عزیز : .:.::. * تبریک به داماد کانونی * .::.:.

عزیز : .:.::. * دعا برای سلامتی و شفای آقای آرمین * .::.:.

عزیز : .:.::. * مسابقه عکاسی زمستان 1400 Khansariha (121) * .::.:.

عزیز : .:.::. * ا Confetti تولد آقای رامین. مبارک Confetti ا* .::.:.

عزیز : .:.::.* جشن پاکی خانم ها بنت الهدا، ریحانه النبی Confetti * .::.:.


امتیاز موضوع:
  • 4 رأی - میانگین امتیازات: 4.5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
موضوع بسته شده است 

میز گرد کانون

سلام

حدود 2 ماه از میز گردی که اینجا برگزار شد می‌گذره.
اعضای محترم و عزیز کانونی‌ هم لطف کردن و لابه‌لای صحبت‌هاشون مستقیم و غیرمستقیم پیشنهاداتی جهت اصلاح کانون دادن که جا داره همین‌جا ازشون تشکر کنم.

اما به‌نظرم اومد بعد از صحبت‌هایی که شده و تئوری‌هایی که مطرح شده، یه نمونه عملی هم باهمدیگه پیش ببریم.
تو نمونه‌های عملی چیزهای دیده میشه که شاید تو تئوری بهشون فکر نکرده باشیم.

بررسی نمونه عملی و بازخوانی پرونده، بهمون کمک می‌کنه بهتر بتونیم فکر کنیم و بهتر هم عمل.

موضوعی که می‌خوام مطرح کنم در خصوص داداش عزیزمون سفیر بهشت هست.

موضوع رو در قالب چند پرده، مرحله به مرحله تشریح می‌کنم.
پرده اول
موضوع برمی‌گرده به پستی که داداش عزیزمون سفیر بهشت تو تاپیک «جواب قبلی رو بده از بعدی بپرس» قرار داد و در اون سوال دینی مطرح کرده بود؛ در حالی که پرسیدن سوال دینی و مذهبی خلاف قوانین این تاپیک بود.
خانم آتریسا پست‌شون رو حذف کردن و قوانین سایت رو مجدد تو تاپیک قرار دادن.

اما داداش ما ناراحت شد و به انتقاد روی آورد. بر این باور بود که خانم آتریسا رفتار زشتی باهاشون انجام دادن و به‌خاطر تبعیضی که قائل شدن، باید با این مدیر برخورد بشه.

عاشق فاطمه زهرا در حال پیگیری موضوع بود که سفیر بهشت نظم سایر تاپیک‌ها رو به‌هم زد و علی‌رغم درخواست عاشق فاطمه زهرا از سفیر بهشت برای صبوری تا بررسی و دریافت پاسخ، سفیر بهشت ادامه‌ می‌داد.
در نهایت عاشق فاطمه زهرا ناچار شد کاربری ایشون رو به مدت یک هفته محروم کنه.

پست‌های انتقاد داداش عزیزمون سفیر بهشت رو اینجا می‌تونید ببینید.
پاسخ عاشق فاطمه زهرا اینجا هست.

بعد از یک ماه مجددا سفیر بهشت به اعتراض روی آورد و من باهاش گفتگو کردم.
می‌تونید این گفتگو رو هم از این پست به بعد مطالعه کنید.
پرده دوم
سفیر بهشت پست‌هایی شبیه به اسپم تو گروه سرو قرار می‌داد.

افرا این پیام پروفایل رو براش ارسال کرد:

نقل قول: سلام برادر.... [تصویر:  53.gif]

میشه خواهش کنم پستاتون رو یکم مرتب تر توی یدونه ارسال کنید؟
چون یکی میاد میخواد صفحه رو بخونه توی پستا هی باید بزنه بره بالا سخت میشه مخصوصا با گوشی
[تصویر:  gigglesmile.gif]
داستان اسپم هم که خودت میدونی.... [تصویر:  4chsmu1.gif] مرسی.... [تصویر:  khansariha%20(8).gif]


پاسخ سفیر بهشت:

نقل قول: سلام

کدوم یادداشتامو؟
تا جایی که میدونم بی نظمی نکردم.

نقل قول: بی نظمی نکردی  [تصویر:  gigglesmile.gif] 


اینکه توی پستت فقط یه کلمه یا یدونه ایموجی باشه یکم ناجوره و شبیه چت رومای قدیم میشه [تصویر:  gigglesmile.gif]

مباحثی هم که کاملا مربوطن به دانشگاه رو من توی یادداشتای پروفایل مینویسم که مباحث مربوط به ترک توی گروه قرار بگیرن...

مثل صحبتام با کارما که همش در مورد دانشگاهه و همشون هم توی یادداشتای پروفایلن...

چون خودم سلطان اخطار گرفتنم( [تصویر:  khansariha%20(13).gif] )اینو بهت گفتم که خدایی نکرده بعدا مشکلی پیش نیاد...

مرسی [تصویر:  53.gif]

نقل قول: من اینجوری دوست دارم و مشکلی هم توش نمیبینم.


موضوع به همین‌جا ختم نشد و تو گروه سرو ادامه پیدا کرد:

(1400 آبان 18، 10:01)افرا نوشته است: داداش بازم ازت میخوام که صحبتاتو توی یه پست بنویسی. 

من با گوشی که میام داغون میشم بین این صفحات برم عقب جلو 90 درصدش امضا و اسپمای شماست.... 

وقتی هم که دوستانه ازت خواهش میکنم این شکلی جواب میدی :

نقل قول: من اینجوری دوست دارم و مشکلی هم توش نمیبینم.


اگه اینطوری باشه هرکدوممون ساز خودمونو بزنیم خراب کنیم بره دیگه...

الان لپ تاپ به این بزرگی رو برداشتم اوردم  به خاطر جواب دادن که ببینم دارم چکار میکنم!

بزرگای کانون به خاطر تعداد پستاشون که مدیر نشدن که....


--------------

اعصابم بهم ریخت سر صب یادم رفت چی میخواستم بگم...
.
.
.

(1400 آبان 18، 10:31)سفیر بهشت نوشته است: منم نگفتم بزرگای کانون به خاطر پستاشون...
منم نمیتونم طبق خواسته بقیه همش عمل کنم راحتی خودم برام مهمه چیز اشتباهی هم نمیبینم از خودم.
الان این منم که دارم ساز خودمو میزنم؟
اگر جواب منفیه که مشکل از بقیست
اگرم جواب مثبته دمم گرم چون اگه من بخوام همش با ساز بقیه برقصم دیگه خودم چی میشه؟
اینم که پیامی که توی پروفایل براتون میفرستم رو اینجا میزارین نمیدونم اسمشو چی بزارم در صورتی که میتونستین توی پروفایل مشکلتونو بگین.
و در صورت مشکلی با بنده کلید گزارش آماده خدمت رسانی به شماست.

(1400 آبان 18، 12:32)مهدوی نوشته است: سلام 53


برادران عزیز افرا و علیرضا، صلوات بفرستید و روی همو ماچ کنید و خلاص 4chsmu1


علیرضا جان لطفاً تا جایی که امکان داره سعی کن همه موارد رو توی حداقل یک پست ارسال کنی، ممنون میشم Khansariha (121)

فکر کنم متوجه شدم مسئله کدومه؛ برای این کار میتونی دوتا صفحه باز کنی، یکی برای پستی که داری مینویسی و دیگری هم برای چک کردن گروه که همه پست ها رو با هم ببینی و توی همون یک پست جوابشون بدی cheshmak

ممنون بابت همکاری همگی Khansariha (18)

(1400 آبان 18، 15:52)سفیر بهشت نوشته است: سلام.
این موضوع سلیقه ای هست
و من نمیتونم طبق سلیقه بقیه رفتار کنم و خواست خودم در اولویت هست.

(1400 آبان 18، 16:02)مهدوی نوشته است: علیرضا نیازی نیست احوالپرسی و شکلک و... هر کدوم توی یک پست باشن. اینجوری فقط تعداد پست ها میره بالا بدون هیچ دلیل یا فایده خاصی و فقط سبب تکلف اعضا میشه 53258zu2qvp1d9v

کما اینکه اینچنین پست ها اسپم محسوب میشن و پاک خواهند شد 53258zu2qvp1d9v

امیدوارم شرایط گروه رو درک کنی و همکاری لازم رو داشته باشی cheshmak

ممنون 53

(1400 آبان 18، 16:36)سفیر بهشت نوشته است: همونطور که گفتم سلیقه ایه.

گاها آدم اونجوری کار میکنه و گاها اینجوری.
من توی قوانین گروه جایی ندیدم که حرف زدن یا شکلک دادن اسپم محسوب میشه
کما اینکه گروه هست و اعضا میخوان راحت باشن پس اسپم چه معنایی میتونه داشته باشه!
من شرایط رو درک کردم و رفتارم هم همینه.
لذا تمایلی ندارم این بحث رو ادامه بدم.

سفیر بهشت اعلام کرد که تمایلی به ادامه بحث نداره.
و سلیقه‌ی خودش رو هم ادامه داد.

و
در ادامه هم من به افرا ایمیل دادم و ازش خواهش کردم تو موارد مشابه خودش به دست به کار نشه. موضوع رو از همون ابتدا به ما گزارش کنه تا تیم مدیریت خودش پیگیر مشکل باشه. ضمن این‌که ازش تشکر کردم بابت اینکه به نظم سایت اهمیت میده.
افرا هم محبت کرد و پذیرفت.
پرده سوم:
تو گروه سرو افرا از ازدواج گفت.
سفیر بهشت و New fighter و من و سایر دوستان هم به بحث اضافه شدیم:

(1400 آبان 17، 9:17)افرا نوشته است: نمیدونم چقدر دیگه باید صبر کرد و باید به کجا رسید که از نظر مالی خیالمون راحت بشه تا بتونیم به ازدواج فکر کنیم! (تازه فکر کنیم Gigglesmile)

ولی دیشب دیدم یه چیزایی ممکنه درست بشه...

امیدم از صفر اومد رو ده درصد Gigglesmile 

(1400 آبان 17، 10:08)سفیر بهشت نوشته است: دیشب با حاج آقای مسجدمون صحبت کردم 
راجب همه چی از جمله تنهاییم گفتم
گفت تو به یه مانوس گیرنده نیاز داری
و زمان رفاقتت از این نوع گذشته
و از لحاظ جنسی و عقلی و اجتماعی وارد مرحله ازدواج شدی و شکی درش نیست که باید ازدواج بکنی
.
.
.

(1400 آبان 18، 21:04)New fighter نوشته است: سلام سفیر جان یه مطلبی من بگم در رابطه ازدواج که صحبتش بود در مورد اینکه ازدواج امر پسندیده هست شکی نیست ولی داداش به نظرم با دقت بیشتری به این موضوع نگاه کن تا جایی که من میدونم الان ۱۹ یا ۲۰ سالت باید باشه و احتمالا مثل خیلی از هم سن و سال های خودمون اون جور که باید با زندگی و سر بالایی های اون زیاد درگیر نشدی چون هنوز اقتضای سن نبوده ممکنه الان بهت بر بخوره ولی بیا منطقی به این موضوع نگاه کن زندگی مشترک  نیاز به تعهد داره و مثل دوستی های دوتا پسر نیست که رفیق هم بشن و حواست باید همیشه پیش همسرت باشه و بهشون رسیدگی کنی باید زمان بزاری برای خانوادت  در کنار کاری که برای تامین مایحتاج خانوادت میکنی و باید جوری بالانسش کنی که به هردو برسی.من خودم به این نتیجه رسیدم برای ازدواج حداقل باید یه  مدت مجرد زندگی کنم تا آبدیده بشم و به قولی تموم رفیق بازی و نمیدونم تفریحاتم را قبل ازدواج انجام بدم که موقع ازدواج فقط با خانوادم باشم نه اینکه پیش همسرم نشسته باشم و بخوام بپیچونم و به بهانه های مختلف از خونه بزنم بیرون خلاصه به نظر من و چیزی از استادهامون شنیدم باید به معنای واقعی از همه چی چشم و دلت سیر بشه مسئله سربازی هم که بماند خودش پروسه ای هست و همین موضوع ترک حداقل به نظر من ما اول باید یکسال پاک باشیم که صرفا برای رفع نیاز جنسی اقدام به ازدواج نکنیم و بتونیم این احساس را کنترل کنیم و باید توی این یکسالی که جمع می کنیم خودسازی انجام داده باشیم  دلم نیومد این ها را نگم لطفا این چیز هارا بخون و بدون اینکه جبهه ای بگیری در موردشان فکر کن چون با این انتخاب که قرار هست بکنی باید تا آخر عمر باهاش زندگی بکنی و اینکه راه برگشتی نیست بعد این انتخاب 
باز هم میگم به عنوان یک دوست این حرف هارا گفتم و قصد اینکه منصرفت کنم ندارم ولی حواست باشه از چاله در نیای و توی چاه بیوفتی 302

(1400 آبان 18، 21:26)سفیر بهشت نوشته است: سلام
این حرف ها من رو ناراحت میکنه
خصوصا این که بهم میگین بدون اینکه جبهه بگیری...
خب من درسته اشتباهاتی دارم
ولی دارم تموم تلاشم رو میکنم
و اگر اشتباهی میکنم تموم تلاشم رو میکنم جبران کنم
و اینکه اگر جبهه ای میگیرم فقط برای اینه که از خودم دفاع کنم.
منم مثل شما آدمم و بی نقص نیستم.
و دارم تلاشم رو میکنم ازدواجی عاقلانه و عاشقانه داشته باشم ، نه فقط عاقلانه و نه فقط عاشقانه.

(1400 آبان 18، 21:34)New fighter نوشته است: من عذر میخوام اگه باعث ناراحتی شدم ولی هدفم این بود به عنوان دوست بتونم راهنماییت کنم بازم عذر میخوام

(1400 آبان 18، 22:36)آرمین نوشته است: در مورد ازدواج ما عموما به مسئله مالیش فکر می‌کنیم.
اما خب حتما مسائل دیگه‌ای هم داره که اگه شرایط لازمش رو فراهم نکرده باشیم و بریم بی‌هوا تو دل ماجرا، هم به خودمون آسیب می‌زنیم هم به شخص مقابلی که باهاش ازدواج کردیم.

مسائل دیگه مثل چی؟
.
.
.

(1400 آبان 19، 0:45)سفیر بهشت نوشته است:
(1400 آبان 18، 22:36)آرمین نوشته است:  
در عین حال این رو هم می‌دونیم که قرار نیست تبدیل به انسان کاملی بشیم و بعد برای ازدواج اقدام کنیم.
چه بسا تا زمان مرگ‌مون به اون آدم کاملی که تو ذهن‌مونه هیچ‌وقت تبدیل نشیم.  Smiley-face-biggrin
.

این انتظار آدما خیلی غیر منطقیه و البته کمالگرایی محض هست
و الا چه بسا هیچ ازدواجی شکل نمیگرفت.


(1400 آبان 19، 12:53)New fighter نوشته است: قطعا تا بیای ایده آل بشی سال ها طول می کشه ولی اینکه بخوای یکهو بدون هیچی ازدواج انجام بدی تاثیر منفی داره باید یه سری پیش نیاز هارا داشته باشی که بتونی باهاش قدم پیش بزاری حرف من را اشتباه برداشت نکنید منظور من تهیه کردن اولیه های یک زندگیه نه کمال گرایی این دو خیلی فرق میکنن مثل این می مونه شما بدون بنزین بخوای با ماشین بری یک مقصد برسی اینکه شدنی نیست

(1400 آبان 19، 13:14)سفیر بهشت نوشته است: درسته باید یک سری پیش نیاز داشت.
که من اون پیش نیاز هارو اگر توی خودم دیدم قدم برمیدارم و اگر ندیدم بر نمیدارم.
و چون موضوع سر ازدواج منه ، باید بگم که من یکهو و بدون هیچی دارم تصمیم نمیگیرم.
و اینکه من بدون بنزین دارم به سمت مقصد نمیرم.

(1400 آبان 19، 13:23)New fighter نوشته است: این طرز صحبت کردن اینطوری اصلا درست نیست یه جوری صحبت میکنی که در واقع داری میگی به تو چه 
منم صرفا در مورد ازدواج شما حرف نزدم فکر اندیشه خودم را گفتم

(1400 آبان 19، 13:43)آرمین نوشته است: دوستان لطفا با همدیگه مهربون باشیم.  Khansariha (96)

موضوع بحث مون ازدواجه. در مورد شخص خاصی هم نیست.
هر کس نظری داره بنویسه. قرار هم نیست نظرهامون مثل همدیگه باشه. 

من چند تا پست عقب تر نظرم رو نوشتم. یه سری چیزهای دیگه هم بعد میگم. شما هم بنویسید.

سعی کردم تو گروه بحثی که بین سفیر بهشت و New fighter پیش اومد رو جمع کنم.
و
به نیوفایتر هم ایمیل دادم و ازش خواهش کردم از ادامه بحث خودداری کنه.
پرده چهارم:
سفیر بهشت در خصوص اسپم‌ها همکاری نکرد.
در ادامه تیم مدیریت خودش پست‌های سفیر بهشت رو ادغام می‌کرد برای این‌که نظم گروه به‌هم نخوره.

سفیر بهشت این موضوع رو گزارش کرد.
من به گزارش رسیدگی کردم و تو ایمیل با سفیر بهشت وارد مذاکره شدم.
براش توضیح دادم که محیط انجمن با محیط پیام‌رسان فرق داره. پست‌های چندکلمه‌ای نظم سایت رو به‌هم می‌زنه و ازش خواستم که با ما همکاری داشته باشه.
سفیر بهشت هم قبول کرد.

در نهایت این پیام رو تو پروفایلم گذاشت:

نقل قول: سلام

راجب ایمیلی که زدی باید بگم شاید همه چی تقصیر منه.
این اواخر حالم خیلی گیر داره ثبات ندارم.
در هر صورت ببخشید.

نقل قول: داداش من نیاز دارم کمی باهات صحبت کنم.

نقل قول: تو این مدته خیلی مشکلات برام پیش افتاده و خیلی پرخاشگر شدم

رفیقم که میدونی‌...
دیروز یادش افتادم اینقدر گریه کردم چشمام قرمز شده بود

.
.
.
از اینجا به بعد پیام‌ها شخصیه و قرارشون نمیدم.
سفیر بهشت نیاز داشت با من صحبت کنه و من باهاش صحبت کردم.
پرده پنجم: 

تو مسابقه مکتبخونه سفیر بهشت هم مثل سایر دوستان شرکت کرده بود و اسم نوشته بود.

تا این‌که با این نکته از طرف کارما مواجه شد:
(1400 آذر 3، 13:28)karma نوشته است:  فقط یه نکته ای رو در رابطه با متون انتخابی از کتب مذهبی و حدیث بگم:
   یکی از دوستان تذکر به جایی دادن که مقایسه سخنان آسمانی با بقیه جملات در قالب مسابقه کار جالبی نیست  53258zu2qvp1d9v
و همین طور ممنوع کردنشون هم نمیتونه جالب باشه Hanghead
 
در نتیجه ما قانونی مبنی  بر ممنوعیت استفاده از احادیث و آیات نداریم اما ازتون خواهش میکنم تا جایی که براتون مقدوره از احادیث و آیات استفاده نکنید 63 

با تشکر  Khansariha (8)


سفیر بهشت این نکته رو یه تبعیض زشت قلمداد کرد و از خودش واکنش نشون داد:

(1400 آذر 3، 13:42)سفیر بهشت نوشته است: چرا تا جایی که مقدوره باید از کتب غیر دینی استفاده کنیم؟؟؟
نمیشد بقیه از کتب دینی استفاده کنن؟
یا کلا بحثی در این باره نشه و کسی ضد حال نخوره؟؟؟
چرا باید بین کتب دینی و غیر دینی 
کتب غیر دینی ارجحیت داشته باشن؟؟؟
و چرا باید بین دین و غیر دین تبعیض قائل شد؟؟؟
بنده به دلیل این تبعیض از مسابقه انصراف میدم
در صورتی که من با شوق زیاد سخن امام علی رو انتخاب کردم
و چنین تبعیض زشتی منو دلسرد کرد
و کفی بالله حلیما.

(1400 آذر 3، 15:44)karma نوشته است: علیرضای عزیز

استفاده از کتب دینی هیچ منعی نداره و میتونی ازشون استفاده کنی  53258zu2qvp1d9v

همون طور که گفتم هدف اینه که احترام سخن معصومین حفظ بشه و در کنار سخن افراد عادی قرار نگیره و با اون ها سنجیده نشه  Khansariha (18)

ما دوست داریم کنارمون توی مسابقه بمونی 
و اگه خواستی به مسابقه بر گردی هم ازت استقبال میکنیم  53258zu2qvp1d9v


و کفی با الله حسیبا

سفیر بهشت از مسابقه انصراف داد و دیگه شرکت نکرد.
پرده ششم:
تو تاپیک تجربیاتی از جنس ادامه، سفیر بهشت تجربه‌اش رو نوشته بود.

تجربه‌ی خیلی خوبی هم بود.
اما دو جمله آخرش بی‌احترامی به اعضایی بود که اعتقادات متفاوتی دارن:
(1400 آذر 10، 13:56)سفیر بهشت نوشته است: من اگه نماز نخونم دوباره تا نزدیک یه سال میرم و درجا میزنم ، و این داستان تا ابد ادامه داره 4chsmu1
پس نماز رو در وهله اول باید شروع کرد و این رو لحاظ کرد که تلاش باید در همه ابعاد باشه
مثلا بخوام مثال بزنم:
نماز ، درس ، ترک ، اصلاح ارتباط با نامحرم و ...
یکیشو درست تلاش نکنی ، پازل خراب میشه و به هیچ جا نمیرسی 1
باید تکلیف خودمونو با این پازل مشخص کنیم.
اگه بگیم نه عامو من نماز نمیخونم پاکم میمونم
خب تو عزیزم آدم نیستی ، ما با بقیه داریم صحبت میکنیم 4chsmu1

همین 303


من به سفیر بهشت پیام پروفایل ارسال کردم:

نقل قول: داداش تو کانون اعضای با عقاید مختلف داریم. هر کس هم عقیده‌اش برای خودش محترمه.

پستی که اینجا گذاشتی و نوشتی «خب تو عزیزم آدم نیستی» ناراحتی برخی از دوستان‌مون رو به‌ دنبال داره.
ممنون میشم ویرایشش کنی.  [تصویر:  5.gif]



پاسخ سفیر بهشت:

نقل قول: سلام

میتونی حذفش کنی ، بلاخره عقاید منم برای کسی مهم نیست [تصویر:  i.gif]

نقل قول: ممنون میشم خودت زحمت ویرایشش رو بکشی.  [تصویر:  5.gif]

نقل قول: پست من مشکلی نداره.

نقل قول: بهت گفته بودم ما خیلی شبیه همیم ، در صورتی که ما اصلا شبیه هم نیستیم.

اولین بار نیست که از این تبعیضا میبینم.
کسایی که مذهبی نیستن راحت ول میگردن بعد من که هستم هرروز باید تحقیر بشم.
اینه عدالت؟
اگه توجه داشته باشی آقای مدیر کل محترم
خدا گفته انسان اگه خوب باشه از فرشته بهتره اگه خوب نباشه از حیوون کمتره ، کسیم که نماز نمیخونه خوشبختانه جزو گروه دومه ، پس اشتباهی از من نیست
میتونین من رو بن کنید ، من نبودن رو ترجیح میدم به زیر بار ظلم رفتن [تصویر:  9.gif]

نقل قول: داداش عزیز همون‌طور که گفتم این‌جا اعضا با عقاید مختلف حضور دارن.

اشکالی نداره که ما مذهبی‌ها طبق اعتقادات‌مون تو تاپیک‌های مذهبی فعالیت کنیم.
اما این‌که بخوایم با گفتارمون به شخصی که نماز نمی‌خونه بی‌احترامی کنیم و رنجش براش ایجاد کنیم درست نیست. 
اگه می‌خوایم کسی رو هم به نماز دعوت کنیم به طریق دیگه‌ای باید این کار رو انجام بدیم.  [تصویر:  53258zu2qvp1d9v.gif]

نقل قول: من نمیتونم کامل و بی نقص باشم ، بیشتر از این از دستم بر نمیاد [تصویر:  1.gif]

در نهایت سفیر بهشت پستش رو ویرایش نکرد.

معتقده کسانی که مذهبی نیستن راحت ول می‌گردن اما اون که مذهبیه مدام تحقیر میشه.
کسی که نماز نمی‌خونه از حیوون کمتره و پستش هم مشکلی نداره.
به جای این‌که زیر بار ظلم بره، بنش کنم.
ما الان شش پرده جلو رفتیم. هنوز تو پرده ششم هم باقی موندیم.

این پرده‌ها طبق تجربیات قبلی من که سال‌های سال اینجا بودم تا ده پرده، بیست پرده و شصت پرده هم پیش میره.

چند سوال ازتون می‌پرسم:

1- سفیر بهشت با ما همکاری نمی‌کنه که پستش رو ویرایش کنه. از طرفی اعضایی هستن که شدیدا درخواست پیگیری این موضوع و بی‌احترامی که شده رو دارن. چی کار کنیم؟

من خودم برم ویرایشش کنم؟ اگه ویرایش کنم، احتمالش هست سفیر بهشت دلخور بشه و مجددا اعتراض کنه و تو تاپیک‌های مختلف پست‌های اعتراضی قرار بده.
اگه ویرایش نکنم هم اعضایی که خواستار رسیدگی به این موضوع هستن متعرض میشن که تیم مدیریت در قبال این بی‌احترامی هیچ کاری انجام نداده.
واکنش درست چیه؟


2- روزبه‌روز سفیر بهشت آسیب بیشتری رو از این محیط داره می‌بینه. چه‌جوری میشه بهش کمک کرد؟

روز به روز سفیر بهشت با افراد بیشتری از سایت دچار مشکل میشه. احساس می‌کنه از ناحیه اون‌ها داره طرد میشه. حتی دوست‌های صمیمی خودش رو از دست میده.
روز به روز سفیر بهشت به زعم خودش تبعیض‌های زشت بیشتری رو شاهده و این موضوع بیشتر و بیشتر ناراحتش می‌کنه.

توجه داشته باشید:
  • پاکی سفیر بهشت برای ما مهمه و نمی‌خوایم خدای نکرده لطمه‌ای ببینه.
  • همین‌طور وضعیت روحی و روانیش برامون مهمه.
  • همین‌طور طرد نشدنش از اعضای سایت برامون اهمیت داره.
چطور می‌تونیم بهش کمک کنیم؟
کمک کردن به اعضا همیشه دغدغه جدی ماست و اکثر اوقات، اولویت اول و آخر ما.


3- همون‌طور که سفیر بهشت داره آسیب می‌بینه، اشخاصی که باهاش در ارتباط هستن هم دارن آسیب می‌بینن. آسیب‌های این اشخاص رو چطور میشه ترمیم کرد؟

من چه جور می‌تونم از دل‌شون در بیارم؟
بعضی‌ها همون روز موفق میشم راضی‌شون کنم.
بعضی‌ها یکی دو روز زمان می‌بره.
اما
بعضی‌ها به این راحتی‌ها نیست. من از هر راهی وارد میشم بازم به نتیجه نمی‌رسم.

با اون شخص آسیب‌دیده چی کار کنم؟
بعد از یک هفته بهم ایمیل میده که حالم بده و اعصابم خرده. چی کار کنم؟
بعد از یک ماه بهم ایمیل میده که هنوز به پذیرش نرسیدم. نمی‌تونم کنار بیام با اتفاقاتی که شاهد بودم.
بعد از دو ماه بهم میگه ای کاش هیچ‌موقع ترک خودارضایی رو تو گوگل جستجو نمی‌کردم و هیچ‌وقت با کانون آشنا نمی‌شدم.

این آسیب می‌تونه مربوط به هر جایگاهی باشه.
یه مدیر باشه که میگه من هر روز با عشق میام کانون و با عشق برای بقیه وقت میذارم. وقتی این‌ نوع رفتارها رو می‌بینم از کل کانون بیزار میشم.
یه سرپرست باشه که میگه با کلی شور و علاقه تصمیم گرفتم این مسابقه رو برگزار کنم. الان روزی نیست که خودم رو سرزنش نکنم چرا چنین پیشنهادی به شما دادم.
یا یه عضو عادی که هیچ مسئولیتی رو متقبل نشده و میگه صحبت‌هام و کمک‌هام به بقیه مدام بد برداشت میشه و بازخوردهای بد می‌گیرم. لعنت به من که دلم می‌خواد به بقیه کمک کنم.

چه جوری میشه درد این اشخاص رو تسکین داد؟


4- از پرده‌های پنج و شش به بعد من ایمیل‌هایی دریافت می‌کنم که کاربر مربوطه رو از سایت اخراج کنیم. من چه واکنشی باید نشون بدم؟

الان هم دقیقا چون به همین پرده‌‌های پنج و شش رسیدیم دارم این موضوع رو مطرح می‌کنم که اوضاع خراب‌تر نشه.

اشخاصی که درخواست اخراج کاربر رو دارن چه‌طور میشه راضی کرد؟

حرف اون‌ها اینه:
کسی که مدام تو سایت تنش ایجاد می‌کنه.
کسی که همکاری نمی‌کنه.
کسی که بی‌احترامی می‌کنه.
جاش تو این سایت نیست.

حضورش شاید تو این سایت از نظر پاکی بهش کمک می‌کنه. اما در عین این کمک، هم خودش داره آسیب می‌بینه هم به بقیه داره آسیب می‌زنه. و این آسیب‌ها به اون کمک نمی‌ارزه.

شما مدیران یک بار، دو بار، سه بار، چهار بار اغماض می‌کنید. دم‌تون هم گرم. اما این اغماض‌ها رو ادامه ندید. به آرامش ما هم فکر کنید.

این افراد رو چه‌جور می‌تونم راضی کنم؟
به این فکر کنید که من از پرده پنجم ششم تا شصتم باید این راضی کردن‌ها رو ادامه بدم.


5- چنین پرده‌هایی وقت و انرژی زیادی از تیم مدیریت می‌بره و توان فکری ما رو بیهوده تلف می‌کنه. وقت و انرژی و توان فکری که صرف خیلی چیزهای دیگه می‌تونه بشه. باید چی کار کرد؟

اصلا انرژی رو بذاریم کنار. توان فکری رو هم بذاریم کنار.
هر پرده میانگین سه ساعت زمان من رو می‌گیره.
شصت تا پرده‌ی سه ساعته میشه صد و هشتاد ساعت.

با این صد و هشتاد ساعت خیلی کارهای دیگه میشه انجام داد. نه؟

این رو هم توجه داشته باشید که فقط یه کاربر نیست. ما مجموعه‌ای از کاربران داریم.

من هم‌زمان که مشغول پرده‌ی شصتم کاربر A هستم، مشغول پرده‌ی چهل و هفتم کاربر B هم هستم،
کاربر C به پرده‌ی سی و پنجم رسیده و در همون حین در حال مذاکره با کاربر D تو پرده‌ی بیست و هشتمم.
کاربر E و F و G و ... هم هستن.

و همه‌ی این‌ها در حالیه که 70 تا کار رو زمین مونده هم دارم.

این‌ها در حالیه که کاربر I معترضه بهم که چرا هنوز اعتبارش داده نشده و غرغر می‌کنه.
کاربر J متعرضه که مدالش داده نشده و بد و بیراه میگه.
کاربر K یه لیست پیشنهادی ارسال کرده بوده و میگه چرا پیشنهادهام رو اجرا نمی‌کنید و خستم کردید.

من چی کار می‌تونم انجام بدم؟
چه جوری می‌تونم توجیه‌شون کنم درگیر یه سری پرده هستم و کارها عقب افتادن؟
توجه داشته باشید من این شرح رو به‌عنوان یه مطالعه موردی (Case Study) مطرح کردم.
ما ده‌ها مورد با موضوعات مختلف داریم که در نهایت به نتیجه نمی‌رسیم.

تو تئوری خیلی چیزها ساده است. این جوری کنید و اون جوری کنید. موقع تذکر دادن از تکنیک فلان استفاده کنید. موقع دیدن بی‌احترامی از جانب کاربر از تاکتیک بهمان بهره ببرید. قوانین رو فلان کنید و توضیحات رو بیسار.
اما تو عمل اوضاع خیلی فرق داره. اصلا اون چیزی نیست که فکرش رو می‌کنید.

ممنون میشم شما اعضای محترم کانون با من هم‌فکری کنید و پاسخ سوالات رو برام بنویسید.

این سوالات:

نقل قول: 1- سفیر بهشت با ما همکاری نمی‌کنه که پستش رو ویرایش کنه. از طرفی اعضایی هستن که شدیدا درخواست پیگیری این موضوع و بی‌احترامی که شده رو دارن. چی کار کنیم؟

2- روزبه‌روز سفیر بهشت آسیب بیشتری رو از این محیط داره می‌بینه. چه‌جوری میشه بهش کمک کرد؟

3- همون‌طور که سفیر بهشت داره آسیب می‌بینه، اشخاصی که باهاش در ارتباط هستن هم دارن آسیب می‌بینن. آسیب‌های این اشخاص رو چطور میشه ترمیم کرد؟

4- از پرده‌های پنج و شش به بعد من ایمیل‌هایی دریافت می‌کنم که کاربر مربوطه رو از سایت اخراج کنیم. من چه واکنشی باید نشون بدم؟

5- چنین پرده‌هایی وقت و انرژی زیادی از تیم مدیریت می‌بره و توان فکری ما رو بیهوده تلف می‌کنه. وقت و انرژی و توان فکری که صرف خیلی چیزهای دیگه می‌تونه بشه. باید چی کار کرد؟

ممنون میشم پاسخ‌هایی که می‌‌نویسید محترمانه باشن و خدایی نکرده به شأن و شخصیت کسی اهانتی صورت نگیره.

دقت داشته باشید سفیر بهشت از دوست‌های خوب منه و تو این دو سال که کانون بوده هم با همدیگه کلی حرف زدیم و کلی همراه هم بودیم.
هر چند هنوز پستی که ازش خواسته بودم رو ویرایش نکرده اما همین دو ساعت پیش هم محبت کرده و این پست رو تو تاپیک تشکر گذاشته:

(1400 آذر 12، 12:27)سفیر بهشت نوشته است: عذرخواهی میکنم از همه ، خصوصا آرمین
من مثل یه زندونی میمونم که تازه از زندان آزاد شده
نیاز به زمان دارم تا روحیاتم به حالت کارخونه برگرده 1
منتها تمام تلاشمو میکنم که کسیو نرنجونم
ببخشید آرمین جان 1 Gol

من با چالش مواجه شدم.
چالش من فقط سفیر بهشت نیست. من با سفیر بهشت‌ها تو کانون چنین چالش‌هایی دارم و به نتیجه نمی‌رسم.
و از شما اعضای کانون می‌خوام که در حل این چالش به من کمک کنید.

سفیر بهشت جان خودت هم لطفا در حل این چالش کمک کن و مثل بقیه به سوالات بالا پاسخ بده.  Khansariha (18)
سلام
قبل از حل سوالات ذکر این موارد ضروریست:
من فرد آسیب دیده ای از سمت خانواده و جامعه هستم و من هیچوقت اونطوری که بودم تایید نشدم ، 
پس من با شما فرق دارم.
من به خاطر مطلق گرایی و درک نشدن از سمت بقیه و تجاوز به اعتقاداتم توسط آقای مهدوی ، مورد آزار قرار گرفتم.
من رسالت زندگیم روانشناسیه
اگه بخوام بیشتر از توانم مایه بزارم باز افسرده میشم.
درسته من اشتباهات زیادی کردم ، ولی تمام تلاشمو کردم جبرانشون کنم.
بقیه حق دارن به اعتقاداتشون توهین یا تجاوز یا دخالت نشه
ولی من حق ندارم ، چون آقای مهدوی به اعتقاداتم تجاوز کرد!
و من باز تایید نشدم!
و این ناراحتی ممکن بود به پاکی من صدمه خیلی جدی وارد کنه!
و من رو دوباره وارد افسردگی کنه!
یعنی همون حبس ابد!
من هم مثل بقیه حق دارم به اعتقاداتم توهین نشه
حالا که اینطوره
مقصر قضیه امروز من نیستم.

1- سفیر بهشت با ما همکاری نمی‌کنه که پستش رو ویرایش کنه. از طرفی اعضایی هستن که شدیدا درخواست پیگیری این موضوع و بی‌احترامی که شده رو دارن. چی کار کنیم؟
من پستم رو حذف میکنم چون وظیفم هست ، به شرط اینکه آقای مهدوی هم ، پستشون رو حذف کنند.
2- روزبه‌روز سفیر بهشت آسیب بیشتری رو از این محیط داره می‌بینه. چه‌جوری میشه بهش کمک کرد؟
یا درکش کرد ، یا توی کارش دخالت نکرد.

3- همون‌طور که سفیر بهشت داره آسیب می‌بینه، اشخاصی که باهاش در ارتباط هستن هم دارن آسیب می‌بینن. آسیب‌های این اشخاص رو چطور میشه ترمیم کرد؟ اگه سفیر بهشت از بقیه آسیب نبینه ، متقابلا به بقیه هم آسیب نمیزنه.

4- از پرده‌های پنج و شش به بعد من ایمیل‌هایی دریافت می‌کنم که کاربر مربوطه رو از سایت اخراج کنیم. من چه واکنشی باید نشون بدم؟اگه حقم اخراج شدن بود تا الان اخراج شده بودم ، لذا مشکلی هم با اخراج شدنم ندارم.
و اگر دفعه دیگه تبعیضی صورت بگیره که من احساس کنم بقیه خودشون رو از من بهتر میدونن ، رسما برای همیشه از کانون میرم.

5- چنین پرده‌هایی وقت و انرژی زیادی از تیم مدیریت می‌بره و توان فکری ما رو بیهوده تلف می‌کنه. وقت و انرژی و توان فکری که صرف خیلی چیزهای دیگه می‌تونه بشه. باید چی کار کرد؟
چنین تبعیض ها و تجاوز ها و درک نشدن ها هم همین کار رو با من میکنه ، لذا افراد اشتباهات تکراری رو به هیچ وجه نباید تکرار کنن و الا تنها گزینه ، اخراج خواهد بود.
(1400 آذر 12، 13:11)مهدوی نوشته است: علیرضا جان
ای ول به پاکی و نماز و کنترل نگاه و ذهن و ثباتی که بهش رسیدی 49-2
درسته داداش عزیز؛ ما ثبات مطلق نداریم چون اساساً جهان ما نمیتونه ثبات مطلق رو در خودش جای بده 4chsmu1
اما همونطور که گفتی ما در حال تکامل هستیم. روز به روز و ساعت به ساعت.
این تکامل نیازمند از بین بردن موانعش هست.
حالا آیا علیرضا با نگاه به فیلم بدون سانسور میتونه همچنان به تکاملش ادامه بده؟
بله چون تکامل جنبه های مختلفی رو داره اما باید تناسب هم وجود داشته باشه 128fs318181
وقتی علیرضا داره تلاش میکنه نماز بخونه و از خدا پیروی میکنه، قطعاً هم باید نگاه حرام رو کنترل کنه 49-2
دوتا ورزشکار رو تصور کن که یکی فقط با اعضای سمت راست بدنش وزنه میزنه! یکی هم کامل و بدون نقص حرکات ورزشی خودش رو اجرا میکنه با اعضای هر دو طرف بدنش.
هر دو ورزشکارن اما این بدنش کامله ولی اون یکی یه طرف بدنش عضلانیه ولی طرف دیگه نه Smiley-face-biggrin
این فقط یه مثاله و میتونه در واقعیت درست نباشه.
اما علیرضا برای اطاعت از کی داره نماز میخونه؟
حالا اون خالق آیا فقط نماز براش مهمه یا کنترل نگاه بنده اش نیز هم؟ Khansariha (121)
سلام 
اول از همه بگم این حرفی که دارم میزنم به یک فرد خاص تنها اطلاق نمیشه چیزی بوده که از اولین ورود من در سال قبل از ۹۶به کانون اینطور بوده 
من قبل از سال ۹۶یه اکانتی داشتم اون موقع واقعا هیچ کدوم از قوانین سایتو رعایت نمیکردم  خیلی هم سعی میکردم خودمو کنترل میکردم که انقدر شیطونی نکنم ولی نمیشد در نهایت نمیدونم سر چی بود که انقدر به من اخطار دادن که اون اکانتم بن شد و دیگه کسی سراغی از من نگرفت تا بالاخره بعد از ۲سال یا شایدم بیشتر دوباره با یه اکانت دیگه من غضو کانون شدم یادمه اون موقع هیچکدوم از اعضای سایت را اسمشون را یاد نداتشم خیلی ها رفته بودن و ادمای تازه توی سایت اومده بودن ولی باز هم من شیطنت خودمو داشتم و چون قوانین را رعایت نکرده بودم اخطار میگرفتم تا۷۰درصد هم رفتم ولی دیگه سر عقل اومدم و الان در خدمتتون هستم 
میدونید دوستان هدف از اجرای این قوانین چیه؟ اصلا قانون برای چی به وجود میاد؟ قانون درست میشه تا از اموال مالی ،جسمی،روحی و....... افراد حفاظت کنه همونطور که شما وقتی برنامه ای نصب می کنید و موقع نصب برنامه اگه قوانینش را قبول نکنید اجازه استفاده از اون برنامه را ندارید وقتی هم وارد یک جمعی میشید  می بینید که همشون بینشون یه سری خط قرمز ها هست حالا ممکنه بگید نه فقط خودم باید راحت باشم این اصلا درست نیست چرا؟چون اون موقع فقط من نوعی نیستم که هر جور بخوام رفتار کنم و کک بقیه هم نگزه 
برای همین هنجار. و ارزش و منش و قانون هایی برای هر جایی تعریف میشه 
از این بابت من خیلی خوشحالم که اون اخطار ها را گرفتم پیشنهادی ندارم برای سوالات ارمین همین که تا الان وایساده پای کار خودش یعنی اینکه واقعا سنگ تموم گذاشته 
و به نظر من تا موقعی که تمام افراد توی سایت به تعهدات خودشون در قبال قوانینی که پذیرفتن عمل نکنن هیچ تیم مدیریتی حتی اعضای ۱+۵هم نمیتونن کاری بکنن
(1400 آذر 12، 13:23)سفیر بهشت نوشته است: مهدوی همه حرفات درست
ولی شرمنده اخلاق ورزشکاریت 4chsmu1
اعتقادات من شکل گرفتن و دیگه تغییر نمیکنن 1
این وسط بحث ظرفیت هست
هممون یه ظرفیتی داریم که اگه توقع داشته باشیم از اون تجاوز کنیم ،
افسرده میشیم 
مثال بارزش من 128fs318181
وقتی خودمو قبول کردم و پذیرفتم که من همینم
و هدف زندگی من روانشناسیه
و من لازم نیست خودمو عوض کنم بعد از خودم راضی باشم 128fs318181 ،
به آرامش رسیدم 9
قبلا هم گفتم
یکی رسالت زندگیش روحانیته
یکی شهادت
یکی روانشناسی
جامعه به همه اینا نیاز داره ، نه فقط به یکیش 128fs318181
و وقتی اندازه ظرفیتت ، از خودت راضی هستی
اصلا باشگاه نمیری که حالا بدنت بخواد ایراد پیدا کنه 4chsmu1
لذا اینکه من لقب شهید زنده رو کسب کردم
و اگه آدمی بودم که خلاف میل خدا عمل میکنه ، مطمئن باش چنین چیزی امکان پذیر نبود 1
و خدا همه بنده هاشو با همه اعتقادات و ظرفیت ها و اهداف دوست داره
و عوض کردن خودمون در صورتی که ما همینجوریش فوق العاده ایم ، اصلا منطقی نیست 1
کما اینکه اصلا تجاوز از ظرفیت ، امکان پذیر نیست 1



من برای اطاعت از کسی نماز میخونم که اون از من همینطوری که هستم راضیه [تصویر:  1.gif] 
اینکه شما به شیوه خودت
و بقیه به شیوه خودشون زندگی میکنن
نشون دهنده این نیست که فقط اعتقادات شما درسته [تصویر:  1.gif] 
کما اینکه من خودم میدونم که خدا کنترل ذهن هم براش مهمه و هیچوقت منکر این نبودم
و من کنترل نگاه و ذهن هم دارم میکنم.
هیچوقت سعی نکنیم به اعتقادات هم تجاوز کنیم ، چون مثل نماز نخوندن و کنترل ذهن نکردن ، عواقب بدی داره و نارضایتی خدا نیز هم [تصویر:  53258zu2qvp1d9v.gif]

مخالفم
دلیل :
تناسب باید وجود داشته باشه ، ولی بر اساس توان آدم
تناسب توی همه اشخاص یکسان نیست
در غیر اون صورت ، مطلق گرایی محسوب میشه [تصویر:  9.gif]

اگر عدم دخالت در اعتقاد توی کانون برقراره
اون قانون شامل سفیر بهشت هم باید بشه.
سلام و عرض ادب و احترام به همه 303
خب آقا واقعا خستم از کسانی که باعث بهم زدن نظم کانون میشن و همینطور باعث سرد شدن مدیران میشن... (دقیقا ‌اقای عاشق به همین دلایل رفتن یعنی سرد شدن از اعضای کانون) و و و و در نهایت باعث توقف کانون میشه ... Khansariha (56)

خب
رفقا اولا بگم ما هممون برای یک هدف اومدیم اینجا .
و مطمعنا به کانون و کانونی ها نیاز داریم ....
پس باعث بهم زدن نظم نشیم همه با هم یک دل باید باشیم..
و به اهدافمون برسیم ...

من در صحبت های آقای سفیر بهشت به نکته بدی بخورد کردم ..


نقل قول: آقای مهدوی به اعتقاداتم تجاوز کرد!
تجاوز!!!!!! 1744337bve7cd1t81 1744337bve7cd1t81
این کلمه برای من خیلی خیلی سنگینه و اصلا قابل هضم کردن نیست ..... 14
به هیچ عنوان 14
آقای مهدوی دارن از زمانشون و از زندگیشون برای کانون مایه میذارن این حرفا به هیچ وجه به ایشون نمیچسبن هرگز!!!!!!!
من بشدت با آقای سفیر بهشت مخالفم....
آقای مهدوی تو این ۸ الی ۹ ماهی که تو کانون بودم .
هیچ وقت به هیچ کس بی احترامی نکردن.
اگر هم چیزی گفتن طبق قوانین سایت بودن ....
Esteghfar Esteghfar
لطفاً لطفاً خواهش
در انتخاب کلمات دقت کنید ...
302 دقت  302

در پناه حق موفق و موید باشید .

یا علی مدد  balloons
در ارزوی شهادت برایم دعا کنید   Confetti Confetti   2uge4p4 chase
بهترین دعا برای بهترین دوست به قول سردار شهادت است 302 302 302
سلام
یه چیزی می خوام بگم.یه چیز کلی هست و شخص خاصی مد نظر نیست.پس این حرفم رو به یاد داشته باشین.
آدم ها رو همون جور که هستن بپذیریم.هیچ کسی بی نقص نیست.همه اشتباه می کنن.همه دارای خصوصیات اخلاقی و رفتاری خاص خودشون هستن.
مثل اعضای یک خانواده,هر کسی یه طوری هست.یکی محبت داره,اما زود عصبانی میشه.
یکی بداخلاقه اما دل سوز هم هست.اما بلد نیست درست دلسوزیش رو نشون بده.
یکی زحمت میکشه,اما زحمتش چندان برای بقیه مفید نیست.اما همینقدر بلده تلاش کنه.
آدم ها رو همون جوری که هستن درکشون کنیم.قبولشون کنیم که همین هستن.ما هم همین هستیم.
اجازه اشتباه کردن به بقیه بدیم,به همدیگه بدیم.ما انسان کامل,فیلسوف,انیشتین,امام علی و ... نیستیم.
ما پشتکاریم,سفیر بهشت هستیم,مهدوی هستیم,مدیر کانون هستیم,رفقیایی به خصوصیات مختلف هستیم.
گاهی این خصوصیات بقیه با ما درگیر میشه,اما وقتی بپیذیریم که این رفیقمونه.اون خصیصیاتش همینه.توانش همینه.نمی تونه آدم کاملی باشه.اشتباه می کنه.دوست نداره و دلش می خواد پاک باشه.
با هم کنار بیایم.وقتی کسی چیزی گفت که به ظاهر باعث ناراحتیمون میشه.به این فکر نکنیم که یه انسان کامل و دانشمندی چرا چنین برخوردی با من کرد.بگیم چیزی نیست.اون همینقدر می تونه.ما هم با بقیه گاهی همیجوری هستیم.


اسارت نفس،اراده را قوی می کند

فهمیدم هنگامی که فقط نصف نون می خورم ارادم قوی تره تا موقعی که هر چی دلم بخواد می خورم

برای نا امید شدن دلیلی وجود ندارد

[تصویر:  final%201.png][تصویر:  05_blue.png]


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان