کانون

نسخه‌ی کامل: عاشقانه های خداوند
شما در حال مشاهده‌ی نسخه‌ی متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده‌ی نسخه‌ی کامل با قالب بندی مناسب.
[rtl]خدایا![/rtl]
[rtl]تو را غریب دیدم و غریبانه غریبت شدم،[/rtl]
تو را بخشنده پنداشتم و گنه کار شدم،
تو را وفادار دیدم و هر جا که رفتم بازگشتم،
تو را گرم دیدم و در سردترین لحظه ها به سراغت آمدم،
تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی؟؟؟
.

 الهی! 


 جز از شناخت تو، شادی نیست 


 و جز از یافت تو، زندگانی نه 


 زنده ی بی تو چون مرده زندانی است 


 و زنده ی به تو، زنده ی جاویدانی است ... 




 ( خواجه عبدالله انصاری )




53
نه آن شدم که خواستی!
نه آن شدم که خواستم!
 تکلیف من این وسط چیست
خدایا؟
خدایا اشتباهم این بود ،جای تو ،خودم را
به خودم سپردم!
وای به این اعتماد به نفس...!
خدا
بينهايت است و لامكان و بي زمان
اما
ب قدر فهم تو كوچك ميشود
ب قدر نياز تو فرود مي آيد
و
ب قدر گمان تو كارگشا
و ب قدر آرزوي تو گسترده


خداوند همه كس را همه چيز ميشود ...
گفتم خدایا همنشینم باش …
گفت من مونس کسانی هستم که مرا یاد کنند !
گفتم چه آسان به دست می آیی ؟؟!!
گفت پس آسان از دستم نده !
.

 الهی! 

 فضل تو را کران نیست 

 و شکر تو را زبان ... 


 من بی تو دمی قرار نتوانم کرد          ...          احسان تو را شمار نتوانم کرد 

 گر بر تن من زبان شود هر مویی        ...          یک شکر تو از هزار نتوانم کرد ... 



( پیر هرات )





53
بزرگترین آزمون ایمان زمانی است که آنچه که می خواهید را بدست نمی آورید، با این حال قادرید بگویید:

 خدایا شکرت
خدایا!
زندگی زیباست.به زیبایی دریایی از سکوت.
بیا،مرا از زندان غرورم برهان و به من توانایی بده که با یک سبد از گلهای امید و میوه‌های نوید خود به دیدار تو بیایم تا چهره زیبای زندگی در نگاهم قاب شود...
ﺧﺪﺍﯾــﺎ …
ﺁﻧــﺠﺎ ﮐـﻪ ﺧﺴﺘـﻪ ﺍﻡ ،
ﺁﻧــﺠﺎ ﮐــﻪ ﺩﻝ ﺷﮑﺴﺘــﻪ ﺍﻡ ،
ﺁﻧــﺠﺎ ﮐـﻪ ﺍﺯﻫﻤـﻪ ﯼ ﻋـﺎﻟﻢ ﻭ ﺍﺩﻡ ﮔﺴﺴﺘـﻪ ﺍﻡ ،
ﻫﻤﯿﺸـﻪ ﺗـﻮ ﻫـﻤﺎﻥ ﺩﺳﺘــﯽ ﻫﺴﺘــﯽ ﮐــﻪ ،
ﻣﯿﮕﯿــﺮﯼ ﺍﺯ ﺩﻟــﻢ
ﻏﺒــﺎﺭِﻏــﻢ ﻫﺎ ﺭﺍ
خدایا!


بخشایش تو بیکران است


این خطاکار را از خاطر مبر...53258zu2qvp1d9v
خدایا دلم برایت تنگ شده است


مدتی است سراغت را نگرفته ام


     گرچه تو هر لحظه در کنارم بودی و حضور سبزت را حس می کردم


خدایا دلم گرفته است


می دانم که تو هم دلت برایم تنگ شده است


چرا که خودت ، مرا از خواب عفلت بیدار کردی


خدایا تمنا دارم که همیشه دستانم را بگیری


و به من قوتی عطا فرمائی که آنی از یادت غافل نشوم


می دانم که اگر تو همیشه دستانم را بگیری ،


من هیچ گاه تنها نخواهم بود


خدایا ، در من روحی دوباره بدم تا مملو از تو گشته


و خود را فراموش نمایم




خدایا ، ای کسی که لازم نیست همیشه از آنچه در دلم می گذرد


با تو سخن گویم چون  تو خودت می شنوی


        و آرمش را به قلبم منعکس کرده و زمزمه می کنی که من با توام


خدایا ، ای بهترین دوستم ، دوستت دارم
53535353
نامه خدا به همه انسانها :

امروز صبح که از خواب بیدار شدی،
نگاهت می کردم،
امیدوار بودم که با من حرف بزنی،
حتی برای چند کلمه،
نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد،
از من تشکر کنی؛
اما متوجه شدم که خیلی مشغولی،
مشغول انتخاب لباسی که میخواستی بپوشی،
وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی،
فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی:"سلام"،
اما تو خیلی مشغول بودی.
یک بار مجبور شدی منتظر شوی و برای مدت یک ربع ساعت، کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی.
بعد دیدمت که از جا پریدی،
خیال کردم می خواهی چیزی به من بگویی،
اما تو به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی.
تمام روز با صبوری منتظرت بودم،
با آن همه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی.
متوجه شدم قبل از نهار هی دورو برت را نگاه می کنی؛
شاید چون خجالت می کشیدی،
سرت را به سوی من خم نکردی!!!
تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری.
بعد از انجام دادن چند کار،
تلویزیون را روشن کردی،
نمیدانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟
در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و  تو هر روز مدت زیادی را جلوی آن می گذرانی.
در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط ازبرنامه هایش لذت می بری.
باز هم صبورانه انتظار ترا کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی،
شام خوردی و باز هم با من صحبتی نکردی!!!
موقع خواب،
فکر می کنم خیلی خسته بودی،
بعد از آن که به اعضای خانواده ات شب بخیر گفتی،
به رختخواب رفتی و فوراً به خواب رفتی.
نمی دانم که چرا به من شب به خیر نگفتی؛
اما اشکالی ندارد،
آخر مگر صبح به من سلام کردی؟!
هنگامی که به خواب رفتی،
صورتت را که خستهء تکرارِ یکنواختی های روزمره بود،
را عاشقانه لمس کردم.
چقدر مشتاقم که به تو بگویم:
چطور می توانی زندگی زیباتر و مفیدتر را تجربه کنی...
احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام.
من صبورم،
بیش از آنچه تو فکرش را می کنی.
حتی دلم می خواهد به تو یاد دهم که چطور با دیگران صبور باشی.
من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم،
منتظر یک سر تکان دادن،
یک دعا،
یک فکر،
یا گوشه ای از قلبت که بسوی من آید.
خیلی سخت است که مکالمه ای یکطرفه داشته باشی.
خوب،
من باز هم سراسر پر از عشق منتظرت خواهم بود،
به امید آنکه شاید فردا کمی هم به من وقت بدهی
درون هر يك از ما جوانه ايست از مهر و لطافت خدا،
براستي آنانكه بدور از تلاطم زندگي و هواهاي نفساني
و بدون توجه به نژاد و يا مذهبي؛ اين جوانه را مي پرورانند
لذت شيرين انسانيت را چشيده اند…
بسم الله الرحمن الرحیم

 
وَمَا أُوتِيتُم مِّن شَيْءٍ فَمَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَزِينَتُهَا وَمَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ وَأَبْقَىٰ أَفَلَا تَعْقِلُونَ

آنچه به شما داده شده، متاع زندگی دنیا و زینت آن است؛ و آنچه نزد خداست بهتر و پایدارتر است؛ آیا اندیشه نمی‌کنید؟!

القصص/60

بسم الله الرحمن الرحیم



وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ 

و هنگامی که بندگان من، از تو در باره من سؤال کنند، (بگو1 من نزدیکم! دعای دعا کننده را، به هنگامی که مرا می‌خواند، پاسخ می‌گویم! پس باید دعوت مرا بپذیرند، و به من ایمان بیاورند، تا راه یابند (و به مقصد برسند)! 


آیه 186 سوره مبارکه بقره
با مخلوق اگر اشتباه حرف بزنی مچ ات را می گیرد، اما خدا این طور نیست، خدا به حرفهایت گوش می دهد واین گوش دادن باعث می شود که حرف زدن یاد بگیری
صفحه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29