ، چون این مباحث توی زندگی خیلی هامون

تاحالا نبوده، مثل خ.ا میمونه که میخوایم ترک کنیم دیدی اولش سخت؟

اما بعدش چی؟ بعد یه مدت قوی میشیم، یه راهم این همون اول بگیم

نمیتونیم و ولش کنیم!


همه ما یه روز ترک میکنیم چون اینجاییم! اما بیاید جبران اونچه در زندگی از

دست دادیم رو بکنیم یعنی زندگی، چیزی رو که بقیه دارن الکی از دست

میدن ما بدست بیاریم!!
Khansariha (18)Khansariha (18)


پس نترس و همرا شو، ضرر نمی کنی
:ep:




[تصویر:  Untitled_1.png]
 سپاس شده توسط
#7
[تصویر:  1956378b6pnwj7ug5.gif]
[تصویر:  658729g1em44wifu.gif][تصویر:  658729g1em44wifu.gif]
[تصویر:  welcomwagon.gif]
سلاممممم
امیدوارم مطالب قبلی براتون هضم شده باشه
بچه ها اگر سوالی داشتید توی پروفایل آقا مجتبی
مدیرتالار روانشناسی بپرسید

پرده سوم
پس جلسه اول رو از این نقطه آغاز میکنیم، ما برای انسان و زندگی سه سطح رو مشخص میکنیم،
سطح کودکی که تا حدود 13 سالگی تعریف شده، وقتی که بلوغ هنوز رخ نداده، در این سطح، سطح زمینه سازی شخصیت..
مثل تهیه یک کیک، مرحله اول تصمیم گیری در مورد اینه که چه چیزهایی بریزیم توش
..مایه های اولیه شخصیت ما در این سن شکل میگیره..

و هرچه به نقطه اول میرویم این نقطه بیشتر اوج میگیرد، به همین دلیل
پیامبر رحمت فرمود اگر میخواهید بچه ات سعید بشه از وقتی در شکم مادر شروع کن
و همینطور اگه میخوای بچت بدبخت به از شکم مادرت شروع کن. برای تغییر یک درخت به صورت
خیلی خوب باید ژنش رو خوب تغییر بدیم، انسان نیز همین طور، عمیق ترین تحولات
در نقطه ژن رخ میده.. هرچه به نقطه آغاز اولیه نزدیک بشیم، تغییرات
بیشتر اثر میگذاره، مفهوم فطرت دقیقا در این نقطه نمایان میشه..
فطرت یعنی بسته استعدادی ما، یعنی جایی که امکان هایی که ما میتونیم بهش
برسیم رو در وجود ما قرار بدهند. و فطرت انسان به خاطرچندتا الگوی بزرگ خیلی بزرگ و وسیع هستش.
فطرت ما خدایی هستش. اشاره به آیه" علم الادم الاسمء کلها" خداوند در دانه وجود ما بی نهایت استعداد گذاشته
است زیرا خداوند بی نهایت هستش.چه ها چون احساس فقر میکنند و چشمشون به بزرگترهاست،
رضایت مندی یا عدم رضایت مندی والدین براشون یک ملاک...

دوره بعدی دوه نوجوانی هستش که از 13 سالگی شروع میشه و تا 20 سالگی ادامه داره.
این دوره، دوره شکل گیری شخصیت ماست.. دوره ای هستش که ما کیکمون رو در قالب میگذاریم، پس ما در اصل
مرحله قالب ریزی رو میگذاریم.در این دوره شکل گیری من صورت میگیره یعنی تعیین نسبیت من نسبت به بقیه. چون دوره شکل گیری
شخصیت انسان، اطرافیان فرد براش مهم میشن که براش اندازه هاش رو تعیین کنند. بچه ها در این دوره از بزرگترها
به هم سن و سال ها تغییر جهت پیدا میکنند. در اینجا مطرح میشه که والدین از شکل بزرگتری
به شکل رفاقتی تبدیل بشن. یعنی در این دوره والدین باید به
یکی از دوست های صمیمی فرزند تبدیل بشن.

[تصویر:  pichak.net-31.gif][تصویر:  pichak.net-31.gif]

پرده چهارم
دوره جوانی، که از حدود 20 تا 40 هستش و دوره تثبیت شخصیت...
در این دوره فقط یک چیز من رو راضی میکنه، یعنی من خودم واجد یکسری شرایط بشم...
رضایت از خود. در این دوره اگر همه هم مارو تایید کنند از خود تا راضی نباشیم فایده ای ندارد، حال
اگر کسی احساس رضایت از خود کرد دنیا زیر و رو شد بازم خوشش هست. البته حالت بدشم هست
که فرد مغرور میشه یعنی به حدی راضی از خود میشه که اگر دنیا بیاد و بگه اینطور نیست که
شما فکر میکنی میگه نه من قبول ندارم!
این بیست در روایات ما جایگاه خاصی داره و یکی از کلید واژه های سبک زندگی که بهش خواهم پرداخت.
حدیثی از پیامبر هست که میگه ملکی وجود داره که گروه هایی رو به اسم صدا میزنه، یکی از گروهایی که اسم
میبره 20 ساله ها هستش و میگه آی 20 ساله ها وقتشه تلاش کنید الان که شما می تونید به یک جا برسید، این دوره
دوره ای هستش که من باید از خویش راضی باشم، و اگر از خویش راضی نباشم دنبا من رو تایید کنه نا آرمام
هستم و اگر از خویش راضی باشم دنیا من رو انکار کنه باز هم راضی از خود هستم. به تعبیر
دیگری و از ربان روان شناسی این دوره آغاز دوره معنویت و آغاز دوره خودآگاه ماست.


[تصویر:  284.gif]
[تصویر:  g21062.gif]


هرچه به دوره های کوچک تر خودمون بر گردیم تاثیر ناخودآگاه بیشتر می شود.
برای همین بچه ها بیشتر از اینکه از تعالیم والدین بهره ببرند از حسی که والدین دارند استفاده میکنند.
پدر و مادر هر حسی داشته باشه خود به خود به بچه منتقل میشه، برای همین خیلی مهم مادر در دوره بارداری
اضطراب نداشته باشه یا در هنگام شیر دادن کامل آروم باشه. در غیر این صورت تاثیرات وحشتناکی
روی بچه خواهد گذاشت.اما در حقیقت از 20 سالگی گوش معنای ما باز میشه،
البته این عدد حدودی هستش و برای افراد متفاوت متفاوت
خواهد بود واگر زمان زیادی بگذره و گوش معنای من
clappingباز نشده باشه خیلی بده !clapping
از حدود 20 سالگی من احساس می کنم یه اتفاق جدید باید در زندگیم بیفته،
باید انتخاب کنم، باید صبر داشته باشم ومن فکرمیکنم نقطه عطف آغاز سبک زندگی
دقیقا همین 20 سالگی هستش. در این دوره خودم دلم میخواد شیوه ای برای خویش داشته باشم،
دلم میخواد زندگی رو با یک مدیریت خودآگاه پیش ببرم. و به همین دلیل سال های نخستین دانشجویی سال های طلایی
و البته دو سال اول هنوز بوی دیپلم میدن اما بعدش ماها که معلمیم کاملا می فهمیم که این دوره
آغاز شده است. و نقطه آغاز خیلی نقطه شکوهمندی هستش.

[تصویر:  112.gif][تصویر:  112.gif]
این لحظات لحظات مقدسی و اینقدر لحظات جذابی و اینقدر خاص که وقتی در معنا
بر روی نفی باز بشه و بخواد انتخا کنه آدم فکر میکنه وای چه اتفاق شکوهمندی داره تو هستی رخ میده!
یک انسان داره به ثمر میشینه! و چون ماها این فرصت ها رو از دست دادیم حسرت های سنگیینی داریم میخوریم!
و میگیم خوش به حال این که شروع کرد راه رو! آغاز سبک زندگی، آغز معنویت در حقیقت
20 سالگی هستش.. سوال آیا ممکن یکم از شخصیت بگید
و تفاوتش رو با سبک زندگی؟ بل بله حتما!!
بنابریان من فکر میکنم بهترین مخاطبان این صحبت مخاطبان دوره سنی 20 تا 30 سالگی باشه!
راه خدا راه زندگی، اصلا به جای راه خدا میگم راه زندگی، را بسیار وسیعی هستش و در 10 یا 20 سال نمیشه
خلاصه اش کرد. 60 سالگی هم یک نفر میتونه آغاز کنه و همه مسیر رو طی کنه، دیر هیچ گاه نیست اما مهم این که من
شروع کنم! و هرچیزی یه بهایی داره و برای این انتخاب موقعیت 20 عالی تر هستش، و به همین خاطر هرچه
دستان به 20 نزدیک تر باشند بهتر هست.

ادامه دارد..




[تصویر:  Untitled_1.png]
 سپاس شده توسط
#8
دوستان ممنون از پستای مفیدتون

اما میشه لطفا پستای کوتاه تر بذارید53

چون من که واقعا دوس دارم استفاده کنم. اما ادم کسل میشه وسطاش42

باتشکر ترلان[تصویر:  e.gif]
★  *  ★   اینقد تلاش میکنم تا یه عالمه ازینا بگیرم    ☆  ★  

خدایا چه بی حساب و کتاب میبخشی و ما چه دقیق تسبیح ذکرهایمان را میشماریم



[تصویر:  959266sk2bnp02of.png]
#9
[تصویر:  1956378b6pnwj7ug5.gif]
[تصویر:  multistars.gif][تصویر:  uni%20%28254%29.gif][تصویر:  multistars.gif]

سلام، امیدوارم حالتون خوب باشه و از مطالب گذشته استفاده کرده باشید

آنچه در درس دوم بیان میشه:
1. نسبت سبک زندگی و شخصیت
2. آیا سبک زندگی دینی و قرآنی وجود داره؟
3. انواع شخصیت های انسانی و بررسی ویژگی های هر شخصیت برای پذیرش
سبک زندگی


[تصویر:  284.gif][تصویر:  284.gif]
درس دوم
پرده اول

حالا میخوایم بررسی کنیم چی این سبک زندگی؟ آیا یک اصطلاح من درآرودی؟
از نظر جامع شناختی سبک زندگی مجموعه ای از طرز تلقی ها، ارزش ها، شیوه های رفتاری،
حالت ها و سلیقه ها در هر چیزی را در بر میگیرد. موسیقی عامه، تلویزیون، آگهی ها و.. همه و همه تصورهایی
بالقوه از سبک زندگی فراهم می کنند. آیا سبک زندگی قابل تعلیم، قابل تغییر است ؟ قابل تقلید، آیا
همه میتونیم به یک سبک زندگی کنیم؟

آیا مفاهیم جدیدی چون جهانی شدن ربطی به سبک زندگی داره؟
آیا به سمتی داریم میریم که یک سبک زندگی جدید برای همه ایجاد کنیم؟ آیا خود دین
این ادعا رو نداره که من میخوام امت واحده تشکیل بدهم و این به معنی این نیست که میخوام
یک سبک زندگی یکسان ایجاد کنم؟ و یک سوال اساسی اینکه تا چه حد تفاوت سبک
زندگی لحاظ نمیشه و ما اصطلاحا یک سبک زندگی داریم؟

دامنه سبک زندگی چی؟ این واقعا سوال خیلی مهم هستش..
بیشتر مردم معتقدند که باید سبک زندگیشون رو آزادانه انتخاب کنند.
اگر سبک زندگی مثلا یک زن وشوهر مساوی هم نه حداقل متناسب هم نباشه
خیلی زود از هم جدا می شوند. در اجتماع نیز میتوان گروه های
اجتماعی اغلب دارای یک سبک زندگی شده و یک سبک
خاص را تشکیل میدهند.

[تصویر:  daisybar2.gif]

نسبت سبک زندگی و هویت چی؟ سبک زندگی در سه سطح
قابل بررسی هست، سطح ساختاری، سطح موقعیتی، سطح فردی.
ساختاری شاید همون شاکله های اجتماعی و فردی باشه، سطح موقعیتی یعنی شرایط،
situationها، سطح فردی هم که یعنی پارامتر ها و ویژگی های
شخصیتی من . این یک تعریف علمی با نگاه جامع شناختی
از سبک زندگی هستش.

سبک زندگی در جامع شناسی با نگاه عمومی و در روانشناسی با نگاه فردی
بررسی میشه حال میخواهیم بررسی کنیم آیا این سبک زندگی در نگاه قرآنی نیز جایگاهی داره؟
در حقیقت میخواهمی بررسی کنیم آیا قرآن ارائه کننده سبک زندگی هست یا نه. با این نگاه به سراغ چند اصطلاح میریم.
فرق سبک، روش و مکتب و رویکرد چیست؟ ما در مورد مکتب زیاد کاری نداریم، یعنی چیزی شکل
گرفته و مکتب رو شکل میدهند. مکتب ها اصولا به عنوان نام جایگاه ها، نام مشخصه ها
یا نام آدم ها قرار میگیره.

رویکرد چیست؟ نقطه نگاه اولیه من، من از چه زاویه ای دارم به این نگاه میکنم؟ پس در اصل
رویکرد میشه پیش بینی چون من اول باید نقطه نگاهم رو، زاویه دیدم رو درست کنم بعد از اون زاویه برم
جلو. مثلا در مباحث تحصیلی اینکه رویکرد من دینی، عرفانی، فلسفی و.. باشه.. لذا زاویه دیدم رو مشخص میکنم و با اون
زاویه به تفسیر قرآن می پردازم.حال روش چیست؟در حقیقت طرز عملکرد من رو گویند. چگونگی
رفتارمن. به نظر بنده مجموع اینها سبک رو میسازه. سبک یعنی مجوعه رویکرد ها
و روش ها که البته اکثار تحت تاثیر مکتب هاست.

ادامه دارد..




[تصویر:  Untitled_1.png]
#10
[تصویر:  1956378b6pnwj7ug5.gif]
:22::22::22:
سلامممممم

درس دوم
پرده دوم
[تصویر:  284.gif][تصویر:  284.gif]

حال روش چیست؟در حقیقت طرز عملکرد من رو گویند.
چگونگی رفتارمن. به نظر بنده مجموع اینها سبک رو میسازه. سبک یعنی
مجوعه رویکرد ها وروش ها که البته اکثرا تحت تاثیر مکتب هاست. انسان ها در برخورد با این مجموعه ها سه دسته اند
گروه اول:پسیو ها: یعنی کسانی که تحت تاثیر قرار میگیرند، و برهمه چیز اونها
تاثیر میگذاره. انسان های پسیو اگر در فضای مثبت قرار بگیرند

آدم های خوبی میشوند و اگر زیاد این حالت طول بکشه
ممکن این خوب بودن براشون تبدیل به یک عادت بشه. اما بالاخره خوب!
چون پسیو در محیط خوب خیلی بهتر از پسیو در محیط بد
هستش. حکایت حال آدم های پسیو اینطوری:

من سرگشته خاری بودم در بیابون.............. که هر بادی وزد پیشش دوانم!

انسان های اکتیو خودشون دارای یک سبک زندگی هستند،
سبک انتخاب شده دارند.. خودشون دارند با یک دیدگاه ببا یک روش
زندگی می کنند. ولی اصولا تحت تربیت یک مکتب هستند، مسلمون های پاک، مسلمون های پاک.
امواج اینها رو با خودش نمی بره بلکه اینها موج سوار هستند.. در اصل موج ها
بر زندگی اینها مثبت است. یعنی در صورت بروز اتفاقاتی ناخواسته
در زندگیشون اینها توانایی مدیریت رو دارند.

دسته دیگر انسان های پیش فعال هستند.
خودش یک اختلال هستش، اینها کسانی هستند که خودشون موج می سازند،
و در هر چند هزار سال یک دوتاشون پیدا میشن، انبیاء الهی همین ها بودند.
یعنی خودشون مکتب ساز بودند یعنی خودشون صاحب سبک بودند.
.




[تصویر:  Untitled_1.png]
#11


[تصویر:  01596129682959255539.gif]

ادامه درس دوم پرده دوم

پسیو ها نمیتونند صاحب سبک زندگی باشند، باید حداقل اکتیو باشیم،
حالا نیازی نیست 100 درصد اکتیو باشیم حتی جند درصد هم باشه خوبه،
در ازاء همون چنددرصد هم صاحب سبک میشم. حالا چون دوستمون اصرار دارند بحث شخصیت
رو هم باز میکنیم، شخصیت یعنی تشخص من یعنی ویژگی های من.


مجسمه وجودی من با چه ابزاری و بر اساس چه الگویی تراش میخوره و شکل میگیره؟
سبک زندگی شخصیت من رو میسازه، و البته من متناسب با شخصیتم گام بعدی رو برای سبک
زندگی بر میدارم. اینها رابطه ای مستقیم با همدیگر داره، هرچه شخصیت یک نفر ظریف تر، متعالی تر،
هرچه کسی بیشتر صاحب سبک باشه، شخصیت جدی تری داره. متاسفانه خیلی از ماها شخصیت نداریم.


اگر یکی هنوز شکل نگرفته باشه این فرد شخصیت نداره. اکثر مردم متاسفانه شخصیت ندارند،
اکثر مردم اصلا شکل نگرفتند، بلکه همینجوری دارند میگذَرونند، حالا هرکدوم از اون کپه کپه ها
رو برداریم کوزه کنیم، یکیش رو گلدان کنیم، یکیش رو مجسمه کنیم، یک سفالگر ماهر بیاد به اینها شکل بده،
اون موقع هستش که صاحب شخصیت میشن، و هنر از اینجا آغاز میشه. هنر یعنی اینکه من تشخص
یک نفر رو در بیارم، فطرت یعنی در تک تک ما یک مجسمه زیبا هست، و نیاز به دستی
توانمند هستش که این سنگ رو بتراشه، شکل بده تا منی گرانبها ایجاد بشه!




[تصویر:  Untitled_1.png]
#12

[تصویر:  1956378b6pnwj7ug5.gif]
سلاممممم:22::22:

clappingدرس سومclapping


" و هو الله الخالق، باری، المصور" خالق ایجاد میکنه، باری طراحی میکنه،
و مصور شکل می دهد. و خداوند به اسماء حسنایش تک تک مارو که یک استعداد
نهفته ایم تشخص داد. و اگر کسی خودش رو به دست این انگشتان زیبا بدهد فوق العاده زیبا اون رو میتراشه
و فوق العاده مجسمه زیبایی ازش درمیاره. شخصیت رابطه مستقیم داره با سبک زندگی،
هرچه فردی صاحب شخصیت تر بشه سبک مدارتر عمل میکنه، و هرچی
سبک پیدا کنه، شخصیت متشخص داری و خیلی ها هستند
هنوز به یک نقطه هم نرسیده اند.

قرآن دوبعد تئوری و عملی سبک زندگی رو پوشش میده
در اصل در حالت اول مسائل تئوری و در حالت دوم مسائل عملی رو پوشش میده.
پس قرآن باید دو دیدگاه برای سبک زندگی داشته باشه در یک جا بایستی مبانی
سبک زندگی رو مطرح کنه و در حالت دیگه باید راه و روش ساختن و رسیدن به این سبک
زندگی رو عنوان کنه. طبیعتا در مبانی تئوری تعریف سبک زندگی هم میشه، حتی نمای سبک
زندگی رو هم میده. قرآن بایستی یک الگو ارائه بده، ما باید بفهمیم هدف قرآن از ارائه این
الگو چی؟ قرار من رو چی کنه؟ " و لکم فی رسول الله اسوه الحسنه" .


[تصویر:  284.gif] [تصویر:  284.gif]


بعد باید آفت ها و آسیب هاش رو هم عنوان کنه.
یعنی برای سبک زندگی باید آسیب شناسی عنوان بشه. باید نسبت
سبک با بقیه هنجارهایی که من باید بهش برسم چی؟ نسبت سبک زندگی با
مراتب وجودم چی؟ نسبت سبک زندگی با موقعیت های فردی اجتماعی، خانوادگی
چی؟ تمام اینها رو بایستی در مباحث نظری مطرح بشه.

در بخش عملی باید راه کارهای عملی به ما ارائه بدهد، باید
بگه اگر میخوای اینجور بشه باید اینجور عمل کنی و اگر اینجور عمل
نکنی اینجور میشه و اگر حالا خواستی درستش کنی باید اینجور عمل کنی.
پس حداقل انتظاری که از قرآن وجود داره این بتونه راه رسیدن به یک
سبک زندگی خوب رو ارائه بده و البته بتونه در مورد سبک
زندگی داوری کنه.

ادامه دارد




[تصویر:  Untitled_1.png]
#13
[تصویر:  01596129682959255539.gif]

سلام سلام:22::22:
حالتون خوب؟ امیدوارم درسارو خوب خوب بخونید
بشید 204chsmu1
ادامه درس سوم

حالا دوستان فرض کنید که ما زندگی میکنیم و بازم فرض کنید
که سبک زندگی هم داریم، قبول دارید این سبک زندگی ما هیچ نسبتی با
قرآن نداره؟ کدوم ما می تونه ادعا کنه من بر اساس الگوی قرآنی دارم زندگی
می کنم؟ حتی اونهامون که حتی بر اسا الگوی نسبتا دینی داریم زندگی میکنیم قرآنی
نیست! 20 مفسر و 30 تا عالم و اینا بین ماست! کدوممون خودمون صاحب سبک
زندگی قرآنی هستیم؟ کدوممون میتونه بگه من بر اساس سبک قرآن دارم
زندگی میکنم؟

چقدر قرآن در زندگی ماست؟ اگر تنها ثمره این درس ها این باشه
که اولا ما زندگی کنیم! دوما ما بتوینم صاحب سبک زندگی بشیم، سوما
در این سبک زندگی بتونیم باثبات باشیم، و این سبک زندگی همون سبک زندگی
باشه که قرآن یاد میکنه فوق العاده موفق خواهیم بود! حداقلش باید برای ما بتونه مطرح
کنه که کجای هستی هسیتیم، اینکه حداقل بتونه دغدغه های مارو تغییر بده. باید
یادمون باش ارزش وجودیهرکس به سوالاتی که در ذهن داره!
[تصویر:  112.gif][تصویر:  112.gif]
این درس ها به ما کمک می کنه که بفهمیم که آیا من صاحب زندگی هستم؟ و آیا این زندگی من سبک داره؟ و آیا این سبک بر اساس قرآن؟ و اصلا سبک زندگی قرآنی یعنی چی؟
[تصویر:  112.gif][تصویر:  112.gif]

خب با این فرض میخوایم بریم جلو که ما به روح قرآن مسلطیم،
گام آغازین در تحولات قرآنی چی دوستان؟ حال میخوایم ببینیم کلید واژه ها
دقیقا چیا هستند؟ خب ما یک Text داریم " هذا الکتاب" .. خب باید با یه دید قبلی یعنی
با دید سبک زندگی از این به بعد قرآن بخونیم تا بتونیم به آنچه که میخوایم برسیم. اما گاهی اوقات
کلید واژه ها کافی نیست و ساختارهایی داره سبک زندگی رو به ما نشون میده، گاهی وقت ها
ساختار هم کافی نیست و فضا داره سبک زندگی رو به مانشون میده، و گاهی وقت
ها یک مفهوم بسیار پنهان!

و البته واژه هایی که می نویسم متوجه باشم که داره به من سبک زندگی رو یاد میده، خب این کلید واژه ها عبارتند از :

الف : حیات ب: صراط پ: تقوا ت: در دعای ابوحمزه میخوانیم" و اتم العیش" یک عیش کامل، یک زندگی کامل

ث: ساختارها ج: عاقبت ح: لعل چ: افعال امری خ: سنت، سیره





[تصویر:  Untitled_1.png]
#14

[تصویر:  1956378b6pnwj7ug5.gif]
سلام شب پاییزیتون بخیر53
ادامه درس سوم


در بررسی هایی که داشتیم انجام می دادیم متوجه شدیم یکی
از الگوهای بسیار عالی در بررسی قرآن و احادیث از نظر سبک زندگی
حب هستش. "ان الله الجمیل و یحب الجمال" ، " ان الله ارفیق و یحب اللرفاقه" ،
" ان الله یحب من عمل اصلح". این سبک برخلاف سبک خشک سنتی قبلی که یک
آقا بالاسری با چوب خشک ایستاده و میگه این کار رو بکن اون کار رو نکن،
خیلی نرم و لطیف! اونقدر که حتی نمی گه این کار رو بکن، اون کار رو
نکن بلکه میگه من دوست دارم اینجوری باشم.

مثلا در داستان حسین ع ایشون حتی یکبار کسی رو مجبور نکردند
یا کسی رو محصور نکردند به انجام کاری. یه جور عجیبی با لطافت خاصی
کار میکنه. ایشون میخواستند با انتخاب افراد بیان جلو، ایشون میگه بذار سبک من باشه
که همه بتونن انتخاب کنند. یا سبک من این باشه که همه در محضور قرار بگیرند. در قرآن وقتی
داره از سبک زندگی صحبت میکنه خیلی مودب حتی نمی گه اینجور باشید، میگه
که من دوست دارم این حالتی. خیلی قرآن مودب، خیلی ادبیات حدیثی
ما مودبانه و لطیفانست.

[تصویر:  284.gif][تصویر:  284.gif]
[تصویر:  g21062.gif]


این ادبیات سنتی مذهبی ماست که متاسفانه یک جاهایی لنگ میزنه!
تندخویی و عبوس شدن، فرمایشی و از موضع بالا برخورد کردن. و دوستان این
یک نشانست یعنی کسی که مردم رو بپذیره و در عین حال خوبی رو هم مطرح کنه.
خودش واجد اون خوبی خواهد بود. و کسی که با حالت تند و عبوس و عاقلانست قسم میخورم
خودش به هیچ عنوان واجد اون شرایط نیست! پدر و مادری که خودشون راستگواند
هیچ زوری نمی زنن که بچه رو راستگو کنند، میگن خب عزیزم راستی که
بهتر بود! ولی پدر مادری که خودشون دروغگو ان اگر بچشون دروغ
بگه کلش رو می کنند!

کسی که واجد یک چیزی میشه چون واجد لطیف! مثلا انسانی که علم داره
در برخورد با انسان های پایین تر از خودش دارای حلم! علم حلم رو میاره! دو واژه
متقارن، بی سوادی بی ظرفیتی میاره. در نهج البلاغه علی ع می فرماید: " علم ما اهل بیت
رو از حلممون بدونید" ، هرچه واجد تر ودارا تر باشه مودب تر و لطیف تر هستش نسبت به بقیه،
کسی که پر از عاطفه باشه، کسی که مهربان تر باشه با بقیه لطیف ،مهربان! کسی که علم
داره نسبت به کسی که جهل داره حلیم. اگر نداره کمکش میکنه ولی کسی که خودش
جاهل و ادای عالم ها رو در میاره و عالم نماست به یکی که جاهل و صادقانه داره
جهلش میگه و میگه نمیدونم، حمله میکنه، لهش میکنه، خوردش میکنه.




[تصویر:  Untitled_1.png]
#15
سلاااام:22:
چطورین دوستای عزیز
شبتون خوش


[تصویر:  1965062wlzquhkc7m.gif]
درس چهــــــارم

کسی که واجد دینه محاله به کسی به خاطر دین اهانت کنه،
محال بخاطر دین سخت گیری بیجا برکسی بکنه. و کسی که سخت گیری بیجا میکنه بخاطر دین، دهن دریدگی میکنه،
گستاخی میکنه،و دیگرون رو از دین انگار دور میکنه منافق! منافق به دیگران سخت گیر و به خویش آسان گیر!
و متـــــقی به خویشش سخت گیر و به دیگران آسان گیر،
این می تونه هم یک الگوی فردی داشته باشه هم یک الگوی اجتماعی.


حالا میخوایم دو تا الگوی بسیار جالب قرآنی بهتون بگم:
کسی که صاحب سبک زندگی هستش نظر داره، دیدگاه داره، بر اساس یک ملاک عمل میکنه، براساس یک سیستم ایده،
نظریه عمل میکنه.
قوی عمل میکنه(سوره ص 45)..

[تصویر:  2007748sl3k3ou6r2.gif]

بنظر میرسه داود نبی یکی از صاحبان سبک در قرآن،
چون دوتا ویژگی داره، یکی اینکه براساس ملاک عمل میکنه، اینها پیش فعال هستند.
اما من حداقل باید عرضه داشته باشم. آدم ضعیف نمی تونه صاحب سبک زندگی باشه، کسی که نتونه یک خواب رو تنظیم کنه،
کسی که نتونه یک خورد و خوراک رو تنظیم کنه. کسی که نتونه وقتی میگه میخوام درس بخونم بشین بخونه!
کسی که نتونه یک موج عاطفی رو تنظیم کنه! بعضی از ماها ذوالعین نیستیم،
بی دست و پاییم.


مومن باید قوی باشه، مومن ضعیف به هیچ جا نمی رسه،
باور کنید ما در عادتی چیزهامون موندیم. جرات نداریم صندلی رو عوض کنیم چون مثلا یک رو آزار میده.
" پیامبر داشتند رد میشدند، عده ای داشتند زورآزمایی می کردند، پیامبر اومدند در جمعشون، دوستی کردند باهاشون،
صحبت کردند، بعد گفتند میخواین بگم کدومتون ازهمه شجاعترید؟ همه مشتاق شدند
ببینند پیامبر سردوشی شجاعت رو به کی اعطا میکنه؟ بعد گفتند
قوی ترین مردم کسی که بر هوای نفسش غلبه کنه! "

[تصویر:  1a2f35cbc384506daf489053ad7aedb3.gif]

درسته که من باید توانایی داشته باشم که در امور عادی زندگیم هم قوی عمل کنم،
ولی این پوستست باطن چیز دیگست. کسی که ذوالعین باشه و یدالله باشه،
یعنی توانمند بر مدیریت خویش باشه، و هرچه این توانمندی باطنی تر باشه الهی تر هستش.
و بنظر میرسه برای اینکه کسی صحب سبک زندگی بشه
باید ذوالعین بشه.




کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان